ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تجمع کارگران اعتصابی هپکو اراک با حمله گارد ویژه در هم شکست

کارگران هپکو اراک در دومین روز اعتصاب خود مسیر راه‌آهن شمال – جنوب را مسدود کرده بودند که گارد ویژه به آنها حمله کرد. ۱۵ کارگر مجروح و حدود ۳۰ کارگر دیگر دستگیر شده‌اند.

نیروهای گارد ویژه به کارگران معترض ابرشرکت هپکو در اراک حمله کردند. بنا بر اخبار منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی ۱۵ کارگر مجروح و به بیمارستان منتقل شدند. حدود ۳۰ تن نیز دستگیر شده‌اند.

بزرگ‌ کنید
کارگران مصدوم به بیمارستان منتقل شدند

کارگران هپکو دوشنبه ۲۵ شهریور در دومین روز اعتصاب خود در اراک مسیر راه‌آهن شمال – جنوب را مسدود کرده بودند. پس از آن بود که نیروهای امنیتی به آنها حمله کردند.

محمدتقی آبایی هزاوه، مدیرکل اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مرکزی حمله نیروی ویژه به کارگران را تائید کرده و گفته است که تجمع کارگران با دخالت نیروی انتظامی «ظرف مدت بسیار کوتاهی، حدوداً یک دقیقه، ریل راه‌آهن باز شده و تردد قطارها از سر گرفته شد» او اما افزوده است «از بازداشت‌ها و ضرب و شتمی که منجر به مجروحیت شده باشد بی‌اطلاعم».

تصاویری از کارگران مصدوم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده و کلیپی از صف‌آرایی گارد ویژه مقابل کارگران و کارگران مصدوم در تویتر انتشار یافته است.

کارگران هپکو هنوز حقوق تیر و مرداد را دریافت نکرده‌اند. و دستمزدهای به تعویق‌افتاده از سال‌های ۹۵، ۹۶ و ۹۷ هم همچنان پرداخت نشده است. تولید در کارخانه به زیر ۲۰ درصد کاهش یافته و بخش مونتاژ هم تعطیل شده است.

کارگران هپکو که اعتصاب خود را با دادن یک مهلت ۱۰ روزه به مسئولان متوقف کرده بودند، در پی بی‌عملی دولت در پاسخ به مطالبات‌شان از روز یکشنبه ۲۴ شهریور اعتصاب را از سر گرفته‌اند. کارگران خواستار پرداخت حقوق معوقه خود و تعیین تکلیف سهامدار عمده شرکت‌اند.

مسئولان استان و وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) در پی اعتصاب اوائل شهریور کارگران مدیر کارخانه را تغییر داده‌اند. در زمینه پرداخت مطالبات کارگران نیز اقدامی صورت نگرفته است.

مدیرکل اداره تعاون استان مرکزی دیروز گفت کارگران باید صبر داشته باشند. او نمایندگان شورای اسلامی کار هپکو را مامور کرده بود کارگران را به پایان اعتصاب مجاب کنند.

آوایی در باره بی‌نتیجه ماندن این تلاش گفت: «علیرغم مذاکراتی که با نمایندگان کارگران مبنی بر پیگیری مطالبات آنها داشتیم، متاسفانه دیروز یک چند ساعتی کارگران ریل راه‌آهن را بسته بودند که استاندار در جمع کارگران معترض حاضر شد و با آنها صحبت کرد؛ فرمانده سپاه و جانشین فرمانده انتظامی نیز در جمع حاضر شدند و با کارگران مذاکره کردند اما کارگران قانع نشدند.»

پایگاه خبری «آفتاب» به نقل از مدیرکل اداره تعاون استان مرکزی در توضیح درهم‌شکستن قهرآمیز تجمع کارگران افزوده است:

«این وضعیت تا ساعت ۷ بعدازظهر ادامه پیدا کرد و قطارها برای تردد معطل مانده بودند که در نهایت، نیروی انتظامی وارد عمل شد و ظرف مدت بسیار کوتاهی، حدوداً یک دقیقه، ریل راه‌آهن باز شده و تردد قطارها از سر گرفته شد. مداخله نیروی انتظامی نیز با هدف جلوگیری از اختلال عبور و مرور و بازشدن مسیر قطارهایی صورت گرفت که معطل مانده بودند.»

مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مرکزی در پاسخ به این سوال که آیا در جریان ضرب‌وشتم احتمالی و بازداشت کارگران هستید یا خیر؛ می‌گوید: از بازداشت و ضرب و شتمی که منجر به مجروحیت شده باشد، اطلاعی ندارم؛ در این موارد چیزی نمی‌دانم اما در جریان مداخله استاندار و نیروی انتظامی و همچنین بازشدن ریل راه‌آهن توسط نیروی انتظامی هستم.»

استاندار استان مرکزی حاضر به توضیح در این باره نشده است.

    نظر بدهید

    در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

    نظرها

    • کار کار تا رفع فتنه از عالم!

      تمایز در همین نقطه مشخص می‌شود. در یک طرف کارگر برای جمهوری اسلامی ابزاری است برای گسترش چرخ اقتصاد که تمام سودهای آن به جیب سرمایه‌دار یا خرج گسترش دستگاه‌های ایدئولوژیک، سیاسی و سرکوب جمهوری اسلامی می‌شود که صدای این کارگران چیزی غیر از بازتاب منافع و خواست کارفرمایان و رهبر جمهوری اسلامی نیست، در طرف دیگر «شوراها» قرار دارند که به کارگر نه به عنوان «نیروی افزایش قدرت حکومت» که به عنوان نیروی تغییر قدرت حکومت نگاه میکنند، نیرویی که نه برای استثمار شدن توسط کارفرما و سرکوب شدن توسط حکومت که برای تغییر و بهبود شرایط خود وجود دارد. در همین راستا وقتی ابراهیم رئیسی می‌گوید: «اعتراضات کارگری در کشور کم نیست... منتها گاهی کسی در پوشش مسائل کارگری، اهداف دیگری را دنبال می‌کند که ما این قبیل اقدامات را نباید به حساب کارگران بگذاریم»، آن اهداف دیگر چیزی غیر از نفی خصوصی سازی و نفی تبدیل شدن به چرخ‌دنده‌های ماشینی برای قدرتمندتر کردن دولت سرکوبگر نیست. اعتراضات کارگری با سرکوب وحشیانه رو به رو می‌شوند، زیرا در این اعتراضات کارگران از تعریف جمهوری اسلامی از کارگر فراتر می‌روند و به تعریف رادیکال کارگر نزدیک می‌شوند، کارگرانی که از «شورا» حرف می‌زنند، پس از دی ماه تمام اعتراضات چه آگاهانه و چه ناآگاهانه در سمت این استراتژی قرار گرفتند، کارگرانی که نه به عنوان تقویت کننده وضع موجود، بلکه به عنوان تقویت کننده منافع و قدرت خود یعنی به عنوان نابود کننده وضع موجود، وجود دارند. «متن از گروه نویسندگان #سرخط »

    • کار کار تا رفع فتنه از عالم!

      او در همین راستا پیشتر گفته بود: «فرهنگ کار باید در کشور یک جوری باشد که مردم کار را عبادت بدانند؛ هر یک ساعت کار را با شوق بیفزایند در مدت و مقدار کاری که انجام میدهند. باید کار کرد. با بیکاری و بی‌میلی به کار و تنبلی و وادادگی، کشور پیش نخواهد رفت». سخنان دیگر رهبر جمهوری اسلامی در مورد «عبادت» دانستن کارآفرینی که نام دیگر سرمایه‌دار شدن است و سخن گفتن از «کارگاه عظیم ایران» نیز در همین معنا قابل فهم است . دیگر رابطه کارفرما و کارگر مخصوص کارخانه نیست، بلکه در تمام مکان‌ها و زمان‌ها همه افراد باید در خدمت گسترش «اقتصاد مقاومتی» و منافع کارفرما باشند. ⚪️ با توجه به این جملات استراتژی جمهوری اسلامی تا حدودی مشخص است، کارگر باید در خدمت گسترش اقتصاد مقاومتی و کارفرما تا می‌تواند کار کند. کارگر از دید جمهوری اسلامی نیروی کار گسترش سود بخش خصوصی و تقویت کننده دستگاه سیاسی و ایدئولوژیک حکومتی است. حکم الهی مشخص شده: کار کار تا رفع فتنه از عالم! در همین راستا سخنان ابراهیم رئیسی و عملکرد جمهوری اسلامی قابل فهم است! در پس «باید صدای کارگران اراک و هفت تپه را شنید»، در پس بوسه بر دستان کارگر، سخنان علی خامنه‌ای و تمام ساختار جمهوری اسلامی رخنه کرده است. امری که هم صدا با ابراهیم رئیسی معتقد است: «خصوصی سازی در کشور نیاز است و دولت باید حامی بخش خصوصی باشد» و یا: «همه مسئولان موظفند از این عزیزان [کارآفرینان] حمایت‌های قضایی، حقوقی، مالی و تسهیلاتی لازم را به عمل آورند».

    • کار کار تا رفع فتنه از عالم!

      کار کار تا رفع فتنه از عالم! زمانی که ابراهیم رئیسی گفت: «باید صدای کارگران اراک و هفت تپه را شنید» همزمان احکام بلند مدت کارگران هفت تپه صادر شد. روز گذشته هم تصاویری از سرکوب کارگران هپکو که برای مطالبات خود دست به تجمع اعتراض زده بودند، منتشر شد. در نگاه نخست، بین گفته ابراهیم رئیسی و ادعاهای جمهوری اسلامی در مورد «کارگران» و عمل انجام شده تضادهایی مشاهده می‌شود اما این متن سعی میکند نشان دهد که بین گفته‌ها و اعمال سرکوب تضادی وجود ندارد بلکه فقط کافی‌ست معنی «صدای کارگران» را در چارچوب استراتژی و ایدئولوژی خود جمهوری اسلامی تفسیر کرد. از این رو تفاوت کارگر به عنوان یک سوژه یا یک شخصیت اجتماعی درون سیاست جمهوری اسلامی یا کارگر به عنوان یک طبقه تحت سلطه و استثمار شده در سیاست سوسیالیستی برجسته می‌شود. پس از تفسیر اصل ۴۴ توسط علی خامنه‌ای که مبتنی بر خصوصی سازی گسترده اموال و کارخانه‌های دولتی بود، مفهومی در سیاست اقتصادی ایران برجسته شد، مفهومی به نام «اقتصاد مقاومتی». علی خامنه‌ای در سال ۸۹ در دیدار با کارآفرینان گفت: «باید اقتصاد مقاومتی واقعی به وجود آوریم که معنای واقعی کارآفرینی نیز همین است»، همینطور در سال ۹۱: «مردمی کردن اقتصاد با اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ و توانمند سازی بخش خصوصی» و «استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات» را از ارکان اقتصادمقاومتی دانسته بود.

    • پاسخ جمهوری اسلامی

      پاسخ جمهوری اسلامی به این بحران چه بوده است؟ اگر منظورمان پاسخ عقلانی و منطقی است، باید بگوییم که هیچ! نظامی که کاملاً در ضدیت با عقلانیت جمعیِ تودهٔ مردان و زنان، کارگران و کشاورزان، کارمندان و معلمان، و دانشجویان و اقوام بنا شده است؛ نظامی که هدفش تنها تأمین منافع کوتاه‌مدت یا بلندمدت طبقهٔ حاکم دولتی‌ها، سرمایه‌داران، نظامی‌ها، امنیتی‌ها و روحانیان شیعه است؛ این نظام چه پاسخ عقلانی‌ای می‌تواند به بحران‌ها داشته باشد؟ نظامی که منطق و اساسش بر ضدیت با کارگر و دموکراسی خَلق‌ها بنا شده، در برابر اعتراضاتی مثل اعتراض کارگران هپکوی اراک، قطعاً دست به سرکوب پلیسی و نظامی می‌زند. فرقی هم نمی‌کند حالا جناح لیبرال و اعتدالی سر کار باشد یا اصولگرایان یا بسیجی‌هایی که امروز اسمشان را کرده‌اند «عدالت‌خواه». حتی فرقی نمی‌کند شاه‌الله پهلوی و سرمایه‌داران کراواتی به قدرت برسند. وقتی کارگر به خیابان بیاید، از اصلاح‌طلب و اعتدالی تا عدالت‌خواه، از محور مقاومتی تا شاه‌پرست، همه در سرکوبش هم‌دست می‌شوند. «متن از گروه نویسندگان #سرخط »

    • منطق جمهوری اسلامی

      جمهوری اسلامی نظامی است که از ابتدا حول تملک و کنترلِ سرمایه‌دارانه و غیردموکراتیک تولید و بازتولید بنا شده است. همهٔ جناح‌های سازندهٔ این نظام بر یک چیز توافق دارند: این‌که کارگر و کارمند و معلم نباید بر کار و محیط کار خود کنترل داشته باشند؛ دانشجویان نباید دانشگاه و دخل و خرج‌های آن را اداره کنند و.... منطق جمهوری اسلامی بیرون‌کشیدن حداکثر منافع اقتصادی و امنیتی از همهٔ حوزه‌های زندگی اجتماعی است. این منطق نه تنها هیچ‌وقت به قدرت مردم و توان خود-فرمانی آنان اعتماد نمی‌کند، بلکه هرجا نشانه‌ای از این قدرت بیرون بزند بی‌بروبرگرد سرکوبش می‌کند. این در شرایطی‌ست که جمهوری اسلامی هیچ اراده‌ای به تأمین نیازهای اجتماعی و آزادی سیاسی حداقلی مردم هم ندارد. یکی از مسائل جدی‌ای که رژیم از سال‌های نخست خود با آن دست به گریبان بوده، مسائل کارگری است. از تاریخ مفصلش بگذریم و همین امروز را نگاه کنیم. دههٔ ۱۳۹۰ شاهد رشد شدید اعتراضات کارگری بوده است؛ هم از نظر تعداد، هم از نظر کیفیت. چنان‌که امروز می‌بینیم، اعتراضات کارگری و معلمی و دهقانی، در مبتکرانه‌ترین شکل‌ها، در خیابان عرض اندام می‌کنند؛ کشاورزان اصفهانی، کارگران هفت‌تپه، هپکوی اراک و....

    • طاهر

      واقعاً دروغگويي جزء لاينفك مسئوليتهاي امروزي شده است ، يعني ايشان اگر بخواهد بگويد چطور راه باز شده وبا ضرب شتم بوده برايش عواقب دارد و از فردا كنار گذاشته ميشود،بنابراين چون مناغع و مصالح براي اينگونه اشخاص مهمتر از شرافت است بر طبق روال جاري ورسمي موجود بصورت زشتي دروغ ميگويد وعنوان ميكند كه نميدانم واطلاع ندارم چطور راه باز شده،قطارها هم معطل مانده بودند وبايد راهشان باز ميشده واين حادثه تقصيرش متوجه كارگراني است كه كار كرده اند وحقوقشان را نگرفته اند، ايشان ومسئولين كشوري نيزهم دوست دارند راه مردم باز بماند و لي دوست دارند به همين مردم كه بفكرشان هستند حقوق ودستمزد هم ندهند، مصيبت اينجاست كه نماينده وزارت كار در مورد كارگر اينطور دفاع !!!ميكند!!!