ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

● دیدگاه

مهم‌ترین لحظه تاریخی به خطر افتادن دین

اکبر گنجی- دین را نمی‌توان با سنگسار، قطع دست، قصاص، نابرابری زنان و مردان و خشونت حفظ کرد. دین را باید با عرف عقلای دوران جدید سازگار کرد تا باقی بماند.

بزرگ‌ کنید

آیت‌الله مصباح یزدی در مشهد طی یک سخنرانی گفته است : «بزرگ‌ترین خطر، خطری است که متوجه دین و اعتقادات ما باشد، اما اگر دین محفوظ باشد، باید با عزت زندگی کنیم و در میان همه انسان‌ها با دانش‌تر و با رفاه‌تر باشیم، اگر دین بود، همه‌چیز در سایه دین مطلوب خواهد بود. در هیچ زمانی از روز خلقت حضرت آدم تابه‌حال، دین مردم به‌اندازه امروز در خطر نبوده است... اگر در جریانی باشیم که یقینیات دین را که حاصل خون صدها هزار شهیداست، در حال از بین رفتن باشد، آیا جای این است که ما نیروی خود را صرف سیر کردن شکم صد نفر بکنیم؟... در جامعه هفتاد و چند میلیونی ما، قشری که این مسئولیت [پاسخ به شبهات دینی] بیش از همه از آن‌ها ساخته است، شما [دانش پژوهان بسیجی] هستید؛ مهم‌ترین واجب شرعی و عقلی برای امسال شما این است که در حد توان تان در این حوزه فعالیت کنید، برنامه‌ای داشته باشید که معلومات دینی‌تان را افزایش دهید.»

بزرگ‌ کنید
مصباح یزدی: در هیچ زمانی از روز خلقت حضرت آدم تابه‌حال، دین مردم به‌اندازه امروز در خطر نبوده است

این مدعا می‌تواند هم صادق و هم کاذب باشد. صدق و کذب آن وابسته به معنا و مراد گوینده است. سخن باید دقیق و فاقد ابهام و ایهام باشد تا راه نقادی گشوده شود و راه گریز از مدعی گرفته شود. وقتی مدعا دقیق نباشد، گوینده به راحتی می‌تواند هر گونه نقدی را رد کرده و بگوید که منظورش آن نبوده و خواننده دچار بدفهمی شده است.

به خطر افتادن دین در سطح جهانی

دین در کجا به خطر افتاده است؟ ایران؟ جهان اسلام؟ کل جهان؟ اکثریت بالای مردم جهان- با شاخص‌های اعتقاد به خداوند و زندگی پس از مرگ- هم چنان دیندار هستند. مدعای آیت‌الله مصباح یزدی در سطح جهانی کاذب است. البته هر کس به دین خود (یهودیت، مسیحیت، اسلام، بهائیت، بودیسم، هندوئیسم، و...) باور دارد و پیروان دیگر ادیان التزامی به اعتقادات اسلامی ندارند.

به خطر افتادن دین در ایران

سخنان آیت‌الله مصباح یزدی نشان‌دهنده آن است که منظور او به خطر افتادن دین در ایران است. برای این که:

الف- از جامعه هفتاد و چند میلیونی ایران سخن می‌گوید.

ب- از وظیفه بسیجیان برای سال جاری در دفاع از دین حرف می‌زند.

پ- این مدعا را مطرح می سازد که در شرایطی که یقینیات دینی در حال از بین رفتن اند، ما نباید بودجه خودمان را صرف سیر کردن شکم آدم‌ها کنیم.

دوره زمانی: از خلقت آدم تاکنون

آیت‌الله مصباح یزدی مدعی است که از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون، هیچ‌گاه اعتقادات و یقینیات دینی به اندازه امروز در ایران در خطر نبوده است. این مدعای گزاف با کدام شواهد و قرائن تأیید می‌شود؟ او هیچ شاهدی برای مدعای خود ارائه نمی‌کند. آیا ایرانیان از زمان خلقت حضرت آدم دیندار بوده‌اند؟ اگر آری، دین آنها چه بوده است؟ ایرانیان قبل از اسلام، وضع دینداری شان چگونه بوده است؟ اگر دین نداشته‌اند که مدعای آیت‌الله ابطال می‌شود. اگر هم دین داشته‌اند، آیت‌الله که دین آنان را دین به شمار نمی‌آورد. بدین ترتیب، باز هم مدعای وی کاذب از کار در می‌آید.

اگر ایران پس از اسلام مبنا قرار گیرد، با کدام شواهد می‌توان نشان داد که اعتقادات و یقینیات اسلامی در هیچ دوره‌ای به اندازه امروز در خطر نبوده است؟

اعتقادات اسلامی؟

آیا مدعای آیت‌الله مصباح یزدی منحصر به اعتقادات دینی است؟ فرض کنیم که مدعای او منحصر به باورهای دینی (وجود خداوند، زندگی پس از مرگ، نبوت پیامبر اسلام، امامت و عدالت) است. این باورها چگونه به خطر افتاده‌اند؟ مصباح یزدی می‌گوید: «روزگاری بود که اگر می‌خواستند کسی را گمراه کنند، باید در یک جلسه به‌صورت چهره به چهره با او صحبت می‌کردند، اما امروز یک برنامه گمراه‌کننده همچون پخش یک فیلم، آثار هنری و نوشتن کتاب، صدها میلیون انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

این مدعا صادق است. اما از این مقدمه که انقلاب ارتباطات تمامی موانع اطلاع‌رسانی مخالفان را منهدم کرده، نمی‌توان این مدعا را استنتاج کرد که هیچ گاه چون امروز اعتقادات دینی به خطر نیفتاده بوده است. می‌توان از انقلاب ارتباطات برای تبلیغ اعتقادات دینی استفاده کرد و در دوران اخیر، فقیهان با بیشترین حجم ممکن چنین کرده است.

اگر صدا و دعوت آنان گوش شنوایی نمی‌یابد، مشکل از صدا و محتوای سخنان آنان است، نه از رسانه‌های بی‌گناه که ابزار انتقال پیام‌اند. آری انقلاب ارتباطات، برساختن جوامع تک‌صدایی توتالیتر و فاشیستی را محال کرده است.

از جهت دیگری نیز مدعای مصباح یزدی صادق است. عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان گفته‌اند که قرآن کلام‌الله نیست، بلکه سخنان خود حضرت محمد است. محمد مجتهد شبستری اخیراً گفت که اسلام از طرف خداوند نازل نشده است . عبدالکریم سروش نیز گامی دیگر پیش نهاده و گفته است که کل قرآن خواب‌هایی است که پیامبر اسلام دیده است. (هر پنج بخش را در اینجا ببینید)

احتمالاً مدعیات مصباح یزدی ناظر به این گونه مدعیات نیز هست. به طور طبیعی وی این آرأ را کفر‌آمیز به شمار می‌آورد. اگر این گونه مدعیات توسط جمع زیادی پذیرفته می‌شد، از نظر فقیهان واقعاً اعتقادات اسلامی به خطر افتاده بود. اما:

الف- برد این گونه مدعیات تا چه اندازه است؟ مخاطب این سخنان نخبگانند یا مردم عادی؟ آیا همه نخبگان مسلمان این مدعیات را پذیرفته‌اند؟ "نخبگان مسلمان" به کنار، آیا همه نواندیشان دینی این مدعیات را پذیرفته‌اند؟ پاسخ منفی است.

ب- در خود قرآن نه تنها این گونه مدعیات از سوی مخالفان مطرح شده، بلکه مدعیات بسیار رادیکال‌تری (ساحر، مجنون، و...) در نفی نبوت پیامبر اسلام مطرح گردیده است. اگر طرح این گونه مدعیات موجب به خطر افتادن اعتقادات دینی می‌شود، اول از همه باید قرآن را سانسور کرد. یعنی تمامی آیات ناظر به سخنان کافران و مشرکان و مسیحیان و یهودیان و...را باید از قرآن حذف کرد. آنان- مطابق نقل قرآن- از همان ابتدأ می‌گفتند که همه اینها را از خودش ساخته، مجنون است، از کس دیگری آموخته، و...

اعمال اسلامی؟

به طور قطع مدعای آیت‌الله مصباح یزدی احکام فقهی را هم در بر می‌گیرد. آنان از این که احکام فقهی به شدت زیر سئوال رفته و ناقض حقوق بشر به شمار می‌روند، دلخورند. به عنوان نمونه، آیت‌الله صادق لاریجانی- رئیس قوه قضائیه- در ۲۰ مرداد ۹۳خطاب به سفرای جمهوری اسلامی در سراسر جهان از آنها خواسته تا از مجازات‌های فقهی دفاع کنند.

بزرگ‌ کنید
دین را باید با عرف عقلای دوران جدید سازگار کرد تا باقی بماند.

او می‌گوید:«اینها مقتضیات دینی ماست آن وقت شما نگاه کنید که ایراداتی در باب قصاص مطرح می‌کنند. قصاص از مسلمات قرآنی ماست. ما که نمی‌توانیم قصاص را به خاطر قوانین شما برداریم. برخی ارث را به عنوان امر ضدبشری مطرح کرده‌اند. برخی زوجین را به عنوان امر ضدبشری مطرح کرده‌اند. ما حقوق بشر را قبول داریم، اما موضوع این است که غربی‌ها آن را چگونه تصویر می‌کنند. دفاع از قوانین بشری جمهوری اسلامی یک نیاز است. ما الان هدف اکثر کشورهای مدعی حقوق بشر شده‌ایم. فساد فی‌الارض یک موضوع قرآنی است و بسیاری از علما آن را موضوع کیفر و مجازات می‌دانند.»

حالا شما خود را به جای سفرای بیچاره بگذارید که باید به نهادهای حقوق بشری توضیح دهند که قصاص، سنگسار، قطع دست، نابرابری زنان و مردان، و...با حقوق بشر سازگارند؟ اما کدام توضیح و تبیین؟ پاسخ روشن است: دو گونه حقوق بشر وجود دارد، حقوق بشر غربی و حقوق بشر اسلامی. مطابق حقوق بشر مورد ادعای فقیهان، حکومت "حق ویژه" فقیهان است و یک فقیه می تواند مادام‌العمر با قدرت مطلقه حکومت کند.

این تفسیر شورای نگهبان و آیت‌الله مصباح یزدی است که مقبول صادق لاریجانی هم هست. آیا نابرابری فقیهان و غیر فقیهان و بخشیدن امتیاز زمامداری سیاسی به فقیهان را با هیچ ترفندی می توان حقوق بشر و دموکراسی نامید؟ مگر فقیهان تخصصی جز احکام امضایی(برساخته‌های اعراب پیش از اسلام) دارند که آنان را مستحق چنان تبعیضی سازد؟

اما جامعه از مرحله مقاومت در برابر احکام فقهی گذشته و آنها را نادیده می‌گیرد. همین موضوع موجب شده تا مصباح یزدی مدعیات بی‌پایه و اساسی را مطرح سازد. سبک زندگی حداقل نسل جوان، سبک زندگی مقبول فقیهان نیست. به عنوان نمونه، به گزارش انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی (ISAPS)،ایران در میان ۱۰ کشور اول دنیا از نظر جراحی زیبایی قرار دارد. و از نظر جراحی بینی در رتبه پنجم جهانی قرار دارد.

نزاع چند ماه اخیر بر سر گسترش استفاده خانم‌ها از ساپورت نیز شاهد دیگری است بر این مدعا. تفکیک جنسیتی هم نزاع دیگری است که فقیهان و مریدانشان برپا کرده‌اند. آیت‌الله جعفر سبحانی گفته است که همه مردان که دارای تقوای حضرت یوسف نیستند تا در برابر حمله زنان مقاومت کنند. به همین دلیل: «اسلام برای صیانت زن از دستبرد رهزنان و هوسرانان برنامه‌هایی تنظیم کرده که می‌تواند گل باغ زندگی را از این که دستمایه بوالهوسان قرار گیرد، حفظ کند.». مخالفان طرح تکفیک جنسیتی گروهی بوالهوس بیش نیستند.

آیت‌الله مصباح یزدی به دولت می‌تازد که چرا بودجه فرهنگی را به جای اختصاص به باورهای دینی، به گویش‌ها و رقص‌های محلی اختصاص داده است. می‌گوید: «در میان تمام مشکلات، مشکلات فرهنگی داریم که بخشی از آن‌ها مربوط به شبهات و مشکلات اعتقادی است اما امروز فرهنگ را به گویش‌ها و رقص‌های محلی محدود کرده‌اند و برای آن بودجه‌های گزاف هزینه می‌کنند که در این شرایط ، دین در حاشیه قرار می‌گیرند اما اصل مسائل فرهنگی، باورها و ارزش‌های دینی است؛ این خطری است که در تمام دنیا احساس می‌شود.»

صدق مدعای فقیهان

اگر ادعا این باشد که مردم به سبک زندگی اعراب پیش از اسلام تن نمی دهند، این مدعا صادق است و هیچ گاه چون امروز دین به خطر نیفتاده بود. اما پرسش اساسی این است که چرا سبک زندگی اعراب پیش از اسلام و برساخته های آنان (۹۹ درصد احکام فقهی که امضایی‌اند) دین/اسلام قلمداد می‌شود؟ لباس مردم امروز، لباس اعراب پیش از اسلام نیست. وسایل نقیله آنان، وسایل نقلیه اعراب پیش از اسلام نیست. رسانه‌های محصول انقلاب ارتباطات حتی چند دهه قبل وجود نداشتند، چه رسد به صدر اسلام.

ایده‌های حقوق بشر، دموکراسی، آزادی، قلمرو عمومی، و... برساخته‌های انسان دوران مدرن‌اند. اینک مردم همه کشورها، کمابیش، در عالمی که مدرنیته ساخته است زندگی کرده و از مواهب آن استفاده می‌کنند. دین را نمی‌توان با سنگسار، قطع دست، قصاص، نابرابری زنان و مردان و خشونت حفظ کرد. دین را باید با عرف عقلای دوران جدید سازگار کرد تا باقی بماند. مقاومت در برابر این فرایند، ناممکن بوده و تنها نتیجه آن حاشیه‌نشینی است. خشونت هم از جایی به بعد به ضد خود تبدیل خواهد شد.

ماکس وبر در پایان بحث اسطوره‌زدایی عالم توسط علم جدید می‌گوید: اگر کسی نمی‌تواند این جهان را تحمل کند، می‌تواند به صومعه‌ها بازگردد. آنان با روی خوش از اینان استقبال کرده و می‌توانند در آنجا با آرامش کامل با یقینیات خود زندگی کنند.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • شهرزاد

    جناب گنجی در صحبتهای شما برخوردی دوپهلو با اسلام صورت میگیرد. از یک سو شما با اینکه اسلام زاییده افکار خود محمد است مخالفت میکنید و از طرف دیگر احکام اسلام را امضایی از قوانین دوران جاهلیت میدانید. آیا این امکان وجود دارد که در مقا له ای موضع دقیق خود را در این مورد مشخص نمایید. با سپاس

  • nader

    ولایت فقیه از ارکان دین اسلام بوده ؟!

  • شهربراز

    آقای کبیری تئوفانس در سال 820 فوت می کند، 200 سال بعد از اتفاقاتی که شما به آنها اشاره کردید. 200 سال بعد خبر دادن از اتفاقات مدت زمان زیادی است. اسلام شناس هلندی Hans Jansen در کتاب خود " محمد " ، صفحه 369 ، می نویسد که تئوفانس اخبار خود را از نویسندگان عرب دریافت کرده است و مورد اطمینان نیستند. Hans Jansen, Mohammed, Eine Biographie, München, 2008

  • محمد

    صرفنظر ار اینکه مبدا ادیان چه بوده است ، اینکه آنانرا الهی بدانیم و یا نظرات مصلحانه بانیانشان یا هر چیز دیگر ، فعلا خود این ادیان تبدیل به خطری برای انسانها شده اند . خطر اینجاست که هر کدام از معتقدین به این ادیان دین خود را منتسب به یگانه خالق دنیا که قادر مطلق است میدانند و دیگران را گمراهانی که باید به هر قیمتی براه راست هدایت کنند . و همین دستمایه ای شده است برای زورمداران جهان تا چنین وحشیانه مردم را بجان هم انداخته و خود از آن سوء استفاده کنند . اندیشمندان دنیا باید فکر نجات انسان امروزی از این معضل باشند و مردم دنیا را آگاه کنند که هنوز هیچکس کمترین علمی در مورد آنچه ویا آنکس که او را خالق مطلق میپندارند ندارد تا چه رسد به اینکه ادیان خود را منتسب به او بدانند ! تازه اگر ادعایشان درست باشد و خدایشان خدای همه جهان باشد مگر میشود چنین خدایی که همه از او هستند دستور دهد که با هم اینطور رفتار کنند . مگر میشود مثلا پدر یک خانواده به فرزندانش دستور کشتن همدیگر را بدهد هر چه هم که بد باشند ؟! مردم را باید به این مسیر برد که بجای اینکه خود را خداپرست بدانند بدنبال شناخت خدای خود بروند . در این راه به کمک آحاد مردم غیر خود نیاز دارند که به کمک هم خوب و بد را از هم تشخیص و با انتخاب خوب زندگی خود را صفا بخشند . باید تمام آثار تعصب منسوخ و از جمله مسجد و معبد و کلیسا و کنیسه و غیره را تبدیل به مکانهایی برای تبادل نظرات عموم نمود و به طبع آن رهبران مذهبی متعصب را هم از خود دور کنند تا مهر و محبت جای کیینه توزیها را بگیرد و راههای سوء استفاده از دین هم مسدود شود . نمی بینید به اسم دین چه فجایعی در خاورمیانه و آفریقا و جاهای دیگر در حال وقوع است ؟!!

  • faryad

    اینقدر امریکا زبون شده که نمیتواند ازپس این گروه مشکوک داعش - ساخته اسد - براید؟ یا ماموریت داعش و حکومت اسلامی ایجاد و تداوم تنش درمنطقه براساس خواسته غرب است تا نفت را ارزان بخرد و میلیاردها دلار اسلحه بفروشد؟ ؟

  • علی کبیری

    تصحیح: تئوفانس حدوداً بین سالهای 758 و 817 بعداز میلاد مسیح میزیسته است.

  • علی کبیری

    به هموطن گرامی شهربراز: طبق پژوهشهای تاریخی، ازکشیشهای مسیحی و گزارشگران غیراسلامی دست نویسهای بسیاری تاکنون بدست آمده اند و مدارک بیشتری که بیشتر به زبانهای آرامی ویونانی هستند، دردست مطالعه وترجمه اند. منجمله از تئوفانس که تقریباً بین سالهای 780 و 813 بعداز میلاد (تاآنجائی که بخاطردارم) میزیسته است، گزارشی از چگونگی ادعای پیغمبری سوی محمد دردست است که البته باید توجه داشت که کشیشهای مسیحی درآن دورانها گزارشها را بین خودشان مورد بحث و ضبط قرارمیدادند. بنابراین گزارش تئوفانس از نظر زمانی حدوداً صدسال قبل از گزارشهای طبری است. به هر حال، تئوفانس میگوید که محمد به بیماری صَرع دچاربود وگاه وبیگاه غش میکرد. بعداز آنکه محمد باخدیجه ازدواج کرد، خدیجه متوجه این بیماری شد وازاینکه با چنین فردی پیوند ازدواج بسته است، بسیار افسرده وغمگین شده و اقدام به پرسش از محمد نمود. محمد درپاسخ او گفت که موجودی بنام جبرئیل براو ظاهر میشود و وی بامشاهدۀ عظمت او دچار غش میگردد. خدیجه این موضوع را با یک کشیش رانده شدۀ مسیحی که به علت اعمال مخالف دین مسیح از کلیسا طرد شده بود، درمیان گذاشت وآن کشیش به او اطمینان داد که محمد واقعیت رابیان میکند چون کلیۀ پیغمبران پیشین نیز دچار چنین حالاتی شده بودند. از آنجا بود که خدیجه این موضوع رابازنان دیگردرمیان گذاشت وبتدریج آن خبر به مردان نیز رسید. توجه به این نکته ضروریست که محمد قبل از ازدواج با خدیجه سرپرستی شترهای وی رابعهده داشت وبه سوریه وفلسطین مسافرتهای زیادی کرده بود ودرآنجا با یهودیان ومسیحیان ملاقات واز آنها چیزهای بسیاری درمورد آئین یهود ودین مسیح آموخته بود. وجود جبرئیل در ادیان پیش گفته به کررات مورد تأکیدقرارگرفته و شکی نیست که محمد که باید فردی کارکشته باشد، آن داستان را درمقابل پرسش خدیجه درنظر داشته بود. از اینجاست که خدیجه جزء اولین کسانیست که به پیغمبری محمد ایمان آورده وسپس این جریان به دیگران هم سرایت میکند. باتوجه به ادعاهای قرآن که تناقضهای بسیاری درآنها مشاهده میشود، میتوان به این نتیجه رسید که آیه های قرآن نمیتوانند از جانب خداوند به دستیاری جبرئیل برمحمد نازل شده باشند. البته قرآن رامیتوان به چندین بخش تقسیم نمود: 1- اوامر اللّه درامور عبادی؛ 2- اوامر اللّه مبنی بر امور مادی ؛ 3- داستانسرائیهای اللّه درمورد گذشتگان؛ 4- پیشگوئیهای اللّه درمورد آینده و زندگی پس از مرگ؛ 5- اخبار اللّه درمورد آفرینش بشر وموجودات وزمین وآسمان و 6- اللّه درنقش کارگزار محمد درامور شخصی وی وروابط عاشقانۀ او با زنان. ولی باید به این واقعیت اذعان کرد که این اللّهِ به این بزرگی وعظمت چگونه است که آفرینندۀ جهان به این وسعت که هنوز که هنوزاست سروته آن معلوم ومشخص نشده است، انقدربیکار بوده ووقت اضافی داشته تا مثلاً به محمد بگوید که باکدام یک از 19 زنهایش باید درچه نوبتی به رختخواب برود ویا در باب سهم الارث دچار اشتباهی فاحش شود که سروته قضیه باهم جفت نشود ویا چرا ابتدا درفلسطین خانه کرده وسپس به مکه نقل مکان کرده ویا اصلاً این اللّه آنچنان عظیم چگونه در یک ساختمان مکعب شکل چند متر درچند متری بنام کعبه سکونت اختیارکرده است؟! به همین علل است که آیه های قرآن نمیتوانند ازجانب خدا نازل شده باشند چون خدا کسی نیست که دچار اشتباه شود وبا یافتن یک اشتباه در گفته ها واوامر خدا، وجود او میتواند نفی شود که این خدا یا اللّه مرتکب اشتباههای بسیاری شده است.

  • شهربراز

    توحه کنید به این نظریه سروش " که کل قرآن خواب‌هایی است که پیامبر اسلام دیده است ". سروش که در غرب زندگی می کند می بایست حداقل اطلاع داشته باشد که چگونه پژوهشگران غربی انجیل، یا تورات را نقد و بررسی کرده اند. به طور مثال سروش از تحقیقات Christoph Luxemberhg: the Syro-Aramaic Reading of Koran اطلاع دارد. سروش به کدام منبع ، یا سند تاریخی استناد کرده که قران خواب های "پیامبر " است. آیا این یک روش علمی برای بررسی قران است که محققی مانند سروش این نطریه **و **از خواب دیدن را بیان کند، شاید سروش خودش خواب دیده که " پیامبر " قران را خواب دیده : سروش یک پژوهشگر دانشگاهی نیست و خواننده را به تاریکی و نادانی هدایت می کند.

  • محمود

    اقای گنجی از شما بعیده،شاهدی بهتر از جنتی!!کاری نکن خود جنتی بیاد داستان ازدواج حضرت ادم و حوا را تعریف کنه!!

  • محسن

    نویسنده این مقاله با زیرکی اسلام را با دین مترادف دانسته، آقای گنجی عنوان مقاله شما باید شکل «مهم‌ترین لحظه تاریخی به خطر افتادن اسلام» تغییر کند. از آنجا که ادیان دیگر مانند مسیحیت و زرتشتی، چه در خفا و یا آشکار گروندگان و خواهان بسیاری یافته‌اند بهتر است همه را خود مپنداریدو عنوان مقاله را بصورتی که گفته شد اصلاح کنید.

  • Samrad

    نویسنده در انتهای مطلب نسخه ای برای حفظ دین ارایه فرموده اند. سوال این است که اصولا چرا باید برای بقای دین چنین کوشید؟ این دایناسور فرهنگی اگر به تاریخ بپیوندد چه می شود؟ همچنین نوشته ناگهان به مانیفست کولاژ گونه ای از سخنانی تبدیل می شود که احتمالا در جایی دیگر معنی و مقصودی دارند ولی در اینجا فقط بیانی آشفته از آمال ناگفته است. برای مثال "عرف عقلای دوران جدید" دیگر چه ملغمه ایست؟ قطعا در پس واژه های "عرف"، "عقلا" و "دوران جدید" افکاری هست که باید روشن شود. دوران جدید نه خیلی پیرو عقلاست و نه عرف. و نه عاقل مدرن چنان در بند عرف یا عرف ساز است. فردیت انسان مشخصه عصر جدید است که در آن هیچ امری مقدس جلوه نمی کند و هیچ صراطی برای مدت طولانی مستقیم نمی نماید. در ضمن اگر خشونت قرار است لاجرم به ضد خود تبدیل شود بیایید به خشونت با سرعت بیشتری دامن بزنیم بلکه زودتر به آرامش و صلح برسیم. ماکس وبر و عقایدش مدتهاست که مرده و امروز ابوبکر البغدادی در پی خمینی و بن لادن از صومعه خارج شده و می رود که با ابزار مدرن و ایمان عتیق به جنگ مدرنیته برود.

  • اکبر گنجی

    سلام به دوستان گرامی تاکنون چندین بار دیده ام که برخی از دوستان محترم در پای مقاله ها مرا "استاد" نامیده اند. اما حقیقت این است که من "استاد" هیچ جایی نبوده و نیستم. فقط به عنوان یک فرد نظرات و نقدهایم را می نویسم. به جای استفاده از عناوینی که فاقد حقیقت اند، نقادی را ترویج کنیم که سخت بدان محتاج هستیم. البته نقادی با هتاکی و تهمت و دروغ تفاوت بارزی دارد که برخی افراد آن را رعایت نمی کنند. ما به نقد و تفکر حقیقت جویی محتاجیم. از فرصت استفاده- یا سوء استفاده- کرده و یاداور می شوم که صفحه های چندی به نام من گشوده اند که دروغ محض است. تنها صفحه ای که من دارم، این صفحه فیس بوک است: https://www.facebook.com/AkbarGanji?v=wall&ref=ts با سپاس فراوان گنجی

  • بهنام

    با تشکر فراوان از استاد گنجی به خاطر انتشار این مقاله روشنگرانه . سخنان این عقب مانده ذهنی را باید مورد توجه قرار داد ، چرا که میگویند حرف راست را از دیوانه باید شنید ، و البته به خاطراعترافاتش باید جشن گرفت . در جامعه امروز ایران خوشبختانه نقش دین و مذهب هر روز کم رنگ تر شده و مردم با مطالعه و آگاهی به حقیقت رسیده و دیگر فریب مزوران و دکان داران دینی را نخواهند خورد . حکومت با همه ترفندها و بودجه های کلان فرهنگی و مذهبی ، هنوز نتوانسته هیچ جاذبه ای برای جوانان و نوجوانان ایجاد نماید و جوان امروز ایرانی گریزان از مسائل و خرافات دینیست و راه خود را تازه پیدا نموده است . حقیقت این است که هر مسئله ای که برای انسان شادی آور و فرح بخش است ، دین و حکومت نفی و منع نموده و هر مسئله ای که با غم و غصه و ناراحتی و تالم خاطر عجین گشته ، دین و حکومت آزاد و توصیه گردیده است و این مسئله با روح متالی و شاد انسان در تضاد کامل است .

  • علی

    این نشانه خدا (چقدر خدا باید بدبخت باشه که این نشانه او هست )بدرستی خطر را درک کرده بدون شک با برداشتن فشار ها حمع برزگی از مردم خود را از الودگی دین من دراوردی شعیه ایرانی نجات خواهند داد اخوند نماینده اله درست احساس خطر میکنی خدا فروشی و کسب در امد از خدا برای همیشه ممنوغ