جواد بدیعزاده و موسیقی عامیانه
<p>محمود خوشنام - هنرمندی که در برنامه‏ی امشب از او سخن می‏گوییم، تنها پیش‏کسوت موسیقی سنتی نیست. او در زمینه‏ی موسیقی عامیانه‏ی شهری نیز کار کرده است. از همین‏روی، او را به تعبیری، باید از پایه‏گذاران شاخه‏ای از موسیقی پاپ ایرانی به‏شمار آورد. سخن از جواد بدیع‏زاده در میان است.</p> <!--break--> <p>جواد بدیع‏زاده در سال ۱۲۸۱ خورشیدی، در خانواده‏ای اهل منبر، در تهران زاده شد. پدرش بدیع‏المتکلمین که از واعظان معروف دوره‏ی مشروطیت بود و به سیداناری شهرت داشت، فرزند را نیز غالباً به مجالس وعظ و روضه‏خوانی می‏برد تا با شیوه‏ی آوازخوانی مذهبی آشنا شود.<br /> <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/Barjestagaan_28_Badeyi_zadeh_khoshnaam.mp3"><img align="middle" alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon_14.jpg" /></a></p> <p>جواد ردیف موسیقی سنتی و گوشه‏های بی‏شمار آن را از پدر و نیز از دایی خود که او نیز از روحانیون خوش‏صدای آن دوره بود، فراگرفت. شاید پدر در این فکر بود که از پسر جانشینی برای خود بسازد. ولی فرزند بعدها راه دیگری را برگزید.<br /> </p> <p>جواد پس از به‏پایان بردن دوره‏ی ابتدایی، تحصیل را در دو مدرسه‏ی "آلیانس" و "دارالفنون" ادامه داد و با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنا شد.<br /> </p> <p>بدیع‏زاده در سال ۱۳۰۴ که کمپانی صفحه‏پرکنی "هیزماسترز وُیس" (His Master's Voice) شعبه‏ی خود را در تهران گشود، به عنوان نخستین خواننده‏ی مرد، دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‏های خود را به‏ضبط درآورد.<br /> </p> <p>از آن پس، تا سال ۱۳۱۴، بیست و چهار تصنیف ساخت که همه بر روی صفحه ضبط شده است. او در سال‏های بعد، در سفرهایی به حلب، بیروت، برلین، هندوستان و پاکستان، بر شمار ضبط آهنگ‏های خود افزود.<br /> </p> <p>از میان آهنگ‏های معروف او، می‏توان از "جلو‏ه‏ی گل"، "داد دل"، "دل افسرده"، "هدیه‏ی خاک"، "گل پرپر"، "خزان عشق" و نیز از سرود "ایران، کشور داریوش" یاد کرد.<br /> </p> <p>"خزان عشق" که تا زمان ما جاذبه‏ی خود را حفظ کرده، در سال ۱۳۱۳ ساخته شده است و یکی از نخستین متن‏های شاعرانه‏ی رهی معیری را با خود دارد.</p> <p>[صدای بدیع‏زاده]<br /> شد خزان گلشن آشنایی<br /> بازم آتش به جان زد جدایی<br /> عمر من ای گل، طی شد بهر تو<br /> و از تو ندیدم جز بدعهدی و بی‏وفایی<br /> با تو وفا کردم تا به تنم جان بود<br /> عشق و وفاداری با تو چه دارد سود<br /> آفت خرمن مهر و وفایی<br /> نوگل گلشن جور و جفایی<br /> از دل سنگت آه…<br /> دل‏ام از غم خونین است<br /> روش بختم این است<br /> از جام عشقت مستم<br /> دشمن می‏پرستم<br /> تا هستم…</p> <p> </p> <blockquote> <p><img align="middle" alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/jbadiza02.jpg" /> </p> </blockquote> <p>همان‏گونه که گفتیم، جواد بدیع‏زاده را باید یکی از پایه‏گذاران موسیقی تدوین‏شده‏ی عامیانه نیز به‏شمار آورد. البته در این کار دو موسیقی‏دان دیگر مشوق او بودند: ابوالحسن صبا که خود به موسیقی بومی و عامیانه علاقه‏ی بسیار داشت؛ و اسماعیل مهرتاش نوازنده، آهنگ‏ساز و بنیان‏گذار "جامعه‏ی باربد" که ترانه‏های عامیانه را تنظیم کرده، یا قطعاتی به تقلید از آن‏ها ساخته و بسیاری از آن‏ها را بدیع‏زاده خوانده است.<br /> </p> <p>بدیع‏زاده در خاطرات خود می‏نویسد: «قبلاً اسماعیل مهرتاش چند آهنگ با اشعار خودمانی که زبان حال مردم است، مثل "زالکه زالزالکه"، "یکی یه پول خروس" و مانند این‏ها ساخته بود و به من پیشنهاد کرد بخوانم. <br /> </p> <p>من وحشت داشتم از خواندن آن‏ها. زیرا فکر می‏کردم با پخش این آهنگ‏ها، مورد ملامت دوستان و موسیقی‏شناسان قرار می‏گیرم. ولی بالاخره با استددلال و مقداری جروبحث و تشویق مرحوم صبا، برای خواندن آن‏ها آماده شدم».<br /> </p> <p>به این ترتیب، بدیع‏زاده به یاری مهرتاش و صبا، موسیقی عامیانه را بازسازی کرد و زمینه را برای سربرآوردن شاخه‏ای از موسیقی پاپ ایرانی آماده ساخت.<br /> </p> <p>او بعدها، خود نیز به ساخت و پرداخت این‏گونه ترانه‏ها روی آورد و توفیق بسیار پیدا کرد.<br /> </p> <p>از میان ترانه‏های عامیانه‏ی بدیع‏زاده، غیر از دو سه تایی که ذکر شد، باید از "ماشین مشدی ممدلی"، "کلفت آلاگارسون"، "من بمیرم، نری بی‏خبر"، "گل‏پونه نعناپونه"، "دست ننم درد نکنه" و "یک یاری دارم" یاد کرد.<br /> </p> <p>"یک یاری دارم" را بدیع‏زاده بر روی متنی از غلامرضا روحانی گذاشته که با ریتم تند و معمول در اروپای آن زمان گره خورده است. بحر طویلی است که شباهت بسیار به رپ‏های امروزی دارد.<br /> </p> <p>به تکه‏ای از آن، با بازخوانی هوشمند عقیلی، گوش می‏کنیم:<br /> </p> <p>[صدای هوشمند عقیلی]<br /> یک یاری دارم<br /> خیلی قشنگه، مست و ملنگه<br /> خیلی شوخ و شنگه<br /> بچه‏سال و خیلی ظریف و خوشگل و خوش‏اندام و خوش‏سیما و طناز و دل‏آرام و<br /> خیلی شیرین گفتاره<br /> خیلی قشنگه، مست و ملنگه<br /> خیلی شوخ و شنگه<br /> از روزی که با هم وصلت کردیم<br /> از خود هرگونه رفع زحمت کردیم،<br /> خیلی خوشحال و خیلی خرم بودیم<br /> خوش بودیم که هردم با هم بودیم<br /> هیچ‏وقت ممکن نیست ما از هم مفارقت بکنیم<br /> چون‏که از عشق و از محبت من، او خیلی بی‏قراره<br /> خیلی قشنگه، مست و ملنگه<br /> خیلی شوخ و شنگه<br /> بچه‏سال و خیلی ظریف و خوشگل و خوش‏اندام و خوش‏سیما و طناز و دل‏آرام و<br /> خیلی شیرین گفتاره.<br /> خیلی قشنگه، مست و ملنگه<br /> خیلی شوخ و شنگه</p> <p>چیز تازه‏ی دیگری که در کار بدیع‏زاده می‏توان یافت، خواندن آهنگ‏هایی است که برای نخستین‏بار بر روی شعرهایی از نیما یوشیج نهاده شده است. آهنگ‏ها از ابراهیم آژنگ است که در آن سال‏ها، سرپرست موسیقی رادیو بوده و با نیما نیز دوستی داشته است.<br /> </p> <p>بدیع‏زاده، البته با بی‏میلی و بر اثر اصرار آژنگ و صبا، این ترانه‏ها را خوانده و به گفته‏ی خودش، هیچ معنایی در شعرهای نیما پیدا نکرده است. جالب است که شعرهای نیما با دو آهنگ نو، با ریتم تند پیوند خورده که "فوکستروت مینا" و "فوکستروت مینو" نام گرفته است.<br /> </p> <p>جواد بدیع‏زاده، سرانجام در دی‏ماه سال ۱۳۵۸، در سن ۷۷ سالگی، در اثر سکته‏ی مغزی، چشم از جهان فروپوشید.</p> <p> </p> <p>در همین زمینه:</p> <p><a href="#http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/4874">::برنامه "برجستگان سنتی" از محمود خوشنام در رادیو زمانه::</a></p>
محمود خوشنام - هنرمندی که در برنامهی امشب از او سخن میگوییم، تنها پیشکسوت موسیقی سنتی نیست. او در زمینهی موسیقی عامیانهی شهری نیز کار کرده است. از همینروی، او را به تعبیری، باید از پایهگذاران شاخهای از موسیقی پاپ ایرانی بهشمار آورد. سخن از جواد بدیعزاده در میان است.
جواد بدیعزاده در سال ۱۲۸۱ خورشیدی، در خانوادهای اهل منبر، در تهران زاده شد. پدرش بدیعالمتکلمین که از واعظان معروف دورهی مشروطیت بود و به سیداناری شهرت داشت، فرزند را نیز غالباً به مجالس وعظ و روضهخوانی میبرد تا با شیوهی آوازخوانی مذهبی آشنا شود.
جواد ردیف موسیقی سنتی و گوشههای بیشمار آن را از پدر و نیز از دایی خود که او نیز از روحانیون خوشصدای آن دوره بود، فراگرفت. شاید پدر در این فکر بود که از پسر جانشینی برای خود بسازد. ولی فرزند بعدها راه دیگری را برگزید.
جواد پس از بهپایان بردن دورهی ابتدایی، تحصیل را در دو مدرسهی "آلیانس" و "دارالفنون" ادامه داد و با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنا شد.
بدیعزاده در سال ۱۳۰۴ که کمپانی صفحهپرکنی "هیزماسترز وُیس" (His Master's Voice) شعبهی خود را در تهران گشود، به عنوان نخستین خوانندهی مرد، دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساختههای خود را بهضبط درآورد.
از آن پس، تا سال ۱۳۱۴، بیست و چهار تصنیف ساخت که همه بر روی صفحه ضبط شده است. او در سالهای بعد، در سفرهایی به حلب، بیروت، برلین، هندوستان و پاکستان، بر شمار ضبط آهنگهای خود افزود.
از میان آهنگهای معروف او، میتوان از "جلوهی گل"، "داد دل"، "دل افسرده"، "هدیهی خاک"، "گل پرپر"، "خزان عشق" و نیز از سرود "ایران، کشور داریوش" یاد کرد.
"خزان عشق" که تا زمان ما جاذبهی خود را حفظ کرده، در سال ۱۳۱۳ ساخته شده است و یکی از نخستین متنهای شاعرانهی رهی معیری را با خود دارد.
[صدای بدیعزاده]
شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل، طی شد بهر تو
و از تو ندیدم جز بدعهدی و بیوفایی
با تو وفا کردم تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود
آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت آه…
دلام از غم خونین است
روش بختم این است
از جام عشقت مستم
دشمن میپرستم
تا هستم…
همانگونه که گفتیم، جواد بدیعزاده را باید یکی از پایهگذاران موسیقی تدوینشدهی عامیانه نیز بهشمار آورد. البته در این کار دو موسیقیدان دیگر مشوق او بودند: ابوالحسن صبا که خود به موسیقی بومی و عامیانه علاقهی بسیار داشت؛ و اسماعیل مهرتاش نوازنده، آهنگساز و بنیانگذار "جامعهی باربد" که ترانههای عامیانه را تنظیم کرده، یا قطعاتی به تقلید از آنها ساخته و بسیاری از آنها را بدیعزاده خوانده است.
بدیعزاده در خاطرات خود مینویسد: «قبلاً اسماعیل مهرتاش چند آهنگ با اشعار خودمانی که زبان حال مردم است، مثل "زالکه زالزالکه"، "یکی یه پول خروس" و مانند اینها ساخته بود و به من پیشنهاد کرد بخوانم.
من وحشت داشتم از خواندن آنها. زیرا فکر میکردم با پخش این آهنگها، مورد ملامت دوستان و موسیقیشناسان قرار میگیرم. ولی بالاخره با استددلال و مقداری جروبحث و تشویق مرحوم صبا، برای خواندن آنها آماده شدم».
به این ترتیب، بدیعزاده به یاری مهرتاش و صبا، موسیقی عامیانه را بازسازی کرد و زمینه را برای سربرآوردن شاخهای از موسیقی پاپ ایرانی آماده ساخت.
او بعدها، خود نیز به ساخت و پرداخت اینگونه ترانهها روی آورد و توفیق بسیار پیدا کرد.
از میان ترانههای عامیانهی بدیعزاده، غیر از دو سه تایی که ذکر شد، باید از "ماشین مشدی ممدلی"، "کلفت آلاگارسون"، "من بمیرم، نری بیخبر"، "گلپونه نعناپونه"، "دست ننم درد نکنه" و "یک یاری دارم" یاد کرد.
"یک یاری دارم" را بدیعزاده بر روی متنی از غلامرضا روحانی گذاشته که با ریتم تند و معمول در اروپای آن زمان گره خورده است. بحر طویلی است که شباهت بسیار به رپهای امروزی دارد.
به تکهای از آن، با بازخوانی هوشمند عقیلی، گوش میکنیم:
[صدای هوشمند عقیلی]
یک یاری دارم
خیلی قشنگه، مست و ملنگه
خیلی شوخ و شنگه
بچهسال و خیلی ظریف و خوشگل و خوشاندام و خوشسیما و طناز و دلآرام و
خیلی شیرین گفتاره
خیلی قشنگه، مست و ملنگه
خیلی شوخ و شنگه
از روزی که با هم وصلت کردیم
از خود هرگونه رفع زحمت کردیم،
خیلی خوشحال و خیلی خرم بودیم
خوش بودیم که هردم با هم بودیم
هیچوقت ممکن نیست ما از هم مفارقت بکنیم
چونکه از عشق و از محبت من، او خیلی بیقراره
خیلی قشنگه، مست و ملنگه
خیلی شوخ و شنگه
بچهسال و خیلی ظریف و خوشگل و خوشاندام و خوشسیما و طناز و دلآرام و
خیلی شیرین گفتاره.
خیلی قشنگه، مست و ملنگه
خیلی شوخ و شنگه
چیز تازهی دیگری که در کار بدیعزاده میتوان یافت، خواندن آهنگهایی است که برای نخستینبار بر روی شعرهایی از نیما یوشیج نهاده شده است. آهنگها از ابراهیم آژنگ است که در آن سالها، سرپرست موسیقی رادیو بوده و با نیما نیز دوستی داشته است.
بدیعزاده، البته با بیمیلی و بر اثر اصرار آژنگ و صبا، این ترانهها را خوانده و به گفتهی خودش، هیچ معنایی در شعرهای نیما پیدا نکرده است. جالب است که شعرهای نیما با دو آهنگ نو، با ریتم تند پیوند خورده که "فوکستروت مینا" و "فوکستروت مینو" نام گرفته است.
جواد بدیعزاده، سرانجام در دیماه سال ۱۳۵۸، در سن ۷۷ سالگی، در اثر سکتهی مغزی، چشم از جهان فروپوشید.
در همین زمینه:
نظرها
نظری وجود ندارد.