Share

KANALD06
داریوش معمار: خواست حاکمیت تعطیل شدن کانون نویسندگان است

آنچه آقای صالحی از آن به عنوان «پوست انداختن کانون» یاد می‌کند، مشابه‌ تلاشی است که نویسندگان وابسته به نهاد‌های حاکمیتی در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد در برابر کانون انجام می‌دادند. آنها با راه‌اندازی نهادهای موازی اتحادیه نویسندگان مسلمان، و عناوینی از این دست و برخورداری از حمایت کامل مالی و معنوی دولت، تئوری حذف نویسنده معاند را در دو بخش نشر اثر و حیات اجتماعی تعریف کردند، و تلاش می‌کردند با روش دیگری، پوست‌اندازی مورد نظر معاونت فعلی را برای ساقط کردن نگاه منتقد و معترض به سانسور در کانون نویسندگان اجرا کنند، اما در گذر زمان همین نهاد‌ها نیز با قرار گرفتن متولیانشان در برابر انواع محدودیت‎ها دچار انشعاب‌ شدند و عملاً سرنوشتشان تعطیلی و انزوا و تأسیس نهاد‌های جدید بود، یعنی در محاق محدودیت‌های سیاسی و سلیقه‌ای حاکمیتی تازه (نسل دوم رادیکال‌های حکومتی) فرورفتند.

با این توضیح روشن است که منظور از پوست‌اندازی کانون در نگاه متولیان فرهنگی بیش از آنکه تبدیل کانون به نهادی پویا و فعال باشد، بخشی از نقشه حاکمیت برای بی‌اثر کردن تأثیر حضور تنها نهاد مستقل و مدافع اصل مبارزه با سانسور و حقوق نویسندگان است.

خواهش حاکمیت از کانون پیش از آنکه احقاق حقوق نویسندگان باشد، با در میان آوردن بحث «پوست‌اندازی» تعطیل شدن کانونی است که خود را مدافع حقوق نویسندگان می‌داند و تلاش می‌کند از اعمال فشارهای غیر قانونی بر نویسندگان و سانسور ایشان ممانعت کند. کانون نویسندگان ایران امروز با وجود همه محدودیت‌هایی که بر سر راهش قرار دارد، با وجود همه تلاش‌های امنیتی مهندسی شده‌ای که برای وارونه جلوه دادن شرایط آن در جریان است، نه تنها نهادی رادیکال با مشی منفی و بی‌اثر نیست که یکی از اصیل‌ترین نهاد‌های نویسندگی است که به صورت طبیعی در میان نسل جدید طی سه دهه تحت فشار بودن جایگاه دارد و پیش از آنکه طبق گفته معاونت فرهنگی وزیر ارشاد به پوست‌اندازی نیاز داشته باشد تا به بخشی از برنامه‌های حاکمیت فرهنگی بدل شود، نیاز دارد به حفظ استقلال خود در همین شرایط و دفاع مستمر از حقوق اولیه نویسندگی که‌‌ همان آزادی نوشتن است.

Share