| خانه > انديشه زمانه | |
انديشه زمانهاسلام و دموکراسی، بخش نخست آیا اسلام با دموکراسی سازگار استپروفسور آصف بیات: این ما کنشگران اجتماعی هستیم که دین را منعطف و دربرگیرنده یا پسزننده و انحصاری، تکصدایی یا چندصدایی، دموکراتیک یا اقتدارگرا تعبیر میکنیم. چون از دیدگاه جامعهشناختی، دین چیزی نیست جز پیکرهای از باورها و معانی که همواره دعوی ارجاع به مفاهیمی معتبر و به حقیقتی والاتر دارد؛ فارغ از اینکه آیا باورها و تجربههای دینی ربطی به واقعیتی ماوراءطبیعی دارد یا نه. پس همانطور که جیمز بکفورد در کتابش «نظریه اجتماعی و دین» گفته است، «دین با معانی، نمادها، احساسات، شعائر و سازمانهای بشری ارائه میشود». به یک معنا، احکام دینی چیزی نیستند جز درک ما از آنها. آنها، چیزهایی هستند که ما خواستهایم آنطور باشند. چپ جدید، چپ نابینانیما نامداری: مراد فرهادپور سویه روشنفکری سکه چپ است. سکهای که سویه سیاسی آن، رییس جمهور فعلی ایران است. چپی که با ژست عدالت و مخالفت با اقتصاد آزاد آغاز کرده، اما به رد دموکراسی و تکذیب علم منتهی میشود. باید جملات فرهادپور را بخوانیم و مدام از خود بپرسیم که چرا در جامعه ایرانی، هنوز سکه این نوع چپگرایی رواج دارد؟ خطاهای روزمره - ۱۹ مسموم کردن سرچشمهمریم اقدمی: مشابه چنین نقدی را احتمالاً زیاد دیدهاید که «هر کس از رمان جدید خانم الف خوشش بیاید و آن را یک اثر قابل توجه ادبی بداند، چیزی از ادبیات نمیفهمد.» چنین اظهار نظری به مخاطب نشان میدهد که اگر از آن رمان حمایت کند، عواقب بدی در انتظار اوست. چنین مغالطهای بستن راه گفتگو و استدلال است و «مسموم کردن چاه» یا سرچشمه نام دارد. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش چهارم و پایانی اجازه و تأیید همجنسگراییاکبر گنجی:دفاع از حقوق شهروندان برای تعقیب راههایی که میپسندند و سبکهای زندگیای که خوب میدانند، به معنای تأیید آن راه یا آن سبک زندگی نیست. ممکن است باوری را ناحق بدانیم و در عین حال از حق ناحق بودن دفاع کنیم. دفاع لیبرالی از پورنوگرافی، همجنسگرایی، یهودیت، تسنن، بهاییت، تشیع، تسنن، مارکسیسم، فمینیسم و غیره، به معنای تأیید این نحلهها و سبکهای زندگی نیست. لیبرالها بر مبنای یک تمایز مهم از چیزی که اخلاقاً نمیپسندند، دفاع میکنند. حکایت دو مسیر اسلامِ امروزآصف بیات، ترجمهی هادی نیلی: در کتاب «دموکراتیک کردن اسلام»، نظر من این است که مسألهای که به طور مداوم مطرح میشود این نیست که آیا اسلام با دموکراسی در تضاد هست یا نیست (که این، خودش مبحثی پیچیده است)، بلکه سؤال این است که چگونه و در چه شرایطی مسلمانان میتوانند اسلام را پذیرای دموکراسی کنند. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش سوم حیوانات وحشی واجبالقتلاکبر گنجی: مدعیات غیرمدلل دینداران فقط ناظر به همجنسگرایان نیست، دینداران باورهای غیر مدلل بسیاری دارند. به عنوان نمونه باورهای مسیحیان را بنگرید: آیا زاده شدن عیسی بدون پدر زمینی، معقول است؟ آیا خدای متجسد زمینی (عیسی)، قابل قبول و مدلل است؟ آیا زنده شدن عیسی پس از به صلیب کشیدن و دیده شدن او، قابل اثبات و عقلانی است؟ دینداران گمان میکنند چون مدعیات بلا دلیل بسیاری را پذیرفتهاند، میتوانند(مجازند) هر سخن بلادلیل دیگری را هم بیان کرده و برمبنای آن اقلیتی را طرد کنند. خطاهای روزمره - ۱۸ استدلال شخصیمریم اقدمی: در خیلی از موارد هنگام بحثها و نقدها به جای نقد ادعا و استدلال یک شخص، خود آن شخص و خصوصیات و رفتارش نقد میشوند. به نظر میرسد در یک چنین اظهار نظری تنها گوینده و احتمالاً گذشته و خصوصیاتش زیر سؤال رفته؛ نه ادعایی که مطرح کرده است. در این نوع استدلالها مغالطه رایجی به نام «شخصستیزی» یا «استدلال شخصی» وجود دارد. همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش دوم روشنفکری دینی و مسأله همجنسگراییاکبر گنجی: اگر روایت ادیان ابراهیمی از آدم و حوا، داستانی حقیقی باشد، تمام انسانها زنازاده خواهند بود. علامه طباطبایی داستان آدم و حوای قرآن را واقعگرایانه تفسیر میکرد، نه ناواقعگرایانه (نمادین و اسطورهای.) این نوع تفسیر او را مجبور میکرد به این پرسش پاسخ گوید: آیا ازدواج فرزندان یک پدر و مادر، یعنی خواهران و برادران، خلاف طبیعت و فطرت و اخلاق نیست؟ طباطبایی این امر را غیرطبیعی، بر خلاف فطرت و غیراخلاقی نمییابد همجنسگرایی: اقلیتی ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ - بخش نخست اقلیتها، سبکها و جماعات پرمسألهاکبر گنجی: پدیده همجنسگرایی، ظاهراً غیر قابل فهم، استثنایی، متفاوت، غریب، بیماری و ... است. حال این پدیدهی خاص را با چند پدیدهی دیگر مقایسه نمایید: تشیع، تسنن، بهاییت، یهودیت، انواع نحلههای صوفیه و غیره. این پدیدهها تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. به عنوان مثال، تشیع و تسنن و یهودیت و بهاییت خود را دین میخوانند، در حالی که همجنسگرایان و ناهمجنسگرایان، همجنسگرایی را دین نمیخوانند. خطاهای روزمره - ۱۷ سوء سابقهمریم اقدمی: مغالطه ژنتیکی یکی از عامترین اشتباههای استدلالی از نوع ادعاهای نامربوط است که بر اساس منشا و تاریخ یک عقیده استدلال میکند. این استدلال به این دلیل مغلطهآمیز است که عقیدهای را به جای در نظر گرفتن وضعیت فعلیاش، بر اساس گذشته و سوابق آن قضاوت و تایید یا رد میکند. خطاهای روزمره - ۱۶ شریک جرم هیتلرمریم اقدمی: در مغالطه مغالطه «شریک جرم» یا «همدستی» ویژگیهای یک فرد یا عقیده به دیگر افراد یا عقاید مرتبط با آن هم سرایت میکند، اما این ارتباط کاملاً نامربوط است. معروفترین مثال مغالطه همدستی، مربوط به هیتلر است و برای همین گاهی آن را مغالطه «همدست هیتلر» یا «استدلال بر اساس نازیسم» هم مینامند. مثال مورد نظر به این صورت است: «هیتلر گیاهخوار بود. هیتلر شر مطلق بود. بنابراین همه گیاهخوارها عقاید شرارت باری دارند.» مولانا و تجربه وجودی غربتآرش نراقی: حقیقت این است که مولانای ۳۴ ساله به تمام این معانی در این عالم «غریب» و «بیخانه» بود. او در دوران کودکی لاجرم بلخ را ترک کرد و به قونیه ترکزبان کوچید. این به معنای از کف دادن «خانه» به معنای وطن بود. این غربت و بیخانگی میباید برای مولانا تجربه دردناکی باشد. فراموش نکنیم که مولانا، اگر چه بخش عمده عمر خود را به دور از وطن و در دیار ترکزبانان زیست، اما تا پایان عمر، ژرفترین تأملات و مواجید خود و محرمانهترین احوالاتش را به زبان پارسی باز میگفت. خطاهای روزمره - ۱۵ ادعای پوشالیمریم اقدمی: خیلی از اشتباههای استدلالی موقع نقد حرفها و اظهار نظرهای دیگران به وجود میآیند. در این موارد، منتقد با تفسیر حرف طرف مقابل به شکلی که خودش میپسندد، در واقع تفسیر خود را از آن سخنان نقد کرده است. معمولاً هم منتقد تصور میکند در بحث برنده شده است. اما این طور نیست و او فقط مخاطب و طرف بحثش را فریب داده است. خطاهای روزمره - ١۴ همه میدانند؛ پس درست استمریم اقدمی: مغالطه «توسل به اکثریت» در سیاست، زندگی روزمره و حتی در تبلیغات بازرگانی بسیار رایج است. مثلاً ممکن است یه حاکم سیاسی در یک سخنرانی بگوید «همه ملت کشور ما با حمله به مریخ موافقاند، پس حمله به مریخ کار درستی است» اما استفاده از این مغلطه خیلی وقتها به این واضحی نیست و دقیقاً برای همین مخاطب را به اشتباه میاندازد. گفت و گو با آیتالله مصطفی محقق داماد ـ بخش دوم و پایانی «در تشخیص عدالت، باید عقل را قاضی قرار بدهیم»سید سراجالدین میردامادی: در دومین بخش از گفت و گو با آیتالله مصطفی محقق داماد، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی تهران، به بررسی نسبت فقه اسلامی با اصل برابری حقوق زن و مرد، به ویژه در احکام حقوق خانواده پرداختیم. او معتقد است: «در آیات قرآن به بشر توصیه شده است که به عدل رفتار کند. ولی به ما نمیگوید که عدالت چیست. بنابراین ما در تشخیص عدالت باید عقل خودمان را قاضی قرار بدهیم.» نکاتی پیرامون فتوای اخیر آیتالله منتظری - بخش دوم و پایانی حق بهایی بودن و بهایی صاحب حق بودن - ۲اکبر گنجی: مسلمانها، متون مقدس یهودیان و مسیحیان را تحریف شده معرفی میکنند. ادیان شرقی را بهطور کلی، دین به شمار نمیآورند. شیعیان نکاتی علیه سنیها میگویند که قطعاً چیزی جز اهانت نیست. سنیها هم همین عمل را تکرار میکنند. بهائیان همیشه به شدت سرکوب شدهاند. اما نگاه و گفتاری بدتر از سرکوب هم وجود دارد. گفته میشود که «بهائیت، فرقه ضالهی دست پرورده ی صهیونیسم است». نکاتی پیرامون فتوای اخیر آیتالله منتظری - بخش نخست از حق بهایی بودن تا بهایی صاحب حق بودناکبر گنجی: فقط انسان انحصارگراست که دین خود را برحق و دین دیگران را ناحق بهشمار میآورد. اما انسان کثرتگرا، با فهم این واقعیت که بحث های کلامی برای غلبهی یک دین بر ادیان دیگر به نتیجه نرسیده و پیروان ادیان مختلف هر چه دلیل و استدلال داشتهاند علیه یکدیگر بهکار بردهاند و نتیجهای حاصل نگردیده (تکافوی ادله)؛ برای هر دینی حظی از حقیقت قائل است و تمام ادیان و مذاهب و فرق را راههای متفاوت به سوی خدا و سعادت بهشمار میآورد. از منظر کثرتگرایی دینی، مدعیات ادیان، توصیف کمابیش دقیق یک حقیقت واحدند. گفتوگو با آیتالله مصطفی محقق داماد ـ بخش نخست اجتهاد عدالتمحور، و رعایت حقوق بشرسید سراجالدین میردامادی: در بخش نخست گفتوگو با آیتالله مصطفی محقق داماد، استاد دانشگاه شهید بهشتی، وی به سؤالاتم در خصوص مجازاتهای خشن در فقه اسلامی که با نام «حدود» از آن یاد میشود، پاسخ گفت. محقق داماد، مجتهد و در عین حال دارای دکترای حقوق بینالملل از بلژیک است و نزدیک ۱۵ سال رییس سازمان بازرسی کل کشور بوده است. گزارش سخنرانی رامین جهانبگلو در کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو: جهانبگلو: ایرانیها دچار «سندروم امپراتوری» هستندمحمد تاجدولتی: دکتر رامین جهانبگلو، روشنفکر ایرانی و استاد فلسفه و علوم سیاسی مرکز اخلاقیات دانشگاه تورنتو، چند روز پیش در کانون ایرانیان دانشگاه تورنتو با عنوان «امروز چگونه می توان ایرانی بود؟» به سخنرانی و بحث و گفت و گو پرداخت. او گفت: «اگر ایرانی بودن را امروزه ما در قالب یک ایدئولوژی خالصاندیش و کلیپرداز بیندیشیم و معرفی کنیم، یعنی در پی خالصسازی هویت ملی یا مذهبیمان باشیم، مثل خیلی از اقوام دیگر هم دچار خشونت میشویم و هم در درازمدت از بین میرویم.» خطاهای روزمره - ۱۳ احساسات به جای استدلالمریم اقدمی: همه ما عادت داریم عقل و منطق را نقطه مقابل احساسات و عواطف بدانیم. یعنی تصور میکنیم عقلگرایی نوعی ارزش است و استفاده از احساسات نقطه ضعف به شمار میرود. اما احساسات و عواطف درست مثل عقل و منطق از ویژگیهای انسانی هستند و هیچ یک به خودی خود برتر از دیگری نیستند. اما مهم این است که بحث دلیل و شاهد آوردن در میان باشد، دیگر نمیتوان به احساسات متوسل شد و عواطف را جایگزین استدلال کرد. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






