<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>گوي سياست</title>
      <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 12 Oct 2008 20:21:29 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>اوبامای خونسرد در برابر استراتژی ترس</title>
         <description>در حالی‌ که کمتر از چهار هفته به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده، ستاد مک‌کین تلاش کرده از طریق آگهی‌ها و یا سخنرانی‌های تند سارا پیلین، اوباما را موجودی ترسیم کند که آمریکایی‌ها باید از او بترسند.

[[sound]]

وقتی هفته پیش در بعضی از تجمع‌های انتخاباتی، چند نفری اوباما را «تروریست» خطاب کردند و از گوشه و کنار شنیده شد که عده‌ای خواهان کشتن اوباما هستند، زنگ خطر به صدا در آمد و گروهی از اعضای حزب جمهوری‌خواه و اعضای بلند‌پایه ستاد اوباما و حتی جو بایدن از مک‌کین خواستند این نوع واکنش‌ها را تقبیح کند.

چند روز پیش وقتی یکی از طرفداران مک‌کین اوباما را «عرب» خواند، مک‌کین مجبور شد در پاسخ با احترام از اوباما یاد کند و او را یک آمریکایی محترم بخواند که با او اختلاف عقیده دارد.

مک‌کین از حاضران در یکی دو تجمع دیگر نیز خواست که با احترام با رقیب برخورد کنند. این واکنش مک‌کین البته با آگهی‌های تلویزیونی ستادش هم‌خوانی ندارد که تلاش می‌کند اوباما را همراه و یار یک تروریست دهه ۶۰ ضد جنگ ویتنام نشان دهد.

[[photow01]]

جان مک‌کین در جنگ ویتنام شرکت کرده بود و اسیر ویتنامی‌ها شد. در این آگهی گفته می‌شود که اوباما سعی کرده ارتباطش را با بیل آیرز کمتر از چیزی نشان دهد که واقعیت داشته است.

رادیکال شدن فضای انتخاباتی پیش از چهارم نوامبر از سوی جمهوری‌خواهان البته قابل انتظار بود. جمهوری‌خواهان در دوره‌های مختلف اغلب رقبا را ضد آمریکا، یا حتی دارای افکار سوسیالیستی معرفی کرده‌اند که این مساله باعث تحریک طرفداران دو‌آتشه‌شان نیز شده است.

گفته می‌شود در دوایر کوچک‌تر، کتابچه‌هایی دست به دست می‌شود که اوباما را مسلمان و عرب و کمونیست می‌خوانند و این برای گروه‌هایی که اعتمادی به مسلمانان، اعراب و چپ‌ها ندارند، بسیار ترسناک است.

اما بر خلاف انتظار ستاد مک‌کین، این بار تبلیغات ترساننده علیه اوباما چندان تأثیرگذار نبوده است و نامزد دموکرات‌ها بر اساس نظرسنجی‌ها، بین شش تا ۹ در‌صد پیش است.

[[photow02]]

او هم‌چنین در اکثر ایالت‌های بینابینی که مشخصاً دموکرات یا جمهوری‌خواه نیستند، از مک‌کین سبقت گرفته است. اوباما بارها تذکر داده که جمهوری‌خواهان می‌خواهند مسیر را از اقتصاد به مسائل حاشیه‌ای بکشانند.

در هفته‌های اخیر، بحران بزرگ اقتصادی بازارهای سهام را شدیداً تحت تاثیر قرار داده که آثار محدودترش هم از همین حالا متوجه مردم عادی آمریکا شده، باعث تغییر نگرش بسیاری از رأی‌دهندگان به مسائل سیاسی شده است.

تعداد کمی از جمهوری‌خواهان که به طور سنتی می‌بایستی جان مک‌کین را بر‌می‌گزیدند، از همین الان گفته‌اند که به اوباما رأی خواهند داد.

این روزها دو مسأله مهم باعث شد توجه رسانه‌ها اندکی از بیل‌ آیرز منحرف شود. اولی تقلب یک گروه فعال اجتماعی معروف به ای‌کرن (‌Acorn‌) که تلاش کرده آمار ثبت‌ نام‌ شدگان در انتخابات را بالاتر ببرد و دیگری گزارش سوء ‌استفاده سارا پیلین از قدرت در ایالت آلاسکا است.

[[photow03]]

ای‌کرن گروهی نزدیک به دموکرات‌هاست و باراک اوباما در سال‌های دور وکالت این مؤسسه را بر عهده داشته است.

جمهوری‌خواهان سعی کرده‌اند این ارتباط قدیمی را تبدیل به یک موضوع تبلیغاتی جدید کنند. البته تأثیر مثبت رأی‌دهندگان جدید متوجه اوباما خواهد بود که جمهوری‌خواهان شدیداً به آن حساسیت دارند.

ستاد اوباما نیز در واکنش، هر گونه فعالیت برای تقلب در انتخابات را تقبیح کرده است. اما این‌که این مؤسسه از اوباما حمایت کرده و ستاد اوباما نیز چند ماه پیش به یکی از مجموعه‌های تحت پوشش ای‌کرن کمک مالی کرده، باعث تأمل است.

تلاش ای‌کرن باعث جذب بیش از یک میلیون رأی‌دهنده جدید در انتخابات ۲۰۰۸ شده است که برای جمهوری‌خواهان نشانه خوبی نیست و تلاش خواهند کرد برای خیلی از این رأی اولی‌ها موانع جدیدی بتراشند.

[[photow04]]

در سوی دیگر، اعلام نظر یک کمیته مشترک جمهوری‌خواه و دموکرات در آلاسکا در مورد سوء ‌استفاده سارا پیلین از قدرت برای حذف یک مسئول ایالتی که حاضر نشده شوهرخواهر سابق سارا پیلین را از نیروهای امنیتی ایالت اخراج کند، از خبرهای مطرح روز است.

این کمیته بعد از بررسی‌های طولانی به این نتیجه رسید که فرماندار آلاسکا، اصول اخلاقی تدوین‌شده ایالت را به خاطر منافع خانوادگی زیر پا گذاشته است.

این مسأله می‌تواند زنگ خطری برای دولت باشد که اگر روزی روزگاری سارا پیلین به کاخ سفید راه پیدا کرد، می‌تواند همین سوء ‌استفاده از قدرت را دوباره در مقیاسی ملی تکرار کند.

سارا پیلین و وکلایش سعی کرده‌اند فعالیت این کمیته مشترک را به ستاد اوباما مرتبط کنند؛ اما تعداد بیشتر جمهوی‌خواهان در این کمیته چندان با ادعاهای پیلین هم‌خوانی ندارد.</description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_784.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_784.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 12 Oct 2008 20:21:29 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آیا پیش‌بینی مارکس محقق می‌شود؟</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>پس از سقوط دژ بزرگ اقتصاد سوسیالیستی، یعنی اتحاد شوروی، تقریباً یک باور عمومی شده بود که استقرار و تثبیت سرمایه‌داری لیبرال، یک واقعیت عینی است.

سرمایه‌داری جهانی بحران‌های متمادی گوناگونی را از سر گذرانده بود. اما اینک شش سال پس از آخرین بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۱، جهان سرمایه‌داری به معنای وسیع‌تر وارد یک بحران اقتصادی شده است که با سرعت بی‌سابقه و چشم‌گیری، هویت جهانی یافته است.

یک سده بعد از مرگ مارکس و قریب به دو دهه پس از آغاز روند سقوط اتحاد شوروی، بار دیگر بسیاری پرسش‌ها به مارکس باز ‌می‌گردد.

آیا این همان مرحله‌ی زوال سرمایه‌داری نیست که او پیش‌بینی کرده است؟ این سوالی است که در رسانه‌های شرق و غرب عالم طنین افکنده است.

از این زاویه، با دکتر جمشید اسدی، اقتصاددان و مدافع بازار آزاد سرمایه‌داری، و هم‌چنین دکتر مرتضی محیط، محقق و مدافع اقتصاد سوسیالیستی در آمریکا گفت ‌و گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای اسدی، شاهد دخالت دولت‌ها در امور بانکی، پولی و در واقع در اقتصاد سرمایه‌داری هستیم. از نظر شما این چه معنایی دارد؟</strong>

مساله‌ی عمده این است که بانک‌ها که به یک روایت روغن اقتصاد را به جریان می‌اندازند، کار روغن‌کاری خودشان را نمی‌کنند.

پول ندارند، یا اگر پولی داشته باشند - چون محدود شده و مثل گذشته نیست‌ - آن را برای مشتری‌های خاصی نگه می‌دارند.

وقتی که بانک به عنوان اعتبار یا وام، پول ندهد شرکت‌های کوچک نمی‌توانند سرمایه‌گذاری کنند، شرکت‌های بزرگ نمی‌توانند قرارداد ببندند و این باعث ‌اُفت اقتصاد می‌شود.

دولت‌ها گفته‌اند: «بانک‌ها نگران نباشید؛ به شما پول می‌دهیم که دوباره وام بدهید. به خصوص به شما پول می‌دهیم که پول پس‌اندازکنندگان خرد از بین نرود»

<strong>دولت‌ها این پولی را که به بانک‌ها می‌دهند، از کجا می‌آورند‌؟</strong>

این سوال اصلی است و سوالی است که خیلی از دوستان و عزیزان نمی‌خواهند به آن پاسخ بدهند. این پول از جیب من و شما می‌آید و باعث بالا رفتن تورم می‌شود.

[[photow01]]

<strong>آقای اسدی، به عنوان یک کارشناس مدافع بازار آزاد سرمایه، از شما این سوال می‌تواند پرسیده شود: آیا بازار را باید رها کرد که هر کاری که می‌خواهد بکند و وقتی هم متضرر شد، مردم پرداخت کنند؟</strong>

در بسیاری از کشورهایی که اقتصاد بازاربنیاد دارند، دموکراسی هم دارند. دموکراسی یعنی رأی مردم برای انتخاب حکومت‌گران خود. همه‌ مردمی که ضربه ی اقتصادی می‌خورند، پژوهش‌گر اقتصادی نیستند که بلندمدت را نگاه کنند.

در نتیجه، دولت‌ها برای این‌که در بعضی مواقع از به پا خیزی‌های اجتماعی جلوگیری کنند و بعضی مواقع دیگر تجدید انتخاب خودشان را تضمین کنند، به طور وسیع در اقتصاد دخالت می‌کنند‌، که دوباره اقتصاد به رونق بیفتد.

متاسفانه مساله‌ای را که باید به خا‌طر داشت، این است که در صورتی که با دخالت‌های دولت، بخش آزاد و کارآفرینی فعال وارد اقتصاد نشود، بیشتر از تسکین کوتاه‌‌مدت فایده‌ی دیگری نخواهد داشت.

<strong>بخش آزاد و کارآفرینی در آمریکا هنوز به طور فعال وارد نشده بود؟</strong>

بله، بخش خصوصی در آمریکا بسیار فعال است. اما این بخش خصوصی بعضی وقت‌ها به علت چرخه‌های اقتصادی و دیگر عوامل اقتصادی، فعالیت خودش را کم می‌کند. تصمیم می‌گیرد، فکر می‌کند که الان باید فعالیتش را به دلایلی کم بکند.

وقتی این فعالیت کم شود، اشتغال پایین بیاید، بیکاری بالا برود، بسیاری از مواقع دولت‌های مرکزی نرخ بهره را پایین می‌آورند، مشوق‌های دیگری می‌دهند تا دوباره اقتصاد را به طور مصنوعی راه بیندازد.

<strong>الان در آمریکا، مساله از پایین آوردن نرخ بهره گذشته است. گفته شده دارد ملی کردن - دولتی کردن - بانک‌ها بررسی می‌شود.</strong>

بله؛ به خصوص در اروپا. در آمریکا هم وقتی اکثر قرض‌های این‌ها را به قیمت سهیم شدن در دارایی‌هایشان می‌خرند، یعنی بانک را ملی ‌- دولتی کردند.

<strong>ولی قرار بر دخالت دولت در اقتصاد نبود.</strong>

همیشه دولت دخالت می‌کند و ما گریزی از این نداریم. شاید اگر من هم در هر کدام از دولت‌های مرکزی قرار داشتم، علی‌رغم میلم می‌گفتم دولت باید دخالت بکند. ولی این دخالت علاج قطعی نخواهد بود.

به همین دلیل باید این دخالت را به حداقل رساند و زمانش را هر چه بیشتر کوتاه کرد و حتی‌الامکان به بازار اجازه‌ی فعالیت بیشتر داد.

<strong>وقتی این بانک‌ها خریداری شده و در واقع دولت صاحب آن‌ها است، کدام زمان را باید کوتاه‌تر کند؟</strong>

منتها دولت نباید وقتی که سهام‌دار اصلی یک بانک است، به پشتوانه‌ی بودجه‌ای که دارد، عرصه را برای رقابت بانک‌های دیگر کم کند.

در عین حال باید هر چه زودتر، به نفع منافع ملی، دوباره سهام خودش را، وقتی که بازار شروع به رونق می‌کند‌، به بخش خصوصی بفروشد و پس بدهد.

<strong>این صحبت زیاد شنیده می‌شود که مارکس وقتی از زوال سرمایه‌داری صحبت کرد، همین دوران بوده است و دوران پیش‌گویی‌های مارکس فرا رسیده است. شما چه پاسخی به این سوال دارید؟</strong>

اول از همه این‌که بحران در همه جا ایجاد می‌شود. هر موجود زنده‌ای و هر حرکت زنده‌ای بحران دارد. بحران لازمه‌ی زندگی است.

در نتیجه مادامی که این پیش‌گویی می‌گوید: «بحران به وجود می‌آید»، پیش‌گویی غریبی نیست. می‌توان پیش‌بینی کرد.

منتها مساله‌ی اصلی که باید به آن پاسخ داد، پیش‌بینی و پیشنهاد مارکس یا لنین و پیروان امروز ایشان، برای در رفتن از بحران است.

دانشی که بتواند بحران و تمام کنش‌ها و واکنش‌های بحران‌زا را از پیش حدس بزند، در کدامین مغز نهفته است؟

فکر می‌کنم تنها شباهتی که بین این بحران و پیش‌بینی‌های کارل مارکس وجود دارد، این است که کارل مارکس گفته بود، در سرمایه‌داری گرفتاری‌هایی وجود دارد؛ الان هم گرفتاری‌هایی به وجود آمده است.

اقتصاد بازار بنیاد، اقتصادی است که بحران‌های بسیار بزرگ‌تری را از سر گذرانده است، این را هم از سر خواهد گذراند. ولی باز هم باید منتظر بحران‌های دیگری بود. چون این طبیعت زندگی است.

[[photow02]]

<small><strong>اما دکتر مرتضی محیط از مدافعان اقتصاد سوسیالیستی نظرات متفاوتی در این باره دارد. وی به رادیو زمانه می‌گوید:</strong></small>

بعضی‌ها می‌گویند در سرمایه‌داری دولت نباید به هیچ وجه دخالت کند و یا دخالت نکرده است. اتفاقاً دولت، یک دولت سرمایه‌داری است و در خدمت سرمایه‌دارها است.

در نتیجه از ابتدای نظام سرمایه‌داری به رشد سرمایه‌داری کمک کرده است. بعد از جنگ دوم جهانی، حزب کارگر انگلیس بیشتر کارخانه‌ها و معادن را به اصطلاح ملی کرد.

تعداد زیادی‌ از این کارخانه‌ها و معادن ورشکست شده بودند. در نتیجه می‌بایست از پول مالیات مردم، این‌ها را نجات می‌دادند.

دقیقاً همان کاری که الان آقای هنری پالسون در آمریکا می‌کند، انگلیس و سایر کشورهای اروپایی هم مجبور به این کار شدند.

زمانی که این کارخانجات، معادن و بانک‌ها سودآور باشند، خصوصی خواهند ماند که سودشان و ارزش اضافی آن‌ها به جیب سرمایه‌دارها برود.

هر وقت دچار ورشکستگی می‌شوند، باید با پول مردم، این‌ها را نجات دهند. وام دولت آمریکا به ۱۰ تریلیون دلار رسیده است. بهره‌ی این پول که از مالیات مردم آمریکا می‌دهند، به ۵۰۰ میلیارد دلار رسیده است.

<strong>این بحران را با بحران‌های دوره‌های دیگر که آمریکا و بازار آزاد دچارش بوده، مقایسه می‌کنید؟ آیا به نظر شما، به همان شکل است یا یک نقطه‌ی عطف است‌؟</strong>

به نظر من، یک نقطه‌ی عطف است. این شبیه رکودهای سال‌های ۷۵ - ۱۹۷۴، ۸۲ - ۱۹۸۱ و یا ۹۲ - ۱۹۹۱ نیست. این بحران از بحران بزرگ ۳۳- ۱۹۲۹ هم شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود.

<strong>پیش‌بینی شما چیست؟ دکتر اسدی که یک کارشناس مدافع بازار آزاد است، گفت دولت از دخالت امروز ناگزیر است؛ ولی باید برنامه‌اش این باشد که دوباره به عقب برگردد‌، سهام را واگذار کند و دوباره سکان را به دست بازار خصوصی بسپارد.</strong>

از این‌ها باید پرسید چرا موقعی که این‌ها سود‌آورند و میلیاردها دلار به جیب می‌ریزند، صحبت از کمک دولت نمی‌کنید. ولی الان کمک دولت را می‌خواهید.

<strong>به سادگی می‌شود استدلال کرد که آن وقت نیاز به کمک نداشتند. الان برای گشتن چرخه‌ی اقتصاد این کمک نیاز است‌.</strong>

در حقیقت‌، هر وقت که ضرر می‌کنند، مردم باید بهای آن را بپردازند. اجازه بدهید یک مثال از قول کسی که جایزه‌ی نوبل اقتصاد را برده است، برایتان بزنم.

ایشان می‌گوید: «‌این کاری که شما می‌کنید، مثل مریضی است که به طرز شدیدی از معده‌اش خون‌ریزی می‌کند و به جای این‌که جلوی خون‌ریزی معده را بگیرید، خون به او تزریق می‌کنید.»

اقتصاد جهان سرمایه‌داری به یک بن‌بست رسیده که با تزریق خون‌ها قابل علاج نیست. به خاطر این‌که بین عرضه و تقاضا، عدم تقارن به وجود آمده است. عرضه از تقاضا جلو زده و ملت‌ها دیگر قدرت خرید ندارند.

در عرض ۳۰ سال گذشته با ۵۰ تریلیون وام، مردم را زیر بار قرض بردند تا قدرت خرید پیدا کنند و دیگر به حد نهایی‌اش رسیده است. پول مردم باعث شده، این‌ها سود‌آور بشوند و در جیب پنج درصد بالای جامعه برود.

حتی اگر این دزدی بزرگ باعث شود که فرضاً بانک‌ها‌ از ورشکستگی و از سقوط بورس سهام جلوگیری کنند، چه کسی جنس این کارخانه‌ها را از یخچال گرفته تا اتومبیل، جاروبرقی و غذا می‌خرد؟

اقتصاددان‌های دست راستی متوجه نیستند که مساله‌ی کارگرها، فقط در سطح تولید استثمار نمی‌شود‌؛ این‌ها خریدار اجناس سرمایه‌دارها هستند. مردم در آمریکا قدرت خرید ندارند.

<strong>بنابراین، شما این مرحله را یک نقطه‌ی عطف در بحران سرمایه‌داری می‌دانید و منتظر هستید که چه اتفاقی بیفتد؟</strong>

منتظر این هستم که ملت به پا بخیزند و این سیستم را تغییر بدهند. هیچ راه دیگری ندارند و ملت آمریکا دارند به ‌پا می‌خیزند.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_785.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_785.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 12 Oct 2008 17:02:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«حمایت آقای نوری از آقای خاتمی مشروط است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در شرایطی که بیش از هشت ماه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره‌ی دهم در ایران باقی مانده است تحرکات زودهنگام انتخاباتی همچنان پیش می‌روند.

نکته‌ی دیگر این‌که بیشترین این فعالیت‌ها در جبهه‌ی اصلاح‌طلبان اتفاق می‌افتد بحث بر سر کاندیداتوری آقایان کروبی،نوری و یا خاتمی همچنان ادامه دارد.

روز چهارشنبه در تهران اعلام شد که گروهی از هواداران کاندیداتوری آقای خاتمی به دیدار آقای نوری رفته‌اند، که خود کاندیدای پیشنهادی بخش دیگری از اصلاح طلبان است.

در اطلاعیه‌ای که این گروه بعد از این دیدار منتشر کرده و چنان‌که متذکر شده‌اند به تایید آقای نوری هم رسیده، آمده است که آقای نوری گفته‌اند:

«من هم مثل بسیاری دیگر فکر می‌کنم که آقای خاتمی  آرای لازم را دارد، تنها نگرانی من مثل خود آقای خاتمی مربوط به بعد از انتخابات است.»

آقای نوری گفته است: اگر آقای خاتمی اهداف مشخصی راتعیین نکند یا آمادگی ایستادگی بر سر آرمان‌ها، برنامه‌ها و اهداف خود را نداشته باشد احتمال ناکامی ایشان حتا پس از پیروزی در انتخابات افزایش می‌یابد و به‌نظر من بهتر است نیایید.

در مورد این دیدار و نتایج آن با یکی از اعضای هیات‌ دیدار‌ کننده، آقای محمدرضا‌ جلایی‌پور گفت و گو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای جلایی‌پور اساساً پویش دعوت از خاتمی چه هست؟ چه نوع نهاد و ارگانی است و چگونه تشکیل شده است؟</strong>

یک کمپین است که معادل فارسی آن «پویش» انتخاب شده است و نام «پویش (كمپين) دعوت از خاتمی» برای آن انتخاب شده و سایت آن هم «<a href="http://www.mowj.ir/"><u>موج سوم</u></a>» نام دارد.

<strong>چه مدت است که شما فعالیت‌های خود را شروع کرده‌اید؟</strong>

پویش دعوت از خاتمی حدود یک ‌ماه است که تشکیل شده است. هدف اعضای اين پويش این است که با انجام فعالیت‌هایی احتمال نامزدی آقای خاتمی را افزایش بدهند. در این راستا ۱۲ گونه فعالیت تعریف شده که یکی سایت است که پاره‌ای از کارهای علنی ما گزارش داده می‌شود.

<strong>کارهای علنی‌تان؟ مگر شما کارهای مخفی هم دارید؟</strong>

خیر، ما یک‌سری فعالیت‌های غیر علنی و رایزنی‌های غیرخبری برای افزایش احتمال نامزدی آقای خاتمی داریم. ولی فعالیت علنی ما ۱۲گونه است که برخی از آن‌ها در سایت انعکاس پیدا می‌کند.

دیدار با چهره‌‌های ملی و رهبران احزاب اصلاح‌طلب و میانه‌رو، یكی از این فعالیت‌هاست كه در آن می‌كوشیم تعدادی از شخصیت‌های درجه اول حوزه‌های مختلف را تشویق ‌کنیم از آمدن آقای خاتمی حمایت بیشتری بکنند و اگر مخالفند به حامیان بپیوندند.

<strong>ملاقاتی که با آقای نوری داشتید در همین راستا بود؟</strong>

بله، این هفتمین دیدار علنی ما بود. تا امرور بیش از ۴۰ دیدار داشته‌ایم. خود آقای خاتمی و آقایان ابراهیم یزدی، عزت‌الله سحابی، مصطفی ملکیان، بهزاد نبوی و سعید حجاریان از جمله افرادی بوده‌اند كه دیدارهایی با آن‌ها صورت گرفته و در سایت «موج سوم» امکان مشاهده‌ی فایل‌های تصویری این دیدارها هم وجود دارد.

علاوه بر این دیدارها تعداد زیادی مصاحبه با نخبگان حوزه‌های مختلف انجام شده و از تعدادی از فرهیختگان كشور نیز یادداشت‌هایی در دفاع از نامزدی خاتمی گرفته شده است.

اولین همایش ما هم به‌زودی با حضور پاره‌ای از حامیان برجسته‌ی نامزدی آقای خاتمی برگزار می‌شود. طومار الکترونیک دعوت از خاتمی در سایت موجود است که در همین مدت كوتاه بیش از ۲۰ هزار نفر آن را امضا کرده‌اند. حدود ۲۰۰۰ نفر هم به عضویت کمپین درآمده‌اند

<strong>سوالی که پیش می‌آید این است که شما به عنوان هواداران آقای خاتمی، هدفتان از دیدار با آقای نوری که خودشان هم کاندیدای احتمالی این انتخابات هستند منصرف کردن ایشان از کاندیداتوری بود؟</strong>

تا آنجایی که ما اطلاع داریم و خودشان هم تایید کردند، ایشان قصد قطعی برای کاندیداتوری نداشته‌اند که بخواهیم ایشان را منصرف کنیم.

در راستای هدف پویش و دیدار با چهر‌ه‌های ملی به دیدار آقای نوری رفتیم تا سخنان و تحلیل ایشان را بشنویم كه اتفاقاً متوجه شدیم ایشان هم تا حد زیادی با هدف کمپین موافق هستند و فقط حمایتشان از آقای خاتمی مشروط است.

<strong>شرایط ایشان چه مواردی بود؟</strong>

آقای نوری طرفدار نامزدی «خاتمی»ای هستند که کمی قاطع‌تر باشد و اهدافی را مشخص بکند و پای آن اهداف بایستد. حتا می‌توان گفت شرط دوم خود آقای خاتمی که هفته‌ی پیش تعیین کرد هم به همین مورد نزدیک است.

این‌که آقای خاتمی گفته بود باید دید چقدر می‌توان کار کرد، شاید یکی از معانی‌اش این باشد که اگر این شرایط فراهم نباشد، من نمی‌‌آیم!

<strong>به‌نظر شما آقای خاتمی از قبل چگونه می‌توانند به این نتیجه برسند که می‌شود یا نمی‌شود؟</strong>

از قبل ارزیابی می‌کنند.

<strong>چگونه این ارزیابی از قبل ممکن است؟ چون ساختار حکومت همان ساختاری است که در زمان ریاست‌جمهوری ایشان وجود داشت.</strong>

خب احتمالاً ایشان تا حد زیادی پاسخ به این سوال را می‌دانند و ما امیدواریم که پاسخشان مثبت باشد. با توجه به تجربه‌ی هشت ساله‌ی آقای خاتمی، فکر می‌کنم که ایشان بهتر واقفند كه علی‌رغم تمام محدودیت‌ها می‌توان کارهایی انجام داد.

در این‌که چقدر می‌توان کار انجام داد اختلاف‌نظر وجود دارد، ولی بر سر این‌كه حداقل‌هایی ممكن است بحثی نیست و ما فکر می‌کنیم اگر ایشان قاطع‌تر بیاید بیش از این‌ها هم ممکن است.

تصور من این است الان فضا به سمتی می‌رود که دیگر بحث بر سر این نیست که خاتمی بیاید یا نه، بلكه بیشتر بحث بر سر این است که خاتمی چگونه و با چه شروطی بیاید. هم خود ایشان و هم نخبگان سیاسی بیشتر در این باب صحبت می‌کنند.

<strong>سوال این است که نیرویی که باید شروط آقای خاتمی را بپذیرد کجاست؟ چرا شما فکر می‌کنید نیرویی که در مقابل آقای خاتمی ایستاده الان اعلام می‌کند که شرط آقای خاتمی را پذیرفته؟! یا این‌که آقای خاتمی باید بیاید و برای تحقق آن شرایط مبارزه بکند؟</strong>

آقای خاتمی می‌تواند حالت دوم را انتخاب کند و شروط خودش را به رقیب تحمیل بکند. اما درباره بخش اول پرسش شما باید بگویم ما فكر می‌كنیم حضور آقای خاتمی یک بازی «برد - برد» است.

حتا محافظه‌کاران هم از آن سود می‌برند و به نفع کلیت جمهوری اسلامی است و مشروعیت و کارآمدی‌اش را افزایش می‌دهد.

در بلندمدت حتا به نفع آن‌هایی است که مخالف حضور آقای خاتمی هستند؛ جدای از نفعی که برای اصلاحات، فرهنگ، اقتصاد و سیاست ایران دارد.

<strong>برداشت شما از ملاقات با آقای نوری این بود که ایشان کاندیدا نخواهند شد یا این‌که منتظر اعلام ارزیابی آقای خاتمی هستند؟</strong>

من سخنگوی آقای نوری نیستم.

<strong>دریافت شما به عنوان ملاقات‌کننده چیست؟</strong>

ما تعهد اخلاقی داده‌ایم خبری را منتشر نکنیم مگر این‌که به تایید ایشان برسد. تا جایی که من اجازه دارم نقل بکنم و در گزارش هم آمده، این است که اگر آقای نوری ببینند آقای خاتمی با آن شروط و ویژگی‌ها و قاطعانه آمده‌اند حتماً از ایشان حمایت می‌کند.

تا جایی که ما اطلاع داریم تا‌کنون آقای نوری برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی نکرده‌اند و ارزیابی شخصی من این است تا وقتی که آقای خاتمی نگوید که نمی‌آید، ایشان حتا به این گزینه فکر هم نخواهند کرد.

<strong>اگر آقای خاتمی نیاید و آقای نوری بیاید، این امکان وجود دارد که رد صلاحیت شود. ولی اگر رد صلاحیت نشد اصلاح‌طلبان چه برخوردی خواهند کرد؟ </strong>

متاسفانه ممکن است این چنین باشد. ولی این به آن معنا نیست که اگر آقای خاتمی نیامد اصلاح‌طلبان از آقای نوری حمایت نکنند.

بهتر است در حال حاضر این «اگر» طرح نشود، چون احتمال نامزدی آقای خاتمی را کاهش می‌دهد. فعلاً تمام هم و غم نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب باید این باشد که آقای خاتمی را بیاورند.

بعد از این‌که آقای خاتمی را آوردند، تدابیری بیاندیشند که احتمال پیروزی ایشان بالا برود، احتمال تخلف و تقلب کاهش پیدا کند و بتوانند بعد از پیروزی به آن اهداف حداقلی که تعیین می‌کنند، برسند‌.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_783.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_783.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 10 Oct 2008 19:13:49 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گرم شدن بازار کمدین‌ها در انتخابات آمریکا</title>
         <description>بر اساس گزارش‌ها، حدود ۶۳ میلیون نفر به‌طور مستقیم شاهد مناظره دوم اوباما و مک‌کین بودند بودند.
در دو روز گذشته شبکه‌های ملی و محلی آمریکا بارها و بارها بخش‌های مختلف مناظره را پخش کردند. بیشترین توجه این رسانه‌ها روی مواضع اقتصادی کاندیداها بود.

[[sound]]

از نظر تعداد زیادی از بینندگان و تحلیل‌گران، اوباما در دفاع از سیاست‌های اقتصادی‌اش موفق‌تر عمل و اطمینان بیشتری جلب کرد.

همچنین در بخشی که اوباما قضاوت جان‌مک‌کین در باره جنگ را زیر سوال برد، بسیاری از مردمی که فکر می‌کردند جان مک‌کین فرمانده کل قوای بهتری خواهد بود، تجدید نظر کردند. تاکید اوباما بر برخورد قاطع با بن‌لادن و القاعده، با ادعاهای جان مک‌کین علیه نامزد دموکرات‌ها همخوانی نداشت.

همه انتظار داشتند که مک‌کین در این مناظره که چارچوبی سنتی برخوردار بود بهتر عمل کند، چون صدها باری در تالارهای کوچک شهری با مردم سخن گفته بود، اما گویی فراموش کرده بود با کسی طرف است که قبلا وکیل بوده. معمولا فارغ‌التحصیلان حقوق سخنوران خوبی از آب در می‌آیند و باید توان دفاع از موکل خود را در فضای کوچک دادگاه داشته باشند.

[[photow01]]

اما مساله جالب انتخابات امسال، گرم شدن بازار کمدین‌هاست. بیشترین برد را برنامه Saturday Night Live کرده است. به گزارش نیویورک تایمز، میزان تماشاگران این برنامه ۵۰ درصد افزایش یافته است. «تینا فی»، کمدین زن معروف در چند هفته اخیر با تقلید از سارا پیلین، چنان جوی درست کرده که تعداد بیشتری از مردم مشتری این برنامه شده‌اند.
 
ویدئو‌های تقلیدی «تینا فی» روی یو تیوب بارها و بارها در ساعات کاری کارمندان در ادارات دیده شده و خیلی‌ها لینک این ویدیوهای کوتاه مدت را برای دوستانشان می‌فرستند.

دیروز در برنامه خانوادگی The view، بحث بر سر این بود که «تینا فی» حتی گاهی نیازی ندارد، مطلب طنزی روی سخنان پیلین بنویسد! همان تکرار کلمه به کلمه سخنان پیلین باعث خنده مردم می‌شود. این مساله برای جمهوری‌خواهان نگران کننده است، چون کسی که سخنان عادی تغییر نیافته‌اش خنده‌دار باشد، نمی‌تواند کمکی به اعتبار نامزد ریاست‌جمهوری بکند.

ستاد مک کین در روزهای اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. در حالی که مشاوران مک‌کین و کسانی که متن سخنرانی های سارا پیلین را می نویسند هم در نتوانسته‌اند جبهه اقتصاد تاثیر مثبتی روی رای‌دهندگان بگذارند بلکه با مطرح کردن مسائل حاشیه‌ای از جمله ارتباط اوباما با یک تروریست قدیمی دهه شصت سعی می‌کنند رای دهندگان را از موجود ناشناخته‌ای به نام باراک اوباما بترسانند. 

[[photow02]]

در یکی از همایش‌های حزبی در فلوریدا، یک کلانتر با لباس رسمی پیش از آغاز مراسمی در حمایت از مک‌کین، نام میانی اوباما یعنی «حسین» را ذکر کرد. ایالت فلوریدا تعداد رای دهنده یهودی قابل توجهی دارد که نسبت به سرنوشت اسرائیل بسیار حساس هستند. بعضی از فعالان جمهوری‌خواه مایل هستند تا میزان اسلام هراسی آمریکایی‌ها را افزایش دهند و اینجا و آنجا نیز اوباما را یک مسلان مخفی نامیده‌اند.

تندروهای جمهوری‌خواه دنبال رادیکالیزه کردن فضا هستند و با تروریست معرفی کردن اوباما می‌خواهند میزان ترس از رئیس جمهوری شدن او را به همه منتقل کنند.

اما با بدتر شدن وضعیت اقتصادی و سقوط بیشتر بازارهای جهانی، مردم کمتری به تبلیغات منفی مک‌کین پاسخ مثبت داده‌اند.

بر اساس نظرسنجی‌ها، اوباما باز هم فاصله‌اش را با مک‌کین بیشتر کرده است. این مساله نشان می‌دهد که ترس مردم از بدتر شدن موقعیت اقتصادی‌شان بیشتر از ترس بالقوه‌شان از یک مسلمان‌زاده سیاهپوست است.

</description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_782.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_782.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 10 Oct 2008 17:10:31 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>راند دوم: مک‌کین ناک‌اوت نشد؛ اوباما با امتیاز برد</title>
         <description><![CDATA[شب سه‌شنبه، دومین مناظره میان نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در دانشگاه بلمونت شهر نشویل تنسی برگزار شد.

[[sound]]

این مناظره که چارچوبی متفاوت داشت، به شکلی برگزار شد که جان مک‌کین خواستارش بود. جلسه در تالار شهر، (Town Hall Meeting) که کاندیداها با مردم به‌طور مستقیم گفت و گو می‌کنند و باید به پرسش‌های آنان پاسخ دهند.

البته در این مناظره مجری هم حضور داشت و تعدادی از سوال‌های رسیده را از کاندیداها پرسید. گرچه در مناظره سه‌شنبه شب حملات، اندکی بیشتر شد، اما دو طرف خیلی با احتیاط با هم رو‌به‌رو شدند و بسیاری از کسانی که تصمیم خود را نگرفته‌اند هنوز مرددند به چه کسی رای دهند.

از نظر بعضی کارشناسان، برنده این دیدارهای شبه تئاتری، کسی است که خونسردی‌اش را حفظ کند اما بتواند با حاضران همراه و همدل شود و در عین حال پاسخ‌هایش جذاب‌تر باشد.

بر اساس نظرسنجی‌های مختلف، این باراک اوباما بود که برنده از رینگ دومین راند خارج شد. برپایه نظرسنجی CNN، اوباما توانست اعتماد تماشاگران را بیشتر از پیش جلب کند.

نکته دیگر این‌که از نظر بینندگان، میزان هوشمندی اوباما دو برابر مک‌کین ارزیابی شد. از نظر مستقل‌ها، اوباما با ۵۴ درصد مقابل مک‌کین با ۲۸ درصد پیروز میدان بود.

[[photow01]]

<strong>بخش‌هایی از مناظره دیشب:</strong>

در این مناظره، دو نامزد به سوال‌های گروهی از حاضران که هنوز کاندیدای خود را انتخاب نکرده‌اند پاسخ دادند.

البته گفته شد شش میلیون سوال هم از طریق ایمیل به مجری جلسه، تام بروکا از ان‌بی‌سی رسیده بود. مجری بعد از اعلام شرایط مناظره از سناتورها اوباما و مک‌کین دعوت کرد تا به صحنه بیایند.

<strong>سوال اول در‌باره وضعیت اقتصاد بود. پرسش‌گر بهترین و سریع‌ترین راه حل مشکل اقتصادی اخیر را جویا شد.</strong>

<strong>اوباما:</strong> در بدترین وضعیت نسبت به سقوط ۱۹۲۹ هستیم. و بسیاری نگران مشکلات مالی هستند و این ناشی از سیاست‌های هشت ساله بوش است که مورد حمایت جان مک‌کین بوده و حاصل کاهش نظارت و تنظیم‌کننده‌های بازار بوده است. طرح نجات مالی بیشتر از این‌که به موسسات بزرگ کمک کند، باید به طبقه متوسط کمک کند.

<strong>مک‌کین:</strong> آمریکایی‌ها عصبانی هستند. من برای این مشکل طرحی دارم. باید به خودکفایی انرژی برسیم. و نباید ۷۰۰ میلیارد پولمان را به کشورهایی بدهیم که از ما خوششان نمی‌آید. باید تخفیف مالیاتی بدهیم.

باید یک بسته اصلاحی اقتصادی داشته باشیم. باید کاری در‌باره ارزش خانه مردم بکنیم تا مردم از پس قسط خانه‌هایشان برآیند.

من از وزیر دارایی می‌خواهم که مشکل قسط مسکن مردم را حل کنیم. تا وقتی ارزش خانه‌های مردم را تثبیت نکرده‌ایم نمی‌توانیم مشکلات شغلی مردم را حل کنیم.

[[photow02]]

<strong>قدرت وزیر دارایی زیاد شده، چه کسی را وزیر خواهید کرد؟</strong>

<strong>مک‌کین‌:</strong> کسی که آمریکایی‌ها می‌توانند به او اطمینان کند. وارن بافت میلیاردر یا مگ ویتمن، مدیر سابق ای‌بِِی(eBay) که می‌تواند اطمینان مردم را جذب کند.

<strong>اوباما:</strong> البته وارن بافت مورد خوبی است. اما مشکل این است که نباید فقط به فکر رده‌های بالای ثروت باشیم، مساله اصلی ما طبقه متوسط است که بیشترشان دو شغل دارند.

<strong>چه چیزی در طرح نجات مالی می‌تواند مشکل را در این بحران حل کند؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> من کار تبلیغاتیم را ترک کردم تا ببینم چه کاری می‌شود کرد. یکی از عوامل مهم، موسسات «فنی‌می» و «فردی مک»، بودند که دوستان سناتور اوباما بودند.

دموکرات‌های سنا و کنگره از کارهای این دو موسسه حمایت می‌کردند و سناتور اوباما از حمایت مالی «فنی‌می» و «فردی مک» بهره‌مند بود.

<strong>اوباما:</strong> بازارهای سهام و اعتبار منجمد شده‌اند، پس تا مدتی وضع بدی خواهیم داشت، بسیاری نمی‌توانند حقوق کارمندان خود را بدهند.

مشکل آقای مک‌کین این است که خودش مخالف تنظیم بازار بوده است. من این مشکل را تذکر دادم. یک سال پیش به وال‌استریت رفتم و خواستار افزایش نظارت شدم. رییس ستاد مک‌کین حقوق‌بگیر «فنی می» بوده است.

[[photow03]]

<strong>آیا اقتصاد آمریکا وضع بدتری خواهد داشت؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> خیر، منتهی باید رهبری پشت اقتصاد باشد. ما باید به خانواده‌های معمولی کمک کنیم تا بتوانند بدهی‌های خود را پرداخت کنند. خانه‌هایشان را از دست ندهند، تامین اجتماعی داشتنه باشند.

<strong>مک‌کین:</strong> کارگران آمریکایی بهترین کارگران دنیا هستند و باید به این کارگران شانس بدهیم که در این بحران کارشان را بکنند.

<strong>ما (مردم آمریکا) چگونه می‌توانیم با پول خودمان به شما اعتماد کنیم، وقتی هر دو حزب آمریکا ما را دچار این مشکل اقتصادی کرده‌اند؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> وقتی بوش به قدرت رسید، ما مازاد درآمد داشتیم، الان ۱۰ میلیارد دلار کسری داریم. بیشترین بدهی‌های تاریخ را داریم.

اما سناتور مک‌کین به چهار لایحه از پنج لایحه بوش رای داد. باید مقداری سرمایه‌گزاری و در عین حال در جای دیگر صرفه‌جویی کنیم.

<strong>مک‌کین:</strong> من یک اصلاح‌گر بوده‌ام. امروز باید فراتر از نگاه حزبی به این مساله نگاه کنیم. باید به سابقه نامزدها نگاه کرد.

من با ولخرجی جنگیده‌ام. اوباما می‌خواهد ۸۰۰ میلیارد دلار خرج جدید بتراشد؟ باید برای طبقه متوسط شغل درست کرد و یک راه، خودکفایی سوخت است.

[[photow04]]

<strong>اولویت‌های کاندیداها در یک سال اول چیست؟ تامین اجتماعی و بهداشت، مشکل سوخت؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> هر سه را انجام مى‌دهم. رآکتورهای هسته‌ای را باید بسازیم، سوخت‌های جایگزین را به کار می‌گیرم.

<strong>اوباما:</strong> باید خیلی سریع مشکل انرژی را حل کرد. برای امنیت ملی‌مان هم مهم است. کشورهایی مثل روسیه، ایران و ونزوئلا دارند از این مساله بهره می‌برند.

اولویت دوم، بهداشت عمومی است که باید مشکلش را حل کرد. و آموزش و پرورش، تا جوانان بتوانند در اقتصاد جهانی رقابت کنند.

<strong>شما چه ایثاری از مردم آمریکا خواهید خواست تا در شرایط جدید تحمل کنند؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> باید بسیاری از خرج‌ها را قطع کنیم. بسیاری از پروژه‌ها را متوقف کنیم، ولی فقط به بودجه بعضی از برنامه‌های نظامی دست نزنیم. من سابقه قطع بسیاری مخارج اضافی را داشته‌ام.

<strong>اوباما:</strong> بسیاری تراژدی ۱۱ سپتامبر را به یاد دارند. در آن روز همه حاضر بودند از خود گذشتگی نشان دهند. اما بوش از مردم خواست برای حمایت از اقتصاد خرج کنند.

مهم این است که مردم آمریکا تشنه رهبری اقتصادی هستند. یک نیاز مهم این است که بدانیم چگونه از منابع سوخت استفاده کنیم، هر کدام ما باید صرفه‌جویی انرژی را آغاز کنیم.

خودرو آمریکایی کم‌مصرف تولید کنیم که از خارج وارد نکنیم. خانه‌هایمان انرژی را هدر ندهند و جوانان ما وارد نیروهای حافظ صلح شوند‌.

<strong>بوش گفت وال‌استریت مست شد. چگونه مشکلات بدهکاری را حل می‌کنید؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> اول باید مشکل را از واشینگتن حل کنیم. اگر کسری بودجه و ولخرجی را کم نکنیم، مشکل باقی است.

وقتی به مردم عادی مثل یک معلم ساده فشار مالیات می‌آید، تخفیف‌های مالیاتی بدون مسوولیت، کاری را حل نمی‌کند. حل مشکل با متوقف کردن همه چیز حل نمی‌شود.

<strong>مک‌کین:</strong> ما ۷۰۰ هزار شغل از دست دادیم. افزایش مالیات اوباما نیمی از صنایع کوچک را به خطر می‌اندازد. معتقدم باید به همه تخفیف بدهم و چک ۵۰۰۰ دلاری بدهم که مردم بیمه شوند.

[[photow05]]

<strong>آیا برای اصلاح تامین اجتماعی، فرصتی به کنگره می‌دهید؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> می‌خواهم تخفیف مالیاتی برای ۹۵ درصد مردم فراهم کنم. تنها چند در‌صد بنگاه‌های تجاری کوچک، بالای ۲۵۰ هزار دلار درآمد سالانه دارند. در حالی که سناتور مک‌کین می‌خواهد ۳۰۰ میلیارد دلار تخفیف به صاحبان بنگاه‌های بزرگ بدهد.

<strong>مک‌کین:</strong> حل مشکل بهداشت و تامین اجتماعی کاری ندارد. باید دور یک میز بنشینیم و حلش کنیم.

<strong>در دو سال اول چه کاری خواهید کرد که کنگره برای حل مشکلات محیط زیست اقدام کند؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> من مخالف سیاست‌های محیط ‌زیستی بوش بوده‌ام. ما باید با استفاده از نیروی هسته‌ای مشکلات را حل کنیم. سناتور اوباما می‌گوید این انرژی باید مطمئن باشد. باید از خودروهای هیبریدی، هیدروژنی و برقی استفاده کنیم.

<strong>اوباما‌:</strong> حل مساله محیط زیست فرصتی است که باید انرژی جدید خلق کنیم تا پنج میلیون شغل ایجاد کند. ما می‌توانیم، ولی باید در انرژی‌های مختلف باد، زمین، ‌گرمایی و خورشیدی سرمایه‌گزاری کنیم.

البته سناتور مک‌کین که ادعا می کند طرفدار انرژی جایگزین است، بارها لوایح مربوط به انرژی جایگزین را رد کرده است. حفاری فلات قاره نمی‌تواند همه مشکلات ما را حل کند.

<strong>در مورد بیمه؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> من با بسیاری از مردم سراسر آمریکا روبه‌رو می‌شوم که بیمه ندارند. از اول مبارزه‌ام گفته‌ام که ما وظیفه اخلاقی داریم تا مشکل بیمه مردم را حل کنیم.

اگر از بیمه‌ای که محل کارتان تامین می‌کند راضی هستید، می‌توانید حفظش کنید. اگر ندارید، باید بتوانید همان بیمه‌ای را صاحب شوید که من و سناتور مک‌کین از آن بهر‌مند هستیم.

مک‌کین می‌گوید به شما ۵۰۰۰ دلار کمک می‌کند، اما نمی‌گوید بیشتر از آن، خواهد گرفت تا به شرکت‌های خصوصی بدهید. مردم باید بتوانند از پس مشکلات خدمات درمانی برآیند.

<strong>مک‌کین:</strong> اوباما فقط می‌خواهد همه کارها را دولت انجام دهد. اگر شما نخواهید بیمه شوید، یا صاحب کارتان بیمه‌تان نکند، سناتور اوباما مقصر را جریمه می‌کند!

می‌خواهم به شما ۵۰۰۰ دلار کمک کنم. با برنامه من ۹۵ در‌صد مردم آمریکا می‌توانند اختیار داشته باشند که خودشان تصمیم بگیرند. مسوولیت من خواهد بود که مشکل تامین بیمه درمانی مردم را حل کنم.

<strong>اوباما:</strong> بیمه درمانی، حق همه آمریکایی‌هاست. مادر من قربانی بیمه تامین درمانی است. من کمک خواهم کرد برنامه درمانی مردم ارزان‌تر و بهتر شود. باید حتماً برای بچه‌ها بیمه گرفت. در حالی که مک‌کین علیه تامین بیمه کودکان رای داد.

[[photow06]]

<strong>سیاست خارجی و مشکلات اقتصادی، چه دردسرهایی برای فعالیت‌های ما به‌عنوان کشوری ایجاد‌کننده صلح به‌وجود خواهد آورد؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> آمریکا کشوری صلح‌آمیز و حافظ صلح است. کسی که صاحب قضاوت صحیح است می‌تواند مشکل آمریکا را در این موقعیت حل کند. من قبلاً در بوسنی و کوزوو تجربه‌ام را ثابت کرده‌ام.

<strong>اوباما:</strong> سناتور مک‌کین ادعا می‌کند که من چیزی از مسایل نظامی نمی‌فهمم. درست است، من نمی‌فهمم چرا به کشوری حمله کردیم که نقشی در ۱۱ سپتامبر نداشت و اسامه بن لادن هم در آنجا نبود؟

ما تاکنون ۷۰۰ میلیارد دلار در عراق خرج کرده‌ام. ماهانه ۱۰ میلیارد دلار در آنجا خرج می‌کنیم، ولی اینجا به همین پول نیاز داریم. در حال حاضر، منابع مالی کافی نداریم که حتی مشکل دارفور را حل کنیم.

اگر در کشوری قتل عام صورت بگیرد، باید دخالت کنیم. ما نمی‌توانیم همه جا باشیم، اما باید با متحدینمان وارد عمل شویم. نباید بگذاریم هالوکاست دیگری صورت بگیرد.

<strong>مک‌کین:</strong> اگر به حرف اوباما گوش می‌دادیم و نیروهایمان را از عراق خارج می‌کردیم، یک کشور شکست خورده بودیم. من این شرایط را درک می‌کنم چون تجربه نظامی دارم.

<strong>آیا باید بدون احترام به استقلال پاکستان و مرزهایش به این کشور حمله کنیم تا بن‌لادن را از بین ببریم؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> با منحرف کردن نیروهایمان از افغانستان به عراق، به بن‌لادن فرصت نیرو گرفتن دادیم. باید جنگ عراق را پایان دهیم و به افغانستان برسیم.

در قبال پاکستان اشتباه کردیم، به یک دیکتاتور کمک کردیم، و او نیز با طالبان مصالحه کرد. ما باید به گسترش دموکراسی در پاکستان کمک کنیم، و اگر پاکستان نتوانست مشکل طالبان و القاعده را حل کند، باید وارد آنجا شویم.

<strong>مک‌کین:</strong> اشتباه است که رسماً اعلام کنیم می‌خواهیم وارد پاکستان شویم. روابط ما با پاکستان حساس است. ما باید به مردم پاکستان کمک کنیم و اعتماد دولت این کشور را جلب کند.

<strong>اوباما:</strong> مک‌کین کسی است که علناً می‌گفت باید ایران را بمباران کرد. کسی بود که هنوز کارمان در افغانستان به نتیجه نرسیده بود، می‌گفت باید به عراق حمله کنیم.

[[photow07]]

<strong>و اما افغانستان؟</strong>

<strong>اوباما:</strong> باید به تدریج، نیروهایمان را از عراق به افغانستان بفرستیم. به کرزای نیز گفتم، باید نقش نیروهای افغانستان را بیشتر کند. ما از افغان‌ها حمایت می‌کنیم اما نه به نحوی که دولت به دیکتاتوری تبدیل شود.

<strong>مک‌کین:</strong> ما باید به همان روش افزایش نیروها در عراق عمل کنیم که ژنرال پیتریاس اعمال کرد.

<strong>در مورد روسیه؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> پوتین حکومت کا‌گ‌ب راه انداخته است. خشن‌ترین رفتار ممکن را در قبال گرجستان نشان داد و نسبت به اوکراین هم همین کار را خواهد کرد. باید به روسیه نشان دهیم نمی‌تواند دست از پا خطا کند، باید این کشورها را جزو ناتو کنیم.

<strong>اوباما:</strong> نسبت به کشورهایی که در معرض خطر روسیه هستند، فقط مسوولیت اخلاقی نداریم بلکه باید به آن‌ها کمک مالی نیز بکنیم.

باید بدانیم با انرژی چه باید کنیم، چون انرژی و نفت مساله‌ای است که به روس‌ها قدرت داده است. اگر خودکفا باشیم، شاید بتوانیم موضع قوی‌تری داشته باشیم.

<strong>اگر ایران به اسرائیل حمله کرد، آیا منتظر موافقت سازمان ملل خواهیم بود که حمله نظامی کنیم یا نه؟</strong>

<strong>مک‌کین:</strong> ایران هسته‌ای یک خطر برای منطقه است. سناتور اوباما کسی است که حاضر است بدون پیش‌شرط با ایران گفت و گو کند.

<strong>اوباما:</strong> نمی‌توانیم بگذاریم ایران صاحب سلاح هسته‌ای شود. نه تنها اسرائیل را که متحد ماست به خطر می‌اندازد که می‌تواند سلاح هسته‌ای را به تروریست‌ها بدهد.

اما باید تمام راه‌های دیپلماتیک را امتحان کنیم و تمامی فشارها را وارد کنیم، اگر مانع واردات بنزین ایران شویم‌، فشار بیشتری به ایران خواهد آورد.

باید با همه، حتی دشمنانمان گفت و گوی مستقیم داشته باشیم، بگوییم در صورتی که رفتارشان عوض شود، می‌توانند وارد اتحادهای بین‌المللی شوند.

ما با ایران و کره شمالی گفت و گو نکردیم و چه اتفاقی افتاد، ایران صاحب چهار هزار سانتریفوژ شد و کره شمالی تعداد بمب‌های اتمی‌اش را افزایش داد.

[[photow08]]

<strong>نظر تحلیلگران:</strong>

این‌بار اوباما محکم‌تر در برابر مک‌کین ظاهر شد. جان مک‌کین در مورد مسایل داخلی موثر‌تر بود. اوباما مسایل را خیلی خوب مطرح کرد و نظر زنان را بیشتر جلب کرد.

این‌بار نامزدها مستقیم‌تر با هم روبه‌رو شدند و به مردم پاسخ دادند. اما نکته خیلی جدیدی مطرح نشد.

مک‌کین فرصت‌های زیادی را از دست داد. او فرصت داشت که مناظره را ببرد، اما نتوانست نتیجه بگیرد.

مک‌کین باید محکم‌تر سخن می‌گفت و در موقعیتی که در نظرسنجنی‌ها عقب است، نتوانست عقب‌افتادگی‌اش را جبران کند.

اوباما به راحتی مک‌کین را به بوش مرتبط کرد و فقدان رهبری مک‌کین را به دولت فعلی متصل کرد. اوباما در مورعد بیمه درمانی نیز موفق‌تر عمل کرد.

اوباما در‌باره مشکلات زندگی مردم بهتر صحبت کرد و نشان داد مشکلات مردم را بهتر درک می‌کرد. مک‌کین یکی دو جا تلاش کرد با بوش فاصله بگیرد. اما چندان جا نیافتاد.

<strong>بر اساس نظرسنجی CNN بعد از مناظره:</strong>

<strong>چه کسی بهتر عمل کرد؟</strong>

اوباما

<strong>چه کسی رهبر قوی‌تری به نظر رسید؟</strong>

اوباما ۵۴ درصد به ۴۳ درصد.

<strong>چه کسی در مورد عراق بهتر بود؟</strong>

اوباما ۵۱ به ۴۷

بر اساس نظرسنجی <a href="http://www.cbsnews.com/blogs/2008/10/07/politics/horserace/entry4508356.shtml"><u>CBS</u></a>، محبوبیت اوباما بیشتر شد ولی محبوبیت مک‌کین تغییری نکرد.

البته کسانی که رای خود را در سایت وال‌استریت ژورنال ریختند، نظری متفاوت داشتند. سایت‌های محافظه‌کار نیز مک‌کین را برنده دانستند.

مردم در عین حال رهبری اقتصادی اوباما را قوی‌تر دانستند. مک‌کین برای رهبری در برابر تروریسم، رای بالاتری آورد. ولی برای هدایت آمریکا در مورد عراق، اوباما امتیاز بیشتری آورد.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_780.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_780.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 08 Oct 2008 21:32:58 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وقتی نامزدها پاشنه‌ها را برای حمله بالا می‌کشند</title>
         <description>شمارش معکوس ماه آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چنان‌که انتظار می‌رفت با یک تغییر ناگهانی به سوی تبلیغات منفی و حملات کشنده از سوی کمپین جان مک‌کین آغاز شد.

تغییری که در آن شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین حملات را به سوی کاندیدای دموکرات روانه می‌کند.

جان مک‌کین که طی دو هفته گذشته عملاً بحث پیرموان وضعیت اقتصادی را به باراک اوباما واگذار کرده، تصمیم گرفته است با تغییر جهت کمپین انتخاباتی از مشکلات اصلی جامعه آمریکا به شخصیت و گذشته کاندیداها عملاً توجه مردم را به موضوعی که به شدت موجب نگرانی آن‌ها شده است، برده و نقطه ضعف خود را بپوشاند.

این روشی است که جمهوری‌خواهان در آن چیره‌دست به نظر می‌رسند. اگر‌چه دینامیک انتخابات امسال با دوره‌های گذشته متفاوت است و ممکن است مانند بسیاری از پیش‌بینی‌ها این یکی هم درست از آب درنیاید.

یکی از مشاوران سناتور مک‌کین روز گذشته اعلام کرد اگر قرار باشد هچنان روایت مسلط کمپین‌های انتخاباتی موضوع اقتصاد باشد، مک‌کین انتخابات را واگذار خواهد کرد.

سارا پیلین به صراحت از پاشنه کفش بالا کشیدن و دست‌کش‌ها را در آوردن، سخن گفته است که به معنی تمایل به یک رویارویی جدی است.

نکته جالب این‌که مک‌کین در انتخابات سال ۲۰۰۰ و حتی در دور مقدماتی انتخابات امسال گفته بود، کسانی به سمت کمپین منفی می‌روند که برنامه‌ای برای آینده‌ ندارند.

در اولین گام، رابطه اوباما با یک رادیکال دهه ۶۰ آمریکا که برای مخالفت با جنگ ویتنام پیشنهاد کرده بود ساختمان‌های فدرال آمریکا را با بمب مورد هدف قرار بدهند، در مرکز حملات علیه اوباما قرار گرفت.

بیل آیرز، که هم‌اکنون در دانشگاه ایلی‌نویز شیگاگو به تدریس مشغول است و متخصص امور اصلاح سیستم آموزشی به شمار می‌رود، زمانی تا نزدیک میله‌های زندان نیز رفت‌.

اما به دلیل مدارک ناکافی و این‌که مدارک به دست آمده از جمله صدای ضبط شده وی به صورت غیرقانونی به دست آمده بود و مشکلاتی در جریان دادرسی وجود داشت، به زندان محکوم نشد.

[[photow01]]

پس از آن به دلیل نفوذ پدرش در شهر و تمکن مالی قوی، با ادامه تحصیلات خود در دانشگاه کلمبیا روانه دانشگاه ایلی‌نویز شد.

او هم‌اکنون با سال‌های دهه ۶۰ خود فاصله بسیاری گرفته است، اما در سال ۲۰۰۱ سخنی گفت که هم‌اکنون شاه‌بیت حملات علیه اوباما است.

آیرز از کارهای انجام داده خود اظهار پشیمانی نکرد ولی هم‌زمان نوشت که باید مواد منفجره بیشتری کار می‌گذاشتند.

اظهارات وی به‌خصوص بعد از ۱۱ سپتامبر که وضعیت آمریکا به یک حالت نیمه امنیتی درآمده است، بسیار با انتقاد مواجه شد.

سارا پیلین طی دو روز گذشته با حمله به اوباما گفت او آمریکا را آن‌قدر ناکامل می‌داند که برای درست کردن با تروریست‌های محلی به حشر و نشر می‌پردازد.

اوباما بارها گفته است که نقطه نظرات رادیکال آیرز را قبول ندارد و همه آشنایی او با وی به عضویت در هیات مدیره یک خیریه در شهر شیکاگو برمی‌گردد که باید با دیگر اعضای هیات، دیدارهایی را به صورت دوره‌ای برگزار می‌کردند.

اما کاوش‌ها در نحوه‌ی آغاز به کار اوباما به‌عنوان یک فعال سیاسی نشان می‌دهد، در یکی از جلساتی که او برای کاندید شدن در مجلس محلی ترتیب داده بود، آیرز هم حضور داشته است.

به گواه برخی آیرز میزبان جلسه بود، به گفته برخی دیگر جلسه قهوه عصرانه، یکی از تعداد زیادی جلسه بوده که در آن برای اوباما تبلیغ شده است و اگرچه این جلسه در خانه آیرز برگزار شده ولی وی میزبان نبوده است.

مخالفان اوباما تلاش می‌کنند او را به سمت چپ و مرکز حزب دموکرات سوق بدهند تا بدین ترتیب دموکرات‌های ریگانی یا بخش طرف راست طیف دموکرات را به خود جذب کنند.

[[photow02]]

از طرف دیگر، سناتور مک‌کین پای خود را روی پدال گاز حمله، بیشتر فشار داد و در جمع بزرگی از هوادران خود پرسید که اوبامای واقعی کیست؟ در این میان یکی از حاضران فریاد زد تروریست.

معلوم نبود این موضوع از قبل تنظیم شده یا این‌که به صورت فی‌البداهه‌ای اتفاق افتاده است، اما هر‌چه است حاکی از کثیف شدن جو کمپین مک‌کین می‌کند.

کمپین اوباما گفته است اساساً نگرانی از این ندارند که موضوع کمپین از مساله اقتصادی به سمت شخصیت کاندیداها منحرف شود، چرا که آن‌ها هم حرف بسیاری برای گفتن دارند.

اوباما تاکید کرده است این دموکرات‌ها نیستند که مشت اول را می‌زنند بلکه مشت آخر را می‌زنند. منظور وی این است که آن‌ها حالت تدافعی خواهند داشت.

با توجه به این‌که بحران اقتصادی اخیر آمریکا، باراک اوباما را چند درصدی در بسیاری از ایالت‌ها از سناتور مک‌کین به جلو انداخته است، انتظار نمی‌رود وی بخواهد حملات جدی به سوی مک‌کین کند.

همواره آن کسی که در نظرسنجی‌ها عقب است به این کار دست می‌زند. هم‌اکنون ۳۰ درصد از طرفداران مک‌کین معتقدند که کاندیدایشان در انتخاباتات پیروز نخواهد شد.

اگر‌چه در سال ۲۰۰۴ رفتن به سمت کمپین منفی به داد جمهوری‌خواهان رسید و در نبرد جان کری و جورج بوش، توانست با لکه‌دار کردن سابقه کری عملاً از بوش - که در خصوص ارایه برنامه برای حل مسایل اصلی آمریکا از کری ۸- ۲ عقب بود - یک پیروز میدان بسازد، اما ممکن است امسال، ویژگی‌های متفاوت مبارزات انتخاباتی عملاً به ضرر مک‌کین عمل کند.

چرا که در انتخابات قبلی، برخی سازمان‌های نزدیک به محافظه‌کاران و دموکرات‌ها به صورت مستقل آگهی تلویزیونی منفی را علیه کاندیدای رقیب ترتیب می‌دادند.

به همین جهت لازم نبود خود کمپین‌ها به صورت مستقیم به حمله علیه کاندیدای دیگر بپردازند. اما در انتخابات جدید عملاً این خود کاندیداها هستند که این کار را انجام می‌دهند.

[[photow03]]

با توجه به این‌که بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا معتقدند وضعیت اقتصادی و برنامه‌هایی که می‌تواند آن‌ها را از وضعیت فعلی خارج کند، باید در صدر مباحث مربوط به انتخابات قرار بگیرد، تغییر جهتی که کمپین مک‌کین صورت می‌دهد، می‌تواند اثرات منفی بگذارد.

نگاهی به درصد محبوبیت سارا پیلین طی چند هفته اخیر، گواهی از این مساله است. پیلین که بعد از گردهمایی بزرگ جمهوری‌خواهان، افراد بسیاری را متوجه خود کرده بود اندک اندک با ریزش جدی در تعداد هواداران یا کسانی که به او تمایل دارند، مواجه می‌شود.

سه هفته پیش کمتر از ۲۰ درصد، علاقه منفی نسبت به وی داشتند. این عدد هفته به هفته افزایش یافته به نحوی که در نظرسنجی‌ای که روز دوشنبه منتشر شد این درصد به ۴۰ رسیده بود.

به علاوه این‌که جدا کردن سارا پیلین از خبرنگاران و اهالی مطبوعات و تلویزیون‌های کابلی باعث شده است که نگاه منفی نسبت به توانایی‌های او به وجود بیاید.

بسیاری از جمهوری‌خواهان نیز به این مساله اشاره کرده‌اند. با این وجود اوست که هم‌ اکنون تندترین کلمات را علیه کمپین اوباما به کار می‌برد.

شاید پرسیده شود چرا در این مقطع چنین اتفاقی صورت می‌گیرد؟ جواب این سوال به تاثیرپذیری جامعه آمریکا به‌خصوص در شهرهای کوچک از تاکتیک‌های مبتنی بر هراس و وحشت برمی‌گردد.

طرح نام میانی اوباما که حسین است، به علاوه طرح مباحثی مانند این‌که گروه حماس در فلسطین به او روی خوش نشان داده (موضوعی که دو ماه پیش مطرح شده بود) و یا این‌که او می‌خواهد با دشمنان آمریکا به گفت و گوی بدون شرط بپردازد، از جمله موضوعاتی است که به نظر می‌رسد طی روزهای آينده محور کمپین منفی مک‌کین را به خود اختصاص دهد.

از سوی دیگر دموکرات‌ها نیز با حمله به مک‌کین صداقت او را در رابطه‌اش با لابییست‌ها به زیر سوال می‌برند و با طرح مسایلی مانند پرونده پزشکی وی که دسترسی خبرنگاران به آن ممنوع است و نیز سال‌های بعد از آزادی از زندان که طی آن وی برای حضور در عرصه سیاسی، وابستگی عمیقی را با شرکت‌های تجاری بزرگ پیدا کرده بود، مورد تاکید قرار دهند.

دموکرات‌ها همچنان علاقه‌مند هستند که موضوع اقتصاد، محور اصلی کمپین باقی بماند. در سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ بیل کلینتون با تکیه بر مسایل اقتصادی توانست رقبای خود را از صحنه به در کند و راهی کاخ سفید شود.

[[photow04]]

با توجه به رکود بی‌سابقه و وضعیت مالی که بسیاری از رای‌دهندگان را نه تنها در نگرانی بلکه در وحشت فرو برده است، این احتمال وجود دارد که روایت مسلط در انتخابات همچنان وضعیت اقتصادی باقی بماند.

۳۰ روز در انتخابات آمریکا بسیار تعیین‌کننده است و درصد‌های اعلام شده نظر‌سنجی‌ها آنچنان هم نمی‌تواند قابل اتکا باشد.

به‌خصوص مساله نژاد همچنان یکی از مسایل پنهانی است که می‌تواند تاثیر تعیین‌کننده در نتیجه انتخابات داشته باشد. موضوعی که سایت پربیننده پلیتیکو طی گزارشی مفصل به آن پرداخت.

در نظام انتخاباتی آمریکا، افراد برای شرکت در انتخابات باید پیشاپیش ثبت نام کنند و این‌طور نیست که هر کس روز انتخابات به پای صندوق‌های رای برود و با نشان دادن کارت شناسایی خود رای بدهد.

روز دوشنبه در بسیاری از شهرها ثبت نام برای شرکت در انتخابات به پایان رسید. به همین جهت از الان مشخص است که چه تعدادی دموکرات در انتخابات شرکت خواهند کرد.

اگر چه در برخی از دوره‌های پیشین همه کسانی که ثبت نام کرده بودند، در انتخابات شرکت نکردند.

طی ماه‌های گذشته باراک اوباما بسیج گسترده‌ای از دواطلبان صورت داده بود تا در ایالت‌هایی که فاصله دو کاندیدا نزدیک است و به صورت سنتی در مبارزات انتخاباتی تعیین‌کننده به شمار می‌روند، افراد بیشتری برای انتخابات ثبت نام کنند.

به همین جهت افراد بسیاری از ایالت‌های دموکرات مانند کالیفرنیا با تامین هزینه گروه‌های داوطلب، آن‌ها را راهی این ایالت‌ها می‌کردند تا به خانه رای‌دهندگان بروند و آن‌ها را برای رای دادن تشویق کنند.

در خیابان‌های شهرهای مختلف، عابران با افرادی مواجه می‌شوند که می‌پرسند در انتخابات ثبت نام کرده‌اید یا نه؟

دموکرات‌ها امیدوار هستند که با تشویق افراد به رای دادن و جلب تعداد بیشتری رای‌دهنده دموکرات، عملاً بازی را در مراحل بعدی برای جمهوری‌خواهان دشوار کنند.</description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_781.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_781.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 08 Oct 2008 15:30:56 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مناظره‌ای بعد از ترورهای شخصیتی</title>
         <description><![CDATA[سه‌شنبه‌شب (چهارشنبه صبح به وقت تهران) مناظره دوم جان‌مک‌کین و باراک اوباما در دانشگاه بلمونت شهر نشویل ایالت تنسی برگزار می‌شود.

[[sound]]

در مدت زمان میان دو دیدار، وضعیت اقتصادی آمریکا با وجود تصویب طرح نجات مالی دولت توسط کنگره و سنا، بهتر نشده است.

باراک اوباما تلاش کرده با تمرکز روی موضوع اقتصاد، برتری خود را بر جمهوری‌خواهانی که در هشت سال گذشته حاکم بر امور کشور بوده‌اند، نشان دهد. 

باراک اوباما هم‌چنین به گفته یکی از اعضای ستاد مک‌کین اشاره کرده بود که در صورت ادامه بحث در مورد بحران اقتصادی، جمهوری‌خواهان انتخابات را خواهند باخت.

[[photow01]]

بر اساس <a href="http://www.gallup.com/poll/110983/Americans-Satisfaction-AllTime">نظرسنجی اخیر گالوپ</a>، تنها ۹ درصد مردم آمریکا از وضعیت کشورشان رضایت دارند که می‌تواند ناشی از افزایش بیکاری و بحران اقتصادی اخیر باشد. این رقم یک رکورد محسوب می‌شود.

اما ستاد مک‌کین تلاش کرده با انحراف موضوع از اقتصاد به شخصیت و نحوه قضاوت اوباما، فضا را تغییر دهد. روز گذشته، سخنرانی‌های مک‌کین و معاونش سارا پیلین علیه اوباما بیشتر به رجزخوانی پیش از نبرد می‌‌مانست.

اوباما در سوی دیگر با آرامش بیشتری جواب می‌داد. البته شریک انتخاباتی اوباما، جو بایدن به خاطر مرگ مادرزن خود نتوانسته در مبارزات روزهای اخیر نقشی داشته باشد.

[[photow02]]

دیروز در نیومکزیکو، جان مک‌کین، اوباما را به نحوی دروغگو خطاب کرد. مک‌کین، اوباما را محکوم کرد که سوابقش در مورد تنظیم بازار را مخدوش کرده است. جان مک‌کین هم‌چنین عامل مشکلات اقتصادی اخیر را اوباما و دیگر دموکرات‌ها معرفی کرد.

اما ماجرای ارتباط اوباما با بیل آیرز دیروز در رسانه‌های مختلف آمریکا مطرح شد و احتمالاً بیشتر مورد توجه کسانی قرار خواهد گرفت که از چپ‌ها دل خوشی ندارند.

آیرز از جمله مخالفان جنگ ویتنامی محسوب می‌شود که در دهه ۶۰ برای ابراز مخالفت خود معتقد به ابراز خشونت بوده است. 

دیروز هنگام سخنرانی تند جان مک‌کین علیه اوباما، یکی در میان جمعیت، اوباما را تروریست خطاب کرد که نامزد جمهوری‌خواهان اصلاً به این اتهام اعتراضی نکرد. دیشب تحلیلگران این سکوت مک‌کین را تقبیح کردند.

[[photow03]]

اما طرفداران اوباما هم ساکت ننشستند و علاوه بر حمله به مک‌کین به خاطر رابطه‌ مالی‌اش با چارلز کیتینگ در دهه ۸۰، <a href="http://news.yahoo.com/s/ap/20081007/ap_on_el_pr/mccain_iran_contra">مدارک ارتباطی نامزد جمهوری‌خواهان را با یک گروه راست افراطی</a> که برای گروه‌های شبه نظامی در آمریکای لاتین سلاح می‌فرستاد، افشا کردند.

مک‌کین عضو هیأت مدیره «شورای ایالات متحده برای آزادی جهانی» (US Council for World Freedom) بوده و که در دهه ۸۰ به خاطر ارتباطش با سازمان‌های دیگر، محل تجمع نژاد‌پرستان و گروه‌های ضد یهود محسوب می‌شده است.

این شورا در ۱۹۸۱ در شهر فینیکس ایالت اریزونا که مک‌کین سناتورش است، تأسیس شد. سازمان مادر این گروه، «اتحادیه جهانی ضد کمونیسم» (World Anti-Communist League) بود که با جوخه‌های اعدام آمریکای جنوبی ارتباط داشت.

امروز نیز حملات تند دو طرف ادامه داشته است. تحلیلگران می‌گویند که این حمله‌ها مسیر انتخابات را به ناکجاآباد خواهد برد.

[[photow04]]

مشاوران ستاد اوباما در دفاع از برنامه خود می‌گویند که که نباید در برابر حملات جمهوری‌خواهان کوتاه آمد.

چهار سال پیش، گروهی که خود را «کهنه‌سربازان چابک و زندانیان پیشین جنگ طرفدار حقیقت» (Swift Vets and POWs for Truth) می‌نامیدند، با مخدوش کردن سوابق جان کری در ویتنام، عملاً فضا را به ضرر دموکرات‌ها تغییر دادند.

این گروه ظاهراً مستقل، ارتباطی قوی با جمهوری‌خواهان داشت و جان کری را فردی نامناسب برای هدایت کشور معرفی می‌کرد.

جان کری در مقابل این انتقادها سکوت کرد؛ ولی بسیاری این سکوت را تأیید ادعاها قلمداد کردند.

این گروه، شامل سربازان و اسرای بازمانده از جنگ ویتنام بود که مثل خود جان کری، روی قایق‌های گشت‌زنی تندرو خدمت کرده بودند.

[[photow05]]

با توجه به تجربه چهار سال پیش، ستاد اوباما تصمیم گرفته هیچ اتهامی را بی‌پاسخ نگذارد. ستاد اوباما، پیلین و مک‌کین را متهم کرده‌اند که برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی، وارد فاز ترور شخصیتی شده‌اند.

باید دید تأثیر مرتبط کردن باراک اوباما با یک تروریست چه قدر در بالا و پایین شدن آمار نظرسنجی‌ها مؤثر خواهد بود.

البته با سقوط مجدد شاخص صنعتی بازار بورس نیویورک در روز گذشته، و ناامیدی بیشتر مردم آمریکا از وضعیت اقتصادی، کار حزب حاکم برای اثبات توانایی‌اش در حل مشکلات اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود.

در مناظره امشب در دانشگاه بلمونت شهر نشویل از ایالت تنسی، نامزدها به طور مستقیم پاسخ حاضران را خواهند داد.

مک‌کین در چنین فضاهایی راحت‌تر است و خیلی راحت با جمعیت‌های کوچک ارتباط برقرار می‌کند؛ در حالی که اوباما در برابر جمعیت‌های بزرگ‌تر و چند ده هزاری بهتر عمل کرده است.

[[photow06]]

برای رأی‌دهنده آمریکایی که با اقتصادی بحرانی روبه‌رو است، مهم‌تر این است که ببیند کدام نامزد می‌تواند هدایت سکان کشتی اقتصادی کشور را بر عهده گیرد.

امروز نیز در اکثر نظرسنجی‌ها، <a href="http://www.realclearpolitics.com/epolls/2008/latestpolls/index.html"><u>سناتور اوباما از سناتور مک‌کین پیش است</u></a> و در تعداد زیادی از ایالت‌های بینابینی، وضعیت بهتری دارد.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_777.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_777.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 07 Oct 2008 21:26:33 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«تحریم، مانع فرصت طلایی فروش گاز ایران به اروپا»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در روزهای گذشته تهران میزبان برگزاری کنفرانسی تحت عنوان صادرات گاز ایران بود.

نکته قابل توجه در این کنفرانس حضور شرکت‌های معتبر اروپایی نظیر توتال فرانسه، OMV اتریش و برخی دیگر از شرکت‌های نفت و گاز اروپایی و منطقه‌ای بود.

با توجه به خبرهای دایمی در مورد تشدید و ادامه تحریم‌های اقتصادی علیه ایران و منعی که این شرکت‌ها برای حضور در پروژه‌های ایرانی دارند، سؤال‌های متعددی به‌وجود می‌آید که در مورد آن‌ها با دکتر بهمن آرمان، عضو هبأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در تهران و دکتر مهرداد عمادی، استاد دانشگاه و مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا در زمینه انرژی در لندن گفت و گو کردم.

ابتدا نظر آقای آرمان را در این مورد می‌پرسم:</small></strong>

[[sound]]

می‌دانید که از قبل از انقلاب قرار بود که ‌ ذخایر گاز طبیعی خودمان در آستارا را تحویل شوروی سابق بدهیم و آن‌ها در اروپا تحویل اروپایی‌ها بدهند. 

اما در حال حاضر بعد از جریان‌هایی که در گرجستان اتفاق افتاد و دو سال پیش هم که روسیه صدور گاز به اروپا را مقداری محدود کرد، اروپایی‌ها به دنبال این هستند که منبع مطمئن‌تری را برای این کار پیدا کنند و در حال حاضر تنها کشوری که می‌تواند این کار را انجام بدهد، ایران است.

به خاطر این‌که گاز قطر عمدتاً تبدیل به گاز مایع می‌شود، قراردادهای طولانی‌مدت با آمریکایی‌ها دارند و فقط ایران می‌ماند و طبق اخباری که در رسانه‌های ایرانی به چاپ رسیده‌، کمبود گاز در امارات متحده عربی که از ایران گاز وارد می‌کند، باعث شده است که پروژه‌های تولید آلومینیوم خودشان را کم کنند. 

[[photow01]]

الان کویت و عمان تقاضای خرید گاز از ایران را داده‌اند و پیش‌بینی‌های محافل بین‌المللی هم نشان‌دهنده‌ی این است که عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ میلادی با کمبود گاز روبه‌رو می‌شود. بنابراین تنها گزینه‌ای که برای اروپاییان باقی می‌ماند، خرید گاز از ایران است.

<strong>آیا از این کنفرانس بر‌می‌آید که شرکت‌های اروپایی می‌خواهند از سد تحریم‌های بین‌المللی در مورد ایران بگذرند؟</strong>

این تنها یک کنفرانس بوده و پتانسیل‌های ایران را در این کنفرانس به مرحله گفت ‌و ‌گو گذاشته‌اند و هنوز صحبتی از قرارداد و یا کار‌های اجرایی نیست، چون این نیازمند سرمایه‌گذاری سنگینی است و گاز باید از عسلویه بیایید، از شمال خوزستان و غرب کشور رد شود و در نهایت به مرز بازرگان برسد و از آن طرف هم اروپاییان باید در تمام طول ترکیه، خط لوله ۵۶ اینچ بکشند تا این گاز قابل انتقال به شبکه کشورهای اروپایی باشد.

<strong>یعنی تحریم‌های اقتصادی هنوز در این‌که این شرکت‌ها بتوانند با ایران قرار داد ببندند، نقش دارند‌؟</strong>

بله، تا زمانی‌که تحریم‌ها برداشته نشود، این شرکت‌های اروپایی تنها شنونده خواهند بود. این تحریم‌ها روی سایر صنایع ایران تاثیر گذاشته است، مثل پتروشیمی‌ها و فاز‌های مختلف پارس جنوبی که خارجی‌ها از ایران رفته‌اند و مسایل دیگری که وجود دارد. 

بنابراین طبیعی است که در چنین شرایطی ایران به خاطر این‌که تحریم‌ها را دور بزند، شرایط خیلی جذابی را ارایه کند.

<strong>این مغایر منافع ملی ایران نیست؟</strong>

خب، طبیعتاً به ضرر منافع ملی ایران است. ما در اصل داریم منافع ملی خودمان را فدای مسایل دیگری می‌کنیم، ولی با این وجود من فکر می‌کنم که این مذاکرات تنها در حد حرف است و فکر نمی‌کنم صحبت جدی درمورد این‌گونه قراردادها به این زودی‌ها و تا زمانی‌که تحریم‌ها وجود دارند، انجام بگیرد.

<strong>آیا به این ترتیب این همایش فقط یک تبلیغات در وهله اول سیاسی نیست؟</strong>

به هر حال دولت ایران تلاش دارد که به طریقی این مساله تحریم‌ها را دور بزند و از طریق این‌گونه کنفرانس‌ها تلاش دارد که نشان بدهد‌ این تحریم‌ها بی‌اثر بوده‌اند و یا اثر چندانی نداشته‌اند، ولی در عمل ما مشاهده می‌کنیم که این تحریم‌ها تاثیر داشته‌اند و ما در حوزه گازی پارس جنوبی از قطری‌ها خیلی عقب هستیم و آن‌ها عملاً دارند سهم ما را برداشت می‌کنند.

به خاطر تحریم‌هایی که وجود دارد، واحدهای جدید پتروشیمی هم احداث نشده است. بنابراین مجموعه این‌ها باعث می‌شود که ما حرکاتی را از سوی دولت مشاهده بکنیم.

ضمن این‌که ما در گذشته هم شاهد کنفرانس یا نمایشگاه نفت، گاز و پتروشیمی در ایران بوده‌ایم، ولی قراردادی که بخواهد به مرحله اجرا در بیاید را شاهد نبودیم.

[[photow02]]

<small><strong>مهرداد عمادی، مهم‌ترین انگیزه تشکیل این کنفرانس را در سیاست‌های دولت ایران می‌بیند:</strong></small>

عامل اساسی برگزاری این کنفرانس از طرف دولت ایران این بود که در ۱۸ سال اخیر علی‌رغم یارانه‌ها و دعوت‌هایی که دولت ایران از شرکت‌ها و دولت‌های خارجی مشابه ترکیه، روسیه و حتی چین برای سرمایه‌گذاری‌های دراز‌مدت و توسعه حوزه‌های گاز در خلیج فارس و مناطق دیگر کرد، علی‌رغم بهای بسیار مناسبی که دولت ارایه کرده بود، برای سرمایه‌گذاری های مشترک در باز خرید گاز تولیدی؛ هیچ موفقیت قابل لمسی را به‌دست نیاورده است.

حتی وقتی به مرحله امضای قرارداد نهایی با ترکیه رسیدند، ترکیه از امضای قرارداد در آخرین گام خود‌داری کرد و خود را از این مشارکت بیرون کشید.

<strong>حالا چه اتفاقی افتاده ‌‌که این کنفرانس با مشارکت شرکت‌های اروپایی مثل توتال که قبلاً از ایران خارج شده بودند، برگزار می‌شود؟</strong>

عمدتاً به خاطر این است که وزارت نفت ایران در چند ماه اخیر با تماس‌هایی که با این شرکت‌ها داشته، اعلام کرده که حاضر است شرایط بسیار بسیار مناسب‌تری برای سرمایه‌گذاری‌های مشترک به این‌ها ارایه کند و یک‌سری محدودیت‌هایی را که قبلاً وجود داشت و در حقیقت منافع ملی ایران را پوشش می‌داد‌، یا لغو کرده یا کم کرده تا از این طریق بتواند سرمایه‌گذارهای خارجی را جذب کند.

<strong>ولی این تخفیف‌های ویژه که مسلماً با زیان و ضرر توام است، می‌تواند در دراز‌مدت یا میان‌مدت به سود منافع ملی ایران باشد؟</strong>

هم در میان‌مدت و هم دراز مدت به زیاد ایران خواهد بود. چون گاز و نفت کالای سرمایه‌ای در ایران هستند و قابل جبران و تولید مجدد نیستند و هر چیزی که ما الان به زیر قیمت جهانی بفرستیم، ضررش همیشگی و قابل جبران نخواهد بود. 

ولی با توجه به این‌که در حال حاضر دولت ایران نتوانسته به هیچ طریقی به اهداف توسعه‌ای که در صنعت گاز داشته دست پیدا کند، این‌ها چاره‌ای جز این ندیده‌اند که گاز را به زیر قیمت بازار بفروشند تا بتوانند بلکه مشارکت خارجی را از این طریق تشویق کنند.

<strong>آیا اطلاعاتی هم از ارقام پیشنهادی ایران وجود دارد؟</strong>

در سه ماه و نیم گذشته دو سه ارزیابی خصوصی که از طرف شرکت‌های انرژی ارایه شده که به نظر می‌رسد که یک چیزی در حدود بین ۷ تا ۱۸ درصد تخفیف در قراردادهای مشارکت مشترک در بخش گاز ارایه شده که اگر این ارقام درست باشند، به‌طور متوسط چیزی در حدود ۱۵ درصد زیر‌قیمت روز خواهد بود که بسیار رقم قابل توجه‌ی است و می‌تواند به رقم چند صد میلیون دلار برسد.

<strong>اما آیا این شرکت‌های اروپایی که الان در تهران حضور دارند، به لحاظ قوانین اتحادیه اروپا می‌توانند از سد این تحریم عبور کنند؟</strong>

بعید می‌دانم. چون ما هم در مورد «ریسپول» و هم در مورد «توتال» و هم در مورد «رویال داچ شل» دیدیم که در ۲۰ ماه اخیر آن‌ها خود را از قراردادهای انرژی با دولت ایران بیرون کشیده‌اند‌، این‌ها عمدتاً به خاطر فشارهایی بود که دولت‌های ملی عضو اتحادیه اروپا به این شرکت‌ها وارد آوردند.

من بسیار بعید می‌دانم در صورت ادامه تحریم‌هایی که آمریکا علیه ایران اعمال کرده، شرکت‌های اروپایی بتوانند در مقابل فشارهایی که دولت‌های ملی در اتحادیه اروپا به این‌ها می‌آورند، مقاومت کنند.

چون از نظر تجاری عواقبی برای این کشورها دارد که قابل توجه خواهد بود. من بعید می‌دانم که دولت‌های آلمان، اسپانیا، ایتالیا یا فرانسه، به صدمه‌ای که امضای چنین قراردادهایی به دولت‌های آن‌ها به بار می‌آورد، بی‌اعتنایی نشان بدهند.

<strong>آیا این اقدام شرکت‌های اروپایی نمی‌تواند یک برداشتی از افق تغییر روابط ایران و آمریکا باشد؟ یک‌جور امیدواری برای از میان برداشتن تحریم‌ها؟</strong>

بله، این نکته بسیار جالبی است و در گذشته هم گهگاه علایمی بوده که دولت‌ها رفتارشان را نسبت به هم منطقی‌تر کرده‌اند.

‌اما عواملی در هر دو کشور وجود داشته، به خصوص در دو سه سال اخیر در تهران، که همیشه سعی کرده‌اند بهبود روابط را ضعیف بکنند. 

این درست است که اگر شرکت‌هایی در تهران حضور پیدا کرده‌اند. اما ممکن است قسمتی از حضور این‌ها به تهران، برای ارزیابی این باشد که مواضع ایران در مقابل آمریکا چه مقدار تغییر کرده است و تا چه اندازه ایران، حاضر به مذاکره برای حل مشکلات گذشته‌ی خودش با آمریکا است.

ولیکن تا زمانی‌که آن مشکلات حل نشوند، تحریم‌های آمریکا برداشته نشوند؛ من بسیار دور از انتظار می‌بینم که هیچ شرکت اروپایی حاضر شود تا در یک قرارداد دراز‌مدت با دولت ایران وارد پروژه‌های گاز طولانی‌مدت بشود.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_779.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_779.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 07 Oct 2008 18:46:53 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«بهمنی هم با سیاست‏های جدید مخالفت می‌کند»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>روز دوشنبه، پانزدهم مهرماه، رییس جدید بانک مرکزی آغاز به کار کرد. در مراسم تودیع آقای طهماسب مظاهری که در عین حال مراسم معارفه‌ی رییس جدید بانک مرکزی بود، این سمت رسماً به آقای محمود بهمنی واگذار شد.

شاید بتوان طهماسب مظاهری را یکی از جنجالی‌ترین مسئولان اقتصادی کشور در دوران ۳۰ ساله‌ی بعد از انقلاب دانست.

با این‌که او بیشترین تغییر و تحولات شغلی را در طی این ۳۰ سال، از مقام مشاور تا وزارت اقتصاد و دارایی، در کارنامه‌ی خود دارد، شاید آخرین مسئولیت او که یک سال بیشتر دوام نداشت، خبرسازترین آن‌ها بود.

آقای مظاهری در شهریور‌ماه سال گذشته در حالی ریاست کل بانک مرکزی را از آقای ابراهیم شیبانی تحویل گرفت که او به علت مخالفت با سیاست‌های اقتصادی رییس‌جمهور از جمله دستور کاهش نرخ بهره‌ی بانکی، از این سمت کنار می‌رفت.

آقای مظاهری آغاز به کار کرد و تقریباً از همان اوان مخالفت‌های او با سیاست‌های اقتصادی مورد نظر آقای احمدی‌نژاد، به ویژه دستور کاهش نرخ بهره‌ی بانکی، آغاز شد.

نکته‌ی قابل توجه این‌که آقای مظاهری در شرایطی این پست را ترک می‌کند که به گفته‌ی کارشناسان، آقای محمود بهمنی، معاون وی که سمت جانشینی او را خواهد داشت، به لحاظ سیاست‌های اقتصادی، بیشتر با آقای مظاهری هم‌گام است تا دولت آقای احمدی‌نژاد.

آقای مظاهری و آقای احمدی‌نژاد، سخنرانی تقریباً مفصلی در این مراسم داشتند. در مورد مضمون صحبت‌های ایشان گفت‌ و گوهایی انجام داده‌ام.

آقای سعید لیلاز، اقتصاددان، کارشناس امور مالی و بانکی در تهران، با اعلام معذوریت از گفت و گو، گفتند این سخنان را مصداق دیالوگ میان کَرها می‌دانند؛ زیرا سخنان آقای احمدی‌نژاد و آقای مظاهری، به یکدیگر ارتباطی نداشت.

ابتا با آقای محمد طاهری، دبیر بخش اقتصادی مجله‌ی شهروند امروز گفت و کردم که علی‌رغم مسئولیت مطبوعاتی‌شان در این جلسه حضور نداشته‌اند:</small></strong>

[[sound]]

<strong>علت عدم حضور شما در این جلسه چه بود؟</strong>

بازرسی ویژه گذاشته بودند. کسی را راه ندادند. خبرنگارهای محدودی را به این نشست راه دادند. اطلاع‌رسانی کاملاً محدود و منحصر به خود ریاست جمهوری و خبرگزاری‌هایی مثل «فارس» و «ایسنا» بوده است.

<small><strong>آقای طاهری مضمون این سخنان را به دقت مطالعه کرده‌اند و در مورد مضامین اصلی صحبت‌های آقای رییس جمهور می‌گویند:</strong></small>

آن‌چه می‌شد از صحبت‌های ایشان برداشت کرد، این بود که به طور مشخص در مورد سیاست‌هایی که در یک سال گذشته اعمال شده، سخت‌گیری بیش از اندازه شده است.

به طور مثال گفتند مؤسسه‌های مالی و اعتباری باید به هر کسی که می‌خواهد، وام بدهد. ایشان معتقد بود در مسایل پولی انحصار صورت گرفته است.

آقای احمدی‌نژاد مثل سال ۸۴ و در کوران رقابت‌های انتخاباتی که به بانک‌های خصوصی حمله کرد، مجدداً به بانک‌های خصوصی انتقاد کرد.

[[photow01]]

<strong>اشاره‌ی ایشان در مسأله‌ی انحصار به چه بود؟</strong>

اولاً باید صحبت‌های ایشان را پاسخی تلویحی به صحبت‌های آقای مظاهری دانست. آقای مظاهری در صحبت‌هایش بر ضرورت اجرای سیاست‌های پولی مبتنی بر اقتصاد آزاد تأکید کرد.

در اقتصاد آزاد‌، ‌طرف‌داران نظریه‌ی عرضه‌ی پول را «مکتب پولی» می‌گویند. دیدگاه آقای مظاهری دقیقاً منطبق بر دیدگاه مکتب پولی بود.

آقای احمدی‌نژاد به صورت تلویحی اشاره کرد که در آمریکا این سیاست شکست خورده و آن‌ها به بحران مالی رسیده‌اند و غیره.

دومین بحثی که آقای احمدی‌نژاد مطرح کرد این بود که در بانک مرکزی انحصار ایجاد شده است؛ چون بانک‌های خصوصی انحصار ایجاد کرده‌اند.

در کنار آن، به جای این‌که بگوید بانک مرکزی باید مجوزهای بیشتری برای بانک‌های خصوصی صادر کند، گفت: «مؤسسه‌های مالی و اعتباری می‌توانند مجوز بگیرند. به همه‌ی آن‌ها مجوز می‌دهیم.»

<strong>در مسأله‌ی بازپرداخت وام‌ها، هم آقای مظاهری و هم آقای رییس‌جمهور شاکی هستند.</strong>

کاملاً مشخص است. در آمریکا هم این اتفاق افتاد. رییس کل قبلی بانک مرکزی (فدرال رزرو) آمریکا در مقاله‌ای که در یکی از نشریات نوشته بود، این را پیش‌بینی کرده بود.

عرضه‌ی زیاد پول، باعث پایین آوردن نرخ بهره در آمریکا شد و این مسایل را در آمریکا به وجود آورد.

در حالی که در ایران، همان تجربه را داشتیم، کاهش دستوری نرخ سود بانکی در یکی دو سال گذشته، باعث افزایش عرضه‌ی پول در کشور شد و افزایش عرضه‌ی پول هم تقاضای کل را در جامعه بالا برد.

بنابراین شاهد افزایش نرخ تورم بودیم که به روایت غیررسمی تا ۳۵ درصد‌، ولی به روایت بانک مرکزی ۲۸ درصد است.

[[photow02]]

<small><strong>با آقای حسن شمشیری، دبیر سرویس اقتصادی روزنامه‌ی سرمایه نیز گفت و گو کردم. از ایشان سؤال می‌کنم مسأله‌ی انحصار که هم در صحبت‌های آقای مظاهری و هم در صحبت‌های آقای رییس جمهور بود، به چه معنا است؟</strong></small>

نظر آقای مظاهری این است که باید سیاست‌هایی را که در بانک مرکزی و سیستم بانکی دنبال می‌شود‌، به سمتی کشاند که متناسب با رشد تولید و رشد اقتصادی، تزریق نقدینگی، تسهیلات داده شود.

اما آقای رییس‌جمهور معتقد است، یک نوع انحصار فکر یا انحصار تصمیم‌گیری در بانک‌ها مسلط است که مانع می‌شود به مردم، به کسانی که نیازمندند و به کسانی که به دنبال افزایش تولید و رشد اشتغال هستند، تسهیلات داده شود.

<strong>از آغاز این ماجرا که با برخی از کارشناسان اقتصادی گفت و گو کردم، خیلی‌ها معتقد بودند آقای بهمنی هم سیاست آقای مظاهری را پیش خواهد گرفت. به این ترتیب، باید منتظر چه تحولاتی در آینده باشیم؟</strong>

درست است. این مشکل وجود دارد که حتی کارشناس‌هایی که با ایشان کار می‌کردند، تغییر نکردند. در حالی‌ که یک سری از مدیران میانی و معاون‌های بانک مرکزی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های بانکی، نقش اساسی دارند.

حتی قبل از این‌که آقای مظاهری بخواهد استعفا بدهد، خیلی از مدیران استعفایشان را تسلیم کرده بودند که از بانک خارج شوند و آقای مظاهری با استعفای آن‌ها مخالفت کرده بود.

بنابراین یک پرسش اساسی وجود دارد که اگر این افراد قرار است سیاست‌های جدید را دنبال کنند، چرا خود آقای مظاهری نماند و ایشان سیاست‌های جدید را دنبال نکرد؟

وقتی دولت دنبال این است که تغییری در سیاست‌های بانک مرکزی، آن هم در سال آخر ریاست جمهوری بدهد، پیش‌بینی می‌شد، برای تمام شدن یک سری از طرح‌های عمرانی و به ثمر رسیدن یک سری از برنامه‌های دولت، مثل طرح تحول اقتصادی، ایجاد اشتغال بیشتر، مجموعه‌ی افراد و مدیران جدیدی با یک نگاه دیگری، در بانک مرکزی حاکم شوند.

شاید باید در ماه‌های آینده شاهد تغییرات این مدیران باشیم. شاهد این‌که معاونین و کارشناشان تغییر بکنند و آقای بهمنی هم بپذیرد سیاست‌های جدید را دنبال بکند. به قول آقای ‌دانش‌جعفری، باید منتظر تغییر سومین رییس کل هم باشیم.

یعنی همان طور که آقای ابراهیم شیبانی و آقای مظاهری رفتند، احتمالاً آقای بهمنی هم با سیاست‌های جدید مخالفت کند و حاضر نباشد تسهیلات بانکی زیاد شود، تزریق نقدینگی افزایش پیدا کند. لذا ممکن است ایشان هم در ماه‌های ‌آینده تغییر بکند.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_778.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_778.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 07 Oct 2008 14:44:15 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حمله‌های شدید دو طرف</title>
         <description><![CDATA[روز شنبه، سارا پیلین که از مناظره با جو بایدن انرژی فراوانی گرفته بود، در سخنانی‌ باراک اوباما را به نشست و برخاست با تروریست‌ها متهم کرد.

[[sound]]

پیلین گفت: «مردم آمریکا باید با باراک اوبامای واقعی آشنا شوند که با تروریست‌های آمریکایی که علیه کشور خودشان فعال بوده‌اند رفاقت کرده است».

یکی از اعضای ستاد مک‌کین هفته پیش گفت، سیاست این ستاد، دور کردن ذهن مردم از مشکلات اقتصادی و حمله به خود اوباما است.

پیلین ادعا کرد اوباما با یک فعال سیاسی به نام بیل آیرز که گروه ودر آندرگراند (Weather Underground) را در دهه ۶۰ بنیان گذاشت دوست است. این گروه چپ برای جلب توجه افکار عمومی اقدام به بمب‌گذاری در چند نقطه از جمله پنتاگون کرد.

[[photow01]]

بیل آیرز بعدها تبرئه شد و سال‌های سال در دانشگاه شیکاگو به تدریس پرداخت. او یکی از تئوریسین‌های آموزش در مدارس ابتدایی است و مدت‌ها نیز مشاور شهردار شیکاگو در زمینه آموزش بوده است.

اوباما نیز که سناتور ایالتی ایلینویز از شهر شیکاگو بود در سال ۱۹۹۵ با آیرز در یک گردهمایی برای اصلاح ساختار مدارس شیکاگو ملاقات کرد و بعدها هر دو به عضویت هیات مدیره یک موسسه خیریه ضد فقر درآمدند. اوباما مدت‌هاست ارتباطی با او ندارد.

آسوشیتد‌پرس در گزارشی، حمله پیلین را همراه با نگاه‌های خاص نژادی دانسته است. این خبرگزاری می‌افزاید ممکن است حملات اخیر پیلین، باعث پشیمانی مک‌کین شود.

جمهوری‌خواهان تلاش می‌کنند با همراه کردن اوباما و آیرز، قضاوت نامزد دموکرات‌ها را زیر سوال ببرند که حاضر شده با یک شورشی دوست شود.

ستاد اوباما نیز در پاسخ گفته است که اوباما کلیه فعالیت‌های خشونت‌آمیز گروه ودر آندرگراند را محکوم می‌کند، ولی در زمان وقوع انفجارهایی که این گروه مسوولش بوده، فقط هشت سال داشته است و برقراری ارتباط میان فعالیت‌های آن گروه با سناتور اوباما مسخره است.

[[photow02]]

اوباما هم در سخنانش جان مک‌کین و همراهانش را متهم کرد به جای این‌که به بحث‌های محتوایی بپردازند، می‌خواهند حواس مردم را از واقعیت‌ها منحرف کنند.

نامزد دموکرات‌ها گفت مک‌کین در شرایط بحرانی سرگردان و دمدمی‌مزاج عمل می‌کند و اصلاً درکی از واقعیت‌های اقتصادی ندارد.

در این طرف میدان هم ستاد اوباما با زنده کردن ماجرای رشوه‌گیری جان مک‌کین از یک بانکدار در دهه ۸۰ که به پرونده کیتینگ فایو (Keating Five) معروف است، ارتباط قدیمی جان مک‌کین با موسسات مالی -اعتباری را مجدداً رو کرد و قضاوت مک‌کین در قبال چنین موسساتی و همچنین مقاوله اقتصاد زیر سوال برد.

در دهه ۸۰ جان مک‌کین بیش از ۱۰۰ هزار دلار از چارلز کیتینگ، صاحب موسسه مالی -اعتباری لینکن دریافت کرد.

کیتینگ حتی برای نخستین تلاش جان مک‌کین برای ورود به کنگره در سال ۱۹۸۲، ۱۱ هزار دلار کمک جمع آوری کرد. در سال ۱۹۸۶ که مک‌کین می‌خواست وارد سنا شود نیز ۵۰ هزار دلارش را از طریق کیتینگ دریافت کرد.

در عوض جان مک‌کین در واشینگتن تلاش کرد، فشار ناظران و تنظیم کننده‌های بازار روی موسسه اعتباری لینکن متعلق به چارلز کیتینگ کمتر شود.

[[photow04]]

از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱، عملکرد پنج سناتور آمریکایی از جمله جان مک‌کین که به کیتینگ فایو معروف شدند، مورد بازرسی کمیته اخلاق سنا قرار گرفت و نهایتاً جان مک‌کین به‌خاطر قضاوت اشتباهش سرزنش شد.

در اواخر دهه ۸۰ و اوائل دهه ۹۰، بحران ناشی از عملکرد موسسات مالی و اعتباری که وام مسکن می‌دادند، باعث ضرری ۱۶۰ میلیارد دلاری شد که ۱۲۴ میلیارد دلار آن از بودجه عمومی جبران شد.

ستاد اوباما تلاش می‌کند با یاد آوردن مسایل آن زمان، توجه رای‌دهندگان را به سابقه مک‌کین و ارتباطش با چنین موسساتی یاد‌آوری کند.

چند نفر از اعضای اصلی ستاد مک‌کین تا همین چند ماه پیش حقوق‌بگیران موسسات مالی و اعتباری‌ای بودند که در ایجاد بحران اخیر وال‌‌استریت سقوط کردند.

در عین حال سیندی مک‌کین، همسر نامزد ریاست جمهوری، یک سال پیش از آن‌که همسرش جان مک‌کین برای کمک به کیتینگ با تنظیم‌کننده‌های بازار ملاقات کند، صدها هزار دلار در صندوق اعتباری متعلق به چارلز کیتینگ سرمایه‌گزاری کرده بود.

خانواده مک‌کین بارها و بارها با هواپیمای اختصاصی کیتینگ به سفر تفریحی رفته بودند و چند بار مهمان کیتینگ در باهاما بودند.

[[photow03]]

روز دوشنبه ستاد اوباما با یک آگهی توجه مردم را به مساله کیتینگ جلب کرد و برای مشترکان ایمیلی خود، <a href="http://keatingeconomics.com/"><u>نشانی وب‌سایت</u></a> را فرستاده که در آن فیلمی ۱۳ دقیقه‌ای نمایش داده می‌شود.

در این فیلم، به بحران صندوق‌های اعتباری و وامی در سال‌های دور و ارتباط جان‌مک‌کین اشاره شده است.

بر‌اساس آخرین نظرسنجی‌های موسسه گالوپ، باراک اوباما هفت در‌صد در سطح ملی از مک‌کین پیش است.

از میان رای‌دهندگان جوان، ۶۱ در‌صد به اوباما رای خواهند داد که این رقم در‌مورد جان مک‌کین، ۳۲ درصد است.

باید دید شب سه‌شنبه، در مناظره میان مک‌کین و اوباما، ارتباط‌های تروریستی مورد ادعای سارا پیلین موثرتر عمل می‌کند یا حملات اوباما با توجه به سوابق مالی قدیمی مک‌‌کین؟]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_776.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_776.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">آمریکا</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 06 Oct 2008 20:31:41 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
