ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

روایت یک خانواده فاسد

حمید مافی- اقتصاد ایران همه مولفه‎های فسادخیزی را داراست. نهاد ثروت و قدرت در کنار یکدیگر قرار دارند و رانت اطلاعاتی در نبود شفافیت اطلاع‌رسانی، نقش ویژه‎ای در اقتصاد بازی می‌کند.

فساد گریبان اقتصاد ایران را رها نمی‎کند. کمتر سالی است که در پایان آن نهادهای نظارتی گزارش‎هایی از فساد در اقتصاد ایران ارائه نکنند و دستگاه قضایی هم پرونده‎ای برای متهمان تشکیل ندهد. به دلیل ساختار حکومت ایران و وجود انواع و اقسام تاریکخانه در آن، می‌توان فرض را بر این گذاشت که این پرونده‌ها تنها نوک کوه یخ را به نمایش می‌گذارند.

با رو شدن برخی پرونده‎ها، پای مدیران دولتی و نمایندگان مجلس هم به دادگاه و بازجویی باز شده و این امر هر از گاهی دست‎مایه رقابت‎های سیاسی قرار گرفته است. با همه این‎ها اما رشد فزاینده فساد در ایران نه تنها متوقف نشده که در یک دهه گذشته شتاب بیشتری نیز گرفته است.

در آخرین پرونده فساد اقتصادی در ایران که به رسانه‎ها راه یافته‎ است، یک‎بار دیگر نام تعدادی از نمایندگان مجلس، مدیران ارشد دولتی و صاحبان رسانه‎ها به میان آمده‎است.این بار علیرضا محجوب در مقام عضو کمیسیون تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی، به خبرنگاران گفته است که رئیس پیشین سازمان تامین اجتماعی بسیاری از مدیران دولتی، نمایندگان مجلس و صاحبان رسانه‎ها را تطمیع کرده است.

در دادگاه رسیدگی به جرایم گروه آریا نیز نام بسیاری از مدیران ارشد دولتی به میان آمد. رئیس سازمان خصوصی‎سازی، رئیس سازمان نوسازی و توسعه معادن، دو معاون وزیر راه و وزیر پیشین راه‎سازی و شهرسازی، معاون وزیر صنعت و مشاوران ارشد محمود احمدی‎نژاد و چند نماینده مجلس از جمله کسانی بودند که در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی راه را برای فساد و تخلف گروه آریا هموار کرده بودند.

در سال‎های گذشته تعداد پرونده‎های فساد اقتصادی در ایران افزایش یافته است. اگر در دهه هفتاد روزنامه سلام و پس از آن نشریه پیام دانشجو و گزارش روز گوشه‎هایی از پرونده فساد اقتصادی در ایران را افشاء کردند، در دهه هشتاد رسانه‎ها امکان بیشتری برای شفاف سازی اقتصاد ایران یافتند.

اما نورافکنی رسانه‎ها به اتاق‎های تاریک اقتصاد ایران نیز مانعی برای رشد فزاینده فساد ایجاد نکرد. به گونه‎ای که به گفته رئیس پلیس آگاهی ایران، تنها در سال ۱۳۹۰ بیش از ۲۱۸ پرونده اختلاس بانکی تشکیل و به مراجع قضایی ارسال شده‎ است.

 در سال گذشته نیز اگر چه مقام‎های قضایی آمار دقیقی از تعداد پرونده‎های مرتبط با مفاسد اقتصادی ارائه نکرده‎اند، اما معاون اطلاعات و آمار قوه قضائیه گفته است که پرونده‎های اقتصادی شش درصد افزایش یافته‎اند. دولت، مجلس و دستگاه قضایی ایران نیز همزمان با افزایش جرایم اقتصادی، دستورالعمل‎های ویژه‎ای برای مقابله با فساد اقتصادی تصویب و ابلاغ کرده‎اند. رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در دستورالعملی از دولت و سایر دستگاه‎های حکومتی خواسته است که مانع از گسترش فساد شوند.

با این‎حال هیچ یک از این دستورالعمل‎ها به نتیجه نرسیده است و بر اساس آخرین گزارش سازمان شفافیت بین‎الملل، جایگاه ایران در رتبه‎بندی شاخص ادراک فساد به ۱۴۴‎مین کشور جهان تنزل کرده است. بر اساس این گزارش، نمره شاخص ادراک فساد ایران در یک سال گذشته، سه نمره کاهش یافته که به سقوط ۱۱ پله‎ای ایران انجامیده است.

در رتبه‎بندی موسسه شفافیت بین‎الملل، ایران از ۱۰۰ نمره ممکن در امتیازدهی به شاخص‎های سلامت اقتصادی، توانسته است، یک چهارم نمره‎های ممکن را به دست بیاورد و با ۲۵ امتیاز در میان ۱۹ کشور خاورمیانه، جایگاه چهاردهم را به خود اختصاص داده است.

ایران در سال ۲۰۱۲، با نمره ۲.۸ از ۱۰ در جایگاه ۱۳۳ دنیا قرار داشته و در سال ۲۰۱۱، با نمره ۲.۷ ۱۲۰‎مین کشور دنیا به لحاظ شاخص ادراک فساد بوده است. در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۰۹ نیز به ترتیب ایران در رتبه‎های ۱۴۶ و ۱۶۸ قرار داشته است. در سال ۲۰۰۸ نیز ایران ۱۴۱‎مین کشور جهان بوده است.

نگاهی به رتبه‎بندی پنج ساله موسسه شفافیت بین‎الملل، نشان می‎دهد که علیرغم بهبود وضعیت ایران در سال ۲۰۱۱، ایران هیچ‎گاه نتوانسته‎ است از منطقه قرمز فساد بیرون بیاید.

"چند می‎گیری کاری را چاق کنی؟"

آن‎چه برای موسسه شفافیت بین‎الملل در سنجش سلامت اقتصادی کشورها اهمیت دارد، نقش مقام‎های دولتی و سوء استفاده آنان از موقعیت و قدرت خود برای منافع شخصی است. مسئله‎ای که اقتصاد ایران در همه سال‎های گذشته با آن دست به گریبان بوده‎است.

بسیاری از اقتصاددانان نفت و اقتصاد دولتی را عامل اصلی فسادخیزی اقتصاد ایران دانسته‎اند. این گروه بر این باورند که دولت برخوردار از منابع نفتی، منبع اصلی توزیع ثروت است و کنار هم قرار گرفتن ثروت و قدرت فسادآور است.

بزرگ‌ کنید

واقعیت آن ‎است که هر آنچه که در فساد اقتصادی رخ می‎دهد، یک رابطه دو طرفه است. در یک سو مقام‎های دولتی و یا کارمندان بخش دولتی و در سوی دیگر، فعالان اقتصادی و مراجعه‎کنندگان به نهادهای دولتی قرار دارند که در پیچ و خم قوانین غیرشفاف و تفسیرپذیر، راهکار را در یک مبادله غیرقانونی می‎بینند و هر دو نیز در پایان کار رضایت دارند. کارمند یا مقام دولتی توانسته است درآمد بیشتری به دست بیاورد و مراجعه کننده نیز گره از مشکلش باز شده است.

این نیمه پنهان سیستم فساد در ایران است. مصطفی اقلیما، جامعه‎شناس یکی از دلایل افزایش رشوه در ایران را عدم تامین نیازهای کارمندان دولتی عنوان کرده و گفته است: «افزایش دستمزدها با نرخ تورم برابر نیست و بسیاری از کارکنان برای تامین نیازهای خود، به دریافت رشوه روی می‎آورند.»

از سوی دیگر، شهروندان نیز به این باور رسیده‎اند که پرداخت رشوه یک امرعادی است و حس مسئولیت‎پذیری در برابر تخلف قانونی را از دست داده‎ و پذیرفته‎اند که در چرخه فساد اقتصادی به جای یک دیده‎بان ناظر و مسئول، مشارکت مستقیم داشته باشند.

نتایج یک نظرخواهی از شهروندان در باره رشوه در ایران نشان می‎دهد که ۸۶ درصد شهروندان معتقدند که پیشبرد کارهای اداری با پرداخت رشوه ممکن است و ۷۴ درصد نیز پذیرفته‎اند که حداقل یک‎بار رشوه پرداخت کرده‎اند.

دبیر شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تابستان سال گذشته بدون آن‎که آماری از میزان رشوه‎خواری ارائه بدهد، گفت: « رشوه‎خواری در کشور بیداد می‎کند.» همزمان با او، ابراهیم امینی، امام جمعه موقت قم نیز از رشوه‎خواری در دستگاه قضایی خبر داد و رشوه‎گیری را یکی از آفت‎های دستگاه قضایی برشمرد.

رئیس پیشین مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضائیه نیز اردیبهشت ماه سال گذشته از بازداشت چهار هزار کارچاق کن در دستگاه قضایی خبر داد. فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، سال گذشته از اخراج سه درصد از پرسنل نیروی انتظامی به دلیل رشوه‎گرفتن خبر داد و گفت: « ما نمی‎توانیم مدعی شویم که در دستگاه رشوه‎گیری وجود ندارد. تلاش ما برای کاهش رشوه‎گیری است.»

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ایران هم یک‎سال پیش از فساد اقتصادی در زیر چتر قدرت سیاسی انتقاد کرد و گفت: « ردپای مسئولان اطلاعاتی وافراد ذی‎نفوذ در فساد اقتصادی دیده می‎شود.»

اکبر ترکان، مشاور رئیس جمهوری کنونی ایران نیز سال گذشته در همایش « نقش مبارزه با فساد اقتصادی در جهادی اقتصادی» مدعی شد که دولت تا خرخره در فساد غرق شده و افرادی که با نهادهای دولتی، بانک‎ها، شهرداری‎ها و... سرو کار دارند، می‎دانند که باید کسی را ببینند تا کارشان پیش برود.»

"رشوه نمی‎دهیم، سرمایه‎گذاری می‎کنیم"

هادی مدیرعامل یک شرکت پیمانکاری نیروی انسانی است. او در سال ۱۳۸۵ یک شرکت کوچک در یکی از شهرستان‎های ایران داشته و حالا یکی از بزرگ‎ترین پیمانکارهای نیروی انسانی به شمار می‎آید. علاوه بر این یک شرکت واردات و صادرات نیز به ثبت رسانده و مالکیت یک شرکت تولیدی در کرمانشاه را در اختیار دارد.

او می‎گوید: « سوراخ دولت در ایران بزرگ است. در ایران کار نشد ندارد. پول که خرج کنی همه مطیع تو می‎شوند. من دو سالی است که شرکت پیمانکاری را واگذار کرده‎ام، چون وقت کم میاورم. در پنج سال گذشته، از شهرداری تهران تا شهرداری بروجرد را در اختیار داشتم، در صدا و سیما، شرکت نفت، راه‌آهن، فرودگاه‎های ایران، وزارت بهداشت، صنایع و آموزش پرورش نیز قرارداد داشتیم. برای همه این قرارداد‎ها هم راهی را رفتیم که دیگران می‎رفتند. قول دادیم که سهم مدیران دولتی را در نظر بگیریم.»

ماجرای او بی‌شباهت با آن‎چه که سرنوشت یدالله روزچنگ، مه‎آفرید خسروی و حتی بابک زنجانی را رقم زده‎است، نیست. تنها تفاوت در این است که او در تور دستگاه قضایی گیر نکرده است و البته به گفته خودش، این هم دلیل دارد: « من کار غیرقانونی انجام ندادم. سندی دال بر انجام جرم ندارند. چند باری احضار و بازجویی شدم اما هر کجا که شائبه جرم وجود داشت، حتما دستور یک مقام دولتی یا درخواست و توصیه‎نامه‎ای وجود داشت و در قبال نامه کتبی ما پرداخت‎هایی را انجام دادیم. اگر قرار بر مجرم بودن ماست، همه کسانی که رابط ما و نهادهای دولتی بوده‎اند، نقش بیشتری دارند.»

او می‎گوید: «بیشترین پرداخت ما به مقام‎های دولتی هنگام انتخابات بود. ما برای نامزدهای خاص ستاد زدیم یا پول به ستادهایشان تزریق کردیم. این هم ایراد قانونی ندارد، هزینه مردمی بوده برای یک نامزد خاص و بعد از آن هم بهره‎برداری کردیم از سرمایه‎گذاری که در انتخابات انجام داده‎ایم.»

فساد پایدار و حکومت فاسد پرور

فیلم سینمایی «یک خانواده محترم» روایتی است از ریشه‎های فساد در اقتصاد ایران پس از انقلاب. خانواده‎ای که یک برادر را در جنگ هشت ساله با عراق از دست داده‎است، پدر در هنگام جنگ سهمیه کالاهای اساسی شهروندان را احتکار می‎کند و دو برادر دیگر، دو راه متفاوت در پیش می‎گیرند. یکی راهی فرانسه می‎شود و در قامت استاد دانشگاه به ایران باز‎می‎گردد و با برادر دیگری روبرو می‎شود که از رانت برادر کشته شده در جنگ بهره برده و به ثروت افسانه‎ای دست یافت.

پس از مرگ پدر، برادر ثروتمند برای تصاحب همه دارایی‎های به جای مانده، تصمیم به جلب نظر برادر دیگر می‎گیرد و هنگامی که با مقاومت او روبرو می‎شود، به قوه قهریه و دستگاه اطلاعاتی و آدم‎ربایی متوسل می‎شود.

این فیلم را می‎توان نمونه کوچک شده‎ای از جریان حاکم در جمهوری اسلامی ایران دانست. روابط در هم تنیده گروه‎های سیاسی و صاحبان قدرت و غیبت نهادهای ناظر امکان رشد فزاینده فساد اقتصادی را تسهیل کرده است. نهادهای نظارتی نیز اراده یا توانی برای برخورد با مسئله فساد ندارند و گاه نیز بنا بر مصلحت نظام جمهوری اسلامی، پیگیری پرونده‎های فساد مقام‎های دولتی متوقف می‎شود.

مصطفی پور‎محمدی، هنگامی که مسئولیت سازمان بازرسی را بر عهده داشت، در پاسخ به سوالی در باره علت توقف پرونده بیمه ایران و عدم صدور قرار محمومیت محمدرضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی‎نژاد، گفت: « رسیدگی به این پرونده بنا بر مصلحت‎های متوقف شده است.»

عباس نبوی از روحانیون نزدیک به مصباح یزدی، این مصلحت را حکم حکومتی رهبر جمهوری اسلامی ایران دانست. پرونده محمد شریف ملک‎زاده نیز با دخالت رهبر جمهوری اسلامی ایران متوقف شد و او به فاصله کوتاهی پس از آزادی به عنوان مشاور هاشمی شاهرودی، رئیس پیشین قوه قضائیه ایران و مسئول کمیته حل اختلاف قوا منصوب شد.

واقعیت این است که اقتصاد ایران همه مولفه‎های فسادخیزی را دارد. نهاد ثروت و قدرت در کنار یکدیگر قرار دارند، به دلیل عدم شفافیت و آزادی اطلاع‎رسانی، رانت اطلاعاتی نقش ویژه‎ای در اقتصاد دارد. بنیادهای انقلابی و نظامی خارج از چارچوب نهادهای نظارتی نقش پررنگی در اقتصاد بازی می‎کنند.

نهادهای نظارتی موازی کارویژه اصلی خود را از دست داده‎اند و قوانین قابل تفسیر و با اراده‎ مقام‎های سیاسی قابلیت عدم اجرایی شدن را دارند. نهادهای مدنی و احزاب سیاسی از جایگاه با ثباتی برخوردار نیستند و فاقد ایفای نقش دیده‎بانی هستند و رسانه‎های مستقل نیز امکان ورود به خانه‎های تاریک اقتصادی و سیاسی ایران را ندارند.

مجموعه این مولفه‎ها در کنار هم و روند کاهنده سرمایه‎ اجتماعی، سالیان درازی است که اقتصاد ایران و فساد اقتصادی را هماغوش یکدیگر کرده است.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • hasani

    وقتی در بر همان پاشنه میچرخد و جنایت گران و دزدان مصون و معترضان در زندان و تحت فشار هستند کار به همین افتضاح هم میکشد

  • hamid

    حسن روحانی در نشست پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه برگزار شد،گفت: همچنین یک آمار از خزانه به من داده شد که رئیس خزانه هم عوض نشده است. بنده اگر گفتم رشد اقتصادی ما منهای 5.8 بوده کسی باید بدش بیاید؟ آمار این را می گوید بنده که نگفته ام. اگر بنده گفته ام دولت قبل بدهی های بزرگی را جا گذاشته و رفته است و فقط سه رقم آن را گفته و هنوز بقیه را نگفتم، چرا ناراحت شده اید؟ روحانی ادامه داد: گفتیم 74 هزار میلیارد تومان بدهی دولت قبل به سیستم بانکی است، یک 55 هزار میلیارد تومان بود که دولت به پیمانکاران و بخش های خصوصی بدهکار است و یک 60 هزار میلیارد تومان باقی مانده که گفته ایم؛ ما که هنوز بقیه را نگفته ایم؛!!!

  • فریاد در باد

    یکی از این خانواده های "محترم" فاسد متعلق به "محمد رضا یزدانپناه فدایی" است. این شخص که از خانواده ساده اما زرنگی بود و چندان هم فعالیت سیاسی نداشت درسش را زمان انقلاب نیمه کاره رها کرد و از امریکا به ایران آمد. بلافاصله به دلیل اینکه اصلیتش از روستاهای گرمان بود توی باند مافیای رفسنجانی بهرمانی رفت و به مقامات سود آورد رسید. منجمله سالها در زمان رفسنجانی مسئول مناطق آزاد کیش بود و تمام اعضای خانواده پر جمعیت خود را به آلاف و اولوف رساند که نیمی از آنها اکنون در امریکا و کانادا زندگی میکنند. خودش نیز عضو هیئت مدیره ده ها شرکت دولتی و خصوصی است و اکنون در"فقر و تنگدستی" در امریکا و ایران زندگی و تجارت میکند و لابد در آب نمک جناب رفسنجانی خوابیده تا سر موقع به پست جدیدی برسد. حالا این خاندان مثلا سردمدار "اصلاح طلبی" هستند. این بود نتیجه انقلاب غم انگیز و ارتجاعی ما و هزاران "خاندان محترم" اینچنینی.

  • اخبار ایران : » روایت یک خانواده فاسد

    […] رادیوزمانه: فساد گریبان اقتصاد ایران را رها نمی‎کند. کمتر سالی است که در پایان آن نهادهای نظارتی گزارش‎هایی از فساد در اقتصاد ایران ارائه نکنند و دستگاه قضایی هم پرونده‎ای برای متهمان تشکیل ندهد. به دلیل ساختار حکومت ایران و وجود انواع و اقسام تاریکخانه در آن، می‌توان فرض را بر این گذاشت که این پرونده‌ها تنها نوک کوه یخ را به نمایش می‌گذارند. […]

  • maryam

       توصیه میکنم همه فیلم یک خانواده محترم را ببینند به این دلیل که امثال این خانواده ها در ایران بیشمارند.

  • ناصر

    کارگزاران حکومت ایران مسلمان هستند و متشرع . فقها هم معتقدند تنها قانون معتبر هم احکام شریعت است . از فقیهی بپرسید که اگر کسی که ارباب رجوع شماست هدیه ای برای شما آورد ، اشکالی در گرفتن هست ، میگوید خیر ، مگر اینکه بگوید رشوه است که آن موقع گرفتن آن حرام است . اصل بر صحت است و وقتی میگوید هدیه است باید حرف او را پذیرفت و از طرف دیگر ، رد احسان هم پسندیده نیست . حال اگر فقیهی هم پیدا شود که مثل آقای بیات نظری بر خلاف این قول مشهور بدهد و با تعقل و کنار هم گذاشتن کلان بودن هدیه و کاری که ارباب رجوع از شما میخواهد ، بگوید ، این در حکم رشوه است و مخالف قول مشهور فقها فتوا بدهد ، فورا فریاد مکارم شیرازی بلند میشود که ، با دین مردم بازی نکنید . چون یک روایت هم بر منع گرفتن هدیه وجود ندارد . همین دیروز قاضی القضات دادش بلند شده بود که ، آنها که ما را به نقض حقوق بشر متهم میکنند ، اطلاعی از قوانین اسلام (فقه) ندارند و راست هم میگوید . همانطور که آنانی که نظام مقدس را به فساد متهم میکنند .

  • Mani

    جامعه ای که در خواب است نمیتواند به آنچه در پیرامون اش میگذرد واکنش نشان دهد. وقتی مرگ گفت که هیچ احساسی نداردمرگ بخوبی میدانست که صف میلیونها انسان به پیشواز او از انسانهای خواب آلود تشکیل شده است.انسانهای کرخت شده٬ انسانهای خواب آلود توسط ایدئولوژیها و توسط دیکتاتورها . انسانها خواب آلود نتوانستند چیزی در این صحبت ها ی شوم متوجه شوند. وقتی مرگ شروع به گرفتن جانها کرد انسانهای خواب آلود و مسخ شده نتوانستند واکنش نشان بدهند. و وقتی مرگ سراغ همسایه ها و سپس فرزندان آنها آمد آنها تازه حضور مرگ را احساس کردند. مردم آلمان به آنچه هیتلر میگفت واکنش آگاهانه نشان ندادند و وقتی هیتر گروه های اقلیت مانند یهودیها و کمونیستها و غیره را از بین میبرد مردم آلمان چیزی اشتباه در همه ی این توحش ها نمیدیدند زیرا آنها در خواب بودند و رویای بیداری میدیدند رویایی که دیوها بالهای سپید داشتند و مرگ را زندگی و زندگی را مرگ می دیدند . آنها زمانی بیدار شدند که همه جا را آتش فرا گرفته بود و صدها هزار بمب از آلمان مخروبه ای درست کرده بود. خواب آلمانی ها بیش از پنجاه میلیون جان گرفت. ایدئولوژیها اول انسانها را بخواب میبرند یا مسخ میکنند و سپس دیوها را وارد میکنند.و تداوم حیات دیوها بر این خواب عمیق انسانها و نآگاهی آنهاتوسط ایدئولوژیها بستگی دارد. لحظه ی بیداری بشر لحظه ی محو دیوها خواهد شد. و ایدئولوژیها اینرا بخوبی میدانند زیرا که آنها از توانمندی سلولهای مغز انسان که تماماٌ در خدمت آنها قرار میگیرد تغذیه میکنند.همان آنها هستند که اصلاح طلب و غیره را خلق میکنند تا وسیله ای برای جلوگیری از بیدار شدن انسانها شوند. آنها از سایر انسانهای خواب آلود دیگر که برای این شرایط آماده هستند برای اینکار استفاده میکنند. از اینجهت است که آنان بسیار نگران هستی ایدئولوژیها هستند و میخواهند ایدئولوژیها را نجات دهند و انسانهای خواب آلوده دیگر بدور این آنان جمع میشوند. قدرت این ایدئولوژیها بسیار است و انسانها اسرای آنها هستند. وقتی انسانها از یک عمر خواب آلودی بیدار شوند(آگاهی بزرگ) نه ایدئولوژی میماند و نه اصلاح طلب و ایدولوگها. شاعر بزرگ ایران مولانا مینویسد: «یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان / چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید» یعنی زندان ذهنی اتان را ببینید و آن را ویران کنید و وقتی موفق شدید بر تمامیت خودتان فرمانروا خواهید شد و دیگر ایدئولوژیها٫ باورها٫سنتها وغیره دیگر نخواهند بود که بشما بگویند چه کنید و یا چه انجام ندهید با بیداری ذهن آنها برای همیشه ناپدید خواهند شد.انسان آزاد شده دین و ایدئولوژی ندارد٫ وطن ندارد زیرا تمام این سیاره وطن اوست٫ و برای زندگی در تمام موجودات احترام بسیار قائل است.

  • شاهد

    یکی از فاسدترین خاندان سیاست گدار در ایران خاندان لاریجانی است اکنون دو پرونده از برادران لاریجانی یکی زمین خوار و دیگری رشوه گیر در قوه قضاییه ای متوقف گردانده شده است که ریسش برادر سوم است !

  • Samad

    و بگوییم از به اصطلاح «رهبر» این «خانواده فاسد» که بطور نمونه زمانیکه فساد بانکی  ۳۰۰۰ میلیارد تومانی بانکی گندش در آمد بجای آنکه از برای تاراج رفتن ثروت یک ملت احساسی داشته و از شدت ناراحتی سر به دیوار کوبد و خواستار  پیگیری کامل در کشف این جنایت شود راحت بر صندلی خود نشسته و فرمودند بهتر است که این جریان را  دیگر«کش» نداد! و چرا که نه؟ ایشان در واقع خط امامی را دنبال میکردند که نشسته  بر روی صندلی هواپیما در هنگام برگشت به ایران در جواب این سوال که چه احساسی از مراجعت به مملکت بعد از تبعید طولانی خود دارند فرمودند «هیچی!!!». یعنی تهی  از هر گونه احساسی حتی برای دیدن ملتی که به اصطلاح انقلاب کرده و خون داده و بیصبرانه منتظر زیارت ایشان بودند!!! ایول.