ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

خطر «جنگی دیگر» با بالا گرفتن تنش بین ایران و اسرائیل

ایران پهپاد به اسرائیل می‌فرستد، اسرائیل در پاسخ به پایگاه هوایی ایران در سوریه حمله می‌کند. احتمال وقوع جنگی دیگر در خاورمیانه می‌رود. یک سوی درگیری روسیه است.

در حالی‌که این روزها بررسی و نقد حملات موشکی آمریکا، فرانسه و بریتانیا به سوریه در رسانه‌های جهان برجسته شده، برخی جنگ آینده در خاورمیانه را بین ایران و اسرائیل می‌دانند. این دو کشور در میانه جنگ سوریه یکدیگر را مدام مورد هدف قرار می‌دهند.

«نویه زورشر تسایتونگ»، از روزنامه‌های قدیمی سوئیس در یک گزارش خبری ـ تحلیلی از خطر جنگ بین ایران و اسرائیل نوشته است.

در این گزارش آمده است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل شنبه گذشته در تماس تلفنی با ترزا می، نخست‌وزیر بریتانیا، حمایت تمام و کمال اسرائیل از حملات موشکی سه کشور غربی به سوریه را اعلام کرد و خواهان اقدامی مشابه علیه برنامه هسته‌ای ایران شد. به‌گفته نتانیاهو در برابر سلاح‌های غیرمتعارف، جامعه جهانی تنها یک موضع باید داشته باشد: عدم مدارا.

توصیه‌ای که اسرائیل به دیگران می‌کند خود به‌اجرا می‌گذارد. ایران آشکارا و بدون پنهان‌سازی دیپلماتیک که سال‌ها اسرائیل به آن عمل می‌کرد، مورد حمله قرار می‌گیرد.

بر این اساس است که یک افسر اسرائیلی در گفت‌وگو با «نیویورک تایمز» تأیید می‌کند که در ۹ آوریل / ۲۰ فروردین جت‌های اسرائیلی به پایگاه نظامی تیفور در تیاس واقع در حوالی حمص و در ۴۰ کیلومتری غرب شهر باستانی پالمیرا حمله کرده‌اند. این پایگاه محل فرماندهی مرکزی پهپادهای سپاه پاسداران در سوریه است.

به‌گفته رسانه‌های ایران و روسیه، در این حمله ۱۴ نفر از جمله چند ایرانی کشته شدند. خبرگزاری اینترفاکس نوشت دو جت جنگنده از نوع «اف ـ ۱۵» متعلق به نیروی هوایی اسرائیل در این حمله شرکت داشتند.

«نویه زورشر تسایتونگ» می‌نویسد، به این دلیل و سایر حوادث مشابه، رسانه‌های بسیاری از مدت‌ها قبل در مورد «جنگ بعدی» بین اسرائیل و ایران سخن گفته‌اند. «نیویورک تایمز» نیز مقاله‌ای از توماس فریدمن، تحلیلگر معروف با عنوان «جنگ واقعی آینده در سوریه: ایران در مقابل اسرائیل» منتشر کرده است. به‌نوشته این روزنامه جنگ خاموش بین ایران و اسرائیل پایان می‌یابد و جنگ علنی آغاز می‌شود. لازم نیست با چنین پیشگویی‌هایی همراه بود، اما روشن است که تنش بین اسرائیل و ایران بالا گرفته است.

ظاهراً عامل تحریک‌کننده ورود پهپاد ایرانی در ماه فوریه به خاک اسرائیل بود که از پایگاه تیفور برخاسته بود و اسرائیل آن را مورد هدف قرار داد. در ابتدا اسرائیل از این پهپاد به‌عنوان یک هواپیمای شناسایی یاد کرد، اکنون اما یک مقام بلندپایه نظامی این کشور گفته است که این پهپاد برای «خرابکاری» برنامه‌ریزی شده بود. در آن زمان اسرائیل با حملات شدیدی به تأسیسات ایران در سوریه پاسخ گفت.

از سوی دیگر تنش موجود با هر بار حمله افزایش می‌یابد، زیرا با هر حمله خطر رویارویی اسرائیل و روسیه نیز بیشتر می‌شود. خطر حمله به پایگاه هوایی تیاس بسیار بالا و تحریک‌کننده بود زیرا در این پایگاه نیروی هوایی روسیه نیز حضور دارد. سپاه پاسداران غرب و شمال تیاس را در کنترل خود دارند و تأسیسات روسیه از این بخش‌ها بسیار دور است، با این حال، اسرائیل به روس‌ها خیلی نزدیک شد و واکنش روسیه بسیار شدید بود. در اسرائیل، این انتقادها بلند شد که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، می‌خواهد قوانین جدید برای دخالت در سوریه را به نتانیاهو دیکته کند و حملات هوایی علیه ایران یا حزب‌الله لبنان را «ممنوع» کند. اما جایی برای نگرانی نیست. پوتین می‌داند که اسرائیل علاقه‌ای به رویارویی با روسیه ندارد و اسرائیل تنها بر اساس منافع امنیتی خود عمل می‌کند و در صورت لزوم باز هم حمله خواهد کرد.

افزون بر این، شرایط استراتژیکی وجود دارند که نباید آن‌ها را نادیده گرفت. نخست آن‌که گفت‌وگوهای امنیتی اسرائیل و روسیه برقرار است و ادامه دارد. دوم آن‌که کارشناسان درباره افزایش تنش بین مسکو و تهران گزارش می‌دهند. روسیه و ایران با هدف مشترکی در سوریه ائتلاف کرده‌اند اما با هم چندان خوب نیستند و زمانی که بحث بر سر غنایم جنگ سوریه برسد در مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت. سوم آن‌که علایق مسکو و اسرائیل درباره آن‌چه بر سر اسد خواهد آمد چندان تفاوت فاحشی با هم ندارند. واضح است که اسرائیل علیه حزب‌الله و ایران ـ متحدان روسیه ـ می‌جنگد اما در واقع رهبری اسرائیل مخالفتی با بقای اسد ندارد. این را اسرائیل چنین آشکار بیان نمی‌کند اما مسلماً حکومت اسد بر هرج و مرج ناشی از وجود سلفی‌ها در کشور همسایه ترجیح داده می‌شود.

بیشتر بخوانید:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • iraj

    فرزاد : برای من شهروند عادی ایرانی، پرداختن به مسائل جهانی هیچ ارزشی ندارد، و تنها هدفم از نوشتن این سطور این است که مردم کشورم بدانند که ما در کجای این شطرنج جهانی قرار داریم، تا بلکه فکری بحال خودمان بکنیم و قایق کوچکمان را از این دریای قدرتمند مواج به گوشه ای امن هدایت کنیم./ iraj : امثال من شهروندان عادی ایارنی فقط می توانیم اگر انالیزی کردیم از شرایط روشنگری کینم، همیشه نمیشد ریخت توی خیابابان و بعد سرکوب شویم در حالی هیچ نیروی منجسمی نیست / انقلاب نیازمند یک رهبری و سازمان بزرگ میخواهد مثل ان کاری که اجانب با نیورهیا مزدورش مثل خمینی و اخوندها (با درست دست داشتن دهها هزار مسجد و کانون مذهبی و هئتی . سازمان های ملیشایس اموزش دیده برخی کشورهای عربی متخاصم با ایران همچون لیبی و مصرو سوریه و...) و همکارانش مانند چپ ها مسلح و گروه لیبرال مذهبی نما مانند نهضت ازادی همگی ائتلاف شومی کردند برای نابود کردن یک شاهنشاهی وطن پرست اما احمق و مغرور محمدرضاشاهی / اکنون این نظام چنان سرکوب و متفرق کرده است اپوزیسوین خارج دو روز نمیتوانند باهم ائتلاف کنند. عموما هر کدامشان وابسته به یک دولت خارجی وسوریسهای جاسوسی شدند و صرفا دنبال مال دنیا و قدرت و شهوت شهرت هستند. در داخل تنها گروهی امید بود به نام اصلاح طلب تو زرد از کار درامدند و معلوم شد 20 سال داشته اند عمر بیشتر برای بقای دیکتاتور ی مذهبی میخرند و با مزد خیانتشان را الان خود و اقازاده هایشان باثروتهای غارتشده فقرای ایران در خارج در ممالک دنیای به اصطلاح آزاد حال میکنند! دنیا به ظاهر حامی حققو بشر نیز یک بار این اموال غارت شده توقفیف نیمکند به نفع فقرای ایارن و نگه داری کند در صندوق ویزه ای و تا به وقتش بدانها برساند! اگر مصادره ای میشود برای چپاول است در فلان اتهام توریستی اینها و غارت اموال مردم ایران! مردمان عادی ایران تنها و همچو یتیم های رها شده در جنگل سرمایه سالاری حاکم ایران هستند. کمی شانس بیاورند عملگی بخور نمیر و بدشانسها یا ناچار خلاف در حد افتابه دزدی و یا بدتر خودفروشی! خلاصه بازنده اصلی در این 40 سال اکثریت مردم بینوای ایران بوده و هستند!

  • فرزاد

    تحلیل روزنامه قدیمی سوئیسی، کمی با آنچه در واقعیت اتفاق می افتد، متفاوت است. بیش از همه ادعای افزایش تنش بین مسکو و تهران است که با توجه به قرآین و اخبار چنین چیزی به نظر نمی رسد صحت داشته باشد. اخیراً در خبرها خواندیم که تهران بر خلاف قوانین داخلی ایران، آسمان کشور را در اختیار جنگنده های روس قرار داده، که این نشاندهنده تنش بین دو کشور نیست. ضمناً روزنامه سوئیسی اشاره ای به دلیل این افزایش تنش نکرده! روزنامۀ نویه زورشر تسایتونگ همچنین بدون ذکر دلیلی عنوان کرده که؛ علی رغم هدف مشترک روسیه و تهران در سوریه، «این دو با هم چندان خوب نیستند»! سپس اضافه کرده که «بر سر غنائم با هم مشکل دارند»! با نگاهی به تحولات سوریه و نقش ایران و حزب الله در آن، دستکم برای تحلیلگران بسیار واضح است که ایران در نقش متحد روسیه نیست، و بیشتر یکی از شاخکهای روسیه محسوب می شود تا متحد آن. و به تبع آن حزب الله سر این شاخک است. تهران در شرایط کنونی فقط نیاز به حمایت مسکو دارد تا نظام آن توسط مردم ایران و حمایت غرب سرنگون نشود. مشکل بر سر غنائم را شاید بتوان بعنوان جک سال تعریف کرد! اگر تهران درگیر جنگی با اسرائیل شود، این نشاندهندۀ به بن بست رسیدن مذاکرات اسرائیل و روسیه است. در این بازی شطرنج جهانی، اسرائیل هم حامیان غربی خود را دارد که باخت اسرائیل متضررشان می کند، پس از آن حمایت خواهند کرد. بهمین دلیل است که گاهی از جنگ جهانی نام برده می شود. برای من شهروند عادی ایرانی، پرداختن به مسائل جهانی هیچ ارزشی ندارد، و تنها هدفم از نوشتن این سطور این است که مردم کشورم بدانند که ما در کجای این شطرنج جهانی قرار داریم، تا بلکه فکری بحال خودمان بکنیم و قایق کوچکمان را از این دریای قدرتمند مواج به گوشه ای امن هدایت کنیم.

  • iraj

    39 سالست این بلوف ها دو کشور حکومت ایران و اسارئیل مینزد اما دریغ از یک تیر که مستقیم بهم دیگر بزنند. هیچکدامشان جرات حمله مستقیم ندارند.