ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

شینا… حالم خیلی بده… تقصیر توست که …

شادی امین - پرخاشگری‌هایی از این جنس به خانم شینا شیرانی که مورد قضاوت زن ستیزانه جماعت وسیعی قرار گرفته است کم نیستند.

این روزها موضوع آزارجنسی از سوی حمیدرضا عمادی رییس پرس‌تی‌وی که چندی پیش در دادگاه اروپایی به خاطر همراهی‌اش د‌ر اعتراف‌گیری‌های اجباری و پخش آن، در لیست تحریم‌های حقوق بشری اتحادیه اروپا قرار گرفت ، به مشغولیت بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی بدل شده و بسیاری را نیز به موضع‌گیری در مورد آزار جنسی و اظهار نظر در مورد مردان و زنانی که علنا چنین مواردی را افشا می‌کنند بدل شده است. در پی انتشار فایل صوتی مکالمه شینا شیرانی ، مجری سابق این شبکه با حمیدرضا عمادی، عمادی و افشار، از مدیران پخش پرس‌تی‌وی از سم‌های خود معلق شده‌اند. البته این موضوع فقط اتفاقی در پشت صحنه پرس‌تی‌وی نیست بلکه امری عمومی و یک بیماری اجتماعی و پر مخاطره برای زنان است. به هر گوشه‌ای که نظر کنیم و در تمام جهان با نمونه‌های بی‌شمار آزار جنسی، خشونت و قتل زنان روبرو هستیم .

با مرور‌اظهارنظرهای کاربران شبکه‌های اجتماعی در چند روزی که از انتشار این فایل صوتی می‌گذرد، چند نکته مدام تکرار می‌شود:

۱. خود این خانم رابطه جنسی را می‌خواسته والا تلفن را قطع می‌کرد.
۲. برای گرفتن اقامت و پناهندگی این فایل صوتی را علنی کرده است.
۳. این خانم انگلیسی حرف زده چون می‌خواسته برای پرونده‌اش در روند تقاضای پناهندگی از آن استفاده کند.
۴. کرم از خود درخته.
۵. این خانم از حرف زدنش معلومه این کاره است.

مجموعه این اظهار نظرها نشان می‌دهد که این گفتمان که زن ذاتا مکار و حیله‌گر است و بایستی کنترل شود والا مرد را به گناه و انحراف می‌کشاند، بعد از ۳۷ سال تبلیغ مداوم در جامعه به گفتمان و باور غالب بدل شده است. در واقع جمهوری اسلامی با تکیه بر فرهنگ ضد زن و با تسلط شرع موفق شده است تنفر از زنان را به عنوان یک پس ذهنیت قوی در جامعه نهادینه و آنان را به عنوان جنس “حیله گر” معرفی کند.

روی دیگر سکه این گفتمان که بر پایه اسطوره مردان و آلت محوری شان بنا شده، از این حرکت می کند که آلت جنسی مردان، موجودیت مجزا و مستقلی داشته، خودمختار است و کنترل آن از دست مردان خارج است. به همین دلیل مردان تحریک شده مجازند برای ارضای خود هر اقدام و عملی را انجام دهند. در این باور اجتماعی مردان تحریک شده بردگان آلت خویش هستند.

هر یک از ما بارها در مواجه با روایت تجاوز و خشونت و آزار جنسی از سوی مردان بارها شنیده‌ایم که “تقصیر خودش نیست، مرد است” و یا مردانی در توجیه خشونت جنسی‌شان استدلال می‌کنند که ” نتونستم، جلوی خودم رو بگیرم.” در اینجا “جلوی خودم” اشاره به آن موجود مظلوم و خودمختار دارد.

در چنین نگاهی، مردان دائم و با تلاشی طاقت فرسا در حال کنترل آن موجود مستقل که اگر چیزی بخواهد باید تامین شود هستند و زنان هم عاملین تحریک این موجود ضعیف النفس و کشاندن مردان از طریق وی به دنبال مطامع خود و تامین اهدافشان هستند.
بی جهت نیست که سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی در پاسخ به سوالی در مورد مقایسه مکر زنان با شیطان می‌نویسد: “با توجه به جاذبه عمیق جنسی که در زنان به‌خصوص زیبارویان هست و با توجه به فتانی و طنازی فوق العاده آنها و کید و مکرهای آنان در دلربایی ، معلوم است که این فتنه گری و مکر عظیم بوده و بسیاری از انسان ها را به زمین می زند و به همین جهت می بینیم که وقتی یوسف صدیق با فتنه گری زنان درباری و فتانی و طنازی آنان روبرو می شود که هر کدام با هزار عشوه و ناز او را به خود فرامی خواند ، دست نیاز به آستان بی نیاز بلند کرده و در نهایت عجز و ناتوانی عرض می کند:
إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَ أَکُنْ مِنَ الْجاهِلین
و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانى، به‌سوى آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود.”

به قول آدریان ریچ، فمینیست همجنسگرا، ” قوانینی که حق تسلط جنسی مردان بر زنان را تثبت میکند ریشه‌اشان در اســطوره پـهلوانان، در تمایل مردان به فتح همه چیز، در آلت جنسی مردان- و زندگی خودمختارش- نهفته است .”

و اینچنین است که درد “تخم” مردی که پای تلفن “عجز” خود را به نمایش می گذارد و التماس می کند که زن او را “5 دقیقه” از سر “دوستی”، ارضا کند، دل همه مردان و زنانی را که به فالوس( آلت) محوری این جهان باور دارند را نیز به درد می‌آورد و همه‌گی بر شینا می‌تازند و همصدا با مرد متجاوزبه حق زن بر بدنش، می‌گویند: تقصیر توست که سینه‌هایت قشنگ است”؛ فقط هر یک برای بیان این کلام و این حکم، واژه‌های متفاوتی را بر می‌گزینند.

البته این تنها جمهوری اسلامی و گفتمان شرعی نیست  که در بازتولید چنین باوری فعال است، این باور را برخی از زنان نیز بازتولید و از این دسته از مردان دفاع می‌کنند. در این میانه زنان زیادی گویی از همدستی با مردان و دفاع از نیازهای مردان (بخوان فالوس محوری) بازمانده اند، دشمنی خود با همجنسان‌شان با نوشته‌هایی سطحی و سخیف بیان کرده‌اند. شهلا زرلکی یکی از آنان است که در بازگویی باور “زنان مکار و حیله‌گر” و مردان “قربانی و حامی” گوی سبقت را از بقیه عقب ماندگان گرفته و همه مردان دور و برش از “شجاعت” وی در بیان حقیقت انگشت به دهان می‌مانند و او را مورد تحسین قرا‌ر می‌دهند. زرلکی که تمام تلاش خود را می‌کند که در ستیز با زنان مقامی یابد می‌نویسد:”این خانم شینا کاش مکالمات قبلی را هم ضمیمه می‌کرد. اخر چطور این آقای مدیر وقتی حالش بد می شود پیشنهاد بی شرمانه! خود را اینقدر راحت و صمیمی با این خانم در میان می گذارد و این خانم شینا هم هی با آن صدای عاشق کش ناز می کند! … سالهاست که زن ها با سیاست های زنانه شما بخوانید طنازیها و عشوه گری ها از نردبان دراز مردان “مهم” بالا می روند تا به جایی یا به ناکجایی برسند و وقتی رسیدند یا نرسیدند و به هر دلیلی انصراف دادند از مثلا پیشرفت در اجتماع، مردها می شوند کثیف و پست و رذل و متجاوز جنسی! زنها سیاست جالبی دارند. از جنسیت خود به هر شکلی که ممکن باشد، استفاده می کنند. هم برای جذب مردان و هم علیه انچه مردسالاری می نامند! “[6]

اما کار به همینجا ختم نمی‌شود. چنین باوری باید خوراک نظری خود را نیز بیابد تا در جامعه مقبولیت یابد. مسئولیت القای چنین باوری بر عهده به اصطلاح متخصصینی قرار گرفته است که علم موجود را به عنوان پایه و ستون حفظ این نظام متنفر از جنس زن پذیرفته و از آن برای توجیه این نابرابری عظیم اجتماعی بهره می‌گیرند. برای مثال کامنت یکی از کاربران زن درفیسبوک به ما نشان می‌دهد که چگونه “روانشناسی” در خدمت توجیه “خودمختاری آلت مردانه” و ترویج باور ” مکر و حیله ورزی” زنان به کار می‌آید . این کاربر زن می‌نویسد: من به هیچ عنوان نگاه جنسیتی مدیران به کارمندان رو تکذیب نمی‌کنم، هر زنی در محیط کار بارها و بارها در چنین موقعیتهایی قرار گرفته، اما به قول خانم دکتر ساعیان: “ما زنها توانایی کنترل و مدیریت هر رابطه ای را داریم تا به میل خودمان پیش ببریم و مردها واقعا موجودات ساده و غیر پیچیده و حتی مظلومی هستند! به نظر من کار این خانوم و پخش کردن این فایل فقط یک مکر زنانه ست برای رسیدن به مطامع شخصی! “[7]

در اینجا نیز “سادگی و مظلومیت مردان” در مقابل “مکر زنان” قرار می‌گیرد. به سادگی جایگاه متجاوز و قربانی تغییر یافته و حمیدرضا میرعمادی” قربانی سادگی و مظلومیتش” و بی چاره‌گی‌اش در برابر نیازهای آلت جنسی‌اش قلمداد می‌شود.

چنین زنانی برای اتحاد با مردان و سهیم شدن در قدرت مردان تمام تلاش خود را می‌کنند، آنها تحقیر و خوار شمردن زنان را تقویت می‌کنند. تمام عمر چشم به دست مردان صاحب قدرت دارند تا سهمی نیز به آنان اعطا کنند . هرچند این “توهم شراکت در قدرت” برای همیشه یک توهم باقی می‌ماند.

زنان در آموزش و زندگی روزمره یاد داده می‌شوند که از استراتژی‌های متفاوتی برای بقا استفاده کنند. استراتژی همراهی مستقیم با مردان و یا استراتژی میانجیگری.

شهلا زرلکی و زنان دیگری که بی‌رحمانه در دفاع از “تخم” مرد بیچاره‌ای که در ‌دام حیله‌گری زنی عشوه‌گر قرار گرفته است قلم می‌فرسایند، مرا بار دیگر به یاد سیندروم استکهلم می‌اندازند. سیندرومی که فرد قربانی خود را با سرکوبگرانش تعریف می‌کند و حیات خود را به تایید سرکوبگرانش وابسته می‌داند، قدردان کوچکترین امتیازات اهدایی او می‌شود و حاضر است هر کاری بکند تا سرکوبگرانش را راضی کند.

پرخاشگری‌هایی از این جنس به خانم شینا شیرانی که مورد قضاوت زن ستیزانه جماعت وسیعی قرار گرفته است کم نیستند. قرار است زنان مرعوب شوند تا “امنیت مردان متجاوز” به خطر نیفتد. چون از دید اینان، اگر قرار باشد هر زنی هر بار دهان باز کند و از آزار و خشونت جنسی مردان اطرافش بگوید که “سنگ روی سنگ” بند نمی‌شود. یکی از ارکان اصلی این جامعه که بر پایه قدرت و خشونت جنسی مردان بر زنان استوار و بنا شده است از هم می‌ریزد. بی جهت نیست که با وجود  آمار بالای خشونت علیه زنان، سخن گفتن از آن بلافاصله با هجمه مردان روبرو شده و با عناوین گوناگون صدای ضد مردسالاری و مردمحوری را خفه یا لااقل حضورش را محدود می‌کنند.

به نظر می‌آید جامعه نیازمند نگاه و بازتعریف جدی به همه مفاهیمی است که سالها قبل حداقل در بخشی از روشنفکران و رسانه‌های خارج از قدرت جا افتاده محسوب می‌شد. شیوه پرداخت بسیاری از رسانه ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی به این موضوع نشان از یک عقب‌گرد نگران کننده در این عرصه دارد.

تا زمانی که به آلت مردانه موجودیتی جدا و خودمختار از صاحبش داده شود، یعنی در نگاه بسیاری از ما باور قوی به دوگانه “زن مکار و شیطانی” و “مرد فریب خورده و قربانی” دیده شود، خشونت جنسی مردانه به رسمیت شناخته می شود و حق زنان بر بدن خود انکار خواهد شد. دوگانه “مرد اسیر آلت، زن مکار”، نفرت و دشمنی علیه زنان را ترویج می‌کند، مسئولیت مردان در مقابل اعمال و رفتار خود را منکر می‌شود و دفاع از زنان قربانی را ساده انگاری یا “شراکت در مکر” وانمود می‌کند. با صراحت چنین تصویری از زن و مرد را باید در هم ریخت.

منابع:

[3] شینا شیرانی در این مطلب تنها به عنوان یک زن قربانی آزار جنسی برای من مطرح است و اینکه ایشان امروز ادعای مقابله با حجاب اجباری و ادعاهای دیگری را مطرح می کند که تا دیروز در تبلیغ آن آگاهانه سهیم بوده است، مورد بحث من نیست.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • كشكساب

    بادرود برهمه ايرانيان . ايا من بايد از زنهايي كه در زندان حكومت بشدت اسلامي شاغلند و دختران اسير را پس از شكنجه و تجاوز به بند زنان انتقال ميدهند و بطور اتفاقي يكي از خودشان مورد آزار جنسي يكي از همان برادران شكنجه گر و همكارش قرار گرفته ، كمپين دفاع بگزارم ؟ اگر خلاف ميلش بود از كار در زندان ، جدا ميشد ؟ اگر به ازار جنسي به هرزني ، بعنوان تعرض به حقوق زن اعتراض داشت يا دارد ، چرا به اينهمه تجاوز عريان به زنان و دختران ايراني در معابر عمومي و تجاوز و سوزاندن در بازداشتگاهها كه در ٨٨ صورت گرفت اعتراض نكرد ؟ من به دزديكه دزدانِ همكارش مالش را ببرند و فرياد برآورد ، بعنوان مخالف با دزدي نگاه نميكنم . من به شخصي كه در برابر دزديدن مالِ غير از خود با دزدان مبارزه كند ، احترام ميگزارم . الان هم به تجاوز به حقوق زنان ، اعم از جنسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي توسط حكومت ولايت خامنه اي دزد ، اعتراض نكرده ، فقط از خودش ميگويد ، پس برود واز همان قانون زن ستيزي كه ، بزبان انگليسي بزك ميكردو به غير ايرانيان ميفرخت ، حقش را در برابر مدير دلبرش كه ديشب پيشش بوده و او چون قول داده به سينه هايش دست نزده ،( طبق صدايي كه خودش پخش كرده) بگيرد . كمي ياد بگيرند عوامل حكومت بشدت اسلامي و تا آخرين فشنگشان مقابل مردم ايران نايستند و كمي زودتر از جانيان جدا شوند . كسيكه ننگ بي اختياري پوشش موي سرش را پذيرفته و مزدور تبليغاتي رژيم ميشود ، ( چگونه در نوار ناگهان به انگليسي ميگويد ؟ ) من بدنم مال خودم است و اختيارش را دارم . پاينده ايران سربلند ايراني

  • انتخابات را به رفراندوم بدل کنیم، رای هدفمند(رفسنجانی و مطهری)

    کثافت سراپای این سیستم رو گرفته

  • امیر

    وضعیت زنان در جامعه ما روز به روز داره بدتر میشه.متاسفانه این مشکل هم به این راحتی درست نمیشه ... هر کسی به خودش راحت اجازه ورود به حریم خصوصی دیگران رو میده. کار به جایی رسیده که یک زن به خاطر اینکه هیچ جایی به حقش رسیدگی نمیکنه به جای شکایت این چنین و از طریق رسانه های جمعی مطرح میکنه.اینجا دیگه جای هیچ حرفی نیست.ایشون همه این حرف ها رو به جان خرید و مشکل اکثر جامعه زنان رو که هیچ کس شجاعت گفتن اون رو نداره رو مستقیما مطرح کرد به نظر من بقیه زن ها هم این روال رو پیش بگیرن و همونطور که بعضی از گونه های مرد نما اینجور دست به اذیت میزنن اونها هم خیلی راحت آبروی نداشته این مرد نماها رو بریزن

  • Hooman

    **** این همه زن هستن تو صدا و سیما بهشون تجاوز می‌شه آخه، *** اصولا هر کسی‌ که فایل خصوصیه کسی‌ رو در عرضهٔ عمومی‌ بذاره همه جا تحت پیگرد خواهد بود، حتا تو آمریکا ولی‌ ما اینجا بهش میگیم قهرمان؟ مسخرست

  • رویا

    جناب اشکان: محتوای دروغین کتابها یا سیستم درمان معیوب و فاسد با شبکه‌یی که اساساً کارش بر مبنای سرکوب است فرق می‌کند. مثل این می‌ماند که شما بگویید روزنامه‌نگاری اینحا فاسد و سانسورشده و معیوب است پس فرقی ندارد با روزنامه کیهان همکاری کنید یا عضو سپاه باشید. شناخت دستگاه‌هایی که مستقیم با سرکوب مردم، شکنجه سر و کار دارند بخصوص الآن با این همه رسانه و اطلاعات سخت نیست، پرس تی وی بارها بعنوان پخش کننده اعترافات اجباری مطرح شد، مدیران آن تحت تحریم حقوق بشری هستند این قیاس با معلم و پزشک می‌شود؟! ضمناً قربانی قطعاً قربانی‌ست مساله زیر سوال بردن یک شخص نیست مساله این است که اگر همکاری نباشد این دستگاه‌ها سرپا نمی‌ماند، حالا که قربانی شجاعت مطرح کردن ستم به خودش را داشته، می‌تواند دیگران را هم که در حال خدمت به چنین نهادهایی هستند کمک و تشویق کند که خدمتگزار چنین دستگاه‌هایی نباشند. اصلاً مثل همین آقای نوری‌زاد نازنین که صدبار از مقاله‌نویس در کیهان و گذشته خودش هم گفت، چه مشکلی هست اگر کسی واقعاً چنین رویه‌یی را پس بزند و فقط نقش دیگران را نبیند؟ و البته همه سهیمیم به نسبت خودمان چون ظلم روی هوا که نمی‌ایستد نیاز هست مردمی با نسبت‌‌های مختلف نگه‌ش دارند و به‌]مان صورت می‌توان به نسبت زیرش را خالی کرد.

  • behrooz

    حتی نصف گفته های خانم شیناراهم قبول کنیم که اسلامی باشدوحکم اسلامراهم مراعات کنیم  ومحمد هم حقش ضایع نشود  وقانونش پابرجابماند.بازهم ٱقای عمادی کارش قابل دفاع نیست وبسیار ٱدم کثیفیست فااما خانم  شینا   دخترعزیزم.بحرف این وٱن گوش نده واصلا نترس راهت درست است  یکجابایدیکی پا پیش بگذارد واین نوع ٱدمها  راسرجایشان بنشاند تو سرباز اول این جنگی پیش بسوی میدان جنگ مسیح علی نزاد را پیدا کن خودش به تنهىایی ده هزار سربار است جرات داشته باش واراو یاد بگیر برو جلو  ٱخر سر مخالفانت هم دنبال تو راه خواهند افتاد  تو دختر همه مایی یادت باشد جهانی فکر کن قانون در دنیارا بچسب. که باید عوض کنی .تا اگر رضایت دادی  میتوانی به  همان ایران هم قناعت کنی .

  • اشکان

    لازم میدانم به آن ۵ نوع ‌اظهار نظر کاربران شبکه‌ های اجتماعی که نویسنده محترم نوشته است مورد شماره ششم را اضافه کنم : « اگر مخالف ظلم بوده پس چرا در سازمانی کار میکند که کارش توجیه و تبلیغ یک حکومت ستمکار است؟ چرا تا وقتی مشکلی برای خودش ایجاد نشد با کار در صدا و سیما مشکلی نداشت؟ حتما آدم درستی نبوده وگرنه برای صدا و سیما کار نمیکرد . » پاسخ : این حرف را کسانی میگویند که از جامعه خبر ندارند . همه ما مجبوریم برای امرار معاش کارهایی را انجام دهیم که مطابق خواستمان نیست. همچون معلم و استاد فرهیخته ای که محتوای دروغین کتابهایی را که درس میدهد را هرگز قبول ندارد ( ولی مجبور است وانمود کند که دارد !) یا پزشکی که سیستم درمانی فاسدی که در آن است را قبول ندارد یا … از این مثالها زیاد است.  سرزنش قربانی , عملی خلاف اخلاق انسانی است.  کمی انصاف داشته باشیم .  با سپاس

  • Sanaz

    این فرهنگ زن ستیزی نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از مناطق جهان فراگیر است. در هندوستان وقتی داخل یک اتوبوس به دختر دانشجوی پزشکی تجاوز دسته جمعی شد و دختر فوت کرد، قاضی پرونده معتقد بود که دختر مقصر بوده چون ساعت ۸ شب بیرون بوده! و یکی از متجاوزین میگفت تقصیر دختر بود چون مقاومت کرد! نوشته ی شما بسیار عالی مطلب را بیان کرده ولی مردسالاری و برتر دانستن مرد ریشه ای عمیقتر از ۳۷ سال جمهوری اسلامی دارد و هر چند این حکومت نقش مخرب روی فرهنگ و جامعه داشته است، فرهنگ جامعه در طول قرنها و در دراز مدت شکل میگیرد و ربط دادن همه ی مسائل به چند دهه ی اخیر چندان علمی نیست و باعث کلیشه ای شدن نوشته ی شما شده است.

  • شیرزاد

    با درود بسیار مقاله ارزنده و مفیدی بود . من لازم است در خصوص نویسنده محترم این مقاله این نکته را عرض کنم که بر اساس تصوری که از ایشان پیش از این در برنامه هایی همچون پرگار یا نظایر آن داشتم، ارزیابی یا بهتر است بگویم پیشداوری دیگری داشتم ، به هر روی این معضل را به خوبی واکاوی نموده ونکات موثری را تذکر نموده اند. امید آنکه آکسیون موثر و مفیدی شکل بگیرد تا زنان و اساسا هر باشنده ای در میهن مان حق حفاظت و حراست از بدن خو د را به متعالی ترین شکلی که معرفت امروزی بشر دریافته است ، داشته باشند. با احترام

  • مسلمان دروغگو

    بر فرض اینکه این خانم این کار را به خاطر گرفتن اقامت در اروپا کرده باشددر هر صورت یکی از درست ترین تصمیم  در زندگی ایشان خواهد بود. اقایانی هم که چنین تهمت هایی را مطرح میکنند بهتر است که از خواهر و مادر خود  سوال کنند که چه تجربه ای ایشان به عنوان زن در ایران داشته اند . بعد بیایند و اظهار نظر کنند.

  • محمود آقا خراباتی

    تمام داستان مشکوک هست، باید ببینیم داستانِ آن آقا چیست.

  • بیب

    جهانِ فالوسی

  • شادی امین

    این مطلب ناقص بازنشر شده است و زیرنویس ها نیز حذف شده اند. ------- زمانه: خانم امین عزیز سپاس از مطلب شما. تمام منابع در مطلب اصلی شما در تریبون زمانه تصحیح شدند. برای خواندن مطلب اصلی خواننده از اینجا هدایت می‌شود به مطلب اصلی شما در تریبون زمانه. سپاس، تیم تریبون زمانه

  • رویا

    قطعاً همه این‌ نظرها از یک فرهنگ مردسالار می‌آید کهمتاسفانه بر ذهنِ بسیاری از مردها و زن‌های جامعه ما حاکم است اما برای من یک سوال فارغ از جنسیت و فرهنگ در ارتباط با آن بی‌جواب مانده و عجیب است که چرا مطرح نمی‌شود شاید بخاطرِ شرایط است که زمانی که کسی قربانی‌ست مطرح نمی‌شود، اما مشکل اینجاست که اساساً جدی مطرح نمی‌شود، سوال این است: چرا یک شخص برای سیستمی کار می‌کند که اساساً همه می‌دانند در روند نقض حقوق مردم و بعنوان یک نهاد امنیتی و ضدمردمی و ناقض حقوق بشر است؟ چرا افرادی که تخصص دارند در خدمتِ ظلم و زور به دیگران قرار می‌گیرند و فقط وقتی که خودشان قربانی می‌شوند از این نهادها جدا می‌شوند؟ قربانی مثل این شخص بدون در نظر گرفتن گذشته قربانی‌ست، شکی در این نیست اما همکاری با شکنجه‌گر و متجاوز و اعتراف اجباری بگیر هم خودش نوعی بی‌وجدانی و تجاوز یه حقوق مردم است. ای کاش این خانم و قربانی‌هایی مثل ایشان حالا حرکتی را شروع می‌کردند تا کسی عمله ظلم نشود یا آنها که هستند همین حالا بلوک‌های نهادهای ضد مردمی و متجاوز را خالی کنند.