Share

KANALD04

فرخنده حاجی‌زاده : صدای کسانی از لولویی جدید می‌ترساندم: «کانونی موازی»

… و حالا صدای کسانی از لولویی جدید می‌ترساندم: «کانونی موازی». دو سالی است این صدا‌ها با الحان مشفقانه و‌گاه هشداردهنده به شیوه‌های گوناگون می‌گویند «کانونیان بشتابید! اگر مواضعتان را تغییر ندهید کانونی موازی از راه خواهد رسید؛ و باد شما را خواهد برد.» و نمی‌دانند که می‌دانیم، خوب می‌دانیم؛ سال‌هاست تلاش برای پروراندن نویسندگان موازی، شاعران موازی، نشریات موازی، انجمن‌های موازی، ناشران موازی، روزنامه‌نگاران موازی آغاز شده است تا نویسندگان، شاعران، ناشران، روزنامه‌نگاران و نشریات مستقل به حاشیه رانده شوند؛ غافل از اینکه کلمات حرمت دارند. برای ماندن باید حرمت کلمه را دریافت و نَفس نگارش را شناخت، چون تاریخ ادبی غربال به دست از راه خواهد رسید.

مگر می‌شود جلوه‌های هستیِ اجتماعیِ چهل وچندساله‌ی «کانون نویسندگان ایران» را به بایگانی تاریخ سپرد یا به نسیان واگذاشت. وظیفه داریم نسبت به آزادی بیانِ همگان و مبارزه با سانسور، که رکن اصلی منشور کانون است و مطالبه‌ای به حق و تغییرناپذیر، وجدانی آگاه داشته باشیم. زیرا نیاز به آزادی یک ضرورت است نه سرگرمی. از این رو بر این باورم که ماهیت وجودی کانونی موازی که کانونیان را از آن می‌ترسانند از دو حال خارج نیست. یا قرار است از راه برسد و مبنای‌اش مبارزه با سانسور و تلاش برای آزادی بیان برای همگان باشد که حضورش غنیمت است و زهی سعادت. یا می‌خواهد ادامه دهنده‌ی انجمن‌ها و محفل‌های دوره ئیِ خودی باشد که مبارکشان باد؛ و روزی روزگاری اگر خدای ناکرده به تعطیلی کشیده شد یا آزادی هر یک از اعضایش به خطر افتاد همین کانونی که به زعم آن‌ها جز ارسال بیانیه کاری از آن ساخته نیست چون همیشه از حقوقشان دفاع خواهد کرد (…)

تأسف اما زمانی قوت می‌گیرد که بدانی کسانی روزی با آگاهی از منشور و اساسنامه‌ «کانون نویسندگان ایران» درخواست عضویت آن را امضاء کرده‌اند؛ اما امروز هم بر این عضویت پا می‌فشارند و هم درخواست آزادی بیان را از طرف «کانون نویسندگان ایران» عاملی منفی و منافی با نشر و چاپ کتاب می‌دانند. باید به این اعضای گرامی یادآوری کرد که نمی‌شود آزادی بیان را در چارچوب آثار شخصی خود خواست و مرگ را برای همسایه؛ یا سال‌های بسیار طولانی هم عضو ماند و هم کنار نشست تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و با این توجیه که اعضای حاضر در کانون فلان دیدگاه را دارند کناره گرفت؛ دوست عزیز تو خود می‌دانی که کانون نه ملک طلق هیچیک از اعضاء است، نه حزب سیاسی. کانون نهاد صنفی نویسندگان است با سلایق مختلف و دیدگاه‌های متفاوت و به هیچ حزب، دسته و گروهی وابسته نیست. هرچند تعدادی از اعضای آن ممکن است بیرون از جلسات کانون تعلقات سیاسی داشته باشند، اما هستند کسانی در میان اعضای آنکه به هیچ حزب یا جریان سیاسی وابستگی و تعلق خاطر ندارند. آنچه آنان را گرد هم آورده پایبندی به منشور کانون است و بس. پس چرا با حضور و مشارکت فعالات پا به میدان نمی‌گذاری؟ نمی‌شود کنار گود نشست و پیوسته ساز مخالف زد.

اعضای گرامی شاید به دلیل سال‌ها دوری فراموش کرده‌اید که کانون با چه تنگناهایی روبه‌رو است. مگر می‌شود از کسی که دست و پایش را بسته‌اند خواست در مسابقه‌ دو شرکت کند. دوستان عزیز همانطور که می‌دانید تمام دارایی کانون را می‌شود در یک کلاسور جا داد و در کوله پشتی نهاد، چون کانون برای حفظ استقلالش از هیچ شخص، نهاد یا جریانی کمک مالی دریافت نمی‌کند؛ پس نمی‌تواند صندوق مالی تشکیل دهد یا تعاونی مسکن؛ همانطور که قدرت اجرایی ندارد که از این یا آن ناشر درخواست چاپ کتاب اعضای خود را داشته باشد؛ صدور بیانیه‌هایش به اقتضای شرایط است.‌‌ همان شرایطی که «شبهای شعر و داستان»‌اش را به تعطیلی کشاند و جلوی مراسم بزرگداشت بزرگان‌اش را گرفت و راه هر نوع فعالیت صنفی را بر آن بست و مانع برگزاری محمع عمومی‌اش شد.

صفحه بعد:

سید علی صالحی: لطفاً مردگان ما را زنده کنید!

Share