| خانه > خارج از سیاست > فرهنگ و هنر | |
فرهنگ و هنرگفت و گو با مایک لوکویچ، کارتونیست مطبوعاتی آمریکا تشابه دو کارتون و سمبلهای مشابهنیکآهنگ کوثر: مایک لوکویچ یکی از معروفترین کارتونیستهای مطبوعاتی آمریکا است. این کارتونیست ۴۹ ساله دو بار برنده جایزهی «پولیتزر» شده است. لوکویچ مثل بسیاری دیگر از کارتونیستهای مطبوعاتی دنیا در روزهای اخیر توجه خاصی به ایران نشان داده است. اما تشابه میان یکی از کارتونهای من و یکی از کارتونهای او باعث سوءتفاهم بعضی از دوستان شد و عاملی شد که با او تماس بگیرم. لوکویچ فردی را کشیده بود که مانند صحنهی معروف میدان «تیانانمن» سد راه تانکها شده بود و داشت از طریق گوشی تلفن خود با توییتر پیغام میفرستاد. اما من، کاراکتر روزنامهنگار خودم را کشیده بودم که داشت با گوشی موبایل از تانک و رانندهاش فیلمبرداری میکرد و به راننده میگفت: «لبخند بزن، تو در یوتیوب هستی.» عصر پنج شنبه با دكتر حسن عشایری دکتر عشایری: میان علم و هنر، مرزی وجود داردعصر روز پنجشنبه، ۲۷ فروردین ماه، به دنبال سلسله نشستهای «عصر پنج شنبه در بخارا»، علی دهباشی میزبان دکتر حسن عشایری بود. این جلسه با حضور چهرههایی چون دکتر عزتالله فولادوند، فرزانه قوجلو، ترانه مسکوب، دکتر مصطفی ملکیان، هوشنگ ماهرویان، جواد ماهزاده، فرشاد قربانپور و محسن باقرزاده، مدیر انتشارات توس و خبرنگاران چند نشریه و سایت ادبی برگزار شد. دکتر حسن عشایری متولد سوم فروردین ۱۳۲۰، در تبریز، سالهای آخر دبیرستان را در تهران گذراندند. ایشان دارای سه تخصص عمده و اساسی در رشتههای مغز و اعصاب، نوروفیزولوژی و روانکاوی هستند. گزارشی از رونمایی کتاب خانم پری زنگنه «آن سوی تاریکیِ» پری زنگنهچهاردهمین نشست عصر پنجشنبهها به مناسبت انتشار کتاب «آن سوی تاریکی»، توسط انتشارات کتاب سرا، با حضور نویسندهی این کتاب، خانم پری زنگنه، هنرمند موسیقی، و گروهی از خبرنگاران در دفتر مجلهی بخارا برگزار شد. پری زنگنه در پاسخ به سئوالی دربارهی انگیزهی نوشتن کتاب آن سوی تاریکی گفت: «انگیزهی قوی نوشتن این کتاب زندگی خود من بوده است؛ نا آشنایی جامعه و افراد نسبت به یک نابینا و اینکه زندگی شخصی من به خاطر نابینایی تغییر پیدا کرد.» «بهتر است شروع کنم به دوست داشتن مد»«دختر بد دنیای مد» که به سرکشی و آنارشیگری در صنعت مد معروف است، میگوید هیچ دلش نمیخواسته که طراح مد و لباس شود. ویویان وستوود بیش از سه دهه است که نه فقط در مد بریتانیا بلکه در صنعت جهانی مد یک تصویر برجسته و خاص ساخته، که به دوران اوج پانک برمیگردد. ویلیام وستوود قبل از اینکه طراح لباس شود معلم مدرسه بود. او میگوید نمیخواسته وارد صنعت مد شود. او به فرهنگ و هنر خیلی علاقهمند است، چون فکر میکند تنها چیزهایی هستند که نگاه و دید مردم را تغییر میدهند. گفت و گو با عباس شیر خدا، مرشد و شاهنامهخوان «مگر همیشه باید شیرخدا بخواند؟»مینو صابری: عباس شیر خدا، مرشد است و سالهاست که همه روزه با نواختن ضرب زورخانهای و شاهنامهخوانی آنهم با صدای رسا و تأثیرگذار در رادیو ایران، هممیهنان خودش را به سحرخیزی و ورزشکاری دعوت میکند. شیر خدا در گفت و گو با زمانه میگوید: «یکسری افراد در این کشور هستند مثل آقای تختی که به نظر من تکخال کشتی دنیا است. هر چند ممکن است دنیا کشتیگیران زیادی داشته باشد. نمیتوانم به خودم تکخال بگویم، ولی فکر نمیکنم کسی بتواند این حماسه را با این هیجان بگوید.» نگاهی به نمایشگاه عکس رضا کیانیان عکسهای تنهایی آقای بازیگرسمیه مومنی: رضا کیانیان با دوربینش در جایی به نام آمریکا، در جنگلهایی که در یکی از ایالتهای آمریکاست، راه رفته، از درختها و چوبهایی که حسشان را دوست داشته عکس گرفته، به خانه بازگشته، عکسهای دیجیتالیاش را روی کامپیوتر ریخته و با فتوشاپ رویشان کار کرده و روی بوم چاپشان کرده است. تنه درختهایی با رنگهای سبز، نارنجی، آبی و .... طوری که گاهی یادت میرود اینها تنه درختند و بیشتر یک طرح گرافیکی جلوه میکنند که هنرمندی نه به سفارش جایی که برای دلش طراحی کرده است. گفت و گو با مرتضی احمدی، بازیگر سینما و تلویزیون پیرامون نمایش روحوضی مرتضی احمدی: اگر بمیرم، کسی نیست روحوضی بخواندمینو صابری: نمایشهایی چون روحوضی، نقالی، شبیهسازی و... همواره در طول تاریخ ایران سابقه داشته و تأثیرات خود را بر جا گذاشتهاند. مرتضی احمدی درباره نمایش روحوضی میگوید: «هنرهای روحوضی، پیشپرده و کوچهباغیها متعلق به تهران است. اگر در شهرستان دیگری اجرا میشود از تهران گرفتهاند، با ذوق و سلیقهی محلی خودشان تغییراتی دادهاند و اجرا میکنند. هرکسی که میخواهد اینها را بخواند، باید صدای خوبی داشته باشد، بچهی جنوب شهر تهران باشد، فرهنگ تهران را بشناسد و بداند فرهنگ تهران چیست». دربارهی پیر آلخینسکی اهمیت «پریروز»پیتر هانتکه، ترجمهی فرهاد سلمانیان: فیثاغورث حکیم، شاگردان خویش را ملزم میکرد که هر روز صبح پس از بیدار شدن، آرام در بستر خود بمانند، تا کارهای دیروز و روز پیش از آن، یعنی پریروز خود را مرور کنند. دیروز در آتلیهی تابلوهای پیر آلخینسکی در بوژیوال در نزدیکی ساحل رودخانهی سن در مقابل تابلوهایی ایستاده بودم که انتظار داشتم آنها را در زاربروکن مشاهده کنم و امروز پیش از آن که سر میز صبحانه بنشینم، بیشتر از حد معمول در بستر ماندم تا با چشمان بسته، بازماندهی این تصاویر را در ذهن خود مرور کنم. گزارشی از مراسم سومین سالگرد درگذشت مرتضی ممیز سومین سال خاموشی ممیز، با گرافیکهای فرانسویساغر رفیعی: نمایشگاه آثار گرافیک پیر برنارد، طراح گرافیک فرانسوی با نام «فردا را امروز بسازیم»، همزمان با سومین سالروز درگذشت مرتضی ممیز در خانه هنرمندان برگزار شد. در مراسمی که با برپایی این نمایشگاه و برای پاسداشت ممیز برگزار شد، امرالله فرهادی گفت: «سال نخست، نمایشگاهی با همکاری مجله «نشان» و با حضور دو هنرمند خارجی و سال دوم با همراهی آرماندو میلانی، سالروز درگذشت ممیز را برپا کردیم و امسال و در سومین سال خاموشی او از پیر برنارد، طراح برجسته گرافیک فرانسوی دعوت کردیم». برای سومین بار، اولین اکسپوی عکس ایرانسمیه مومنی: اولین اکسپوی دولتی عکس ایران تا چند روز دیگر برگزار خواهد شد. اگرچه برگزار کنندگانش آن را اولین اکسپوی عکس ایران نامیدهاند، اما اهالی عکاسی و بسیاری از علاقهمندان به هنرهای تجسمی میدانند که اولین اکسپوی رسمی عکس ایران، سال گذشته توسط گالری «هفت هنر» و در هتل استقلال تهران برگزار و با استقبال بسیار خوبی روبهرو شد. اکسپوی گالری «هفت هنر» یک فروش بیسابقهی ۵۰ میلیون تومانی را به همراه داشت. پوپک صابری: به انقلابی فرهنگی نیازمندیممیس زالزالک: نشست مطبوعاتی انتشار اولین شماره دوره جدید هفتهنامه «گلآقا» با حضور منوچهر احترامی، طنزنویس، کامبیز نوروزی، حقوقدان، فرهاد توحیدی، فیلمنامهنویس، پوپک صابریفومنی، صاحب امتیاز و مدیر مسوول نشریه گلآقا و گیتی صفرزاده، از اعضای شورای سردبیری در موسسه گلآقا برگزار شد. از سوی مسوولان نشریه اعلام شد، دیویدیهای مولتیمدیای نشریه «گل آقا» شامل تمامی شمارههای منتشره این هفتهنامه از سال ۶۹ تا ۸۱ منتشر شده است. گردهمایی برای آب در هاون کوبیدنسمیه مومنی: سادهترین راه انجامش این است که هاونی را تهیه کنید، مقداری آب در آن بریزید و شروع کنید به کوبیدن آب. به هر حال دارید برایش انرژی صرف میکنید، وقت میگذارید، بخشی از ذهنتان را صرفش میکنید، حتماً باید انتظار پاداشی، حقوقی یا چیزهایی از این دست را داشته باشید. آب در هاون کوبیدن بابک اطمینانی و دیگرانی که به او ایمیل خواهند زد، روزی در بهار سال آینده انجام خواهد شد. یادی از اردشیر محصص محصص، مرد تنهاناصر زراعتی: پاییز ۱۹۹۵ بود که برای اولین بار برای نمایش آن سه کار مستند ویدیویی در دانشگاهها و کانونهای فرهنگی ایالتها و شهرهای مختلف به آمریکا رفته بودم. شنیده بودم اردشیر محصص در نیویورک است، اما اصلاً یادش نبودم. مطمئن بودم که نیکزاد با او رفت و آمد دارد. گمانم روز بعد بود که با نیکزاد رفتیم دیدن اردشیر محصص که من از دوران کودکی با طرحها و کاریکاتورهای شگفتانگیزش آشنا بودم. گفت و گو با احمد سخاورز، به مناسبت درگذشت اردشیر محصص «محصص، راه نوآوری را باز کرد»نیکآهنگ کوثر: چندی پیش، اردشیر محصص طراح بزرگ ایرانی ساکن آمریکا درگذشت. محصص سالهای آخر زندگی خود را در نیویورک به سر برد و با بیماری شدید خود دست و پنجه نرم کرد. یکی از کسانی که در دورهی شاه بهطور همزمان در مطبوعات ایران طرح و کارتون میکشید، احمد سخاورز، کارتونیست و کاریکاتوریست معروف ایرانی است. با سخاورز در مورد نقش اردشیر محصص در هنر طراحی و کاریکاتور ایرانی گفت و گو کردهام. گفت و گو با جواد علیزاده، کارتونیست «هر چیزی را مکتوب نکنیم»سمیه مومنی: جواد علیزاده مطبوعات را جدی گرفته است. آنقدر جدی که ۱۸ سال است نشریه «طنز و کاریکاتور» را منتشر میکند و در تمام این همه سال به رغم همه بالا و پایینها کم نیاورده است. علیزاده در بسیاری از مسابقات خارجی شرکت کرده و اغلب یکی از برگزیدگان بوده است. او احوالات و سلایق مطبوعات ایران را به خوبی میشناسد و احتمالاً گزینه مناسبی است برای اینکه درباره کاریکاتور مطبوعاتی ایران سخن بگوید. جدال لفظی در فستیوال مشرق زمیناختر قاسمی: چهارمین فستیوال «مشرق زمین» در شهر اوزنابورگ آلمان بعد از ۱۷ روز به پایان رسید. این فستیوال، در شهر اوزنابورگ آلمان از تاریخ ۱۹ سپتامبر آغاز به کار کرد و ۵ اکتبر، دیروز اختتامیه خود را جشن گرفت. در نشست شنبه گذشته که با آقای برودر، ژورنالیست، خانم کریستینه هوفمن، نشریه فرانکفورتر، آلگمانیه سایتونگ و دیگر ژورنالیستها و کارشناسان کشورهای خاورمیانه از جمله پروفسور محسن مسرت از دانشگاه اوزنابورک آلمان و کارشناس روابط اقتصادی برگزار شد، بورودر که از مبلغین جنگ علیه ایران است به پروفسور محسن مسرت و دیگر کارشناسان و ژورنالیستهای طرفدار دیالوگ توهین کرد. بازی تلخ زمانهمسیح علینژاد: از مرگ خسرو بیش از ۴۰ روز گذشت و شاید این ۴۰ روز فرصت خوبی بود برای فراموشی آنچه رادیو زمانه در نخستین روزهای رفتن خسرو نوشت و دلهای بسیاری را آزرد؛ اما گذشتن آسان نبود. اندکی پس از فوت شکیبایی، مطلبی با عنوان «بازی تمام شده است» در رادیو زمانه منتشر شد تا پیروزمندانه و مقتدرانه به مخاطبی که داغدار از دست دادن خالق خاطرهها و شاعرانهها و عاشقانههای این سالهای دشوار در ایران است، بگوید سر از زانوی غم بیرون آرید که هنرمند رفته «معتاد به مواد مخدر» بوده و مرگش تعحبی نیافریده است. گفت و گو با نیما افشار نادری به یاد محسن رسولاُف دیوارنگاریهای محسن رسولاُف به نام «زنمو»لیدا حسینینژاد: محسن رسولاُف، کارگردان، عکاس، کاریکاتوریست و هنرمند کشور که برای پروژه عکاسی فیلم مستندی به قرقیزستان رفته بود، در سانحه هوایی روز سوم شهریور به همراه ۶۸ نفر دیگر جان خود را از دست داد. محسن رسولاُف در کنار تمام کارهای هنریاش، دیوارنگاری هم میکرد. اما نه به نام خودش؛ بلکه با نام مستعار «زنمو». گفت و گو با بهرام دبیری، نقاش: روابط غیرحرفهای در فروش آثار هنریسمیه مومنی: بعد از حراجهای دبی و فروش بالای آثارهنرمندان ایرانی در آن حراجها، با وجود تمام نکات مثبت ماجرا، آسیبهایی هم به همراه دارد که برای در امان ماندن از آنها باید برنامهریزیهایی انجام داد و ضرورتهایی را در نظر گرفت. بهرام دبیری، نقاش ایرانی میگوید: «خانم گلستان که سخنگوی هفت نگاه هستند، با من تماس گرفتند که از مرکز هنرهای تجسمی که خریدار کار من بوده، تماسی داشتهاند که ما تخفیف میخواهیم. اینجا کار وارد قصه جدیدی میشود که هیچ جای دنیا اتفاق نمیافتد. اینکه موسسهای یا شخصی بیاید کاری را بخرد، نگه دارد و بیآنکه چیزی بپردازد، بعد از هفت ماه یا کارها را پس بدهد یا بگوید تخفیف بدهید. این عجیبترین و پستترین نوع معامله است.» گفت و گو با قباد شیوا، درباره انجمن هنرمندان گرافیست: قباد شیوا: باید با اعمالنظرهای ارشاد کنار آمدسمیه مومنی: آنچه بعد از یک دوره فعایت ده ساله انجمنهای هنری، ضروری به نظر میرسد، بازنگری در این فعالیتها و برنامهریزیهاست. قباد شیوا، هنرمند گرافیست ایرانی میگوید: «مسلماً وقتی وزرات ارشاد هزینه را میپردازد، یک سری اعمال نظرهایی هم میکند که خب اجتنابناپذیر است. این میشود همان چیزی که شما به آن دخالت میگویید. اما چارهای وجود ندارد. وقتی انجمنها از لحاظ مالی آنچنان که باید، تامین نیستند، باید هزینههای برگزاری نمایشگاهها و دوسالانه ها و برنامههایی از این دست را از جایی مثل وزارت ارشاد بگیرند.» |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






