| خانه > عباس معروفی | |
عباس معروفیکارگاه داستان۱۰ عشق گمشدهی شما؟آناهیتا حسینی روایت با دروبین محدود را به خوبی بلد است. یعنی آنجا که نویسنده فقط از سوراخ کلید میبیند. و در چنين حالتی بسیار چیزهای زائد را نمیبیند، فقط چیزی را میبیند که لازم دارد. او با استفاده از جملهای فریبکارانه، داستان را با ضربآهنگی تکاندهنده برجستهتر کرده و در خلال همین جملهی فریبکارانه، معصومیت دختر جوانی را به تصویر میکشد که: «نه آقا، من عشق گمشدهی شما نیستم. و هیچ وقت هم نبودهام.» ادبيات مقاومت خرج کردن واژهیدالله رؤیایی در سالهای اخیر بسیاری از حسهای خود را در قالب نامه بیان کرده است؛ و در تازهترین نامهاش با عنوان مذهب سیاسی، «مذهب بایر» نوشته است: «سیاست مذهب را که قبول کنیم، مذهب را وارد سیاست کردهایم و هردو بایر میمانند، در این میانه هنر نیز. مذهب هیچوقت هنر نداشته است. هنرهایی هم که از مقدسات برخاستهاند، راندهی مقدسات بودهاند و درماندهی مقدسات...» ادبيات مقاومت رنجنامهای که مهجور ماندناامنی و هراس از زیستن در جامعه به جایی رسیده است که هرچند زنان و دختران ایران شیوهی آمد و شد خود را در شهر تغییر دادهاند، اما هنوز سایهی وحشت در شهرها گستردهاست. «محمد بلوری»، روزنامهنگار قدیمی و سرشناس که سالها در مطبوعات ایران قلم زده، در روزهای اخیر به موضوعی پرداخته که به نظر میآید، آنقدر فشار بر گردهاش سنگین بوده که با تمثیل تظلم زنی یهودی در جامعهی اسلامی، مطلبش را آغاز کردهاست. کارگاه داستان 9 داستانی بر مبنای طنزآدمهای این داستان؛ خانم ویرگول، علامت تعجب و زردآلوهای متحدالمرکز، همه شخصیتهای واقعی از فضاهای آشنا هستند. آدمهایی که در ذهن هر کسی میتوانند تصویری دیگر از آنچه هستند، داشته باشند. یکی از کارهای مهمی که ایثار ابومحبوب انجام داده، بال و پر دادن داستان، بر اساس شنیدهها و شایعات و افواه است که خواننده نمیداند به قول راوی استناد کند یا به شایعات. ادبيات مقاومت خطاب به معاويهروز یکشنبه در تالار فردوسی دانشگاه تهران مراسم شعرخوانی برای بزرگداشت قیصر امینپور برگزار شده بود. یکی از کسانی که شعر خواند، بزرگواری بود به نام حامد احمدی. این شاعر عزیز و شجاع ابتدا به روان قیصر امینپور درود فرستاد که علوی بود و معاویهای نبود. بر شرف دکتر تُرکی هم درود فرستاد؛ به خاطر شعر پرمغز و مناسب مسائل روزی که پیشتر خوانده بود و گفت: «قصیدهای سرودهام خطاب به معاویه» کارگاه داستان ٨ «ریشهها»دلم میخواهد تا آخر دنیا زمین را بکنم و برسم به قلبش. به قلب کوفتیاش. ببینم چه کار کرده که این همه مدت دوام آورده. بعد میگیریم مینشینم همان تو. دومترم را کندم. یکی میآید بالای سرم میگوید، تمام شد؟ میخواهی بیایی بالا؟ میگویم نه! یک نخ سیگار با کبریت برایم پرت میکند پایین. بوی خاک محشره، دیوانهام میکند؛ نمیدانی. فقط گریه میکنم. ادبيات مقاومت آلبومهای عکس قدیمیاگر در آلبومها بگردیم و بتوانیم همه عکسها را پیدا کنیم، بسیاری از اعدامشدگان آن دوره در بسیاری از عکسها خوش و خندان به دوربین نگاه میکنند. اما انگار دریچهی دوربین کالیبر اسلحهای بوده که گلولهای چرخان از دهانهاش بیرون زده و قلب چهرهای خندان را خاموش کرده است. این رسم روزگار است. دنیا اثر وضعی دارد. آنان که برای اعدام مخالفان انقلاب هورا کشیدند خود به این فتوای خود گرفتار آمدند. ادبیات مقاومت اهلالهوا، و مردمان عاشقسعید شنبهزاده، موزیسین نامدار ایرانی موزیک بندری را با موزیک جاز تلفیق کرده و با استفاده از نیانبان بوشهر در کنار ساکسیفون و ترومپت به نقطهی تازهای در موزیک بوشهری رسیده که چاووشی خوانیها، یزله خوانیها و شروهخوانیها را ارتقا بخشیده است. اما نکتهی قابل توجه، شعرهایی است که از ادبيات مقاومت در این موسیقی به کار گرفته میشود. به بهانهی کنسرتی که سعید شنبهزاده با موزیک «زار»ش، روز ۴ دسامبر در شهر هانوفر آلمان برگزار خواهد کرد، با او گپی زدهام که شاید گوشهای از این نوع موسیقی و شعر مقاومت را نشان دهم. ۷ کارگاه داستان تکرار ناخودآگاهعلیرضا زال برای کارگاه داستان رادیو زمانه هفده داستان فرستاده است. در یکی دوتا از داستانهایش به نظرم آمد که دوربینگری را اگر بهتر میشناخت، و داستان را از دوربینهای بیشمار روایت نمیکرد، میتوانست به یک ساختار منسجم در داستان دست یابد. در برخی از داستانها فضاهای او تخیلیاند. دزدها، قاتلها، آلت قتلی که مدرک جرم میشود. کارگاه داستان ۶ همین روایت عاشقانهاین روانشناسی عمیق و پنهان جامعه که در ارتباط پدرها و دخترها جریان دارد در داستان نسیم نوریان هم جلوه میکند، و حتا عمیقتر هم پیش میرود که جایی بمانی، که آيا راوی بر سطح راه میرود و با گلهایی که سر راه خریده، خود را به مزار پدر رسانده یا نه؟ راوی آن زیر خفته و پدر در خاطرات او غوطه میخورد؟ ادبيات مقاومت و دور از دیگری مردننادژدا ماندلشتام، همسر اوسیپ ماندلشتام، شاعر روس پیش از پرداختن به اصل نامهاش نوشته است: این نامه هرگز توسط مخاطبش خوانده نشد. نامه روی دو صفحه کاغذ نازک نوشته شده است. میلیونها زن چنین نامهای برای همسران، پسرها، پدرها و یا به سادگی برای عزیزانشان نوشته بودند. اما تقریباً هیچ کدامشان باقی نمانده است. ادبيات مقاومت خميازهی وزير فرهنگ!هنرمندان بازهم بر شیوهی خود اصرار ورزیده اند و با اندیشهی مدارا سعی کردهاند در میدان بمانند. این روزها که بازار کتابهای در محاق مانده رونق گرفته، تازهترین نامهای که با همین تمرین مدارا و ذهنیت انتقادی در جامعهی ما مطرح شده، نامهی پوریا عالمی است که به سبک و سیاق طنزهای خودش نگاشته شده است. نامهای که از همان کتاب در محاق افتادهاش جدا نیست، و هنرمند را سخن چنین باید. کارگاه داستان ۵ عوامل بيرونی يا عناصر زندگی؟چند نکته را لازم است به دوستم، قباد آذرآیین، بگویم. گرچه او سالها است که در ادبیات داستانی حضور دارد، اما با توقعی که از او میرود، تصور میکنم او بتواند داستانهای بهتری بنویسد. شاید هم کمی دقت لازم دارد. دقتی که از او یک داستاننویس ماندگار بسازد. چرا که او تجربهها کرده و ادبیات داستانی ایران و جهان را میشناسد. او در اين داستان نویسندهای سطحی را تصویر کرده که از داستان واقعی در جامعه غافل است و در خانهاش دنبال داستان میگردد. کارگاه داستان - ۴ همانند داستانهای دانیل خارمسبندرت پیش میآید که کسی این گونه نوشتههای کابوسوار و رؤیاگونه را چاپ و منتشر کند. هوشنگ صناعیها که خود آرشیتکت و نقاش است، گاهی از این گونه یادداشتها مینویسد. من به علت حضورم در فرانکفورت وقتی داستانش را شنیدم، شباهت نوشتهاش با کارهای دانیل خارمس مرا برآن داشت که در برنامهی «کارگاه داستان» این هفته آن را در اختیارعلاقمندان و شنوندگان رادیو زمانه قرار دهم. ادبیات مقاومت برای روزگارانی دیگرمردم مغلوب هرجا فرصتی بهدست آوردهاند، از روزگار رفته حکایت کردهاند و رفتهاند. به خط نوشتههایی بر دیوارهای شهر یا یادداشتهایی که لابهلای تیترهای درشت فرمانروایان به چشم نمیآید. روزنوشتها در ادبیات مقاومت نجیبانهترین دست و پا زدن ملتی است که از سر ناگزیری معمولاً در دفترچههای اهل قلم باقی میماند. یکی از این روزنوشتها نوشتهی محمد یعقوبی نمایشنامهنویس مطرح معاصر است ادبيات مقاومت در انتظار وقت مناسبهنرمندان برجسته و مشهور از حضور در جشنوارهی تئاتر فجر نیز سر باز میزنند. راستش دولت کودتا هر طرفش را که نگاه کنی، برای هنرمند مردمی، جز بدنامی و ننگ به ارمغان نخواهد داشت. دیگر برای هنرمندان ذکر دلیل لزومی ندارد. همین یک جمله که «من در جشنوارهی شما شرکت نمیکنم» یا «نمایشهای خود را به وقت مناسبی موکول خواهم کرد»، کفایت میکند. ادبيات مقاومت انتشار رمان ذوبشدهرمان «ذوبشده» خيالها و خاطرههای من از فضايی است که در آن نفس کشيده و زيستهام، داستان نويسندهای که زير بازجويی و شکنجه ناچار به قصهپردازی شده، آنگاه در قصههای خودش گم میشود. حاصل کار و تلاش داستانی من در سالهای جوانی است که میبايستی در همان زمان، يعنی ۲۶ سال پيش انتشار میيافته، نقد میشده، و بر کار و راه ادبیام تأثير میگذاشته. اما ما آدمهايی هستيم که زمان و مکانمان بههم ريخته، نمیدانيم کِی چرا کجاييم! کارگاه داستان ۳ چشم در چشم این راویداستان کوتاه «دوئل» گفتوگوی دست و ذهن یک نویسنده جوان است که دارد دوئل بزرگی را تمرین و تجربه میکند. دوئلی که همواره بین نوشتن و نویسنده برقرار است. و پرارین حاجیزاده به این دوئل نور تابانده تا چنین فضایی بسازد. اما هر دو سوی این دوئل کمرنگ است... او نشان میدهد که عوامل بیرونی همیشه نویسنده را شاخ میزنند... کارگاه داستان ۲ داستانهای دولايهرامین سلیمانی نویسندهی جوانی است که در دوسال گذشته بیش از نوشتن مشغول خواندن بوده. خواندن متون کلاسیک و ادبیات جدید جهان به طور توأمان و موازی. او تلاش میکند که از خود یک نویسنده بسازد، و من شاهدم که به طور جدی برای این کار وقت میگذارد و تلاش میکند. امیدوارم که بداند نویسنده بودن کافی نیست، نویسنده شدن هنر است. ادبيات مقاومت در آستانهی نورشعرهای ناظم حکمت، درواقع شعرهای تغزلی او، عاشقانه هایی است که بیشتر آنها را در زندان یا تبعید برای همسرش سروده است. او هشت سال تمام از این سوی آب به آن سوی آب نگاه میکرد و برای همسرش نامه مینوشت. شعرهایی در قالب نامه یا نامههایی در قالب شعر. که هیچ ردی از زنجموره و ناله در آن وجود ندارد. عاشقانه هایی سراسر امید و نوید. عاشقانه هایی که بخشی از شعر مقاومت ترکیه و جهان به حساب میآید. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






