Share

KANALD02

ناصر زرافشان: اگر سرکوب نباشد، چه نیازی به پوست انداختن ما است؟

برای دیگرانی که کانون نویسندگان ایران را «انجمن ادبی سوزنی سمرقندی» می‌خواهند، ناگزیریم تکرار کنیم که کانون البته یک تشکل صنفی است، نه یک تشکل سیاسی؛ اما نویسنده به جهاتی، در انجام‌‌ همان کار نویسندگی، یعنی کار حرفه‌ای خود نیز- به مفهوم مشخصی- خواه ناخواه سیاسی می‌شود؛ زیرا با انسان و سرنوشت او و چشم‌اندازهای آینده‌اش سر و کار دارد. کسی که به این معنا هم نویسنده را غیر سیاسی می‌خواهد، نه از سیاست چیزی می‌داند و نه از نویسندگی. اما کانون به این معنا غیر سیاسی است که وارد هیچ‌یک از دسته‌بندی‌های حزبی، جناحی مورد نظر برخی از این منتقدین نخواهد شد و اصولاً نویسنده را با قدرت سیاسی و «مزایای قانونی» آن کاری نیست. بحث پیر و جوان را پیش کشیده‌اند. گویی کانون نویسندگان را با سالن کشتی یا باشگاه تکواندو اشتباه گرفته‌اند. (…) می‌توان یار و همراه روزهای آرامش و عافیت کانون بود. اگر کانون فرصتی فراهم کرد شعر یا قصه‌ای خواند و خودی نشان داد؛ و اگر بوی خطر استشمام شد، از این کانون بلاخیز فاصله گرفت. اما نمی‌توان بر آن‌ها که در روز خطر هم ایستاده‌اند تا کانون را سر پا نگاه دارند خرده گرفت که چرا در سال‌های اخیر شمار کسانی که در نشست‌های آن شرکت می‌کنند کمتر و «محدود به آدم‌های خاصی شده است». خاصیت این آدم‌های خاص فقط در این است که میدان را خالی نکرده‌اند. هیئت دبیران کانون هم از کره مریخ نیامده و این کانون را اشغال نکرده است؛ بلکه با رأی اعضای این کانون انتخاب شده و در زمان این انتخاب هم نه برای رأی دادن هیچ کس مانعی وجود داشته است و نه برای اینکه نامزد عضویت در هیئت دبیران شود. به ما می‌گویند پوست بیندازید تا بتوانید به حیاتتان ادامه دهید. مگر طی چند دهه‌ گذشته چه عاملی غیر از مرجع قدرت مانع فعالیت کانون بوده است؟ پس اگر این ممانعت و سرکوب نباشد، چه نیازی به پوست انداختن ما است؟ مگر این پوست انداختن کانون برای اینکه بتواند به حیات خود ادامه دهد، چه معنایی غیر از این دارد که در چارچوبی که قدرت برای آن تعیین کرده است قرار گیرد؟ و حرف آخر اینکه ادب و هنر فقط از مسیر ذاتی و طبیعی خود متحمل تغییر و تحول می‌شود و این مسیر ذاتی و طبیعی دستورپذیر و تابع تصمیمات خارجی نیست که فی‌المثل مانند یک اداره یا دستگاه دولتی بتوان با یک بخشنامه یا دستورالعمل راه آن را عوض کرد. نویسنده، آینه‌ زندگی و روزگار خویش است. شکستن این آینه زندگی و روزگار را عوض نمی‌کند.

صفحه بعد:

فریبرز رییس دانا: دلتگ گذشته‌ها نیستیم، بیمناک آینده‌ایم

Share