
گلوگاه هرمز: از اختلال منطقهای تا بحران ساختاری سرمایهداری جهانی
بحران هرمز را باید در سطحی فراتر از ژئوپولیتیک کلاسیک تحلیل کرد: بهمثابه اختلالی در منطق «گردش» که بنیان سرمایهداری معاصر را شکل میدهد. در جهانی که زنجیرههای تأمین بهطور فزایندهای به حرکت پیوسته و بیوقفه کالاها، انرژی و سرمایه وابستهاند، گلوگاههایی مانند هرمز دیگر صرفاً اهرمهای ژئوپولیتیک نیستند، بلکه به مفصلهایی بدل شدهاند که حیات کلیت نظام سرمایهداری به آنها وابسته است. درست به همین دلیل است که این نقاط همچون پلی میان جغرافیای سرمایه و جغرافیای جنگ عمل میکنند. اختلال در این مفاصل، نااطمینانی را بهعنوان یک متغیر ساختاری به درون کل نظام تزریق میکند؛ نااطمینانیای که از خلال افزایش هزینهها، اختلال در زمانبندی و بیثباتی در تصمیمگیریهای اقتصادی بازتولید شده و بهسرعت در سراسر شبکه جهانی سرایت مییابد.

























