رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۹ آبان ۱۳۸۵
به بهانه نمايش دو فيلم ايرانی در فستيوال لندن

ذائقه متفاوت تماشاگر ايرانی و غربی

پرويز جاهد


هدیه تهرانی (چپ) و ترانه علیدوستی (راست) در فیلم چهارشنبه سوری

فيلم‌های زمان می‌ايستد ساخته عليرضا امينی و چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی تنها نمايندگان سينمای ايران در پنجاهمين دوره فستيوال فيلم لندن‌‌اند.

هرساله نماينده‌ای از اين فستيوال در فستيوال فيلم فجر تهران شرکت کرده و فيلم‌های ايرانی را برای نمايش در فستيوال لندن انتخاب می‌کند. اين بار نماينده فستيوال لندن دو فيلم با دو گرايش کاملا متفاوت از سينمای ايران را برگزيده است. فيلم چهارشنبه سوری يک فيلم ملودرام خوش ساخت است که به زندگی طبقه متوسط و مدرن ايران می‌پردازد و بر تم‌هائی چون خيانت و وفاداری متمرکز شده است.
رابطه‌های پنهان، زندگی زوج جوانی را به خطر انداخته و آنها را در يک موقعيت دراماتيک پيچيده و دشوار قرار داده است. اين فيلم در سال گذشته يکی از موفق‌ترين فيلم‌های ايرانی بود که در سينماهای ايران به نمايش درآمد و نه تنها مورد استقبال وسيع تماشاگران عادی سينما قرار گرفت بلکه منتقدان فيلم ايرانی نيز آن را پسنديدند و به عنوان بهترين فيلم جشنواره فجر برگزيدند.

بازی خوب و تا حدی متفاوت هديه تهرانی يکی از علت‌های موفقيت فيلم نزد تماشاگر ايرانی بود و نشان می‌دهد که سينمای ايران امروز به تدريج به سمت نظام ستاره‌سازی می‌رود و هنرپيشه‌ها می‌روند که نقش مهم و تعيين کننده‌ای در سرنوشت تجاری يک فيلم و موفقيت و شکست آن پيدا کنند.

نمايش چهارشنبه سوری در فستيوال لندن برخلاف نمايش آن در ايران تقريبا با سکوت برگزار شد. عليرغم استقبال تماشاگران ايرانی چشنواره از اين فيلم، مطبوعات و رسانه‌ها توجهی به اين فيلم نشان ندادند. درجلسه نمايش ويژه آن برای مطبوعات، تعداد کمی از تماشاگران حرفه‌ای سينما شرکت کرده بودند. شايد عدم حضور فيلمساز و عوامل ديگر فيلم، يکی از علل سکوت رسانه‌ای درباره اين فيلم بود اما به اعتقاد نگارنده، عامل مهم‌تر تفاوت ذائقه ايرانی و ذائقه فرنگی است.


نمایی از فیلم زمان می ایستد ساخته علیرضا امینی

تماشاگر ايرانی فيلم چهارشنبه سوری را می پسندد و با آن ارتباط برقرار می‌کند و با آدم‌های آن همذات پنداری می‌کند چرا که با موضوع فيلم و شکل روايتی ساده آن آشناست. چرا که چهارشنبه سوری بيش از هرچيز متکی بر ساختار سريال‌های تلويزيونی ايرانی است و از قواعد آن پيروی می کند. تماشاگر غربی آن را نمی‌پسندد چون نه موضوع و نه ساختار آن هيچ چيز تازه‌ای برای او ندارد. چهارشنبه سوری فاقد ابهام دوست داشتنی فيلم‌های اروپائی اين ژانر است که بر محور خيانت در زندگی زناشوئی بنا شده‌اند و امکان تاويل را از تماشاگر می‌گيرد.

فيلم زمان می‌ايستد اما برخلاف چهارشنبه سوری تا کنون در ايران اکران عمومی نداشته و با سوژه و ريتم خاصی که دارد بعيد است که در صورت نمايش عمومی، نظر مخاطب عام را جلب کند. اين فيلم حتی در جذب مخاطب خاص يعنی منتقدان فيلم ايرانی در زمان نمايش آن در فستيوال فيلم فجر نيز موفقيتی نداشته است. يک زن جوان باردار که می‌خواهد از مرز عبور کند تنها شخصيت و در واقع تنها آدم اصلی فيلم است که در طول فيلم مونولوگی طولانی را درباره خود و رابطه‌اش با دوست پسرش که آن سوی مرز منتظر اوست، با خود، خدای خود و بچه‌ای که در شکم دارد زير لب زمزمه می‌کند.

امينی با شناختی که از مخاطب فرنگی دارد، سعی کرده با تغيير شکل کلاسيک روايت و شکستن زمان، فيلم را از يکنواختی و ملال آور بودن نجات دهد اگرچه با همه اين‌ها فيلم همچنان کند و ملال آور است اما برای تماشاگر غربی اين مهم نيست. او از اين نوع فرم بيانی و ساختار روايتی لذت می برد. برای او فيلمبرداری رضا رخشان با دوربين روی دست در ارتفاع های پربرف کوهستانی قابل تحسين است. همين‌طور ديدن صحنه‌های مربوط به جسدهای يخ زده مهاجران نيز برای او تکان دهنده است. به علاوه مهم تر از همه فيلم ابهام مورد نظر او را هم دارد و به او اجازه می دهد که خود هر طور که دوست دارد آن را تفسير و تاويل کند. برای همين او از کشف مفاهيم سياسی در فيلم لذت می برد و دوست دارد در جلسه نمايش آن يا فيلمساز درباره اين مفاهيم و تابوهای سينمای ايران بحث کند.

به اين دليل است که فيلم زمان می ايستد موفق می شود نظر و توجه بيشتری را در فستيوال لندن به خود جلب کند. اغلب منتقدان انگليسی فيلم را ستودند و از امينی به عنوان استعدادی تازه در سينمای ايران نام بردند.
به هرحال امينی فيلمساز بسيار جسور و خستگی ناپذيری است و عليرغم عدم نمايش تعدادی از فيلمهايش در ايران، همچنان به ساختن فيلم با امکانات ارزان (فيلم‌هائی با بودجه بسيار کم و عوامل و بازيگران غير حرفه‌ای) ادامه می‌دهد. به نظر می‌رسد برای او نمايش فيلم‌هایش در ايران چندان اهميتی ندارد چرا که او ذائقه تماشاگر غربی را دريافته و مخاطب او در اين سوی آبها تضمين شده است.

نظرهای خوانندگان

من شنبه شب اشتباه شما را در نام گذاری ترانه علیدوستی برایتان نوشتم. الان یکشنبه ظهر است و ظاهرا این مورد هنوز به نظر دبیر وب سایت نرسیده. چه سیستم خلاقی! اگر روزی اشتباه بسیار تعیین کننده ای از شما سر بزند و دبیر وب سایت خواب، یا در حمام یا بیحوصله باشد، چه؟؟؟
:: حق با شماست. متشکریم از تذکرتان. این اشتباه اصلاح شد- زمانه::

-- ماهبانو ، Oct 29, 2006 در ساعت 01:34 PM

جالب است. ماه گذشته در جشنواره فیلم تورنتو بعد از نمایش فیلم نیمه ماه قبادی دو خانم کانادایی که پشت سرم نشسته بودند با یکدیگر می گفتند که پس بلاخره کی قرار است ما تصویر زندگی واقعی و روزمره مردم خاورمیانه را در فیلم هایشان ببینیم. ظاهرا دلخوری این تماشاگران از این بود که زن فیلم اصلا واقعی نیست و پیدا بود که این دو بانوی میانسال مشتاق دیدار زن های معمولی و واقعی بودند و داشتند دست خالی سالن را ترک می کردند.

-- مریم ، Oct 30, 2006 در ساعت 01:34 PM

با سلام، شاید عامل تفاوت در موفقیت فیلم چهارشنبه سوری در ایران و در انگلستان چیزی به جز تفاوت ذائقه تماشاگر ایرانی و غربی بوده، چون این فیلم بهترین فیلم جشنوارهء بین المللی فیلم شیکاگو شناخته شد. در ضمن این را هم می خواستم به شما بگویم که از خواندن کتاب نوشتن با دوربین شما بسیار لذت بردم. موفق باشید.

-- آذین ، Oct 31, 2006 در ساعت 01:34 PM