| خانه > انديشه زمانه > انديشه انتقادي | |
انديشه انتقاديدر نقد آرامش دوستدار - ۴ فلسفهی آگاهیمحمدرضا نیکفر: ریشهی همگرایی دوستدار با ایدئولوژی ایرانی را بایستی در اساس اندیشهی او جست که فلسفهی آگاهی است. همین فلسفه است که وی را بر آن میدارد از بحث پرسش بیاغازد و دستاوردهای شناختی را سنجهی ارزشگذاریهای خود قرار دهد. فلسفهی آگاهی دوستدار یک فلسفهی خودیابی است، البته به قصد اعلامشدهی انتقاد از آن خود. او همه چیز را در نهادی که با خوی دینیاش مشخص میشود، حل میکند. تفاوتها از میان میروند. ما همه سرو ته یک کرباسیم و سر و ته تاریخ ما یکی است. در نقد آرامش دوستدار - ٣ دین، علم، فلسفهمحمدرضا نیکفر: در تاریخ در همه حال و در همهجا دین در این سو و علم و فلسفه در آن سوی مقابلِ آن قرار ندارند. بخشِ بزرگی از تاریخِ اینها درهمآمیخته است. علم و فلسفه در همهجا و در همه حال نه علیرغمِ دین، بلکه با انگیزههایی پا میگیرند که در آغاز تفکیکناپذیر از دین هستند. میزگردی با حضور حسین قاضیان و اکبر گنجی خدای کهریزک و امام زمان حامی باستانشناسان دردافزاساعت شش بعدازظهر دوشنبه ۲۵مرداد(۱۶اگوست)، به همت جمعی از دانشجویان ایرانی ونکور، میزگردی با حضور حسین قاضیان و اکبر گنجی در دانشگاه سیمون فرزر ونکور SFU دربارهی موانع دموکراسی در ایران برگزار شد. هر یک از دو سخنران، ابتدا دیدگاههای خود را در این زمینه بیان کرده و در پایان به مدت ۹۰دقیقه به پرسشهای حاضران پاسخ گفتند. متن سخنان اکبر گنجی به شرح زیر است: در نقد آرامش دوستدار - بخش دوم روزمرگی و نخبهگراییمحمدرضا نیکفر: گزارشِ دوستدار از فرهنگ خلاصه میشود به گزارشی از بینشِ عدهای از نخبگانِ آن. او تلاش میکند ثابت کند که این نخبگان دینخویند، دینخو هم که نباشند بیمایهاند، فکرِ بدیعی ندارند، یا اگر دارند درخششهایی هستند که به هم نمیپیوندند تا ظلمتِ دین را بزدایند. پل والری و مفهوم اروپایی بودنبابک مینا: اروپاییبودن به چه معنا است؟ چه ملتهایی اروپایی هستند؟ مجموعه فرهنگهایی که امروز آنها را اروپایی میخوانیم چه ویژگیهایی دارند؟ در این بررسی کوتاه میخواهیم به متنی بپردازیم که در اویل قرن بیستم دلمشغول همین پرسشهاست. امروزه البته در مقابل گفتمانهای اروپا محور ضد گفتمانهایی رهایی بخش در خود غرب به وجود آمده است که توانسته چشم اندازی غنیتر و امید بخشتر را ترسیم کند. در نقد آرامش دوستدار - بخش نخست ایدئولوژی ایرانیمحمدرضا نیکفر: از این هفته در «زمانه» به نقد آرامش دوستدار میپردازم. در این یادداشتها به نظر دوستدار به عنوان یکی از شکلهای «ایدئولوژی ایرانی» نگریستهام که به عنوان یک ایدئولوژی انتقادی، نوعی نقد ملتباورانهی عقبماندگی ملی است. هرگونه تلاشِ جامعِ فرهنگی و سیاسی در ایران با مضمونِ احیاگری، به بازتولیدِ نادانی و سرگشتگی میانجامد. این، مهمترین دستاورد فکری آرامش دوستدار است. رانهی تحولخواهی ایرانیاحمد امانی: حقیقتِ لخت و عور و سخت تکاندهنده چیزی نیست جز شکافهای ذهنی که منشاء تمام انشقاقهای درونی جامعه نیز بوده، زخم و شکافی که آغاز جدایی بشر از طبیعت و حیوانیات آن نیز بود. بر خلاف تصور رایج این زخم و شکاف آغاز فرار بشر از طبیعت و توحش درون آن بود نه سلطه بر آن اما تناقض در همین نخستین شکاف نیز متولد شد: بشر برای آغاز بشریات و فرار از توحش طبیعت ناچار از ساخت قلمرویی خاص خویش بود. تلویزیون، رسانهای سرکوبگرپیر پائولو پازولینی، ترجمهی مهدی فتوحی: هیچ شاخهای از تمرکزگرایی فاشیستی نتوانسته کاری را بکند که تمرکزگرایی تمدن مصرفی موفق به انجام آن شده است. مدلهای فرهنگی حقیقی سرکشاند. باید تأکید کرد که تساهل ایدئولوژی لذتطلبانهی مطلوبِ قدرت نوین، بدترین نوع واپسگرایی تاریخ انسانی است. اما این امر چگونه توانسته چنین واپسگراییای را عملی کند؟ از طریق دو انقلاب در درون سازمان بورژوازی. زیست – سیاست در اندیشهی فوکو و آگامبن سر «شاه» را بزنمسعود خیرخواه: آیا میتوان گفت که نقطهی پیوند و در عین حال نقطهی گسست فلسفهی سیاسی فوکو و آگامبن، انگارهی زیست – سیاست است؟ فوکو انگارهی زیست – سیاست را از اواسط دههی ۱۹۷۰ به بعد به کار برد تا دگرگونی شیوهی حکومت کردن را در اواخر سده هجدهم و اوایل سدهی نوزدهم تحلیل کند. از دید او، دیگر صرفا حکومت بر افراد و ادارهی آنها از طریق شماری از روشهای انضباطی هدف نیست. نیاز به شکگراییبردیا ناباور: در جامعهی شبهعلمزده و خرافهزدهی ما، نیاز به اندیشهی انتقادی، تفکر و زبان صریح و شکاکانه در تمام زمینهها به شدت احساس میشود. این درحالیستکه منابع برای آموزش و ترویج اندیشهی انتقادی و شکگرایی در مقابله با رسانهها و منابع فراوان غیرعلمی بسیار کمتعداد و کمنفوذ هستند. در این راستا این مقالهی مختصر و مفید میتواند کمک کوچکی برای روشن نمودن هر چه بیشتر راه خرد و دانش باشد. شکست و پیروزی ایرانیاناحمد امانی: روشنفکران غار مُثُلی تنها به دنبال شکست و پیروزی برگرفته از حیات وحشاند به همین دلیل اگر پیروز شدند شکی نیست که سلطه خواهند کرد و آنچه بر آزاداندیشی خویش تبلیغ میکند ادعای توخالی بیش نیست و اگر شکست هم خوردند یا انتقام خواهند گرفت و ارزشها را بیگونهای فجیع تحریف خواهند کرد یا مایوس در پستوخانه ذهن خویش خواهند خزید و افیون بنگ و باده خواهند کشید و نوشید در این تاریکخانه مخوف. گفتوگو با پیام یزدانجو کژفهمی از کژفهمینام پیام یزدانجو در سالهای اخیر مساوی بوده با ترجمه آثار متفكرانی چون ژاك دریدا، ژان بودریار و گراهام آلن. كتابهایی كه منبع بسیاری از بحثهای فلسفی چند سال گذشته بوده و در آن بخصوص اهالی اندیشه یكدیگر را به «كژفهمی» از آثار فلاسفهی متاخر متهم میكردند. یزدانجو درباره این کژفهمی و انتقادهایی که از ترجمههایش وجود دارد توضیح میدهد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۱ (اقتصاد سیاسی دین – ۲) سرمایهی دینرانتخواری را به آقازادگی و پارتیبازی نسبت دادهاند. این مقوله فراتر از این حرفهاست. رانت در اصل ترکیبی است از سه شکل سرمایهی فرهنگی، سرمایهی اجتماعی و سرمایهی نمادین. در یک رانت ممکن است این عامل بر آن عامل بچرخد. در جایی حاجآقا بودن مبنای رانتخواری میشود، در جایی آقازادگی، در جایی حشر و نشر با عدهای خاص و در جایی ایفای نقشی همانند نقش خودیها، بی آن که در این کار عمدی باشد. رانتخواری ذاتی نظام است. حتا یک منتقد رانتخواری در معنای فساد آشکار، ممکن است خود در معنایی ساختاری رانتخوار باشد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۶۰ (اقتصاد سیاسی دین – ۱) دین به مثابه سرمایهدایرهی خودیها به تعبیری برپایهی نظریهی سرمایهی پیر بوردیو دایرهای است که سرمایهی اصلی فرهنگی، اجتماعی و نمادین در آن جمع میشود. چون در ایران شرط تعلق به آن دیانت است، دیانت خود به خود شرط سرمایهاندوزی شده و بر این قرار است که دین-داری به نحو بارزی نوعی سرمایه-داری میشود. سرمایهی دینی را که داشتی، از شانس بیشتری برای دستیابی به سرمایهی اقتصادی برخوردار میشوی. بحث مختصری در این باب، محتوای بخش یکم مبحث انتقادی "اقتصاد سیاسی دین" است. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۹ تورمزدگیتورم داریم تا تورم. تورمهایی هستند که میآیند و میروند و تأثیر چندانی بر روان ملت به جا نمیگذارند. اما نوعی تورم وجود دارد که شاخص آن دورهای است که میتوانیم آن را دورهی تورمی بنامیم. هر چه در این دوره واقع است، تورمی است. فقط پول نیست که بیاعتبار میشود، ارزشهای اندیشه و رفتار نیز بیاعتبار شوند. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۸ دوره بادکردنِ همه ارزشهادر زندگی ملتها دورههایی وجود دارند که میشود دورههای تورمیشان نامید. در پهنه اقتصاد قدمت تورم به قدمت سرمایه است. هیچ اقتصادی بدون تورم نیست. منظور از دورهی تورمی اما این تورمهایی نیست که میآیند ومیروند و بالا و پایین دارند. دورهی تورمی دورهی بادکردن همه ارزشهاست. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۷ روانشناسی پولاین بخش و دو بخش آیندهی "اندیشهی انتقادی" به روانشناسی تورم بر اساس کتاب "توده و قدرت" الیاس کانتی اختصاص دارند. هدف جلب توجه به ادراک رابطهی تورم اقتصادی و تورم معنایی است. بحران معناشناختی در ایران امروز البته تنها به اقتصاد برنمیگردد. در توضیح آن ما به مبحثی به نام اقتصاد سیاسی دین نیاز داریم که اقتصاد سیاسی یکی از ارکان آن است. آغاز این مبحث معرفی دین بهعنوان سرمایهی نمادین است. طبعا یکی از موضوعهای مهم این بررسی، تورم این سرمایه خواهد بود. تورم معنایی در ایران با شکل و شمایل امروزینش اساسا به تورم سرمایهی نمادینی به نام دین برمیگردد. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۶ کاریکاتورهای مقدسدر ایران یک دولت نفتی دینی تمام توان خود را در خدمت تولید ابتذال مقدس گذاشته، از مکانیسمهای مدرن برای تولید انبوه شمایلها بهره گرفته و در عین حال انتظار دارد که ساختههایش با همان خضوع و خشوع سنتی مواجه شوند. چون چنین نمیشود، بر تأکیدها و بر شدت امر و نهیهای خود میافزاید. تولید را بالا میبرد تا جامعه زیر تودهی شمایلها خفه شود. اندیشهی انتقادی، برنامهی ۵۵ آسیبشناسی نشانههارژیم اسلامی ایران نمونههای بارزی از یک روند نشانهای بیمار به دست میدهد. لفظ "آمریکا" را در نظر گیرید. این نشانه در رژیم اضطراب ایجاد میکند. هم میخواهد به سوی آن رود و هم میترسد به سوی آن رود. نظامِ نشانهای آن به سختی میتواند خود را تصحیح کند، به سختی میتواند خود را گسترش دهد و از نشانههای بیشتری برای درک جهان بهره گیرد. ورود یک نشانه، مجموعهای از نشانههای دیگر را بحرانی میکند. رژیم را مجموعهای از نشانههای اضطرابانگیز در محاصرهی خود گرفته است. اندیشه انتقادی، برنامهی ۵۴ نشانههای غلط اندازاگر جادهای به یک دره منتهی شود، این انتظار را داریم که علامتی وجود داشته باشد که به ما در این مورد هشدار دهد. اما اگر علامتی در مسیر باشد که جادهی ممتدی را برساند و حتا بگوید که ما مجازیم یا بایستی بر سرعتمان بیفزاییم، چه میشود؟ به احتمال بسیار به دره خواهیم افتاد. این نشانه غلطافکن است، چون ما را به دره میافکند. از این گونه نشانهها بسیارند. فرهنگ پر است از نشانههای غلطافکن و غلطانداز. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |









