انقلاب یاس و همبستگی ملی تونس
<p>این روزها، جنبش اعتراضی مردم تونس، حتی پس از فرار زین‏العابدین بن‏علی، رئیس جمهور پیشین این کشور، روزهای تلخ و دشواری را به‏خود می‏بیند.به‏کارگیری وزرای دولت سابق در کابینه‏ی قای الغنوشی نیز اعتراض‌های زیادی را برانگیخته است.دولت به‏ظاهر عوض شده، اما وزرای دفاع، خارجه، کشور و اقتصاد که چهار وزارتخانه‏ی مهم تونس محسوب می‏شوند، هم‏چنان از میان وزرای سابق برگزیده شده‏اند.علی‏رغم ادعاهای مطرح شده، سرکوب و خشونت علیه تظاهرکنندگان هم‏چنان جریان دارد و مقررات منع آمد وشد شبانه نیز هم‏چنان پابرجاست.</p> <p><a target="_blank" href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110118_Seraj_PM1_NouriZadeh.mp3" rel="noopener"><img height="31" width="273" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon.jpg" alt="" /></a><br /> در کنار اینها، آشوب‏ها و ناامنی‏ها که گفته می‏شود از سوی شبه‏نظامیان وفادار به زین‌العابدین بن‏علی سازماندهی می‏شود نیز بالا گرفته است و تیراندازی‏های خیابانی و غارت اموال مردم نیز مشاهده می‏شود.</p> <p><strong><br /> از دکتر علیرضا نوری‏‌زاده، روزنامه‏‌نگار و تحلیل‌‏گر سیاسی و کارشناس خاورمیانه و دنیای عرب، پرسیده‌‌ام که ارزیابی او از نقش شبه‏‌نظامیان وفادار به بن‏‌علی در آشوب‏‌های این روزها در تونس چیست؟</strong></p> <p> </p> <p>به اعتقاد من، آن آشوب‏ها هشداری بود برای جامعه‏ی مدنی تونس. یعنی حتی اگر خوش‏بینانه به قضیه نگاه کنیم و بگوییم این آشوب‏ها در هر انقلابی اتفاق می‏افتد و تعدادی از آدم‏های بیکار، عده‏ای از بزهکاران و کسانی که بی‏دلیل به خیابان‏ها آمده‏اند، ممکن است دست به اقداماتی بزنند که با اهداف آن حرکت و جنبش در تعارض باشد، باز هم باید بگویم که جامعه‏ی مدنی تونس که شاید در منطقه قوی‏ترین باشد، موفق شد جلوی انتشار این آشوب‏ها را بگیرد. در عین حال، وفاداری ارتش به مردم، عامل خیلی مؤثری بود.</p> <p><br /> نیروهای انتظامی، به‏هرحال تمایلاتی نسبت به نظام گذشته داشتند یا حداقل در سطح فرماندهان‏شان چنین بود. بعد هم گروه گارد ریاست جمهوری و یا سازمان امنیت ریاست جمهوری بود که دارای میلیشیا و افراد مسلحی بودند که برای حمایت و صیانت از نظام تربیت شده بودند. بعضی‏ها هم می‏گویند این آشوب‌ها توسط اوباشی که در خدمت فرمانده‏ی سابق اطلاعات ریاست جمهوری بودند، انجام می‌شود.</p> <p><br /> به‏هرحال همه‏ی اینها به صحنه آمدند. کشته شدن دوتن از اینها در خیابان حبیب بورقیبه، دو روز پیش که از بالای ساختمان به مردم تیراندازی می‏کردند، نشانه‏ی آن بود که بقایای رژیم سابق هنوز مقاومت می‏کنند.همه‏ی اینها دست به‏دست هم داد، اما واکنش جامعه‏ی مدنی بسیار قابل توجه بود که اجازه ندادند میدان از یک سو دست اوباش بیفتد و از سوی دیگر دست اسلامی‏ها.</p> <p> </p> <p><strong>حضور اسلام‏گراها را در این جنبش، چگونه ارزیابی می‏کنید؟ با توجه به این‏که صحبت‏هایی از بازگشت راشد الغنوشی، رهبر حزب اسلام‌گرای النهضه به صحنه‏ی سیاسی تونس هم مطرح است.</strong></p> <p> </p> <p><img hspace="8" height="168" align="left" width="240" vspace="8" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/alireza_nourizadeh.jpg" alt="" />اسلام‏گرایان هیچ نقشی نداشتند. به صراحت می‌گویم. شروع کار با غضب و کینه و نفرت‏های انباشته‏شده‏ی عده‏ای جوان بی‌کار بود، اما از روزهای دهم ژانویه‏ به بعد، میدان‏دار معرکه، روشنفکرها، اتحادیه‏های کارگری، احزاب، زنان، معلمان، دانشجویان و استادها بودند. بنابراین اسلامی‏ها را ما در صحنه ندیدیم. حتی اگر هم بودند، آن‏چنان حضور چشمگیری نداشتند. این منظره که دخترانی، بدون حجاب، شانه به شانه‏ی مردان در تظاهرات بودند یا حتی در بعضی جاها، بر شانه‏ی مردان بودند، نشانه‏ی آن بود که اسلامی‏ها نقشی ندارند. گو این‏که تلاش کردند بعد برای خودشان نقشی قائل بشوند.</p> <p><br /> مورد دوم این‏که آقای راشد الغنوشی دیگر پایگاهی در تونس ندارد. ایشان سال‏هاست در انگلستان زندگی می‏کند و شبیه اپوزیسیون‏های دیگری شده که هستند و فقط گاه‏گاهی حرفی می‏زنند. به‏خصوص بعد از رواج تلویزیون‏های ماهواره‏ای، ولی در عین حال، افکار او هم تغییر کرده است. او دیگر راشد الغنوشی، جنبش الاتجاه اسلامی و النهضه دهه‏ی ۸۰ نیست. عشقی به ولایت فقیه در ایران ندارد و چندان تماسی هم با آنها ندارد. کتاب‏هایش را هم دیگر سازمان تبلیغات اسلامی جمهوری اسلامی منتشر نمی‏کند. این است که این راشد الغنوشی اگر به تونس هم برگردد، شبیه دولتمردان امروز حاکم بر ترکیه و دارای آن نوع افکار و اندیشه‏های برآمده از اسلام سیاسی است. منتها همان‏‏طور که گفتم، تونس وضعیت خاصی دارد و گو این‏که در اواخر دهه‏ی ۷۰ و بعد در دهه‏ی ۸۰، بعد از انقلاب اسلامی ایران، اسلامی‏ها قوت گرفتند و تلاش‏هایی کردند، ولی در نهایت، اگر دقت کنیم، امروز جایگاهی ندارند.</p> <p> </p> <p><strong>به‏کارگیری تعدادی از وزرای سابق که با دولت بن‏علی همکاری داشتند، موجب بروز مقداری بی‏اعتمادی در جنبش اعتراضی مردم تونس شده است. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟</strong></p> <p> </p> <p>یک نکته‏ی اساسی را نباید فراموش کرد و آن این‏که تونسی‏ها نمی‏خواهند آن اساس و بنیاد سیستم حکومت تونس از بین برود. درست است که می‏خواهند افراد فاسد نظام کنار زده شوند، اما دولت ائتلافی نمی‏تواند به افرادی که ۲۰-۲۵ سال در قدرت نبوده‏اند یا اصلاً در قدرت حضور نداشته‏اند، پست‏های مهمی مانند وزارت کشور، وزارت دفاع و وزارت مالیه را واگذار کند. در واقع باید افرادی در این پست‏ها باشند که حتی هر تغییری که می‏خواهد انجام بگیرد، آنها حضور داشته باشند.</p> <p><br /> من درک می‏کنم که چرا این افراد را آورده‏اند. شاید خود آقای الغنوشی هم نمی‏خواسته این کار را بکند، ولی احتمالاً اپوزیسیون حاضر نشده این پست‏ها را بپذیرد و او مجبور به این کار شده است. مثلاً بازگشت وزیر کشور، چون بن‏علی او را برکنار کرد، توجیه‌پذیر بود. هرچند خود اوهم سابقه‌ی خوبی ندارد و آدم منفوری بوده است.</p> <p><br /> می‏خواهم بگویم این کار از روی ناچاری است، ولی الان که اتحادیه‏ی کارگری نماینده‏اش را از کابینه بیرون کشیده، این احتمال وجود دارد که احزاب اپوزیسیون فشار بیاورند. حداقل برای این نوع وزارتخانه‏ها، فردی را در سطح معاون، به عنوان کفیل یا سرپرست بگذارند. ولی به‏هرحال نمی‏توانند افرادی را ازخارج بیاورند و پست‏های کلیدی را به آنها بدهند، در حالی که هیچ نوع آشنایی‏ای با این نوع مسئولیت‏ها ندارند. <br /> این‏جا و آن‏جا، بعضی از چهره‏های اپوزیسیون تونسی به این مسئله اقرار کرده‏اند که اگر امروز به آنها بگویند بیایید و مثلاً پست وزارت کشور را برعهده بگیرید، خود آنها قبول نخواهند کرد، چون بسیار برای‏شان مشکل است.</p> <p> </p> <p><strong>ساختار قوای مسلح در تونس به چه شکلی است؟ آیا وفاداری به زین‌العابدین بن‏علی در میان نیروهای مسلح تونس ریشه دارد؟ یا اگر یک نظام دمکراتیک در آن کشور روی کار بیاید، ارتش و نیروهای مسلح هم در عمل به خدمت آن نظام دمکراتیک درخواهند آمد؟</strong></p> <p> </p> <p>درست است که بن‏علی یک نظامی بود، ولی از ابتدا تکوین او، یک تکوین امنیتی بود. یعنی او از ابتدا نظامی‏ای بود در خدمت دستگاه امنیتی. حتی وقتی به عنوان وابسته‏ی نظامی اعزام می‏شد، نمایندگی دستگاه امنیتی را داشت. یا وقتی فرمانده‏ی نیروهای امنیتی یا وزیر کشور و بعد نخست‏وزیر شد، ارتباطش با نیروهای امنیتی بسیار عمیق و گسترده بود.</p> <p><br /> ولی در رابطه با ارتش، ارتش تونس یک تربیت ویژه دارد. این ارتش یک تربیت ملی دارد. هیچ‏وقت ارتش در برابر مردم نایستاده و فرماندهان ارتشی سعی کرده‏اند مسئولیت خودشان را که همانا حفاظت از حدود و صغور و امنیت کشور باشد، به درگیری‏های خیابانی و درگیری‏ با مردم آلوده نکنند. این است که می‏توانم بگویم ارتش وفادار به قانون اساسی است. اگر قانون اساسی تغییر کند، طبیعتاً ارتش هم به قانون اساسی جدید سوگند یاد خواهد کرد و وفادار خواهد بود.</p> <p><br /> نیروهای امنیتی و پلیس هستند که مقداری اسباب نگرانی‏انند. افرادی در میان این نیروها هستند که سرنوشت‏شان را به بن‏علی ربط داده‏اند. دستگیری فرمانده‌ی نیروهای امنیتی ریاست جمهوری دلیل بر این بود که وجود او را خطری برای نظام جدید یا تحولات جدید می‏دانستند.</p> <p><br /> من فکر نمی‏کنم که ارتش، به‏هیچ‏وجه، بخواهد حتی یک گلوله به سوی مردم رها کند. کادرهای بالای نیروهای امنیتی هم به‏سرعت دارند تصفیه می‏شوند. شمار زیادی از این کادرها دستگیر شده‏اند و شمار دیگری را بازنشسته کرده‏اند.</p> <p><br /> اینها نشان می‏دهد که فضای امروز تونس، فضایی است که حتی نیروهای امنیتی هم بعد از چندی تحول پیدا کرده‏اند و در روزهای آینده، ما شاهد تحولات بیشتری خواهیم بود. عجیب است. عنوانی که جنبش در تونس داشت، «انقلاب یاسمین» یا «انقلاب یاس»، حالتی را در جامعه ایجاد کرده که آدم می‏تواند آن را با روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران یا روزهای قبل از انقلاب ۵۷ مقایسه کند. نوعی همبستگی ملی در همه‏ی شئونات به‏چشم می‏خورد.</p> <p> </p> <p><strong>در رسانه‏های جمهوری اسلامی، با توجه به عملکرد زین‌العابدین بن‏علی در پیاده کردن نوعی سکولاریسم افراطی در جامعه و ستیز با مسلمانان و هم‏چنین حمایت غرب و امریکا از او در دوره‏ای که بود، این انقلاب را یک انقلاب اسلامی یا انقلاب ضد آمریکایی جلوه می‏دهند. پاسخ شما به این القائات چیست؟</strong></p> <p> </p> <p>به‏هیچ‏روی. در تمام این جنبش، حتی یک شعار علیه امریکا دیده نشد. اصولاً مردم تونس، مردمی غرب‏گرا هستند. مردم تونس، زندگی‏شان با غربی‏ها است. سالی هشت میلیون توریست غربی به تونس سفر می‏کند و اگر آنها نباشند، تونسی‏ها گرسنه‏اند. اقتصاد تونس که در این سال‏ها پیشرفت‏های فوق‏العاده‏ای داشت، گو این‏که دو، سه سال اخیر مشکلاتی برای آن رخ داد، متکی بر غرب بود.</p> <p><br /> بنابراین تونسی‏ها اصلاً دشمنی‏ای با غرب ندارند. امریکا یا غربی‏ها هیچ‏وقت در تونس دخالتی نکرده‏اند. با فرانسوی‏ها هم که در هرحال روابط عمیقی دارند. هزاران تونسی در فرانسه زندگی می‏کنند و بخشی از درآمدهای‏شان به کشورشان برمی‏گردد. این است که این تصورات و خیالات جمهوری اسلامی است و به‏هیچ‏روی این جنبش حالت ضد آمریکایی و ضدغربی ندارد.</p> <p> </p>
این روزها، جنبش اعتراضی مردم تونس، حتی پس از فرار زینالعابدین بنعلی، رئیس جمهور پیشین این کشور، روزهای تلخ و دشواری را بهخود میبیند.بهکارگیری وزرای دولت سابق در کابینهی قای الغنوشی نیز اعتراضهای زیادی را برانگیخته است.دولت بهظاهر عوض شده، اما وزرای دفاع، خارجه، کشور و اقتصاد که چهار وزارتخانهی مهم تونس محسوب میشوند، همچنان از میان وزرای سابق برگزیده شدهاند.علیرغم ادعاهای مطرح شده، سرکوب و خشونت علیه تظاهرکنندگان همچنان جریان دارد و مقررات منع آمد وشد شبانه نیز همچنان پابرجاست.
در کنار اینها، آشوبها و ناامنیها که گفته میشود از سوی شبهنظامیان وفادار به زینالعابدین بنعلی سازماندهی میشود نیز بالا گرفته است و تیراندازیهای خیابانی و غارت اموال مردم نیز مشاهده میشود.
از دکتر علیرضا نوریزاده، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی و کارشناس خاورمیانه و دنیای عرب، پرسیدهام که ارزیابی او از نقش شبهنظامیان وفادار به بنعلی در آشوبهای این روزها در تونس چیست؟
به اعتقاد من، آن آشوبها هشداری بود برای جامعهی مدنی تونس. یعنی حتی اگر خوشبینانه به قضیه نگاه کنیم و بگوییم این آشوبها در هر انقلابی اتفاق میافتد و تعدادی از آدمهای بیکار، عدهای از بزهکاران و کسانی که بیدلیل به خیابانها آمدهاند، ممکن است دست به اقداماتی بزنند که با اهداف آن حرکت و جنبش در تعارض باشد، باز هم باید بگویم که جامعهی مدنی تونس که شاید در منطقه قویترین باشد، موفق شد جلوی انتشار این آشوبها را بگیرد. در عین حال، وفاداری ارتش به مردم، عامل خیلی مؤثری بود.
نیروهای انتظامی، بههرحال تمایلاتی نسبت به نظام گذشته داشتند یا حداقل در سطح فرماندهانشان چنین بود. بعد هم گروه گارد ریاست جمهوری و یا سازمان امنیت ریاست جمهوری بود که دارای میلیشیا و افراد مسلحی بودند که برای حمایت و صیانت از نظام تربیت شده بودند. بعضیها هم میگویند این آشوبها توسط اوباشی که در خدمت فرماندهی سابق اطلاعات ریاست جمهوری بودند، انجام میشود.
بههرحال همهی اینها به صحنه آمدند. کشته شدن دوتن از اینها در خیابان حبیب بورقیبه، دو روز پیش که از بالای ساختمان به مردم تیراندازی میکردند، نشانهی آن بود که بقایای رژیم سابق هنوز مقاومت میکنند.همهی اینها دست بهدست هم داد، اما واکنش جامعهی مدنی بسیار قابل توجه بود که اجازه ندادند میدان از یک سو دست اوباش بیفتد و از سوی دیگر دست اسلامیها.
حضور اسلامگراها را در این جنبش، چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به اینکه صحبتهایی از بازگشت راشد الغنوشی، رهبر حزب اسلامگرای النهضه به صحنهی سیاسی تونس هم مطرح است.
اسلامگرایان هیچ نقشی نداشتند. به صراحت میگویم. شروع کار با غضب و کینه و نفرتهای انباشتهشدهی عدهای جوان بیکار بود، اما از روزهای دهم ژانویه به بعد، میداندار معرکه، روشنفکرها، اتحادیههای کارگری، احزاب، زنان، معلمان، دانشجویان و استادها بودند. بنابراین اسلامیها را ما در صحنه ندیدیم. حتی اگر هم بودند، آنچنان حضور چشمگیری نداشتند. این منظره که دخترانی، بدون حجاب، شانه به شانهی مردان در تظاهرات بودند یا حتی در بعضی جاها، بر شانهی مردان بودند، نشانهی آن بود که اسلامیها نقشی ندارند. گو اینکه تلاش کردند بعد برای خودشان نقشی قائل بشوند.
مورد دوم اینکه آقای راشد الغنوشی دیگر پایگاهی در تونس ندارد. ایشان سالهاست در انگلستان زندگی میکند و شبیه اپوزیسیونهای دیگری شده که هستند و فقط گاهگاهی حرفی میزنند. بهخصوص بعد از رواج تلویزیونهای ماهوارهای، ولی در عین حال، افکار او هم تغییر کرده است. او دیگر راشد الغنوشی، جنبش الاتجاه اسلامی و النهضه دههی ۸۰ نیست. عشقی به ولایت فقیه در ایران ندارد و چندان تماسی هم با آنها ندارد. کتابهایش را هم دیگر سازمان تبلیغات اسلامی جمهوری اسلامی منتشر نمیکند. این است که این راشد الغنوشی اگر به تونس هم برگردد، شبیه دولتمردان امروز حاکم بر ترکیه و دارای آن نوع افکار و اندیشههای برآمده از اسلام سیاسی است. منتها همانطور که گفتم، تونس وضعیت خاصی دارد و گو اینکه در اواخر دههی ۷۰ و بعد در دههی ۸۰، بعد از انقلاب اسلامی ایران، اسلامیها قوت گرفتند و تلاشهایی کردند، ولی در نهایت، اگر دقت کنیم، امروز جایگاهی ندارند.
بهکارگیری تعدادی از وزرای سابق که با دولت بنعلی همکاری داشتند، موجب بروز مقداری بیاعتمادی در جنبش اعتراضی مردم تونس شده است. ارزیابی شما از این مسئله چیست؟
یک نکتهی اساسی را نباید فراموش کرد و آن اینکه تونسیها نمیخواهند آن اساس و بنیاد سیستم حکومت تونس از بین برود. درست است که میخواهند افراد فاسد نظام کنار زده شوند، اما دولت ائتلافی نمیتواند به افرادی که ۲۰-۲۵ سال در قدرت نبودهاند یا اصلاً در قدرت حضور نداشتهاند، پستهای مهمی مانند وزارت کشور، وزارت دفاع و وزارت مالیه را واگذار کند. در واقع باید افرادی در این پستها باشند که حتی هر تغییری که میخواهد انجام بگیرد، آنها حضور داشته باشند.
من درک میکنم که چرا این افراد را آوردهاند. شاید خود آقای الغنوشی هم نمیخواسته این کار را بکند، ولی احتمالاً اپوزیسیون حاضر نشده این پستها را بپذیرد و او مجبور به این کار شده است. مثلاً بازگشت وزیر کشور، چون بنعلی او را برکنار کرد، توجیهپذیر بود. هرچند خود اوهم سابقهی خوبی ندارد و آدم منفوری بوده است.
میخواهم بگویم این کار از روی ناچاری است، ولی الان که اتحادیهی کارگری نمایندهاش را از کابینه بیرون کشیده، این احتمال وجود دارد که احزاب اپوزیسیون فشار بیاورند. حداقل برای این نوع وزارتخانهها، فردی را در سطح معاون، به عنوان کفیل یا سرپرست بگذارند. ولی بههرحال نمیتوانند افرادی را ازخارج بیاورند و پستهای کلیدی را به آنها بدهند، در حالی که هیچ نوع آشناییای با این نوع مسئولیتها ندارند.
اینجا و آنجا، بعضی از چهرههای اپوزیسیون تونسی به این مسئله اقرار کردهاند که اگر امروز به آنها بگویند بیایید و مثلاً پست وزارت کشور را برعهده بگیرید، خود آنها قبول نخواهند کرد، چون بسیار برایشان مشکل است.
ساختار قوای مسلح در تونس به چه شکلی است؟ آیا وفاداری به زینالعابدین بنعلی در میان نیروهای مسلح تونس ریشه دارد؟ یا اگر یک نظام دمکراتیک در آن کشور روی کار بیاید، ارتش و نیروهای مسلح هم در عمل به خدمت آن نظام دمکراتیک درخواهند آمد؟
درست است که بنعلی یک نظامی بود، ولی از ابتدا تکوین او، یک تکوین امنیتی بود. یعنی او از ابتدا نظامیای بود در خدمت دستگاه امنیتی. حتی وقتی به عنوان وابستهی نظامی اعزام میشد، نمایندگی دستگاه امنیتی را داشت. یا وقتی فرماندهی نیروهای امنیتی یا وزیر کشور و بعد نخستوزیر شد، ارتباطش با نیروهای امنیتی بسیار عمیق و گسترده بود.
ولی در رابطه با ارتش، ارتش تونس یک تربیت ویژه دارد. این ارتش یک تربیت ملی دارد. هیچوقت ارتش در برابر مردم نایستاده و فرماندهان ارتشی سعی کردهاند مسئولیت خودشان را که همانا حفاظت از حدود و صغور و امنیت کشور باشد، به درگیریهای خیابانی و درگیری با مردم آلوده نکنند. این است که میتوانم بگویم ارتش وفادار به قانون اساسی است. اگر قانون اساسی تغییر کند، طبیعتاً ارتش هم به قانون اساسی جدید سوگند یاد خواهد کرد و وفادار خواهد بود.
نیروهای امنیتی و پلیس هستند که مقداری اسباب نگرانیانند. افرادی در میان این نیروها هستند که سرنوشتشان را به بنعلی ربط دادهاند. دستگیری فرماندهی نیروهای امنیتی ریاست جمهوری دلیل بر این بود که وجود او را خطری برای نظام جدید یا تحولات جدید میدانستند.
من فکر نمیکنم که ارتش، بههیچوجه، بخواهد حتی یک گلوله به سوی مردم رها کند. کادرهای بالای نیروهای امنیتی هم بهسرعت دارند تصفیه میشوند. شمار زیادی از این کادرها دستگیر شدهاند و شمار دیگری را بازنشسته کردهاند.
اینها نشان میدهد که فضای امروز تونس، فضایی است که حتی نیروهای امنیتی هم بعد از چندی تحول پیدا کردهاند و در روزهای آینده، ما شاهد تحولات بیشتری خواهیم بود. عجیب است. عنوانی که جنبش در تونس داشت، «انقلاب یاسمین» یا «انقلاب یاس»، حالتی را در جامعه ایجاد کرده که آدم میتواند آن را با روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران یا روزهای قبل از انقلاب ۵۷ مقایسه کند. نوعی همبستگی ملی در همهی شئونات بهچشم میخورد.
در رسانههای جمهوری اسلامی، با توجه به عملکرد زینالعابدین بنعلی در پیاده کردن نوعی سکولاریسم افراطی در جامعه و ستیز با مسلمانان و همچنین حمایت غرب و امریکا از او در دورهای که بود، این انقلاب را یک انقلاب اسلامی یا انقلاب ضد آمریکایی جلوه میدهند. پاسخ شما به این القائات چیست؟
بههیچروی. در تمام این جنبش، حتی یک شعار علیه امریکا دیده نشد. اصولاً مردم تونس، مردمی غربگرا هستند. مردم تونس، زندگیشان با غربیها است. سالی هشت میلیون توریست غربی به تونس سفر میکند و اگر آنها نباشند، تونسیها گرسنهاند. اقتصاد تونس که در این سالها پیشرفتهای فوقالعادهای داشت، گو اینکه دو، سه سال اخیر مشکلاتی برای آن رخ داد، متکی بر غرب بود.
بنابراین تونسیها اصلاً دشمنیای با غرب ندارند. امریکا یا غربیها هیچوقت در تونس دخالتی نکردهاند. با فرانسویها هم که در هرحال روابط عمیقی دارند. هزاران تونسی در فرانسه زندگی میکنند و بخشی از درآمدهایشان به کشورشان برمیگردد. این است که این تصورات و خیالات جمهوری اسلامی است و بههیچروی این جنبش حالت ضد آمریکایی و ضدغربی ندارد.
نظرها
کاربر مهمان
<p>آقای نوری زاده، روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی محترم، ای آخر سیاست دانی ای عاقل ای شاد ای خوشحال یک نگاهی به طنز جدید مهران مدیری داشته باشید برای شما هم بد نیست. از این چرت و پرت گفتن هاتون دست بردارید. از کسی که ادعای تحلیلگر سیاسی داره زشته و قباحت داره که جانبدارانه مسایل رو تفسیر کنه. اینکه زنان بی حجاب در اعتراضات حضور داشتن چه ربطی به حضور یا عدم حضور اسلامگرایان داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br /> کمی به خودتون بیایید.<br /> موفق و موید باشید.</p>