
بازگشت سلطنت یا ناپدید شدن آینده؟
این یادداشت بازگشتِ بحثِ سلطنت را نه بهعنوان یک «پروژهی سیاسی»، بلکه بهمثابه نشانهای از فرسایش امید و ناپدیدشدنِ افق آینده تحلیل میکند. نویسنده نشان میدهد که گرایش امروز به سلطنت بیش از آنکه نوستالژی گذشته یا وفاداری به یک سنت سیاسی باشد، محصول بزنگاههای تهی، خستگی جمعی و گسست پیوند میان کنش و پیامد است. در غیاب تخیل آیندهمحور و سازمانیابی مؤثر، گذشته به صورت اسطورهای آرامبخش بازمیگردد؛ نه چون راهحل، بلکه چون پناهگاهی موقت برای معنا.


























