ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

• دیدگاه

فرضیه‌ای خوش‌بینانه درباره حضور نظامی روسیه در سوریه

حسن هاشمیان- در حالی که برخی رسانه‌های جهان عرب حضور نظامیان روس در سوریه را اشغال‌ این کشور می‌خوانند، اتحادیه عرب در این زمینه سکوت معناداری اختیار کرده است.

بزرگ‌ کنید

تاکنون بحث‌های زیادی درباره اهداف واقعی روسیه از حضور نظامی در لاذقیه و طرطوس سوریه صورت گرفته اما حتی وزیر خارجه امریکا درباره اهداف حقیقی این حضور اظهار بی‌اطلاعی کرده است.

در جهان عرب تحلیل‌هایی به موازات هم درباره افزایش نیروهای روسی در ساحل سوریه مطرح شده‌اند که اگر دعوت جان کری از ایران و روسیه برای کمک به یافتن «راه حل» در این کشور جنگزده را به آن بیفزاییم؛ صحبت‌های نخست وزیر اسرائیل مبنی بر هماهنگی با نیروهای روسی را کنار آن بگذاریم، و طرح‌های متقابل «راه‌حل سوریه»، پیشنهادی از سوی امریکا و روسیه و دیدارهای نیویورک را به آن اضافه کنیم، نتیجه‌ای به دست می‌آید و آن این که یک فرضیه «خوشبینانه» برای حل بحران سوریه در حال شکل‌گیری است.

نخستین واکنش غیرمنتظره‌ در ارتباط با آمدن نظامیان روسی به سوریه در جهان عرب، این است که اتحادیه عرب و  هیچیک دیگر از کشورهای عربی این اقدام را محکوم نکردند. در حالی که شبکه تلویزیونی «الجزیره» و برخی مطبوعات عربی از این کار به عنوان «اشغال سوریه» نام می‌برند.

سکوت اتحادیه عرب

طبق عادت حداقل اتحادیه عرب در این خصوص می‌بایست موضع خود را روشن می‌کرد، اما به نظر می‌رسد «نبیل عربی» دبیرکل اتحادیه عرب، در چنین شرایطی ترجیح داده که سکوت کند. در ۳۰ ژوئن گذشته نبیل عربی در سفر به مسکو، سیاست روسیه در سوریه را «حکیمانه» خواند و بر تداوم عضویت روسیه در اتحادیه عرب بعنوان کشور ناظر تأکید کرد. در پایان این دیدار دبیرکل اتحادیه عرب اظهار امیدواری کرد که با کمک روس‌ها، هر چه زودتر دولت وحدت ملی در سوریه شکل بگیرد و بحران سوریه به یک راه‌حل جامع منتهی شود. می‌توان گفت روس‌ها اعزام نیرو به سوریه را قبلا با دبیرکل اتحادیه عرب هماهنگ کرده بودند.

روسیه از فروپاشی نهادهای حکومتی سوریه بیم دارد، نه از رفتن بشار اسد.

دوم آن که نشریات منطقه و به ویژه رسانه‌هائی که به عربستان سعودی نزدیک هستند، در تحلیل‌های خود بر شکل‌گیری «اختلافات عمیق» میان جمهوری اسلامی و روس‌ها بر سر حضور نیروهای آنها در سوریه تأکید می‌کنند.

در تحلیل‌های دو روزنامه «الحیات» و «الشرق الاوسط» آمده است: «بعد از توافقنامه اتمی، جمهوری اسلامی علی‌رغم شعارهائی که مسؤولان رده بالای آن در مخالفت با آمریکا می‌دهند، به سرعت به سوی بلوک غرب و امریکا سوق می‌کند و این رویکرد جدید خوشایند روس‌ها نیست.»

این دیدگاه‌ها نشان می‌دهند که روسیه «اختلافات عمیقی» با ایران بر سر سوریه دارد و نباید آنها را نادیده گرفت. ابراهیم حمیدی در ۱۶ سپتامبر در روزنامه «الحیات» نوشت که «روسیه برای نجات سوریه از دست ایران به این کشور نیرو فرستاده است.»

عبدالرحمن راشد نیز در ۱۷ سپتامبر در مقاله‌ای در «الشرق الاوسط» نوشت که «بعد از توافقنامه اتمی، جمهوری اسلامی مایل است با آمریکا بر سر سوریه معامله کند، اما ولادیمیر پوتین با فرستادن نیرو به سوریه، تلاش می‌کند این معامله را به هم بزند.»

نیروهای روسی به جای بشار اسد

یک فرضیه خوش‌بینانه درباره آینده سوریه می‌گوید که در صورت برکناری حاکم دمشق و برای جلوگیری از فروپاشی مؤسسات و نهادهای دولتی، نیروهای روسی به جای بشار اسد در رأس همه نهادهای امنیتی و نظامی حکومت سوریه قرار می‌گیرند و مانع سقوط آنها خواهند شد. در این مرحله امنیت سوریه در دوره انتقالی و تا تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات به عهده روس‌ها خواهد بود.

اگر در چند سال گذشته روس‌ها چنین چیزی را حتی در سطح یک ایده مطرح می‌کردند، با واکنش‌های شدید کشورهای منطقه و غرب مواجهه می‌شدند اما اکنون با شرایط پیش آمده، چندان حساسیتی از سوی کشورهای عربی برای مخالفت با چنین طرحی دیده نمی‌شود و کشور مهمی مثل مصر به شدت از آن حمایت هم می‌کند.

روس‌ها معتقدند که بشار اسد رفتنی است منتها زمان رفتن او را خود آنها باید تعیین کنند تا چنین تغییری کاملا با منافع روسیه سازگار باشد.

اما هم امریکا و هم ایران ممکن است با این طرح مخالفت کنند. برای ایالات متحده، عینی شدن این فرضیه به معنای افزایش غیرقابل کنترل نفوذ روسیه در خاورمیانه است و برای جمهوری اسلامی عملی شدن این طرح به معنای از دست دادن شریک مهمی چون بشار اسد تلقی می‌شود.

اما برخلاف ایران، روس‌ها معتقدند که بشار اسد رفتنی است منتها زمان رفتن او را خود آنها باید تعیین کنند تا چنین تغییری کاملا با منافع روسیه سازگار باشد. نیکلای کازانوف سفیر سابق روسیه در تهران و پژوهشگر مؤسسه مطالعاتی Chatham house در لندن به روزنامه «الشرق الاوسط» گفته که «روسیه موافق رفتن بشار اسد است اما زمان دقیق آن را مشخص نمی‌کند.»

این سخن نشان می‌دهد که ترس روسیه از فروپاشی نهادهای حکومتی سوریه است و نه رفتن بشار اسد. در واقع روس‌ها می‌خواهند اسد برود اما نظام سیاسی سوریه همچنان باقی بماند و افزایش حضور نظامی آنها در سوریه بر این اساس تفسیر می‌شود.

تکرار سناریوی لیبی

آنها واهمه دارند از اینکه با رفتن بشار اسد و ناتوانی مخالفان برای اداره امور بعد از او ، سناریوی لیبی در سوریه تکرار شود و منافع روسیه ضربه بخورد. اما در این میان روسیه نگرانی ایران را ندارد که فقط به آینده حزب‌الله لبنان فکر می‌کند. علاوه بر این ۲۰ درصد جامعه روسیه مسلمان سنی است و روسیه خیال ندارد در منطقه خاورمیانه با شیعیان ائتلاف کند.

به نظر کازانوف تمام این عوامل دست به دست هم می‌دهند تا روسیه بهتر با کشورهای سنی منطقه به تفاهم برسد، اگرچه دوره زمانی این تفاهم مشخص نیست و معلوم نمی‌شود نتایج آن چه وقت قطعی خواهد شد.

به نظر می‌رسد بازی سیاسی روس‌ها، امور منطقه خاورمیانه را به جائی کشانده که راه گریزی جز قبول آن وجود ندارد. روس‌ها موفق شده‌اند هم کشورهای عربی و هم ترکیه را با خود همراه کنند.

با ضعفی که اوباما در سوریه از خود نشان داد، بعید به نظر می‌رسد که بتواند نتایج این «بازی دقیق» روس‌ها را جبران کند. اما از زاویه‌ای دیگر تنها ثمره سیاست روسیه، هم برای ایران و هم برای آمریکا، آن است که دو کشور متخاصم در گذشته را بیش از هر زمانی به یکدیگر نزدیک کند.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • منوچهر

    درسخنرانی اوباما و پوتین و روحانی در سازمان ملل بصراحت مشخص شد که پوبین و روحانی از کمک بدولت سوریه که منظورشان بشار الاسد بود سخن گفتند و حال انکه اوباما در پرده عنوان کرد که چون جانشینی برای اسد در شزائط کنونی موجودنیست تلاشهای روسیه و ایران را میپذیرد ولی بگذشته باز نمیگردد یعنی اولویت وپیش شرط کنار رفتن اسد را حالا طلب نمیکند از طرف دیگر نهاد های دولتی و تصمیم گیر اصلی در سوریه حزب بعث است که فقط در شرائط براندازی قابل بررسی است و سابقه 70 ساله دارد رفتن اسد وتعیین جانشین برای او توسط حزب حاکم مشکل بنظر نمیرسد وازخانواده اسد و یا بزرگان حزب کاندید فراوان است اما انجه روسیه را وارد این کارزار کرده است نا توانی غرب بخصوص امریکادر در کارزار یکسال گذشته در مصاف با داعش است روسیه بندر طرتوس را درخدمت ناوگان دریائی خود دارد و حاضر نیست اخرین پایگاه مدیترانه ای خود را از دست بدهد و از طرفی دیگر فشار تبلیغاتی غرب در ماجرای اوکراین و تحریمهای سنگین اقتصادی توسط امریکا و کشورهای اروپائی بر این کشور سبب شده است که از این نقطه قوت استفاده کند و با هماهنگی ایران گسترش نفوذ را نه تنها در سوریه بلکه در پیونیدی وسیعتر عراق را هم در بر بگیرد جائی که کل غرب با باری بهر جهت انرا رها کرده است در ماه گذشته دیدار سلیمانی با پوتین خبر ساز شد و حتی درمسابقه انتخابات ریاست جمهوری امریکا توسط یک کاندید ابعنوان خطر بزرگ عنوان گردید ودر همین هفته هم العبادی نخست وزیر عراق از دفتر مشترک اطلاعاتی عراق و ایران روسیه خبر داد که در خبر های بعدی عنوان گردید که مرکز این دفتر در بغداد خواهد بود و کلیه اطلاعات سوریه و عراق دران متمرکز و مورد بر رسی قرار میگیرد گو اینکه در حد شایعه از برخورد بد نخست وزیر عراق با قاسم سلیمانی در این رابطه نیز اخباری درز کرد ایران با روسیه هم صدا و هم اواز است نه تنها یرای حفظ موقعیت در لبنان و سوریه بلکه در صورت گستر ده شدن داعش در مرزها غربی کشورنیز حساس و اسیب پذیر است در همین رابطه نخست وزیر اسرائیل سفری به مسکوو ملاقاتی با پوتین داشت و مطمئن شد که روسیه قصد پیاده کردن نیروی زمینی در سوریه ندارد و نمیخواهد جبهه دیگری باز کند انگلیس و فرانسه هم اعلام کردند که درجنگ هوائی سوریه شرکت میکنند و اولین پرواز یک رفائل فرانسوی در سوریه خبر ساز شد باید بپذیریم که انگلیس و فرانسه همچنان این منطقه را درحوزه نفوذ خود بشمار میاورند و میخواهند از مزایای قانونی ان بهره مند شوند نتیجه ملاقات 90 دقیقه ای پوتین و اوباما نیز روایت همسوئی این دو قدرت داشت حال نمیدانیم باتوجه بتعداد هواپیماهای روسی در سوریه و ادوات جنگی دیگری که پیاده کرده است رهبری جنگ با داعش با چه کسی خواهد بود ولی بنظر میرسد اگر امریکا و اروپا تحریمهای اقتصادی و شخصیتهای روسی را بر دارند عنوانها تغییر خواهد کرد اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی داشته باشیم مشکل داعش و النصره و مخالفان طرفدار غرب بشار باوجود اختلاف راهبردی عربستان سعودی و قطر در مقام پخش کننده پول و ترکیه که ادعای سرزمینی عثمانی دارد و ایران که مرزهای فراسرزمینی برای خود تعریف کرده است ومجموعه روسیه و غرب پروسه طولانی مدتی ترسیم کرده ایم که زمانبر وهزینه ساز خواهد بود