پرسه در متن


عشق، سوءظن و دیکتاتوری

ترجمه‌ی ونداد زمانی: دو روز بعد از آن‌که رمان «پارانویا» بر روی قفسه کتاب فروشی‌های پایتخت «جمهوری بلاروس» قرار گرفت به شکل مرموزی نایاب شد. فروشندگان و متقاضیان کتاب نیز جواب مشخصی برای این حادثه ندارند. گویی اصلا‌ کتابی با این نام، توسط «ویکتور مارتینوویچ» نوشته نشده است.



افزایش ترجمه‌ی رمان‌های عربی - بخش دوم
روایت‌های سوخته

ترجمه‌ی ونداد زمانی: «علا الاسوانی» معتقد است تنها دلیلی که او را هنوز زنده نگه‌داشته، شهرت و استقبال جهانی‌ای است که از داستان‌های‌اش شده. بحث و گفت‌وگوهای عمومی‌ای که در یکی از کافه‌های‌ مرکز شهر و در حضور نویسنده انجام شد، منجر بدان شد که پلیس قاهره کافه را تعطیل کند. اما به رغم همه‌ی این مشکلات، بحث درباره‌ی رمان «مجتمع مسکونی یعقوبی» هم‌چنان در سایر نقاط شهر داغ است و ادامه دارد.



بخش نخست
افزایش ترجمه‌ی رمان‌های عربی

ترجمه‌ی ونداد زمانی: هرچند که تاریخ داستان‌نویسی مدرن، قدمتی طولانی در ادبیات عرب ندارد و عمر آن به بیش از یک قرن هم نمی‌رسد، ولی تاریخ طولانی بی‌تفاوتی در باره‌ی داستان‌های عربی، آمریکایی‌ها را به داستان‌های کلیشه‌ای و قدیمی عربی محدود کرده است؛ داستان‌هایی از نوع ماجرای علاالدین و چراغ جادو.



«بهشت گمشده»

ونداد زمانی: مجموعه اشعار حماسی جان میلتون با عنوان «بهشت گمشده»، در قرن ۱۷ میلادی و در اوج گسترش و شکوفایی عهد رنسانس سروده شد. این مجموعه، یکی از پرقدرت‌ترین متون ادبی‌ست که تلاش کرده داستانی از انجیل را در تفسیری اومانیستی بازنویسی کند. «بهشت گمشده»، که ماجرای رانده شدن آدم و حوا از بهشت است؛ با قلم توانای میلتون، این شاعر کور، به نبردی میان اختیار و سرنوشت تبدیل می‌شود.



پل آستر و رمان جدیدش
«یک اسم برای چیزی که شاید هرگز به‌وجود نیاید»

جیمز وود (ترجمه‌ ونداد زمانی): یکی از بهترین داستان‌نویسان آمریکا، پل آستر بار دیگر ماجرایی جنایی را با فلسفه پوچی در داستان جدیدش تحت عنوان «نامرئی» در هم آمیخت. این نویسنده‌ی آمریکایی شهرت ادبیاتش را در سال ١٩٨٥ میلادی با چاپ «شهر شیشه‌ایی» به دست آورد که مثل بقیه آثارش ترکیبی بود بین داستان جنایی و پوچ‌گرایی.



فرانکشتاین - بخش دوم
«من بدبختم و آن‌ها نیز باید شریک نکبت من باشند»

ونداد زمانی: فرانکشتاین، که ناظر مرگ همسر آینده‌اش است، از همه جا رانده، تحقیر شده و تنها چنان مستاصل می‌شود که چاره‌ای جز انتقام نمی‌یابد. خشم کوری بر او مستولی می‌گردد و به همان هیبت غول وحشتناکی که از او در شهر لندن تصویر شده بود رضایت می‌دهد. او با خشم تمام به سراغ دوست، همسر و خانواده ویکتور می‌رود تا انتقام موقعیت دردناک خود و همسرش را بگیرد.



بخش نخست
فرانکشتاین

ونداد زمانی: مری شلی، شروع یک تراژدی را درست از آن‌جا انتخاب می‌کند که بالاخره ویکتور فرانکشتاین، قادر می‌گردد به موجود ساخته‌ی خودش جان بدهد. نویسنده همه‌ی سنگینی احساسی داستان را در اولین لحظه دیدار فرانکشتاین با مخلوق خود متمرکز می‌کند و در اولین لحظه تماس، داغ «دیگری» بودن را بر پیشانی او می‌زند. «آدم» ساخته‌ی دست ویکتور، آن‌قدر متفاوت هست که او طاقت نیاورده و از محل فرار می‌کند.



ماجراهای عاشقانه «فانتامینا» ـ قسمت دوم
من می‌توانم یار دل‌خواهم را مجددا بدست آورم!

ونداد زمانی: نویسنده داستان فانتامینا با قرار دادن قهرمان زن قصه، در نقش تصمیم‌گیرنده و کسی که کنترل‌کننده حوادث و ماجراهای ایجاد شده ناشی از تصمیم مستقل یک زن است، در حقیقت نقش همیشگی یک مرد را به فانتامینا می‌دهد. خانم «هی‌وود»، با دقت و ریزبینی‌ای خاص، تمام دغدغه‌های روحی قهرمان قصه‌اش را ضبط می‌کند. به عنوان مثال از احساسات فانتامینا در نقش روسپی می‌گوید.



ماجراهای عاشقانه «فانتامینا» ـ بخش نخست
«ای زن‌های فراموش شده؛ روش من را بکار ببرید»

ونداد زمانی: داستان فانتامینا در ظاهر به یک رویای سکسی زنانه شبیه است؛ ولی در اصل موقعیت محدود زن‌ها را در رابطه با مردان به زیر سوال می‌برد و بیشتر از همه، از واکنش خنثای زنان شکایت می‌کند که تنها وسیله سنتی‌شان برای نگهداری یک رابطه چیزی نیست جز: «اشک و گله، ناله و زاری و اداهای شبیه آن».



بزگ‌ترین جایزه ادبی فرانسه برای یک زن سیاه‌پوست
«سه زن پر قدرت»

ونداد زمانی: ماری دیایه، در باره‌ی رمانش «سه زن پر قدرت» که مهم‌ترین جایزه ادبی فرانسه، را برای وی به ارمغان آورد می‌گوید: «این رمان بازگو کننده زندگی سه زنی است که هرکدام قدرت مخصوص به خود را دارند، اما یک نیروی درونی، آن‌ها را به هم ربط می‌دهد، یک باور به خود، باور به این‌که هرگز تحت هیچ شرایطی به انسانیت خود شک نکنند.»



دو داستان و دو نگاه به امپریالیسم ـ قسمت دوم
«باید کابوس خود را شخصا انتخاب کنیم»

ونداد زمانی: ژول ورن و ژوزف کنراد، دو نگاه متفاوت را در ارتباط با دستاوردهای انقلاب صنعتی عرضه می‌کنند. ژول ورن در رمان «دور دنیا در هشتاد روز»، همه‌ی آن‌چه در اواخر قرن ۱۹ به وقوع پیوسته را به فال نیک می‌گیرد، ولی ژوزف کنراد در کتاب «قلب تاریکی»، گسترش تسلط قدرت‌های اروپایی، که به یمن توانمندی‌های علمی صنعتی غرب فراهم شده را کابوسی می‌بیند که بر جان جهان مستعمره افکنده شده است.



قسمت اول
دو داستان و دو نگاه به امپریالیسم

ونداد زمانی: اختراع ماشین بخار و متناوب با آن تولید و گسترش شبکه سراسری راه‌آهن که نه تنها اروپا بل‌که کشورهای اقمار قدرت‌های اروپایی، به‌خصوص بریتانیایی که رسماً و عملاً کبیر شده بود را فراهم آورد به یک‌باره جهان را کوچک‌تر از آن ساخت که تصور می‌رفت. سرعت و امکان ارتباط و حمل و نقل هر لحظه سریع‌تر‌ شونده، زمینه‌های بنیانی را برای فیلیس فاگ، قهرمان رمان ژول ورن مهیا کرد تا او را به فکر سفر «دور دنیا در هشتاد روز» بیاندازد.



بررسی تازه‌ترین رمان امیر حسن چهلتن
جراحی اخلاق

ترجمه‌ی مهدی نفیسی: دختری که در صفحات اولیه‌ی کتاب، دکتر فتاح با دوختن پرده بکارت‌اش شرافت او را تضمین می‌کند، شهرزاد نام دارد، همانند قصه‌گوی درون رمان هزار و یک شب. ولی درست بر خلاف خواهرخوانده‌اش در هزار و یک شب، این دختر در وضعیتی قرار ندارد که همانند او قصه بگوید و از این طریق زندگی‌اش را نجات دهد.



نویسنده

ولفگانگ برشرت؛ ترجمه‌ی فرهاد سلمانیان: نویسنده باید برای خانه‌ای كه مردم می سازند ، نامی برگزیند. همچنین برای قسمت‌های مختلف آن. او باید اتاق بیمار را «اتاق غم»، اتاق زیر شیروانی را «اتاق بادگیر» و زیرزمین را «اتاق تاریك» بنامد. او نباید زیرزمین را «اتاق زیبا» بنامد.



بررسی داستان کوتاه «زیارت‌گاه روح مقدس»، نوشته فلانری اکانر
فلانری اکانر و داستان‌های مرموزش

ونداد زمانی: بررسی داستان کوتاه «زیارت‌گاه روح مقدس»، نه فقط نیات مذهبی (کاتولیکی) نویسنده معتبر آمریکا را بروز می‌دهد، بلکه به تکراری اشاره می‌کند که در بافت مفهومی قصه وجود دارد. گناه، خوار شدن و آمرزش، سه نکته کلیدی هستد که هم در داستان فوق تکرار می‌گردد و هم در زندگی شخصی نویسنده. قابلیت خودنمایی نوشته‌های فوق، ترفندی است که تازگی‌ها، بعد از نزدیک به نیم قرن پس از مرگ زودرس نویسنده ،به سلیقه‌ی مهم ادبی معاصر بدل گشته است.



در انتظار دن کیشوت ایرانی

ونداد زمانی: به دن کیشوت برگشتم چون به شدت جای خالی رمانی که بتواند ۳۰‌ سال گذشته ایران را نه تنها ترسیم کند؛ بلکه بتواند آیینه‌ای باشد که همه آن‌چه که در برابر وجدان عمومی کشور اتفاق افتاده را با هنرمندی رندانه در برابر ملت منعکس نماید، حس می‌کنم. کاری که سروانتس با اسپانیا کرد. من سراسیمه‌ترا از همیشه به انتظار داستانی‌ ایرانی می‌مانم؛ در انتظار دن کیشوت ایرانی.‌



گزارشی از بیست و سومین نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نمایشگاه کتاب جهان
بازدیدکنندگان کم و ناشرانی راضی

ناصر غیاثی: به تازگی بیست و سومین نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نمایشگاه کتاب جهان به پایان رسید. ظاهرآ نه تنها آسیب‌های بحران اقتصادی تأثیری در روال کار نداشت، بلکه طبق گفته‌ی مدیریت نمایشگاه، «خرید و فروش حق ترجمه و چاپ ِ آثار هیچ وقت به این اندازه خوب نبوده است.» از سوی دیگر جذابیت‌های حاشیه‌ای این نمایشگاه نیز از نظر پنهان نماند؛ از جنجال بر سر جلوگیری از سخنرانی دو نویسنده‌ی چینی گرفته تا حضور برق‌آسای سبزها و درگیری لفظی با هیأت ایرانی.



مقاله‌ای از ریچارد واگنر، همسر سابق هرتامولر برنده جایزه ادبی امسال
ریچارد واگنر؛ از کافکا تا هرتا مولر

اشپیگل، ترجمه‌ی مجید روشن زاده: اقلیت‌ها از روحیه‌ای سیال و کوچ‌نشین برخوردارند و همواره در ترس از بی‌هویت شدن و معنا باختگی زندگی می‌کنند. اما این ترس در عین‌حال روزنه‌ای به جهانی دیگر است؛ روزنه‌ای که بر تنوع جهان تأکید دارد. در این تنگنا و نوسان میان دو جهان خویش و جهان دیگر، زبان گاهی در حکم وزنه‌ای کاذب و اضافی که مانع تعادل است ظاهر می‌شود. هرتا مولر اما به خوبی قادر است تعادلی میان این دو جهان برقرار کند.



نوبل ادبیات برای تصویرگر بی‌وطنی

عباس معروفی: «هرتا مولر»، نویسنده آلمانی- رومانیایی، متولد ۱۹۵۳، جایزه‌ی نوبل ادبی سال ۲۰۰۹ را از آن خود کرد. اولین کتاب‌اش را او در سال ۱۹۸۲ با عنوان «سرزمینهای پست» نوشت. او کتاب‌های بسیاری در زمینه‌ی ادبیات داستانی خلق کرده است؛ ازجمله «تانگو با فشار»، «فوریه‌ی پا برهنه»، «مسافر یک پا»، «شیطان در آیینه نشسته است»، «کاش امروز خودم را نمی‌دیدم»، «پاسپورت»، «قرار ملاقات» و «هرچه با من است، با خودم دارم».



معرفی کتاب «کلنل» نوشته محمود دولت‌آبادی، به زبان آلمانی
زوال جامعه در «زوال کلنل»

مهدی نفیسی: در نیمه اول سال میلادی ۲۰۰۹ سه کتاب داستان از ارزنده‌ترین نویسندگان ایرانی، ولی نه به زبان فارسی، بلکه به زبان‌های آلمانی و انگلیسی منتشر شده است. یکی از این سه، رمان «زوال کلنل» نوشته محمود دولت‌آبادی است که به آلمانی تحت عنوان «کلنل» در آمده و آن را بهمن نیرومند از فارسی به آلمانی ترجمه کرده است.