ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

احمد بیگدلی، نویسنده ایرانی درگذشت

نویسنده رمان «اندکی سایه» صبح روز چهارشنبه ۲۶ شهریور درحالی که برای داوری یک جایزه ادبی به شهرکرد سفر کرده بود بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

نویسنده رمان «اندکی سایه»، صبح روز چهارشنبه ۲۶ شهریور در شهرکرد درگذشت.

بزرگ‌ کنید
احمد بیگدلی، نویسنده رمان «اندکی سایه»

احمد بیگدلی،نویسنده و منتقد ادبی، که برای داوری یک جشنواره ادبی به شهرکرد سفر کرده بود بر اثر عارضه قلبی در سن ۶۹ درگذشت.

بیگدلی که در فروردین ۱۳۲۴ در اهواز به دنیا آمده بود در سال ۱۳۸۵ توانست جایزه «کتاب سال» را به خاطر رمان «اندکی سایه» به دست بیاورد. این کتاب که نگارش آن در سال ۱۳۶۷ آغاز شده بود به حوادث و جریاناتی می‌پردازد که بعد از حوادث ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در شهر آغاجاری در جنوب ایران و به هنگام اعتصاب کارگران شرکت نفت رخ می‌دهد.

پدر بیگدلی که خود کارگر شرکت نفت بود به همراه خانواده‌اش برای کار به آغاجاری مهاجرت کرده بود و از این رو این نویسنده در این شهر بزرگ شد و بالید.

احمد بیگدلی نخستین داستان‌های خود را در سال‌های دهه چهل خورشیدی در مجله فردوسی چاپ کرد و از همان دوران به نمایشنامه‌نویسی نیز روی آورد. او که پیش از انقلاب تحصیلات دانشگاهی خود را در «دانشکده هنرهای دراماتیک» تهران آغاز کرده بود، در سال ۱۳۶۰ آن را رها کرد و به همراه خانواده‌اش به یزدانشهر در حاشیه نجف آباد اصفهان مهاجرت کرد.

او به همراه حسن محمودی، علی یزدانی و سید رضی آیت از پایه‌گذاران «نشست‌های ادبی جمعه» بود.

بزرگ‌ کنید
احمد بیگدلی دارای نارحتی قلبی بود

احمد بیگدلی علاوه بر داستان‌نویسی، به فیلمنانه‌نویسی و تدریس آن نیز می‌پرداخت. گفتار فیلم مستند «پاسارگاد» ساخته مهرداد زاهدیان نیز نوشته اوست که برایش جایزه اولین «جشنواره فیلم یادگار» را برای نگارش بهترین متن به ارمغان آورد.

از دیگر کتاب‌های داستانی او می‌توان به «شبی بیرون از خانه»، «من ویران شده‌ام»، «آنای باغ سیب»، «آوای نهنگ» و «زمانی برای پنهان شدن» اشاره کرد.

او در اردیبهشت ۱۳۹۳ و چند ماه پیش از مرگ خود در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر گفته بود: «من در یک شهرستان کوچک کنار یک کلان شهر بزرگ زندگی می‌کنم و نمی‌توانم در بازی‌‌‌هایی که اینجا در تهران به اسم لابی در حوزه نشر صورت می‌گیرد، حضور داشته باشم. من ناراحتی قلبی دارم و فشار خونم دائماً من را رو به مرگ می‌برد اما من اصلاً دوست ندارم بمیرم. هنوز خیلی کار نانوشته دارم که باید بنویسم‌شان و هنوز به افتخاراتی که شایسته‌شان هستم، نرسیده‌ام».

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.