| خانه > عباس معروفی | |
عباس معروفیاینسو و آنسوی متن و آن حيات کلمهدر سال جديد لازم میدانم از خوانندگانم و دوستان زمانه که تمام امسال برنامههای ادبی مرا خواندند و شنیدند تشکر کنم. امروز میخواهم با چند جملهی ارزشمند از نویسندگان معاصرمان فضای "اینسو و آنسوی متن" را رنگی کنم. جملههای دربارهی ادبيات خلاق، از: یداله رویایی، ابولحسن نجفی، محمدعلی سپانلو، فرشته ساری، احمد پوری، شمس لنگرودی، ابوتراب خسروی، ناهید طباطبایی، پدارم رضاییزاده، محمد بهارلو. ایران یعنی قبلهی جهانمهدی جامی، شاعر و نويسنده کتاب "ادب پهلوانی" که نامش به عنوان نخستين سردبير و مدير راديو زمانه در تاريخ مطبوعات ايران ثبت شده، برای من همیشه یک ادیب و پژوهشگر بوده که خرقهی روزنامهنگاری به تن کرده تا اینگونه بنُماید. وقتی ازش پرسيدم ايران يعنی چی؟ گفت: برای من شخصاً ایران یعنی قبلهی جهان... اینسو و آنسوی متن جريان سيال ذهن ۱جریان سیال ذهن ویژگیهایی دارد که این نوع ادبی را از سایر انواع جدا میکند. در شیوهی جریان سیال ذهن، شیوههای روایت از فرم سنتی خارج شده و دلیل نقل یکی از پایههای اصلی آن است. یعنی نویسنده به خواننده القا میکند که چرا این داستان را نقل میکند، و دلیل نقل در اثر به خواننده نیز منتقل میشود و او را متقاعد میسازد که داستان بایستی گفته میشده است. همچنین نویسنده از دیدگاهی مدرنیستی به مقولهی روایت مینگرد که بیشترین نوع، نقل تکگویی درونی است که به صورت تکگویی مستقیم و تکگویی غیر مستقیم، داستان روایت میشود. اینسو و آنسوی متن فضای تنگ، و گریز از چنگال سانسورمسئولان رده بالای جمهوری اسلامی از تهاجم فرهنگی غرب فریادشان به آسمان رفته بود و با اینکه میبایست لااقل برای مقابله با این تهاجم فرهنگی و هجوم ماهوارهها، و بر اساس عقل سلیم دست به دامن تولیدکنندگان ادبیات خلاقه وطنی شوند، رسماً و علناً به سرکوب آنها دست آلودند، و حتا برخی از این تولیدکنندگان را به شکلهای فجیع و توهینآمیز به قتل رساندند. نوع قتلها تنها میتوانست ایجاد رعب و وحشت را به شدت و حدت ابلاغ کند وگرنه یک شاعر یا نویسنده به ضرب یک گلوله، به سادگی از پا درمیآید. اینسو و آنسوی متن کميت يا کيفيت؟ مسئله اين استشاید بد نباشد که نویسندگان، وبلاگنویسان و خوانندگان ما به این بحث بپیوندند و جایگاه ادبیات داستانی را در این سی سال مورد بررسی قرار دهند. آیا مسایل سیاسی سایهای سیاه داشته؟ آیا وبلاگنویسی و اینترنت موجب نزول کیفیت شده؟ آیا جای خالی نشریات جدی با سردبیران سختگیر باعث شده که ادبیات داستانی ایران در جا بزند؟ آیا «غم نان اگر بگذارد» ما باز ادبیات داستانی ماندگار خواهیم داشت؟ شما بگویید. این مسئله جدیست. اینسو و آنسوی متن ادبيات داستانی ايران متوسط شده؟من فکر کنم مشکل برمیگردد به متن. یعنی سینما وابسته است به متن. باور ندارم متن در تمام دنیا ضعیف است. متن در ایران ضعیف است. اين ادبیات ایران است که متوسط شده، و اين روزها مدام متوسط میخوانیم. رمانها عمر طولانی ندارند. در فوتبال و کشتی هم همینجوريم، در ساختار شهریمان هم همینجوريم، در اقتصاد و حتا در داشتن یک رییس جمهور هم همینجوريم. یعنی کل ماجرا کوتوله شده است... اينها گفت و شنودی بود بين من و کيا بهادری، نويسنده ساکن آلمان. ايران؛ امکان کلاسیکی برای ادبیاتوقتی از ژيری گروژا، رییس جهانی انجمن بینالمللی قلم (پن) پرسيدم: ايران برای شما يعنی چی؟ پاسخ داد: «من از این ادبیات الهام بسیار گرفتهام. در دوران جدید من از این ادبیات کمتر چیزی به دست آوردم و بیشتر درگیر مسایل سیاسی آن بودم و با بحرانهای سیاسیاش تجربههای بیشتری داشتم تا ادبیات. سفر مرگ مترجميک دفتر شعر که مجموعهی ترجمه از شعرهای "مَرگانه" يا "مرگآميز" چند شاعر برجسته جهان است، يک سفر به زوريخ، و درخواست مردن از مؤسسهی مرگ، و همين. خبر اينگونه تنظيم میشود: بهزاد رعیت، مترجم مجموعه شعرِ «مرگ مرا خواهد یافت» درگذشت. نه، بهزاد رعيت خودکشی کرد. يا بهتر است بگويم او چارهای نداشت، تصميم گرفته بود در اين دنيا نباشد، و با پای خود به سوی نبودن رفت. مرز میان درون و بیرونحسين نوشآذر، نويسنده ساکن آلمان در تعريف داستان به انتشار کتاب «چریکهای فدایی خلق ایران» اشاره میکند و میگويد: «گمان نمیکنم هیچیک از سیاسیون به این نکات اشاره کرده باشند. این نکات را، اگر حمل بر خودستایی نکنند، شاید فقط ما داستاننویسها درک کنیم. چون کمالِ مطلوب در کار ما، آفریدن جهانی است که از جنس جهان ما، اما تابع قوانین دیگری باشد؛ جهانی که در آن صدای قربانی و صدای انسان شکستخورده و آسیبدیده هم شنیده شود...» فرهنگ ايرانی يعنی نرم کردن خشونتسيروس علینژاد، روزنامهنگار برجسته ما می گويد: «اگر بخواهيم فرهنگ ایرانی و نشانههایش و ویژگیهایش را دستکم لیست و فهرست کنیم، به نظرم یک جوری در روشنفکری آخر دوره ساسانی خلاصه میشود که اشخاص ظاهراً، هم درد دین دارند، و هم درد روشنفکری؛ مثل مزدک، مثل مانی، مثل بزرگمهر حکیم. این ویژگی ايرانی در تمام این ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ سال بعد اسلام ادامه پیدا میکند. يعنی وقتی اعراب میآیند، با اعراب همین وضع را پیدا میکند، آنها را نرم میکند و دینشان را ملایم میکند. وقتی که ترکها مثل سلجوقیان و خوارزمشاهیان میآیند با آنها نیز همین کار را میکند، و بعد وقتی که حتا مغولها هم میآیند با مغول هم همین کار را میکند...» اینسو و آنسوی متن تکنيک در "رمان نو"چنان که در برنامههای پیشین گفتهام "رمان نو"، رمان موقعیت است. رمانی که اشیا در آن شخصیتاند و هر نشانهای میتواند به عنوان یک تم تلقی شود. رمان نو قهرمان ندارد،شخصیتهاش،روانشناسی خاص نمیشوند. بلکه کنش آنها واکنشی است نسب به موقعیت. یعنی هر شخصیت نسبت به موقعیتی خاص تعریف مي شود. در انواع رمان مانند رمان مدرن، رمان کلاسیک مدرن، و رمان به شیوهی جریان سیال ذهنی،مکتبی هم در قرن بیستم ظهور کرد به نام "رمان نو". آلن رب گریه، ناتالی ساروت، و مارگریتدوراس مشهورترین نظریهپردازان و نویسندگان "رمان نو" به شمار میروند. ۱۳ آذر، روز جهانی مبارزه با سانسورروز سيزدهم آذر مصادف با دهمين سالروز قتلهای زنجيرهای، و بهخاطر کشته شدن توهينآميز چند شاعر و نويسنده، قرار است به پيشنهاد کانون نويسندگان ايران، از اين پس به عنوان روز جهانی مبارزه با سانسور خوانده شود، و رسانهها، نويسندگان، انجمنهای فرهنگی و هنری، و نيز پن جهانی اين ننگ تاريخی را به عنوان سند رسوايی نظام جمهوری اسلامی افشا کنند، و عليه فرهنگستيزی، همهی تلاش خود را به کار گيرند. پر سياوشانترور دکتر کاظم سامی مقدمهی ترورهای سیاسی در ایران بود که تا زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت و برخی از آنها کشف شد. گرچه پروندهی دکتر کاظم سامی بسته شده تلقی میشود ولی به نظر من این پرونده مثل دانهی گیاه یا مثل پر سیاوشان از زمین سر باز میکند، و باز روییده میشود و باز جوانه میزند. مثل پروندهی قتلهای زنجيرهای که حالا ديگر يک پروندهی ملی است. اينسو و آنسوی متن داستان؛ اين شوکران عطرآگیندر باب تعریف داستان از سوی نویسندگان معاصر، "فارس باقری" نویسندهی مجموعه داستان "پشت سرت را نگاه نکن" و یکی از برندگان قلم زرین زمانه، داستان را اینگونه تعریف میکند: داستان یکنوع بیگانگی است؛ بیگانگی با جهان اطراف، و بیگانگی با قدرتهای اجتماعی که هر امری را مستعمل و بیمعنی میکنند. بیگانگی با جهانی انباشته از تاریکیها، معناهای مستعملشده، روشن و تهی که داستان آنها را دوباره در جهانی تازه، و با ساختمانی تازه نشان میدهد. این بیگانگی، شيرينترين موقعیت موجودی به نام داستان است. از اینرو داستاننویس به انسانی تبعیدی مبدل میشود که مدام با اطراف خود احساس بیگانگی میکند و احساس تبعیدشدگی...» ایران یعنی امید و واهمهسیدرضا شکرالهی متولد ۱۳۵۱ از نجفآباد اصفهان است. او در محدودهی فرهنگ و هنر از سینما و تلویزیون و فیلمنامهنوسی گرفته تا وبلاگنویسی و روزنامهنگاری به شکلهای مختلف حضور پررنگ دارد. او در روزنامههای سلام، همشهری، عصرآزادگان، شرق، هفتهنامهی آوا و چند نشریه دیگر قلم زده است. سیدرضاشکرالهی در بهار سال ۲۰۰۸ برای شرکت در کنفرانسی در برلین حضور یافت. سری هم به من زد. کمی هم در خانهی هدایت چرخید و آن شب فرصتی بود که ما روبهروی هم بنشینیم و درد دل کنیم. از هر دری حرف زدیم تا این که از او پرسیدم: آقای سید رضا شکرالهی، ایران یعنی چی؟ نمادی از سه نسل ادبیات معاصردر اين برنامه که نويسندگان از نقاط گوناگون جهان برای اجرای این کتابخوانی گرد هم آمده بودند، نمادی از سه نسل ادبیات معاصر ایران محسوب میشدند. هر نویسنده بجز پرداختن به کارخود، قطعه کوتاهی هم از نویسنده یا شاعر معاصر دیگری معرفی میکرد و زمان خود را در اختیار نويسنده ديگر مینهاد. مراسم با سخنان دلگرم کننده ریيس بینالمللی پن، آقای "ژیری گروژا" افتتاح شد. ژيری گروژا با ابراز حمایت اصولی خود از "آزادی بیان" به شرح خاطرات خویش از دوران سیاه سانسور ادبیات و تعقیب نویسندگان چک پرداخت و پایان دشواریها را به نويسندگان ايرانی نوید داد. شهرنوش پارسیپور، حمید صدر، لعبت والا، رضا دانشور، و عباس معروفی در نشست وين حضور يافتند... یک هوش مضاعفمريم و ليدا میپرسند که تجربه را چگونه میتوانند کسب کنند؟ مثلاً کامنتگذاری به نام امید پرسیده است چطور میشود لحن مستخدمی را یاد گرفت که ادای اشرافزادگان را در میآورد؟ عباس معروفی: برای این کار بعضی از نویسندگان مدتی میروند و با آن افراد زندگی میکنند. یک نفر هم به شاملو اشاره کرده که با قصابها گشته است. یا گاهی آدم میرود در خیابان مثلاً با رمالها نشست و برخاست میکند. نمونهی این را ما در فیلم گوزنها دیدهایم که بهروز وثوقی رفته بود مدتی با این جور افراد گشته بود که حتا راه رفتن معتادها را یاد بگیرد. این طبیعی است نویسنده میرود یاد میگیرد. به سوی صلح؟علی فتح اللهنژاد به زمانه می گويد: «خیلی از فاکتورها در عرصهی بینالمللی باید تغییر کند به خصوص عقیده من این است که نقش آمریکا باید کاملاً تغییر کند. نمیشود یک کشوری دارای ارتش قوی در ناحیهی بسیار دورتر از کشورش باشد. ایران میتواند پلی باشد بین جهان غرب و جهان شرق. چون در قرن بیست و یکم ما جهان جدیدی خواهيم داشت. به همین دلیل فکر میکنم که ایران میتواند در آینده رل مثبتی بازی کند، به شزطی که فاکتورها عوض شوند...» طرح موضوع ايراندر گفتگوهای دوگانهای که بین من و هادی خرسندی، وجود داشت و نواری از سالهای پیش را توانستم در زمانه منتشر کنم، چند نظر وجود دارد که سعی میکنم به این نظرها پاسخ دهم. اما مدتهاست موضوعی را در جامعه مطرح کردهام که بسیاری از نویسندگان و برخی از خوانندگان وارد بحث و گفتگوی ما شدهاند و به این "طرح موضوع" واکنش نشان دادهاند. من بسیار اصرار داشته و دارم که نویسندگان و علاقهمندان، این موضوع را رها نکنند و به زمانه بپیوندند. آغاز حلقه ادبی در تبعيد، وينامروز جمعه بیست و چهارم اکتبر 2008 ادبیات داستانی تبعید گامی دیگر برای دیدن و دیدهشدن برمیدارد. قرار است در کتابخانه مرکزی وین ماراتن کتابخوانی و میزگردی درباره ادبیات فارسی قرن بیست و یکم برگزار شود. این برنامه به اهمیت و حضور ادبیات ایران در کشورهای آلمانی زبان میپردازد. برنامهی «آزادی بیان» که امروز با حضور شهرنوش پارسیپور، رضا دانشور، حمید صدر، عباس معروفی و لعبت والا آغاز میشود از دو سال پیش طراحی و برنامهریزی شده تا دربارهی ادبیات فارسی و مشکلات آن در راه جهانیشدن مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






