حمید سبزواری، شاعر حکومت اسلامی ایران، درگذشت
حسین ممتحنی مشهور به حمید سبزواری، از شاعران حکومتی ایران، در سن ۹۱ سالگی درگذشت.

حسین ممتحنی مشهور به حمید سبزواری، از شاعران حکومتی ایران، در سن ۹۱ سالگی درگذشت.

سبزواری امروز شنبه ۲۲ خرداد به دلیل کهولت سن در بیمارستان آسیای تهران درگذشت.
او زاده ۱۳۰۴ در سبزوار بود و پیش از آنکه به مدرسه برود در خانه آموزش قرآن دید. سبزواری ابتدا معلم بود و بعد کارمند بانک شد.
پس از انقلاب ایران، اشعار حمید سبزواری از اصلیترین اشعار در حمایت از حکومت اسلامی ایران بهشمار میرفتند. او زمانی که آیتالله خمینی، رهبر انقلاب ایران به کشور بازگشت «خمینی ای امام» را سرود. «الله اکبر خمینی رهبر» و «آمریکا، آمریکا ننگ به نیرنگ تو» از دیگر اشعار تبلیغاتی او در دفاع از حکومت ایران بودند.
اشعار سبزواری در راهپیماییهای جمهوری اسلامی و نمازهای جمعه خوانده میشدند. به همین دلایل جمهوری اسلامی نشان «جهادگر عرصه فرهنگ و هنر» را به او اهدا کرد.
حمید سبزواری در گفتوگویی درباره آیتالله خمینی گفته بود: «امام شخصیتی است بسیار معنوی با بینشی فوقالعاده که حتی فراتر از حافظ قرار دارد... حافظ شاعر بزرگی است ولی کجا مبارزه کرده است در حالی که در زمان سلاطین جور میزیسته است.»
نظرها
سبزواری
در سبزوار به ایشون میگفتند شاعر دربار خلیفه. مردم از ایشون متنفر بودند. گاهی که نزول اجلاس می کردند با چنان غرور تخرخوری می اودند که نگو و نشنو. ایشون از خلیفه اسکورت خواسته بودند و رهبری از بیت به ایشن دوتا بادگارد داده بود. چون مردم واقعا دشمن ایشون شده بودند. حتا وقتی آخرین بار به سبزوار اومدند روی دوار نوشته شده بود مرگ بر شاعر دربار خلافت٬ مرگ بر خلیفه! بعد ها امام جمعه شایع کرده بود که این اختلاف فامیلی بوده. اما هشدار داده بود که نویسندهگان ایبن شعار از مشهد آمده بودند و با ماستمالی گفته بود که آنها توسط سربازان گمنام امام زمان عج دستگیر شدند و بهع سزای اعمالشان رسیدند. جالب بود که دوباره همین شعارها نوشته شده بود اما دیگر امام جمعه کشش نداد!
تایماز
ملعون و زشت فطرت بود. حیف نام شاعر که بر این پاچه مال گذاشته اند. او یک شونیست و خرافه پرور هم بود. در چهلم استاد شهریار بزرگ در تبریز رسما به آذربایجانی ها دهن کجی کرد و جوابش را هم گرفت در دانشگاه تبریز. امیدوارم لعن و نفرین بر این مردک خبیث درس عبرتی باشد برای آنهاییکه هنوز راه او را می روند.
ناثری
حمید سبزواری در مدح هیتلر هم قصیده ای سروده بود. او این قصیده را بروح امام امت خمینی پیش کرده بود. اما خمینی گفته بود که الان صلاح میست این شعر منتشر شود. خمینی زرنگتر از سبزواری بود. روح هر دوتان با شیطان همدم است.
شهروند
این خبر مرا به یاد دو شاعر در تاریخ ایران انداخت که هر دو با نانم "فرخی" در تاریخ ادبیات شناخته میشوند، فرخی سیستانی و فرخی یزدی. فزخی سیستانی قصیده بلند بالائی با نام " با کاروان حله برفتم ز سیستان" سرود و با طی مسافتی طولانی و رنج سفر، خود را به دربار رساند که قصیده ای را که در مدح حاکم نوشته بود به او بدهد. قصیده مورد پسند واقع شد و پایش به دربار باز شد و در شکارگاه شعری در وصف شکار سلطان سرود که سلطان را که از باده مست بود بسیار خوش آمد و به او گفت هر چند اسب که بتوانی بگیری از آن تو خواهد بود. شاعر قلم بر زمین نهاد و به دنبال اسبان دوید تا هر آنقدر که میتواند از آن خود کند. می گویند تا مقام ملک الشعرائی نیز رسید و وقتی به دربار می آمد چندین غلام از پس او روانه بودند. شاعر دیگر فرخی یزدی است که فریاد آزادی خواهی سر داد و دهانش دوختند. آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی دست خود ز جان شستم از برای آزادی انتخاب با فرد است که فرخیِ سیستانی باشد یا فرخیِ یزدی
بهنام
در هر حکومتی هستند ملیجکان دربار و افرادی که فقط در مدح حکومت و بانیان آن سخن پراکنی کرده و اسم این مزخرفات را ( شعر ) مینهند . شعرای واقعی فقط برای مردم و به نفع اوضاع و احوال اجتماعی و در نقد سیاسیون شعر گفته و با زیبایی سخن رسای خود را به گوش همگان می رسانند . سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند
یاسمینی از تهران
شعر در مدح هیتلر صحت دارد. پدرزن دوم پدرم اینرا برای ما نقل می کرد. او از دوستان خامنه اتی بود و دو سال پیش درگذشت!