ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

یادمان ۲۵ خرداد در شبکه‌های اجتماعی

<p>لیدا حسینی&zwnj;نژاد<b> - </b>۲۵خرداد سال ۱۳۸۸ یعنی سه روز پس از اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری تظاهرات اعتراضی با حضور میلیون&zwnj;ها ایرانی در تهران و شهرهای بزرگ ایران برگزار شد.</p> <!--break--> <p>&nbsp;</p> <p><a href="http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120614_25Khordad_lida_link.mp3"><img src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/musicicon.jpg" alt="" /></a></p> <p>&nbsp;</p> <p>کسانی که به نتایج انتخابات معترض بودند و میرحسین موسوی را برنده انتخاباتی می&zwnj;دانستند، کسانی که باور داشتند در انتخابات تقلب صورت گرفته و محمود احمدی&zwnj;نژاد را رئیس&zwnj;جمهور منتخب خود نمی&zwnj;دانستند برای بیاتن اعتراض خود به خیابان&zwnj;ها آمده بودند.</p> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">شب پیش از آن نیروهای لباس&zwnj;شخصی و پلیس به کوی دانشگاه تهران حمله کرده و طی آن شمار زیادی از دانشجویان مجروح و چند نفر کشته شده بودند. خسارت زیادی هم به اموال دانشجویان وارد شده بود.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">یکی از شاهدان در وبلاگی با عنوان &laquo;<a href="http://25khordad.wordpress.com/">کوی دانشگاه تهران در آتش و خون</a>&raquo; در همان زمان یعنی ۲۵ خرداد ۸۸ نوشته بود: &laquo;پس از تجمع اعتراض&zwnj;آمیز دانشجویان دردانشگاه تهران دیشب ۲۴ خرداد ۸۸ پس از متفرق کردن دانشجویان به وسیله گارد ویژه و گاز اشک&zwnj;آور دانشجویان به سمت خوابگاه و منازل خود روانه شدند و در ساعت ۱۰ شب در پی شعارهای پیاپی دانشجویان نیروهای امنیتی، کوی دانشگاه را محاصره کرده و پس از مدتی کوتاه به داخل کوی نفوذ کرده، درها را شکسته نیروهای موسوم به انصار و لباس شخصی ها یورش برده و بی&zwnj;دلیل اقدام به ضرب و جرح دانشجویان به وسیله باتوم، تبر، قمه و پنجه بوکس کردند. علاوه براین به بسیاری از اموال عمومی هم خسارات سنگینی وارد کردند. بر طبق گزارشات شاهدان عینی تعدادی در حدود 3 اتوبوس از دانشجویان، دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند<span dir="LTR">.</span>&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>روز بی&zwnj;پایان </b></div> <div dir="RTL"><b>&nbsp;</b></div> <div dir="RTL">صبح روز بعد از آن، مردم به خیابان&zwnj;های تهران آمدند و اعتراض&zwnj;های آرام خودشان را شروع کردند. اعتراض به همراه سکوت یکی از ویژگی&zwnj;های تظاهرات ۲۵ خرداد در تهران بود، اما در پایان این حرکت اعتراضی آرام، نیروهای بسیجی اقدام به شلیک به سوی مردم کردند که موجب کشته شدن تعدادی از تظاهرکنندگان شد.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">&laquo;پروین فهیمی&raquo;، که از فعالان صلح و عضو گروه مادران صلح است می&zwnj;گوید پسرش &laquo;سهراب اعرابی&raquo; در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد از وی جدا شد و شب به خانه بازنگشت.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">حالا پس از سه سال که از این وقایع گذشته، تعدادی از فعالان و وبلاگ&zwnj;نویسان شروع به نوشتن خاطرات و مشاهدات&zwnj;شان از آن روزها کرده&zwnj;اند.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL"><img src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/000_nic369935.jpg" width="200" height="140" align="middle" alt="" /></div> <div dir="RTL"><span dir="RTL">علی عبدی از هجوم مردم عصبانی به نرده&zwnj;های دانشگاه می&zwnj;نویسد: &laquo;نرده&zwnj;های دانشگاه اومد پایین. دومین&zwnj;بار بود که نرده&zwnj;های دانشگاه پایین می&zwnj;اومد. اولی بیست&zwnj;ودوی اسفند هشتاد و چهار بود که بسیج با زور باتوم، شهید دفن کرد. زنجیر انسانی درست کردیم جلوی در که کسی وارد نشه. درست مثل چهار سال پیش. نرده&zwnj;ها رو دوباره بالا آوردیم. بسیجی&zwnj;ها نموندن. سر درِ دانشگاه مال ما شده بود. سبز. </span></div> </blockquote> <div dir="RTL">&laquo;علی عبدی&raquo;، فعال حقوق بشر در صفحه فیس&zwnj;بوک و گوگل&zwnj;پلاس خودش <a href="https://plus.google.com/u/0/104239632822744282249/posts">نوشته است</a>: &laquo;صبح بیست و پنج خرداد، داخل دانشگاه شریف، پشت درب ورودی خیابون آزادی جمع شده بودیم. دو تا بیانیه&zwnj; میرحسین رو پرینت گرفته بودیم و بین بچه&zwnj;ها تقسیم می&zwnj;کردیم... با بچه&zwnj;ها بحث می&zwnj;کردیم که از دانشگاه بریم بیرون یا نه. یه عده که دیروز رفته بودن دانشگاه تهران، خبر آورده بودن که این&zwnj;ها حکمِ تیر دارن و خانم رهنورد از مردم خواسته بیرون نیان. می&zwnj;گفتن دیشب چند نفر توی کوی کشته شدن. یه عده&zwnj; دیگه نظرشون این بود که باید از دانشگاه رفت بیرون. می&zwnj;گفتن میرحسین قراره بیاد سر بهبودی یا جیحون. اگه زیاد باشیم کاری نمی&zwnj;تونن بکنن. با مشورتی که کردیم بالاخره قرار شد یه عده&zwnj;مون از دانشگاه بریم بیرون... رسیدیم جلوی مسجد سر حبیب&zwnj;اللهی. یکی گفت یا حسین. همه پشت سرش گفتیم میرحسین. دوباره گفت یا حسین. دوباره گفتیم میرحسین. قلب&zwnj;هامون تند تند می&zwnj;زد. مجوزی دیگه در کار نبود. انتخابات تموم شده بود و واسه اولین&zwnj;بار بود که خارج دانشگاه با مردم تظاهرات می&zwnj;کردیم. یه آقایی پشت&zwnj;بوم ساختمون&zwnj;ها رو نشون می&zwnj;داد. می&zwnj;گفت حتمن تک&zwnj;تیرانداز گذاشتند. مراقب باشید. اون یکی می&zwnj;گفت دلتون قرص. چیزی نمی&zwnj;شه. خدا با ماست.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">علی عبدی در ادامه از مشاهدات خودش تعریف می&zwnj;کند که در خیابان&zwnj;های مختلف &laquo;ابطحی&raquo;، &laquo;کرباسچی&raquo; و &laquo;مهدی کروبی&raquo; سخنرانی می&zwnj;کردند: &laquo;مردم قرار می&zwnj;گذاشتند واسه فردا. ساعت پنج میدون ولیعصر. هر چند دقیقه یک بار یکی می&zwnj;گفت میرحسین داره میاد، میرحسین داره میاد. راه رو باز کنید. وسط جمعیت یه تونل باز می&zwnj;شد. مثل عصای حضرت موسی که می&zwnj;زد به دریا. اسم میرحسین، عصای موسی شده بود.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">علی عبدی سپس از هجوم مردم عصبانی به نرده&zwnj;های دانشگاه می&zwnj;نویسد: &laquo;نرده&zwnj;های دانشگاه اومد پایین. دومین&zwnj;بار بود که نرده&zwnj;های دانشگاه پایین می&zwnj;اومد. اولی بیست&zwnj;ودوی اسفند هشتاد و چهار بود که بسیج با زور باتوم، شهید دفن کرد. زنجیر انسانی درست کردیم جلوی در که کسی وارد نشه. درست مثل چهار سال پیش. نرده&zwnj;ها رو دوباره بالا آوردیم. بسیجی&zwnj;ها نموندن. سر درِ دانشگاه مال ما شده بود. سبز. رفتیم روی پشت بام دانشگاه. برای مردم دست تکون می&zwnj;دادیم. اونا دست تکون می&zwnj;دادن. می&zwnj;خندیدند. نیازی به حرف زدن نبود.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">او در پایان می&zwnj;نویسد: &laquo;توی اون روز آفتابی و بدون ابر. چند ساعت بعد با ماشین از روی پل یادگار رد شدم. مردم هنوز داشتند برمی&zwnj;گشتند. یکی پیراهنِ خونی&zwnj;اش رو گذاشت روی شیشه. گفت کشتند. دم&zwnj;دمای غروب بود.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>نمایش تقدیر یا تجلی روح جامعه</b></div> <div dir="RTL"><b>&nbsp;</b></div> <div dir="RTL">ع. ایماگر، در سومین سالگرد جنبش سبزدر <a href="http://imayan.blogspot.com.au/2012/06/blog-post.html">وبلاگ &laquo;ایمایان&raquo;</a>، اعتراض مردم ایران در سال ۸۸ را رخدادی می&zwnj;داند که &laquo;بیش از آنکه محصول برنامه، محاسبه و دورخیز فکری باشد، واکنشی جوششی و طبیعی به ادامه&zwnj; رعیت&zwnj;خواهی و لقب&zwnj;بازی حاکمان و تحقیر منسوب به شرع بود؛ چیزی شبیه نمایش تقدیر یا تجلی روح جامعه مانند پایان انقلاب پنجاه&zwnj;وهفت که یک سال قبل از آن، حتی امیدوارترین&zwnj;ها نیز فکر نمی&zwnj;کردند که شاه فراری شود و حکومت به دست آنها بیفتد.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">نویسنده وبلاگ ایمایان می&zwnj;نویسد: &laquo;با قصور یا تقصیری که در این سه ساله کم نبوده، باید تا به حال از بین می&zwnj;رفت. پس نمی&zwnj;توان موجودیت آن را زیر سئوال برد ولی می&zwnj;توان راهکارها و اهداف آن را نقد کرد.&raquo;</div> <div dir="RTL">البته این وبلاگ&zwnj;نویس معتقد است که &laquo;جنبش سبز را اول باید به عنوان پدیده&zwnj;ای زنده پذیرفت، بعد در آن چون&zwnj;وچرا کرد<span dir="LTR">.</span>&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">&laquo;آلوچه خانم&raquo;، خرداد را &laquo;روزگار وصل&raquo; <a href="http://aloochehkhanoom.blogspot.fr/2012/06/blog-post_11.html">می&zwnj;داند و می&zwnj;نویسد</a>: &laquo;در اوج درماندگی حتی، با هم بودن&zwnj;هایمان را یادمان می&zwnj;آورد . یک عالمه عکس دست جمعی برایمان مانده که تویشان امید موج می&zwnj;زند، حتی اگر سالمرگ عزیزان مادران عزادار را توی خودش داشته باشد.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>مرور خاطرات روز مردم</b></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">حمزه غالبی، فعال سیاسی و وبلاگ&zwnj;نویس دیگری است که به شرح خاطرات خود از روز ۲۵ خرداد ۸۸ پرداخته است. او این روز را &laquo;<a href="http://blog.ghalebi.ir/?p=943">روز مردم</a>&raquo; می&zwnj;داند و بعد از شرح آنچه در آن روز گذشته در &laquo;بعد از تحریر&raquo; می&zwnj;نویسد: &laquo;این چند روز که به خاطره ۲۵ خرداد فکر می&zwnj;کردم. متوجه یک چیزی شدم. ما&zwnj; به طرز عجیبی بعد از دور شدن از رخداد ۲۵ خرداد حقیقت ماجرا را فراموش کردیم و کم&zwnj;کم روایت&zwnj;هایی پر رنگ شدند که وقتی به خاطره&zwnj;های آن روز&zwnj;ها رجوع می&zwnj;کنیم اصلا همخوانی ندارند. اول اینکه به نظرم توهم تیم امنیتی و بازجو&zwnj;ها و تحلیل&zwnj;های امنیتی طرفداران آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای را خودمان هم کم&zwnj;کم باور کردیم. اینکه فعالان سیاسی بودند که آن حضور&zwnj;های شگفت&zwnj;انگیز را سازماندهی کردند و حتی به خاطر میرحسین بود که مردم به خیابان آمدند. در حالی که یادآوری بی&zwnj;واسطه آن روز&zwnj;ها نشان می&zwnj;دهد که حضور عظیم مردم که شاید یکی از نقاط درخشانش ۲۵ خرداد بود، این چنین نبود. هر بار مردم فعالین را شگفت&zwnj;زده می&zwnj;کردند. این مردم بودند که صاحب یک روح جمعی شده بودند که می&zwnj;توانست تصمیم بگیرد و اجرا کند. ۲۵ خرداد را هیچ گروه سیاسی و ستاد متمرکزی سازماندهی نکرد. حتی خانم رهنورد و میرحسین اعلام کردند که برنامه لغو است.&raquo;&nbsp;</div> <blockquote> <div dir="RTL"><img width="200" height="150" align="middle" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/25khordad.2.jpg" alt="" /></div> <div dir="RTL">حمزه غالبی: &laquo;این مردم بودند که صاحب یک روح جمعی شده بودند که می&zwnj;توانست تصمیم بگیرد و اجرا کند. ۲۵ خرداد را هیچ گروه سیاسی و ستاد متمرکزی سازماندهی نکرد. حتی خانم رهنورد و میرحسین اعلام کردند که برنامه لغو است.&raquo;&nbsp;</div> </blockquote> <div dir="RTL"><span dir="LTR">&nbsp;</span>او در ادامه به دوگانه&zwnj;هایی می&zwnj;پردازد که بعدها برای توضیح رخداد ۲۵خرداد به کار گرفته می&zwnj;شد. او این دوگانه&zwnj;ها را غیر&zwnj;واقعی می&zwnj;داند. ازجمله&zwnj; آن&zwnj;ها &laquo;موافق نظام- مخالف نظام&raquo; است که به عقیده وی، &laquo;صرف نظر از اینکه عده&zwnj;ای واژه نظام را به عنوان اسم مستعار آیت&zwnj;الله خامنه&zwnj;ای بکار می&zwnj;برند ولی دوگانه نظام- مخالف نظام به معنای جمهوری اسلامی هیچ کمکی برای فهم ما از شکاف&zwnj;های فعال نمی&zwnj;کند. در هر دو طرف مخالفان و موافقان نظام حضور داشتند. بخش عمده&zwnj;ای از اصلاح&zwnj;طلبان و نیروهای اصولگرا که موافق نظام بودند درگیری مایی بودند که بعد&zwnj;ها اسمش جنبش سبز شد و البته حتماً مخالفان نظام حضور داشتند. در سمت احمدی&zwnj;نژاد هم همینطور هم موافق نظام وجود داشت هم مخالف نظام.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">دوگانه&zwnj; دیگر &laquo;مذهبی- غیر مذهبی&raquo; است که آقای غالبی در این خصوص می&zwnj;نویسد: &laquo;یادم هست تیپ&zwnj;هایی از احمدی&zwnj;نژاد حمایت می&zwnj;کردند که اصلاً نمی&zwnj;شد باور کرد این&zwnj;ها با این سبک پوشش حامی احمدی&zwnj;نژاد باشند... بخش&zwnj;های بزرگی از طبقات سنتی و مذهبی جامعه هم طرفدار میرحسین موسوی بودند، در کنار بخش&zwnj;های غیر مذهبی&zwnj;تر یا قسمت&zwnj;های سکولار جامعه.&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">دوگانه&zwnj;های دیگر که این وبلاگ&zwnj;نویس مطرح می&zwnj;کند &laquo;اصلاح- انقلاب&raquo;، &laquo;سیاست مردمی- سیاست حرفه&zwnj;ای&raquo; و &laquo;طبقه متوسط- غیر طبقه متوسط&raquo;است. او در خصوص مورد آخر نوشته است: &laquo;در این زمینه خیلی نوشته شده و آنقدر گفته شده است که تبدیل شده به یک اسطوره. در خیابان را که نمی&zwnj;توانم دقیق بگویم چون همه بودند هیچ رنگ خاص و سبک خاصی غالب نبود. بافت بدن&zwnj;های مردم کنار هم آینه&zwnj;ای بافت جامعه بود، اما یک تجربه محدودتری دارم که حداقل این اسطوره طبقه متوسط را تایید نمی&zwnj;کند. مدت کوتاهی از ایام بازداشت را در قرنطینه اندرزگاه بند هفت گذراندم. در آن زمان بخشی از کسانی که در تجمعات و اعتراضات خیابانی بازداشت می&zwnj;شدند را آنجا نگهداری می&zwnj;کردند. غالب کسانی که آنجا بودند کسانی بودند که ساکن محله&zwnj;هایی بودند که به آن&zwnj;ها پایین شهر می&zwnj;گویند. اکثریت با کسانی بودند که طبقه مستضعف نامیده می&zwnj;شوند. تنها فعالین سیاسی بازداشتی رو می&zwnj;شد جزو طبقه متوسط حساب کرد<span dir="LTR">.</span>&raquo;</div> <div dir="RTL"><span dir="LTR">&nbsp;</span></div> <div dir="RTL"><b><span dir="LTR">&nbsp;</span></b><b>توسل به قوانین ناعادلانه</b></div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">ابوالفضل قدیانی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از یک سال و نیم است که در بند ۳۵۰ اوین زندانی است، <a href="http://www.kaleme.com/1391/03/25/klm-103604/">در پیامی به مناسبت سالگرد <span>۲۵ خرداد</span></a> ۸۸ تاکید کرده که &laquo;دردمندانه معتقد است که انقلاب اسلامی گرچه مرض سلطنت را با جراحی درمان کرد، اما متاسفانه ویروس استبداد چندی بعد یکبار دیگر به جان این ملت افتاد&raquo;.</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">او در نامه&zwnj;اش نوشته است: &laquo;اهمیت این روز در آن بود که جریان اصلاحات تولدی دوباره یافت و تکیه&zwnj;گاه اصلی خود یعنی قدرت نیروی مردمی را بازیافت. در ۲۵ خرداد هر چند که حاکمیت بارها اعلام می&zwnj;کرد که حضور در خیابان&zwnj;های آزادی و انقلاب غیر قانونی است، اما دیگر این قبیل توسل&zwnj;های موذیانه به قوانین ناعادلانه گوشی برای شنیدن پیدا نمی&zwnj;کرد<span dir="LTR">.</span>&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL">قدیانی در این نامه در واقع ۲۵ خرداد را نقطه پایانی دانسته است: &laquo;بر تفکری که می&zwnj;پنداشت اصلاحات بدون تکیه بر نیروی جنبش اجتماعی و صرفاً از طریق مذاکره و چانه&zwnj;زنی می&zwnj;تواند به جایی برسد<span dir="LTR">.</span>&raquo;</div> <div dir="RTL">&nbsp;</div> <div dir="RTL"><b>در همین زمینه:</b></div> <p><a href="#http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517"><span dir="RTL">دوسیه <span dir="RTL">۲۲</span><span dir="RTL"> خرداد</span></span></a>&nbsp;</p>

لیدا حسینی‌نژاد - ۲۵خرداد سال ۱۳۸۸ یعنی سه روز پس از اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری تظاهرات اعتراضی با حضور میلیون‌ها ایرانی در تهران و شهرهای بزرگ ایران برگزار شد.

کسانی که به نتایج انتخابات معترض بودند و میرحسین موسوی را برنده انتخاباتی می‌دانستند، کسانی که باور داشتند در انتخابات تقلب صورت گرفته و محمود احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور منتخب خود نمی‌دانستند برای بیاتن اعتراض خود به خیابان‌ها آمده بودند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.