ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بر مزار (برای مهدی رمضانی)

no data

no data

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • Anonymous

    نوری زاد با صداقت در مواجهه با اعتقادات‌اش ناتوان از مهار بغض، اشک داغ واژه‌هایش را می‌بُرد. به گمان من که احساس سنگ‌شدگی دارم، اینجا هر خدایی از شرم خودکشی می‌کند.

  • Anonymous

    بله ظاهرا مثل اینکه خدایان منتظر بودند که پس از ۳۰ سال جنایت و رذالت جمهوری اسلامی در حق مرم و جوانان مبارز ایران، از بین همان پاسداران خمینی زده یک "نوریزاد" پیدا شود و اشک بریزد، انهم نه بابت ۳۰ سال جنایت رهبر و مراد و مولایش، خمینی و دم و دنبالچه هایش، نه بابت ۳۰ سال دنباله روی خودش از این مظاهر جنایت و فساد و ارتجاع و خشک مغزی، ......بلکه بابت برخورد سر ارتجاع و خرافات مذهبی به زمین سفت و سخت واقعیات عینی و زمینی و مادی و ترک خوردن اعتقادات متعصبانه و اعتقادات ارتجاعی که از کودکی با ان بزرگ شده. این گریه، به حسرت تاجری می ماند که متاعی را که عمری به ان میبالید از دست رفته میبیند و از بابت از دست رفتنش اشک حسرت میریزد. این حسرت، به حسرتهای نوستالژیک دوران بزرگسالی میماند، حسرتی که نشان از ترک خوردن دنیای زیبای کودکی و ورود به دنیای واقعیات عینی دارد. به امید نابودی ارتجاع و تعصب تا دیگر شاهد پوسته شکنی مردی در میانسالی نباشیم. یادمان باشد که پوسته شکنی وظیفه هر روزه ماست و آزادی بیان و اندیشه تضمین همیشگی چنین پوسته شکنیی.