ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

سبزها به سایه رفته‌اند

<p>&nbsp;سال ۱۳۹۰ برای جنبش اعتراضی مردم ایران، موسوم به جنبش سبز، سال پرفراز و نشیبی بود. سالی که با همه بیم و امیدها، تفاوتش با سالهای پیشین حصر سه رهبر نمادین جنبش سبز بوده است.&nbsp;</p> <!--break--> <p>&nbsp;</p> <div dir="RTL"><b>از مرتضی کاظمیان</b><b>روزنامه&rlm;نگار و فعال ملی- مذهبی مقیم پاریس پرسیدم ارزیابی ایشان از بیلان این جنبش در سال گذشته چیست؟ کامیابی&rlm;ها و ناکامی&rlm;های جنبش سبز در سال ۱۳۹۰ را در چه می&rlm;داند؟</b></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120321_Siasi_Seraj_Kazemian.mp3"><img alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon.jpg" /></a></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">شاید به دشواری بتوان در مورد آن&rlm;چه شما با &quot;بیلان&quot; توصیف می&rlm;کنید، ارزیابی دقیقی ارائه کرد. به&rlm;ویژه اگر به جنبش سبز از زاویه&rlm; یک جنبش اجتماعی مدرن نگاه کنیم؛ که من از این زاویه نگاه می&rlm;کنم، و یک جنبش متکثر و توزیع شده در سطح جامعه&rlm; ایران که مبنای آن اراده&rlm; تغییر و هویت متفاوتی است از هویتی که حاکمیت اقتدارگرا در ایران، در حال بازتولید و تبلیغ آن است.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">این اراده&rlm; تغییر، خود را در انتخابات ۸۸ نشان داد و بعد با سرکوب&rlm;های متعاقب آن و اعتراضات خیابانی، طبیعتاً این جنبش متولد شد و خود را در حوزه&rlm;های مختلف متبلور کرد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">در سال گذشته، کش و قوسی که میان جنبش سبز و حاکمیت سیاسی در ایران وجود داشت، ادامه پیدا کرد با یک وجه تمایز متفاوت با سال قبل (سال ۸۹) و آن این&rlm;که رهبران جنبش سبز در حبس خانگی بودند و طبیعتاً جنبش باید یک وضع جدید را تجربه می&rlm;کرد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">این وضع جدید ناظر بود بر تاکید آقای میرحسین موسوی بر این&rlm;که هر فعال جنبش سبز، خود یک رهبر است و یا از زاویه همین&rlm; جنبش اجتماعی مدرن که من مورد تاکید قرار دادم، وجوه متکثر این جنبش باید خودش را بازتولید و اراده&rlm;اش را تعقیب می&rlm;کرد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">به نظر می&rlm;رسد که در طول سال گذشته، جنبش سبز هرچند که به شکل معنی&rlm;داری به&rlm;ویژه نسبت به سال ۸۸ و مجموعه&rlm; تظاهرات و نمایش&rlm;های بیرونی خیابانی این سال یا تجمع ۲۵ بهمن سال ۸۹، [رویکرد اعتراضی خیابانی] معنی&rlm;دار در آن سقف نداشت، اما هم&rlm;چنان توانست چنان فضایی را ایجاد کند که در مجموع رفتارهای حاکمیت سیاسی در ایران را [ به چالش بکشد] چه در مقطع انتخابات مجلس نهم در ۱۲ اسفند و چه در دو مقطع خاص، یعنی در فراخوان ۲۲ خرداد و همین&rlm;طور در فراخوان اعتراضی ۲۵ بهمن. &nbsp;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL">حضور جنبش سبز در شبکه&rlm;های اجتماعی مجازی معنی&rlm;دار بود، اما در فضای اجتماعی واقعی سبزها به تعبیری به سایه رفته&rlm;اند. آنها دارند خیلی هوشیارانه و خودآگاهانه از درون سایه&rlm;ای که در آن قرار گرفته&rlm;اند، به اشکال مختلف اعتراض خود را بروز می&rlm;دهند<img width="200" height="148" align="bottom" alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/sabz3.jpg" /></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> </blockquote> <div dir="RTL">سبزها توانستند در اشکال مختلف نشان بدهند که حضور دارند. این حضور البته در فضای مجازی، در شبکه&rlm;های اجتماعی مجازی معنی&rlm;دار بود، اما در فضای اجتماعی واقعی ارزیابی من این است که سبزها به تعبیری به سایه رفته&rlm;اند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">برخلاف سال پیش که از زیر پروژکتورهای حکومت، از وسط خیابان کنش خود را پی&rlm;گیری می&rlm;کردند، دارند خیلی هوشیارانه و خودآگاهانه ارزیابی می&rlm;کنند و از درون سایه&rlm;ای که در آن قرار گرفته&rlm;اند، به اشکال مختلف اعتراض خود را بروز می&rlm;دهند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">البته وجه بارز آن و شاید تابلوترین شکل&rlm;اش برمی&rlm;گردد به همان دو حضور راهپیمایی سکوت در ۲۲ خرداد و ۲۵ بهمن که با وجود سپری شدن ماه&rlm;ها از انتخابات و با وجود سرکوب گسترد&rlm;های که متوجه فعالان جنبش شده بود، این اعتراض ادامه پیدا کرد؛ البته در حد خودش و همین&rlm;طور به شکل قهر با انتخابات و تأثیر معنی&rlm;دار بر میزان مشارکت در انتخابات.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">&nbsp;من یک نکته را هم اضافه کنم و آن این&rlm;که نمادهای مقاومت جنبش سبز، زندانیان سیاسی، رهبران جنبش سبز و حتی برخی کنش&rlm;گران آن از بیرون زندان، هم&rlm;چنان به بازخوانی و بازتولید آن گفتمان اعتراضی نسبت به وضع موجود ادامه داده&rlm;اند که در جای خود خیلی قابل توجه و مهم است.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>آقای کاظمیان، حاکمیت اصرار داد با روش&rlm;های سرکوب&rlm;گرانه اعلام کند که علائم حیاتی برای جنبش سبز وجود ندارد. رهبران و فعالان جنبش هم اعلام می&rlm;کنند که این جنبش زنده است. اما فارغ از زنده بودن یا نبودن جنبش سبز و علائم حیاتی آن، جنبش سبز چه اهرم&rlm;هایی را در اختیار دارد که از حاکمیت امتیاز بگیرد؟</b></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">پاسخ به این پرسش را از همان&rlm;جایی شروع می&rlm;کنم که سئوال قبلی را خاتمه دادم؛ این&rlm;که اکنون آقای نوری&rlm;زاد از بیرون زندان نامه&rlm;هایی می&rlm;نویسد و گفتمان غالب در جمهوری اسلامی را به پرسش کشیده، پرسش&rlm;هایی را مطرح می&rlm;کند که هم&rlm;چنان بی&rlm;پاسخ&rlm;اند، این&rlm;که آقای خزعلی نامه&rlm;هایی می&rlm;نویسد، اعتراض&rlm;هایی می&rlm;کند، به زندان می&rlm;افتد، اعتصاب غذا می&rlm;کند و در نهایت ایشان آزاد می&rlm;شود.&nbsp;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL">نمادهای مقاومت جنبش سبز، زندانیان سیاسی، رهبران جنبش سبز و حتی برخی کنش&rlm;گران آن از بیرون زندان، هم&rlm;چنان به بازخوانی و بازتولید آن گفتمان اعتراضی نسبت به وضع موجود ادامه داده&rlm;اند<b> </b></div> </blockquote> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">از سوی مقابل، تک&rlm;تک زندانیان سیاسی هم که در زندان&rlm;های جمهوری اسلامی هستند، از رهبران جنبش تا حتی افراد گمنام&rlm;تر، در اشکال مختلف دارند بر همان مطالبات تاکید می&rlm;کنند (مثلاً در بیانیه&rlm; ۳۶ یا ۳۹ زندانی سیاسی در مورد انتخابات و نفی انتخابات نمایشی و فرمایشی ۱۲ اسفند) و به نظر می&rlm;رسد که این واقعیت&rlm;ها به اندازه&rlm; لازم حمایت&rlm;های اجتماعی را هم دارد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">اما این&rlm;که به چه میزان می&rlm;تواند اراده&rlm; خود را به حاکمیت تحمیل کند، طبیعتاً پاسخ دادن به آن، به&zwnj;ویژه در شرایطی که میان جنبش اعتراضی و کنش حاکمیت یک بن&rlm;بست وجود دارد، خیلی دشوار است.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">در وجه سلبی آن می&rlm;توانیم ادعا کنیم (و به نظر می&rlm;رسد که ادعای بی&rlm;راهی نباشد) که اگر واقعاً این جنبش هیچ&zwnj; حضور معنی&rlm;دار یا پتانسیلی ندارد، چرا حاکمیت اقتدارگرا در ۲۵ بهمن سال ۹۰ که یک فراخوان اعتراضی داده شد، نیروهای گسترده&rlm;ای را به خیابان روانه داشت&nbsp; و چرا صدها نفر بازداشت شدند. خود این نشان می&rlm;دهد که تا چه اندازه در حاکمیت هراس وجود دارد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">مستقل از این وجه سلبی، در وجه اثباتی باید دید که حاکمیت اقتدارگرا به چه&zwnj;میزان توانسته در سرکوب این جنبش موفق بشود.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">در وجه ظاهری&rlm;اش ممکن است با احضارها، تهدیدها، بازداشت&rlm;ها، با این&rlm;که فعالیت تشکیلاتی یا بروز و ظهور سازمانی حتی برخی از احزاب سیاسی، از جمله جبهه&rlm; مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، شورای فعالان ملی- مذهبی، نهضت آزادی، یا ادوار تحکیم وحدت و انجمن&rlm;های اسلامی، گروه&rlm;های دانشجویی و&hellip; به حداقل رسیده یا حتی در مواقعی تلاش شده که بروز و ظهور میدانی این تشکل&rlm;ها به صفر برسد، شاید به نظر برسد که حاکمیت اقتدارگرا خفقان مطلوب خود را محقق کرده است.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">اما آیا اقتداری که با اسلحه، تهدید و ارعاب محقق شده، یک اقتدار دمکراتیک است؟! آیا این تضمین&rlm;کننده&rlm; تداوم نظام سیاسی در ایران است؟!</div> <div dir="RTL">این&rlm;جا همان وجه اثباتی است که نشان می&rlm;دهد یک پتانسیل مجدد در جامعه&rlm; ایران وجود دارد که این پتانسیل می&rlm;تواند در مقاطعی خود را متبلور می&rlm;کند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">من گمان می&rlm;کنم با توجه به شرایط منطقه، با توجه به اوضاع سوریه و همین خبر جدیدی که روز سه&rlm;شنبه اول فروردین ۹۱ منتشر شد، مبنی بر این&rlm;که روسیه با گفتمان غالب در سازمان ملل در مورد ضرورت تغییر روش&rlm;های دمشق هم&rlm;دلی کرده، به نظر می&rlm;رسد که سال پیش رو، سال متفاوتی خواهد بود.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">مقاطعی مثل تغییر نظام سیاسی در سوریه یا حتی هر اتفاق دیگری در خود ایران، به نظر می&rlm;رسد که می&rlm;تواند فرصت&rlm;هایی باشد برای جنبش سبز که بتواند خود را به حاکمیت تحمیل کند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">اما اگر من بخواهم در مقام یک ناظر ارزیابی کنم، به نظر می&rlm;رسد که در حال حاضر ما شاهد یک بن&rlm;بست سیاسی در ایران هستیم که هیچ&rlm;کدام از دو سوی قضیه نتوانسته&rlm;اند خود را به هم&rlm;دیگر تحمیل کنند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL"><img width="200" height="156" align="bottom" alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/kazemian-morteza.jpg" />مرتضی کاظمیان: در مقام یک ناظر ارزیابی به نظر من در حال حاضر ما شاهد یک بن&rlm;بست سیاسی در ایران هستیم که هیچ&rlm;کدام از دو سوی قضیه نتوانسته&rlm;اند خود را به هم&rlm;دیگر تحمیل کنند</div> </blockquote> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">نه جنبش سبز، مبتنی بر خواست و اراده&rlm; تغییر و اعتراض لایه&rlm;های مختلف اجتماعی در ایران، توانسته به شکل خیلی گسترده&rlm;ای حضور میدانی پیدا کند و در نهایت حاکمیت را وادار به عقب&rlm;نشینی کند و نه حاکمیت توانسته با وجود سرکوب&rlm;ها، ارعاب&rlm;ها، بازداشت&rlm;ها، تهدیدها و حتی دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی خود و با استفاده از تحریف حقیقت، هم&rlm;چنان این جنبش را پایان&rlm;یافته اعلام &rlm;کند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">یعنی با وجود این&rlm;که تاکید می&rlm;شود که این جنبش مرده است و به تعبیر حاکمیت &quot;فتنه&quot; دیگر حضوری ندارد، ولی شواهد متعدد وجود دارد، حتی در همین انتخابات گذشته، که چطور یک بحران امنیتی برای نظام توصیف می&rlm;شود و تا چه اندازه حاکمیت در هراس است.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">من فکر می&rlm;کنم هم&rlm;چنان باید صبوری کرد، نسبت به فرجام تحولات سیاسی- اجتماعی در ایران. البته مبتنی بر دو سو؛ یک سو اراده&rlm; فعالان سبز در جنبش تغییرخواه و جنبش اجتماعی اعتراضی امروز ایران و &nbsp;سوی دیگرش، رفتارها و اراده&rlm; اقتدارگرایان در جمهوری اسلامی که آیا پروژه&rlm; متفاوتی را در پیش خواهند گرفت یا نه هم&rlm;چنان با زور اسلحه و سرکوب و تهدید و ارعاب تلاش می&rlm;کنند به حکومت خودشان ادامه بدهند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>آقای کاظمیان، سال گذشته تداوم حصر آقایان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، رهبران جنبش سبز را هم داشتیم. اشاره&rlm; کوتاهی داشتید، اگر ممکن است بیشتر توضیح بدهید که آیا در نبود این رهبران، خلاء و کاستی رهبری در جنبش سبز پر شد؟ آیا &quot;شورای هماهنگی راه سبز امید&quot; توانست این خلاء را پر کند یا نه؟</b></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">من مایل&rlm;ام تاکید کنم که وقتی شما از زاویه&rlm; جنبش اجتماعی مدرن به جنبش سبز ایران نگاه می&rlm;کنید، طبیعتاً برای آن، با&nbsp; جنبش&rlm;های کلاسیک تفاوتی قائل شده&rlm;اید.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">یعنی بر خلاف جنبش&rlm;های اجتماعی کلاسیک که یک رهبر، یک لیدر و یا یک سازمان، یک نهاد پیشرو حرکت می&rlm;کرد و پشت آن لایه&rlm;های اجتماعی و حامیان همراه می&rlm;شدند، در جنبش سبز شما یک تحول اجتماعی را شاهد بودید که افرادی، چهره&rlm;های شاخصی با آن همراه شدند و به دلایل مختلف، از جمله این&rlm;که در انتخابات وکیل مردم بودند، از جمله به دلیل پایمردی و صداقت و شجاعتی که نشان دادند، در جایگاه نمادهای رهبری یا رهبری این جنبش قرار گرفتند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL">ادامه حصر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و نیز آزادی آنها، در هر دو صورت برای حکومت نتیجه باخت- باخت در یک بازی را دارد</div> </blockquote> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">طبیعتاً با چنین نگاهی، فقدان آن&rlm;ها می&rlm;تواند تأثیری که فقدان یک رهبر در جنبش اجتماعی کلاسیک دارد، نداشته باشد. اما نباید انکار کرد که به هرحال، آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد جایگاه ویژه&rlm;ای در جنبش اجتماعی سبز دارند و [حضورشان ] می&rlm;توانند خیلی مؤثر باشند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">ولی من باز هم مایل&rlm;ام هم&rlm;زمان این را هم مورد تاکید و اشاره قرار بدهم که به هرحال، در فقدان ظاهری این آقایان وخانم رهنورد، در حبس و حصر رفتن آن&rlm;ها، به نوعی یک بازی باخت- باخت است برای حاکمیت اقتدارگرا در ایران. چون با تداوم حبس آن&rlm;ها، بر عزت و جایگاه اجتماعی و منزلت&rlm;شان افزوده می&rlm;شود و حامیان جنبش سبز، هم&rlm;چنان اراده و تمایل دارند برای پی&rlm;گیری مطالبات خودشان.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">از سوی دیگر، اگر این رهبران آزاد شوند، نشانه&rlm;ی یک عقب&rlm;نشینی است برای حاکمیت اقتدارگرا و البته خون جدیدی در رگ&rlm;های این جنبش. به&rlm;ویژه که رهبران آن اراده&rlm; پی&rlm;گیری دارند و این را در آخرین اظهارنظرهای&rlm;شان در مورد انتخابات مجلس هم مورد تاکید قرار دادند که ما هم&rlm;چنان بر مواضع&rlm;مان هستیم.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">صرف&rlm;نظر از این وجه، در مورد شورای هماهنگی راه سبز امید، باز اگر فکر کنیم که این شورا به عنوان رأس این جنبش، وظیفه&rlm; هدایت این جنبش را دارد، به نظر داوری درستی نیست.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <p><span dir="RTL">اما اگر از این زاویه که این جنبش قرار است مطالبات رهبران را مبتنی بر منشور جنبش سبز پی&rlm;گیری کند و به نوعی تلاش کند هماهنگ&rlm;کننده&rlm; نیروهای سیاسی اجتماعی به&rlm;ویژه فعال در ایران باشد، به نظر می&rlm;رسد که این شورا، اگر توفیق مطلوب را نداشته، حداقل توانسته تا حدودی آن خلاء را پر کند و این مسیر را ادامه بدهد و به&rlm;هرحال نمادی از جای خالی رهبران جنبش سبز باشد.</span></p>

 سال ۱۳۹۰ برای جنبش اعتراضی مردم ایران، موسوم به جنبش سبز، سال پرفراز و نشیبی بود. سالی که با همه بیم و امیدها، تفاوتش با سالهای پیشین حصر سه رهبر نمادین جنبش سبز بوده است. 

اما اگر از این زاویه که این جنبش قرار است مطالبات رهبران را مبتنی بر منشور جنبش سبز پی‏گیری کند و به نوعی تلاش کند هماهنگ‏کننده‏ نیروهای سیاسی اجتماعی به‏ویژه فعال در ایران باشد، به نظر می‏رسد که این شورا، اگر توفیق مطلوب را نداشته، حداقل توانسته تا حدودی آن خلاء را پر کند و این مسیر را ادامه بدهد و به‏هرحال نمادی از جای خالی رهبران جنبش سبز باشد.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • کاربر مهمان

    بزرگترین اتفاقی که افتاد این بود که مردم از درون انبان دین و قرآن و شخصیت محمد و علی بطوری سریع و صریح آگاهی یافتند. توهینهای بی حد و حصری که بر این دین و بر این ایمان و بر این مومنین و توسط مومنین سابق می رود در هیچ کشوری و هیچ دینی سابقه نداشته و ندارد. بر همین سیاق ایرانیان از جنبش سبز دوسال گذشته فاصله گرفته اند و بر آن همچون دوره ای سپری شده می نگرند. آنها از دین گذشته اند. من خود در خانواده ای مذهبی بزرگ شده ام اما آنچه را بچشم و گوش می بینم حیرت آور است. مادر بزرگ نود ساله ی من از دین بریده است و این برای من نه تنها موهبتی بزذرگ که معجزه نیز هست و آنچه باز هم شگفتی انگیزتر است بیشمار بودن این پیرانی ست که در پیرانه سری دست از این دین و این قرآن برمی دارند. جوانان که دیگر مگو و مپرس. برای همین آن سایه ای که نویسنده با دست و دل تنگی بدان اشاره می کند سایه ای ست که برای مردم ایران بسیار نعمت است و برای این دین و این ایمان ضد آزادی و ضد زندگی کشنده و مرکبار. خیزش بعدی خیزشی ضد دین خواهد بود. چرا که این دین و این روحانیت نشان داده اند که انعطاف ناپذیرند و خشک و شکنند و آدمکش و رزل. پیام و شعار آینده ی ملت ایران ضدیتی تند و خشمآلود خواهد بود بر علیه اسلام و قرآن. نوشته ی عصبی آقای اشکوری در مورد قرآن سوزی و و آنجه محرک این نوشته شده یکی از هزارانی ست که بر این دوخط اینجانب نکمته ی تایید می گذارد.

  • کاربر مهمان

    سبز ها به سایه نرفته اند! این دین در مزبله افتاده! مردم را از این بوی گند و ننگ آگاه کنیم. وضیفه ی ماست.

  • کاربر مهمان

    من نمیدانم منظور نویسنده از سبزها کدام قشر یا طیف و نماینده چه نوع تفکری است. اما میدانم که اسلام در سطح باور توده نمیتواند بشکل معتدل یا متعادل آنطور که روشنفکران مذهبی انتظار دارند یا تصور میکنند متجلی شود. اسلام در سطح باور تودها همیشه شکل افراطی و خرافی و الهام بخش برای بروز خشم آنی وگاه جنون آمیز آنها میشود. حرکت آن جوان الجزیره ای در فرانسه کشتارهای گروه طالبان در افغانستان و ده ها نمونه دیگر گواه این قضیه است. از این نظر اسلام بشکل نوع سیاسی خصوصا برای مردم ایران معنی ثبات یا آرامش یا آینده ای روشن را نمیدهد. از این جهت من فکر میکنم هر چند مذهب یا اسلام بشکل اعتقاد در فرهنگ یا عادات ما آمیخته است اما وقتی حرفی از حکومت یا دولت اسلامی زده میشود حس ترس یا عدم اعتماد و گاهی انزجار در مردم به وجود میاورد. من کاملا موافقم جریانی به نام سبز با تفکر اسلامی دیگر تمام شده.

  • کاربر مهمان

    پس ميخواستيد تو آفتاب بشنند!؟ تو سايه نشسته اند اين همه آنها را سركوب كرده اند و ميكنند، واي اگر تو آفتاب مي نشستند! تهران ـ شهروند درجه سه

  • کاربر مهمان

    سبزها بخود تبریک میگویند که حاکمیت با چالش مواجه شده است زهبر بخود و امت اسلام تبریک میگوید که انتخاباتی پر شکوه را برگزار کرده است وزیر کشور به مخالفان تبریک میگوید که سیلی زده است جبهه متحد به مهدوی کنی شاد باش میگوید که بجای یک لیست 13 لیست غیر متحد برای انتخابات تدارک دیده است جبهه پایداری تبریک میگوید که گروه انحرافی را بحاشیه رانده است واقعیت کجاست زیرا مصاحبه کننده و مصاحبه شونده هر دو از یک طیف و از یک گروهند ولی مطلبی را بیان نمیکنند و برای اولین بار سعی میشود با برهان خلف واقعیت سیاسی اجتماغی کشور را مطابق میل خود تفسیر کنند مشخص است که سبزها در خارج با معترضان داخلی از یک قماش نیستند وحتی دو نفری که بعنوان نمایندگان دو رهبر در حصر در خارج معرفی شده اند اندیشه واحدی را دنبال نمیکنند ودعوت به تظاهرات 25 بهمن انان در داخل برد و همه گیر نبود وتاکتیک عدم شرکت در انتخابات هم که با استدلال قدیمی اولین رئیس جمهور و سلطنت طلبها و توده ایها و فدائیان و مجاهدین همراهی شد ببار ننشست و مثل همیشه انتخابات بدو ن چالش و بدون رونق و صندوق سازی همیشگی دنبال شد مثل دهه های 1320 و 30 که محمد علیخان مسعودی زحمت همه صندوقها را بعهده میگرفت و در پایان شب صندو قها را جابجا میکرد و یک دفعه مصدق قبل از شمارش نتیجه ارائ نمایندگان را با تعداد به هیات نظارت داده بود در انتخابان مجلس نهم نیز مفسر بی بی سی در زمانیکه 60 درصد صندوقهای تهران قرائت شده بود و حداد عادل 500 هزار رای داشت اعلام کرد که حداد ارائی بیش از محمد رضا خاتمی در انتخابات مجلس ششم خواهد داشت و پیش بینی یه حقیقت پیوست و با سکوت در اعلام از نتیجه صندوقها در 40 درصد بقیه صندوقهاپدر عروس صاحب 700 هزار رای دیگر شد که رکورد تازه ای بود و باید به ایشان و مفسر بی بی سی تبریک گفت مصاحبه شونده فرموده اند که جنبش سبز ظهور کرد و بعدا رهبران با ان همراه شد ند و استناد بسخن اقای موسوی میکنند که اظهار داشته هر یک از اعضای جنبش خو د رهبرند مثل اینکه ایشان تعارف هم حالیشان نمیشود و یا از شکسته نفسی که شیوه مرضیه ایست اطلاع ندارند هم مصاحبه کننده و هم مصاحبه شونده دچار نسیان خاطره شده اند و شرکت در انتخابات اقای خاتمی را در پستوی ذهنی جا داده اند مگر میشود به بر برسی سال 90 پرداخت و حادثه شرکت در انتخابات خاتمی را نا دیده گرفت این رای دادن نشان داد که بسیاری از گروههای جنبش سبز باید از ان جدا شوند و یا خاتمی را اخراج کنند و این حکم در مورد رفسنجانی هم تا اندازه ساری و جاریست بررسی خبری سال 90 نشانه اشکار این موضوع است که نمایندگان رهبران پویائی چندانی در راهبری جنبش خارج از کشور را ندارند و بعبارت دیگر سبز امام زاده مراد دهنده ای برای بر اندازان نیست در همین رابطه باید به دیدگاه های غربی به تحولات ایران نگاه کرد چون سر نوشت حکومت ایران با سوریه گره نخورده است و در مبادلات بین المللی این کشور ها سر نوشتهای مختلفی دارند چنانکه حزب اله هم که موی ذماغ است میتواند باقی بماند در حالیکه حامی ان چه ایران باشد و یا سوریه و یا هردو متفقا سقوط نماید چنانکه حماص نیز از همین الان سفره اش را جدا کرده است ونمیشود از قضاوت مصر به لیبی و یا از روی سوریه بایران رسید حد اکثر این مسائل مقالات روزنامه ایست و یا میتواند د ردانشگاهها موضوع رساله و یاکتاب باشد البته نه همین امروز بعنوان یک ناظر نوشته های اقایان را دنبال میکنم ولی در حد مقاله چون اگر بخواهند کارهای مکتوبشان را جامه عمل بپوشانند باعث سر در گمی خوانندگان خواهند شد اجتماع واقتصاد و سیاست ایران در حال گذار است ونتیجه نه در پی پیروزی جنبش سبز و یا اصلاح طلبی بلکه در تغییر رو یداد ها میسر میشود همان گذاری که ترکیه در دهه 1980 و مکزیک برزیل در دهه های 1970 و 80 داشتند که ترکیه و برزیل موفق شدند و مکزیک در دام مافیا ی مواد مخدر اسیر شد و همان تحولی که در دههی 1350 ایران را بسوی انقلاب راند و پس از سه دهه هم اکنون با قیافه امام زمانی و یا شهیدی و ولائی متبلور شده است

  • کاربر مهمان

    مرگ هم بر آنها و هم اینهاییکه از ترس از بین رفتن کل این نظام وحشتناک و ضد ایرانی و البته اسلامی سبزها را به سایه راندند٬ اما این باعث شد تا مردم بفهمند که اسلام دین ضد حیات و ضد بشر و ضد ایرانی ست و نباید روی آن حساب باز کرد. آری اسلام شمیر داده است بدست زنگی مستی همجون علی که مثل آب خوردن سر آدمی می برد و از خون سرمست می شود. آری مردم به سایه رفته اند و بر سبزی این رنگ خو« آلوده نگاه می کنند و در اندیشه اند تا این کتاب سبز را در چاه خانه هاشان اندازند. آری در سایه چمباتمه زده اند بر مکتب و بر این دین و بر این آیین....

  • عبداله

    مردم نمیدانند که چه باید بکنند هم ناراحت هستند و هم نمیخواهند اقدامی کنند بیشتر از انقلاب ۵۷ پشیمان شده اند تا اینکه بخواهند انقلاب جدیدی کنند منتظر یک صیحه و صدا هستند جنبش سبز هم که آخر به عاشورا و اینطور مسایل مذهبی رسید گرفتار شد و هنوز از این گرفتاری در نیامده است فیلم قلاده های طلا را در سینما دیدم ببین رژیم آنقدر بدبخت شده که رسما در این فیلم گفت انگلیس در وزارت اطلاعات ایران جاسوس داشته است خودزنی جالبی بود تمام کشتار ها را گردن انگلیس انداخت و خود را راحت کرد اما در سالن مردم بهت زده شدند کسی فیلم را باور نکرد اما برایشان عجیب بود که چطور این فیلم پخش شده است بسیجی ها را مشتی احمق نشان داد که منفعل هستند تنها یگان های ویژه نیروی انتظامی که مردم را میزدند خوب بودند آن عنصر اطلاعاتی که میگفت اطلاعات نباید در انتخابات دخالت کند جاسوس بود و آن مامور اطلاعاتی که میخواست در انتخابات دخالت کند چهره محبوب فیلم بود هدفشان از این فیلم گیج کردن مردم وایجاد شک بود تا قدرت عمل از آن ها گرفته شود ولی خیلی ها از تماشاگر ها هم احساس میکردند که اگر هم کسی جاسوس انگلیس باشد خود این حکومت است که با این کار ها اصلاح طلبان را حذف و زندانی کرد نشانه آن هم این است که غرب دولت احمدی نژاد را به رسمیت شناخت . به این شکل که حکومت معترضین را عامل غرب معرفی کرد و از چشم مردم انداخت و خودش با ساخت و پاخت با غرب خدم و حشم را به راه انداخت و بر عرصه مسلط شد. این فیلم حکومت ایران را شامل نفوذی ها و خودی ها تقسیم کرد که در نهایت خودی ها غالب شدند متاسفانه مردم ایران واقعا گیج شدند و نمیدانند که چه خبر است