
بوی باروت در حافظهٔ بدن؛ روایت یک شهر در محاصره
آرزو مختاری ـ در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، مسیرهای اصلی و فرعی بسیار شلوغ بودند. مسیرهای اصلی و نیمهفرعی کاملا کنترل میشد. تیپها متفاوت بود، اغلب با ماسک و چهرۀ پوشانده شده. هوا به شدت سرد بود. انگار نگاهها دنبال هم میگشتند، اما همزمان از خیره شدن به هم میگریختند. اغلب تشخیص مردم از نیروهای لباسشخصی بسیار دشوار بود.

























