Share

سراج‌الدین میردامادی − شانزدهمین اجلاس جنبش عدم تعهد به میزبانی جمهوری اسلامی ایران در تهران در حال برگزاری است. دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی بسیار تلاش می کنند از فرصت میزبانی این اجلاس بیشترین استفاده را برای خروج ایران از انزوای بین المللی بنمایند.

 
مقامات برگزار کننده این کنفرانس از انتشار اسامی سران کشورهایی که حضور در این اجلاس را پذیرفته اند امتناع می کردند و مدعی بودند که به محض انتشار اسامی این افراد ، آنان زیر فشار قرار می‌گیرند تا در اجلاس حضور نیابند.
 
گفت‌وگو با حسین علیزاده
 
 
 
در مورد کنفرانس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد با حسین علیزاده، دیپلمات سابق و کارشناس مسائل بین‌الملل گفت‌وگو کرده‌ام.
ابتدا پرسیدم که تاریخچه‌ی جنبش عدم تعهد به چه زمانی برمی‌گردد و اهداف اولیه تشکیل این جنبش در عرصه‌ی جهانی چه بوده است؟
 
حسین علیزاده: نظام بین‌الملل بعد از جنگ جهانی دوم به نظامی دو قطبی تبدیل شد به مرکزیت مسکو به‌عنوان نماینده‌ اردوگاه سوسیالیسم و واشنگتن نماینده اردوگاه سرمایه‌داری. اجلاس تأسیسی جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۵۵ در باندوگ اندونزی تشکیل شد. یعنی دقیقاً دهسال پس از پایان جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵. به این ترتیب در عرض ده سال بسیاری از کشورهای دنیا یا بایستی سرسپرده این قطب باشند و یا سرسپرده قطبی دیگر. این در حالی بود که برخی از رهبران کشورها مایل بودند که تعهدی نداشته باشند به هیچ یک از این دو قطب و به این ترتیب بود که نهرو از هند، ناصر از مصر و سوکارنو از اندونزی در اولین مشورت در باندوگ ۱۹۵۵ بنای جنبشی را پی ریختند تحت عنوان جنبش عدم تعهد. در شش سال پس از آن ۱۹۶۱ اولین جلسه در یوگسلاوی به میزبانی مارشال یوزف تیتو که او هم گرایش ضد دو قطبی داشت برگزار شد و بنابراین اجلاس رسمی تأسیسی جنبش عدم تعهد ۱۹۶۱ بلگراد محسوب می‌‌شود که علاوه بر کسانی که نام بردم قوام نکرومه غنا هم در بین این پنج نفر قرار گرفت. تیتو، سوکارنو، ناصر، نکرومه و نهرو مؤسسین جنبش عدم تعهد هستند، یعنی عدم وابستگی به یکی از دو نظام حاکم در آن زمان .
 
حسین علیزاده:
«جمهوری اسلامی در حالی میزبان جنبش عدم تعهد است که در چند پرونده بسیار مهم در گوشه رینگ قرار گرفته است. یک، از نظر پرونده حقوق بشر. دو، پرونده هسته‌ای.  سه، پرونده‌‌ تحریم‌ها و چهارم، پرونده‌ سوریه. اگر فرض کنیم که سران بسیار زیادی آمدند، ولی میزبان توانست حداقل یک پرونده از چهار پرونده‌ی سنگینی که بر دوشش سنگینی می‌کند تا حدی سبک کند، من آن وقت خواهم گفت که این اجلاس اجلاس موفقی خواهد بود، حتی اگر یکی از این پرونده‌ها را بتواند سبک کند. وحال آن که من بعید می‌دانم و به طور خلاصه می‌خواهم بگویم که موفقیت جنبش عدم تعهد در گرو دو فاکتور مهم کمیت و کیفیت است که به نظر من هیچ یک از این دو در تهران محقق نخواهد شد.»
جالب است که در آن زمان، با توجه به این که رژیم پادشاهی ایران یکی از کشورهای هم‌پیمان ایالات متحده آمریکا و عضو پیمان سنتو بود، به این جنبش نپیوست و پیوستن ایران به جنبش عدم تعهد برمی‌گردد به ۱۹۷۹یعنی دقیقاً سالی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و طبیعتاً با آن شعار نه شرقی نه غربی، دقیقاً سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران منطبق شد با تفکر مؤسسین جنبش عدم تعهد و بدین ترتیب ایران به جنبش عدم تعهد پیوست و اینک هم کشور میزبان شانزدهمین اجلاس سران عدم تعهد در تهران شده است.
 
موضع‌گیری جنبش عدم تعهد پس از پیوستن جمهوری اسلامی به‌ویژه در تحریم‌های ابتدای پیروزی انقلاب و همچنین در جنگ هشت ساله چه بود؟ آیا ایران توانست از پیوستن به جنبش عدم تعهد در موازنه‌‌ی بین‌المللی به نفع خودش استفاده کند در به‌ویژه جنگ با عراق؟
 
پاسخ برمی‌گردد به ظرفیت‌هایی که در این سازمان یا در این جنبش وجود دارد. به دلیل این که فلسفه‌ی تأسیس این سازمان همان طور که گفتم مخالفت با دو قطب قدرت بود. بله، جمهوری اسلامی در یکی از مواقع بسیار مهم توانست که از ظرفیت این سازمان استفاده کند در سال ۱۹۸۳. یعنی چند سالی از حمله‌ی نظامی صدام حسین به ایران می‌گذشت در جنگ تحمیلی که عراق میزبان یکی از اجلاس‌های سران عدم تعهد بود.
 
آنجا در هفتمین اجلاس عدم تعهد بود که به دلیل فعالیت دیپلماسی بسیار قوی جمهوری اسلامی، توانستند عدم تعهد را راضی کنند که کشوری که متجاوز است و یک جنگ  در منطقه راه‌اندازی کرده، صلاحیت میزبانی چنین اجلاسی را ندارد. در نتیجه دبیرخانه جنبش عدم تعهد تصمیم گرفت که محل اجلاس را از بغداد به دهلی نو که یکی از مؤسسین مهم جنبش عدم تعهد هند بوده انتقال دهد. بنابراین در جنبش عدم تعهد برخی ظرفیت‌ها وجود دارد.
 
آقای علیزاده در جریان پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی و نزاعی که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با جامعه جهانی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ۵+۱ داشت، نقش جنبش عدم تعهد چه بود و آیا این جنبش توانست به نفع حاکمیت کنونی در ایران نقشی ایفا کند؟ آیا توانست ایران را از انزوای بین‌المللی خارج کند؟
 
پاسخ باز در ظرفیت‌های جنبش عدم تعهد است. جنبش عدم تعهد اینک یک باشگاه مشورتی بیش نیست. یعنی سازمانی مؤثر که تصمیم‌های او نفوذ کلام داشته باشد، نافذ باشد، به اجرا گذاشته شود، قطعنامه‌های اجرایی بیرون دهد نیست. اما به‌عنوان باشگاهی که حاوی و دربردارنده‌ی ۱۲۰ کشور جهان به‌عنوان عضو ثابت و حدود ۲۰ عضو ناظر است که در مجموع ۱۴۰ کشور هستند، البته ظرفیت‌های عددی زیادی را در درون خودش دارد.
 
به تعبیر دیگر می‌توانیم بگویم که جنبش عدم تعهد پس از سازمان ملل متحد که متجاوز از ۱۹۴کشور الان عضو دارای کرسی در این سازمان هستند، جنبش عدم تعهد پس از آن بزرگترین و گسترده‌ترین سازمان در جهان است. اما این گستردگی صرفا گستردگی عددی است. با توجه به ظرفیت عددی‌ای که در جنبش عدم تعهد سراغ داریم، نه ظرفیت تأثیرگذاری، این باشگاه مشورتی در درون آژانس بین‌المللی هر از چندگاهی بیانیه‌هایی در دفاع از پرونده هسته‌ای ایران می‌داده است.
 
تأکید می‌کنم که اگر الان به مواضع جنبش عدم تعهد مراجعه کنید، در جایی که ترکیه از پرونده هسته‌ای پایش را کنار کشیده، برزیل – که آقای لولا داسیلوا در حمایت از پرونده هسته‌ای به تهران می‌آمد –  اینک پایش را کنار کشیده و بسیاری کشورهای دیگر، امروزه هم دیگر جنبش عدم تعهد آنچنانی که مثلاً تا سه سال پیش شاهد حمایت‌های خوبی از جنبش عدم تعهد در پرونده هسته‌ای ایران بودیم، دیگر نیستیم و عملاً و تقریباً شاهد هستیم که جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای خود به‌مثابه پرونده حقوق بشر خودش تنها است و از حمایت چندانی از جنبش عدم تعهد هم دیگر برخوردار نیست.
 
اجلاس تهران را چگونه می‌بینید؟ آیا در این اجلاس باز جمهوری اسلامی با توجه به همین حضور عددی که ارائه شده است، می‌تواند خودش را از این انزوایی که در آن گیر کرده است خارج کند؟ آیا با توجه به میهمانان و سطح مقاماتی که شرکت می‌کنند، آیا می‌شود این را دستاوردی برای جمهوری اسلامی دانست؟
 
در مسئله‌ی اجلاس تهران چند ملاحظه‌‌ی بسیار بسیار مهم وجود دارد. چون شاهد هستیم که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی آنچنان گزاف‌گویی‌هایی راه انداختند که برگزاری این اجلاس را یک دستاورد بسیار مهم آنچنانی می‌دانند و شکستی برای مثلاً غرب و این‌ها می‌دانند، چند ملاحظه وجود دارد. یک، همین مقدار که سازمانی با این گستردگی ۱۴۰ نفر عضو میزبانی‌اش در کشوری قرار می‌گیرد، این مزیتی برای کشور میزبان هست. بی‌تردید و دیدیم که ظاهراً یادم می‌آید که امام جمعه تهران گفت که برگزاری این اجلاس اقتدار بی‌بدیل جمهوری اسلامی‌ست.
 
خب این جور سخن‌ها ناشی از این است که این‌ها حتی نمی‌دانند پیش از این پانزده اجلاس دیگر در همین سطح و بسیار بزرگتر از این در جاهای دیگر برگزار شده. این چه اقتدار بی‌بدیلی‌ست! یک کشوری میزبان شده است و بعد هم این میزبانی را به کشور دیگری خواهد داد. پس می‌خواهم بگویم صرف نظر از این که همین میزبان بودن یک مزیت برای دولت میزبان است، اما حالا بایستی بیآییم ارزیابی کنیم که آیا این میزبانی در حد شایسته و بایسته انجام شده است یا نه؟ برای این که ما یک ارزیابی درست داشته باشیم، من تأکید می‌کنم که دو فاکتور را باید بررسی کنیم.
 
یک فاکتور کمیت و دو فاکتور کیفیت. اجلاس تهران آنگاه اجلاس موفقی خواهد بود که از نظر کمیت یعنی تعداد سران  تعداد قابل ملاحظه‌ای در آن حضور پیدا کنند. یعنی از بین ۱۴۰ کشور مثلاً متجاوز از نیمی به بالا اگر شرکت کرده باشند، می‌شود گفت که این اجلاس اجلاس قابل قبولی بوده و تازه آن هم در این شرکت‌کننده وزن شرکت‌کننده‌ها باهم متفاوت است. مثلاً در اجلاس مشورتی سوریه در تهران همین چندی پیش از این، مثلاً از کشور بنین شرکت کرده بود. خب وزن بنین مثلاً در مقابل برزیل یا در مقابل مثلاً ترکیه که کشور همسایه مهم ایران است، خیلی متفاوت است.
 
پس نکته‌ی اول این است که ما ببینیم در اجلاس تهران از نظر کمی چه تعداد از سران شرکت می‌کنند و آن تعداد شرکت‌کنندگان از سران چه کشورهایی هستند. مثلاً ترکیه، عربستان و بسیاری کشورهای عربی و بسیاری کشورهای اسلامی. خصوصاً من روی جغرافیای قومی عربی و اسلامی خیلی تأکید می‌کنم به دلیل این که ایران کشور همسایه و ارتباط تنگاتنگی با کشورهای عربی دارد. می‌دانید که در خلیج فارس، در همسایگی غربی ایران همه کشورهای عربی هستند. مهم است که سران این کشورهای عربی به تهران بیایند.
 
و اما مقوله‌ی کیفیت حالا هر تعداد شرکت کرده‌اند، این اجلاس چه دستاوردی برای جمهوری اسلامی داشته؟ ما نباید فراموش کنیم که جمهوری اسلامی در حالی میزبان جنبش عدم تعهد است که در چند پرونده بسیار مهم در گوشه رینگ قرار گرفته است. یک، از نظر پرونده حقوق بشر. دو، پرونده هسته‌ای که توضیح دادم تقریباً در پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی منزوی شده. سه، پرونده‌‌ تحریم‌ها و چهارم هم که مسئله‌ی بسیار حیاتی برای جمهوری اسلامی هست، پرونده‌ سوریه.
 
پس ببینید اگر فرض کنیم که سران بسیار زیادی آمدند، ولی میزبان توانست حداقل یک پرونده از چهار پرونده‌ی سنگینی که بر دوشش سنگینی می‌کند تا حدی سبک کند، من آن وقت خواهم گفت که این اجلاس اجلاس موفقی خواهد بود، حتی اگر یکی از این پرونده‌ها را بتواند سبک کند. وحال آن که من بعید می‌دانم و به طور خلاصه می‌خواهم بگویم که موفقیت جنبش عدم تعهد در گرو دو فاکتور مهم کمیت و کیفیت است که به نظر من هیچ یک از این دو محقق نخواهد شد در تهران.

 

Share