پرسه در متن


گفت و گوی ایساک چوتینر با جومپا لاهیری
امتداد سادگی در نوشتن

آتلانتیک مانثلی، ترجمه‌ی سید مصطفی رضیئی: یک ماه دیگر زمان انتشار مجموعه‌ی «خاک غریب» است، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه جدید نوشته شده توسط جومپا لاهیری، وقایع‌نویس تحسین شده‌ی تجربه‌های مهاجران بنگالی. لاهیری در گفت و گو با ماهنامه‌ی آتلانتیک مانثلی می‌گوید: «تصور این موضوع که شخصیت‌ها از یک موقعیت و یک مکان به مکان دیگری بروند، به دلیل هر شرایطی که می‌توانند داشته باشند، مجذوبم می‌کند. در اولین مجموعه داستانم، شخصیت‌ها کمابیش به خاطر یک دلیل جابه‌جا می‌شدند (که همان دلیلی بود که پدر و مادرم برایش به ایالات متحده آمده بودند): برای امکانات یا موقیعت‌های کاری.»



بخارا به هفتاد رسید

هفتادمین شماره مجله بخارا با مقالاتی از شفیعی کدکنی، ژاله آموزگار، عزت‌الله فولادوند، دکتر باطنی، محمود دولت‌آبادی، داریوش شایگان، محمد‌علی موحد، جمشید ارجمند، انور خامه‌ای‌، عبدالحسین آذرنگ و... و با شعری منتشر نشده از سیمین بهبهانی منتشر شد و از روز یک‌شنبه دهم خرداد ۱۳۸۸ در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. با هم نگاهی داریم بر فهرست این شماره‌ی بخارا‌.



نگاهی به رمان «بیوتن» نوشته‌ی رضا امیر‌خانی
نشانه‌های بی‌خویشاوند

ندا کاوسی‌فر: رضا امیر خانی در رمان «بیوتن» با به کارگیری تکنیک‌های فرمی، بازی‌های زبانی، آشنایی‌زدایی از کلمات با تغییر در محور همنشینی آن‌ها، استفاده از علائم سجاوندی قرآنی، کاربرد جملات قرآنی و ارتباط مناسب آن‌ها با معانی تعقیب شده در متن، استفاده از زبانی دیگر با فونت فارسی و نهایتاً گنجاندن داستانی عاشقانه در دل متنی ایدئولوژیک توانسته است، توجه طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود معطوف کند. «بیوتن» حکایت تنهایی انسان، یا انسان تنهای در جست‌وجوی ایمان است یا می توانست که باشد. انسانی که در میانه منطق و دل، فلسفه و دین، حکومت خدا و انسان، بیمرگی و نابودی، ایمان کاریکاتوروار اما دلنشینش را به دلسینه حفظ می‌کند.



گفت و گو با الاهه دهنوی، نخستین مترجم آثار ویلیام ترور در ایران
«ترور، تاریخ ایرلند را به ما نشان می‌دهد»

سعید شکیبا: ویلیام ترور از جمله پرکارترین نویسندگان معاصر ایرلندی است و به عنوان نویسنده رمان و داستان کوتاه مورد تحسین بسیاری قرار گرفته است. ترور در سال ۱۹۵۳ به انگلستان نقل مکان کرد. الاهه دهنوی، نخستین مترجم آثار ترور در ایران در گفت و گو با زمانه می‌گوید: «در آثار ویلیام ترور خصوصاً دو رمان "تورگنیف‌خوانی" و "سفر فلیشا" دو مسأله‌ی تاریخی مهم دیده می‌شود. یکی بحث سیطره انگلستان در طول چندین قرن بر ایرلند بوده و مسأله‌ی دوم، نزاع چند صد ساله بین کاتولیک و پروتستان است. ترور، تأثیر نبردهایی را که بین دو مذهب کاتولیک و پروتستان بوده است به ما نشان می‌دهد.»



مروری بر مجموعه‌ی «داستان‌های واقعی از زندگی آمریکایی»
زندگی‌‌نوشت‌های آمریکایی

سید مصطفی رضیئی: «داستان‌های واقعی از زندگی آمریکایی» تجربه‌ی جدید ادبی بود که به دست خوانندگان فارسی زبان رسید، داستان‌هایی واقعی از زندگی روزمره‌ی آمریکایی‌ها که در ده فصل تدوین و ویرایش شده است. داستان‌هایی که استر خود آن‌ها را در یک برنامه‌ی رادیویی خوانده است. همه چیز از روزی شروع می‌شود که پل استر برای شرکت در برنامه‌ای رادیویی با رادیوی «نشنال پابلیک» مصاحبه می‌کند، ماه می سال ۱۹۹۹ است و در پایان برنامه مجری از استر می‌پرسد، دوست دارد نویسنده‌ی ثابت این برنامه باشد؟ استر مردد می‌ماند و جواب را به بعداً موکول می‌کند.



عصر پنج شنبه در بخارا با محمود دولت آبادی و امینه سوگی اوزدامار، نویسنده معاصر آلمانی
قصه‌ی نشست‌های بخارا به سر رسید

مجله «بخارا» در بیست و سومین و آخرین نشست خود، بیست و چهارم اردیبهشت، میزبان امینه سوگی اوزدامار، نویسنده ترک زبان مقیم آلمان بود. علی دهباشی، برای حسن ختام، مروری بر این نشست‌ها داشت. دهباشی در بخشی از سخنانش گفت: «امروز بیست و سومین و آخرین جلسه از نشست‌های «عصر پنج‌شنبه در بخارا» را برگزار می‌کنیم. در این نشست‌ها ما موفق شدیم شب‌هایی را برای معرفی نویسندگانی همچون: اومبرتو اکو، فردیناند سلین، هانا آرنت، فردریک دورنمات، لوئیس بونوئل، ویرجینیا وولف، آنا اخماتووا، اوسیپ ماندلشتام، آلبرتو موراویا، محمود درویش، نونو ژودیس، فاسبیندر، ....» برگزار کنیم.»



گفت و گو با شیوا مقانلو، نویسنده و مترجم
دی.‌اچ.‌لارنس در نود دقیقه

سید مصطفا رضیئی: کتاب کوچک ۹۶ صفحه‌ای «آشنایی با دی.‌اچ.‌لارنس» قدمی در شناخت لارنس است. شیوا مقانلو دو جلد «آشنایی با دی.‌اچ.‌لارنس» و «آشنایی با همینگوی» آن را ترجمه و نشر مرکز کتاب‌‌ها را منتشر کرده است. شیوا مقانلو درباره‌ی کتاب «دی.‌اچ.‌لارنس» و ترجمه‌ی این اثر می‌گوید: «دی.‌اچ.‌ارنس نمونه‌ی نویسنده‌ای است که توانسته از میان جامعه‌ی روستایی که در آن متولد شده، خودش را جدا کند و به جامعه‌ی متوسط برساند. توانست مادر تقریباً دیکتاتورخوی‌ خودش را از ذهنش رها کند. توانست با زن عجیبش کنار بیاید و این‌قدر جسور بود که این چنین بنویسد.»



نشست ششم آزادی بیان در کتابخانه مرکزی شهر وین
خود‌سانسوری در تاریخ ادبیات ایران

لعیا مروان: روز جمعه ۱۷ آوریل، برای ششمین بار نشستی فرهنگی‌ در شهر وین با عنوان «آزادی بیان» بر‌گزار شد. تعداد کثیری از ادب‌دوستان ایرانی‌ و اتریشی‌ در این نشست که در کتابخانه مرکزی وین ترتیب داده شده بود، شرکت کرده و پس از شنیدن گفتار و اشعار، با دست‌اندر‌کاران این برنامه به فارسی‌ و آلمانی به گفت و گو و تبادل نظر پرداختند. دلیل اصلی برگزاری این نشست ادبی‌، هنری، عدم اهدا جایزه گلشیری بود. در همین راستا نسیم خاکسار که یکی‌ از اعضای هیأت داوران این جایزه است‌، در این همایش شرکت کرده و طی‌ تحلیلی به تاریخچه سانسور و خود‌سانسوری در تاریخ ادبیات ایران پرداخت.



گفت ‌و ‌گو با مهدی همزاد به مناسبت انتشار الکترونیکی کتاب «قبیله‌ی پسرهای دربه‌در»
روزنه‌‌ای به فضای باز

امیدرضا محمودی: تنها نشانه‌ی هم‌جنس‌گرا بودن مهدی همزاد‌، پلاک پرچم رنگین‌کمان است که بر کوله‌پشتی‌اش نصب کرده است. آرام قدم می‌زند و همیشه موقع حرف زدن مکث می‌کند. مهدی را از وبلاگش چند سالی ا‌ست می‌شناسم. وبلاگ همزاد را اگر دقیق نخوانید، همانند قیافه‌ی مهدی، متوجه محتوای هم‌جنس‌گرایانه‌ی آن نمی‌شوید. هم‌زمان با آغاز نمایشگاه کتاب در تهران، یک نمایشگاه کتاب اینترنتی با نام «نمایشگاه بین‌المللی کتاب دگرباشان» روی نت عرضه شده است که در آن یازده کتاب گوناگون شعر و داستان عرضه شده‌اند. از مهدی همزاد در این مجموعه کتاب «قبیله‌ی پسرهای دربه‌در» منتشر شده است.



گزارشی از هجدهمین نشست عصر پنجشنبه در بخارا، با ‌حضور گلی ترقی:
«فروغ از زنان روشنفکر خوشش نمی‌آمد»

مجله بخارا ‌در هجدهمین نشست خود در تاریخ دهم اردیبهشت ۸۸ میزبان گلی ترقی بود. طی این دیدار جمعی از نویسندگان‌ و علاقمندان به ادبیات، به طرح سوالات خود پرداختند‌. گلی ترقی گفت: « من فروغ را بارها با ابراهیم گلستان دیده بودم و فروغ از زنان روشنفکر خوشش نمی‌آمد و نخستین قصه‌ام به همت شمیم بهار در‌ اندیشه و هنر‌ به چاپ رسید و روزی برحسب اتفاق، فروغ را در رستورانی دیدم و با او درباره مادربزرگم و تنهایی‌اش صحبت کردم.»



گفت و گو با جهانگیر هدایت، مسئول دفتر صادق هدایت
«گفتند اصلاً اسم هدایت را نیاورید»

۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰، صادق هدایت، نویسنده‌ی برجسته‌ی ایرانی در پاریس خودکشی کرد و مرگ او نیز بر رازآلودی زندگی متفاوت و هنرمندانه‌اش افزود. اما پنجاه و هشت سال پس از مرگِ هدایت، هنوز این نویسنده‌ی برجسته ایرانی، مورد بی‌مهری مسوولان ایران است و انتشار بدون سانسور آثارش در ایران با مشکل روبه‌روست. ‌جهانگیر هدایت، برادرزاده‌ صادق هدایت در گفت و گو با رستگار راستی روایتی دارد که فراتر از ممنوعیت انتشار کتاب‌های صادق هدایت در این سه سال است‌: «در چنین موقعیتی حتی اگر راجع به هدایت مقاله‌ای می‌نویسیم و به مطبوعات می‌دهیم‌، می‌گویند ما نمی‌دانیم به صلاح هست این مقاله را چاپ کنیم یا نه‌؟! چون اگر چاپ کنیم حداقل مورد شماتت وزارت ارشاد قرار می‌گیریم که اصلاً شما چرا راجع به هدایت مطلب می‌نویسید؟»



گفت و گو با آذر عالی‌پور، مترجم ادبیات داستانی
«مترجم ادبی به نوعی باید نویسنده باشد»

سعید شکیبا: بعد از انتشار مجموعه «رز گریه کرد» به همراه چند داستان کوتاه دیگر از ویلیام ترور،‌ رمان‌نویس ایرلندی که توسط آذر عالی‌پور ترجمه شده بود، کارشناسان ادبیات به «روانی» ترجمه این اثر اذعان کردند. عالی‌پور در گفت و گو با زمانه می‌گوید: «ترجمه‌ی یک اثر ادبی علاقه‌ای درونی و می‌توانم بگویم عشق به ادبیات می‌خواهد. به نظر من یک مترجم ادبی به نوعی خود باید نویسنده باشد. به عبارتی ترجمه‌ی ادبی یک نوع خلق است، در حالی که در ترجمه‌های رسمی و قراردادی خلقی در کار نیست، فقط یک برگردان معمولی است از زبانی به زبان دیگر.»



گزارشی از مراسم رونمایی ترجمه هلندی «جای خالی سلوچ»
«‌جای خالی سلوچ‌» به زبان هلندی

به مناسبت انتشار ترجمه هلندی رمان «جای خالی سلوچ» مراسمی از سوی سفیر هلند، آقای رادنیک و همسرش، بانو بئاتریس فان فولن هوفن برگزار شد. در این مراسم علاوه بر محمود دولت‌آبادی و اعضای خانواده‌اش شخصیت‌هایی همچون‌: عزت‌الله فولادوند، داریوش شایگان، ضیاء موحد، جواد مجابی، محمد‌علی سپانلو، علی دهباشی، ترانه مسکوب، بهمن فرمان‌آرا، مدیا کاشیگر، سفیر بلژیک و دو ناشر آثار محمود دولت‌آبادی‌ حضور داشتند. ابتدا مهدی شفقتی از سوی سفیر هلند به حضار خیر مقدم گفت و ضمن برشمردن وجوه فرهنگی ادبیات در میان انسان‌ها‌، آن را پیوندی جهانی نامید.



ویژه‌نامه نوروزی بخارا منتشر شد

ویژ‌نامه نوروزی مجله بخارا منتشر شد. در این شماره بخارا برای اولین بار پنجاه شعر منتشر نشده از دکتر محمد‌رضا شفیعی کدکنی منتشر شده است، هم‌چنین به همراه اشعاری از سیمین بهبانی و محمد علی سپانلو. در بخش ویژه فلسفه بخارا «جشن‌نامه دکتر داریوش شایگان» آمده است که شامل مقالاتی از کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، جواد مجابی، محمد منصور هاشمی، جمشید ارجمند، بزرگ نادرزاد و… درباره آرا و اندیشه‌های داریوش شایگان آمده است.



نقد دو اثر منتشر شده از حافظ
نمره ضیاء موحد به نسخه‌ نویافته آثار حافظ: صفر

سعید شکیبا: عصر روز سه‌شنبه، سیزدهم اسفندماه سالن اجتماعات شهر کتاب مرکزی در تهران میزبان مراسم دیگری بود که به غزل‌سرای بزرگ قرن هشتم ایران اختصاص داشت. کتاب‌های «فرهنگ شرح‌های حافظ» نوشته بهادر باقری و «غزل‌های حافظ، نخستین نسخه یافت‌شده از زمان حیات شاعر» به کوشش علی فردوسی کتاب‌هایی بودند که زیر تیغ نقد حافظ پژوهانی همچون ضیاء موحد، محمود عابدی، بهاءالدین خرمشاهی و بهادر باقری قرار گرفتند.



گفت و گو با یوسف علیخانی، نویسنده مجموعه داستانِ «اژدهاکشان»
«‌راوی قصه‌های روستایی هستم که دیگر وجود ندارد»

سعید شکیبا: مجموعه‌ داستان «اژدهاکشان» مدتی قبل شایسته تقدیر در اولین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و نامزد نهایی هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری شناخته شد. یوسف علیخانی در مورد داستان‌های این مجموعه می‌گوید: «‌وقتی داستان من در یک روستا اتفاق می‌افتد، این روستا هم از یک سری مردم شکل می‌گیرد که آداب و رسوم خاصی دارند، زبان ویژه‌ای دارند و حتی شکل و قیافه خاصی دارند. نوع نگاه‌شان به جهان، خاص است، بالطبع این زبان الموتی یا درست تر بگوییم، زبان دیلمی، زبان مردم این روستاست.»



گزارشی از مراسم رونمایی قدیمی‌ترین نسخه خطی غزلیات حافظ
«حافظ، حافظ و نگهدارنده‌ی ما است»

مینو صابری: مراسم رونمایی از قدیمی‌ترین نسخه خطی غزلیات حافظ، عصر روز دوشنبه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. در این مراسم جمعی از ادیبان، حافظ‌‌پژوهان و همچنین هنرمندان و مردم علاقه‌مند حضور داشتند. آقای دکتر فردوسی، کاشف این کتاب در فیلمی چند دقیقه‌ای خطاب به مدعوین گفت: «فکر نمی کنم اغراق کاملاً بی معنایی باشد اگر بگوییم که در این ششصد سالی که بر ما گذشته است، حافظ نقش متعادل کننده‌ای در فرهنگ ما ایفاء کرده است.»



گفت و گو با علیرضا محمودی‌ ایرانمهر، دبیر و مجری مسابقه جهان معنوی
جهان معنوی، اولین مسابقه‌ بین‌المللی ادبی ایران

سعید شکیبا: «جهان معنوی» مسابقه‌ای در گونه داستان كوتاه كوتاه است كه به دو زبان فارسی و انگلیسی برگزار می‌شود. برگزاری این مسابقه به شکلی اینترنتی است و داستان‌های ارسالی به این مسابقه نباید از ۲۵۰ كلمه بیشتر باشند. علیرضا محمودی‌ ایرانمهر، دبیر و مجری مسابقه درباره‌ی این مسابقه در گفت و گو با زمانه می‌گوید: «چیزی که باعث تمایز این مسابقه می‌شود، مسأله‌ی جهانی بودن است. تلاش زیادی شده است که برای اولین‌بار صورت بگیرد و شاید بستری برای شناختن بهتر ادبیات ایران و راه ‌یافتن ما به عرصه‌های جهانی شود.»



انقلاب و سیزیف درون ما

حمید صدر: این‌که آیا تکرار یک عمل بی‌‌‌حاصل آدم را سنگواره می‌‌کند یا نه، پرسشی است که فقط «سیزیف» قادر است به آن پاسخ بدهد. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و همه آن اقداماتی را که در ارتباط با کانون نویسندگان انجام داده‌ام، مرور می‌کنم، می‌بینم صفت خستگی برای وصف حال فعلی من توصیف دقیق‌تری است. چنین خستگی زمانی بر آدم مستولی می‌شود که ببیند، بعد از گرفتن بیلان از همه آن خواسته‌های دست‌یافتنی کانون نویسندگان ایران یعنی آن اهدافی که چهل سالی است برای نائل شدن به آن‌‌ها تلاش می‌کنیم، هیچ‌یک تا کنون عملی نشده است.



گفت و گو با قلی خیاط، نویسنده و منتقد ادبی ایرانی
کبریت‌‌های بی‌خطر سوئدی

نسب قلی خیاط، نویسنده و منتقد ادبی ایرانی، به پدر و مادری از اهالی آذربایجان می‌رسد. مقیم فرانسه است. دکترای ادبیات تطبیقی دارد. بیشتر از این چیزی از او نمی‌دانیم. قلی خیاط می‌گوید: «جایزه‌ی نوبل شبیه این کبریت‌‌های بی‌خطر سوئدی که می‌‌دهند به دست آدم‌‌های بی‌خطر و بی‌آزار، شده است. غالب جوایز بزرگ ادبی هویت اصلی خویش را از دست داده‌‌اند، از هدف اساسی خود دور شده‌ و به ابزار سیاسی، اجتماعی، عقیدتی یا اقتصادی تبدیل شده‌‌اند. تعلق جایزه‌‌ی نوبل سال ۲۰۰۰ به نویسنده فرانسوی ـ چینی، گائو چینگ جیان به خاطر آثار ادبی وی بود‌؟ ابداً، علیه چین کمونیست بود.»