| خانه > آهنگ زمانه | |
آهنگ زمانهگفتوگو با امید شیرازی، نوازنده و آهنگساز، در مورد سبک موسیقی و ساز ابداعی وی «موسیقی من، ترکیبی از موسیقیهای زندگیام است»شکوفه منتظری: امید شیرازی، یکی از جوانان ایرانی، اولینبار در آلمان رو به جهان موسیقی آورد. شاید یکی از دلایلش این بود که در ایران موسیقی بهطور کامل برای او ممنوع بود یا حداقل آن نوع از موسیقی که امید میپسندید در آن زمان ممنوع بود. امید ویولن را بهعنوان اولین ساز آموخت. او نوازندهی ترومپت هم هست اما موسیقی اصلی وی، موسیقی کاملا متفاوتی است. کسرایی و مشیری، دو شاعر-ترانهسرای برجستهمحمود خوشنام: یکی از شاعران نامآور که سرودههایش مورد توجه آهنگسازان قرار گرفته و برخی از آنها تبدیل به ترانه شده است، سیاوش کسرایی است. سیاوش کسرایی در سال ۱۳۰۶ در اصفهان به دنیا آمده و در سال ۱۳۷۴ در غربت غمناک خود در وین از دنیا رفته است. همچنین در شمار شاعرانی که در عرصهی ترانهسرایی نیز ارج و اعتباری پیدا کردهاند، نام فریدون مشیری هم برجسته میشود. او در سالهای پیش از انقلاب به این عرصه روی آورد و تا پایان زندگی در آن فعال بود. «سایه»، شاعری آرمانخواهمحمود خوشنام: هوشنگ ابتهاج «ه.ا.سایه» یک شاعر آرمانخواه است که با زبان نمادین خود به شعر و ترانه زیبایی و اعتبار دیگری بخشیده است. او در سال ۱۳۰۶ در رشت زاده شده و از نوجوانی به دنیای شعر و موسیقی روی آورده است. در سالهای پیش از انقلاب، مدتی رئیس شورای موسیقی رادیو بوده و سرپرستی برنامهی «گلهای تازه» را بر عهده داشته و تا کنون چندین مجموعهی شعر انتشار داده است. گفتگو با علی ندیمی، دربارهی ترانهی «برپاخیز» شاعر گمشدهی ترانهای انقلابیپژمان اکبرزاده: ترانهها در جنبشهای اعتراضی جهان نقشی یگانه دارند؛ از یکسو اهداف و مانیفست جنبش را بازتاب میدهند و از سوی دیگر جزو تاریخ شنیداری آن جنبش قرار میگیرند. مردم، پس از بهنتیجهرسیدن جنبشها هم، ترانهها را زیر لب تکرار میکنند تا خاطرهی آن روزها را در حافظهی خود زنده نگه دارند. ترانهی «برپاخیز» کاری از علی ندیمی از جملهی چنین ترانههایی است. داستان شکلگیری آن را در گفتگویی با آقای علی ندیمی میشنویم. نگاهی به زندگی و آثار شیند اوکانر نبردی از سر شوقشاهین نجفی: در اکتبر ۱۹۹۲ برنامهی کمدی زنده و مشهور «ساتاردی نایت لایو»، میزبان یک خوانندهی زن بود و عدهای نیز در استودیو، برنامه را از نزدیک میدیدند. زن که موهایش را از ته تراشیده بود، مصمم و جدی، خیره به دوربین، شروع به خواندن ترانهای به نام جنگ، از باب مارلی کرد و در پایان در برابر چشمان متحیر بینندگان، معترضانه تصویری از پاپ ژان پل دوم را پاره کرد و گفت: جنگ با دشمن حقیقی. این خواننده معترض شیند اوکانر بود. «در شهرم، حتی سازم را هم نمیتوانستم حمل کنم»کیارش پارسا عالیپور: سعید شنبهزاده، موزیسین نامدار ایرانی که سالها است در فرانسه کار و زندگی میکند، موزیک بندری را با موزیک جاز تلفیق کرده و با استفاده از نیانبان بوشهر در کنار ساکسیفون و ترومپت به نقطهی تازهای در موزیک بوشهری رسیده که چاووشی خوانیها، یزله خوانیها و شروهخوانیها را ارتقا بخشیده است. با او به گفتوگو نشستهام. گفتگو با مونیکا جلیلی، خوانندهی غیرایرانیای که ترانههای فارسی میخواند «ترانههایم در این تاریکی شاید التیام دهنده باشند»پانتهآ بهرامی: ترانههایی که مونیکا جلیلی میخواند عمدتاً آهنگهای این دوران است؛ انتخاب او ترانههای عاشقانهای است که آمیخته به روشنایی و امید به زندگی است. شاید از همین روست که این ترانهها برای ایرانیان بهشدت نوستالژیک و خاطرهانگیز است. در کنسرتی که به تازگی در نیویورک برگزار شد عمدهی تماشاگران غیر ایرانی بودند. از مونیکا جلیلی در مورد چگونگی آشناییاش با ترانههای ایرانی پرسیدم. ترانههای پرویز وکیلی «تو از قبیلهی لبخند، من از قبیله اندوه»محمود خوشنام: در میان کسانی که در آغاز دورهی شکوفایی فرهنگی وارد میدان ترانهسرایی شدهاند، پرویز وکیلی نیز گردنی افراشته دارد البته بیآنکه قدرش آنگونه که باید شناخته شده باشد. او از اندک کسانی است که به نوشتن متنهای عاشقانه شانسونی گرایش داشتند و با شانسونگونههای خود، بعد تازهای به موسیقی مصرفی ایران بخشیدند. جشنواره هیپ هاپ ایرانی در سوئدپژمان اکبرزاده: در سوئد، با همکاری یک بنیاد هنری، جشنوارهای برای ارائه موسیقی هیپ هاپ ایرانی در حال برگزاری است. این جشنواره فردا شب در شهر مالمو به کار خود پایان میدهد. نصیر مشکوری، مشاور هنری جشنواره به رادیو زمانه گفت: «تلاش بر این بود که با توجه به امکانات رپخوانهای مقیم خارج، کار جشنواره بیشتر روی بچههای داخل ایران متمرکز شود، ولی در پی مسائل بهوجود آمده پس از انتخابات، شرایط بستهتر شد.» «ناصر رستگارنژاد»؛ ترانهسرای نوآورمحمود خوشنام: «ناصر رستگارنژاد» در سال ١٣١٨ در رشت زاده شده و در ١٨ سالگی، نخستین متنهای خود را بر روی آهنگهای «کوچه و بازاری» نهاده است که از میان آنها شبهای میگون، با صدای خواننده معروف آن سالها، «غزال» فراگیرتر شده است. رستگارنژاد بر روی ترانهای از «فیروز»، خواننده معروف لبنانی شعری نهاد به نام شانه و طی آن از دلدار میخواست که آن قدر بر گیسوی خود شانه نزند، چرا که در هر پیچ و شکنش دل او خانه کرده است. تکرار موسیقی «تام زی» در محسن نامجو - بخش دوم «زندگی ما پر از تناقضات طنزآمیز است»ونداد زمانی: در بخش نخست این نوشته، ضمن مروری بر موسیقی تام زی، اشارهای داشتیم به عناصر و عوامل مشترکی که محسن نامجو، ترانه سرا و خواننده ایرانی، با تام زی برزیلی دارد. در این بخش از مقاله، نشان خواهیم داد که سه دغدغه اصلی تلفیق، تناقض و طنز در کار های محسن نامجو میتواند با دلمشغولیهای تام زی همخوانی داشته باشد. نگاهی به گروه لدزپلین «نامها هیچ معنی خاصی ندارند»شاهین نجفی: اگر کسی تفننی با موسیقی برخورد کند و بعد کاملا اتفاقی موسیقی غربی گوش کند و از بخت بد، آن موسیقی، کاری از گروه لدزپلین باشد، یقینا سرگیجه میگیرد. اما چه عواملی موجب شد تا این گروه با صدای ناهنجار و برندهی خوانندهاش، «روبرت پلانت» و نوازندگی عجیب گیتاریستاش «جیمی پیچ» و درامیست ساختارشکناش «جیسون بونهام»، محبوب قلب هزاران جوان دههی هفتاد و نسلهای پس از آن شود؟ «رسوای زمانه»محمود خوشنام: «همایون خرم»، آهنگساز نامدار میگفت: زمانی که آهنگی را در سهگاه برای اجرا در برنامه گلها تدارک میدیده از طریق «داوود پیرنیا»، سرپرست برنامه گلها، با بهادر یگانه آشنا شده تا شعری بر آهنگ او بگذارد. حاصل این همکاری، ترانهای است به نام «رسوای زمانه» که با صدای «الهه» به اجرا درآمده است. ترانه همچنان از شمع و پروانه میگوید ولی روانی بیان و ردیف بیتوقف قافیهها آن را سخت تأثیرگذار ساخته است. بخش نخست تکرار موسیقی «تام زی» در محسن نامجوونداد زمانی: ترانهسرایان و آهنگسازان «ورلد میوزیک» با نیتی از پیش تعیین شده، موسیقی بومی زادگاه خود را با موسیقی سایر ملیتها و بهخصوص موزیک مدرن شهری، نظیر جاز، راک و بلوز، در هم میآمیزند. تام زی را در غرب با فرانک زاپا مقایسه میکنند و اگر بخواهیم به دنبال رد پایی ایرانی از او باشیم میبایست نگاهی داشته باشیم به آثار محسن نامجو. هفت ستارهی هفتهفرزانه: در هفتاییهای این هفته به معرفی هفت آهنگ از تیلور اندرسون سوییف، ریحانا، کیم سون، شکیرا، لیدی گاگا و بیانسه، بلک آید پیس و کیشا پرداختهام که هرکدام از این آثار به دلایلی موفقیتهای جالبتوجهی داشتهاند. در کنار معرفی این آهنگها اطلاعات جالبی نیز از ستارههای نامبرده خواهید شنید. از پشت دیوارهای خاطرهمحمود خوشنام: بیژن ترقی ترانهای دارد که تصویرپردازی پررنگتر و عاطفیتری نسبت به بقیهی آثار او دارد. این ترانه که بر روی آهنگی از علی تجویدی نشسته «آتش کاروان» نام دارد. شاعر، جدا ماندن خود از یاران را به جدا ماندن آتشی از کاروان مانند میکند. آتشی که کوشش میکند شعله بکشد و به دنبال کاروان برود ولی توان این کار را ندارد و نفسهای آخر را میکشد. نشر آثار نایاب مرتضی حنانه در تهرانپژمان اکبرزاده: مرتضی حنانه که یکی از برجستهترین چهرههای هنر موسیقی سمفونیک ایران، صاحب آثار بسیاری است که از آنها به ندرت چیزی میشنویم. حنانه تحصیلات خود را در تهران و واتیکان در رشتهی نوازندگی «هورن» و آهنگسازی انجام داد و سالها به عنوان استاد هنرستان عالی موسیقی، بنیانگذار ارکستر فارابی در رادیو تهران و پژوهشگر موسیقی ایرانی، فعالیت داشت. نگاهی بر زندگی و آثار جیمی هندریکس «چیزی را که دوست دارم، قربانی میکنم»شاهین نجفی: جیمیِ چپ دست، به لطف انگشتان بلندش قادر بود که به تنهایی بدون همراهی گیتار آکورد و ریتمنواز، آکوردهایی پیچیده بگیرد و ریتم بنوازد و آواز بخواند و در فواصل آن، جملههای ملودیک را اجرا کند. او به گیتار الکتریک شخصیت بخشید و آن را از حد یک ساز همراهیکننده که از آن فقط برای آکوردنوازی استفاده میشد، خارج کرد. معینی کرمانشاهی؛ «نمادگرایی موفق در ترانه»محمود خوشنام: رحیم معینی کرمانشاهی هم مثل نواب صفا، زادهی کرمانشاه است و چون او، در سال ۱۳۰۴ زاده شده است. او به تصویرسازی بیش از همتایان همزمان خود توجه نشان داد. شاید به این دلیل که در نوجوانی علاوه بر شعر، به دنبال نقاشی نیز رفته و پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او بعدها زمینهای شده است برای ترانهسراییهای تصویری. نگاهی بر زندگی و آثار جیمی موریسن رهبر گروه «دِ دورز» سرخوش از خشم دورانشاهین نجفی: سبک اجرای جیمی موریسن (رهبر گروه «دِ دورز») با صدای باریتونی که داشت و فراز و فرودهای پیدرپی، و در حالیکه گاه با سنکوپ و سکوت نیز همراه بود، تأثیری کاریزماتیک بر مخاطب میگذاشت. او با پیراهنی سفید و شلوار چرمی و کمربند سرخپوستیاش روی سِن و در زندگی، نقش دیونیزوس را اجرا میکرد و در این مورد یقینا مدیون آن خوشی سرشار و غمِ عمیقی بود که از نیچه آموخته بود. |
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






