ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آیا انتقال آب خزر به سمنان عقلانی است؟

انتقال آب خزر به سمنان برای هر مترمکعب دستکم ۹هزار تومان هزینه بر می‌دارد. این رقم ۷ هزار تومان بیش از پیشبینی مسئولان دولتی است.

بار دیگر زمزمههای انتقال آب اینبار از دریای خزر به گوش میرسد.  بنابر طرحی قدیمی قرار بر این است که در نهایت ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب دریای خزر را از مسیر ساری به سمنان، قم، کاشان و اصفهان برسانند و مسیری دیگر از خلیج گرگان به سبزوار و بیرجند و یزد باز کنند. بنابر فاز اول این طرح قرار است که ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب به سمنان انتقال یابد.

بزرگ‌ کنید
دولت روحانی قصد دارد با کمک سپاه مسیر «الف» طرح انتقال آب احمدی‌نژاد را اجرایی کند

این البته تنها کلیات طرح است و مطابق معمول مسئولان از اعلام جزئیات و محاسبه انرژی انتقال آب در این پروژه خودداری کرده‌اند.

ایران در منطقه‎ای خشک و با جمعیتی رو به افزایش قرار گرفته است. مجموعه این دو عامل باعث شده مسئولان تصفیه آب و انتقال آن به مناطق خشک را دائماً به عنوان یک راهکارِ عبور از بحران دنبال کنند.

این موضوع البته مختص ایران نیست و بسیاری از کشورهای جنوب خلیج فارس نیز بخش مهمی از آب شرب خود را از طریق تصفیه آب خلیج فارس تهیه می‎‌کنند. برای مثال قطر تقریبا تمامی آب خود را از این طریق به دست می‌آورد. از این رو نوشتار حاضر اصولاً سر مخالفت مطلق با تصفیه آب ندارد بلکه بر این باور هست که اگر راه کارهای ارزان‎تر و قابل دسترس‎تر موجود است، اول آن راه حل سبک سنگین شوند.

برآوردهای مسئولان ایرانی نشان می‌دهد پروژه تصفیه و انتقال آب خزر قرار است بین ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ تومان برای هر مترکعب هزینه بر دارد. در این نوشتار سعی شده است که صدق این ارقام مورد بررسی قرار گیرد.

این نوشتار به طور اجمالی حاصل محاسبه مخارج تصفیه آب و انتقال ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب به چند شهری است که در بالا به آن اشاره شد. در این محسبات نکات زیر در نظر گرفته شده است:

    بگذارید از تصفیه خانه آب شروع کنیم. دو نوع تصفیه خانه آب برای این محاسبات فرض شده است: یکی به طور تبخیری و دیگر روش اسمز برعکس. در این محاسبه ۶۰ میلیون مترمکعب به‌صورت تبخیری که انرژی به حدر رونده نیروگاه تولید برق را جذب تبخیر و نهایتاً تصفیه آب می‎کند و ۱۴۰ میلیون مترمکعب به‌صورت اسمز برعکس تصفیه خواهد شد.

    مجموع برق لازم برای تلمبه خانه‎ها و تصفیه خانه بیش از ۵ تراوات ساعت است. این برق با در نظر گرفتن ۲۰٪ نیروگاه جانشین می‎باید در نیروگاه‎های با توان حدود ۷۳۰ مگاوات تولید شود. برای مقایسه، لازم است در نظر بگیرید این میزان انرژی تقریباً معادل آن مقدار برقی است که نیروگاه بوشهر در یک سال در حال حاضر تولید می‎کند.

    در مجموع فرض‎های زیر زیرساخت این محاسبه را نشان می‎دهد:

      قیت هر مترمکعب آب انتقال یافته

      با در نظر گرفتن فرض‎های بالا هر مترمکعب بدون در نظر گرفتن مخارج دی اکسید کربن بالغ بر ۷۵۰۰ تومان و با در نظر گرفتن مخارج دی اکسید کربن بالغ بر ۹۰۰۰ تومان تمام خواهد شد.

      در ضمن حاصل این تصفیه بیش از ۳ میلیون تن نمک در سال خواهد بود که اگر به دریا بازگردد خسارت‎های خود را خواهد داشت. حال سوال این است که واقعا راهکار دیگری نیست تا بتوان این میزان آب را به نحو ارزان‎ تری تهیه کرد.

      راهکاری دیگر

      بخش کشاورزی بین ۸۰٪ تا ۹۰٪  کل آب مصرفی ایران را استفاده می‎کند. از این رو سوال این است که آیا در این بخش می‎توان از مصرف آب کاست. لازم به ذکر است که میانگین مصرف آب در بخش کشاورزی در سطح جهانی ۷۰٪ است.

      بگذارید سوال را در این رابطه بدین گونه مطرح کنیم که اگر بخواهیم با تکنیک‎های موجود ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب در بخش کشاورزی صرفه‎جویی کنیم هزینه آن چه میزان خواهد بود.

      دو روش در حال حاضر برای پائین آوردن مصرف آب در بخش کشاورزی مطرح است. یکی روش سیستم آبیاری تحت فشار و دیگر سیستم آبیار تحت فشار قطره‎ای.

      بگذارید فرض کنیم که می‏خواهیم سالانه ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب در بخش کشاورزی صرفه‎جویی کنیم. روش قطره‎ای تحت فشار که گرانترین نوع این روش‎ها است و البته بازدهی خوبی هم دارد را برای اینکار انتخاب کنیم. مخارج برای اینکار برای هر هکتار زمین کشاورزی ۹ میلیون تومان در نظر گرفته شده است. با تجهیز این مراتع فرضی حدود ۴۴۰۰ مترمکعب آب در سال برای هر هکتار صرفه جویی خواهد شد. در این صورت برای پس انداز ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب حدود ۴۰۰ میلیون تومان مخارج در بر خواهد داشت. خواننده می‎تواند این را با ۷۰۰۰ میلیارد تومان هزینه برای همین میزان آب که در بالا ذکر شد مقایسه کند.

      باز بگذارید در همین راستا از روی مقایسه سه محصول صادراتی کشاورزی ایران، مصرف آب را ارزیابی کنیم. همانطور که مشاهده می‎کنید این سه محصول عبارتند از هندوانه، سیب درختی و بادام درختی. مجموع صادرات و ارزش صادرات و میزان آب مصرفی برای هر کیلوگرم را می‎توانید در جدول ۱ مشاهده کنید.

      بزرگ‌ کنید
      جدول شماره یک

      با در نظر گرفتن ارزش صادراتی به‌طور متوسط کمتر از ۲۴۰۰ تومان برای هر مترمکعب آب مصرفی این محصولات کشاورزی ایران پول دریافت می‎کند. البته این در صورتی است که تمامی ارزش صادراتی را متعلق به ارزش آب بکنیم. که این به دور از واقعیت است و در واقع ارزش آبی که مصرف برای تهیه این اقلام صادراتی می‎شود بسیار کمتر از این خواهد بود زیرا بخش مهمی از ارزش صادراتی که می‎باید صرف حمل، کشت، نگهداری زمین، سرمایه خوابیده شده و مزد کشاورز و بسیاری دیگر از مخارج را صفر منظور کردیم و تنها خرج را آب مصرفی منظور داشتیم. در حقیقت با در نظر گرفتن این مؤلفه‎ها می‎باید پول دریافتی برای هر مترمکعب آب که صرف این اقلام شده است بسیار کمتر از ۲۴۰۰ تومان در نظر گرفت.

      اما همانطور که در بالا ذکر شد هزینه انتقال هر مترمکعب آب حدود ۹۰۰۰ تومان خواهد بود و با این حساب اگر همین سود دهی را که برای صادرات این سه رقم داشته باشیم می‎باید قیمت صادراتی بطور متوسط بیش از پنج برابر شود تا بتوانیم قیمت اصلی آب مصرفی را پرداخت کنیم. قیمت صادراتی هر کیلوگرم را با فرض مخارج ۹۰۰۰ تومان برای هر مترمکعب آب در جدول شماره ۱ می توانید ملاحظه کنید.

      حاصل این نوشتار

      در این محاسبات مخارج محیط زیست از جمله گرم شدن دریا اگر روش تبخیری استفاده شود و مخارج شور شدن دریا اگر نمک تصفیه شده به دریا بازگردانده شود در نظر گرفته نشده است. با این حال مخارج نه ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ برای هر مترمکعب آن طور که مسئولان ذکر کردند خواهد شد بلکه بین ۷۵۰۰ تا ۹۰۰۰ تومان برای هر مترمکعب تمام خواهد شد.

      همانطور که مشاهده کردید با قیمتی بسیار نازل‎تر می‎توان در بخش کشاورزی این میزان آب را صرفه‎جویی کرد. در ضمن اینکه باید یک بازنگری کلی در سبد کشاورزی‎مان داشته باشیم. برای مثال یک کیلو گوشت گاو تقریبا ۹ برابر یک کیلو گوشت مرغ آب مصرف می‌کند. و همین‌طور یک کیلو برنج ۹ برابر یکی کیلو سیب‎زمینی آب مصرف می‎کند. از این رو بهتر است الگوی مصرف را به جهتی سوق دهیم که با ساخت آب و هوایی ایران سازگاری بیشتری دارد.

      خلاصه کلام این است که هر چند تصفیه آب می‎تواند یکی از راه کارهای مبارزه با خشکسالی باشد، اما باید در نظر گرفته شود در حال حاضر این روش با تکنیکی که در اختیار است یکی از گرانترین روش‎های مبارزه با خشکی و کم آبی است که آسیب‎های زیست محیطی بسیاری را نیز به دنبال می‌آورد.

      از این نویسنده

      درباره انتقال آب خزر به سمنان

      نظر بدهید

      در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

      نظرها

      • Mousa

        مسئولین مملکت تا کارد به استخوان نرسیده اقدام کنند . نیاز آب برای این سرزمین فقط هزینه و فایده محصولات کشاورزی که به دست می آوریم نیست !!. استانهای ایران دارد بعلت خشکسالی یکی یکی تخلیه و غیر قابل سکونت میشود و کشاورزان آواره درمانده در حاشیه شهرها ، در این میان هزینه های اجتماعی ، سیاسی، .......عظیمی ببار می آید که دیگر هیچ راه حلی جز ویرانی ایران نخواهد داشت بس است این همه وقت برای برسی هزینه و فایده اینکار تلف کردید بس است . اسرائیل ، قطر ، عربستان ....چندین سال است به آن فکر کرده و از کارشناسان زبده جهانی کمک گرفتند، که اگر ما الان شروع کنیم یک قرن از آنان از نظر کمیت عقب خواهیم بود . متأسفانه آن زمانی که پول نفت فراوان داشتیم به فکرش نبودیم و حیف میل که خیلی خیلی دیر شده است .

      • ایراندوست

        در همین سایت " زمانه" مقاله ایی در مورد موفقیت اسراییلیها در امر شیرین کردن آب و استفاده بهینه از آن نوشته شده که مثبت و مفید است . باید برون رفتی از این معضل ملی وانسانی پیدا کرد، هر چند هزینه ایی بالا داشته باشد چون ارزشش را دارد. نمک حاصل از روند شیرین سازی آب دریا را بجای دور ریختن در دریا،میتوان تصفیه و خالص کرد و در بازار گرانتر از نمک معمولی بفروش رساند. صنعتی کردن بخش کشاورزی بصورت گلخانه ایی، آبیاری قطره ایی، کشت بدون خاک ، نورپردازی مصنوعی ، آموزش و الهام از آخرین تحقیقات و فن آوری در ژاپن و آلمان میتواند بخش کشاورزی ایران را شکوفا کند.

      • روزبه

        این رژیم و عقل؟ هر کاری شده تا حالا فقط بدتر و بدتر شده. کسی میتون اسم و آدرس یک پروژه ای رو بده که آثار ش برای کشور مخرب نبوده ممنون میشم.

      • های حاوی

        راه حل چیست؟ راه حل ، کنار گذاشتن حاکمیت ذهنیات متوهم ایدئولوژیک زده است ، و به جایش تن دادن به منطق اقتصاد و عقل معاش (هزینه -فایده) : 1- کلیه سوبسیدها / یارانه ها و حمایت های گمرکی به بخش کشاورزی پایان یابد و نرخ گذاری آزاد و براساس منطق بازار باشد. تنها گندم جنبه حیاتی برای عموم دار ، چون قوت زندگی اکثریت است، آن هم با چند میلیارد دلار صرف واردات و ذخیره سازی قابل دسترس است. سالی 25 میلیارد دلار قاچاق کالا می شود، فقط جلوی ده درصد این قاچاق گرفته شود، ارز لازم برا واردات گندم تامین خواهد شد! در این صورت ، محصولات کشاورزی با مزیت نسبی امکان کشت میابد ، مثلا زعفران و محصولات مواد خشکبار اغلب مزیت نسبی دارند در ایران و محصولاتی که مصرف بالای آب دارند اساسا توجیه اقتصادی ندارند و بخاطر انرزی و یارانه ها و معافیت های مایلاتی مصنوعی توجیه می شوند ! 2- از مصرف اب کشاروزی مالیات گرفته شود 3- از صادرات محصولاتآب پر مصرف مانند هندوانه و سیب درختی.. جلوگیری شود. 4- چاه های غیر مجزا پلمپ شوند 5- به جای انتقال آب از مناطق دوردست، آب چا ها های مجاز خریداری شود برای مصرف شهری و صنعت. این مه وقتی موجه می شود که 4 گزینه قبل به درستی اجرا شود، در این صورت خیلی از چاه دارن ترجیح خواهند داد آب بفروشند تا آن را به مصرف کشاروزی برسانند، به راحتی با خرید پنج درصد آب مازاد کشاورزی می توان بحران کمبود آب بخش های شهری و خانگی و تجاری و صنعتی را برطرف کرد. به راحتی با همین چند روش و راهکار در عرض چند سال وضعیت بحرانی مصرف آب حل می شود.

      • های حاوی

        مقاله نویسنده گرامی ، درست و زیبا است. به خوبی قیاس منطقی بین هزنیه و فایده این طرح کرده است. اما راه حل این نیست دولت بیاید پول بدهد و سرمایه گذاری کند. به چند دلیل: 1- اول دولت پولی ندارد برای این کراها ! مطمئن باشید خواهند گفت پول نداریم ! 2- این کارها مثل سیسم های تحت فشار و قطره ای ، خورده کاری است ، امثال رانت خوران و نهادهای گنده حکومتی و بخصوص سپاه قرار گاه خاتم زیر 100 میلیارد تومان ژدست نمی یگرد ! پس با وجود تحلیل درست نویسنده گرامی، راه حل اجرا شدنی نیست. پس چه بعد کرد؟ راه حل منطقی تر و عملی تر است، اما به دو چیز نیاز دراد مقدم: 1- شجاعت و ارده حکومت و دولت در اجرا پیشنهای که می دهم 2- پایان دادن به ایدئلوژی سازی از کشاورزی و خودکفایی و این قبیل عقاید جهان سومی