انديشه انتقادي


بخش دوم
هستی انسان

لودویک فوئرباخ، ترجمه ی مهران فروتن: آن‌چه انسان هستیِ مطلق نامیده است، یعنی خدای او، چیزی جز هستیِ خودِ او نیست. قدرت ابژه بر فراز او در واقع قدرتِ هستیِ خودِ اوست. بنابراین، قدرت ابژه‌ی احساس در واقع قدرتِ خودِ احساس است؛ قدرتِ ابژه‌ی عقل در واقع قدرتِ خودِ عقل است؛ و قدرت ابژه‌ی اراده‌ قدرتِ خودِ اراده است. انسانی که هستی‌اش توسط صوت متعین شده با احساس مستقر گشته است، دست‌کم با احساسی که عناصر متناظر با خود را در صوت می‌یابد.



بخش نخست
هستی انسان

لودویک فوئرباخ؛ ترجمه‌ی مهران فروتن: انسان از طریق ابژه‌ای که هستی‌اش را منعکس می‌کند، از خود آگاهی پیدا می‌کند. خودآگاهیِ انسان عبارت از آگاهیِ ابژه است. ما انسان را از طریق ابژه‌ای که هستی‌اش را منعکس می‌کند می‌شناسیم؛ ابژه هستیِ او را بر شما آشکار می‌کند؛ ابژه هستیِ بیان‌کننده‌ی اوست. خودِ راستین و ابژکتیوِ او. این موضوع نه فقط در مورد ابژه‌های ذهنی؛ بلکه در مورد ابژه‌های محسوس نیز صدق می‌کند. حتی آن ابژه‌هایی که در دورترین نقطه از انسان واقع‌اند، جلوه‌هایی از حالتِ هستیِ مخصوص به او هستند. حتی ماه، خورشید، و ستاره‌ها به انسان می‌گویند: خودت را بشناس.



سازگاری ناسازوار سنت و تجدد

خسرو ناقد: «جدل پیشینیان و معاصران» که به جدل قدیم و جدید، کهنه و نو یا تقابل سنت و تجدد نیز معروف است، به جدلی اطلاق می‌شود که در اواخر قرن هفدم و آغاز قرن هجده میلادی در کشور فرانسه با آب و تاب فراوان درگرفت و در گسترش نهضت اومانیسم و جنبش روشنگری در این کشور و در دیگر سرزمین‌های اروپایی تأثیری بسزا گذاشت. روایتی کهن در دست است که در آن متجددان به کوتوله‌هایی تشبیه می‌شوند که بر شانه‌‌های غول‌ها که همانا پیشینیان باشند، نشسته‌اند و از این رو به رغم جثه ریزشان، دوردست‌ها را بهتر می‌توانند ببینند.



دلایل موعودگرایی حکومت ایران - قسمت چهارم
نسبت تفکرات حجتیه با وضع موجود

مزدا اقبال: سعید حجاریان در مقاله‌ی «از انجمن حجتیه تا گروه‌های مادون انجمن»، گروه تازه قدرت یافته در عرصه‌ی سیاست جمهوری اسلامی را متفاوت از اعضای انجمن حجتیه می‌داند؛ چرا که به زعم او، انجمن حجتیه نه گروهی سلفی و بنیادگرا که مدرن و آینده‌نگر است و از نظر آن‌ها ظهور یک پروسه است و نه یک پروژه. یعنی نیازی به زمینه‌سازی برای ظهور نیست و مقدمات ظهور خود به خود فراهم می‌شود. به زعم او افراد حجتیه عموماً انسان‌های تحصیل کرده، از طبقه‌ی متوسط به بالا و خوش برخوردند و با گروه جدید که بنیادگرا، ارتجاعی و به شدت دشمن‌خو هستند، متفاوت‌اند.



خشونت و شهروند نگهبان

جهان ولیان‌پور: شهروند نگهبان فردی است که خود را مجری قانون می‌پندارد و افرادی را که در دید او نامطلوب هستند، خودسرانه به مجازات می‌رساند. شهروند نگهبان در اشکال متفاوتی ظاهر می‌شود. گاهی پلیسی است که از اختیارات خود فراتر می‌رود و متهمی را بدون در نظرگرفتن حقوق قانونی او، مجازات می‌کند. گاهی شهروند دلسوزی است که سعی در نجات «معصومیت» دارد و افرادی را که در دید او ظالم هستند به مجازات می‌رساند. گاهی مردی از اعضای خانواده است که زنی را به علت چیزی که در دید او خیانت ناموسی محسوب می‌شود، به قتل می‌رساند.



نکته‌ای در باره‌ی نگاه عرفانی به مسأله‌ی وحی و اشاره‌ای به لزوم بحثی فلسفی در این باب
نگاه عرفانی به مسأله وحی در آرای سروش

رحمان افشارى: نگاه سروش به وحی، عمدتاً عرفانی است و این نگاه تنها می‌تواند در حد خود او باقی بماند و کمتر قابلیت گسترش در پهنه‌ی اجتماع و همگانی شدن را داراست و به ویژه در برابر حمله‌ی کلامی چندان یارای ایستادگی ندارد. مهمترین حسن بحث او، دلیر کردن دینداران به پرسیدن و پا به حریم ممنوعه گذاردن است و کمتر می‌توان امید داشت که از دل آن، نظریه‌ای منسجم و استوار در مسیر روشنگری بیرون درآید و ماندگار شود.



گامی به سوی تحریم انتخابات
صدای سلطان و صدای آزادی

اکبر گنجی: اصلاح‌طلبان طرفدار شرکت در انتخابات بر سر یک نکته اجماع دارند: اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم حداکثر به عنوان یک اقلیت حضور خواهند داشت، برای اینکه سلطان پیشاپیش دوسوم مجلس آینده را از آن خود کرده و خیالش آسوده است که «مجلس سلطانی» دیگری در اختیار خواهد داشت. با توجه به این واقعیت تلخ، این پرسش نیاز به پاسخ دارد: مدافعان آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، برابری و اصلاحات مسالمت آمیز، به چه دلیل یا دلایلی باید در انتخابات شرکت کنند و مردم را هم به شرکت در انتخابات دعوت نمایند؟



مشارکت در فریضه جهادِ دشمن‌کوب سلطان
به کام سلطان، به زیان دموکراسی

اکبر گنجی: بنابر ادعای سلطان‌، بوش با حمایت صریح از اصلاح‌طلبان باز هم به جنگ جمهوری اسلامی آمده است. به همین دلیل رهبر به سرعت حمله‌ی تبلیغاتی خود را آغاز کرد و حمایت بوش از اصلاح‌طلبان را از ننگ بدتر دانست. البته روشن است که بوش از اصلاح‌طلبان حمایت نکرده و اگر هم می‌خواست کسانی را به عنوان نفوذی وارد عرصه سیاسی ایران کند، آنها را به طور علنی معرفی نمی‌کرد تا به عنوان جاسوس شکار شوند. حمایت بوش از یک فرد یا گروه در ایران، همانند حمایت احمدی‌نژاد از یک فرد یا گروه در آمریکاست. مردم دو کشور به تأیید رئیس جمهور دولت دشمن، تقریباً نگاه واحدی دارند. اما آقای خامنه‌ای برای حذف اصلاح‌طلبان به این دروغ نیاز داشت.



در ستایش «هیچی» و چهار گفتمان لکان

داریوش برادری: اگر به عمق ترس‌های ما ایرانیان از مدرنیت و تحول مدرن بنگریم، هر چه بیشتر با این موضوع روبرو می‌شویم که این ترس در واقع «ترس از هیچی و خلاء» است. انسان اخلاقی یا عاشق و عارف ایرانی از این هراس دارد که با پذیرش نگاه مدرن و نسبی‌شدن جهان و فرهنگش‌، یا چند چشم‌اندازی شدن جهان و اخلاق و عشقش در تفکر پسامدرن، در واقع همه اصول مقدس و مطلقی را از دست دهد که به او امنیت و آسایش و لذت می‌بخشند. او هراس دارد که در چنین جهان نسبی یا چندچشم‌اندازی دیگر نه عشق عمیقی ممکن باشد و نه ارتباط عمیق اخلاقی... نه ایمانی عمیق ممکن باشد و نه امکان لمس لذت یگانگی ابدی با ایمان و عشق.



آبی که خانم پارسی‌پور در خوابگه مورچگان ریخته است

دکتر محمد برقعی: گزینش خانم شهرنوش پارسی‌پور به عنوان «زن برگزیده سال» از سوی گردانندگان هجدهمین کنفرانس «بنیاد پژوهش‌های زنان ایرانی» مورد اعتراض پاره‌ای از اهل قلم و فعالان اجتماعی قرار گرفت. اصلی‌ترین دلیلی که بیشتر این افراد برای مخالفت خود با این گزینش عنوان کرده‌اند، دیدگاه خانم پارسی‌پور در مورد صیغه و نگاهی است که ایشان در مورد رابطه زن و مرد دارند.



دولت احمدی و مجلس سلطانی، بخش پایانی

اکبر گنجی: یکی از شاخص‌های بسیار مهم در ساختار سیاسی ایران، حضور و ‏دخالت نظامیان در مسائل سیاسی و فعالیت‌های اقتصادی است. آقای خمینی ‏رهبر انقلاب و شخصیتی کاریزماتیک بود. او برای زمامداری سیاسی به ورود نظامیان به عرصه‌ی سیاست و اقتصاد ‏نیازی نداشت. اما آقای خامنه‌ای فاقد همه‌ی اینها بود. حتی جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه قم حاضر نبود وی را به ‏عنوان یکی از مراجع تقلید به مردم معرفی کند. سپاه پاسداران پس از محاصره اجلاس جامعه‌ی مدرسین موفق به دریافت ‏گواهی مرجعیت آقای خامنه‌ای از آنان شد. آقای خامنه‌ای نه رهبر انقلاب بود و نه شخصیتی کاریزماتیک دارد. از این ‏رو، استفاده از نظامیان، برای یک رهبر غیر دموکراتیک، تنها راه پیش روست.



دولت‎ ‎‏ احمدی و مجلس سلطانی، بخش اول

اکبر گنجی: به نظر بسیاری از فعالین سیاسی‌، با مواضع کاملاً متفاوت، "دوران احمدی‌‏نژاد سیاه‌ترین دوران جمهوری اسلامی ایران است، احمدی‌نژاد کشور را در معرض حمله‌ی نظامی قرار داده است، احمدی‌نژاد ایران را در برابر جهان ‏غرب قرار داده است‌، از نظر سرکوب سیاسی اجتماعی، احمدی‌نژاد بدترین دوره را بر ایران حاکم کرده است. احمدی‌نژاد ‏مصیبت عظمای جمهوری اسلامی ایران است." ‏این برساخته تا چه اندازه با واقعیت نظام سیاسی ایران منطبق است؟



بررسی ساختار سیاسی ایران ـ بخش اول
دموکراتیزاسیون در برابر سلطانیزاسیون (بخش اول)

اکبر گنجی: «برخی، صحنه‌ی سیاسی ایران را چنان تحلیل می‌کنند که گویی احمدی‌نژاد جانشین خامنه‌ای شده و زمام مملکت در دست گرفته و کشور را فاشیستی کرده یا خواهد کرد. اما نه نظام جمهوری اسلامی، نظام فاشیستی و توتالیتر است، و نه ساختن نظام فاشیستی و توتالیتر دیگر امکان پذیر است. این نظام توتالیتر نیست.»



جمهوری اسلامی: نظام سلطانی یا فاشسیستی؟

اکبر گنجی: رژیم جمهوری اسلامی، نه نظام فاشیستی و توتالیتر است، نه دیکتاتوری نظامی، بلکه رژیمی سلطانی است. رژیم سلطانی شاه، فقط حوزه‌ی سیاست را سرکوب می‌کرد، اما رژیم سلطانی جمهوری اسلامی علاوه بر حوزه‌ی سیاست حوزه‌ی اجتماعی را هم سرکوب می‌کند.



گفت‌وگو با پیام یزدانجو
کژفهمی از کژفهمی

نام‌ پیام‌ یزدانجو در سالهای‌ اخیر مساوی‌ بوده‌ با ترجمه‌ آثار متفكرانی چون‌ ژاك‌ دریدا، ژان‌ بودریار و گراهام‌ آلن. كتابهایی‌ كه‌ منبع‌ بسیاری‌ از بحث‌های فلسفی‌ چند سال‌ گذشته‌ بوده‌ و در آن‌ بخصوص‌ اهالی‌ اندیشه‌ یكدیگر را به‌ «كژفهمی» از آثار فلاسفه‌ی‌ متاخر متهم‌ می‌كردند. یزدانجو درباره این کژفهمی و انتقادهایی که از ترجمه‌هایش وجود دارد توضیح می‌دهد.



اندیشه‌ی انتقادی، برنامه‌ی ۶۱

(اقتصاد سیاسی دین – ۲)
سرمایه‌ی دین

رانت‌خواری را به آقازادگی و پارتی‌بازی نسبت داده‌اند. این مقوله فراتر از این حرفهاست. رانت در اصل ترکیبی است از سه شکل سرمایه‌ی فرهنگی، سرمایه‌ی اجتماعی و سرمایه‌ی نمادین. در یک رانت ممکن است این عامل بر آن عامل بچرخد. در جایی حاج‌آقا بودن مبنای رانت‌خواری می‌شود، در جایی آقازادگی، در جایی حشر و نشر با عده‌ای خاص و در جایی ایفای نقشی همانند نقش خودی‌ها، بی آن که در این کار عمدی باشد. رانت‌خواری ذاتی نظام است. حتا یک منتقد رانت‌خواری در معنای فساد آشکار، ممکن است خود در معنایی ساختاری رانتخوار باشد.



اندیشه‌ی انتقادی، برنامه‌ی ۶۰

(اقتصاد سیاسی دین – ۱)
دین به مثابه سرمایه

دایره‌ی خودی‌ها به تعبیری برپایه‌ی نظریه‌ی سرمایه‌ی پیر بوردیو دایره‌‌ای است که سرمایه‌ی اصلی فرهنگی، اجتماعی و نمادین در آن جمع می‌شود. چون در ایران شرط تعلق به آن دیانت است، دیانت خود به خود شرط سرمایه‌اندوزی‌ شده و بر این قرار است که دین-داری به نحو بارزی نوعی سرمایه-داری می‌شود. سرمایه‌ی دینی را که داشتی، از شانس بیشتری برای دستیابی به سرمایه‌ی اقتصادی برخوردار می‌شوی. بحث مختصری در این باب، محتوای بخش یکم مبحث انتقادی "اقتصاد سیاسی دین" است.



اندیشه‌ی انتقادی، برنامه‌ی ۵۹
تورم‌زدگی

تورم داریم تا تورم. تورمهایی هستند که می‌آیند و می‌روند و تأثیر چندانی بر روان ملت به جا نمی‌گذارند. اما نوعی تورم وجود دارد که شاخص آن دوره‌ای است که می‌توانیم آن را دوره‌ی تورمی بنامیم. هر چه در این دوره‌ واقع است، تورمی است. فقط پول نیست که بی‌اعتبار می‌شود، ارزشهای اندیشه و رفتار نیز بی‌اعتبار شوند.



اندیشه‌ی انتقادی، برنامه‌ی ۵۸
دوره‌ بادکردنِ همه ارزشها

در زندگی ملتها دوره‌هایی وجود دارند که می‌شود دوره‌های تورمی‌شان نامید. در پهنه اقتصاد قدمت تورم به قدمت سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. منظور از دوره‌ی تورمی اما این تورمهایی نیست که می‌آیند ومی‌روند و بالا و پایین دارند. دوره‌ی تورمی دوره‌ی بادکردن همه ارزشهاست.



اندیشه‌ی انتقادی، برنامه‌ی ۵۷
روانشناسی پول

این بخش و دو بخش آینده‌ی "اندیشه‌ی انتقادی" به روانشناسی تورم بر اساس کتاب "توده و قدرت" الیاس کانتی اختصاص دارند. هدف جلب توجه به ادراک رابطه‌ی تورم اقتصادی و تورم معنایی است. بحران معناشناختی در ایران امروز البته تنها به اقتصاد برنمی‌گردد. در توضیح آن ما به مبحثی به نام اقتصاد سیاسی دین نیاز داریم که اقتصاد سیاسی یکی از ارکان آن است. آغاز این مبحث معرفی دین به‌عنوان سرمایه‌ی نمادین است. طبعا یکی از موضوع‌های مهم این بررسی، تورم این سرمایه خواهد بود. تورم معنایی در ایران با شکل و شمایل امروزینش اساسا به تورم سرمایه‌ی نمادینی به نام دین برمی‌گردد.