<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>گفتگوي خودموني</title>
      <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 12 Oct 2008 14:30:05 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>از گلشیفته تا شرط و شروط یک خاتمی</title>
         <description><![CDATA[جنجالی‌ترین خبر هفته گذشته، حضور گلشیفته فراهانی در مراسم افتتاحیه فیلم «مجموعه دروغ‌ها» در هالیوود بود. زمانه نیز در بخش عکس روز، عکس‌های این هنرپیشه ایرانی را با عنوان «<a href="/photography/2008/10/post_718.html"><u>گلشیفته پیکره راستی</u></a>» منتشر کرد.

[[sound]]

این عکس‌ها پربازدید کننده‌ترین صفحه سایت زمانه در هفته گذشته بودند و تا‌کنون بیش از ۱۳۰ کامنت نیز دریافت کرده و به یکی از پرکامنت‌ترین‌های سایت زمانه تبدیل شده است.

بسیاری از حضور بدون حجاب او در این مراسم ابراز رضایت کرده‌اند و برخی نیز این عمل را مورد انتقاد قرار داده‌‌اند. در بخش خبر اول سایت زمانه نیز همین خبر با نقل قولی از گلشیفته فراهانی که «<a href="/news/2008/10/post_6596.html"><u>نمی‌خواهم فرصت بازیگری را از دست بدهم</u></a>» بازدیدکننده‌های زیادی داشت.

با توجه به اهمیت این خبر، عجیب نیست که بر خلاف دیگر خبرهای بخش خبری سایت، کامنت‌‌های زیادی در حدود ۳۰ کامنت نیز دریافت کرده باشد.

یکی دیگر از برنامه‌های پرمخاطب هفته گذشته روایت زنان بود. لوا زند در این برنامه با یک خبرنگار هنری درباره نقش زنان در سریال‌های تلویزیون در ماه رمضان گفت و گو کرده است. این برنامه با عنوان «<a href="/friday/2008/10/post_162.html"><u>زنان سریال‌های ماه رمضان در جست‌وجوی شوهر</u></a>» حدود ۱۵ کامنت گرفته است.

«<a href="/humanrights/2008/10/post_296.html"><u>روزی که گیتا اعدام شد</u></a>» داستان اعدام گیتا علیشاهی یکی از قربانیان اعدام‌های دهه ۶۰ است. این گزارش که در بخش حقوق انسانی ما در سایت زمانه منتشر شده است، از پرخواننده‌های سایت در هفته گذشته بوده است.

زویا امین نتیجه گفت و گوی خود را با همکلاسی گیتا به شکل روایی نوشته است. داستان زندگی و چگونگی اعدام گیتا به قدری تکان‌دهنده بود که خواننده‌های زیادی برای آن کامنت گذاشتند.

گزارش زندگی شهرنوش پارسی‌پور این هفته نیز از برنامه‌های پرمخاطب زمانه بود. خانم پارسی‌پور در این برنامه  با عنوان «<a href="/parsipur/2008/10/post_187.html"><u>زن بی‌شوهر را موجود خطرناکی می‌دانند</u></a>» یکی دیگر از داستان‌های زندگی‌اش را تعریف کرده و این‌بار به ماجرای طلاق گرفتن خود پرداخته است. این برنامه حدود ۲۵ کامنت گرفته است.

گفت و گوی فرنگیس محبی با داریوش اقبالی، خواننده محبوب و مشهور ایرانی هم از برنامه‌هایی بود که طبق انتظار، بازدید کننده‌های زیادی داشت.

این گفت و گو با عنوان «<a href="/Mohebbi/2008/10/post_98.html"><u>درمان اعتیاد، زبان عاشقانه می‌خواهد</u></a>» پس از سمیناری در لندن با محوریت آسیب‌های اجتماعی و به ویژه اعتیاد انجام شده است.

این سمینار با نام «درجست‌وجوی جامعه سالم» توسط بنیاد آینه به بنیانگذاری داریوش اقبالی انجام شده است. گفت و گوی فرنگیس محبی با این خواننده محبوب ایرانی تقریبا ۱۵ کامنت دریافت کرده است.

یکی دیگر از پرخواننده‌های هفته قبل، خبر «<a href="/news/2008/10/post_6585.html"><u>بیماری و بستری شدن سید ابراهیم نبوی</u></a>» بود. نبوی هفته گذشته به دلیل احساس درد در ناحیه قلب، به دکتر مراجعه کرد و پس از معاینه مشخص شد دچار انسداد رگ شده است و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد.

به همین بهانه زمانه با لیلا، دختر ابراهیم نبوی گفت و گو کرده است که در کنار این خبر روی سایت قرار گرفت. کامنت‌های این خبر تقریبا ۳۵ تا بوده است که بیشتر آن‌ها آرزوی سلامتی خوانندگان زمانه برای ابراهیم نبوی بوده است.

پس از برنامه‌های پرمخاطب، سراغ برنامه‌های پرکامنت برویم. یکی از آن‌ها کلاغستون نیک‌آهنگ کوثر با عنوان «<a href="/kalaghestoon/2008/10/post_410.html"><u>شرط و شروط یک خاتمی</u></a>» بود. کلاغ‌های نیک‌آهنگ این‌بار با رفتن به سراغ یک موضوع جنجالی نظر خوانندگان را جلب کردند و برای همین بر خلاف برنامه‌های قبلی خود کامنت‌های زیادی دریافت کردند.

«سید محمد خاتمی که محکم‌ترین سیاست‌مدار تاریخ ایران محسوب می‌شود، با قاطعیت اعلام کرد که نمی‌داند کاندیدا می‌شود یا نه؟» این برنامه که با این جمله، کاندیداتوری خاتمی را موضوع طنز این هفته خود قرار داده است، تقریباً ۱۵ کامنت گرفته است.

مجتبا پورمحسن نیز گفت و گوی ماریو وارگاس یوسا را با هفته‌نامه گاردین برای سایت زمانه ترجمه کرده است. یوسا که یکی از برجسته‌ترین نویسندگان و چهره‌های ادبیات آمریکای جنوبی است، در گفت و گویی نسبتاً سیاسی از اشغال عراق و باراک اوباما به طور همزمان حمایت کرده‌است.

این مقاله با عنوان «<a href="/pourmohsen/2008/10/post_146.html"><u>یوسا: چاوز و مورالس منتظر قضاوت ادبیات بمانند</u></a>» با واکنش مخاطبان مواجه شده و حدود ۱۵ خواننده برای آن کامنت گذاشته‌اند و انتقاد‌های زیادی به ترجمه یا مقدمه آن کرده‌اند.

در پایان هم به سراغ وبلاگ زمانه برویم که در هفته گذشته دو مطلب در آن منتشر شد. یکی از آن‌ها مقاله‌ای از آصف نیک‌نام با عنوان «<a href="/blog/2008/10/post_117.html"><u>ایرنا و غائله رسانه‌ای کردان</u></a>» بود.

این مقاله با موضوع آسیب‌شناسی رسانه به نقد حمله خبرگزاری ایرنا به منتقدان کردان و ماجرای مدرک جعلی او پرداخته است.

مطلب دیگر وبلاگ زمانه در هفته گذشته «<a href="/blog/2008/10/post_119.html"><u>شیوه‌نامه گاردین در مدیریت کامنت‌ها</u></a>» بود که به‌عنوان الگویی از یک رسانه معتبر برای مدیریت کامنت‌ها منتشر شده است.

به نظر می‌رسد زمانه بسیاری از معیارهای شیوه‌نامه گاردین برای انتشار کامنت‌ها را رعایت می‌کند. اما در نهایت خوانندگان هستند که باید در مورد عملکرد زمانه نظر دهند.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_308.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_308.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چه خبر از زمانه؟</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 12 Oct 2008 14:30:05 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از سیما بینا تا بزنگاه ریاکاری</title>
         <description><![CDATA[گزارش این هفته را طبق معمول با اشاره به مطالب پرمخاطب زمانه در هفته گذشته آغاز می‌کنیم. این هفته نیز یکی از عکس‌های زمانه در میان پربیننده‌ترین صفحات سایت قرار گرفت. 

[[sound]]

در هفته گذشته سیما بینا در شهر کلن آلمان کنسرتی برگزار کرد که زمانه نیز گزارشی از آن تهیه کرده بود. در کنار این گزارش، <a href="photography/2008/09/post_710.html"><u>عکس‌هایی از این کنسرت</u></a> در بخش عکس روز سایت قرار گرفت که به جمع پربیننده‌های هفته گذشته زمانه راه یافت. 

<a href="/news/2008/09/post_6482.html"><u>خبر درگذشت پل نیومن</u></a> که در صفحه خبر اول سایت زمانه منتشر شد، هفته گذشته خواننده‌های زیادی داشت. این خبر تقریباً <a href="/news/2008/09/post_6482.html"><u>۲۰ کامنت</u></a> نیز دریافت کرد که کامنت زیادی برای خبر اول به شمار می‌رود؛ زیرا خبرهای اول معمولاً کامنت زیادی نمی‌گیرند.

«<a href="radiocity/2008/09/post_312.html"><u>بزنگاه ریاکاری</u></a>» عنوان مقاله‌ای است در بخش رادیو سیتی که یادداشتی‌ درباره مجموعه تلویزیونی بزنگاه به کارگردانی رضا عطاران است. 

این مجموعه، از سریال‌های هر شبی تلویزیون در ماه رمضان بود و جار و جنجال و حساسیت‌های زیادی را برانگیخت. ‌

یادداشت مهدی عبدالله‌زاده درباره این سریال از پرمخاطب‌های سایت در هفته گذشته بود. او در این یادداشت به آن چه باعث شده حساسیت‌هایی نسبت به این سریال برانگیخته شود، پرداخته است. 

«<a href="/parsipur/2008/09/post_179.html"><u>حکایت آن شب که نخوابیدم</u></a>» از مجموعه گزارش‌های زندگی شهرنوش پارسی‌پور در هفته گذشته از پربیننده‌های سایت زمانه بود. پارسی‌پور در این برنامه خاطره سفرش در نوجوانی به تهران و شب بدی که در قطار گذرانده را تعریف کرده است. 

جالب است که بدانید برنامه آشپزی با <a href="/friday/2008/09/post_155.html"><u>دستور پخت کوفته</u></a> به روایت‌های مختلف، از برنامه‌های پرمخاطب و پرکامنت بوده است. این برنامه اولین برنامه از مجموعه «آشپزی ایرانی به روایت‌های گوناگون» بود که از برنامه‌های جدید روزهای جمعه زمانه است. 

تعداد کامنت‌های این برنامه حدود ۲۰ تاست که خیلی‌ها به دلیل ابتکار مینو صابری و ایجاد تنوع در برنامه‌های زمانه، از آن استقبال کرده‌اند. اما در این میان به زمانه این طور انتقاد کرده‌اند که چرا شبیه برنامه‌های خانواده شده است. 

بعد از این همه برنامه‌های پرمخاطب از عکس و سینما و خاطره گرفته تا آشپزی و تلویزیون، نوبت به برنامه های سیاسی می‌رسد. گفت و گوی مریم محمدی با هوشنگ امیراحمدی با عنوان <a href="/analysis/2008/09/post_764.html"><u>«ایران و آمریکا راهی جز صلح ندارند»</u></a> یکی از این برنامه‌هاست.

<a href="/jamali/2008/09/post_23.html"><u>«عقب‌نشینی از نوع سوم»</u></a> از دیگر برنامه‌های پرمخاطب سیاسی در هفته گذشته بود که در آن رضا جمالی با عباس عبدی گفت و گو کرده است. موضوع این گفت و گو در مورد واکنش رهبر ایران به سخنان رحیم‌مشایی درباره دوستی با مردم اسراییل بود.

به این ترتیب به نظر می‌رسد در هفته گذشته برنامه‌های سیاسی زمانه نسبت به برنامه‌های دیگر با استقبال کمتری مواجه شده‌اند. 

بعد از برنامه‌های پرخواننده، برویم سراغ پرکامنت‌های زمانه که بیشتر آن‌ها در بین پرمخاطب‌ها نیز بوده‌اند. اما ظاهراً در هفته گذشته بخش کامنت‌های زمانه، به پررونقی چند هفته قبل نبوده است و بیشترین تعداد کامنت‌ها از ۲۵ کامنت فراتر نرفته است. 

این برنامه پرکامنت با حدود ۲۵ نظر، قسمت دهم از مجموعه قرآن محمدی اکبر گنجی با عنوان <a href="/idea/2008/09/post_391.html"><u>«سرشت وحیانی قرآن»</u></a> بود. مقاله های اکبر گنجی هم‌چنان در میان پرمخاطب‌های سایت زمانه قرار دارند. 

‌بخش پایانی و یازدهم مقاله‌های قرآن محمدی گنجی با عنوان <a href="/idea/2008/09/post_392.html"><u>«دل‌های پاک مولد مثنوی و قرآن»</u></a> نیز حدود ۲۰ کامنت گرفت.

‌پاسخ عطاء‌الله مهاجرانی به او در وبلاگ شخصی مهاجرانی به نام مکتوب منتشر شده بود. زمانه این پاسخ را با عنوان <a href="/idea/2008/09/post_397.html"><u>«ماه قرآن»</u></a> در بخش اندیشه بازنشر کرد که این مقاله ۲۰ کامنت گرفت.

در پایان جالب است بدانید که در هفته گذشته زمانه حدود ۱۰ گزارش، ۳۵ گفت و گو و ۱۰ مقاله منتشر کرده است. از این بین ۲۰ مطلب فقط بر روی سایت منتشر شده‌اند. در هفته گذشته حدود ۲۰ برنامه را همکاران زن رادیو زمانه تهیه کرده‌اند.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_307.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_307.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چه خبر از زمانه؟</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 06 Oct 2008 18:00:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پارسی‌پور: یک سری کلیشه در مورد فحشا وجود دارد</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>«<u><a href="/parsipur/2008/09/post_184.html">بعضی زنان نیازمند بیش از یک همسر هستند</a></u>»، عنوان برنامه‌ای از شهرنوش پارسی‌پور بود که در آن به لایحه‌ی حمایت از خانواده پرداخته است.

خانم پارسی‌پور معتقد است بعضی از زنان مثل تعدادی از مردان دارای قوه‌ی جنسی خارق‌العاده‌ای‌اند و نیازمند آن هستند که بیش از یک همسر داشته باشند.

این برنامه واکنش‌های زیادی از سوی خوانندگان به دنبال داشته است. به همین بهانه سراغ خانم پارسی‌پور رفتیم تا ببینیم چه جوابی برای خوانندگان دارد.</small></strong>

[[sound]]

<strong>خانم پارسی پور، مهدی در یکی از این کامنت‌ها گفته است زنی را که به بیش از یک مرد نیاز دارد نه‌ می‌توان هرزه نامید و نه فاحشه. او فقط انسانی است که میل جنسی‌اش زیاد است و شوهرش جواب‌گوی نیاز او نیست و همین‌طور اگر مرد هم زنش پاسخ‌گوی نیاز جنسی‌‌اش نباشد به زن دیگری پناه می‌برد. جواب شما به مهدی چیست؟</strong>

من متخصص روابط زناشویی یا اندازه‌گیری قوه‌ جنسی زن و مرد نیستم. ببینید، من در جامعه‌ای زندگی می‌کنم و مشاهده می‌کنم که جامعه به مردان اجازه‌ چند همسری می‌دهد. خب من با خودم فکر می‌کنم که زن‌ها چه می‌شوند؟

توجه که می‌کنم می‌بینم، روسپی‌‌ها به‌طور معمول بیشتر از یک همسر دارند. ولی جامعه آنان را به بیرون از اجتماع پرت می‌کند و به آنان توهین می‌کند و آنان را جزو طبقه‌بندی آدم‌های معمولی قرار نمی‌دهد.

به همین دلیل می‌گویم چقدر عجیب است که نیازهای یک مرد از طریق قانون برای چند همسری محترم و شناخته شده است و قانون می‌گوید اگر مرد دلش خواست چند همسر بگیرد.

در همین راستا مردان زیادی را می‌شناسیم که ارتباطات گسترده‌ای با زنان زیادی دارند و باز هم طبیعی تلقی می‌شوند و جزو جامعه‌اند، احترام می‌شوند و «جناب آقا» خطاب می‌شوند.

ولی زنانی که با بیش از یک مرد رابطه برقرار می‌کنند اگر همسر داشته باشند سنگسار می‌شوند و بعضی از آنان هم که جزو روسپی‌‌ها می‌‌شوند، کوچک‌ترین احترام اجتماعی ندارند.

بنابراین بحثی که من کردم این بود: شما که به مردان اجازه‌ چند همسری می‌دهید به زنان هم باید اجازه‌‌ چند همسری بدهید و باید این دو را با یکدیگر برابر تلقی کنید.

<strong>افرا هم چنین مساله‌ای را مطرح کرده و گفته است مساله فحشا فاجعه‌ای است که بر‌اساس نیاز جنسی در مردان ایجاد شده، نه نیاز جنسی زنان. نظر شما چیست؟</strong>

من این را قبول ندارم و کسانی که این حرف را می‌زنند یک‌سری کلیشه در مورد فحشا در ذهنشان است. وقتی من را به خاطر کتاب «زنان بدون مردان» زندانی کرده بودند، در زندان جمهوری اسلامی با چند فاحشه هم‌بند بودم.

با برخی از آنان صحبت کردم و متوجه شدم تمایلی از طرف دختر هم بوده که منجر به فحشا شده است.

یعنی به آن معنی نیست که مردان به دختران تجاوز می‌کنند هر چند که این موضوع هم وجود دارد، اما زنان هم خود در این مورد نقش دارند. البته فکر نمی‌کنم هر زنی این‌گونه باشد.

[[photow01]]

<strong>خانم پارسی‌پور، خواننده‌ای هم که خود را با عنوان منتقد معرفی کرده نوشته است، فاحشه الزاماً آن کسی نیست که بدنش به بیش از یک مرد احتیاج داشته باشد. در مورد فاحشه‌گری باید علت روانی و اقتصادی آن هم ریشه‌یابی شود.</strong>

اقتصاد یکی از مبانی تمام رفتار‌هایی است که ما انجام می‌دهیم. بنابراین چیزی طبیعی است که یک زن به‌خاطر فقر و نیاز شدید مالی بدنش را در اختیار مردان بگذارد.

این موضوع در موارد متعدد دیده می‌شود اما باز هم می‌‌بینیم که تمام زنان این‌‌گونه نیستند. زنانی هستند که در اوج بدبختی و فلاکت، رختشویی می‌کنند یا کار‌های سخت انجام می‌دهند اما روسپی نمی‌شوند.

نمی‌خواهم بگویم که زنان روسپی زنان خاصی هستند، می‌گویم فقر مالی لزوماًً به روسپی‌گری منجر نمی‌شود. یکی از دلایل روسپی‌گری نیاز جنسی زنان هم است.

<strong>بله، ولی کسی که نیاز جنسی بالایی دارد، لزوماً روسپی نمی‌شود، اما با چند مرد ارتباط دارد و این منبع درآمدش نیست. این دو قضیه را می‌توان جدا کرد.</strong>

ببینید،زنان طبقه مرفه روسپی نمی‌شوند، با چند مرد رابطه برقرار می‌کنند. حالا ممکن است آقایان باور نکنند که چنین زنانی وجود دارند اما واقعاً وجود دارند.

اغلب حرف‌هایمان را کلیشه‌ای می‌زنیم و مطالعه نمی‌کنیم. زنان طبقاتی که از نظر مالی رفاه‌‌ دارند، مخفیانه و یواشکی ‌کارهایی انجام می‌دهند.

گاهی اوقات جامعه نمی‌فهمد و گاهی هم می‌فهمد. افراد زیادی را می‌شناسم که مادرانشان خارج از رابطه با پدرشان آنان را به‌وجود آورده است.

نکته‌ی جالبی بگویم، خیلی از مردان باور ندارند که زنان نیاز جنسی دارند و فکر می‌کنند که زن فقط یک شیء ‌جنسی است که مردان می‌خرند و با او ارتباط جنسی برقرار می‌کنند و به او امکانات کاری و شغلی می‌دهند.

<strong>باز هم یکی از کامنت‌گذاران می‌گوید تمایل به چند همسری که در بعضی از مردان و زنان وجود دارد به‌خاطر عطش ‌جنسی نیست بلکه فقط یک نوع تمایل به تنوع‌طلبی است که هر کسی می‌تواند آن را داشته باشد.</strong>

در اغلب موارد همین‌طور است و این تنوع‌طلبی در ذهن انسان وجود دارد. در سه هزار سال گذشته با تمدنی مواجه هستیم که اتحاد بین «مرد» و «امرد» تشکیل شده است.

اگر در اسطوره‌ها نگاه کنید، می‌بینید که این داستان با «گیل‌گمش» شروع می‌شود. اتحاد «گیل‌گمش» و «انکیدو» که دو دوست مرد هستند و به نظر می‌رسد کشش جنسی بین آن‌ها وجود دارد.

اما بعدها شکل تاریخ به این صورت برقرار شده است: مردان با هم متحد می‌شوند، در شکلی که رابطه جنسی دارند یا ندارند و همه‌ی کارها را با هم انجام می‌دهند.

زن را از دایره‌ی تاریخ خارج می‌کنند. مثلاً سعدی رسماً می‌گوید «به حال پدری که دخترش خارج از خانه می‌‌رود باید گریست» ولی تعداد زیادی شعر عاشقانه دارد و تمام این اشعار عاشقانه برای پسران است.

<strong>خانم پارسی‌پور، دوست دیگری گفته است قانونی شدن چند همسری برای زنان راه حلی کلی ندارد و به‌خصوص راه حل آن این نیست که قانون‌گذار برای آن بندی مصوب کند؛ بلکه باید پای خود را از «رخت و تخت» مردم بیرون بکشد. در جواب این دوست ما چه می‌گویید؟</strong>

قانوگذار مجبور به تصویب قانون است. چون جامعه را باید اداره کرد و اگر قانونگذار قانون نگذارد هرج و مرج عجیبی پیش می‌آید.

<strong>فکر می‌کنم منظور این کامنت‌گذار این است که قانون نباید به مسایل شخصی و حریم خصوصی مردم کار داشته باشد و برای آن‌ها هم قانون وضع کند.</strong>

بله، نباید این کار را بکند. ولی واقعیت این است که الان قانون این کار را می‌‌کند. آقایی شکایت می‌کند و می‌گوید زنم به من خیانت کرده است زن را دستگیر می‌کنند و ثابت می‌کنند که خیانت کرده و بعد او را سنگسار می‌کنند.

حرف من این است که وقتی این زن به مرد خیانت می‌کند دو حالت دارد یا مرد قادر به ارضای او نیست یا زن به قول آقایان ،تنوع‌طلب است. خب طلاقش بدهند نه این‌که سنگسارش کنند.

باید قانون این را بپذیرد که زن هم احساس جنسی دارد و ممکن است بر‌مبنای احساس جنسی‌‌اش با بیش از یک مرد تماس داشته باشد.

خود ما زنان باید به خودمان احترام بگذاریم و باور کنیم که تعدادی از هم‌جنسان ما دارای احساس جنسی متفاوتی هستند و ممکن است بیش از یک مرد بخواهند.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_306.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_306.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">با خانم و آقای زمانه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 06 Oct 2008 14:55:46 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تلفن ‌پیغام‌گیر رادیو زمانه </title>
         <description><![CDATA[<strong><small>به سراغ تعدادی از پیام‌های شنوندگان و خوانندگان سایت رادیو زمانه رفته‌ام و به طرح سوالات شنوندگان و پاسخ‌های رادیو مبادرت کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

تلفن ‌پیغام‌گیر رادیو زمانه همیشه آماده است که پیغام‌های شما را دریافت کند و به همکاران ما در رادیو زمانه انتقال بدهد.

به پیغام یکی از خوانندگان توجه کنید: «با سلام خدمت تمام بچه‌های رادیو زمانه. کار شما خیلی خوب است اما انتقادی به یکی از گویندگان رادیو به نام خانم مریم محمدی داشتم.»

ایشان ادامه می‌دهد: «به نظر می‌رسد که ایشان لهجه دارند، البته نمی‌دانم لهجه‌ی شمالی دارد یا کردی. به هر حال این ته لهجه‌ی ایشان هنگام صحبت کردن شنونده را اذیت می‌کند و به نظر من اگر ایشان آن ته لهجه‌ی خود را از بین ببرند کیفیت اجرای ایشان افزایش پیدا می‌کند.»

ضمن تشکر از این شنونده‌ی عزیز رادیو زمانه، باید بگوییم باور ما در رادیو زمانه این است که سعی کنیم صدای ایرانی‌ها باشیم‌. ایرانی‌ها همه تهرانی نیستند و اعتقاد ما این است که ایران فقط تهران نیست.

البته پیغام شنونده‌ی خوب ما باعث شد تا من از همکارمان خانم محمدی سوال کنم، اهل کدام شهر ایران است که دست بر قضا ایشان اهل تهران بود.

ما ایرادی نمی‌بینیم که گوینده‌های ما با لهجه‌ها و لحن‌های مختلف ایرانی صحبت کنند. بنابراین هر کس که لهجه دارد نباید مانع گویندگی‌اش بشود.

شما می‌توانید با یکی از لهجه‌های فراوان ایرانی در رادیو زمانه یکی از ما باشید‌، چون ایران فقط تهران نیست.

مخاطب دیگری هم نظرش را در‌مورد رادیو زمانه با ما در میان گذاشته است. این مخاطب ارجمند می‌گوید:

«رادیو زمانه چند ماهی است انتشار مقالاتی را در دستور کار خود قرار داده است که مشخص نیست از آن چه رهیافتی دارد. دفاع از حقوق همجنس‌گرایان است یا بحث تحلیل و نقد قرآن، آیا مهم‌ترین دغدغه‌ی امروز ایرانیان این موارد است؟»

ضمن تشکر از این شنونده‌ی خوب رادیو زمانه ‌یادآور می‌شویم که سنجیدن این‌که مهم‌ترین دغدغه‌ی مردم ایران در حال حاضر چیست، کار آسانی نیست و ما هم ادعا نداریم که می‌توانیم این کار را انجام بدهیم.

ولی توجه به کسانی که در رسانه‌های رسمی، وجودشان نادیده گرفته می‌شود و حتا در گفتمان مقامات سیاسی وجودشان انکار می‌شود، یکی از موضوعات مورد توجه‌ی زمانه بوده است.

در این رادیو به تضارب اندیشه‌‌ها معتقدیم و تلاش می‌کنیم که این‌گونه عمل کنیم و بر این باوریم که باید حرف بزنیم و به صحبت‌های یکدیگر گوش بدهیم.

فکر می‌کنیم اگر برای صاحبان هر اندیشه‌ای فرصت فراهم می‌کنیم، برای نقد آن اندیشه هم باید فرصت وجود داشته باشد.

اگر شما هم نقدی بر نظرات مطرح شده در رادیو زمانه دارید، حتماً شنونده‌ی آن خواهیم بود. دیدگاه‌های خود را برای ما بفرستید.

یکی دیگر از مخاطبان ما به نام تورج، ضمن تشکر از برنامه‌های رادیو زمانه درخواست افزایش ساعت پخش برنامه را می‌کند و از سرنوشت تلویزیون زمانه سراغ می‌گیرد.

در جواب ایشان هم باید بگویم: پارلمان هلند در سال ۲۰۰۴ بودجه‌ای برای راه‌اندازی یک تلویزیون فارسی‌ زبان اختصاص داده بود که به دلایل مختلفی این‌ امکان فراهم نشد و تبدیل به پروژه‌های مختلف شد که رادیو زمانه یکی از آن‌ها است.

<HR>

<small>می‌توانید در بخش «درباره‌ی ما» سایت رادیو زمانه در این مورد اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.۸۲۱۸۵۳۵۱ - ۰۲۱شماره تماس ما در تهران است و شماره‌ی پیغام‌گیر ما در هلند هم این است: ۰۰۳۱۲۰۵۶۸۲۰۷۰
منتظر تماس‌های شما در رادیو زمانه هستیم.</small>]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_305.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_305.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">زمانه از نگاه ديگران</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 04 Oct 2008 12:33:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>لوا زند: ثبت تاریخ به ضرر کسی نیست</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>«<a href="/friday/2008/09/post_147.html"><u>گلدانه را به جرم بهایی شدن آتش زدند</u></a>» عنوان برنامه‌ای از سری برنامه‌های «روایت زنان» بود. در این برنامه لوا زند، با خانمی به نام زیبا بدیعی گفت ‌و ‌گو کرده بود.

زیبا بدیعی اطلاعاتی در مورد سوزاندن زنی به نام «گلدانه» را که حدود ۲۶ سال قبل در یکی از روستاهای مازندران اتفاق افتاده بود برای زمانه ایمیل کرده بود.

این گفت‌ و‌ گو واکنش‌های زیادی از طرف خواننده‌های زمانه به دنبال داشت. به همین بهانه سراغ لوا زند رفتیم تا به این کامنت‌ها پاسخ دهد.</small></strong>

[[sound]]

<strong>سیامک‌ فرخی در کامنت خود می‌گوید روش شما در تبلیغ بهاییت با بازخوانی وقایع گذشته خیلی نخ‌نما شده است. او می‌گوید من قتل و عام فرقه‌ای مذهبی در آمریکای دهه‌ ۹۰ را فراموش نمی‌کنم که نظامیان آمریکایی حتی از تانک برای انهدام محل استقرار اعضای فرقه‌ داوودیه استفاده کرده بودند. البته ایشان نمی‌خواهد رفتارهای فاشیستی و غیر‌مسئولانه‌ی دولت را تبرئه کند. اما می‌گوید لااقل شما نمی‌توانید داعیه‌ دفاع از اقلیت‌ها را داشته باشید و بگذارید کسانی این ادعا را داشته باشند که سابقه‌ی وحشتناک نقض حقوق بشر در پرونده‌شان نیست و در فجایع «گوانتانامو» و «ابوغریب» دست ندارند. در جواب این دوست ما چه می‌گویی؟</strong>

کامنت آقای فرخی چند بحث دارد. اول این‌که اگر این روش تبلیغ نخ‌نما شده باشد، حداقل من برای اولین بار بود که در برنامه‌ام از این گروه از اقلیت‌های مذهبی در ایران صحبت کردم.

بنابراین این بخش در مورد برنامه‌ی من صادق نیست که  بگویم من همیشه این کار را می‌کنم. جریان این برنامه از این قرار بود که دوستی به من ایمیل زد و اطلاعاتی در مورد جریان فوق گفت.

در مورد این گفته‌ها تحقیق شد و چون ماجرا در مورد یک زن بود و ثبت و بازخوانی وقایع گذشته و تاریخ شفاهی مهم است این برنامه ساخته شد.

من با بخشی از صحبت‌های آقای فرخی موافق نیستم. چون حداقل در برنامه‌ی «به روایت زنان» اولین بار بود که از یک زن از گروه اقلیت نام برده می‌شد.

موضوع دیگر این‌که من در مورد قتل‌های «فرقه‌ داوودیه» در آمریکا چیزی نشنیده‌ام و امکان دارد که چنین چیزی وجود داشته باشد، همان‌طور که ممکن است چنین چیزی واقعی نباشد.

ولی در هر حال این موضوع و این‌که ما ایرانی هستیم، چیزی از اصل ماجرا کم نمی‌کند. نمی‌گویم در مورد اتفاقات دیگری که در دنیا در حال وقوع است ما بی‌مسئولیت هستیم.

ولی در هر حال ما در «زمانه» یک خط مشی داریم که به مسایل مردم ایران می‌پردازیم و برنامه‌ی «به روایت زنان» هم که مخصوص زنان است.

این‌که این دوست ما می‌گوید کسی می‌تواند ادعای دفاع از حقوق ‌بشر را داشته باشد که در ابوغریب و گوانتانامو دخالت نداشته باشد هم عجیب است. من واقعاً تا امروز نه در گوانتانامو کار کرده‌ام و نه در ابوغریب.

نمی‌دانم منظور اصلی این دوست ما در این قضیه چه بوده است. متوجه‌ی این بخش از صحبت‌های این دوست‌مان ‌که زمانه در این جاها دست داشته یا بهاییان ایران و یا من، نمی‌شوم.

اما وقتی از نقض حقوق بشر در یک نقطه از دنیا صحبت می‌کنیم به معنای آن نیست که در دیگر نقاط جهان حقوق ‌بشر نقض نمی‌شود.

هر کس باید در مورد وقوع این قبیل اتفاقات صحبت کند و فکر نمی‌کنم که صحبت کردن در مورد یک بخش از جریان باعث نقض بخش‌های دیگر آن شود.

لازم می‌بینم که باز هم حضور و دست داشتن‌ام را در ابوغریب، گوانتانامو یا قتل‌ و‌ عام‌های داوودیه تکذیب کنم و بگویم که من نقشی در این حوادث نداشته‌ام.

[[photow01]]

<strong>کامنت‌گذاری به نام شهرام پرسیده است چرا زمانه این‌قدر در مورد بهاییان و منافقان مطلب می‌نویسد؟ البته بعد از این گفته است که با کشتن افراد به خاطر اعتقادات‌شان مخالف است. اما دلیل نبش قبر وقایع گذشته را نمی‌فهمد، که در این مورد هم توسط مردم عادی انجام شده است. بعد هم گفته تا آن جایی که می‌داند اگر بهاییان در ایران جاسوسی نکنند، تحت پیگرد قرار نمی‌گیرند. شهرام نوشته است که حتی بعضی از بهاییان را می‌شناسد که به طور عادی زندگی ‌می‌کنند، بازنشسته شده‌اند و حقوق بازنشستگی در‌یافت می‌کنند. پس دلیل این جوسازی چیست؟ چه جوابی می‌توان به این کامنت‌گذار داد؟</strong>

این‌که چرا گذشته شکافته می‌شود، طبق دیدگاه من دلیل‌اش این است که این‌ها بخشی از تاریخ شفاهی ما است:

کسی رفته تحقیق کرده‌، افراد محلی در مورد این ماجرا حرف زده‌اند و ممکن است بعد از مرگ یک نسل کسی از این ماجرا اطلاعاتی نداشته باشد ثبت این تاریخ شفاهی مهم است.

حالا این گزارش در مورد گلدانه علی‌پور بوده است. ممکن است این اتفاق در جای دیگر به نحو متفاوتی روی دهد. تصور نمی کنم ثبت تاریخ به ضرر کسی باشد.

در مورد بهاییان هم باید بگویم تا آن جایی که من می‌دانم در ایران مورد تعرض و ظلم هستند، در مورد این‌که چه کسی جاسوس است و چه کسی نیست و این‌که همه‌ی بهاییان جاسوس هستند یا خیر نمی‌توانم قضاوت کنم.

فکر می‌کنم وقتی با قصه‌ی فردی مثل گلدانه علی‌پور در یک روستا مثل روستای «روشن‌کوه» در یک جنگلی در استان مازندران مواجه می‌شویم، نمی‌‌شود به این انسان که به خاطر مذهب‌اش سوزانده شده بی‌تفاوت بود.

باید در مورد آن فکر کرد. آیا می‌توانیم به یک زن ۴۵ ساله که سواد خواندن و نوشتن ندارد تهمت جاسوسی بزنیم‌؟ زنی که توسط برادرزاده‌های‌اش کشته شد.

گفتم که این اولین برنامه‌ی من در مورد اقلیت مذهبی بهاییان بود. اما مشی رادیو زمانه در مورد بهائیت یا باز‌خوانی حوادث ۱۳۶۰ بازخوانی بخشی از تاریخ است و موضع خاصی در مورد این‌که این رویداد درست بوده یا خیر ندارد.

<strong>یکی از مخاطبان هم بدون ذکر نام خود گفته است که این قبیل اتفاقات کار خود بهاییان برای مظلوم‌نمایی بیشتر‌ است. هم‌چنین گفته است اگر اطلاعات بیشتر می‌خواهید با من تماس بگیرید.</strong>

این کامنت بدون نام و امضا را دیدم. من از این قضیه استقبال می‌کنم. وقتی در مورد خانم علی‌پور به من ایمیل زده شد، در مورد آن تحقیق کردم. این‌طور نبوده که به من ایمیل بزند و من بگویم بیایید فردا با شما مصاحبه کنم.

در مورد صحت و سقم این مسأله و روی دادن آن در روستا مطمئن شدم. اما وقتی کامنت بدون اسم و آدرس می‌گذارند و بعد یک مسأله را زیر سوال می‌برند و از مسأله‌ی دیگر خبر می‌دهند، کمی تحقیق و بررسی در مورد آن دشوار می‌شود.

موضوع دیگر این‌که من همیشه سعی کرده‌ام به مخاطبان‌ام جواب بدهم و چندین برنامه هم بر اساس پاسخ به مخاطبان‌ام ساخته‌ام.

الان هم اگر این دوست‌مان بیایند و حرف خود را ثابت کنند می‌توانیم یک برنامه‌ی دیگر در مورد این موضوع بسازیم و مثلاً بحث کنیم که گلدانه خودش، خودش را سوزاند و آن را به گردن برادرزاده‌هایش انداخت.

<strong>می‌خواهم یک سوال خارج از کامنت‌ها بپرسم: اگر این اتفاق برای یک مرد افتاده بود، جایش در «روایت زنان» بود یا خیر؟</strong>

اگر فردی که به من ایمیل زد، می‌گفت این ماجرا در مورد یک مرد اتفاق افتاده بود، احتمال این‌که من آن را به یکی از همکاران مرد و یا برنامه‌های مربوط به آن‌ها ارجاع می‌دادم، زیاد بود.

روایت زنان بر اساس تعریفی که از ابتدا در مورد آن صورت گرفته، مخصوص زنان است. اما این‌گونه نبود که اگر ماجرا به من اطلاع داده می‌شد، بی‌توجه از کنار آن می‌گذشتم و می‌گفتم به من ارتباطی ندارد.]]></description>
         <link>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/09/post_304.html</link>
         <guid>http://radiozamaaneh.com/radioblog/2008/09/post_304.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">با خانم و آقای زمانه</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 30 Sep 2008 16:35:57 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
