| خانه > انديشه زمانه > انديشه انتقادي | |
انديشه انتقاديشکست و پیروزی ایرانیاناحمد امانی: روشنفکران غار مُثُلی تنها به دنبال شکست و پیروزی برگرفته از حیات وحشاند به همین دلیل اگر پیروز شدند شکی نیست که سلطه خواهند کرد و آنچه بر آزاداندیشی خویش تبلیغ میکند ادعای توخالی بیش نیست و اگر شکست هم خوردند یا انتقام خواهند گرفت و ارزشها را بیگونهای فجیع تحریف خواهند کرد یا مایوس در پستوخانه ذهن خویش خواهند خزید و افیون بنگ و باده خواهند کشید و نوشید در این تاریکخانه مخوف. گفتوگو با پیام یزدانجو کژفهمی از کژفهمینام پیام یزدانجو در سالهای اخیر مساوی بوده با ترجمه آثار متفكرانی چون ژاك دریدا، ژان بودریار و گراهام آلن. كتابهایی كه منبع بسیاری از بحثهای فلسفی چند سال گذشته بوده و در آن بخصوص اهالی اندیشه یكدیگر را به «كژفهمی» از آثار فلاسفهی متاخر متهم میكردند. یزدانجو درباره این کژفهمی و انتقادهایی که از ترجمههایش وجود دارد توضیح میدهد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۱ (اقتصاد سیاسی دین – ۲) سرمایهی دینرانتخواری را به آقازادگی و پارتیبازی نسبت دادهاند. این مقوله فراتر از این حرفهاست. رانت در اصل ترکیبی است از سه شکل سرمایهی فرهنگی، سرمایهی اجتماعی و سرمایهی نمادین. در یک رانت ممکن است این عامل بر آن عامل بچرخد. در جایی حاجآقا بودن مبنای رانتخواری میشود، در جایی آقازادگی، در جایی حشر و نشر با عدهای خاص و در جایی ایفای نقشی همانند نقش خودیها، بی آن که در این کار عمدی باشد. رانتخواری ذاتی نظام است. حتا یک منتقد رانتخواری در معنای فساد آشکار، ممکن است خود در معنایی ساختاری رانتخوار باشد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۰ (اقتصاد سیاسی دین – ۱) دین به مثابه سرمایهدایرهی خودیها به تعبیری برپایهی نظریهی سرمایهی پیر بوردیو دایرهای است که سرمایهی اصلی فرهنگی، اجتماعی و نمادین در آن جمع میشود. چون در ایران شرط تعلق به آن دیانت است، دیانت خود به خود شرط سرمایهاندوزی شده و بر این قرار است که دین-داری به نحو بارزی نوعی سرمایه-داری میشود. سرمایهی دینی را که داشتی، از شانس بیشتری برای دستیابی به سرمایهی اقتصادی برخوردار میشوی. بحث مختصری در این باب، محتوای بخش یکم مبحث انتقادی "اقتصاد سیاسی دین" است. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۹ تورمزدگیتورم داریم تا تورم. تورمهایی هستند که میآیند و میروند و تأثیر چندانی بر روان ملت به جا نمیگذارند. اما نوعی تورم وجود دارد که شاخص آن دورهای است که میتوانیم آن را دورهی تورمی بنامیم. هر چه در این دوره واقع است، تورمی است. فقط پول نیست که بیاعتبار میشود، ارزشهای اندیشه و رفتار نیز بیاعتبار شوند. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۸ دوره بادکردنِ همه ارزشهادر زندگی ملتها دورههایی وجود دارند که میشود دورههای تورمیشان نامید. در پهنه اقتصاد قدمت تورم به قدمت سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. منظور از دورهی تورمی اما این تورمهایی نیست که میآیند ومیروند و بالا و پایین دارند. دورهی تورمی دورهی بادکردن همه ارزشهاست. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۷ روانشناسی پولاین بخش و دو بخش آیندهی "اندیشهی انتقادی" به روانشناسی تورم بر اساس کتاب "توده و قدرت" الیاس کانتی اختصاص دارند. هدف جلب توجه به ادراک رابطهی تورم اقتصادی و تورم معنایی است. بحران معناشناختی در ایران امروز البته تنها به اقتصاد برنمیگردد. در توضیح آن ما به مبحثی به نام اقتصاد سیاسی دین نیاز داریم که اقتصاد سیاسی یکی از ارکان آن است. آغاز این مبحث معرفی دین بهعنوان سرمایهی نمادین است. طبعا یکی از موضوعهای مهم این بررسی، تورم این سرمایه خواهد بود. تورم معنایی در ایران با شکل و شمایل امروزینش اساسا به تورم سرمایهی نمادینی به نام دین برمیگردد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۶ کاریکاتورهای مقدسدر ایران یک دولت نفتی دینی تمام توان خود را در خدمت تولید ابتذال مقدس گذاشته، از مکانیسمهای مدرن برای تولید انبوه شمایلها بهره گرفته و در عین حال انتظار دارد که ساختههایش با همان خضوع و خشوع سنتی مواجه شوند. چون چنین نمیشود، بر تأکیدها و بر شدت امر و نهیهای خود میافزاید. تولید را بالا میبرد تا جامعه زیر تودهی شمایلها خفه شود. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۵ آسیبشناسی نشانههارژیم اسلامی ایران نمونههای بارزی از یک روند نشانهای بیمار به دست میدهد. لفظ "آمریکا" را در نظر گیرید. این نشانه در رژیم اضطراب ایجاد میکند. هم میخواهد به سوی آن رود و هم میترسد به سوی آن رود. نظامِ نشانهای آن به سختی میتواند خود را تصحیح کند، به سختی میتواند خود را گسترش دهد و از نشانههای بیشتری برای درک جهان بهره گیرد. ورود یک نشانه، مجموعهای از نشانههای دیگر را بحرانی میکند. رژیم را مجموعهای از نشانههای اضطرابانگیز در محاصرهی خود گرفته است. اندیشه انتقادی، برنامهی ۵۴ نشانههای غلط اندازاگر جادهای به یک دره منتهی شود، این انتظار را داریم که علامتی وجود داشته باشد که به ما در این مورد هشدار دهد. اما اگر علامتی در مسیر باشد که جادهی ممتدی را برساند و حتا بگوید که ما مجازیم یا بایستی بر سرعتمان بیفزاییم، چه میشود؟ به احتمال بسیار به دره خواهیم افتاد. این نشانه غلطافکن است، چون ما را به دره میافکند. از این گونه نشانهها بسیارند. فرهنگ پر است از نشانههای غلطافکن و غلطانداز. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۳ سربرآوردن اسطورههاهرگونه واگشت در فرهنگ با تقویت بینش اسطورهای همراه است. اسطورهها نمیمیرند. اگر انرژی اسطوری هدایت نشود و مثلا در هنر جلوه نیابد، اگر فرهنگ بر آن مهار نزند، ممکن است بتوفد و جهان انسانی را ویران کند. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۲ ناتوانی در ایدهپردازیایدهپردازی توانایی تبیین معنامند واقعیت است. لازمهی آن انتزاع و مقایسه و سنجش، و برقراری پیوند میان معناهاست. در گفتار آمیخته با غلو، دروغ و ریاکاری، ایدهپردازیای ممکن نیست که به حقیقت راه برد. ایدههایی هم اگر وجود داشته باشند، زیر تودهای از عباراتِ پوچ و دروغ، خفه میشوند. اندیشه انتقادی- ۵۱ بحران نشانهشناختیبحران معناشناختی را میتوانیم بهعنوان بحران نشانهشناختی نیز تعبیر کنیم، بویژه در جایی که بحران به رابطهی بحرانی میان نشانه و مصداق برمیگردد و وضعیتی پیش میآید که منظور نشانه گم میشود، یعنی معلوم نیست نشانه چه چیزی را نشان میدهد. این چنین است که نوری که از دور میتابد ممکن است هم چراغ راهنما تصور شود اما چشم گرگی گرسنه. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۰ توصیف بحرانِ معناشناختیبحران معناشناختی مانع گفتگوست. کار به خشونت میکشد، چون فقط خشونت زبان روشنی دارد. وقتی با حرف چیزی را نتوانی ثابت کنی، چاقو میکشی. و نیز چاقو میکشی، وقتی به ندای کمکخواهیات پاسخ ندهند، وقتی خواهشت را نشنوند، وقتی منظورت را نتوانی بیان کنی. همه چنین میشوند. اندیشه انتقادی، برنامه ۴۹ ادبار و زبانبازیبا بحران معناشناختی واژهها عمق و حیطهی معنایی معمولی خود را از دست میدهند. زبان دچار ادبار شده و به گفتهی فردوسی به کردارِ بازی درمیآید. ما منظور همدیگر را نمیفهمیم. نمیتوانیم از نشانهها تعبیر درستی دهیم. راست و ناراست از هم تشخیصدادنی نیستند. قولها قول نیستند، صددرصد صددرصد نیست، نمیشود نمیشود نیست، میشود میشود نیست. گفتار ایرانی دستخوش چنین بحرانی است. اندیشه انتقادی، برنامه ۴۸ زرنگی ایرانینمیتوان در یک نفس هم از فضایل ملت گفت هم از رذایل آن. از این یکی که بگوییم از آن دیگری غافل میشویم. زرنگی ایرانی بر این قاعده یک استنثنا میگذارد، زیرا این صفت هم فشردهی رذایل ماست هم فشردهی فضایل ما. اندیشه انتقادی، برنامه ۴۷ دانش و استفادهی عمومی از خرددر استبداد، دانشمندی یا یک علامگی سطحی و بیمایه است یا تسلط فنی به رشتهای خاص. در کشوری چون ایران نبایستی تعجب کنیم که از زبان استاد دانشگاه نیز سخیفترین خرافهها را بشنویم. اندیشه انتقادی، برنامه ۴۶ استفادهی عمومی و خصوصی از خردتشویق به درس خواندن و فراهم کردن امکانهای آن، هیچ امتیاز خاصی را نصیب هیچ دولتی نمیکند. آنچه دولت خوب را از دولت بد متمایز میسازد این است که یکی استفادهی عمومی از خرد را برمیتابد و دیگری نه. یکی میپذیرد که همگان حق دارند در مورد امور همگانی بیندیشند، دیگری اما میگوید این کار را سلطان خردمند ما و شمس وزیر و قمر وزیرش به خوبی انجام میدهند. Critical Thinking - on power and intellect اندیشه انتقادی، برنامه ۴۵ در نقد جزمباوریفرق روشننگر با جزمیاندیش (دگماتیست) چیست؟ یک متن را روشننگر چگونه میخواند و جزمیاندیش چگونه؟ در این بخش از اندیشهی انتقادی به این موضوعها پرداخته میشود. اندیشه انتقادی، برنامه ۴۴ پرسشهای روشنگرانهروشنگری آن تلاش تاریخیای است که حاصل آن روشننگری افراد به خود، به اطرافیان، به جامعه و به جهان است. روشننگر میپرسد: چرا چنین است؟ او به پاسخهایی از نوع "همواره چنین بوده است"، "مقدر است که چنین باشد"، "این خواست خداست"، "در کتاب چنین آمده است" و "فطرت ما ایجاب میکند" خرسند نمیشود. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






