ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

● دیدگاه

چرا "آیت الله قتل عام" آری، احمدی‌نژاد نه؟

اکبر گنجی – رئیسی مسلما از فیلتر شورای نگهبان رد می‌شود، اما می‌گویند احمدی‌نژاد بی‌صلاحیت تشخیص داده خواهد شد. آیا شیوه گزینش شورای نگهبان موجه است؟ پس چرا یک بام و دو هوایی است؟ نکند ابراهیم رئیسی پاک تر از احمدی‌نژاد است؟

بزرگ‌ کنید

طرح مسئله: از رو یکشنبه ۲۷ فروردین بررسی صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان آغاز می‌شود. با ثبت نام محمود احمدی‌نژاد، بقایی و دیگر افراد طیف او، دو واکنش مشاهده گردید. گروهی پیش بینی می‌کنند که شورای نگهبان قطعاً احمدی‌نژاد و همفکرانش را رد صلاحیت خواهد کرد. منع آیت الله خامنه ای، یکی از شواهد و قرائن این گروه است. گروه دیگری توصیه و تجویز می‌کنند که شورای نگهبان قطعاً باید احمدی‌نژاد و همفکرانش را رد صلاحیت کند. بخشی از پیش بینی کنندگان نیز به گونه‌ای سخن گفته‌اند که سخنان آنان متضمن تجویز رد صلاحیت احمدی‌نژاد و همفکرانش است.

بزرگ‌ کنید
ابراهیم رئیسی − محمود احمدی‌نژاد. دو تابلوی نظام ولایی

در میان هر دو گروه پیش بینی کننده و توصیه کننده، افرادی از جناح‌های محافظه کاران سنتی، محافظه کاران افراطی، اعتدالیون و اصلاح طلبان و...دیده می‌شوند. اما هیچ یک از آنها نه خواهان رد صلاحیت ابراهیم رئیسی- "آیت الله قتل عام"- شده و نه یک میلیونیم احتمال می‌دهند که شورای نگهبان رئیسی را رد صلاحیت کند. سهل است، آنان به خوبی می‌دانند که حداقل چهره‌های اصلی شورای نگهبان- دو ضلع "مثلث جیم"، یعنی محمد یزدی و احمد جنتی- از حامیان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی هستند.

پرسش این است: آیا این کنش و واکنش‌ها موجه اند؟ اگر موجه است، چرا یک بام و دو هوایی است؟ نکند ابراهیم رئیسی پاک تر از احمدی‌نژاد است؟

نظات استصوابی شورای نگهبان

در همه کشورهای دموکراتیک، معیارهای قانونی/عقلایی روشن برای نامزدهای ریاست جمهوری وجود دارد. به عنوان مثال، نظارت بر انتخابات فرانسه- مطابق اصل ۵۶ قانون اساسی - با "شورای قانون اساسی" این کشور است. معیارهای نامزدی ریاست جمهوری روشن است. یعنی علاوه بر شرایط سنی و...، هر یک از نامزدها باید تایید و امضای ۵۰۰ چهره سیاسی فرانسوی را داشته باشند. يک شخصيت سياسی هم مجاز نیست هم زمان بيش از يک نامزد را تاييد کند. در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۲ میلادی، وزیر کشور اسبق فرانسه، شارل پاسکوا، نتوانست ۵۰۰ امضای لازم را کسب کند و از صحنه انتخابات حذف شد، در حالی که یک جوان پستچی گمنام با کسب ۵۰۰ امضا به صحنه مبارزات انتخاباتی راه یافت. اخیراً "شورای قانون اساسی" فرانسه صلاحیت ۱۱ نفر از ۶۱ نامزد را برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۳ آوریل ۲۰۱۷ (۳ اردیبهشت ۱۳۹۶) تأیید کرد.

در آمریکا اگرچه همه آزاد هستند که نامزد ریاست جمهوری شوند، اما دو حزب اصلی و طبقه یک درصدی نظام دموکراتیک را به نظام الیگارشی تبدیل کرده‌اند (رجوع شود به مقاله "آمریکا: دموکراسی ای که به الیگارشی تبدیل شد") و در نتیجه همیشه رقابت بین نماینده حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه بوده و یکی از آنان رئیس جمهور این کشور شده است. در آخرین انتخابات، مردم آمریکا میان "بدتر"- هیلاری کلینتون- و "بدترین"- دونالد ترامپ-، "بدترین" را انتخاب کردند. البته هیلاری کلینتون حدود ۳ میلیون رأی بیشتر از ترامپ به دست آورد، ولی نظام انتخاباتی زنگ زده، دموکراسی به معنای یک نفر یک رأی را نمی‌پذیرد.

در نظام دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران، مطابق قانون اساسی، شورای نگهبان ناظر انتخابات است. اما پس از درگذشت آیت الله خمینی و آغاز رهبری آیت الله خامنه ای، شورای نگهبان نظارت بر اجرای انتخابات را به "نظارت استصوابی" تبدیل کرد و بر این اساس بدون هیچ معیاری، نامزدهای مخالف، منتقد و رقیب را رد صلاحیت کرده و می‌کند.

این عمل با پشتیبانی مطلق و همیشگی آیت الله خامنه‌ای صورت گرفته است. به عنوان نمونه، در دوران اصلاحات که اعتراض‌های بسیاری به نظارت استصوابی شد، خامنه‌ای در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۸ به منتقدان تاخت و گفت:

"این بحث «نظارت استصوابی» و این چیزهایی که باز هم رویش جنجال می‌کنند، از آن جنجال‌های بسیار بی‌ مبنا و بی ‌ریشه‌ای است که هدفش تضعیف شورای نگهبان و در واقع نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام و مخالف با امام و مخالف با نظام جمهوری اسلامی در ارکان قانونگذاری است. مانعشان شورای نگهبان است. فکر می‌کنند همان بلایی که یک روز سر آن هیأت علمای طراز اوّل آوردند، به این وسیله می‌توانند بر سر شورای نگهبان هم بیاورند، که البته نخواهند توانست و مطمئنّاً چنین چیزی تحقّق پیدا نخواهد کرد. هدف این است؛ این قدم بعدی است. طرّاحان سیاسی و امنیتی و جنگ روانی دشمن، پیش خودشان چنین محاسبه می‌کنند که اگر این کار هم به نتیجه برسد، آن وقت قدم بعدی نفوذ در مجلس است و این به معنای نفوذ در دولت و نفوذ در ارکان نظام است. این‌گونه می‌خواهند وارد شوند."

با گذشت نزدیک به چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی، شورای نگهبان برای باز گذاشتن دست خود در محروم کردن شهروندان از "حق نامزدی" و انتخابات منصفانه فاقد تقلب، نه تنها همیشه با شمارش الکترونیکی آرأ مخالفت کرده، بلکه نه به مجلس اجازه می‌دهد معیارهای قانونی "رجل سیاسی"، "رجل دینی" و "تدبیر و مدیریت" را روشن سازد، نه خود چنان معیارها و ضوابط روشنی تعیین کرده است.

اخیراً سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که فرصت نشد شورای نگهبان معیارها و ویژگی‌های رجل سیاسی و رجل دینی را برای این انتخابات تعیین کند. گویی ۳۸ سال زمان کمی برای تعیین معیارهای قانونی بوده است.

شورای نگهبان تاکنون هزاران تن از نامزدهای مجلس شورای اسلامی را رد صلاحیت کرده است. برای این که آنان از مخالفان، منتقدان و رقبا بوده‌اند. شورای نگهبان سید حسن خمینی و صدها فرد دیگر را برای مجلس خبرگان رهبری رد صلاحیت کرده است. شورای نگهبان در سال ۱۳۹۲ که اکبر هاشمی رفسنجانی نامزد ریاست جمهوری شد، وی را رد صلاحیت کرد. با توجه به رد صلاحیت افرادی چون سید حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی، اصلاح طلبان و اعتدالیون نگران رد صلاحیت حسن روحانی در انتخابات پیش رو بوده و هستند. به همین دلیل آنان افراد دیگری را هم نامزد کرده‌اند که اگر روحانی رد صلاحیت شد، جایگزین داشته باشند.

ناموجه بودن هر شکلی از پذیرش نظارت استصوابی

نظارت استصوابی شورای نگهبان، ناقض دموکراسی و حقوق بشر است. اصل ولایت فقیه و اصل تحمیل احکام فقهی- برساخته‌های اعراب پیش از اسلام که خود فقیهان آن‌ها را "احکام امضایی" به شمار می‌آورند- توسط رژیم سیاسی، نقض حقوق بشر و نقض دموکراسی و عدالت است. یکی از مهمترین معیارهای شورای نگهبان برای رد صلاحیت نامزدها، نه تنها مخالفت با آیت الله خامنه ای، که تفاوت نظر داشتن با اوست. هاشمی رفسنجانی به همین دلیل رد صلاحیت شد.

از مخالفان رژیم بگذریم. شورای نگهبان با نظارت استصوابی هزاران تن از منتقدان و رقیبان را تاکنون رد صلاحیت کرده است. تکلیف دموکراسی خواهان و مدافعان حقوق بشر در مخالفت با شورای نگهبان روشن بوده و هست. اما هیچ یک از اصلاح طلبان و اعتدالیون نباید به گونه‌ای سخن بگویند که تأیید "نظارت استصوابی شورای نگهبان" پیامد منطقی سخن آنان باشد.

تجویز رد صلاحیت احمدی‌نژاد و همفکرانش، منطقاً به تأیید "نظارت استصوابی" شورای نگهبان ختم می‌شود. بدین ترتیب، نه تنها کل رد صلاحیت‌های گذشته شورای نگهبان قانونی و موجه می‌شود، بلکه رد صلاحیت‌های آینده این شورا هم قانونی و موجه خواهد شد و راه اعتراض همگانی بعدی را خواهد بست. اصلاح طلبان و اعتدالیون- به دلیل مخالفت با نظارت استصوابی- باید از تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد استقبال کنند.

"آیت الله قتل عام" یا احمدی‌نژاد؟

فرض کنیم رد صلاحیت نامزدها با معیارهای روشن موجه باشد. در این صورت محمود احمدی‌نژاد و یارانش، به دلیل وضعیتی که در دوران ۸ ساله ریاست جمهوری شان برای ایران و ایرانیان آفریدند، باید قطعاً رد صلاحیت شوند. معیار رد صلاحیت، مدعای "انحرافات دینی" آنان نیست. معیارهای رد صلاحیت آنان بدین شرح است: شکل دادن اجماع جهانی علیه ایران از طریق شعارهای دن کیشوت وار نابودی اسرائیل و نفی هولوکاست و ورق پاره خواندن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، تصویب تحریم‌های فلج کننده‌ای که نمی‌توان از شر آن‌ها خلاص شد، گسترش فساد ساختاری تا مرز "غارت ملی"، هزینه کردن ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد صادرات نفتی و غیر نفتی و تحویل دولت به حسن روحانی با رشد اقتصادی منفی ۶.۶ و تورم بالای ۳۰ درصد و کشوری در آستانه قطع کامل صادرات نفتی و غیر نفتی- اگر توافق هسته‌ای به دست نمی‌آمد-، و غیره و غیره.

البته دوران احمدی‌نژاد از منظر نقض سیستماتیک حقوق بشر، نسبت به دوران هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و حسن روحانی در وضعیت بسیار بدتری قرار داشت. شاخص‌های مختلف نشان می‌دهد که نقض حقوق بشر در دوران سه رئیس جمهور دیگر، کمتر از دوران احمدی‌نژاد بوده است.

با همه این ها، ابراهیم رئیسی، "آیت الله قتل عام"، - عضو هیئت مرگ قتل عام تابستان ۱۳۶۷ که آیت الله منتظری به همین دلیل او و دیگر اعضا را "جنایتکاران تاریخ" نامید- به دلیل نقش مستقیم در سرکوب‌های دهه شصت، سرکوب جنبش سبز (رجوع شود به مقاله "“آیت الله قتل عام” و سرکوب جنبش سبز و رهبرانش")، سرکوب روحانیون منتقد به عنوان دادستان کل دادگاه ویژه روحانیت، بستن فضای مجازی به عنوان دادستان کل کشور، و غیره؛ از همه موجه تر و عقلایی تر و دموکراتیک تر است.

فرض کنید احمدی‌نژاد و ابراهیم رئیسی به "دیوان بین المللی کیفری" سپرده شوند. کدامیک در این دادگاه به جرم "جنایت علیه بشریت" محکوم خواهد شد؟ مسئله مخالفت با ابراهیم رئیسی، مسئله دفاع از قربانیان و مخالفت با فردی است که نقش مستقیم در قتل عام داشته است. هر فرد و گروهی که خود را مدافع دموکراسی و حقوق بشر قلمداد می‌کند، باید نه تنها خواهان رد صلاحیت "آیت الله قتل عام" شود، بلکه باید خواهان محاکمه او و دیگر افرادی شود که در جنایات "نقش مستقیم" - یعنی آمران و مجریان- داشته‌اند. جنایتکار، جنایتکار است. چپ و راست، اصول گرا و اصلاح طلب ندارد. یعنی نمی‌توان یک بام و دو هوایی بود.

در عین حال، من شخصاً از نامزدی ابراهیم رئیسی دفاع می‌کنم. برای این که حضور او، موجب گشوده شدن دوباره بخشی از تاریخ معاصر، گفت و گوی عمومی پیرامون آن، و محاکمه "آیت الله قتل عام" در دادگاه انتخابات با آرای مردم خواهد شد.

در همین زمینه

بیشتر بخوانید، در صفحه ویژه انتخابات

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • مسعود کریمی زاده

    خوب است کمی هم در مورد جنایتکاران خارجی همپیمان رژیم هم بنویسم اگر پلیس اتریش قاتل عبدالرحمان قاسملو را آزاد نمیکرد اگر اجازه برگزاری دادگاه ترور عبدالرحمان قاسملو را به خانواده ایشان می داد براستی سهم کشور اتریش در جنایات رژیم آخوندی چه مقدار است و ما با چنین کشورها ی چه رفتاری باید داشته باشیم

  • شوخلوق

    جناب گنجی، شما باید رفراندوم معکوس به راه بیندازید. حالا که مردم اصرار دارند رای بدهند باید مردم را تشویق کنید که به رد صلاحیت شدگان رای دهند. در این صورت تعداد آرای باطله زیاد خواهد شد و صدای مردم با آرای باطله شان شنیده خواهد شد.

  • omid

    سلام بر همگی شب خوبی واسه همتون آرزو دارم ،برای ایران هر چی بخایم کم خاستیم؛امیدوارم اشالا ی نفر که واقعن بتونه واسه جوانان ایرانی زمینه اشتغال وکارآفرینی رو فراهم کنه وبا وام های برنامه ریزی شده در زمینه تولید بتونیم تولیدات ملی رو درشن ملت ایران وبا کیفیت وارد بازارجهانی کنه. به امید ملتی شاد وپرنشات دوستون دارررررررررررررررممممممم

  • محمدرصا

    ... رئیسی رو چرا خراب میکنید با این دروغ ها و چرندیاتتون؟

  • کرمانیان

    در مورد رای دادن و اقای رئیسی نظر مثبتی نداشتم که با مقاله مذکور نظرم برگشت.

  • میر ز ا رضا

    میثم هم اسمی و مشابهت نوشتار و طرز تفکرتان با میثم پسر سیدعلی خامنه ای امری است غیر قابل انکار. اما پرسش در اینجا در ماهیت رهبری!؟! (ابوی معظمتان!؟!) سید علی خامنه ای است و نه مساله آب ریختن به آسیاب احمدی نژاد. مگر این به اصطلاح رهبر خود از او حمایت بدون چون و چرا نمیکرد و بخاطرش اعتراض مردم به چگونگی انتخابات را سرکوب نکرد؟ پس نتیجه آنکه ایشان فاقد درایت و دانایی و لیاقت رهبری است و به قول خمینی حتی بدرد چرخاندن یک نانوایی هم نمیخورد چه برسد بدرد شایستگی رهبری یک مملکت بزرگ چون ایران. طیب الله انفسکم.

  • میر ز ا رضا

    جناب آقای احمد مجد با تشکر بسیار از توجه سرکار به کامنت اینجانب نکته ای را که در مورد خود شبیه سازی ملایان و آخوند با راهبان فرمودید بجا و قابل تعمق است. و آنهم بدان جهت که ایشان همچون بتها و مراجع و منابع تقلیدیشان؛ چه از راهبان تابع مسیح عیسی پیامبر و چه از ربانیون یهود پیروی موسی پیامبر؛ به امر تفرقه اندازی در در دین و فساد و عوامفریبی و تکثیر اموال خود و غیره سخت مشغول بوده و هستند و خواهند بود. اما به یقین جایگاه نهایشان در بند و در غل و در زنجیر در کنار همان مراجع تقلیدشان و در میان شعله های آتش خواهد بود. «اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى ‏خورند و [آنان را] از راه خدا باز مى دارند و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مى كنند و آن را در راه خدا هزينه نمى كنند ايشان را از عذابى دردناك خبر ده. روزى كه آن [گنجينه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ كنند [و گويند] اين است آنچه براى خود اندوختيد پس [كيفر] آنچه را مى‏ اندوختيد بچشيد. (آیه های ۳۴ و ۳۵ از سوره ۹ در قرآن مجید)

  • همنشین بهار

    سلام بر شما گرچه «موسوی اردبیلی و موسوی تبریزی و...» ظلمی نیست که به زندانیان سیاسی نکرده باشند اما آنها هیچ نقشی در هیئت مرک نداشتند و در تابستان و پاییز ۶۷، جاده صاف کن «به دارکشیدن زندانیان» نبودند. ... غبارزدایی از آینه‌ها چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷ http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=295 با کمال احترام: همنشین بهار

  • احمد مجد

    3. كنون آقاي ميثم (خودجوش نوشته باشد يا به سفارش مافوقشان) گواه ديگري نشان مي دهند كه در اين رژيم وقتي پاي انتخابات و رأي مردم در ميان است، حاضر نيستند،مسئوليت كاري كه «به حق» مي دانند را بپذيرند و جناح مقابل عامل كشتار مي خوانند. اين گواهي ارزشمندي است كه به ما، گفتمان اصلي جامعه ايران را نشان مي دهد و مي گويد كه گفتمان اصلي بين دو يا سه جناح اين رژيم پاره پوره نيست. بلكه ميان ايران و تمام اين حاكميت ضدمردمي است. 4. پيشنهاد مي كنم آقاي رضا جاسكي و جريان متبوعش كه در سراسر 4دهه اخير بين بيرون و درون اين رژيم در نوسان بوده اند و در مقاله مفصل و فاضلانه(انتخابات و معضل اپوزيسيون) تهديد اصلي رژيم را نه اپوزيسيون بيروني اش بلكه جناحهاي دروني آن ارزيابي كرده، توجه كنند كه جناحهاي دروني رژيم چرا تلاش مي كنند قتل و كشتار مخالفانشان را، به جناح رقيب نسبت دهند؟(اميدوارم سايت زمانه كامنت من در نقد مقاله فاضلانه آقاي جاسكي را هم منتشر كند) 5 جناحهاي دروني رژيم و رهرانشان در داخل و خارج كشور و در اينترنت و خارج اينترنت خود گواهان برجسته يي عرضه مي كنند كه تماميت اين رژيم مجري و مسئول آن قتل عام بوده و هست و هيچ يك بر ديگري فضيلتي ندارند. بلكه هر يك از ديگري در شعبه و تخصص و تقسيم كاري كه دارند جنايتكارتر و شيادترند. 6. اگر كسي نخواهد با تحليل و تفسيرهاي انتخاباتي رژيمي بودنش يا تمايلش براي خزيدن به زير عباي ولي فقيه يا جناح مقابلش را پرده پوشي كند، از تحريم انتخابات و «رأي من سرنگوني است» گزينه يي واقعگرايانه تر نخواهد يافت.

  • احمد مجد

    1. آقاي ميثم شايان تشويقند. به همين دليل، همنامي شان با يكي از ***را تصادفي تلقي و بر اساس موازين سايت زمانه از يادآوري تخصص احتمالي ايشان چشم پوشي مي كنم، زيرا مباحث ضدولايي ما را با كامنتي كه فرستادند به اوج رساندند و ياري مهمي به غناي بحث ما (مخالفان رژيم) كردند. 2. در نقد رويكرد آقاي اكبر گنجي و علي افشاري يا مرتضي كاظميان كه به شركت در انتخابات فرامي خوانند نوشته بودم كه وقتي عليه يكي از دو يا سه قطب قلمفرسايي ميكنند و گاهي يك به دو يا دو به يك جبهه بندي مي كنند و چون تصور مي كنند رئيسي به خاطر بهره وري از پولهاي امام رضا! قويترين كانديداي رقيب است، قتل عام زندانيان سياسي سال 67 را پيش مي كشند.كار اكبر گنجي و دوستانش در اين باره شايد از رنگ و بوي انساندوستانه هم تهي نباشد، اما دردنياي سياست و منافع سياسي، خون قربانيان و مظلوماني كه براي ايستادگي در برابر تماميت اين رژيم جان باخته اند، چرا و چگونه مي تواند در خدمت رقابت اين جناح با آن جناح قرارگيرد؟ ارتزاق از خون كساني كه هرگز با نمايشهاي سخيف اين رژيم ميانه يي نداشته اند. در ميان آنها كم نيستند كساني كه در سال 58و59 كانديداهاي اولين انتخابات مجلس اين رژيم بودند. بنابراين پرداختن به آنها از سوي رهبران و رهروان هر دو جناح رژيم، چه در داخل باشند يا خارج كشور، نه صادقانه، كه تاجرانه است.

  • میثم

    در ضمن در اعدام های 67 که به حق بود و باید بیشتر از اینها این منافقین کوردل اعدام می شدند رئیسی دست نداشت بلکه آقایانی چون موسوی اردبیلی, موسوی تبریزی موسوی خوئینی ها, مجید انصاری و ... دست داشتند که اونها هم الان جزء سیاهی لشکر اصلاحات و هم عقیده های آقای روحانی و بقیه فضلای ضد نظام هستند پس بیخودی هوچیگیری نفرمایید.

  • میثم

    چی شده تا دیروز احمدی نژاد چهره منفور شماها بود و از موسوی حمایت می کردین الان بخاطر چی سنگ احمدی نژاد رو به سینه می زنید چرا با رئیسی مخالفید؟ چون رئیسی می دونه شماها کی هستین و ماهیت شما چیه و احمدی نژاد داره به آسیاب شماها آب می ریزه. روزی که شما از کسی تعریف کنید و یا حمایت اون روز فاتحه همون فرد خونده است و به درد نظام جمهوری اسلامی نمی خوره

  • مومن

    از دستخط شما پیداست که چقدر نابغه هستید. ظلم دیگری که باید به پای این رژیم نوشت این است که ایران عزیز ما را از وجود شما نوابغ محروم نموده اند. درضمن چون نابغه هستید مطمئن هستم که با سعدی و گلستان او آشنائی کامل دارید آنجا که میگوید : " مشک آنست که ببوید نه آنکه عطار بگوید "

  • علی آذری

    پیشنهاد آقای ملکی خوب میباشد و من در حدود بیش از 15الی ۲۰ سال پیش این پیشنهاد را با توضیحات کمی متفاوت آقای ملکی در بیشتر نشریات و بدها در پروفایلم در فیسبووک ارائه کرده بودم البته چون آن موقع خیلی جوان بودم و بدون عقبه سیاسی و اجتناعی بودم کسی به سخنم گوش نمیداد و الان هم نمیدهند و به چند رپزتانه نگار اصلاحات از جمله به شمس الواعظین و لطف الله میثمی در ماهنامه اش و بیش از ده نفر دیگر گفتم همه فکر کردند که من مشکل عقلی دارم و اصلا جدی نگرفتند.به هر حال ما و امثال ما چون از شهرستانهای بسیار کوچک و کاملا فقیر و از طبقه کارگر بودیم خریداری نداریم ولی در زمان دبیرستان یک دبیر عربی داشتیم و در حال بازنشستگی بودند سر کلاس بعد از اینکه در موصوع درسی با هم بححث میکردیم یه دفعه واایستاد چون قلبش مشکل داشت همه فکر کردیم کککه برایش نارحتی بوجود آمد بعد از چچند ثانیه مکث گفت که در طول این ۳۰ سال تدریس فقط دو نفر به عنوان یک شاگرد واقعی و نابغه داشتم یکی فلانی بود در سال فلان که الان در آمریکی رئیس بخش قلب و عروق فلا بیمارستان میباشد و نیز استاد فلان دانشگاه ، و دیگری ایشون به من اشاره کردند میباشد و به بچه سفارش کرد که از این نابغه کمال لستفاده را ببرید.اگر کلمات از لحاظ املایی مشککل داشته باشند که حتم دارم دارد ببخشید چون قسمتی از این کادر در موبایل من پنهان میباشد.

  • احمد مجد

    رفيق يا برادر گرامي، ميرزا رضاي محترم ضمن تشكر از دلسوزي شما در مورد كلماتي كه به دين اسلام مربوط مي شود، ضمن اين كه يادآوري شما كاملا درست است. تا جايي كه از گفتگوها با رفقاي مجاهد در زندان شاه به ياد دارم و پيوسته از واقعيتهاي قراني ياد مي كردند. اين را از آن رفقاي قهرمان كه برخي اكنون جاودانه شده اند به ياد دارم كه نمونه تاريخي آخوندهاي كنوني را از قران با كلمه رهبان همراه مي كردند و توصيفهاي قراني كه متناسب وضعيت آيت الله هاي كنوني است را معادل رهبان مي شمردند و به صراحت از پيامبر نقل مي كردند كه گفته است: رهبانيت مذهب من مبارزه يا جهاد است. كه به اين ترتيب با مذاهب سنتي پيش از خودش مرزبنديهاي استواري برقرار مي كرد. اين از جنبه هاي بسيار گيراي انديشه و عمل مجاهدين خلق بود كه خودشان به جاي پرداختن به چنان رهبانيتي به نبرد با ديكتاتوري مي پردازند. هم چنين در مورد توصيف «ربانيون» از همزنجيران مجاهدم شنيده بودم كه يكي از پيشوايان ديني (احتمالا موسي عمران) آنها را از اين كه رهنمودهاي ديني را به ثمن قليل بفروشند برحذر مي داشته و در مورد ربانيون هم كه مورد اشاره شماست، گويا كتاب مقدس مسلمانان بر آن است كه حرفشان گناه و خوراكشان بي حد و مرز است و در توليدي نقشي ندارند كه توصيف روشني از مفتخوري و بهره كشي آخوندهاي كنوني است. اگر در نقل اين خاطرات كه سالهاي زيادي از آن گذشته اشتباه عمده يي كرده ام، كه باعث كج فهمي شود يادآوري كنيد. وانگهي من به تجربه ديده ام كه آخوند و پاسدار آموزه هاي ديني و انديشگي را به ثمن بخس و به خاطر منافع مادي به بازي مي گيرند و بر سر تنها چيزي كه پرنسيبي ندارند، هماني است كه از آن راه نان مي خورند.

  • میر ز ا رضا

    لازم به تذکر است که عنوان آیت الله بعنوان یک درجه دینی در هیچ جای قرآن مجید مطرح نشده و اختراع و ابداع سوداگران و دلالان فریبکار به اصطلاح دینی است. تنها و تنها عنوان دینی ذکر شده در کتاب خدا «ربانیون» است (آیه ۷۹ در سوره ۳) و آنهم از برای مدرسین و معلمان تعلیمات تورات است و انجیل و قرآن. و بهمین جهت عنوان آیت الله را بنام کسی (هر کس و ناکسی) چسباندن غلط و اشتباهی فاحش است و بر خلاف تعلیم اسلام در قرآن. و از آن بمراتب مفتضح و بدتر ذکر عبارت «قتل عام» است بعد از نام مقدس الله که در فارسی خدا و پرودگار عالم خطابش میکنیم. خدایی که بقدری به حیات انسان در قرآن ارج نهاده که میفرماید اگر کسی خون احدی بیگناه را بر زمین ریزد همانند آن است که خون جمیع انسانها را بر روی زمین ریخته باشد. اما از ما گفتن و از دیگران نشنیدن. که خدا ترسی مدت زمان زیادیست که از مملکتمان رخت بسته و جای آنرا آخوند و ملا و اولیای شیطان ترسی گرفته است. والسلام

  • دلسرد

    با سلام آقای گنجی مگر روحانی کاری جز نداراکات چی بقول شما سلطان خامنه ای دارد؟ این را لیدر اصلاحات گفته "خاتمی" . به نظر شما چه فرقی می کند کدام بیاد. اصل قضیه سپاه است که روحانی هم به آن کرنش می کند. نمونه اش بودجه انبوه سپاه در شرایطی است که حقوق معلمان هم به سختی پرداخت میشه. به هر روی من توصیه می کنم روی پیشنهاد آقای ملکی تمرکز کنید. و انتخابات را به رفراندوم بدل کنیم. شرکت و رای "نه" به صندوق انداختن بهترین گزینه است.

  • ایراندوست

    نظرنگار محترم آقای مجد ! سالهاست که این تفسیر را به اشکال و انواع مختلف نوشته و تذکر دادم و در بعضی‌ موارد هم سانسور شده است ! بسیاری فکر میکنند که در فضای مجازی، توده‌ها به اطلاعات آزاد دسترسی‌ دارند ولی در واقعیت در دنیای ضدّ اطلاعات بسر میبریم. لوث کردن حقیقت یک پدیده،اتفاق یا حادثه و توجیه و تفسیر آن‌ در بسته‌های متفاوت، از شگردهای محافل امنیتی در جهان مدرن ما است. بسیاری از تحلیلگران و مفسرین بظاهر مخالف , با آزادی محدود نوشتاری و کمی تاثیرگذار ، نمایندگان و مامورین اتاق‌های فکری مختلف و مستقل از هم هستند !

  • علی

    آقای مجد و سایر دوستان چپی ایشان پس از 40 سال هنوز هم در دام توهمات خود افتاده اند و حاضر نیستند واقعیات را ببینند. شما فکر می کنید که اکر یک چیزی را صد بار تکرار کنید تبدیل به واقعیت می شود.

  • احمد مجد

    آقاي اكبر گنجي ... شخصا از اين كه او از زير تيغ حاكمان كنوني خارج شده خوشحالم به خصوص كه مي تواند با فعاليتهاي قلمي اش، تصوير تازه يي از گوناگوني هاي اين رژيم به ما نشان بدهد. از بسياري تا تمام جمله ها و كلمات اكبر گنجي ازجمله در اين مقاله رژيمي بودن چكه و بعضي جاها شُرّه مي كند. در نتيجه كل مطالبش و ازجمله اين مطلب با همه نمايشي كه براي نقد رژيم در آن به كار رفته، آبشاري است از تلاش براي بقاي رژيم! با عشق و شيدايي نوستالژيك شگفت آوري مي رود روي يكي از صندليهاي شوراي نگهبان رژيم مي نشيند(حالا از فقهاست يا حقوقدانانش؟ فرقي نمي كند) و يك بار صلاحيت احمدي نژاد را رد مي كند، يك بار هم صلاحيت ابراهيم رئيسي را رد مي كند. بعد از مرگ رفسنجاني چند بار مقالاتش روي يكي از صندليهاي مجمع تشخيص مصلحت نظام نشست و براي بقاي نظام مصلحت سنجي كرد. شگفت آورتر اين است كه در اين مسير خودش را پيوسته آپديت (به روز) مي كند، تازگي فهميده است كه يك بام و دو هوايي خوب نيست، اماخودش تا مغز استخوان يك بام و دو هوايي است، يعني توي اين رژيم و بخشي از اين رژيم است ولي وانمود مي كند كه نيست، عليه خامنه اي چيز مي نويسد ولي منويات شخص رهبر را با شور و شيدايي براي شركت در انتخابات تبليغ مي كند، باز به خاطر امر مهمي كه گويا از نظر او «گشوده شدن بخشي از تاريخ معاصر» فقط با نامزدي ابراهيم رئيسي شدني است، از نامزدي او حمايت مي كند. مسأله به سادگي اين است: اكبر گنجي و همگنان و همفكران او نه به عنوان يك شخص بلكه به عنوان يك نگرش و رويكرد و سرشت سياسي، اتمسفر و محيطي جز اين رژيم براي تنفس ندارند. كنشگري سياسي و قلمي آنها براي اين است كه هواي اين محيط و اين رژيم را با نفسهاي عميق به ريه ها و از آن طريق به خون و قلب و اعضا و جوارح ديگرشان برسانند. به ياد مائوتسه دون: اين است تازه ترين آناتومي اصلاح طلبي در نظام ولايت فقيه!!