آیا ایرانیان بهراستی یهودیستیز هستند؟
<p>ایرج ادیب‌زاده - «ایرانیان یهودی» نام کتاب تازه‌ای است از خسرو شآولی، نویسنده فرانسوی ایرانی‌تبار ساکن فرانسه که انتشارات معتبر فرانسوی «لقمتان» آن را منتشر می‌کند، آن هم در روزهایی که در فرانسه و در اروپا بار دیگر زمزمه‌های یهودی‌‌ستیزی شنیده می‌شود. به‌ویژه بعد از رویداد حمله به کودکان یک مدرسه‌ی یهودی در شهر تولوز فرانسه.</p> <!--break--> <p>خسرو شآولی پیش‌تر کتاب «موسیقی‌دانان یهودی ایران» را به زبان فرانسه منتشر کرده بود که ما در زمانه آن را پیش از این معرفی کردیم. در این کتاب دوم، نویسنده تاریخ یهودیان در ایران را از سه هزار سال پیش تاکنون بررسی می‌کند. حرف اصلی کتاب هم این است که در ایران و میان ایرانیان، هم یهودی، هم ارمنی، هم زرتشتی و هم بهایی هست. همه هم ایرانی‌ هستند. نویسنده در مورد یهودیان می‌گوید: «ما نخست ایرانی بوده و هستیم، بعد یهودی».</p> <p> </p> <p><a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120323_Farhangi_IRANIANEYAHOUDI_Iraj.mp3"><img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon_14.jpg" alt="" /></a></p> <p> </p> <p>در جابه‌جای این کتاب اشاره می‌شود که در ایران هیچگاه یهودی‌‌ستیزی وجود نداشته و ندارد. نویسنده به‌عنوان نمونه به دوران جمهوری اسلامی اشاره می‌کند که در یزد امام جمعه آن شهر همراه با بالا‌ترین مقام یهودیان در گشایش یک کنیسه شرکت کردند. این کتاب و کتاب «موسیقی‌دانان یهودی ایران» به زودی به زبان انگلیسی هم منتشر خواهد شد.</p> <p> </p> <p>از آقای خسرو شآولی در یک گفت‌وگوی اختصاصی هدفش را از نوشتن کتاب «ایرانیان یهودی» می‌پرسم:</p> <p> </p> <blockquote> <p><img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/adibjj02.jpg" alt="" />خسرو شآولی، نویسنده فرانسوی ایرانی‌تبار ساکن فرانسه</p> </blockquote> <p><strong>خسرو شآولی - </strong>برای اینکه خواستم بگویم چرا در جامعه ایران این‌قدر نوازندگان موسیقی یهودی هستند. مسئله‌ی اول من این بود. بعد به‌تدریج جلو که رفتم دیدم تاریخ یهودیان در ایران قدمت زیادی دارد. بیش از سه هزار سال ایرانی‌ها و یهودی‌ها با هم تاریخ دارند. آن موقع اسلام در کار نبود. تا اینکه اسلام در دنیا پیدا شد و وقتی که تشیع در دوران صفویه مذهب رسمی ایران شد، برای یهودی‌ها کمی زندگی سخت شد. چون هر که مسلمان نبود می‌گفتند «نجس» است. از آن موقع اسلام‌گرایان شروع کردند به اذیت و آزار یهودیان. یهودیان به هر شهری که می‌رفتند موسیقی اجرا کنند، ساز‌هایشان را می‌شکستند و آن‌ها را کتک می‌زدند. در ایران رسم بود که در عروسی، یا ختنه‌کنان یا اعیاد می‌بایست موسیقی هم در میان باشد. ایرانی‌ها اصولاً موسیقی را دوست دارند. خب چه کسی بود که بتواند موسیقی بزند؟ آن‌هایی که «نجس» بودند (با خنده)، یعنی اگر نجس نبودند که نمی‌توانستند موسیقی بزنند. یهودی‌ها شروع کردند به موسیقی زدن و خیلی ترقی کردند. تا اینکه رضاشاه روی کار آمد. البته قبل از رضا شاه، از زمان مظفرالدین شاه سختگیری‌های مذهبی به تدریج کم شد. تازه آن موقع بود که مسلمان‌ها توانستند به‌تدریج جای یهودی‌ها را در بخش‌هایی از موسیقی بگیرند.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />آقای شآولی شما یک تحقیق تاریخی و جامعه‌شناسی کرده‌اید راجع به جامعه یهودیان ایران که الان گفتید بیش از سه هزار سال هم تاریخ مشترک با ایرانیان دارند و خودشان دیگر طی این مدت ایرانی هستند. کتابتان هم می‌خواهد این مسئله را بیان کند؛ ایرانی‌های یهودی و می‌دانیم قبل از انقلاب اسلامی هم چنین مسائلی در جامعه‌ی ایرانی نبود. یعنی نه مسئله‌ی مسیحیت بود، نه مسئله‌ی یهودی، نه مسئله‌ی بهایی و نه مسائل دیگر دینی.</p> <p> </p> <p>باید بگویم که پیروان مذاهب گوناگون در ایران مواظب همدیگر بودند و وقتی که یکیشان کمک می‌خواست به همدیگر کمک می‌کردند و به همدیگر می‌رسیدند. مسئله‌ای نبود.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />خب براساس این کتاب شما، از چه وقت مشکلات شروع شد؟</p> <p> </p> <blockquote> <p><img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/adibjj03.jpg" alt="" />خسرو شآولی: «ما نخست ایرانی بوده و هستیم، بعد یهودی.»</p> </blockquote> <p>از وقتی که شیعه شد دین رسمی ایران. وقتی این ماجرا شروع شد، به‌تدریج آن‌هایی که مسلمان نبودند، شده بودند نجس. از آن زمان اذیت و آزارها شروع شد، تا زمان رضاشاه. زمان رضاشاه خیلی مهم است برای یهودیان. رضاشاه خیلی کمک کرد به تمام ایرانی‌ها و به اقلیت‌ها. وقتی اجازه داد تمام اقلیت‌ها دینی و قومی - مثل باقی ایرانی‌ها هر کاری که بخواهند بتوانند در کشورشان بکنند، یهودی‌ها اسم‌هایشان را عوض کردند و توانستند از محله‌های خود، یعنی از پایین شهر بیایند بیرون و هر جا که خواستند زندگی کنند. من همه این‌ها را در کتابم شرح داده‌ام.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />خود شما هم اسمتان را کردید خسرو؟</p> <p> </p> <p>نه اسم من خسرو بود. از اولش خسرو بود.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />آیا خسرو اسم یهودی هم هست؟</p> <p> </p> <p>خواهش می‌کنم، خسرو بزرگ! در تاریخ ایران خسرو خیلی مهم است. من اسمم خسرو بود و همه من را به اسم خسرو می‌شناسند. من وقتی که به فرانسه آندم ده‌ سالم بود. با بچه‌ها که می‌رفتیم سر کلاس، تلفظ خسرو به فرانسه سخت است. برای همین عوض اینکه بگویند خسرو، می‌گفتند «کسرول». «Casseroles» یعنی دیگ (با خنده)، خب خیلی به من برمی‌خورد دیگر. آن موقع‌ها آلن دولن خیلی معروف بود. آرتیست معروف آن موقع‌ها بود و خب ما هم آن موقع‌ها جوان بودیم. من هم می‌گفتم حالا که این‌طور است، من هم اسمم را عوض می‌کنم می‌گذارم الن. این شد که الن شآولی، خسرو شآولی و آلن شاولی به همدیگر نزدیک شدند و با همدیگر ساختند تا امروز.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />آقای شاولی مهم‌ترین نکته‌ای که در کتابتان «ایرانیان یهودی» آمده چیست؟</p> <p> </p> <p>این است که چرا یهودی‌ها از ایران نخواستند بیایند بیرون؟ دولت اسراییل به آن‌ها پول می‌داد، می‌گفت فامیلی ۶۰ هزار دلار به شما پول می‌دهیم بیایید اسراییل. ایران را ترک نکردند. از طرف دیگر در آمریکا «اوانجلیست‌ها» می‌گفتند ۱۰ هزار دلار به شما پول می‌دهیم، از ایران بیایید بیرون. نخواستند ایران را ترک کنند. جوابشان هم این بوده که ما ایرانی هستیم، قبل از این یهودی باشیم. اینجا وطن ماست، زبان ماست، اینجا زندگی کرده‌ایم، اجدادمان اینجا زندگی کرده‌اند. همانطور که گفتیم سه هزار سال تاریخ داریم در ایران. برویم به کشوری که نه زبانشان را بلدیم، نه می‌دانیم رفتارشان چه جوری هست؟ برویم آنجا که چه کار کنیم؟ ما اینجا آزادیم. می‌دانیم که اینجا اقلیت هستیم، باید مواظب باشیم. نباید قراردادهایی که در قانون اساسی ایران هست را نقض نکنیم. راحت زندگی‌مان را می‌‌کنیم و کسی با ما کاری ندارد. چرا برویم بیرون، نمی‌خواهیم برویم. <br /> </p> <blockquote> <p><img align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/adibjj04.jpg" alt="" />یهودیان حق دارند در ایران زندگی کنند.</p> </blockquote> <p>وقتی که احمدی‌نژاد شعار ضد یهود می‌داد، یکی دو نفر در درون نظام هستند که خیلی کمک کردند، نامه می‌دادند به احمدی‌نژاد. این نامه‌ها در روزنامه‌ها منتشرمی‌شد. آن‌ها می‌گفتند این شعارهای ضد یهود غیرعادی‌ست، خوب نیست این شعارها را بدهید. یهودیان در ایران زندگی می‌کنند. ایران کشورشان است، وطنشان است. وقتی زیاد اذیتشان کنند، در روزنامه‌ها پخش می‌‌کنند. آن‌ها هم مواظب‌اند و خیلی خب دیگر... یک موقعی می‌خواستند مثلاً یهودی ستیزی -آنتی سمیتیسم - به‌بار بیاورند.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />یهودی‌ستیزی به‌وجود آورند!</p> <p> </p> <p>در ایران ما یهودی‌ستیزی نداشتیم. [این‌گونه شعارها در ضدیت با یهودیان] خوب نیست که در حرف بیاید و در فیلم‌ها این‌گونه موضوعات مطرح شود. می‌دانید که تاریخ ما هیچ وقت این‌طور نبوده. نمی‌خواهم این‌ چیز‌ها اتفاق بیفتد در وطن ما. این را پخش کردند در روزنامه‌ها، در رادیو‌ها و همه باخبرند. احمدی‌نژاد هم قبول کرد. این‌ [مقاومت‌ها] خیلی مهم است. در جنگ جهانی دوم وقتی که رضاشاه به آلمان و به نازیسم نزدیک شد، [نزدیکی او به نازیسم] ایدئولوژیک نبود. البته کار اشتباهی بود. بعداً فهمید اشتباه کرده است. می‌گفت دشمن دشمن من، دوست من است. یعنی نازی‌ها که ضد روس‌ها و انگلیس‌ها بودند، پس باید دوست ما باشند. برای همین به آلمان نزدیک شد و [سیاست نزدیکی به آلمان] مصادف شد با روی کار آمدن هیتلر و تسلط نازی‌ها و وضع یهودی‌ها هم سخت شد. اما حتی در آن زمان هم ایرانیان یهودی‌ستیز نبودند. این را هم در کتاب آورده‌ام. هیتلر نوشته بود به ایران که ما باهم برادریم. ما هم آریایی هستیم. این‌ها دشمن ما هستند. شما باید به ما کمک کنید که این روس‌ها و همه این‌ها را از بین ببریم و وقتی که آمدیم ایران، آن وقت به همدیگر کمک می‌کنیم و شما خیلی بالا‌تر می‌روید و می‌توانید ترقی کنید. درباره این مسائل بسیار صحبت کردند. آلمان‌ها البته مصمم بودند یهودی‌ها را از بین ببرند و می‌خواستند‌‌ همان کاری را که در اروپا کردند در ایران هم بکنند. آلمان‌ها می‌خواستند از استالینگراد به ایران بیایند. روس‌ها اما جلوشان را گرفتند. این یک رویداد تاریخی‌ست. اگر آلمان‌ها تا استالینگراد پیش رفته بودند، از آن طرف می‌‌آمدند ایران.</p> <p> </p> <p><img align="bottom" src="http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png" alt="" />آقای شآولی پرسش پایانی‌ام این است که نتیجه‌گیری شما در کتاب «ایرانیان یهودی» به زبان فرانسه که در دست انتشار است، چیست؟</p> <p> </p> <p>می‌خواهم بگویم که یهودیان در ایران سابقه دارند. این را همه باید بدانند. می‌خواهند کشور ایران را شیطانی و [ضد یهود] جلوه دهند. ادعا می‌کنند که مسلمانان در ایران یهودی‌ها را اذیت می‌کنند و تمام یهودی‌ها باید ایران را ترک کنند و گاهی هم می‌گویند ایران را باید نابود کرد. حرف‌های غیرمنطقی. البته این چیزی که می‌گویم فکر من است. ممکن است اشتباه هم در آن باشد. می‌خواهم مردم بفهمند که یهودیان ایران می‌گویند ما ایرانی یهودی هستیم و از ایران نمی‌خواهیم برویم بیرون. ایران کشور ماست، در قانون اساسی ایران نوشته شده که ما در اینجا حق زندگی داریم. <br /> </p> <p>[از طرف دیگر باید درک کرد که] صهیونیست‌ها در جهان چطور عمل می‌کنند. صهیونیسم آن اوایل مسئله‌ دیگری بود، الان صهیونیسم هم سیاسی شده. صهیونیست‌ها باید قبول کنند که ایرانیان یهودی آن طوری که آن‌ها وانمود می‌کنند نیستند. من این طور فکر می‌کنم و در کتابم هم نشان می‌دهم. کلیمی‌های ایران یک سایت دارند. آن‌ها تمام چیزهایی را که در کشورشان می‌گذرد، در اصفهان، شیراز، یزد و در دیگر شهرها در این سایت بازتاب می‌دهند. در یزد یهودی‌ها یک کنیسه ساخته‌اند. ملای آن شهر با رابین – مقام بالای یهود با همدیگر رفتند که کنیسه را افتتاح کنند. ملا با یهودی‌ها با همدیگر دوتایی رفتند آنجا کنیسه را افتتاح کرده‌اند. خب حالا اگر این را کسی بداند، می‌فهمد که ملا‌ها آن‌طور هم که دیگران ادعا می‌کنند یهودی‌ستیز نیستند. با همدیگر نزدیک‌اند. موضوع مذهبی نیست آنجا. یهودی‌ستیزی نیست در ایران. من می‌خواهم [در کتابم] این را بفهمانم.<br /> </p> <p>ایمیل گزارشگر:</p> <p> adibzadeh@radiozamaneh.com</p> <p>در همین زمینه:<br /> ::گزارش‌های ایرج ادیب‌زاده در رادیو زمانه::<br /> </p>
ایرج ادیبزاده - «ایرانیان یهودی» نام کتاب تازهای است از خسرو شآولی، نویسنده فرانسوی ایرانیتبار ساکن فرانسه که انتشارات معتبر فرانسوی «لقمتان» آن را منتشر میکند، آن هم در روزهایی که در فرانسه و در اروپا بار دیگر زمزمههای یهودیستیزی شنیده میشود. بهویژه بعد از رویداد حمله به کودکان یک مدرسهی یهودی در شهر تولوز فرانسه.
خسرو شآولی پیشتر کتاب «موسیقیدانان یهودی ایران» را به زبان فرانسه منتشر کرده بود که ما در زمانه آن را پیش از این معرفی کردیم. در این کتاب دوم، نویسنده تاریخ یهودیان در ایران را از سه هزار سال پیش تاکنون بررسی میکند. حرف اصلی کتاب هم این است که در ایران و میان ایرانیان، هم یهودی، هم ارمنی، هم زرتشتی و هم بهایی هست. همه هم ایرانی هستند. نویسنده در مورد یهودیان میگوید: «ما نخست ایرانی بوده و هستیم، بعد یهودی».

در جابهجای این کتاب اشاره میشود که در ایران هیچگاه یهودیستیزی وجود نداشته و ندارد. نویسنده بهعنوان نمونه به دوران جمهوری اسلامی اشاره میکند که در یزد امام جمعه آن شهر همراه با بالاترین مقام یهودیان در گشایش یک کنیسه شرکت کردند. این کتاب و کتاب «موسیقیدانان یهودی ایران» به زودی به زبان انگلیسی هم منتشر خواهد شد.
از آقای خسرو شآولی در یک گفتوگوی اختصاصی هدفش را از نوشتن کتاب «ایرانیان یهودی» میپرسم:
خسرو شآولی، نویسنده فرانسوی ایرانیتبار ساکن فرانسه
خسرو شآولی - برای اینکه خواستم بگویم چرا در جامعه ایران اینقدر نوازندگان موسیقی یهودی هستند. مسئلهی اول من این بود. بعد بهتدریج جلو که رفتم دیدم تاریخ یهودیان در ایران قدمت زیادی دارد. بیش از سه هزار سال ایرانیها و یهودیها با هم تاریخ دارند. آن موقع اسلام در کار نبود. تا اینکه اسلام در دنیا پیدا شد و وقتی که تشیع در دوران صفویه مذهب رسمی ایران شد، برای یهودیها کمی زندگی سخت شد. چون هر که مسلمان نبود میگفتند «نجس» است. از آن موقع اسلامگرایان شروع کردند به اذیت و آزار یهودیان. یهودیان به هر شهری که میرفتند موسیقی اجرا کنند، سازهایشان را میشکستند و آنها را کتک میزدند. در ایران رسم بود که در عروسی، یا ختنهکنان یا اعیاد میبایست موسیقی هم در میان باشد. ایرانیها اصولاً موسیقی را دوست دارند. خب چه کسی بود که بتواند موسیقی بزند؟ آنهایی که «نجس» بودند (با خنده)، یعنی اگر نجس نبودند که نمیتوانستند موسیقی بزنند. یهودیها شروع کردند به موسیقی زدن و خیلی ترقی کردند. تا اینکه رضاشاه روی کار آمد. البته قبل از رضا شاه، از زمان مظفرالدین شاه سختگیریهای مذهبی به تدریج کم شد. تازه آن موقع بود که مسلمانها توانستند بهتدریج جای یهودیها را در بخشهایی از موسیقی بگیرند.
آقای شآولی شما یک تحقیق تاریخی و جامعهشناسی کردهاید راجع به جامعه یهودیان ایران که الان گفتید بیش از سه هزار سال هم تاریخ مشترک با ایرانیان دارند و خودشان دیگر طی این مدت ایرانی هستند. کتابتان هم میخواهد این مسئله را بیان کند؛ ایرانیهای یهودی و میدانیم قبل از انقلاب اسلامی هم چنین مسائلی در جامعهی ایرانی نبود. یعنی نه مسئلهی مسیحیت بود، نه مسئلهی یهودی، نه مسئلهی بهایی و نه مسائل دیگر دینی.
باید بگویم که پیروان مذاهب گوناگون در ایران مواظب همدیگر بودند و وقتی که یکیشان کمک میخواست به همدیگر کمک میکردند و به همدیگر میرسیدند. مسئلهای نبود.
خب براساس این کتاب شما، از چه وقت مشکلات شروع شد؟
خسرو شآولی: «ما نخست ایرانی بوده و هستیم، بعد یهودی.»
از وقتی که شیعه شد دین رسمی ایران. وقتی این ماجرا شروع شد، بهتدریج آنهایی که مسلمان نبودند، شده بودند نجس. از آن زمان اذیت و آزارها شروع شد، تا زمان رضاشاه. زمان رضاشاه خیلی مهم است برای یهودیان. رضاشاه خیلی کمک کرد به تمام ایرانیها و به اقلیتها. وقتی اجازه داد تمام اقلیتها دینی و قومی - مثل باقی ایرانیها هر کاری که بخواهند بتوانند در کشورشان بکنند، یهودیها اسمهایشان را عوض کردند و توانستند از محلههای خود، یعنی از پایین شهر بیایند بیرون و هر جا که خواستند زندگی کنند. من همه اینها را در کتابم شرح دادهام.
خود شما هم اسمتان را کردید خسرو؟
نه اسم من خسرو بود. از اولش خسرو بود.
آیا خسرو اسم یهودی هم هست؟
خواهش میکنم، خسرو بزرگ! در تاریخ ایران خسرو خیلی مهم است. من اسمم خسرو بود و همه من را به اسم خسرو میشناسند. من وقتی که به فرانسه آندم ده سالم بود. با بچهها که میرفتیم سر کلاس، تلفظ خسرو به فرانسه سخت است. برای همین عوض اینکه بگویند خسرو، میگفتند «کسرول». «Casseroles» یعنی دیگ (با خنده)، خب خیلی به من برمیخورد دیگر. آن موقعها آلن دولن خیلی معروف بود. آرتیست معروف آن موقعها بود و خب ما هم آن موقعها جوان بودیم. من هم میگفتم حالا که اینطور است، من هم اسمم را عوض میکنم میگذارم الن. این شد که الن شآولی، خسرو شآولی و آلن شاولی به همدیگر نزدیک شدند و با همدیگر ساختند تا امروز.
آقای شاولی مهمترین نکتهای که در کتابتان «ایرانیان یهودی» آمده چیست؟
این است که چرا یهودیها از ایران نخواستند بیایند بیرون؟ دولت اسراییل به آنها پول میداد، میگفت فامیلی ۶۰ هزار دلار به شما پول میدهیم بیایید اسراییل. ایران را ترک نکردند. از طرف دیگر در آمریکا «اوانجلیستها» میگفتند ۱۰ هزار دلار به شما پول میدهیم، از ایران بیایید بیرون. نخواستند ایران را ترک کنند. جوابشان هم این بوده که ما ایرانی هستیم، قبل از این یهودی باشیم. اینجا وطن ماست، زبان ماست، اینجا زندگی کردهایم، اجدادمان اینجا زندگی کردهاند. همانطور که گفتیم سه هزار سال تاریخ داریم در ایران. برویم به کشوری که نه زبانشان را بلدیم، نه میدانیم رفتارشان چه جوری هست؟ برویم آنجا که چه کار کنیم؟ ما اینجا آزادیم. میدانیم که اینجا اقلیت هستیم، باید مواظب باشیم. نباید قراردادهایی که در قانون اساسی ایران هست را نقض نکنیم. راحت زندگیمان را میکنیم و کسی با ما کاری ندارد. چرا برویم بیرون، نمیخواهیم برویم.
یهودیان حق دارند در ایران زندگی کنند.
وقتی که احمدینژاد شعار ضد یهود میداد، یکی دو نفر در درون نظام هستند که خیلی کمک کردند، نامه میدادند به احمدینژاد. این نامهها در روزنامهها منتشرمیشد. آنها میگفتند این شعارهای ضد یهود غیرعادیست، خوب نیست این شعارها را بدهید. یهودیان در ایران زندگی میکنند. ایران کشورشان است، وطنشان است. وقتی زیاد اذیتشان کنند، در روزنامهها پخش میکنند. آنها هم مواظباند و خیلی خب دیگر... یک موقعی میخواستند مثلاً یهودی ستیزی -آنتی سمیتیسم - بهبار بیاورند.
یهودیستیزی بهوجود آورند!
در ایران ما یهودیستیزی نداشتیم. [اینگونه شعارها در ضدیت با یهودیان] خوب نیست که در حرف بیاید و در فیلمها اینگونه موضوعات مطرح شود. میدانید که تاریخ ما هیچ وقت اینطور نبوده. نمیخواهم این چیزها اتفاق بیفتد در وطن ما. این را پخش کردند در روزنامهها، در رادیوها و همه باخبرند. احمدینژاد هم قبول کرد. این [مقاومتها] خیلی مهم است. در جنگ جهانی دوم وقتی که رضاشاه به آلمان و به نازیسم نزدیک شد، [نزدیکی او به نازیسم] ایدئولوژیک نبود. البته کار اشتباهی بود. بعداً فهمید اشتباه کرده است. میگفت دشمن دشمن من، دوست من است. یعنی نازیها که ضد روسها و انگلیسها بودند، پس باید دوست ما باشند. برای همین به آلمان نزدیک شد و [سیاست نزدیکی به آلمان] مصادف شد با روی کار آمدن هیتلر و تسلط نازیها و وضع یهودیها هم سخت شد. اما حتی در آن زمان هم ایرانیان یهودیستیز نبودند. این را هم در کتاب آوردهام. هیتلر نوشته بود به ایران که ما باهم برادریم. ما هم آریایی هستیم. اینها دشمن ما هستند. شما باید به ما کمک کنید که این روسها و همه اینها را از بین ببریم و وقتی که آمدیم ایران، آن وقت به همدیگر کمک میکنیم و شما خیلی بالاتر میروید و میتوانید ترقی کنید. درباره این مسائل بسیار صحبت کردند. آلمانها البته مصمم بودند یهودیها را از بین ببرند و میخواستند همان کاری را که در اروپا کردند در ایران هم بکنند. آلمانها میخواستند از استالینگراد به ایران بیایند. روسها اما جلوشان را گرفتند. این یک رویداد تاریخیست. اگر آلمانها تا استالینگراد پیش رفته بودند، از آن طرف میآمدند ایران.
آقای شآولی پرسش پایانیام این است که نتیجهگیری شما در کتاب «ایرانیان یهودی» به زبان فرانسه که در دست انتشار است، چیست؟
میخواهم بگویم که یهودیان در ایران سابقه دارند. این را همه باید بدانند. میخواهند کشور ایران را شیطانی و [ضد یهود] جلوه دهند. ادعا میکنند که مسلمانان در ایران یهودیها را اذیت میکنند و تمام یهودیها باید ایران را ترک کنند و گاهی هم میگویند ایران را باید نابود کرد. حرفهای غیرمنطقی. البته این چیزی که میگویم فکر من است. ممکن است اشتباه هم در آن باشد. میخواهم مردم بفهمند که یهودیان ایران میگویند ما ایرانی یهودی هستیم و از ایران نمیخواهیم برویم بیرون. ایران کشور ماست، در قانون اساسی ایران نوشته شده که ما در اینجا حق زندگی داریم.
[از طرف دیگر باید درک کرد که] صهیونیستها در جهان چطور عمل میکنند. صهیونیسم آن اوایل مسئله دیگری بود، الان صهیونیسم هم سیاسی شده. صهیونیستها باید قبول کنند که ایرانیان یهودی آن طوری که آنها وانمود میکنند نیستند. من این طور فکر میکنم و در کتابم هم نشان میدهم. کلیمیهای ایران یک سایت دارند. آنها تمام چیزهایی را که در کشورشان میگذرد، در اصفهان، شیراز، یزد و در دیگر شهرها در این سایت بازتاب میدهند. در یزد یهودیها یک کنیسه ساختهاند. ملای آن شهر با رابین – مقام بالای یهود با همدیگر رفتند که کنیسه را افتتاح کنند. ملا با یهودیها با همدیگر دوتایی رفتند آنجا کنیسه را افتتاح کردهاند. خب حالا اگر این را کسی بداند، میفهمد که ملاها آنطور هم که دیگران ادعا میکنند یهودیستیز نیستند. با همدیگر نزدیکاند. موضوع مذهبی نیست آنجا. یهودیستیزی نیست در ایران. من میخواهم [در کتابم] این را بفهمانم.
ایمیل گزارشگر:
adibzadeh@radiozamaneh.com
در همین زمینه:
::گزارشهای ایرج ادیبزاده در رادیو زمانه::
نظرها
کاربر مهمان
هزاران دست مريزاد به هم ميهن خوب و انديشمند مان خسروى گرامى. ما ايرانيان براى پيشرفت نياز بسيار زيادى به فرهنگ سازى داريم كه متاسفانه از آن بسيار غفلت شده است. يكى از پايه هاى فرهنگ سازى درست براى ورود به مدرنيته نيز نگاه روشنگرانه و نقادانه به نقاط و تجربه هاى مثبت و منفى تاريخى كشورمان و آموختن از آنهاست. درود مى فرستم بر اين هم ميهن گرانقدرمان. پاينده ايران و سرافراز باد ايرانى.
ایراندوست
بسیار معمول است که یهودیان در کشور زادگاه خود، اسمهای متعارف در فرهنگ آن کشور را برمیگزینند تا در جامعه مشکلی نداشته باشند. خاخامها و رابینها اسمهای قدیمی یهودی را همواره حفظ میکنند ولی اگر فرزندان آنها، راه پدران روحانی خود را ادامه ندهند و در شغل و کار دیگری باشند، معمولاً اسم خود را عوض میکنند و این عمل، خللی در ایمان و اعتقاد آنها ندارد زیرا یکبار یهودی زاده شده، مترادف با همیشه یهودی بودن است حتا اگر مسلمان یا آتهایست شود. تاریخ یهودیان نومسلمان در مشهد، نمونهای بارز از این تقیه و نگهداری سنن و رسوم یهودی در لفاف مسلمانی است و با توجه به خشونت تاریخی علمای دین اسلام در مقابل خودی و غیر خودی، جای نکوهش یا تعجب نیست که بقا را به فنا ترجیح دهند. از یاری کنندگان طرح برپایی کشور اسرائیل میتوان از انقلاب روسیه ۱۹۱۷ و ظهور نازیسم هیتلری در آلمان یاد کرد، این دو پدیده، مهاجرت و سکنی گزینی در اسرائیل را تسریع کرده و امکان ایجاد یک کشور نوبنیاد مذهبی یهودی را بوجود آورد. انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بخش بزرگی از یهودیان و همپیمانان بهائی آنها را به آمریکا و اسرائیل کوچ داد. البته متمولین به آمریکا و متوسطین و عادیها به اسرائیل. هماکنون جمعیت یهودیان متولد ایران کمی بیش از ۳۰،۰۰۰ است که با توجه به این تعداد اندک در مقابل جمعیت ۷۵ میلیونی ایران، و داشتن کرسی اقلیت دینی در مجلس دیکتاتوران اسلامی، نشان از لابی پرقدرتی از این قوم تاریخی ایرانی است که میتواند قاصد و پیکی بین ایران و دیگران !؟ باشد و حتا در سیاهترین لحظات تاریخ سیاسی یک ملت ، روزنهایی برای منافع خود ایجاد کند.
rasti
اگر بگوییم که ایرانیان نسبت به دیگر ملل همجوار ،مردمی اهل تسامح و تساهل ،مدمدار و دگر پذیر ،بوده و هستند ،سخنی به گزاف نگفته ایم .کافیست ایران را با ترکیه و کشور های عربی منطقه مقایسه کنیم .ایران همچون ترکیه ،شاه قتل عام و پاکسازی قمی و دینی ارمنی ها ، کردها ، علوی ها ، آسوری...و غیره نبوده و نیست .هم اینک در ترکیه که روزگاری موزاییک اقوام و ملت ها بود ،فقط کرد ها ،آن هم به جان سختی باقی مانده اند .یا در کشور عربی مسیحی ،کرد ،بربر ،قبطی و آسوری ،بارها قتل عام و تارو مار شده اند و البته مقدار فاشیسم و نژاد پرستی که در طبقه متوسط به بالا و تحصیل کرده ایرانی ،بد بختانه مشاهده میشود ،محصول پان ایرانیسم یا بهتر گفته شود پان فارسیسم جعلی ۱ قرن اخیر است که سبب رشد پان های مقابل چون پان ترکیسم و پان اعرابیسم شده .گمان مکنم مردم و عوام ایرانی دگر پذیری و سعه صدر و تسامح و تساهل بیشتری ،نسبت تحصیلکرده های ایرانی در مقبل ملیت ها و مذهب های دیگر دارند .یعنی روشنتر آنکه عوام ما از خواص ما دمکرات تر هستند !
کاربر مهمان
البته باید خاطر نشان کرد که ظلم هایی که ایشان ذکر کردند از طرف شیعیان به یهودیان روا داشته شده است، از طرف حکومت هایی شده است که ادعای تشیع دارند، درحالی که نجاست غیر مسلمین و مسائلی از این دست بیشتر سلیقه است تا حکم شرعی. والا شیعه به معنای واقعیش مشکلی نه تنها با یهودی که با دیگر مذاهب هم ندارد. اساسا شیعه یعنی آزادی، یعنی تعقل، یعنی دوستی و...به امید آن روز که تاوبل کننده قرآن رخ بنمایاند و معنای شیعه هویدا گردد.
کاربر مهمان
سپاس فراوان بابت این گفتگو. من این کتاب را حتماً تهیه می کنم و یکی به یکی از دوستان یهودی ام که از یهودیان لهستان هست کادو میدهم. چون هر چه من به او می گویم در ایران ما این جریانت اکنون مد نبود به سختی از من قبول می کند.... جای بسی تأسف است که ما انسانها به جای صادر کردن زندگی و بشر به سایر کرات این هستی، در تمام طول تاریخ بشریت به اکنون اینهمه خون انسانها ریخته شده .....