<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>گوي سياست</title>
      <link>http://zamaaneh.com/analysis/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 03 Jul 2009 13:14:32 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>احزاب و خروج از انفعال موجود</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>براساس شواهد موجود و دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی، می‌توان حدس زد که هزینه‌ی فعالیت سیاسی در ایران زیادتر از پیش شده است. اما باید دید که سران احزاب و راهبران گروههای سیاسی چه گونه قادر خواهند بود از پتانسیل موجود نهایت استفاده را ببرند.

با غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی و کسی که از سوی مهدی کروبی به‌عنوان معاون اول معروفی شده بود گفت و گو کردم. از صدای کرباسچی چنین استنباط کردم که او نیز مانند بسیاری دیگر حال و هوای خوشی ندارد. اما در پاسخ به سوال‌هایم چنین نشان داد که ظاهرا اتفاق خاصی نیفتاده است. از کرباسچی پرسیدم که در آینده‌ی نزدیک نحوه‌ی فعالیت او و حتا دیگر احزاب اصلاح‌طلب به چه صورت خواهد بود؟</small></strong>

[[sound]]

خب مثل قبل می‌ماند. چه فرقی کرده مگر؟ 

<strong>یعنی به نظر شما با توجه به شواهدی که داریم می‌بینیم در روزهای اخیر هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و احزاب می‌توانند خیلی راحت به فعالیت خودشان ادامه بدهند؟ </strong>

البته این شرایط موقت و اینها که فکر می‌کنم از بین برود. ولی بالاخره احزاب می‌توانند همان کارکرد خودشان را داشته باشند. 

<strong>خب وقتی یک حزب نتواند به راحتی وارد قدرت بشود، انگیزه‌ی اعضای آن حزب برای فعالیت‌های سیاسی‌شان به چه صورت ادامه پیدا می‌کند؟ </strong>

حالا شما از کجا می‌دانید که حزب نمی‌تواند وارد قدرت بشود؟! 

<strong>خب شما فکر می‌کنید با توجه به شواهد موجود چه امکانی برای اعضا وجود دارد که بخواهند مشارکت بیشتری بکنند و وارد قدرت بشوند؟ </strong>

بالاخره حالا این فراز و فرودها در جریانات سیاسی ایران هست. بعدهم که ورود در قدرت که خب نسبی است و این طوری نیست که فقط ریاست جمهوری باشد. بهرحال خیلی این طوری نیست که آدم مطلق فکر بکند. حالا سازوکاری بالاخره این دولت به‌کار برده و یک چیز این جوری رخ داده. 

<strong>یعنی شما به‌عنوان کسی که سرد و گرم روزگار سیاسی را در ایران کشیده، با توجه به آن چیزی که در هفته‌های اخیر دیدید، فکر می‌کنید برای ورود به مجلس و یا شوراها با مشکلات خاصی روبه‌رو نخواهند شد احزاب سیاسی؟</strong> 

گفتم که حالا اینها که شرایط آینده است. بالاخره گروههای سیاسی بحث ورود به قدرت، ورود به مجلس یا ریاست جمهوری یا نمی‌دانم امثال اینها، بخشی از کارشان است. بخشی هم بالاخره خود این تشکل‌ها و هماهنگی‌ها و مطالعات سیاسی و تبادل‌ نظرهای سیاسی و آموزشهای سیاسی و سامان دادن نیروها و اینها هم کارهای درازمدتی‌ست که نمی‌شود این طوری فکر کرد که حالا چون مثلا یک شرایطی‌ست، ممکن است در قدرت یا در ریاست جمهوری و یا در مجلس نتوانند حضورداشته باشند و دیگر همه باید بروند مثلا خانه‌هایشان بخوابند. این طوری که معمولا گروههای سیاسی فکر نمی‌کنند. بهرصورت بحث‌شان بحث درازمدت است. 

<strong>یعنی شما فکر می‌کنید با توجه به انگیزه‌هایی که شاهدش بودیم از طبقه‌ی متوسط در محدوده‌ی مبارزات انتخاباتی احزاب بتوانند مشارکت بیشتری بگیرند از این طبقه برای فعالیت‌های آتی خودشان؟ </strong>

من فکر می‌کنم بهرحال این پتانسیل اجتماعی که در این انتخابات، حالا بخصوص حتا با مسایل بعدی، به حرکت درآمده است، این طوری نیست که آدم بگوید که مثلا حالا نتوانستند به قدرت برسند، (پس) حالا دیگر همه چیز از بین رفته یا تعطیل شده است. به نظر من خیلی زمینه‌های مثبتی هست، اگر بشود روی آن فکر بکند و مطالعه بکند و از آن استفاده بکند. 

<strong>و حالا خود شما در آینده چه خواهید کرد؟ آیا در حزب کارگزاران خواهید ماند یا به حزب اعتماد ملی می‌روید؟ </strong>

من همان حزب کارگزاران که بودم هستم. مگر این که حالا در آینده بالاخره جلساتی یا نمی‌دانم کنگره‌ای چیزی باشد در حزب که بخواهیم تجدید تشکیلات و سازماندهی بکنیم. وگرنه من در همان حزب کارگزاران هستم. 

<strong>آیا باز مثل بسیاری از احزاب دیگر اصلاح‌طلب کارگزاران نسبت سنی‌اش با جامعه تفاوت زیادی خواهد کرد و مسن‌تر خواهد بود در آینده؟ </strong>

بالاخره سن همه با همدیگر فاصله دارد. و این که سازماندهی تشکیلات با بهرحال نیروهای جدید (است) که اگر توانمندیی وجود داشته باشد، حتما نیروهای جوان می‌توانند موقعیت بهتری در حزب پیدا بکنند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1050.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1050.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 03 Jul 2009 13:14:32 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حقوق بشر و پدیده فیلم‌های مستند روی یوتیوب</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>وقتی سایت سازمان عفو بین‌الملل بعد از سالها صفحه‌ای به زبان فارسی راه‌اندازی کرد، می‌شد فهمید که توجه فعالان حقوق بشر بیش از پیش به ایران جلب شده است و با برقراری دوسویه با ایرانیان می‌توانند مشارکت بیشتری از فعالان حقوق بشر داخل کشور را انتظار داشته باشند. در یک ویدئو کوتاه در صفحه‌ی فارسی سازمان عفو بین‌الملل دوئری دایک یکی از اعضای فارسی‌گوی این سازمان بخشی از فعالیت‌های این سازمان را در رابطه با ایران توضیح می‌دهد: 

ما سازمان عفو بین‌الملل، اعضای سازمان عفو بین‌الملل امروز جمع شده‌ایم برابر سفارتخانه‌ی ایران برای این که پیام همبستگی بفرستیم به مردم ایران که ما اینجا هستیم. ما اینجا در رنج آنها شرکت می‌کنیم. ما می‌دانیم که مردم ایران در حال حاضر رو به روی تهدیدها و خشونت بی‌سابقه‌ای هستند که در آن دهها کشتار دیده‌ایم. 

انعکاس تصاویر و خبرهایی از نقض گسترده‌ی حقوق بشر در هفته‌های جاری از درون ایران در نبود گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل و ناظران سازمانهای مدافع حقوق بشر، مدارک کافی از عدم رعایت کنوانسیونهای بین‌المللی را در اختیار اکثر نهادهای مستقل برای فشار به سران ایران داده است. بسیاری از این سازمانها شاید سالها در انتظار مدرکی بودند که ثابت بکنند وضعیت آزادی بیان و حقوق بشر در داخل ایران چگونه است. اما عدم همکاری دولت ایران با بعضی از این نهادها باعث شد مدرک مستندی در اختیار نداشته باشند. 

تاثیر فیلم‌های ویدئویی ارسالی از ایران به نهادهای بین‌المللی و رسانه‌های خبری که حتا دولت ایران برای تکذیب آنها مجبور به موضع‌گیری شده است. از سوی دیگر بازداشت گسترده‌ی روزنامه‌نگاران و آغاز روند اعتراف‌گیری تلویزیونی از ایشان باعث افزایش نگرانی بیش از پیش بسیاری از انجمن‌ها و سازمانهای مدافع آزادی بیان شده است.

پس ازتایید نهایی نتیجه‌ی انتخابات توسط شورای نگهبان به نظر می‌رسد از حجم خبرهای مربوط به ایران در رسانه‌های بین‌المللی کاسته شود و این می‌تواند زنگ خطری برای کسانی باشد که درون کشور منتظرتداوم اطلا‌ع‌رسانی درباره‌ی وضعیت داخلی بوده‌اند. با این حال نهادهای مدافع آزادی بیان و حقوق بشر‎، ازجمله سازمان گزارشگران بدون مرز، کمیته‌ی مراقبت از روزنامه‌نگاران، فدراسیون جهانی روزنامه‌نگاران، خانه‌ی آزادی و بسیاری دیگر از انجمن‌های همراه نگران از دست دادن مخاطبان خبری خود در غرب نیستند و با دقت وضعیت ایران را زیر نظر خواهند داشت. از سوی دیگر فعالان ایرانی مدافع حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی نیز به دنبال جلب توجه و همکاری نهادهای جهانی برای تمرکز روی وضعیت فعلی ایران هستند تا به سهم خود از شدت فشارها روی منتقدین و فعالان داخلی کاسته شود. 

به همین بهانه با حسین ماهوتی‌ها هماهنگ‌کننده‌ی فعالان ایرانی حقوق بشر اروپا و آمریکای شمالی گفت‌وگو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

در همین مرحله‌ی اول فکر کاری در این نهادهای بین‌المللی خب این است که اراده‌ای را ابراز بکنند و شانسی به طرفی که نقض حقوق بشر می‌کند بدهند یا به‌گونه‌ای بتوانند آن امکاناتی را که هست بررسی کنند برای پیگیری آن. آن چیزی که ما اطلاع داریم این است که این اراده‌ای که ابراز شده است، چه از طرف سازمان ملل چه از طرف نهادهای دیگر بین‌المللی، بسیار اراده‌ای قوی است که ما در این چندسال به این شکل ندیده بودیم. و راهکارهای مختلف را دارند می‌سنجند برای این که بتوانند نقض حقوق بشر و مصببین این نقض حقوق بشر در ایران را پیگیری بکنند. ولی الان به دنبال پیداکردن راهکارها و شیوه‌هایی هستند که می‌توانند ثمربخش باشند. 

<strong>نحوه‌ی مستندسازی نقض حقوق بشر در ایران در گذشته بسیار سخت بود. اما امروزه با توجه به اطلاعات و ویدئوهایی که دارد از ایران میرسد، آیا می‌شود انتظار داشت که میزان حساسیتی که نسبت به مسایل داخل ایران وجود داشته است در غرب الان بیشتر خواهد شد یا به همان اندازه‌ی گذشته خواهد ماند و این نهادهای بین‌المللی فقط به صدور بیانیه‌ها اکتفا خواهند کرد؟ </strong>

کلا در بین نهادهای بین‌المللی مطبوعات و روشها و شیوه‌هایی که حاکمین ایران برای نقض حقوق بشر می‌کنند شناخته شده است. و چیزی که الان جدیدا اتفاق افتاده است حضور وسیع خبری است که می‌بینند... یعنی علی‌رغم این که ما این خبررسانی‌ها را کرده بودیم و اینها حساس بودند، الان می‌بینند که جامعه‌ای با سکوت به خیابان می‌آید و تنها راهی که حکومت گیر می‌آورد برای حرف‌زدن با آنها، سرکوب بسیار سنگین است و به طور گسترده. خب برای افرادی که اینجا در حیطه‌ی حقوق بشر کار می‌کنند بسیار مشخص است که این نقض حقوق بشر نمی‌تواند همین جوری یک چیز خودجوش باشد با این وضعیتی که در ایران دارد اتفاق می‌افتد، بلکه یک نقض گسترده است و بخصوص برنامه‌ریزی شده و سیستماتیک است. پس روی این مسئله خیلی حساس شده‌اند که برنامه‌ای هست که به این گونه، به این شیوه، به این گستردگی نقض حقوق بشر می‌کنند. حالا آن چیزی که ما می‌بینیم این است که اراده‌ی خیلی قوی‌تری پیدا کرده‌اند برای این که این مسئله را پیگیری بکنند. 

<strong>چه برنامه‌ای شما و دوستان‌تان به‌عنوان فعالان مدافع حقوق بشر در آمریکای شمالی و اروپا دارید برای این که این مبحث را زنده نگه دارید؟ چون به طور طبیعی بعد از چند مدت خیلی از رسانه‌ها فراموش می‌کنند که چه اتفاقی افتاده است و پیگیری چندانی نخواهند کرد و ممکن است بعضی از نهادهای مدافع آزادی بیان و حقوق بشر هم با این مباحث دچار روزمرگی بشوند! </strong>

مسئله‌ی کلی خبررسانی‌ست. ولی خبررسانی‌ای که مشخص و هدف‌دار باشد. ما الان در رابطه با خود مسئله‌ی سرکوبها، شکنجه و شکنجه برای اعتراف، خطر اعدام که الان در پیش روی است در رابطه با دستگیری‌های وسیع فعالین مدنی، اجتماعی، سیاسی و غیره خیلی اطلاع‌رسانی می‌کنیم و می‌بینیم که این اطلاع‌رسانی‌ها هم به‌گونه‌ای دارد نتیجه‌ی خودش را می‌دهد. و ما امیدواریم که در موازات این، در موازات اعتراضاتی که می‌شود، بتوانیم از نهادهای بین‌المللی بخواهیم که از مرحله‌ی اعتراض پای‌شان را فراتر بگذارند و آن اراده‌ای را که ابراز کرده‌اند پیگیری بکنند که خب آن هم وظیفه‌ی ما و دیگر نهادهای حقوق بشری است که در مقابل نقض حقوق بشری که در ایران می‌شود سکوت نکنیم. چون اگر در این باره سکوت بشود، خواه ناخواه باز این مسئله تکرار می‌شود. 

و این لااقل برای ما که تجربه‌ی رویدادها در ایران را داریم، می‌دانیم آن چیزی که الان می‌گذرد چیز جدیدی نیست و ما شاهد آن بوده‌ایم. تعیین هیأتهایی برای بررسی وضعیت زندانیان که به کشتارهای زندانیان سیاسی انجامید، ما اینها را قبلا داشته‌ایم. آیا باید یکبار دیگر این کشتارها ادامه پیدا بکند و باز موجی از اعدام باشد؟ خب وقتی این را دیده‌ایم، می‌توانیم با جوامع بین‌المللی مطرح کنیم و ازشان بخواهیم که تا دیر نشده عملکردی داشته باشند. 

<strong>در کوتاه‌مدت برنامه‌ی شما چه هست؟ چون بعضی از این برنامه‌هایی که شما می‌فرمایید ممکن است در درازمدت نتیجه بدهند! </strong>

در کوتاه‌مدت  کلیه‌ی نهادهای حقوق بشری و فعالین حقوق بشر الان به دنبال این هستند و از سازمان ملل درخواست کرده‌اند یک ناظر ویژه‌ تعیین بشود که به وضعیت حقوق بشر در ایران الان رسیدگی بشود و گزارشی بدهد. اگر بتواند به ایران برود، که خب چه بهتر. اگر نه، در هر صورت گزارشی بدهد تا جامعه جهانی از آن چیزی که در ایران می‌گذرد مطلع بشود و این به‌عنوان یک سند رسمی در تاریخ بماند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1049.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1049.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 03 Jul 2009 03:01:07 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«اقتدارگرایان، به دنبال رادیکالیزه کردن اعتراضات هستند»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در پی اعلام نظر نهایی شورای نگهبان مبنی بر تایید نتیجه‏ی انتخابات و تأکید بر ریاست جمهوری محمود احمدی‏نژاد، به عنوان رییس جمهور برگزیده‏ی این دوره از انتخابات، جو سیاسی ابهام ‏برانگیزی ایجاد شده است.

به جز اولین شب پس از اعلام این نظر که شعارهای الله‏اکبر، به خصوص در شهر تهران، وسیع‏تر از همیشه شنیده شد، حرکت اعتراضی خودجوش یا سازمان یافته‏ای در پی‏گیری اعتراضات گذشته، به چشم نمی‏خورد.

اما در میان احزاب و چهره‏های مشخص سیاسی، از جمله کاندیداهای معترض، انتشار بیانیه‏های متعددی، از ادامه‏ی فضای اعتراضی خبر می‏دهد.

بیانیه‏های شخصیت‏هایی چون مهدی کروبی، میرحسین موسوی، آیت‏الله طاهری، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز و جبهه‏ی مشارکت ایران اسلامی، هریک به نوعی، بر نگرانی‏های خود نسبت به آینده‏ی کشور، در ارتباط با پای‏فشاری شورای نگهبان بر نتیجه‏‏ی انتخابات تاکید کرده‏اند.

در مورد بیانیه‏ی اخیر جبهه‏ی مشارکت ایران اسلامی و تحلیل سیاسی این حزب از شرایط فعلی، با خانم آذر منصوری، معاون سیاسی دبیرکل جبهه‏ی مشارکت گفت‏ و گو کرده‏ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>از خانم منصوری می‏پرسم: مهم‏ترین نکاتی که بیاینه‏ی حزب مشارکت مایل به تأکید بر آن بوده است، چیست؟</strong>

گروهی در کشور ما که به شدت با جمهوریت نظام مسأله دارند، در این انتخابات، شبه‏کودتایی انجام دادند و با تخلف‏هاو تقلب‏های گسترده و دروغ‏پردازی‏های متعدد، رأی مردم را به نفع خود مصادره کردند.

بیشترین مسأله‏ای که در بیانیه‏ی ما روی آن تأکید شده، این است که جمهوریت نظام به بدترین شکل، در معرض خطر و تهدید است و این نگرانی به شکل جدی وجود دارد که حذف این جمهوریت می‏تواند سرآغاز یک استبداد بسیار بزرگ در کشور باشد که متأسفانه، با استفاده‏های ابزاری از دین، می‏تواند شکل شدیدتری را نیز به خود بگیرد.

نکته‏ی دیگری که سعی کرده‏ایم در این بیانیه روی آن تأکید کنیم و پای بفشاریم، این است که ما هم‏چنان باور داریم که نظام جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت تداوم و پذیرش اصلاحات را دارد و تلاش و مبارزه‏ی ما هم در راستای تداوم همین اصلاحات است.

در بخش دیگری نیز، با توجه به حوادث اخیر و برخورد غیرقانونی نیروهای امنیتی و نظامی با مردم و وجود شواهد و قراین متعدد دال بر این‌که این برخوردها از جانب چه گروه‏ها و نهادهایی صورت گرفته است، بر این برخوردها و خسارت‏ها تأکید کرده‏ایم و اعلام کرده‏ایم که جبهه‏ی مشارکت با آسیب‏دیدگان و کشته‏شدگان اظهار هم‏دردی و تأسف می‏‏کند.

ضمن این‌که بسیاری از نیروهای کادر رهبری حزب هم به دلایل کاملاً واهی و غیرقانونی، در این شرایط، در زندان هستند و من همین‏جا لازم می‏دانم، مجدداً، اعتراض خودم را نسبت به این برخوردهای غیرقانونی و غیرحقوقی با اعضای جبهه‏ی مشارکت اعلام کنم.

[[photow01]]

<strong>در بیانیه‏ی حزب مشارکت و هم‏چنین در همین اظهارات شما، تأکید بر قانونیت و پی‏گیری اعتراضات از طریق قانونی وجود دارد. با توجه به این‌که رهبری حزب در زندان هستند و شما از راه‏های قانونی نمی‏توانید حتا مشکل آنان را پی‏گیری کنید، این سوال پیش می‏آید که حاصل شیوه و روشی که حزب مشارکت و مجموعه‏ی اصلاح‏طلبان برای بیان اعتراضات پیش گرفته‏اند، چه بوده است یا در آینده چه خواهد بود؟</strong>

ما در مسیری که برای رسیدن به دمکراسی انتخاب کرده بودیم، اشتباه نکرده‏ایم. با توجه به اهدافی که به عنوان یک حزب اصلاح‏طلب در عهدنامه‏ی خودمان هم روی آن تأکیده کرده‏ایم و با استفاده از همه‏ی ظرفیت‏های موجود در نظام، سعی‏مان همواره این بوده که از کم‏هزینه‏ترین امکان برای دست‏یابی به دمکراسی در کشور استفاده کنیم.

متأسفانه، جریان اقتدارگرا در کشور ما، به گونه‏ای عمل کرد که با کودتایی انتخاباتی، زمینه‏های دست‏یابی به دمکراسی را در چهارچوب شرایط موجود، بسیار محدود و به تعبیر بسیاری، شاید غیرممکن کرده باشد.

هدف ما در مسیری که انتخاب کرده‏ایم، همواره این بوده که از کم ‏هزینه‏ترین امکان برای دست یافتن به دمکراسی در کشور استفاده کنیم. کم‏هزینه‏ترین امکان برای اصلاح و تغییر هم، استفاده از ظرفیت‏های درون خود نظام است که ما پذیرفته‏ایم در چهارچوب قانون اساسی این نظام فعالیت و از این ظرفیت‏ها استفاده کنیم.

<strong>درست است که این ظرفیت‏ها به طور اصولی وجود دارد، ولی در حال حاضر، همین ظرفیت‏ها هم مسدود هستند…</strong>

ما به تلاش خودمان، برای باز کردن این ظرفیت‏ها ادامه خواهیم داد. ضمن این‌که جناح اقتدارگرا در شرایط فعلی و بعد از کودتای انتخاباتی که در کشور ما برگزار کرد، به دنبال تند کردن فضا و رادیکالیزه کردن اعتراضات مردم است.

اتفاقی که به نفع اعتراض کنندگان نخواهد بود. بلکه اعتراضات موجود را به سمت رادیکالیزه شدن هدایت می‏کند و بهانه‏ای به دست اقتدارگرایان می‏دهد تا بتوانند با آ‏نان با اتهامات امنیتی برخورد کنند و از صحنه حذف کنند.

هزینه‏هایی هم که طی این مدت به مردم و به فعالین سیاسی تحمیل شده‏‏، مؤید این مسأله است که اقتدارگرایان به دنبال تند کردن فضا هستند و ما در پی آرام کردن فضا هستیم تا این اعتراضات هم‏چنان به روند خود ادامه بدهد.

به هرحال، ما به عنوان یک حزب قانونی در این کشور، رفتارها و فعالیت‏های‏مان باید در چهارچوب همین قانونی باشد که از کانال آن مجوز فعالیت گرفته‏ایم و داریم به فعالیت‏های‏مان ادامه می‏دهیم.

<strong>با توجه به شرایط موجود و تحلیلی که خودتان دارید، آیا اساساً، امیدوار هستید بتوانید این خواسته‏ها را پیش ببرید؟</strong>

بله، اگر برای مجموعه‏ی اصلاح‏طلبان این امکان فراهم شود که بتوانند با یک زبان مشترک، هدف و محوریت مشترک که به نظر می‏آید در شرایط فعلی، آقای مهندس موسوی بهترین کسی است که می‏تواند این محوریت را داشته باشد، به این اعتراضات ادامه بدهند، امیدوار هستیم که به نتیجه خواهیم رسید.

<strong>اما مشکل معین مردم، همین نتیجه‏ی انتخابات است. آیا در قانون راه‏هایی وجود دارد که تایید شورای نگهبان مورد بررسی مجدد قرار بگیرد؟</strong>

یکی از راه‏های قانونی، مجمع تشخیص مصلحت نظام است. راه دیگر این است که با استفاده از دیگر نهادهای قانونی موجود در کشور، این مطالبات پی‏گیری شود. هرچند در این سمت، خیلی جای امیدواری وجود ندارد.

اما در سوی دیگر که مردم و فعالین مدنی و سیاسی وجود دارند، این امیدواری به شکل جدی‏تری وجود دارد. بعد از انتخابات، انسجام قابل توجهی بین نیروهای اصلاح‏طلب به وجود آمده و این انسجام می‏تواند خیلی نوید بخش باشد برای این‌که با پیام و عزم جدی‏تر این مطالبات را پی‏گیری کند.

<strong>آیا به عنوان حزب مشارکت، برنامه‏ی آتی معینی برای پی‏گیری مطالبات خودتان دارید؟</strong>

با توجه به این‌که کاندیدای مورد حمایت ما در این انتخابات، آقای مهندس میرحسین موسوی بود، در هر مقطعی مواضع خودمان را در زمینه‏ی اتفاقاتی که افتاده است، روشن کرده‏ایم.

منتها برای پی‏گیری‏های بعدی، با توجه به این‌که نیاز به کار جمعی و نیاز به جدا نبودن گروه‏های اصلاح‏طلب از یک‏دیگر، به شدت مشاهده می‏شود، ملاحظه‏ی جدی داریم که برنامه‏ها، اهداف‏مان و تصمیمات مان به شکل جمعی و در کنار گروه‏های دیگر باشد.

به ویژه، این‌که کاندیدای ما آقای مهندس موسوی است، ایشان را تنها نمی‏گذاریم، در کنار ایشان خواهیم بود و قدم‏های بعدی‏مان را هم باید با هماهنگی و همراهی کامل با ایشان تنظیم کنیم.

<strong>روز یک‌شنبه، آقای محمود عباس‏زاده، مدیرکل سیاسی وزارت کشور اعلام کرده بود که ادامه‏ی فعالیت حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز، باید مورد بررسی مجدد قرار بگیرد. در این مورد، چه اطلاع یا نظری دارید؟</strong>

این مورد در حوزه‏ی وظایف و اختیارات ایشان نیست که بخواهند اظهار نظر بکنند. وظیفه‏ی کمیسیون ماده‏ی ده احزاب که در وزارت کشور تشکیل می‏شود، بررسی تقاضای متقاضیان تاسیس حزب و صدور مجوز برای آنان است. اساساً، کمیسیون ماده‏ی ده احزاب، هیچ اختیار قانونی برای برخورد با احزاب ندارد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1048.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1048.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">انتخابات ایران</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 02 Jul 2009 13:30:43 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بی‌اعتمادی درون و برون به نتیجه انتخابات ایران</title>
         <description>[[sound]]

صبح روز سه‌شنبه، ۳۰ ماه جون،بسیاری از مخاطبان رسانه‌های آمریکای شمالی که با دقتی زیاد رویدادهای دو هفته اخیر را دنبال کرده‌اند، با تعجب با این تیتر خبری روبرو شدند که انتخابات ایران تایید شده و محمود احمدی‌نژاد به مدت چهار سال دیگر، سکان قوه مجریه ایران در در دست خواهد گرفت.

گلوب اند میل، روزنامه سراسری کانادا گزارشی به نقل از اسوشیتد پرس منتشر کرد و به شادی و خوشحالی طرفداران محمود احمدی‌نزاد بعد از تایید انتخابات از سوی شورای نگهبان اشاره نمود. این گزارش به نقل از میرحسین موسوی می‌فزاید که محمود احمدی‌نژاد عملا انتخابات را دزدیده است و کارشناسان غربی معتقدند که نسبت ۲ به ۱ آرای احمدی‌نژاد به موسوی مشکوک به نظر می‌رسد. میرحسین موسوی پیش از خواستار ابطال انتخابات اخیر و برگزاری مجدد آن شده بود.

این گزارش در عین حال به شکاف ایجاد شده میان مردم هم اشاره می‌کند که بعضی تایید نتیجه انتخابات بوسیله شورای نگهبان را صحیح و عادلانه دانسته اند و گروهی دیگر آنرا زیر سوال می‌برند.

هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا نیز نسبت به تایید نتیجه انتخابات ایران واکنش نشان داد. کلینتون در نشست خبری وزارت امور خارجه آمریکا در روز دوشنبه ۲۹ ماه جاری میلادیضمن آنکه اعلام کرد مسائل ایران را به دقت ارزیابی خواهد کرد، رسما نگفت که آیا دولت آمریکا، انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد را به رسمیت خواهد شناخت یا نه؟

وزیر امورخارجه آمریکا همچنین تاکید کرد که رفتار آمریکا با ایران بر پایه منافع ملی کشورش خواهد بود. کلینتون اما گفت که عدم اعتماد میان ایرانیان و دولتشان افزایش یافته و تبدیل به یک شکاف عمیق شده و به اعتقاد او این اختلاف بر اساس بازشماری محدود صندوق‌های رای برطرف نخواهد شد.

اما کلینتون با اشاره به این نکته که انتخابات مساله داخلی ایرانیان است افزود که امیدوار است این مشکل به نحوی صلح‌آمیز و با احترام به آزادی بیان توسط خود ایرانیان حل و فصل شود.  

آمریکا در روزهای اخیر از سوی ایران متهم به دخالت در مسائل داخلی شده اما مقام‌های آمریکایی این دخالت را شدیدا رد کرده‌اند. با این همه هم باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و هم هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، به نحوی از تلاش صلح آمیز معترضین به نتیجه انتکابات حمایت کرده‌اند.

هیلاری کلینتون دیروز گفت که هم موضع او و هم موضع دولت آمریکا این بوده است که از حقوق اولیه و ارزش‌های بنیادین مردم ایران که خواهان شنیده شدن صدایشان و به حساب آمدن آرای‌شان هستند، حمایت می‌کند.

واشینگتن پست نیز در گزارشی به اعتراضات مردمی و تکبیرهای ممتد مردم از بالای پشت‌بام‌های تهران بعد از اعلام تایید نتیجه انتخابات توسط شورای نگهبان اشاره کرد. 

در گزارش این روزنامه به استقرار نیروهای بسیجی و انتظامی در خیابان‌ها، پیش از اعلام شورای نگهبان، اشاره شده که قصد داشته‌اند مانع برپایی هرگونه تظاهراتی شوند، اما مردم با شعارهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور اعتراض خود را از روی پشت‌بام خانه‌هاشان ابراز کرده‌اند. 

گزارش واشینگتن پست می‌افزاید که عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان از تلاش شکست خورده این شورا برای کشاندن میرحسین موسوی به جلسه کمیته بررسی کننده نتیجه انتخابات خبر داده بود. میرحسین موسوی و مهدی کروبی از اعزام نمایندگان خود به این کمیته خودداری کرده بودند.

نیویورک تایمز نیز که بطور فعال مسائل داخلی ایران را در هفته‌های اخیر پوشش داده در صفحه وبلاگ خبری خود به روز شده و در باره تایید نتیجه انتخابات از سوی شورای نگهبان نوشته است. در گزارش روز سه‌شنبه این روزنامه به گشوده شده راه آیت الله خامنه ای برای تایید نهایی محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهوری اشاره شده و اینکه احمدی نژاد در هفته‌های آتی در مجلس دوباره سوگند خواهد خورد.

بیل کلر، سردبیر اجرایی روزنامه نیویورک تایمز هم که برای پوشش انتخابات در دوران رقابت‌ها به ایران رفته بود در ادامه این گزارش می‌گوید که روز قبل از انتخابات از مهدی کروبی، یکی از نامزدهای اصلاح‌طلب پرسیده بود که اگر اصلاح طلبان شکست بخورند چه خواهد شد؟ کروبی در پاسخ گفته بود که مطمئن نیست که انرژی ایجاد شده در طول مبارزات انتخاباتی آزاد خواهد شد یا اینکه مردم به حالت اغما خواهند رفت.

کلر ادامه می‌دهد که گرچه همین طبقه متوسط تحصیل کرده ای که امروز بازیگر اصلی اعتراض‌های گسترده است سابقه به حال کما رفتن پس از شکست را دارد، و شاید کنار کشیدن بخش بزرگ این طبقه موجب به قدرت رسیدن احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴شد، اما شاید تجربه روزهای اخیر نتیجه متفاوتی داشته باشد و باعث شود رژیم ایران از درون فرو بریزد.
</description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1047.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1047.html</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 02 Jul 2009 12:45:19 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سکوت هاشمی در دقیقه ۹۰</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان رهبری و یکی از حامیان اصلی میرحسین موسوی در نخستین اظهارنظر رسمی خود بعد از انتخابات تدبیر رهبر نظام را در تمدید مهلت شورای نگهبان برای بررسی بیشتر مسایل و ادای توضیحات قانع‌کننده و ابهام‌زدایی از انتخابات را ارزشمند دانست و گفت این اقدام با ارزش رهبر ایران برای جلب اعتماد و اطمینان مردم به روند انتخابات بسیار مؤثر است و اظهار امیدواری کرد که دست‌اندرکاران امر بتوانند به طور دقیق و با رعایت انصاف و عدل با همکاری کاندیداها به اعتراضات قانونی به طور کامل رسیدگی کنند.

 این موضع‌گیری رفسنجانی با اما و اگرهای بسیاری همراه است.در روزهای گذشته خانواده‌ی هاشمی رفسنجانی در معرض اتهامهای فراوانی بوده است. فائزه هاشمی نیز به مدتی کوتاه بازداشت و سپس آزاد شد. همچنین گفته می‌شد که سفر سریع هاشمی رفسنجانی به شهر قم بعد از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج برای دیدار با سران مجلس خبرگان جهت تشکیل جلسه‌ی‌ فوق‌العاده‌ی این مجلس است که می‌توانست برای رهبر ایران یک تهدید به حساب آید. 

در طول دو هفته‌ی گذشته بسیاری انتظار داشتند که هاشمی رفسنجانی با توجه به قدرت و نفوذی که در کل نظام دارد وزنه را به سمت میرحسین موسوی سنگین‌تر کند. اما اظهارنظر اخیر وی مطمئنا باعث ناامیدی خیلی‌ها خواهد شد. در همین رابطه با مسعود سفیری روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی ساکن آمریکا گفت‌وگو کردم.</small></strong>


[[sound]]

<strong>آقای سفیری آقای هاشمی رفسنجانی در طول چند دیداری که در روزهای گذشته داشتند، صحبت‌هایی را مطرح کردند که چندان به مذاق طرفداران آقای میرحسین موسوی خوش نخواهد آمد. و چنین به نظر می‌آید که ایشان در طول روزهای آینده نیز به طور مشخص از آقای میرحسین موسوی حمایتی نخواهند کرد. آیا می‌شود چنین تفسیری کرد که براساس خبرهای به‌دست آمده آقای هاشمی رفسنجانی اردوگاه خودشان را عوض کرده‌اند؟</strong>

من امیدوارم که این خبر صحت نداشته باشد. به دلیل این که برمبنای آنچه تا الان منتشر شده دو خبر است. یک خبر دیدار آقای هاشمی هست با اعضای کمیسیون شورای امنیت ملی مجلس که آقای سبحانی‌نیا از آقای هاشمی صحبت‌هایی را نقل کرده‌اند و دوم صحبت‌های درواقع دوپهلو، من می‌خواهم بگویم صحبت‌های هاشمی‌وار، یعنی آقای هاشمی خودش یک ادبیات خاص دارد. من اسم این ادبیات را می‌گذارم «ادبیات موج‌سواری». یعنی آقای هاشمی منتظر می‌ماند تا دقیقه‌ی نود تا ببیند امتیاز به نفع چه کسی هست و آن را مصادره به مطلوب می‌کند و این هنر را داشته است. اما فکر می‌کنم که آقای هاشمی اگر بخواهد در این شرایط اردوگاه عوض بکند، دچار یک خودکشی سیاسی شده است. 

<strong>آیا این تغییر اردوگاه سیاسی می‌تواند به این واسطه باشد که ایشان و یا فرزندانشان و منافع‌شان به هرصورت در خطر افتاده که چنین تغییر موضعی داده‌اند؟ </strong>

نه. من فکر می‌کنم بحث منافع اقتصادی در حال حاضر نه برای آقای هاشمی رفسنجانی، بلکه برای بخش اعظم روحانیت منافع اقتصادی که مطرح می‌شود اصلا چندان مهم نیست. من فکر می‌کنم که اصلا حیات روحانیت مطرح است. آقای هاشمی یکی از مدافعان سرسخت بحث ولایت فقیه بوده در تاریخ معاصر. بعد از فوت آقای بهشتی به آقای خمینی کمک کردند در خیلی از پیچیدگی‌های تاریخی عبور بکنند.

 در بحث جنگ، در بحث قطعنامه، در بحث مذاکره با آمریکا و موارد دیگر. آقای هاشمی بحث آلودگی اقتصادی فرزندانشان را هم اگر حتا مطرح بشود و حتا منجر به دستگیری‌شان بشود، چندان برایشان مهم نیست. اما آنچه می‌تواند برای آقای هاشمی مهم باشد و شاید برای ملت ایران مهم‌تر، این است که آقای هاشمی با آقای خامنه‌ای به شراکتی بعد از آقای خمینی دست پیدا کردند که این شراکت ممکن است که یک زمانی دچار عدم توازون بشود، اما بهم نخورده است. در واقع الان به نظر می‌رسد که این شراکت دارد بهم می‌خورد. در مقاطعی ملت ایران انتظار داشتند که آقای هاشمی حتا با سکوت مرگبار دو هفته‌ای خودش طرف آنها بایستد. ولی متاسفانه علائمی که دارد از طرف ایشان می‌آید، معنایش این است که آقای هاشمی دارد انتخاب خودشان را می‌کند و می‌خواهد برود در اردوگاه مقابل بایستد. 

[[photow01]]

<strong>در این وضعیت موقعیت آقای میرحسین موسوی چه خواهد؟ بهر صورت آقای هاشمی یکی از مدافعین ایشان بودند و می‌توانستند کمک به حالشان باشند؟ </strong>

من فکر می‌کنم برای آقای میرحسین موسوی بحث شخصی اگر بخواهیم داشته باشیم که آقای موسوی چاره‌ای جز مقاومت مدنی ندارد، مگر این که دستگیر بشوند. همین خبرهای ضد و نقیض که ما الان از تهران دریافت می‌کنیم. اما اگر بخواهند تسلیم بشوند، معنایش این نیست که ملت ایران تسلیم بشوند. در واقع آنچه در خیابانهای تهران اتفاق می‌افتد، اگر اسمش را براندازی نگذاریم، بهانه‌ای‌ است که مردم ایران بغض سرکوب سی ساله‌ی خودشان را به بهانه‌ی موسوی دارند با نظام سر به ‌سر می‌کنند. و آقای موسوی کار چندانی قرار نبود انجام بدهد و خودش هم اعتقاد داشت و در تمامی صحبت‌هایش این را اعلام کرده بود. اما آقای موسوی به لحاظ اقتصادی آدم پاکی است. می‌توانست مدیر مسئولی برای نظام باشد. حتا به اعتقاد من جمهوری اسلامی را می‌توانست نجات بدهد. با توجه به این که موفق شد که طبقه‌ی متوسط را به حرکت دربیاورد، آنچه موسوم به «موج سبز» است. 

<strong>در مراسمی که در مسجد قبای تهران برگزار شد به مناسبت سالگرد هفتم تیر، آقای کروبی آنجا حاضر شدند و در طول چند روز گذشته هم صحبت‌هایی که ایشان مطرح می‌کنند، عملا به چالش کشیدن رهبری و بخش مهمی از نظام هست. به نظر شما ایشان در این وضعیت دنبال چه چیزی هستند؟ </strong>

من فکر می‌کنم که آقای کروبی در واقع حساب خودش را جدا کرده است. آقای کروبی یک رای مشخص دارد، یک جایگاه مشخص دارد. از آن جایگاه هم نه بالاتر می‌رود نه پایین‌تر می‌آید و حاضر هم نیست که حرف خودش را پس بگیرد. نه این که ما فکر بکنیم هر روز رادیکالتر می‌شود. اما آقای کروبی قطعا به این نتیجه هم رسیده است که فرماندهی و رهبری جنبش سبز را نمی‌تواند در اختیار داشته باشد، اما آقای کروبی به چانه‌زنی خودش ادامه می‌دهد. ببینید، فشاری که الان روی اطرافیان آقای موسوی هست و در واقع روی خود آقای موسوی هست، روی آقای کروبی نیست. این نشان می‌دهد که آقای کروبی برای نظام خودی‌تر از آقای موسوی است. اولا که یک روحانی است. 

بهرصورت روحانیت در تحلیل نهایی هرگز رای خودش را در خارج از خودش تقسیم نمی‌کند، در بین خودش تقسیم می‌کند. توپ در زمین روحانیت بازی می‌شود. ولی آقای موسوی نه. بعد هم در مورد آقای موسوی نکته‌ی بسیار مهم‌تر و کلیدی‌تر این است که آقای موسوی با آقای خامنه‌ای باهم مشکلات شخصی دارند. یعنی هشت‌ سال در دوره‌ای که ایشان نخست‌وزیر بود و آقای خامنه‌ای هم رییس جمهور بود، اینها باهم مشکل شخصی داشتند که ناشی از مشکلات ساختاری جمهوری اسلامی در قانون اساسی اول بود. رییس جمهوری که از رای مردم برآمده بود، توانایی ایجاد تغییرات در سیستم نخست‌وزیری را نداشت و آقای موسوی هم نخست‌وزیر محبوب آقای خمینی بود. 

<strong>سوالی که اینروزها مطرح است این است که آقای خاتمی که در این وضعیت می‌توانستند یک حامی و کمک بزرگی برای آقای موسوی باشند کجا هستند؟ و غیبت ایشان چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟</strong>

من نمی‌دانم آقای خاتمی دارد چه کار می‌کند. ولی کسی که در تاریخ صاحب ۴۴ میلیون رای بوده، من نمی‌دانم چرا این سکوت مرگبار را انتخاب کرده در حالی که بسیاری از مدیرانشان، بسیاری از دوستانش در زندان هستند و شکنجه می‌شوند و در معرض آزار و اذیت هستند. انسانهایی کشته می‌شوند و آقای خاتمی فقط به یکی دوتا بیانیه و حرف اکتفا کرده است. سید محمد خاتمی به اعتقاد من هنوز دارای آن پتانسیل و توانایی هست که اگر اعلام کند من امروز در خیابان حاضر خواهم شد، جنبش سبز یک جان دیگری خواهد گرفت. اما آقای خاتمی این کار را نمی‌کند. ما از آقای خاتمی شجاعتی ندیدیم. انصاف دیدیم، روشنفکری دیدیم، اما من اعتقاد دارم که آقای خاتمی در اینروزها می‌توانستند در پوزیسیون و موقعیت دیگری ظاهر بشوند و این را از ملت ایران دریغ کردند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1046.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/07/post_1046.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 01 Jul 2009 03:41:28 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«رهبر، مسئولیت ابطال انتخابات را بپذیرد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>بررسی تحولات ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری، موضوع این برنامه‏ی «روی خط زمانه» است. پس از گذشت هفده روز از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، نتیجه‏ی قطعی این انتخابات، هنوز در هاله‏ای از ابهام قرار دارد و دامنه‏ی اعتراضات به برنده‏ی اعلام‏ شده‏ی آن در مرحله‏ی اول، محمود احمدی‏نژاد، رییس جمهور فعلی، هر روز اشکال تازه‏تری به خود می‏گیرد.

در حالی که از شدت اعتراضات و تظاهرات خیابانی مردم، آشکارا کاسته شده است، هر روز شخصیت‏ها و چهره‏های دیگری در سطوح بالای نظام، به این اعتراضات می‏پیوندند یا خواهان رسیدگی به آن می‏شوند و این در حالی است که اعتراضات موضعی و پراکنده در سراسر ایران، هر از گاه، روی می‏دهد.

انتشار سومین نامه‏ی مهدی کروبی، یکی از نامزدهای اصلاح‏طلب این انتخابات، به شورای نگهبان که خود آن را «آخرین نامه» خطاب کرده‏ و از جانب حامیان وی «اتمام حجت او با شورای نگهبان» نامیده شده است، موضوع آخرین بحث و گفت و ‏گوها است.

در این مورد، با آقای سعید رضوی فقیه، فعال و تحلیل‏گر سیاسی و مسئول ستاد دانشجویی آقای مهدی کروبی، گفت و ‏گو کرده‏ام.</small></strong>

[[sound]]

آقای کروبی، به طور مختصر، شرحی از عملکرد شورای نگهبان را طی بیست سال (حتا تقریباً سی سال) گذشته داده‏  و در شرح مختصر این عملکرد، به وضوح بیان کرده است که شورای نگهبان در طول تمام فعالیت‏های خود، به نحوی جناحی و یک‏جانبه‏ نگرانه عمل کرده و متأسفانه، دیگر هیچ اعتمادی به بی‏طرفی این نهاد ناظر و داور وجود ندارد.

ایشان هم‏چنین دلایلی را برای عدم حضور در شورای نگهبان، جهت گفت و ‏گو و مذاکره، در مسیر پی‏گیری شکایت و اعتراضات خود، در این نامه ارائه کرده است.

به نظر من، این نامه همان‏طوری که گفته شد، یک اتمام حجت و سخن آخرین با شورای نگهبان است و نوعی انذار، بگوییم هشدار، نه تهدید، مبنی بر این‌که اگر شورای نگهبان بخواهد بر عملکرد جناحی و یک‏ جانبه‏نگرانه‏ی خود در مقابله با رأی مردم پافشاری کند، اتفاقاتی مهم‏تر از آن‏چه طی شانزده هفده روز گذشته افتاده، در این کشور خواهد افتاد و جمهوری اسلامی با بحران‏های جد‏ی‏تری در آینده، مواجه خواهد شد.

<strong>در این نامه، گونه‏ای پیشنهاد وجود دارد و آقای کروبی بعد از شمردن مراتبی که اشاره کردید، با استناد به انتخابات دوره‏ی سوم مجلس شورای اسلامی و راهکاری که آن زمان شورای نگهبان از آقای خمینی گرفت، راهی را پیش پای شورای نگهبان گذاشته است که کمی سوال‏برانگیز است. معنی این، آن‏طور که برداشت می‏شود، این است که شورای نگهبان می‏تواند به رهبری مراجعه کند و صلاح‏دید او را بخواهد.</strong>

آن‏چه آقای کروبی به آن استناد کرده، این است که در زمان امام خمینی و در آستانه‏ی تشکیل مجلس سوم، شورای نگهبان بدون دلیل، بر ابطال بخشی از صندوق‏ها و حوزه‏های انتخابیه که جناح راست آن زمان در آن به طور کلی ناکام شده بود، انگشت گذاشته بود و اصرار داشت که انتخابات حوزه‏ی انتخابیه‏ی تهران را باطل کند.

در این رابطه، مکاتبات متعددی بین اعضای شورای نگهبان و شخص امام خمینی برقرار شد که در آن  امام خمینی بر تایید انتخابات تأکید داشت و در نهایت، شورای نگهبان برای رفع تکلیف از خود و اجباراً، تایید آن انتخابات را پذیرفت. منتها مسئولیت تایید را به جای شورای نگهبان، بر عهده‏ی شخص رهبری گذاشت.

[[photow01]]

<strong>این نگرانی وجود دارد که این اتفاق، این بار به گونه‏ای دیگر، بیفتد…</strong>

مضمون پیشنهاد آقای کروبی این است که شورای نگهبان این انتخابات را با توجه به نظر رهبری، ابطال کند و مسئولیت اصلی آن را هم بر عهده‏‏ی رهبری بگذارد. این مضمون اصلی پیشنهاد ایشان است. ولی در واقع، راهکاری است برای این‌که شورای نگهبان بتواند از بن‏بستی که خود ساخته است یا وزارت کشور بر عهده‏ی او گذاشته، بیرون بیاید…

<strong>آیا این شرایط وجود دارد؟ آیا این پیش‏بینی وجود دارد که رهبری تجدید یا ابطال انتخابات را تایید کند؟</strong>

طبیعتاً، برای حل این معضل، دو راه حل می‏توانیم داشته باشیم. یکی این است که انتخابات توسط خود شورای نگهبان، با توجه به تخلفات گسترده‏ی انجام شده و به سخن دیگر، انتخابات مهندسی شده از قبل توسط دولت و وزارت کشور، ابطال شود و زمینه برای برگزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد و سالم و رقابتی و عادلانه، فراهم شود.

راه حل دوم این است که اگر شورای نگهبان نمی‏خواهد مسئولیت ابطال انتخابات را بپذیرد، رهبری وارد صحنه شود و با توجه به مستنداتی که در زمینه‏ی تقلبات و تخلفات گسترده وجود دارد، ایشان از حکم حکومتی استفاده کند، مسئولیت ابطال انتخابات را بپذیرد و شورای نگهبان، با توجه به حکم رهبری انتخابات را ابطال کند.

<strong>اما، با توجه به این‌که نظر رهبری تا کنون، حمایت از آقای احمدی‏نژاد و تایید نتیجه‏ی این انتخابات بوده، آیا نامه‏ی آقای کروبی، پیشنهادی به رهبری هم نیست؟</strong>

به طور ضمنی، بله.

<strong>چشم‏انداز در این ماجرا چیست؟</strong>

واقعیت این است که آینده‏ی ایران در کوتاه مدت، در هاله‏ای از ابهام قرار دارد و می‏توان گفت روند تحولات بستگی تام و تمامی به تصمیمی که مقامات عالی نظام خواهند گرفت، دارد؛ شخص رهبری، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و هم‏چنین قوه‏ی قضاییه تا جایی که به آن مربوط می‏شود.

از سوی دیگر، رهبران این جنبش انتخابات آزاد، به طور مشخص، آقایان موسوی و کروبی و مردمی که خواهان صیانت از رأی خود هستند و نسبت به تک تک آرایی که به صندوق انداخته‏اند، حساسیت ویژه دارند، آن‏ها هم در شکل دادن به آینده‏ی کوتاه مدت ایران خیلی موثر هستند. اگر پایداری کنند، می‏توانند حاکمیت را وادار به پذیرش حق تعیین سرنوشت مردم بکنند. اگر کوتاه بیایند، به حاکمیت امتیاز انتخاب و انتصاب به جای آن‏ها و به نمایندگی از آن‏ها را داده‏اند.

<strong>این هر دو احتمال به طور کلی، وجود داشته است. ولی در لحظه‏ی فعلی، با توجه به نزدیکی شما به آقای کروبی و آگاهی از فعالیت‏هایی که در سطوح بالا صورت می‏گیرد، آیا از جانب حاکمیت امکان چنین تعاملی که اشاره کردید، با اعتراضات مردم، می‏رود؟</strong>

شخصاً، نسبت به روند تحولات خوش‏بین هستم و گمان می‏کنم این جنبش انتخابات آزاد، جنبش احیای جمهوریت و دفاع از جمهوریت، جنبش قدرت‏مندی است که تأثیر خود را در افکار و اندیشه‏ی حاکمان گذاشته است و آن‏ها به فکر پیدا کردن چاره و راه‏حلی برای بازگرداندن شرایط به ماقبل انتخابات هستند و گمان می‏کنم اگر مردم هم‏چنان در صحنه حاضر باشند، حاکمیت آرام آرام به خواسته‏های آنان تن خواهد داد. شخصاً نسبت به روند تحولات، خوش‏بین هستم.

<strong>یکی از سناریوهای محتمل که بین اصلاح‏طلبان هم صحبت آن را شنیده‏ایم، این است که مسأله‏ی ابطال انتخابات نباشد، بلکه به ترتیبی با پذیرش بخشی از آرای نامزدها، انتخابات به مرحله‏ی دوم برود. آیا چنین شمایی هم در نظر شما و اطرافیان آقای کروبی هست؟</strong>

اگر چنین اتفاقی بیفتد، می‏شود روی آن بحث کرد. این به نوعی عقب‏نشینی شورای نگهبان در برابر مقاومت مردم و رهبران جنبش اصلاح‏طلبی است. در آن مورد، در شرایط خاصی می‏توان فکر کرد. بنابراین، ما فقط روی ابطال انتخابات و صیانت از آرای مردم باید کار کنیم. اما چنان‏چه این پیشنهاد را خود شورای نگهبان یا کلیت نظام ارائه بدهد، در شرایط مشخصی می‏توان راجع به آن بحث‏های ملموسی داشت.

<strong>پرسش دیگر، با توجه به جایگاه رسمی آقای هاشمی در سطوح بالای نظام و نقشی که آقای خاتمی به عنوان عنصر ذهنی و سیاسی در این انتخابات داشت، این است که موضع‏گیری و جایگاه واقعی آقای هاشمی و آقای خاتمی در شرایط فعلی، چیست؟ این را با توجه به سکوتی که به نظر می‏رسد، آقایان هاشمی و خاتمی دارند، سوال می‏کنم. البته، آقای هاشمی در مراسم هفتم ‏تیر صحبت‏های کوتاهی داشت.</strong>

طبیعتاً از آقای خاتمی به عنوان یکی از حامیان آقای مهندس موسوی، انتظار این بود که چه قبل از برگزاری انتخابات و بعد از برگزاری انتخابات جدی‏تر وارد صحنه بشود.

آقای هاشمی رفسنجانی، با توجه به جایگاهی که دارد، قبل از برگزاری انتخابات، حرکت شجاعانه‏ای را آغاز کرد. هرچند که بعد از اعلام نتایج انتخابات، مدت‏ها سکوت کرد و بعد هم که سخنانی را در مجامع عمومی ایراد کرد، خیلی شفاف و صریح از خواسته‏های مردم دفاع نکرد.

اما، امیدواریم که آن‏ها، اگر در حمایت از جنبش مردمی  انتخابات آزاد، به طور شفاف و صریح، به دفاع ازحقوق مردم نمی‏پردازند، حداقل با سخنان دو پهلو یا حکومت پسند، این جنبش را دچار یأس و سرخوردگی نکنند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1044.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1044.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">انتخابات ایران</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 30 Jun 2009 15:58:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«حجاریان تحت بازجویی است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small> 
در حالی که بیش از چهل نفر از  رهبران گروه‏ها و احزاب اصلاح‏طلب و برخی فعالان سیاسی اجتماعی دیگر و هم‏چنین روزنامه‏نگاران و فعالان سرشناس در عرصه‏های مختلف، هم‏چنان در بازداشت و زندان هستند و کوچک‏ترین اطلاعی از آنان در دست نیست و حتا قادر به تماس با خانواده نشده‏اند، خبر درگذشت سعید حجاریان، چهره‏ی شناخته‏ شده‏ی اصلاح‏طلب در زندان، از پنج‏شنبه شب گذشته، موج جدیدی از نگرانی‏ها در مورد سرنوشت بازداشتی‏ها را رقم زد.
شاید به همین ‏دلیل بود که دیروز همسر سعید حجاریان، به همراه فرزندش، توانستند او را که در شرایط بسیار بد جسمانی در بازداشت است، ملاقات کنند.

با خانم دکتر وجیهه‏ مرسوسی، همسر سعید حجاریان، پس از این ملاقات، گفت‏گویی کرده‏ام. 
خانم مرسوسی که به شدت از این ملاقات متاثر بود، گفت: </small></strong>

[[sound]]

دیدن ایشان در آن شرایط، در زندان، برای من خیلی رقت‏آور بود. فردی که معلولیت خیلی شدیدی دارد، فردی که ده سال است او را در این وضعیت دیده‏ام، آدمی که بسیار شاداب و سرحال و سلامت بود، بعد از آن ترور، به این روز افتاد. ده سال است که من این زجر را می‏کشم، ولی امروز، واقعا…!

[[photow01]]

در این ده روز، رنج‏ام مضاعف شده، چون می‏بینم که او را به ناحق دستگیرش کرده‏اند. در صورتی که هیچ کاری نکرده، اصلا فعالیتی نمی‏توانست داشته باشد. حال به حق یا ناحق، کاری انجام نداده‌است. وقتی هم می‏پرسیم که چه‏کار کرده‏ است؟ جوابی ندارند. برای من دیدن او در زندان و ملاقات‏اش در زندان خیلی سخت بود.  

<strong>وضعیت جسمی و روحی ایشان چطور بود؟ </strong>

آن چه که من دیدم، ظاهرا ضرب و جرحی نداشت، حالش خوب بود. ولی خُب، مشخص بود که استرس زیادی دارد. چون همیشه فشارش پایین بود. امروز با خودم فشارسنج برده بودم، فشارش را که گرفتم، خیلی بالا رفته بود و این من را نگران می‏کند که خدای ناکرده، مساله‏ی دیگری برایش پیش نیاید.

نگرانی‏هایش را هم می‏دیدم. ایشان از چند بابت نگران بود. شاید مسایل بازجویی‏ها برایش خیلی چیز مضحکی باشد، چون کاری نکرده‌است. 

<strong>ایشان اساساً، بازجویی هم شده؟ </strong>

بله، تحت بازجویی است. ولی احساس می‏کردم ایشان بیشتر نگران این است که مبادا مملکت بر باد برود. همه‏ی ما جوانی‏ و زندگی‏مان را در این راه گذاشته‏ایم. حال  با سوءتدبیرهایی این مسایل پیش آمده… 

<strong>به شما نگفتند یا نپرسیدید که بازجویی‏ها متوجه چه هدفی است؟ چه اطلاعاتی از ایشان می‏خواهند؟ </strong>

این مسایل را که اصلاً، اجازه نداشت طرح کند. از این مسایل صحبتی نشد. ما خودمان هم نخواستیم برای ایشان دردسر درست کنیم. ما او را در شرایط کاملا کنترل شده‏ای دیدیم. فقط در حد یک احوال‏پرسی بود. 

<strong>آقای حجاریان خواست مشخصی از شما نداشت، نمی‏خواست که فعالیتی برای آزادی‏اش بکنید؟ </strong>

احساس کردم، امیدی به این که به این زودی آزاد شود، ندارد. گفت که اگر وثیقه‏ای خواستند، نسپارید. چون دلیلی برای این کار وجود ندارد. فعلا چنین چیزی را از ما نخواسته، بیشتر این که وکیل‏اش پی‏گیری کند و ببیند به چه دلیل ایشان اصلا در زندان است و پی‏گیر حقوق‏اش باشد. 

<strong>وکالت ایشان را کدام یک از وکلا بر عهده دارد؟ </strong>

آقای ریاحی وکیل ایشان است. 

<strong>ایشان چه اقدامی انجام داده است؟ </strong>

خُب، ایشان پی‏گیری می‏کند. خود او هم متحیر است که یعنی چه! به چه دلیل باید آقای حجاریان در زندان باشد. اگر در حزب مشارکت فعالیت داشته، این حزب قانونی بوده، اگر مقاله‏ای در روزنامه‏ای نوشته، این روزنامه مجاز بوده‌است. غیر از این‏ها، فکر نمی‏کنم ایشان کاری کرده باشد. 

<strong>با کدام مقامات صحبت کرده‏اید؟ آیا به شما توضیحی داده‏اند که علت دستگیری ایشان چه بوده است؟ </strong>

با آقای مرتضوی که صحبت کردم و خواستم که او را آزاد کنند، گفت: ایشان در حزب فعال بوده‌است. مساله را باز نکرد. این‏طور به ‏نظر می‏رسید که آقای مرتضوی در مورد ایشان خیلی مساله دارد، مشکل دارد، اما نفهمیدم، مساله چیست. می‏گویند، در جبهه‏ی مشارکت فعال بوده‌است. می‏گویم: این حزب یک حزب قانونی است. حزب غیرقانونی و زیر زمینی که بخواهد فعالیت‏های مسلحانه انجام دهد یا کار خلافی انجام دهد  که نبوده‌است. 

<strong>در مورد نگرانی‏های شما برای سلامتی ایشان چه می‏گفتند؟ </strong>

من نگرانی‏هایم را برای‏شان گفتم. گفتم که آقای حجاریان اصلا در وضعیتی نیست که شرایط زندان برایش مناسب باشد. هر استرسی می‏تواند وضعیت جسمی‏اش را آشفته کند. راه رفتن، تکلم یا گوارش او را به هم بریزد. استرس برای او سم است. از سیستم عصبی ایشان چیزی باقی نمانده که حالا بخواهد تحت شرایط بازجویی، فشار و داد و فریاد (ضرب و شتم  که فکر نمی‏کنم باشد) قرار بگیرد. اما نمی‏دانم دنبال چی می‏گردند. 

<strong>خانم مرسوسی، صحبت خاصی دارید؟ </strong>

من همیشه احساس می‏کردم در کشوری زندگی می‏کنم که با کشورهای دیگر منطقه متفاوت است و مسایلی را که در کشورهای دیگر می‏دیدیم و زجر می‏کشیدیم، این‏جا نمی‏بینیم. مثل مسایلی که در فلسطین می‏بینم،  این که مثلا شیخ احمد یاسین با وجود معلولیت در زندان بود، بعد هم که آزادش کردند، باز ترورش کردند. خُب، رژیم بی‏آبرویی مثل اسراییل… 

<strong>شاید این هم قابل ذکر باشد که  شیخ احمد یاسین، گذشته از این که توسط دشمن خارجی، زندانی و ترور شد، رهبر یک گروه مسلح بود و آقای حجاریان، تئوریسین اصلاحات است. </strong>

بله، همین‏طور است. ولی به هرحال ایشان را در زندان نگاه داشتن و بعد ترور کردن… او هم فردی بود که در دفاع از حقوق فلسطین، از روشی غیردمکراتیک استفاده می‏کرد، ولی به هرحال یک مبارز بود. آدم برای او دلش می‏سوخت، چه برسد به آقای حجاریان که کاری نکرده‌است. قصد ایشان فقط انتقاد یا اصلاح اموری بود که فکر می‏کرد، مشکل ایجاد خواهد کرد و به ضرر نظام است. نقد او در جهت حفظ نظام، در جهت این که نظام را تعالی بیشتری بدهد، بود. نه این که بخواهد ضربه‏ای به نظام بزند.

شرایط آقای حجاریان ویژه هم هست. از نظر انسانی، اصلا درست نیست که روی چنین فردی، بیشتر از این فشار بیاید. به اندازه‏ی کافی، روی او در این سال‏ها فشار بوده، دیگر بیشتر از این نباید به او فشار بیاورند. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1043.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1043.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> حقوق بشر </category>
        
        
         <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 13:52:47 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وبلاگ نویسان: میر حسین موسوی و سعید حجاریان </title>
         <description> 
طی دو هفته ی اخیر صدها دروغ به نام خبر منتشر شده است. بدون تردید بخش زیادی از این شایعات را دستگاههای اطلاعاتی- امنیتی نظام سلطانی ولایت فقیه می سازند و انتشار می دهند. برای چه؟ برای آنکه همگان را نسبت به اخبار درست بدبین کنند، برای اینکه  کسی  اخبار سرکوب ها وجنایات رژیم را باور نکند، برای اینکه اخبار واقعی فساد های گسترده و فراگیر نظام سلطانی را دروغ جلوه دهند.


برخی از گروه های خشونت طلب مخالف رژیم هم اخبار دروغ جعل می کنند تا آبروی رژیم را ببرند. گویی رژیم جمهوری اسلامی آبرو یا مشروعیتی دارد که نیاز به جعل اخبار برای خراب کردن آن لازم باشد. عکس ها و فیلم های به نمایش در آمده ی دو هفته ی اخیر، دنیا را تکان داد. لحظه ی تیر خوردن و شهادت ندا یک دنیا پیام داشت. تصاویر بسیجیان بر بام مسجد و تیراندازی از بام خانه ی خدا به سوی بندگان خدا،گویای همه چیز بود.


اما فقط این نیست. برخی از آزادی خواهان هم از سر خیر خواهی به شایعات دامن می زنند. برخی از موارد به شرح زیرند:

1- یکی از بزرگان در مصاحبه با یک روزنامه ی معتبر آمریکایی گفته است که در تظاهرات روز شنبه حدود 200 نفر کشته شده اند. 

2- طی دو هفته ی گذشته خبرهای کاذب بسیاری درباره ی رفتار و گفتار مهندس موسوی  انتشار یافت. متأسفانه بسیاری از آنها به وسیله ی انسان های موجه و محترم در سخنرانی، مصاحبه و مقاله بازگو شد. من بنا ندارم که آن موارد را در اینجا بازگو کرده  و از این راه چهره ای غیر مسئول از دوستان خوب و فداکارمان بسازم. اما دوستانی که در این خصوص خبرسازی می کنند، حق ندارند چهره ای غیر واقعی از موسوی بسازند. بهتر است یک بار دیگر برخی از باورهای مهندس موسوی را از نظر بگذرانیم:

مهندس موسوی به اسلام به عنوان کاملترین دین اعتقاد نظری و التزام عملی دارد،
نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی اش را قبول دارد، 
امام خمینی را قبول دارد و او را الگوی خود می داند،
بر این باور است که مطابق نظر امام خمینی، میزان رأی ملت است،
احساس خطر کرده که نظام را با دروغگویی، رمالی، خشونت ورزی، و...  از جاده ی اصلی اش منحرف کرده اند، اما او سکوت بیست ساله اش را شکست و وارد عرصه انتخابات شد تا نظام را به  مسیر درستش بازگرداند، 
بدنبال آن است که از طریق اصلاحات به نظام مشروعیت ببخشد، 
آیا افرادی که بسیاری از این  مدعیات را قبول ندارند، می توانند نماینده ی مهندس موسوی باشد؟ سلطان(آقای خامنه ای)، اقتدارگرایان، اصلاح طلبان و همه ی ما،درباره او خطا کردیم. چرا؟ برای اینکه هیچ کس گمان نمی کرد او در برابر تقلب شگرف سلطان، و اوامر و فرامین و خشونت هایش، بایستد. اما او ایستاد. ایستادگی او معلول شجاعتی است که شایسته ی تجلیل فراوان است. 


در انتخابات ریاست جمهوری 1384 هم سلطان با انواع و اقسام تقلبات احمدی نژاد را رئیس جمهور کرد. هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی به آن انتخابات متقلبانه اعتراض کردند.خاتمی کاری نکرد و فقط  قول داد که تا پیش از پایان دوران ریاست جمهوری اش به مردم در این خصوص گزارش دهد و مسائل پیش آمده را با آنان درمیان نهد. اما چنین نکرد و بعدها چندین بار هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی نارضایتی خود را از رفتار او در این خصوص بیان کردند.


انسان ها فقط با باورهایشان شناخته نمی شوند، اعمال هم جای مهمی در شخصیت آدمی دارد. به نظر برخی از معرفت شناسان، باورهای سیاسی- اجتماعی اگر به عمل منتهی نشوند،باور نیستند. باور چیزی است که به عمل منتهی می گردد. موسوی نشان داد که مرد عمل است. شجاع است. هیچ کس نیست که نداند و نفهمد که او شجاعانه در مقابل سلطان ستمگر ایستاده است. او جان و آبرو و سوابق خود را هزینه ی دفاع از رأی مردم کرده است. اگر ما نمی توانیم در این مبارزه همراه او باشیم، حق نداریم مدعیاتی بیان کنیم که هزینه ی آن را موسوی باید بپردازد. 


3- دو وبلاگ نویس محترم در چهارم تیرماه 1388 اخباری درباره ی سعید حجاریان انتشار داده اند که به هیچ منبع موثقی متکی نیست. اولی  نوشته است که حال حجاریان خراب شده و او را به بیمارستان برده اند. دومی هم نوشته است که حجاریان مرده است. سایت های بسیاری این دو خبر  کاذب را انتشار دادند. سعید حجاریان یکی از بهترین دوستان من است. طی مصاحبه ای با V.O.A در هفته ی گذشته درباره وضعیت او سخن گفتم و نظرات مکتوب دکترش را قرائت کردم که چه خطراتی جان وی را تهدید می کند. در اینجا می افزایم که ترور او به دستور عالیجناب خاکستری پوش صورت گرفت. 

آنان به او به عنوان مغز فکری اصلاحات می نگرند و از این رو باید فشار زیادی بر آنها وارد آورد تا خدای نکرده هوس های شومی در ذهن شان نروید. امروز هم پس از خواندن  نوشته های دو وبلاگ نویس با دکتر ایشان دوباره تماس گرفتم و ایشان نظر خود را به شرح زیر برای انتشار در اختیارم قرار داد:


&quot;آقای حجاریان باید 3 نوع دارو را به طور مرتب مصرف کنند: نام اولی پروپرانولول یا ایندرال است که قطع ناگهانی آنها موجب اختلال شدید ریتم قلب و یا اسپاسم عروق قلبی می شود، که می تواند سکته ی قلبی را به دنبال بیاورد. ایشان باید دو داروی دیگر را هم به طور مرتب مصرف کنند که روی مغز و نخاع اثر می گذارند و اگر ناگهان قطع شوند، موجب تشنج شدید و اختلال تنفسی می شوند که این امر جان ایشان را به شدت به مخاطره می اندازد. اینها خطرات فوریی است که وی با آنها روبروست. از سوی دیگر، به علت اختلال حرکتی اندام ها و دستگاه گوارش اش، باید به طور دائم تحت مراقبت پرستاری و فیزیوتراپی باشند. وی دائماً تحت نظر من، چند پزشک دیگر و همسر پزشک شان هستند. حتی حبس کوتاه مدت ایشان هم باید به عنوان سوء قصد دوم به جان وی تلقی شود&quot;.


با همه ی این احوال، از همه ی  دوستان خوب و آزادی خواه  می پرسم: آیا می دانید پخش این گونه شایعات چه بر سر روح و روان فرزندان، همسر، مادر، پدر و بردارانش می آورد؟ آیا می دانید خانواده ی زندانیان عقیدتی - سیاسی که دائماً زیر هجوم اخبار ناگوار درباره ی عزیزشان قرار دارند، پس از آزادی آنها هم ممکن است تا مدتهای طولانی اسیر فشارهای روحی و روانی دوران اسارت پاره ی تن شان باشند؟ آیا شاهد گریه ی  مادر و خواهر و فرزندان زندانیان بوده اید؟


4- نتیجه: برای رسیدن به هدف نمی توان از هر راه و روشی استفاده کرد. نه تنها هدف، که روش ها هم باید اخلاقی باشند. از راه دروغگویی نمی توان به نظامی اخلاقی رسید. آقای خامنه ای و نظام سلطانی اش مبتنی بر دروغ بافی است. او و پیروانش برای اهدافی که آنها را نیکو و مقدس به شمار می آروند، دروغ می گویند. اگر ما هم برای اهدافی که آنها را اخلاقی و انسانی به شمار می آوریم، دروغ بگوئیم،با او و پیروانش چه تفاوتی داریم؟
</description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1042.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1042.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> ایران</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 26 Jun 2009 20:26:19 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«سقوط اقتصادی، ربطی به بحران سیاسی ندارد»</title>
         <description><![CDATA[<strong>یکی از بحث‏هایی که این روزها در رسانه‏های ایرانی، در داخل و خارج از کشور طرح می‏شود، نگرانی در مورد زیان‏های اقتصادی ناشی از اعتراضات عمومی و حضور مردم در کوچه و خیابان‏ها است.
این خسارات و تبعات آن، واقعا در چه حدی بزرگ هستند؟ و چگونه باید با آن مواجه شد؟
این بحث را در گفت‏گو با دکتر کمال اطهاری در تهران طرح کرده‏ام. دکتر اطهاری اقتصاددان، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه‏ی مسکن هستند.
او در پاسخ به این که خسارات وارده، اگر واقعیت دارند، چگونه باید ارزیابی شوند گفت:</strong>

[[sound]]

با در نظر گرفتن بودجه‏های عظیمی که قبلا صرف شده و هیچ‏کدام به کارآمدی و حتا اضافه شدن تولید در ایران نیانجامیده بود، پیش از این بحران سیاسی، ورشکستگی کارخانه‏ها خودبه‏خود آغاز شده بود و دویست الی سیصد هزار اخراج هم تحقق یافته بود، هم در آستانه‏ی تحقق بود. این است که شرایط پیش از انتخابات، خود، خبر از سقوط اقتصادی می‏داد و دولت هیچ بهانه‏ای ندارد که بخواهد سقوط اقتصادی را به گردن بحران سیاسی بیاندازد.

<strong>این تحلیل وضعیت کلی اقتصادی کشور است. اما در این مورد خاص که گفته‏ می‏شود، مردم کارها را تعطیل می‏کنند، در کوچه‏ و خیابان‏ها حاضر می‏شوند، هزینه‏ی حضور تامین نظامی در خیابان‏ها را فراهم می‏کنند و به اقتصاد ملی لطمه می‏زنند، نظرتان چیست؟</strong>

اگر فاصله‏ی درآمد نفت دولت نهم را با دولت هشتم مقایسه کنیم، می‏بینیم، نزدیک به صد میلیارد دلار فاصله درآمدی بین دو دولت وجود داشته است. صد میلیارد دلاری که می‏توان گفت دود شده و به هوا رفته است و به هیچ وجه، هزینه‏ی نیروهای نظامی و به خیابان آمدن‏شان، به اندازه‏ی این درآمد برباد رفته‏ی نفت نیست.

این نیروهای نظامی که بسیاری از آن‏ها  نیروهای بسیج و … هستند، قبلا از مزایای زیادی برخودار شده و می‏شوند و در واقع، ایران قبلا هزینه‏ی این نیروها و به خیابان آمدن‏شان را  پرداخته و با او حساب شده است.

جنبش مردم هم جنبشی بسیار مدنی و بافرهنگی است. صبح‏ها به سر کارشان می‏روند و وقت فراغت‏شان را به یک اعتراض مدنی صرف می‏کنند. وقت فراغتی را که قبلا به امور دیگری می‏پرداختند، صرف همین اعتراض مدنی‏شان می‏کنند. این است که کار را تعطیل نکرده‏اند. هنوز کار به اعتصاب نرسیده است که دولت یا هر مقام دیگری بخواهد ادعا کند که این اعتراضات موجب سقوط اقتصاد ایران یا ضربه زدن به آن شده است.

<strong>ولی اگر پیش برود و شکل اعتصابات وسیع و سراسری بگیرد، قطعا نتایج اقتصادی معینی خواهد داشت. فکر می‏کنید، آن موقع، مابه‏ازای سیاسی و اقتصادی خوبی برای آن وجود خواهد داشت؟</strong>

این هزینه‏ای است که دولت به استقبال آن رفته و گویا قبلا خودش را آماده کرده است. چون به هیچ‏کدام از هشدارهایی که حتا رییس مجلس و دیگرانی که اصول‏گرا هم هستند، برای برگرداندن آرامش می‏دهند (امروز شهردار تهران هم که خود یک مقام ارتشی بوده است، همین تذکر را به دولت داد) توجه نمی‏کند. به استقبال آن رفته است.
این جنبش یک جنبش کاملا مدنی و سنجیده است و حق نبود با آن، با توهین و تقابل داخلی برخورد شود. در عرصه‏ی خارجی هم دیدیم که علی‏رغم این که ایران به کنفرانس «گروه هشت» که کنفرانس مهمی است، دعوت شده، از مذاکره در این زمینه استقبالی نمی‏کند. گویا برنامه‏ای وجود داشته که یک نوع انزوا را دنبال کند. انزوایی که قبلا هم به ایران تحمیل شده است.

<strong>به نظر شما، علت عدم استقبال از شرکت کنفرانس گروه هشت، به خاطر این نگرانی نیست که ایران فکر می‏کند در چنین شرایطی آن‏جا هم به خاطر مسایل حقوق بشری، به ویژه برخوردهای این روزها با اعتراضات خیابانی، مورد اعتراض قرار می‏گیرد؟</strong>

موضوع این است که شرکت در این کنفرانس، می‏توانست سرآغاز تنش‏زدایی خارجی باشد و اگر هوشمندی باشد، هراسی نباشد، موضوع اصلی را می‏توانستند حول موضوعات اقتصادی بگذارند. دعوت آن‏ها هم یک دعوت اقتصادی بوده است.

<strong>ولی، الان در اتحادیه‏ی اروپا، در همه‏ی سطوح، این بحث هست که در برخورد با دولت ایران، همه‏جا در باره‏ی مسایل جاری و رعایت حقوق بشر تذکر داده شود. شاید چنین نگرانی‏ای در ارتباط با حضور در کنفرانس گروه هشت، وجود دارد؟</strong>

سنت دیپلماتیک این نیست که آدم قهر کند. سنت دیپلماتیک امروز، در عصر جهانی شدن، نوعی پاسخ‏گویی است. وقتی برای این پاسخ‏گویی مردم داخل آدم نباشند، سهل است که خارج هم برای پاسخ‏گویی به مقوله‏ای، داخل آدم نیست. شاید هم این امر، با روحیه‏ای که الان دولت دارد، طبیعی باشد که امیدوارم عوض شود.

الان، مثلا شرکت ایرانی‏ای که در ونزوئلا مسکن ساخته است، توانایی این را ندارد که پولی را که از ونزوئلا گرفته، به ایران برگرداند…

<strong>چرا این اتفاق افتاده است؟</strong>

برای این که تحریم بانک‏ها اجازه نمی‏دهد. تا به حال، تحریم بانک‏ها هزینه‏های معاملاتی رابطه با خارج را ده الی سی درصد در زمینه‏های مختلف، بالا برده است. وقتی حجم واردات را بین پنجاه تا هفتاد میلیارد دلار در نظر بگیرید، سالانه، ایران حدود پنج تا پانزده میلیارد دلار (تخمین‏های مختلف هست)، اما دست کم پنج میلیارد دلار فقط برای واردات هزینه‏ می‏کند. به همین نسبت صادرات هم. بالا رفته است.

این هزینه باعث آبادانی شیخ‏نشین‏ها شده است. چون تمام این بانک‏های عربی و چینی، کارمزدهای کلانی از ایران دریافت می‏کنند. به خاطر این گردش‏ها، به خصوص در چهار سال گذشته (اگر سالانه بین حداقل پنج میلیارد حساب کنید)، بیست میلیارد دلار هزینه‏ی معاملاتی واردات و تولید در ایران بالا رفت. این‏ها هم خود را در تورم منعکس کرده است. علی‏رغم واردات مستقیم کالاهای ارزان یا قاچاقی که صورت می‏گیرد.

<strong>به نظر شما، چشم‏انداز آتی کشور در صورتی که آقای احمدی‏نژاد مسئول تشکیل دولت دهم هم بشود، چه خواهد بود؟ با توجه به این که به‏ویژه در زمینه‏ی مسکن، شما همیشه انتقادات معینی به سیاست‏های اقتصادی دولت نهم داشتید…</strong>

به نظر من، دولت آقای احمدی‏نژاد پیرو سیاست‏هایی که در دولت نهم داشت، اگر رسمیت دولت دهم به تایید هم برسد، از لحاظ اقتصادی خود به‏ خود، سراشیبی سقوط اقتصادی را می‏پیمود. 

بخش مسکن هم همان‏طوری که هم پیش از انتخابات و هم بعد از انتخابات تحلیل کرده بودم، بخشی است که به هیچ وجه خود به خود وارد رونق نخواهد شد و بخش مسکن موتور اقتصاد ایران است. در شرایطی که بازارهای جهانی هم اصولا امیدی نمی‏آموزد.  چه از لحاظ صدور کالاهای اولیه مثل فولاد، پتروشیمی و… چه از لحاظ بهای نفت.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1041.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1041.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 25 Jun 2009 15:52:44 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>&quot;برچسب آمریکایی به این حرکت خودجوش نمی چسبد&quot;</title>
         <description><![CDATA[<strong>روز گذشته جان مک کین رقیب باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از سکوت رییس جمهوری این کشور نسبت به آنچه در ایران میگذرد انتقاد کرد. وی از دختری به نام ندا نام برد که تبدیل به چهره ی جنبش دموکراسی خواهی ایران شده است. مک کین به نوشته های بسیاری که بعد از مرگ ندا بر روی توییتر منتشر شده بود اشاره کرد، ازجمله یک پست که میگفت: «ندا با چشمان باز جان خود را از دست داد. ننگ بر ما که با چشمان بسته زندگی میکنیم». درباره ی نگاه دولت آمریکا به بحران ایران و آنچه ممکن است در روزهای آینده شاهدش باشیم با دکتر علیداد مافی نظام تحلیلگر سیاسی در تورنتو گفتگو کردم.</strong>

[[sound]]

<strong>آقای دکتر مافی نظام بنظر شما علتی که باراک اوباما در طول چند روز اخیر موضعگیری قاطعی در مورد ایران نکرده است چه هست؟</strong>

دلیلش این است که اوباما و اطرافیانش نمیخواهند به این حرکت خودجوشی که در ایران رخ داده است برچسب «آمریکایی» یا «نوکر آمریکایی» و یا «جاسوس آمریکایی» بزنند. به همین دلیل هم هست که اینها حمایت خودشان را از هیچ کاندیدایی یا از هیچ جناح و حزبی در ایران اعلام نکردند، بلکه گفتند امیدوارم که این مسایل به نحوی مسالمت آمیز حل بشود. چون نمیخواهند به اصطلاح بهانه ای به دست کسانی بدهند که به این نهضت خودجوش برچسب «عامل آمریکا» یا «عامل امپریالیسم غرب» بزنند. دلیلش به نظر میآید این باید باشد.

<strong>براساس گزارشهایی که در چند روز گذشته از وزارت خارجه آمریکا آمده است، مقامات این وزارت دارند به دقت وضعیت ایران را بررسی میکنند. اما هیچ بیانیه ای که مخالف با نگاه رییس جمهوری آمریکا باشد صادر نکرده اند. در حالی که گفته میشود نگاه خانم کلینتون اندکی متفاوت است از نگاه آقای اوباما. این تضاد نتیجه اش چه خواهد شد و به کجا خواهد انجامید؟</strong>

مقداری کشمکش میان کاخ سفید و وزارت خارجه الان هست. برای این که خانم کلینتون هم خب خیلی چهره ی موثر و مهمی است در ساختار سیاسی آمریکا و نمیخواهد این تضاد سیاست خارجی را کاملا در اختیار کاخ سفید و آقای اوباما بگذارد که قبلا هم رقیب انتخاباتی اش بوده است. به همین دلیل این مسئله وجود دارد، اما نهایتا یک قصد را دارند دنبال میکنند. با وجود این رقابتی که میان اوباما و کلینتون در این عرصه وجود دارد، در کل از یکسو میخواهند درها را باز بگذارند که بتوانند اگر مایل باشند، با دولتی که سرکار آمد رابطه برقرار کنند. در عین حال نمیخواهند پشت کسانی را که در ایران دارند تظاهرات میکنند خالی بکنند. چون بالاخره یک نهضت بشری و حقوق بشری است آنچه دارد اتفاق میافتد و همه این را میگویند.

<strong>ولی آیا موضعگیری رهبر انقلاب ایران و یا موضعگیری روز گذشته ی سخنگوی وزیر امورخارجه ایران که رسانه های آمریکایی و انگلیسی ازجمله «سی.ان.ان» را در خدمت اهداف دولتهایشان معرفی کردند، خودشان سدی را ایجاد نکرده اند برای رابطه ی متقابل؟</strong>

شما این حرف را اگر مثلا در این شرایط راجع به فرانسه میزدید که علنا وارد این بحث شده، تا حدی، تا حد کمی البته، میتواند فرق داشته باشد. اما آمریکا که اصلا در این بازی حضور نداشته است. یعنی نه جهتگیری کرده، نه طرف یکی از این کاندیداهای انتخابات اخیر ایران را گرفته است. به همین دلیل این برچسب در این مورد بخصوص با آمریکا به نظر من درست نیست، برای این که آمریکا به دلایلی که الان بحث اش را کردیم کنار ایستاده است.

[[photow01]]

<strong>در روزهای اخیر بعضی از رهبران جمهوریخواه کنگره و سنا از آقای اوباما انتقاد میکنند که نسبت به مسئله ی ایران دارد خیلی اروپایی برخورد میکند. ولی اروپاییها از او سفت و سختتر مقابل ایران ایستادهاند. به نظر شما این انتقادها هدف داخلی دارد برای کسب قدرت و وجه و یا قصد دارند فضا را به سمتی بکشانند که جنبشی که صورت گرفته است بتواند موفقتر از گذشته پیش برود؟</strong>

فکر میکنم آمیخته ای از هر دوی اینهاست. از یکسو میخواهند از آن پوئن بگیرند و بگویند شما در عرصه ی سیاست خارجی به حدی که باید و شاید از حقوق بشر دفاع نمیکنید. و از سوی دیگر هم اصولا جمهوریخواهها در این موارد بیشتر میخواهند کشورهای آنسوی دنیا را در تنگنا بگذارند. یعنی در خیلی موارد جمهوریخواهها از مسایل حقوق بشر در داخل خاک آمریکا که خب مسایل ویژه ی خودش را دارد دفاع نمیکنند، ولی فقط فکر حقوق بشر در کشورهای دیگر هستند.

 به همین دلیل این رویه که اوباما پیش گرفته است در کل به نظر من رویه ی درستی بوده است. به نظر میآید بتدریج بیشتر و بیشتر این رفتار خشونت آمیز و مرگباری که نیروهایی انتظامی با مردم داشته اند را اوباما محکوم خواهد کرد، منتها منتظر بوده که ببیند چه میشود. الان بیش از ده روز از انتخابات ریاست جمهوری ایران گذشته و معلوم شده است که به کدام سمت دارد میرود. 

به همین دلیل من فکر میکنم در دو سه روز آینده، یا حتا در یکی دو روز آینده، اوباما با قاطعیت بیشتری صحبت خواهد کرد، بدون این که در را کاملا ببندد روی مذاکراتی که ممکن است میان ایران و آمریکا اتفاق بیفتد. هرچند با این کشتاری که از مردم شده است خیلی بعید میدانم که مثلا در ماه سپتامبر اگر آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران بماند، بتواند با موفقیت با اوباما رابطه برقرار کند. برای این که اگر این کار را بکند، نیروهای داخل آمریکا ازاو خیلی ایراد میگیرند. به همین دلیل چند هفته ی خیلی مهمی را در پیش داریم. مسلما هم در آمریکا و هم در ایران و همه جا.

<strong>شما فکر میکنید اگر آقای اوباما بخواهد در طول روزها یا هفته های آینده موضعگیری بکند، روی چه محورهایی بیشتر تاکید خواهد کرد؟</strong>

دو محور هست. یکی محور دفاع ایشان از حقوق بشر در ایران است و محکوم کردن استفاده از خشونت به عنوان یک ابزار سیاسی. این یک بعدش است. بعد دیگر این است که در کل ایران و آمریکا یک منافع مشترک استراتژیک دارند و اوباما به نظر من میآید که هدفش  این است که در میانمدت ایران و آمریکا را از لحاظ استراتژیک بهم نزدیکتر بکند. چون در عراق و افغانستان و در پاکستان به نظر میآید که اینها منافع مشترکی دارند. 

به همین دلیل یک دیالوگی است میان این دو قطب که از یکسو حقوق بشر را به هیچ عنوان نمیشود نادیده گرفت. از سوی دیگر مصالح سوق الجیشی هم خیلی مطرح هستند و در سیستم آمریکا از لحاظ راهبردی و استراتژیک و فراجناحی تصمیم گرفته اند که با ایران رابطه ای معقول داشته باشند. هرچند این رابطه در شرایط فعلی نمیتواند دوستانه و نزدیک باشد، برای این که به نظر میآید این دولت مشروعیت مردمی اش کاملا رفته است زیر سوال و آمریکا هیچوقت به نظر من در این شرایط با رییس جمهور ترقی خواهی  مثل اوباما نمیخواهد خودش را در مقابل اراده ی مردم ایران قرار بدهد. با این پیچیدگی ها یکجوری اینها باید بتوانند کنار بیایند و این دیالکتیک میان این دو قطب را مدیریت کنند.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1040.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1040.html</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 24 Jun 2009 14:05:34 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
