ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مجید مددی، پژوهشگر و مترجم آثار فلسفی درگذشت

«فلسفه هنر از دیدگاه مارکس» نوشته لیف شیتز، «از خودبیگانگی انسان مدرن» نوشته فریتس پاپنهایم و «مارکسیسم و اخلاق» نوشته یوجین کامنکا از ترجمه‌های او بودند.

مجید مددی پژوهشگر و مترجم آثار فلسفی و ادبی ظهر دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ درگذشت. او با ترجمه «فلسفه هنر از دیدگاه مارکس: با جستارهایی دربارهٔ تأثیر ایدئولوژی بر هنر» نوشته میخائیل لیف شیتز، «از خودبیگانگی انسان مدرن» نوشته فریتس پاپنهایم  و «مارکسیسم و اخلاق» نوشته یوجین کامنکا به مرجعی برای مطالعه اندیشه چپ در ایران تبدیل شده بود.

مجید مددی پژوهشگر مارکسیست و مترجم آثار فلسفی و ادبی

مجید مددی در سال ۱۳۱۴ در تهران متولد شد. او تحصیلات خود را در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس در دانشگاه منچستر گذراند و سپس در دانشگاه اسکس دکترای فلسفه سیاسی گرفت. مددی در دانشگاه‌های مختلف ایران تدریس کرده بود. در ایران او را به عنوان نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به زبان فارسی می‌شناسند.

مددی در زمینه مدرنیسم و پست مدرنیسم، نقد ادبی و نقد رمان نیز صاحب تألیفاتی است: «نقد ادبی نو» (مجموعه مقالات)، «درباره رمان» (مجموعه مقالات)، «مسائل مدرنیسم و مبانی پست مدرنیسم» (مجموعه مقالات)، «مسائل نظری فرهگ» از این آثار است.

او در شناساندن لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست فرانسوی به نسل جوان تأثیر به سزایی داشت. کتاب «علم و ایدئولوژی»  آلتوسر نیز با ترجمه او در ایران منتشر شد.

مجید مددی در دهه هشتاد در دانشگاه تهران و خارج از برنامه رسمی دانشگاه، مدتی مارکسیسم و ساختارگرایی تدریس می‌کرد.

«عقل بچه‌ها» نوشته لئو تولستوی از دیگر ترجمه‌های مجید مددی است که هنوز منتشر نشده.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • عطا هودشتیان

    مجید مددی عزیز نیز رفت. شاید در سال 1992 میلادی بود که نخستین بار مددی را در راهروی مرکز پژوهش های علوم اجتماعی در خیابان کردستان دیدم . برای ارائه یک کنفرانس دعوت شده بودم. بسیار بشاش بود. باصدای بلند چپ بودن خود را اعلام میکرد و با لیوانی از قهوه ، به جمع ما پیوست. چند روز بعد افتخار دیدار او را در منزلش یافتم. کتابهایش را نشان داد و از نخستین ترجمه هایدگر حرف زدیم. بعد ها نیز کارهایش را دنبال میکردم. مترجمی بود پرکار که با شور و عشق کار میکرد.. رابطه مستقیم ما ادامه نیافت تا اینکه شاید چند سال پیش برایم نوشت که می خواهد بیرون بزند که شرمنده شدم و نتوانستم کمکش کنم. افسوس که از میان ما رفت.....یادش در خاطره ها جاودانه خواهد ماند.