ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

اسماعیل بخشی: تا سرحد مرگ شکنجه‌ام کردند

بخشی فاش کرده که بر اثر شکنجه در زندان «دنده‎هایش شکسته» و با گذشت دو ماه از آن روزهای سخت در دنده‌های شکسته، گوش چپ و بیضه‌هایش احساس درد می‌کند.

اسماعیل بخشی کارگر نیشکر هفت‌تپه با انتشار نوشته‌ای تائید کرد که در زندان مورد شکنجه واقع شده است و از وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی خواست در یک برنامه تلویزیونی به پرسش‌هایش در باره شکنجه پاسخ بدهد.

اسماعیل بخشی کارگر نیشکر هفت‌تپه

او که ۲۷ آبان همراه با ۱۷ کارگر دیگر نیشکر هفت‌تپه بازداشت شده بود، پس از حدود چهار هفته به قید وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد، در  یادداشتی خطاب به محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، نوشته: «در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمی‌توانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود».

بخشی فاش کرده که بر اثر شکنجه در زندان  «دنده‎هایش شکسته» و با گذشت دو ماه از آن روزهای سخت در دنده‌های شکسته، گوش چپ و بیضه‌هایش احساس درد می‌کند.

او در بخش دیگری از این یادداشت با بیان اینکه شکنجه‌گران خود را «سربازان گمنام امام زمان می‌نامیدند»، «شکنجه‌های روانی» را سخت‌تر از شکنجه‌های جسمی توصیف کرده و نوشته که شکنجه‌گران به او و سپیده قلیان که همراه با کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شد، «فحش‌های رکیک جنسی» دادند.

این کارگر نیشکر هفت‌تپه از شنود تلفنی خود و خانواده‌اش توسط نهادهای امنیتی پرده برداشته  و از وزیر اطلاعات پرسیده است «به چه حقی مکالمات او و همسرش را شنود کرده‌اند»؟

بخشی که پیش‌تر نیز خبر شکنجه او در بازداشتگاه منتشر شده بود، نوشته پس از شکنجه روانی و جسمی از «قرص اعصاب و روان» استفاده می‌کند، با این حال «گاهی دچار حمله‌های شدید روحی و روانی می‌شود».

اواز وزیر اطلاعات خواسته تا در یک برنامه تلویزیونی زنده به پرسش‌هایش در باره شکنجه پاسخ بدهد.

پیش از این نیز سپیده قلیان با انتشار یک متن در شبکه‌های اجتماعی از شکنجه شدنش در بازداشتگاه پرده برداشته بود.

این دو ۲۷ آبان همراه با شمار دیگری از کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند. در همان نخستین روزهای بازداشت برخی منابع آگاه از شکنجه بخشی در زندان شوش خبر دادند.

یک منبع نزدیک به بخشی هم به تازگی گفته بود که او در زندان شکنجه شده است. مقام‌های قضایی ایران و رسانه‌های نزدیک به دولت اما شکنجه او و دیگر کارگران معترض را تکذیب می‌کنند.

در همین زمینه:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • گامی به پیش

    زیر فشار گستردهء داخلی و بین المللی روحانی مجبور شد دستور رسیدگی به کیفر خواست شکنجهء آقای اسماعیل بخشی را صادر کند. یک گام به جلو و یک پیروزی برای جنبش ما #اسماعیل_بخشی #روایت_شکنجه

  • پرهام

    خواهش می کنم امید گرامی، کاملا به شما حق میدم، درست می فرمایید فضای مجازی به این اوباش مسموم است. ما مخلصیم :)

  • امید

    خواهش می کنم پرهام عزیز ممنونم که با توضیح تان، سوتفاهم و اشتباه مرا تصحیح کردید. پیش از این که این مطلب را در اینجا بخوانم واکنش های مختلفی را در مورد آن خوانده بودم که تعدادی از آنها چنین القا می کردند که این هم یک بازی حکومتی است. بنابراین وقتی کامنت طنز شما را خواندم، اشتباها تصور کردم که از این منظر آن را نوشته اید. گاهی حساسیت زیاد، باعث سوتفاهم می شود. لطفا مرا ببخشید به خاطر اشتباه غیرعمدم. پاینده باشید.

  • پرهام

    دوست عزیز آقای امید متنی که من نوشتم یک مطلب طنز بسیار کوتاه بود، به تقلید از جمله ی خامنه ای دربارۀ فیلم قلاده های طلا. سوء تفاهم نشه. همه به یک شیوه کامنت نمی گذارند.

  • جمع آوری امضا در حمایت از دادخواهی اسماعیل بخشی

    نامه سرگشاده برای جمع آوری امضا در حمایت از دادخواهی اسماعیل بخشی January 04, 2019 کارزار تنها نمان به درد، برای حمایت از اسماعیل بخشی! نامه سرگشاده برای جمع آوری امضا در حمایت از دادخواهی اسماعیل بخشی! آقای اسماعیل بخشی رهبر کارگران و اعتصاب به خون کشیده شده، شکنجه شده و ضرب و شتم شده هفت تپه است. ایشان را در اعتصاب به همراه خانم سپیده قلیان دستگیر کرده و هر دوی آنها را مورد بدترین شکنجه و آزار، تحقیر و توهین و ضرب و شتم قرار داده اند. علاوه بر شكنجه شدن اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، آقایان علی نجاتی و بهنام ابراهیم زاده هنوز در زندان به سر برده و برای خانم عسل محمدی وثیقه بسیار سنگین نیم میلیاردی بریده اند. این افراد هیچ جرمی مرتکب نشده اند. رئیس دادگستری شوش شکنجه ایشان را انکار نموده است. رئیس قوه قضائیه این امر را انکار نموده است. رسانه های حکومت شکنجه را انکار نموده اند. طرفداران حکومت حتی خانم سپیده قلیان و آقای اسماعیل بخشی را به دروغگویی متهم و ضرب و شتم و بیداد و ظلم حاکمیت در زندان را انکار میکنند. الان اسماعیل بخشی در نتیجه شکنجه های اعمال شده به خود بسیار رنج میبرد. به این خاطر نامه ای علنی نوشته و درخواست کرده است که به او حق داده شود، جایی دادخواهی کند. صدایش را به گوش مردم برساند. علت این درخواست ایشان لابد این میباشد که دادگستری شوش رسانه دارد، قوه قضائیه رسانه دارد، طرفداران حکومت رسانه دارند، کیهان و رسالت و تسنیم علیه اسماعیل بخشی و اعتصاب هفت تپه بسیج شدند و نوشتند، اما کارگر حق طلب شکنجه شده، هیچ رسانه ایی ندارد. فردا ممکن است حتی به خاطر نوشتن این نامه باز هم دستگیر و شکنجه بشود. به همین خاطر ما در داخل و خارج کشور از نامه دادخواهی اسماعیل بخشی حمایت میکنیم. دیگر گذشت دوره ای که زندانی شکنجه میشد و انکار میشد. هیچ ظلمی بدتر از انکار ظلم نیست. تنها راه درمان زخمهای اسماعیل بخشی و همه زندانیانی که در زندان مورد ضرب و شتم و شکنجه و آزار قرار گرفتند، بیان حقایق است. هیچ دارویی درمان زخمهای جسمی و روحی آدم زندانی نیست. باید عدالتخواهی شود. و نامه اسماعیل بخشی، عدالت خواهی است. دادخواهی است. ما امضاکنندگان این نامه از دادخواهی اسماعیل بخشی حمایت میکنیم! تنها نمان به درد کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود

  • بخشی تحت فشار شدید برای تکذیب شکنجه قرار گرفته

    فوری! به حمایت از بخشی و خانواده اش بشتابیم. تحت فشار شدید برای تکذیب شکنجه قرار گرفته اند!!! پس از انتشار نامه اسماعیل بخشی و شرح گوشه هایی از شکنجه های اعمال شده بر او و نیز اشاراتی بر ضرب و شتم خانم قلیان، از روزهای قبل، اسماعیل بخشی و اعضای خانواده اش تحت فشارهای مداوم و شدید نیروهای امنیتی قرار گرفته اند که نامه اسماعیل را تکذیب کنند. اسماعیل بخشی در مقابل این درخواست مقاومت کرده که سپس مامورین امنیتی با تماس با خانواده و تهدیدهایی علیه اسماعیل و سایر افراد خانواده، از آنها خواسته اند آنها دست به تکذیب گفته های اسماعیل بزنند. تا این لحظه یعنی غروب یکشنبه کماکان اسماعیل بخشی و خانواده اش در برابر این خواسته ی نیروهای امنیتی مقاومت کرده اند. ♦️ما از تمامی کارگران و رسانه ها میخواهیم که به هر نحوی صدای اعتراض اسماعیل بخشی که صدای تمامی کارگران و زجردیدگان و به خصوص صدای کارگران هفت تپه است را در همه جا بازتاب دهند. ♦️ما همچنین به طور اضطراری از نهاد ها و تشکلات کارگری در ایران و جهان، رسانه ها، نهاد های حقوق بشری، نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی در سراسر جهان میخواهیم که علیه فشارهایی که بر اسماعیل بخشی و خانواده اش اعمال میشود اعتراض و اقدام کنند. ⭕️اسماعیل بخشی و خانواده اش را تنها نگذاریم. آنها در شرایط سختی به سر میبرند.⭕️ کانال مستقل کارگران هفت تپه یکشنبه ١٦ دیماه ٩٧ فوری!!! به حمایت از بخشی و خانواده اش بشتابیم. تحت فشار شدید برای تکذیب شکنجه قرار گرفته اند

  • امید

    آقای پرهام (که نامه "مقام معظم رهبری " ات را در اینجا خطاب به اسماعیل عزیز نشر داده ای)! تو با این کارت فقط خودت را لو می دهی. این تویی که با رهبرت در ارتباطی و پیغام شخصی اش را در اینجا نشر داده ای! اسماعیل در قلب تمام کارگران و زحمتکشان این جامعه جای دارد، با این تشبثات و لودگیها گزندی به جایگاه اسماعیل عزیز وارد نمی آید فقط عرض خود می بری و زحمت ما می داری!

  • ضعیت جسمی علی نجاتی وخیم است

    ضعیت جسمی علی نجاتی وخیم است ✅زیلابی، وکیل کارگران هفت‌تپه در گفت‌وگو با امتداد: شرایط محل بازداشت، وضعیت نجاتی را وخیم کرده است/ محرومیت دوتن از کارگران فولاد اهواز از دیدار با وکیل فرزانه زیلابی، وکیل کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، با ابراز نگرانی از وضعیت جسمانی علی نجاتی، کارگر زندانی شرکت هفت‌تپه، در گفتگو با #امتداد، اظهار داشت: این کارگر که در تاریخ هشتم آذرماه در یک اقدام مشترک از سوی اجرای احکام کیفری شهرستان اندیمشک و ماموران امنیتی وزارت اطلاعات برای عناوین اتهامی جدید دستگیر شد، همچنان تحت بازداشت موقت قرار دارد. وی اگرچه از بازداشتگاه امنیتی به زندان دزفول منتقل شده، اما شرایط بند محل نگهداری خود را بسیار نامساعد دانسته و این مسئله بیماری قلبی و تنفسی وی را تشدید کرده است. با توجه به بیماری‌های قلبی و کلیوی موکل بنده و خطرناک بودن وضعیت جسمی وی، از تاریخ بازداشت، لوایح متعددی به شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شوش ارائه و تقاضای فک قرار بازداشت نجاتی را داشته‌ام. همچنین در راستای اعمال ماده ۵۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری، از قاضی اجرای احکام کیفری، تقاضای ارجاع موکل به پزشکی قانونی و تبدیل مجازات حبس وی را داشته‌ام. متاسفانه در حالی که وضعیت جسمی این کارگر بازداشتی، روز به روز بدتر شده و دسترسی منظم به داروهای خود ندارد، با تعلل و تاخیر، تاکنون به پزشکی قانونی ارجاع نشده است. در حالی که پزشک زندان نیز ارجاع موکل به پزشک متخصص را ضروری تشخیص داده است. موکلین بنده، آقایان، غریب حویزاوی و کریم سیاحی از کارگران گروه ملی فولاد اهواز نیز همچنان در قرار بازداشت موقت بسر می‌برند و از دسترسی به وکیل خود محروم هستند. ارسالی به کانال تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

  • پرهام

    نامۀ آقای بخشی را مجددا خواندم.آورین آورین آورین! از قول من به ماموران بدنام امام زمان سلام برسانید بگویید تا می توانند روی این وحشی بازی ها کار کنند. - مقام معظم رهبری

  • ترجمهء انگلیسی نامه اسماعیل بخشی

    An open letter from Mr. Ismaeil Bakhshi (a representative of Haft Tapeh Sugarcane workers) on his experience while incarcerated and severely tortured. An invitation to Hojatoleslam Alevi, Islamic Republic’s Minister of Intelligence for a live television discussion. Mr. Alevi, while I was unjustly incarcerated for twenty-five days, such unspeakable suffering and agony was forced upon me that even now I have not yet been able to overcome and get rid of their effects and have to resort to medication for relief. But during this period two significant queries have constantly occupied my mind, and you are the main person responsible for answering them. Me and the noble nation of Iran have an inalienable right to know the answers to my questions. First of all, in the beginning of my incarceration I was beaten to death senselessly and tortured so badly that I could not even move for seventy-two hours and remained frozen and paralyzed in my jail cell. The pain was so great that even the slightest movement itself was torturous. The aching was so tremendous that I couldn’t even sleep, and now after months I still feel severe pain in my broken ribs, kidneys, left ear and testicles. It should be noted that while these torturers were calling themselves “The Unknown Soldiers of Imam ,” they were constantly abusing me and Ms. Sepideh Gholian with most vulgar sexual insults and kept on beating her up. Worse than physical tortures were the psychological tortures which we were subjected to. I am still not sure how they turned me into such an impotent being that I could not stop shaking and shivering. Even now, at times my hands are still trembling. Before this experience I was an exceptionally confident person, but after being so humiliated and abused, now even despite taking various medications at times I still experience great panic attacks and serious stress. At this juncture I have a question from your excellency as the Minister of Intelligence, and as a member of clergy: From an ethical and moral point of view, based on values of human rights and especially Islam itself, what is the decree and verdict for torturing an arrestee? Is torture warranted and justifiable? And if yes, to what extent? The second query, which is much more important for me and my family, more significant than all the physical and psychological tortures, is the issue of how all my communications with my family members and my wife were monitored and listened into, by your intelligence apparatus. My interrogator used to tell me how they knew everything about me, even how many times my wife has had arguments with me because of my activism. When I asked how they were aware of such details, they said they had been monitoring all my personal, family conversations, which greatly enraged me during interrogations. Now, my query and my family members query from you, as a religious person and as a member of clergy is this: Based on ethical, moral, human rights and Islamic values, is listening on and monitoring the most private conversations of human beings permitted? Based on which authority is your intelligence apparatus allowed to monitor the most personal phone conversations between me and my beloved wife? Hence, I invite your excellency to a live television discussion to hear your responses to my queries. Ismaeil Bakhshi January 4, 2019 14 Day 1397 Source: Mr. Bakhshi’s Instagram page.

  • کارزار جهانی همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران

    خواهران و برادران عزیز دوستان و رفقای گرامی متن ذیل ترجمهء انگلیسی نامه اسماعیل بخشی است, که برای ارسال به تمامی افراد, نهادها و سازمانهای مترقی و حقوق بشر در جهان تهیه شده است. خواهشمند است که این متن را به هر شخص, جریان و یا نهاد مترقی انگلیسی زبان که میدانید ارسال نماید. تمامی دنیا باید از این بلایی را که بر سر آقای بخشی آورده اندمطلع شود, و این خود میتواند و باید مقدمه ای شود برای یک کارزار جهانی همبستگی با تمامی زندانیان سیاسی در ایران. با احترامات فائقه

  • بازتاب شکنجه بخشی در شبکه های اجتماعی

    ▪️سارنگ 2: #امید_اسدبیگی به فرنگ گریخت و #اسماعیل_بخشی با دنده های شکسته از شکنجه آزاد شد؛ این اوج رأفت اسلامی و عدالت قضایی در این مملکت است #نیشکر_هفت_تپه ▪️شاهد علوی: اسماعیل بخشی به طور قطع از رفتن به سر کار منع شده بود و به او گفته بودند اخراج شده است هرچند همکارانش در تمام مدت بازداشت و روزهای پس از آزادی که اجازه برگشتن به سر کار را نداشت برایش کارت زده بودند. اسماعیل تنها پس از فشار افکار عمومی پس از آن گفتگو به سر کار بازگردانده شد. ▪️نو وان: اسماعیل می‌دانست که باید بگوید هرآنچه را که شما در زمان امضای حکم آزادی به صورت مکتوب درخواست پنهان کردنش را دارید. اسماعیل به بهای آزادی تن به درخواست‌های شما نخواهد داد ▪️نغمه خاموش: #اسماعیل_بخشی با وجود اون بلاهایی که سرش آوردن سکوت نکرد. مطمئنن تا جایی که درد بهش اجازه داده گفته. تحقیرها و ظلم های جمهوری اسلامی تمومی نداره. نمیدونم سکوت ما هم تمومی نداره؟ ▪️مرضیه امیری: سوال #اسماعیل_بخشی از وزیر اطلاعات، پرسشی است که سال‌هاست در فقدان نهاد مردمی مطالبه‌گر در برابر دستگاه سرکوب امکان طرح و پیگیری در فضای عمومی را نداشته است و دستگاه امنیتی با زورمندی شدیدترین شکنجه‌ها را علیه بازداشتی‌ها به‌خصوص زندانیان عقیدتی و سیاسی روا داشته. امروز با تشدید شکنجه‌های روحی و روانی علیه همه افراد معترض به وضع موجود، شجاعت بخشی کاش به همه ما، خبرنگاران، وکلا و فعالان اجتماعی دربرابر خشونت‌ورزی‌های حاکم، جرات مقاومت دهد و از وزیر اطلاعات بپرسیم: «از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجه یک بازداشتی چیست؟»

  • بازتاب شکنجه اسماعیل بخشی در شبکه های اجتماعی

    ▪️اردوی کار: انتشار نامه اسماعیل بخشی خطاب به وزیر اطلاعات و شرح شکنجه هایی که برعلیه وی اعمال شده بازتاب های وسیعی در شبکه های اجتماعی به همراه داشته. بخشی از واکنش ها: ▪️«پرنسوس»: زمان به رگبار بستن کارگران معدن مس خاتون آباد در دوران #خاتمی هم رسانه ها به دنبال «تدبیر» می گشتند! این هم از وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امیدتان و وحشیگری شان علیه معترضان #هفت_تپه. بر سر کارگران بازداشتی #فولاد_اهواز چه آورده اند؟ #اسماعیل_بخشی ▪️ساقی لقایی: شرح #شکنجه روحی و جسمی که #اسماعيل_بخشی نوشته، شهادتنامه‌ای ست از آنچه بر سر بسیاری از بازداشت‌شدگان در مراحل بازجویی میاد. این روایت‌های شخصی ارزشمند پشت پرده‌ی سیستم اطلاعاتی و قضایی جمهوری اسلامی با جزئیات نشون می‌ده. بر سر وحید حیدری، سینا قنبری، کاووس سیدامامی و ... چه اومد؟ ▪️نابخشودنی: سطر به سطر نامه‌ی شجاعانه‌ی #اسماعيل_بخشى خطاب به وزیر اطلاعات، سند رسوایی دولت روحانی و تمام مدافعین این نظام لجنه. رژیم سرکوبگر، علاوه بر شنود مکالمات، به شکل وحشیانه‌ای بخشی رو شکنجه کرده. نباید اسماعیل بخشی رو تنها بذاریم. هرطور که می‌تونیم باید ازش حمایت کنیم ساسان: درس ديگري داد نه تنها به كسانيكه ذيل لفاظي هاي گوناگون ماهيت ضدكارگري اين رژيم را به حاشيه بردند. بلكه به كسانيكه در استحاله شخصي شدن همه چيز، مساله را از سطح يك جنبش به مواجهات فردي رسانده بودند. #اسماعيل_بخشي هم با سكوت هم با كلمات و هم در محيط كار و زندگي فرياد زده است. #شرم

  • وحید

    «اسدبیگی از متهمین تحت تعقیب دادسرا است که با تهیه پروفرم‌های جعلی به نام "قربان‌علی فرخزاد"، اقدام به ثبت سفارش برای خط تولید نوشابه‌های گازدار و ورق خام ام دی اف کرده و اکنون متواری است. او زیر سایه نظام دزدی کرده و با آرامش و سهولت گریخته. ▪️در عوض اسماعیل بخشی را به گفته خودش در نامه تکان دهنده امروزش در روزهای اول بعد از دستگیری چنان زیر مشت و لگد گرفتند که تا 72 ساعت در سلولش از جایش نمی توانست تکان بخورد ▪️و علی نجاتی را با وجود عمل جراحی قلب باز چنان «بازجویی» کردند که در اثر فشار ناشی از «بازجویی» به بیمارستان منتقل شد. ▪️و 7 کارگر فولاد اهواز را همچنان در زندان و تحت «بازجویی» دارند و حاضر به آزادی آنها نشده اند.

  • سعید یوسف

    این کارگران تجربه اندوخته اند [برای کارگران نیشکر هفت تپه و برای اسماعیل بخشی] صبحش یک چایِ تلخ و تا شامش تلخ وز گرسنگی شده ست ایّامش تلخ شد سفره ی سرمایه ز کارش شیرین تولیدِ شکر می کند و کامش تلخ همبستگیِ کارگران، کارگرست نان می خواهند و عرض شان مختصرست این کارگرانِ هفت تپّه، بخصوص، گر شیرین کاشتند، از آن نیشکرست این کارگران، تجربه اندوخته اند در این ظلمت، چراغی افروخته اند این را که نباید قدمی واپس رفت از اسماعیل بخشی آموخته اند

  • کسرا تبریز (هیربد)

    از مرگ آمده ای اسماعیل از چروک پیشانی ات معلوم! اگر سکوت واژه ی تلخی ست بریده زبان را سخن با اشاره ی دست! مشت می کوبی و فریاد با گلوی بریده. از خشم آمده ای اسماعیل اگر چه شکسته فرو ننشسته ای هنوز هنوز و تا هرگز. این قبله را چه خون های بسیار در گلو ست! چه شراینِ سبزی که جوی های شعور اند، چه ریشه های بلندی چه چشم های درشتی که نظاره ی ما را به سخره نشسته است! سخن نگفته ای؟ هان اسماعیل! گلوی بریده را چه نیازِ به واژه است؟ حضور، اینک حضور است که با زبانِ بریده سخن میگوید. اینِ شرمِ پیشانی ماست در برابر تو این دردِ موجبِ مرگ است اسماعیل! امروز که واژه ها ایستاده اند از هلول پشتِ حصاری بلند به رنگِ ارغوان، امروز که وارثانِ درد همه را یک تن است “اسماعیل” چه دشنه ای آخته تر چه بودنی چنین گداخته است که “ایستادن”؟ سکوت اینک دچارِ معنی تازه تری ست سکوت میکنی پس هستی یعنی که چون گدازه ی آهن خم گشته و نشکسته ای اما “بودن” اینک صدای رسای بیدار بودن است اسماعیل از مرگ آمده ای فریاد تو بودن است!