اسب جنگی استیون اسپیلبرگ
<p>مجتبا یوسفی‌پور - از روز جمعه ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲ (۲۳ دی‌ماه ۱۳۹۰) نمایش عمومی فیلم "اسب جنگی" تازه‌ترین ساخته استیون اسپیلبرگ، کارگردان شناخته‌شده آمریکایی در سینماهای انگلستان، ایرلند، اسپانیا و لهستان آغاز شد. برای همین در اکران این هفته می‌پردازیم به معرفی این فیلم.</p> <!--break--> <p><a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120116_Farhangi_EkranCinema_M_Yousefipour.mp3"><img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon_14.jpg" alt="" /></a><br /> "اسب جنگی" نمایش عمومی خود را از ۲۵ دسامبر سال گذشته در سینماهای آمریکا و کانادا آغاز کرد و توانست در دو هفته نخست نمایش عمومی خود حدود ۷۰ میلیون دلار فروش داشته باشد. این فیلم از هفته آینده نمایش خود را در دیگر کشورهای اروپایی نیز آغاز خواهد کرد. <br /> </p> <p><img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/2_1.jpg" alt="" />فیلم درامی است که داستان رابطه میان آلبرت، یک پسر انگلیسی و اسبی به نام "جویی" را به تصویر می‌کشد. آلبرت، از نخستین روز تولد "جویی" او را زیر نظر دارد، تا اینکه یک روز تد، پدر الکلی و لنگ آلبرت، جویی را در یک حراج اسب برای کار در مزرعه می‌خرد. با آنکه همه گمان می‌کنند جویی برای کار در مزرعه اسب مناسبی نیست، اما آلبرت با اصرار، مادرش را راضی به نگاه داشتن اسب می‌کند و تربیت آن را بر عهده می‌گیرد. در همین زمان جنگ جهانی اول شروع می‌شود و تد به خاطر نیاز مالی، جویی را به ارتش می‌فروشد. جویی به جنگ می‌رود و آلبرت نیز بعد از او راهی جنگ می‌شود تا اسبش را بیابد.</p> <p> </p> <p>"اسب جنگی" بر اساس رمانی برای کودکان به همین نام نوشته مایکل مورپورگو ساخته شده است. این رمان نخستین‌بار در سال ۱۹۸۲ میلادی در انگلستان منتشر و با استقبال مخاطبان روبرو شد. در سال ۲۰۰۷ نمایشی بر اساس کتاب تنظیم و در وست‌اند لندن به روی صحنه رفت. بر خلاف تصور نویسنده <img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/3._spielberg.png" alt="" />کتاب، این نمایش با استقبال فوق‌العاده تماشاگران روبرو شد. در همین زمان کاتلین کندی و همسرش فرانک مارشال، دو تهیه‌کننده آمریکایی‌ که پیش‌تر در فیلم‌هایی چون "پارک ژوراسیک"، "ایندیانا جونز" و "فهرست شیندلر" در مقام تهیه‌کننده با اسپیلبرگ همکاری کرده بودند این نمایش را در لندن دیدند و بلافاصله ساخت اثری سینمایی بر اساس آن را به اسپیلبرگ پیشنهاد کردند. اسپیلبرگ نیز بعد از خواندن کتاب تصمیم به ساختن فیلم در کمپانی دریم‌وورکز گرفت و حقوق اقتباس سینمایی کتاب را خریداری کرد. <br /> </p> <p>پیش‌تر در سال۲۰۰۶ میلادی لی‌هال، فیلمنامه‌نویس انگلیسی به همراه مورپورگو فیلمنامه‌ای بر اساس کتاب نوشته بودند که به علت عدم یافتن سرمایه‌گذار، ساخت فیلم منتفی شده بود. با ابراز علاقه اسپیلبرگ به تهیه فیلم، آن‌ها نسخه‌ای از فیلمنامه را برای او فرستادند. بعد‌تر فیلمنامه برای بازنویسی به ریچارد کورتیز، فیلمنامه‌نویسی که کارهایی چون <img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/4.jpg" alt="" />"روزانه‌های بریجیت جونز" و "لاو اکچولی" را در کارنامه خود دارد سپرده شد. بعد از چندین بازنویسی سرانجام فیلمنامه فیلم آماده شد. در همین هنگام اسپیلبرگ اعلام کرد که خود قصد دارد تا فیلم را کارگردانی کند. <br /> </p> <p>بخش عمده‌ای از فیلم در میدان جنگ می‌گذرد. اسپیلبرگ با ساختن فیلم‌های جنگی ناآشنا نیست و بار‌ها در فیلم‌هایش به جنگ جهانی دوم پرداخته است، اما این نخستین‌بار است که او به سراغ ساخت اثری با پس‌زمینه جنگ جهانی اول می‌رود. البته خود او تازه‌ترین فیلمش را یک فیلم جنگی نمی‌داند. اسپیلبرگ در ارتباط با داستان و فضای فیلم می‌گوید: "من احساس نمی‌کنم" اسب جنگی "مثل فیلمی چون" نجات سرجوخه رایان "و یا مجموعه تلویزیونی" دسته‌ برادران "که من و تام هنکس تهیه‌کردیم، یک فیلم جنگی باشد. این در اصل داستان رابطه‌ها است. داستان این است که چگونه یک حیوان می‌تواند آدم‌ها را به هم نزدیک کند و کاری کند تا آن‌ها خوبی‌های درونیشان را نشان دهند. فکر می‌کنم بار رمانتیک داستان که ما خیلی درباره‌اش صحبت نمی‌کنیم مهم‌تر است و برای من یک داستان جنگی صرف نیست."<br /> </p> <p><img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/5.jpg" alt="" />در رمان که در اصل برای بچه‌ها نوشته شده است، داستان از زاویه دید یک اسب یا‌‌ همان "جویی" روایت می‌شود. اسپیلبرگ اگرچه داستان را از زاویه دید این اسب تعریف نمی‌کند، اما همچنان قهرمان اصلی‌ فیلمش را "جویی" قرار داده است. البته داشتن یک شخصیت اصلی غیر انسانی برای اسپیلبرگ چیز تازه‌ای نیست. او پیش‌تر در فیلم‌هایش از دایناسور‌ها گرفته تا موجودات فضایی و حتی یک کوسه را نیز به نوعی به عنوان شخصیت‌های کلیدی آثارش استفاده کرده است. تفاوت اینجاست که بر خلاف فیلم‌های پیشین، این‌بار او مجبور بود با یک موجود زنده و واقعی کار کند و او را وادارد تا بازی مورد نظرش را ارائه دهد.</p> <p> </p> <p>اسپیلبرگ خود این تجربه تازه را اینگونه توصیف می‌کند: "من هروقت که یک فیلم تازه می‌سازم برایم مانند این است که دوباره به مدرسه فیلمسازی برگشته‌ام. تجربه‌های متفاوت زیادی دارم که همیشه به من کمک کرده‌اند. سابقه کارکردن در ژانرهای مختلف و تجربه رویارویی با چالش‌های متفاوت و به خصوص <img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/6.jpg" alt="" />هر ژانر را دارم. اما باز هر وقت فیلم تازه‌ای شروع می‌کنم مانند این است که به اولین روز مدرسه فیلمسازی برگشته‌ام. دچار استرس می‌شوم و اعتماد به نفس ندارم، البته همه این‌ها به نوعی برایم مفید هستند. برای اینکه دقیقاً نمی‌دانم چه می‌خواهم. من قدرتم را از اعتماد به نفسم نمی‌گیرم، از این می‌گیرم که آماده‌ام تا در صورت یافتن یک ایده خوب و جدید، همه‌ چیز را در جهت بهتر شدن تغییر بدهم. من همه چیز را به خاطر یک ایده خوب دور می‌ریزم. از سویی وقتی اینگونه برخورد می‌کنم، مانند این است که اولین‌بار است که فیلم می‌سازم. من قبلاً با یک اسب فیلم نساخته بودم. با موجودات مکانیکی کار کرده بودم، مثل «ئی‌تی» و یا کوسه در فیلم «آرواره‌ها». اما هیچوقت فیلمی با یک موجود زنده کار نکرده بودم، آن هم فیلمی که تماماً به بازی این حیوان وابسته باشد. این‌ها همه برای من یک چالش تازه بود. اما راه‌ حلش این است که آدم‌های درستی را به کار بگیری. مثلاً یک تربیت‌کننده اسب خوب که به جویی یاد بدهد طوری رفتار کند که تبدیل به یک اسب جنگی شود و ما باور کنیم او دارد بازی می‌کند."<br /> </p> <p><img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/7.jpg" alt="" />در این فیلم اسپیلبرگ ترکیبی از بازیگران معروف و گمنام انگلیسی و فرانسوی را استفاده کرده است. نقش اصلی فیلم را جرمی ایروین بازی می‌کند که در نخستین فیلم سینمایی‌اش این بخت را داشته تا با کارگردان مطرحی چون اسپیلبرگ کار کند. او در این فیلم در کنار بازیگران شناخته شده‌ای چون پیتر مولان، امیلی واتسون، تام هیدلستون و بندیکت کامبربچ قرار گرفته است. <br /> </p> <p>اما جا دارد بپرسیم نظر منتقدان و تماشاگران درباره این فیلم چیست؟<br /> </p> <p>باید گفت که تا این لحظه "اسب جنگی" در دو رشته بهترین فیلم و بهترین موسیقی متن نامزد جایزه گلدن‌گلوب شده است. در دو هفته نخست نمایش عمومی در آمریکا نیز فیلم توانسته است حدود ۷۰ میلیون دلار فروش داشته باشد. <br /> </p> <p><img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/8_0.jpg" alt="" />منتقدان نیز در مجموع نظر مثبتی به فیلم داشته‌اند. راجر ایبرت، منتقد معروف "شیکاگو سان تایمز"، با دادن سه و نیم ستاره از چهار ستاره همیشگی خود به فیلم و بیان اینکه "همان‌گونه که او از تماشای فیلم لذت برده است، تماشاگران نیز از آن لذت خواهند برد"، کارگردانی و تصویرسازی اسپیلبرگ را ستوده است و از پرداخت خوب شخصیت‌های داستان که توسط "بازیگرانی کاریزماتیک" بازی شده‌اند تعریف کرده است. <br /> </p> <p>جیمز موترام، منتقد "توتال فیلم" نیز با دادن چهار ستاره از پنج ستاره، کارگردانی فیلم را با "سوار بودن اسپیلبرگ بر داستان و تحت فرمان داشتن صحنه و شخصیت‌ها" توصیف کرده است. <br /> </p> <p>تاد مک‌کارتی، منتقد "هالیوود ریپور‌تر" نیز در نقد فیلم می‌نویسد: "همان‌گونه که از اسپیلبرگ انتظار می‌رود، فیلم تمام آن چیزی است که یک نفر می‌تواند در طراحی و تدوین و استفاده از انواع و اقسام <img align="left" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/14.jpg" alt="" />جلوه‌های ویژه برای باورپذیر ساختن یک صحنه جنگ استفاده کند." <br /> </p> <p>از دیگر نکات جالب فیلم، تفاوت عمده آن با دیگر آثار جنگی اسپیلبرگ است. اسپیلبرگ در این فیلم به خوبی حس صحنه‌های جنگ را به تماشاگرش منتقل می‌کند، اما بر خلاف فیلمی چون "نجات سرجوخه رایان" از نشان دادن صحنه‌های مرگ سربازان و خون دوری می‌جوید و با استفاده از تکنیک و زبان تصویری قدرتمندش، تماشاگر را به عمق صحنه‌ها هدایت می‌کند.</p> <p>"اسب جنگی" با زمان ۱۴۶ دقیقه و با بودجه‌ای حدود ۶۶ میلیون دلار ساخته شده است و محصول سال ۲۰۱۱ کمپانی دریم‌وورکز آمریکا است.<br /> </p> <p><strong>مشخصات فیلم</strong></p> <p> </p> <p>اسب جنگی<br /> War Horse<br /> نویسندگان: ریچارد کورتیز، لی هال بر اساس رمان "اسب جنگی" نوشته مایکل مورپورگو<br /> Richard Curtis, Lee Hall based on “War Horse” by Michael Morpurgo<br /> کارگردان: استیون اسپیلبرگ<br /> Steven Spielberg<br /> بازیگران: جرمی ایروین، پیتر مولان، امیلی واتسون، بندیکت کامبربچ، تام هیدلستون<br /> Jeremy Irvine, Peter Mullan, Emily Watson, Benedict Cumberbatch, Tom Hiddleston<br /> </p> <p><strong>در همین زمینه:</strong></p> <p><a href="http://www.warhorsemovie.com/">::وب‌سایت فیلم "اسب جنگی" ساخته استیون اسپیلبرگ::</a><br /> <a href="#http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/5539"> ::برنامه رادیویی اکران از مجتبا یوسفی‌پور در رادیو زمانه::</a><br /> ویدئو: پیش‌پرده فیلم "اسب جنگی" <br /> </p>
مجتبا یوسفیپور - از روز جمعه ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲ (۲۳ دیماه ۱۳۹۰) نمایش عمومی فیلم "اسب جنگی" تازهترین ساخته استیون اسپیلبرگ، کارگردان شناختهشده آمریکایی در سینماهای انگلستان، ایرلند، اسپانیا و لهستان آغاز شد. برای همین در اکران این هفته میپردازیم به معرفی این فیلم.
"اسب جنگی" نمایش عمومی خود را از ۲۵ دسامبر سال گذشته در سینماهای آمریکا و کانادا آغاز کرد و توانست در دو هفته نخست نمایش عمومی خود حدود ۷۰ میلیون دلار فروش داشته باشد. این فیلم از هفته آینده نمایش خود را در دیگر کشورهای اروپایی نیز آغاز خواهد کرد.
فیلم درامی است که داستان رابطه میان آلبرت، یک پسر انگلیسی و اسبی به نام "جویی" را به تصویر میکشد. آلبرت، از نخستین روز تولد "جویی" او را زیر نظر دارد، تا اینکه یک روز تد، پدر الکلی و لنگ آلبرت، جویی را در یک حراج اسب برای کار در مزرعه میخرد. با آنکه همه گمان میکنند جویی برای کار در مزرعه اسب مناسبی نیست، اما آلبرت با اصرار، مادرش را راضی به نگاه داشتن اسب میکند و تربیت آن را بر عهده میگیرد. در همین زمان جنگ جهانی اول شروع میشود و تد به خاطر نیاز مالی، جویی را به ارتش میفروشد. جویی به جنگ میرود و آلبرت نیز بعد از او راهی جنگ میشود تا اسبش را بیابد.
"اسب جنگی" بر اساس رمانی برای کودکان به همین نام نوشته مایکل مورپورگو ساخته شده است. این رمان نخستینبار در سال ۱۹۸۲ میلادی در انگلستان منتشر و با استقبال مخاطبان روبرو شد. در سال ۲۰۰۷ نمایشی بر اساس کتاب تنظیم و در وستاند لندن به روی صحنه رفت. بر خلاف تصور نویسنده کتاب، این نمایش با استقبال فوقالعاده تماشاگران روبرو شد. در همین زمان کاتلین کندی و همسرش فرانک مارشال، دو تهیهکننده آمریکایی که پیشتر در فیلمهایی چون "پارک ژوراسیک"، "ایندیانا جونز" و "فهرست شیندلر" در مقام تهیهکننده با اسپیلبرگ همکاری کرده بودند این نمایش را در لندن دیدند و بلافاصله ساخت اثری سینمایی بر اساس آن را به اسپیلبرگ پیشنهاد کردند. اسپیلبرگ نیز بعد از خواندن کتاب تصمیم به ساختن فیلم در کمپانی دریموورکز گرفت و حقوق اقتباس سینمایی کتاب را خریداری کرد.
پیشتر در سال۲۰۰۶ میلادی لیهال، فیلمنامهنویس انگلیسی به همراه مورپورگو فیلمنامهای بر اساس کتاب نوشته بودند که به علت عدم یافتن سرمایهگذار، ساخت فیلم منتفی شده بود. با ابراز علاقه اسپیلبرگ به تهیه فیلم، آنها نسخهای از فیلمنامه را برای او فرستادند. بعدتر فیلمنامه برای بازنویسی به ریچارد کورتیز، فیلمنامهنویسی که کارهایی چون "روزانههای بریجیت جونز" و "لاو اکچولی" را در کارنامه خود دارد سپرده شد. بعد از چندین بازنویسی سرانجام فیلمنامه فیلم آماده شد. در همین هنگام اسپیلبرگ اعلام کرد که خود قصد دارد تا فیلم را کارگردانی کند.
بخش عمدهای از فیلم در میدان جنگ میگذرد. اسپیلبرگ با ساختن فیلمهای جنگی ناآشنا نیست و بارها در فیلمهایش به جنگ جهانی دوم پرداخته است، اما این نخستینبار است که او به سراغ ساخت اثری با پسزمینه جنگ جهانی اول میرود. البته خود او تازهترین فیلمش را یک فیلم جنگی نمیداند. اسپیلبرگ در ارتباط با داستان و فضای فیلم میگوید: "من احساس نمیکنم" اسب جنگی "مثل فیلمی چون" نجات سرجوخه رایان "و یا مجموعه تلویزیونی" دسته برادران "که من و تام هنکس تهیهکردیم، یک فیلم جنگی باشد. این در اصل داستان رابطهها است. داستان این است که چگونه یک حیوان میتواند آدمها را به هم نزدیک کند و کاری کند تا آنها خوبیهای درونیشان را نشان دهند. فکر میکنم بار رمانتیک داستان که ما خیلی دربارهاش صحبت نمیکنیم مهمتر است و برای من یک داستان جنگی صرف نیست."
در رمان که در اصل برای بچهها نوشته شده است، داستان از زاویه دید یک اسب یا همان "جویی" روایت میشود. اسپیلبرگ اگرچه داستان را از زاویه دید این اسب تعریف نمیکند، اما همچنان قهرمان اصلی فیلمش را "جویی" قرار داده است. البته داشتن یک شخصیت اصلی غیر انسانی برای اسپیلبرگ چیز تازهای نیست. او پیشتر در فیلمهایش از دایناسورها گرفته تا موجودات فضایی و حتی یک کوسه را نیز به نوعی به عنوان شخصیتهای کلیدی آثارش استفاده کرده است. تفاوت اینجاست که بر خلاف فیلمهای پیشین، اینبار او مجبور بود با یک موجود زنده و واقعی کار کند و او را وادارد تا بازی مورد نظرش را ارائه دهد.
اسپیلبرگ خود این تجربه تازه را اینگونه توصیف میکند: "من هروقت که یک فیلم تازه میسازم برایم مانند این است که دوباره به مدرسه فیلمسازی برگشتهام. تجربههای متفاوت زیادی دارم که همیشه به من کمک کردهاند. سابقه کارکردن در ژانرهای مختلف و تجربه رویارویی با چالشهای متفاوت و به خصوص هر ژانر را دارم. اما باز هر وقت فیلم تازهای شروع میکنم مانند این است که به اولین روز مدرسه فیلمسازی برگشتهام. دچار استرس میشوم و اعتماد به نفس ندارم، البته همه اینها به نوعی برایم مفید هستند. برای اینکه دقیقاً نمیدانم چه میخواهم. من قدرتم را از اعتماد به نفسم نمیگیرم، از این میگیرم که آمادهام تا در صورت یافتن یک ایده خوب و جدید، همه چیز را در جهت بهتر شدن تغییر بدهم. من همه چیز را به خاطر یک ایده خوب دور میریزم. از سویی وقتی اینگونه برخورد میکنم، مانند این است که اولینبار است که فیلم میسازم. من قبلاً با یک اسب فیلم نساخته بودم. با موجودات مکانیکی کار کرده بودم، مثل «ئیتی» و یا کوسه در فیلم «آروارهها». اما هیچوقت فیلمی با یک موجود زنده کار نکرده بودم، آن هم فیلمی که تماماً به بازی این حیوان وابسته باشد. اینها همه برای من یک چالش تازه بود. اما راه حلش این است که آدمهای درستی را به کار بگیری. مثلاً یک تربیتکننده اسب خوب که به جویی یاد بدهد طوری رفتار کند که تبدیل به یک اسب جنگی شود و ما باور کنیم او دارد بازی میکند."
در این فیلم اسپیلبرگ ترکیبی از بازیگران معروف و گمنام انگلیسی و فرانسوی را استفاده کرده است. نقش اصلی فیلم را جرمی ایروین بازی میکند که در نخستین فیلم سینماییاش این بخت را داشته تا با کارگردان مطرحی چون اسپیلبرگ کار کند. او در این فیلم در کنار بازیگران شناخته شدهای چون پیتر مولان، امیلی واتسون، تام هیدلستون و بندیکت کامبربچ قرار گرفته است.
اما جا دارد بپرسیم نظر منتقدان و تماشاگران درباره این فیلم چیست؟
باید گفت که تا این لحظه "اسب جنگی" در دو رشته بهترین فیلم و بهترین موسیقی متن نامزد جایزه گلدنگلوب شده است. در دو هفته نخست نمایش عمومی در آمریکا نیز فیلم توانسته است حدود ۷۰ میلیون دلار فروش داشته باشد.
منتقدان نیز در مجموع نظر مثبتی به فیلم داشتهاند. راجر ایبرت، منتقد معروف "شیکاگو سان تایمز"، با دادن سه و نیم ستاره از چهار ستاره همیشگی خود به فیلم و بیان اینکه "همانگونه که او از تماشای فیلم لذت برده است، تماشاگران نیز از آن لذت خواهند برد"، کارگردانی و تصویرسازی اسپیلبرگ را ستوده است و از پرداخت خوب شخصیتهای داستان که توسط "بازیگرانی کاریزماتیک" بازی شدهاند تعریف کرده است.
جیمز موترام، منتقد "توتال فیلم" نیز با دادن چهار ستاره از پنج ستاره، کارگردانی فیلم را با "سوار بودن اسپیلبرگ بر داستان و تحت فرمان داشتن صحنه و شخصیتها" توصیف کرده است.
تاد مککارتی، منتقد "هالیوود ریپورتر" نیز در نقد فیلم مینویسد: "همانگونه که از اسپیلبرگ انتظار میرود، فیلم تمام آن چیزی است که یک نفر میتواند در طراحی و تدوین و استفاده از انواع و اقسام جلوههای ویژه برای باورپذیر ساختن یک صحنه جنگ استفاده کند."
از دیگر نکات جالب فیلم، تفاوت عمده آن با دیگر آثار جنگی اسپیلبرگ است. اسپیلبرگ در این فیلم به خوبی حس صحنههای جنگ را به تماشاگرش منتقل میکند، اما بر خلاف فیلمی چون "نجات سرجوخه رایان" از نشان دادن صحنههای مرگ سربازان و خون دوری میجوید و با استفاده از تکنیک و زبان تصویری قدرتمندش، تماشاگر را به عمق صحنهها هدایت میکند.
"اسب جنگی" با زمان ۱۴۶ دقیقه و با بودجهای حدود ۶۶ میلیون دلار ساخته شده است و محصول سال ۲۰۱۱ کمپانی دریموورکز آمریکا است.
مشخصات فیلم
اسب جنگی
War Horse
نویسندگان: ریچارد کورتیز، لی هال بر اساس رمان "اسب جنگی" نوشته مایکل مورپورگو
Richard Curtis, Lee Hall based on “War Horse” by Michael Morpurgo
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
Steven Spielberg
بازیگران: جرمی ایروین، پیتر مولان، امیلی واتسون، بندیکت کامبربچ، تام هیدلستون
Jeremy Irvine, Peter Mullan, Emily Watson, Benedict Cumberbatch, Tom Hiddleston
در همین زمینه:
::وبسایت فیلم "اسب جنگی" ساخته استیون اسپیلبرگ::
::برنامه رادیویی اکران از مجتبا یوسفیپور در رادیو زمانه::
ویدئو: پیشپرده فیلم "اسب جنگی"
نظرها
نظری وجود ندارد.