ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

روحانی در پاسخ به خامنه‌ای: تصمیم درست را مردم می‌گیرند

رهبر جمهوری اسلامی گفته بود نحوه مدیریت صحیح کشور به تشخیص ملاک‌های تصمیم‌سازی با تکیه بر تجربیات بستگی دارد. رئیس جمهوری اسلامی در مقام پاسخگویی برآمده.

حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی در صفحه اینستاگرام خود تصویری از دیدار اخیرش همراه با رؤسای قوا و جمعی از کارگزاران جمهوری اسلامی با علی خامنه‌ای را منتشر کرده و نوشته است که بدون اتکا به مردم نمی‌توان انتظار داشت که توفیق و پیروزی به دست آید.

بزرگ‌ کنید
عکسی که حسن روحانی از دیدارش با خامنه‌ای منتشر کرده: پوزخندزنان

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در دیدار و گفت‌وگو با رؤسای قوا و کارگزاران نظام درباره نحوه مدیریت کشور گفته بود اداره صحیح کشور در وهله اول نیازمند مشخص شدن «ملاک‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری» و در مرحله بعد، نیازمند «استفاده از تجربه‌های ۳۸ سال گذشته» است.

حسن روحانی اکنون در پاسخ به رهبر جمهوری اسلامی در صفحه اینستاگرامش نوشته:

«وقتی به تمام فراز و نشیب‌های چهار دهه‌ گذشته نگاه می‌کنیم، هر جا توفیق و پیروزی بوده، در نتیجه حضور مردم حاصل شده است؛ مردمی که در بزنگاه‌های مهم تاریخی، تصمیمات درست را اتخاذ کردند و به کارگزاران نظام، مسیر درست اصلاح امور را نشان دادند.»

حسن روحانی شامگاه ۲۲ خرداد در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی، دستاوردهای دولت یازدهم را یادآوری کرده بود: «کنترل تورم و تک رقمی کردن آن»، «رشد اقتصادی بالای هشت درصد»، «ایجاد اشتغال، رشد مثبت در تراز بازرگانی»، «ثبات قیمت ارز»، «کاهش اتکای بودجه به نفت و افزایش اتکا به مالیات»، «افزایش تولید و صادرات نفت و محصولات پتروشیمی»، و ارائه خدمات به روستائیان از جمله  «اتصال ۲۸ هزار روستا به اینترنت».

علی خامنه ای در واکنش به این سخنان گفته بود رئیس جمهوری به مواردی اشاره کرد که باید بشود، اما مخاطب و مجریِ عمده این موارد، خود او و تیم دولت است.

بخشی از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در دیدار با رؤسای قوا و کارگزاران نظام به ضرورت ارتقای توان نظامی ایران در خاورمیانه و دشمنی با آمریکا اختصاص داشت. اما در رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی اختلاف بین رهبر و رئیس جمهوری اسلامی که در این سخنرانی نمود پیدا کرده بود بازتاب گسترده‌تری یافت.

رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار، با انتقاد از «تفسیرهای غلط از رأی مردم» و «تلاش برای تقسیم کردن مردم» و «دو قطبی کردن» جامعه، این اقدامات را به رفتار نخستین رئیس جمهوری ایران، ابوالحسن بنی‌صدر تشبیه کرده بود.

او همچنین خواهان «فاصله‌گذاری واضح» با دشمن شده و گفته بود اگر این فاصله با دشمن حفظ نشود همچون سال ۸۸ به «وحدت» لطمه خواهد خورد.

 بیشتر بخوانید:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • فرهاد - فریاد

    هر سیاستمدار مونگولی هم میداند که اگر شرایط مبارزات انتخاباتی آزاد و رقابتی باشد دوستان خامنه ای و روحانی حتی خودشان به خودشان رای نمی دهند یعنی حتی یک رای هم نمی توانند آورد پس تحلیل منتصبین و منتخبین همان دروغ بزرگی ست که خود طراحانش را باوراند . ما در قضیه ی سند ۲۰۳۰ شاهد هستیم که روحانی و دوستانش فقط چاکران آستان ولایت هستند و بس . ما طی این ۲۰ سال بازی اصلاح طلب و اصول گرا به عینه شاهد هستیم که هیچ طرح لایحه و دستوری در جهت منافع مردم از سوی هیچ جناحی به تصویب نرسیده است و حتی بوق چی های انتخاباتی اعم از توده ای فدائی اکثریتی نهضت ضد آزادی و همپالگی های اصلاح طلبشان در هنگام انتخابات قید و شرطی برای مطالبات و خاستهای حتی پیش و پا افتاده هم مطرح نکرده اند همیشه تهدید می کنند که اگر روحانی نیاید رئیسی می آید و .... این داستان که حال هر آدم منصفی را خراب می کند همچنان ادامه داشته و خواهد داشت . پس انتظاری از این واداده های سیاسی که سازمانها و احزاب بزرگی را به چنین روزهائی انداخته اند وجود ندارد . اما مبارزان فهیم سیاسی کاملا آگاه هستند که حکومت از بازی دو جناحی دو بازی را در سر دارد هم فریب مردم در داخل و هم فریب جامعه ی جهانی . آنچنان فریب داخلی مردم را مسخ کرده است که فقط تصور می کنند اولا مبارزه یعنی فقط یک ماه انتخابات و آنهم نه طرح مطالبات که ترس از مطالبات مطرح است خاموش باشید و فقط به اینها رای بدهید وگرنه این یا آن میشود . و دوما فریب جامعه ی جهانی و ایجاد این تصور خام که با حمایت از جناح متعادل تر تلاش برای استحاله ی این حکومت تندرو بنمائیم از اینرو نه اروپا و نه امریکا هیچیک دنبال تقویت آلترناتیو دیگری هر گز نرفته اند و این در حالیست که هزینه های ادامه ی حکومت جمهوری اسلامی هم برای مردم ایران و هم برای جامعه ی جهانی بیش از حد انتظار بوده و همچنان هزینه هایش بیشتر نیز خواهد بود . پس بازی دو جناح تا کنون منافع بسیاری برای حاکمان جمهوری اسلامی داشته و همچنان ادامه خواهد داشت . اما باید به آقای خامنه ای و روحانی بگوئیم که ما احمق نیستیم و بقول مادرم ما از بی چادری خانه نشین شده ایم .

  • جمشید

    جالب این است که خود خامنه ای در سخنرانی هایش بفراوانی «باید بشود» میگوید ! در حالی که خود رهبر است و اگر کاری دارد باید انجام دهد نه اینکه به دیگران بگوید شما بکنید. کار ولی فقیه با قدرت بی مهار و ثروت بی نظارتی که در دستش متمرکز است چیست جز اینکه و با آن برای دیگران زحمت درست میکند و برای مردم مصیبت و هزینه، همیشه دنبال دشمن تراشی است تا وجود خود و سپاهش را توجیه کند؟! همواره می گوید باید بشود ، باید بشود ! پاسخ نمیدهد که خودش با همه قدرت و اختیاری و سرمایه های بی حسابی که در دست دارد کار و فایده اش چیست ؟

  • جمشید

    خامنه ای از شکست سنگین در انتخابات و پاسخ منفی به کاندیدایش زخم خورده است. حرفهای همیشگی را تکرار میکند، حرفهایی که تاکنون جز زیانهای بی اندازه برای مردم نتیجه ای نداشته. همچنان دنبال دشمن تراشی و بحران سازی است. زیرا غیر ازاین کاری ندارد. روحانی باید بشیوه ای به او بگوید که با وجود رئیس جمهور ، ولایت فقیه کاری و اثری جز زحمت و خسارت و هزینه برای کشور ندارد. چنانکه تا کنون چنین بود. با وجود ارتش ، سپاه هم جز هزینه و شر درست کردن کار و اثری ندارد. روحانی باید به او بگوید که اگر نگذارد دولت کار کند و اگر بحران سازی و زحمت درست کند استعفا خواهد داد. خامنه ای با قدرت بی مهار و ثروت بی حساب ملی که در دست دارد دچار بیماری شدید روانی شده. همان مختصر عقل سابق را هم از دست داده. چهره برافروخته و پف کرده اش نشان میدهد که دچار چه وضعی است. واکنش او در برابر روحانی در آن جلسه دور از آداب و نزکت بود. میگوید مخاطب خودت هستی و باید این کارها را بکنی. ولی در کشوری که آدم بی مسئولیتی مانند خامنه ای به اوباش زیر امرش دستور آتش به اختیار میدهد چگونه میشود کار کرد؟

  • شهر ماهاگونی

    در مناظرات انتخابت 1396 دولتی ها مدعی شدن آورابردرای شده و اکنون ماشین اقتصاد از ته دره در مسیر قررا رگفته و اعلام کردن فقط فرصت 4 ساله می خواهند (نقل به مضمون) اما حسن روحانی 4 سال طلایی و مهم در اختیار دارد، ضمن زدودن تمام اتهامات به خود، نام نیکی در تاریخ بگذارد. او با جدود 7 سال سن موقع اتمام دوره ریاست جمهوری 74 سال خواهد شد. یک سن مناسب بازنشتگی از کرا جدی و میتواند باقی عمرش از کارنامه ریاست جمهوری لذت ببرد و نزد جهانیان و مردم کشورش احترام داشته باشد اگر به این فرصت درست به پردازد. او دیگر نبایست دنبال شعار و وعده برود. دیگر کار از رای اوری گذشته. هر چند بعنوان بزرگ جریان اعتدال و حتی اصلاح طلب، می تواند با عملکرد درست حامی این دو جریان سیاسی باشد. چه او رهبر ایند بشود و نشود نقش مهمی در اینده ایرانیان بازی خواهد کرد. او می تواند همچو حمینی و خامنه ای نام بد از خود به جای بگذارد و یا کسی همچو امیرکبیر و محمد مصدق چهره ملی شود. منتها او این فرصت دارد اشتابهات امیرکبیر و مصدق را انجام ندهد. اشکال اسای کار امیرکبیر و مصدق، کم توجهی سیاست و فرصت سوزی بود. درگیر شدن با یک حاکم مطلق السطلنه در این شرایط بیهوده است. فرصت سوزی و اتلاف زمان با ارزش بازسازی و رشد و فقرزدایی. او سالانه بالغ بر حدود صد ملیارد دلار درامد ارزی و 300 هزار میلیارد تومان دادر. این بودجه عظیم، اختیار اقتصاد ایران که 80 درصد دولتی و خصولتی است همگی یک فرصت بزرگ است در دستان او و همکارنش. تا زمانی مردم زا فقر نجات یابند شانسی برای دمکراسی و آزادی و سعادت نیست. با شکم گرسته نمی تواند به سعادت و آزادی رسید. اولین کار او بایست به دنبال ریشه کنی فساد سیستمی، اصلاح قوانین، فقر و بیکاری، توزیع تتمه باقی مانده ثروت ملی میان آحاد ملت ایران باشد. توانمند سازی ملت ایران بهترین و در دست رس ترین کاریست که او می تواند انجام دهد.

  • شهر ماهاگونی

    چنان در دنیای سیاست، اوضاع پیچیده است و اسرار پشت پرده نتوان یافت، که شاید هرگز عمرمان کفاف ندهد حقایق حاکمان و عاملان حکومت دریابیم. از ظاهر قضایا کارنامه آقای روحانی، دارای نکات مثبتی است که انصاف بایست رعایت شود. به وضوح وی چهره نرم تر و مسالمت آمیز تر دارد در مقایسه با دوره قبل. اما آنچه در این 38 سال از جمله 28 دوره خامنه ای مشهود است، رهبری با ولایت مطلقه ای است (ولایت= سرپرستی/رئیس/حاکم، معنای مطلق هم که عیان است!) بدترین حکومت کشور مستعد انجام داده است. این دوران 38 ساله و 28 ساله اخیر می نگریم، آه حسرت بلند می شود ای دریغ چگونه یک ملت رو به نیستی نهاد در بهترین شرایطی می توانست کشوری سعادتمند و آباد و آزاد باشد. لااقل می توانست از بند فقر و عقب ماندگی اقتصادی نجات یابد! ( شاید هر دولتی در سطح جهان 246‌درصد نسبت به دوره قبلی افزایش داشت، وضع مردم آن کشور خیلی بهتر می‌شد. اگر هیچ ابتکار جدیدی انجام نمی‌داد. منبع اینترنت) (یک هزار و 120 میلیارد دلار درآمد ارزی فقط حاصل از صدور نفت! منبع اینترنت)