ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

چرا به جای محمدرضاشاه، به نفع رضاشاه شعار می‌دهند؟

آرش سرکوهی − مردم ایران برداشت مشخصی  از رضا شاه دارند که اتفاقاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی آن را تبلیغ و تشدید کرده است: شاهی مستبد و پرقدرت اما تجددخواه و از همه مهم تر ضد روحانیت و حتی دین.

« در اعتراض‌های دو سال اخیر شاهد دو نوع شعار و خواست بوده‌ایم که مکمل همدیگر اند: خواست آزادی و دموکراسی و خواست عدالت اجتماعی.»

گفت‌وگو با آرش سرکوهی، نویسنده و پژوهشگر فلسفه در مورد شعارها، نمادها و خواسته‌های معترضان آبان ۹۸

■ اعتراضات آبان ۹۸ در شرایطی انجام شد که سرکوب شدید پلیسی و امنیتی اجازه تظارات آرام و در نتیجه بیان خواسته‌ها و مطالبات را از طریق نمادها، شعارها و پلاکاردها نداد. به طور کلی، تصاویر و نمود‌های اعتراضات اخیر در مورد ماهیت آن به ما چه می‌گویند؟

به نظر من در اعتراض‌های آبان ۹۸ با شورش‌های شهری روبرو بودیم، که اغلب خودجوش و بدون برنامه‌ریزی آغاز شدند و در آنها مردم معترض برای مطرح کردن خواست‌ها و مطالبات مسالمت‌آمیز خود مجال و فرصتی نداشتند؛ چراکه به سرعت و شدت سرکوب شدند. به این رغم، حداقل آن‌گونه که از ویدئوها و تصاویری که به دست ما رسیده پیداست، شعارهای زیادی مطرح و سرداده شدند.

بزرگ‌ کنید
آٰرش سرکوهی

به نظر من این شعارها را می توان به دو گروه بزرگ تقسیم کرد. یک گروه شعارهایی که به دیکتاتوری مذهبی، سرکوب و نبود آزادی‌های فردی و سیاسی و اجتماعی اعتراض می‌کردند و خواهان آزادی و حذف انواع تبعیض بودند، و یک گروه  شعارهایی که خواست عدالت اجتماعی را مطرح می‌کردند و به گرانی، فقر، استثمار و فساد اعتراض می‌کردند. و البته شعارهای زیادی که این دو خواست را به هم پیوند می‌زدند، مانند: «آزادی و عدالت، این است شعار ملت».

پیوند خوردن این دو خواست، خواست دموکراسی و خواست عدالت اجتماعی (با هر نامی) از اعتراضات دی‌ماه ۹۶ شروع شد، وقتی که معترضان خودآگاه یا ناخودآگاه به این فهم رسیدند که تحقق خواست‌های صنفی آنها بدون تغییرات سیاسی امکان‌پذیر نیست.

در  مراسم روز ۱۶ آذرماه، دانشجویان به ویژه در دانشگاه تهران شعارهایی دادند و بعضاً پلاکاردهایی را حمل کردند که مورد اعتراض گروهی از مخالفات جمهوری اسلامی قرار گرفت، از این بابت که این شعارها ربطی به مطالبات و خواست‌های مردم ندارد. نظر شما در این مورد چیست؟ و آیا اساساً از منظر نمود‌های اعتراضات دانشجویان در ۱۶ آذر می‌توان شورش آبان ۹۸ را فهمید یا نه؟

در تجمعات دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر شعارها و پلاکاردهای زیادی دیدیم . یکی از پلاکاردهای بزرگ و مهم یکی از تجمعات، که پرسش شما درباره آن است، از نئولیبرالیسم انتقاد کرده است. باید تأکید کنم که در همان و در دیگر تجمع‌های دانشجویی شعارها و پلاکاردهای دیگری نیز شنیده و دیده شدند.

اما این پلاکارد به‌ویژه در محافل چپ به بحث‌های فراوانی انجامید و پرسش‌های زیادی در رابطه با آن مطرح شد: آیا حمل این پلاکارد در شرایط کنونی درست است؟ آیا در ایران نئولیبرالیسم یا شکل خاصی از آن حاکم است؟ نئولیبرالیسم چیست؟ نظام سرمایه‌داری ایران و فرانسه و شیلی چه  تفاوت هائی دارند؟ و سؤال‌هایی مانند آن.

قصد من پاسخ به این پرسش‌ها نیست. از طرفی نمی‌توان ربط این شعار را با مطالبات و خواست‌های مردم در اعتراضات آبان ماه رد کرد. همان‌گونه که گفتم خواست عدالت‌ اجتماعی و مطالبات اقتصادی و معیشتی (با هر عنوانی) یکی از مطالبات مهم اعتراضات آبان بود. شاید مردم در اعتراض های خود از  واژه نئولیبرالیسم استفاده نکردند اما در شعارهای آنها اهمیت مسئله فقر، استثمار و عدالت اجتماعی روشن بود (برای مثال با شعار «نان، کار، آزادی»). از طرف دیگر اعتراض به دیکتاتوری مذهبی و سرکوب نیز به همان اندازه مهم و مطرح بود.

به نظر من تأکید بر خواست‌های اقتصادی و چشم پوشیدن بر خواست‌های سیاسی همان‌قدر ناقص است که تأکید بر مبارزه با دیکتاتوری مذهبی و نادیده گرفتن مسئله عدالت اجتماعی. هر دو در وضعیت کنونی ایران به یک اندازه مهم و لازم اند. و نکته جالب این است که این پیوند، همان گونه که بالاتر گفتم در شعارهای مردم نیز دیده می‌شود.

این نکته را هم اضافه کنم که به نظر من مهم است که دانشجویان، یا عمومی‌تر، جریان‌های چپ با هویت، شعارها و خواست‌های خاص خود در اعتراض های مردمی شرکت کنند. الگوی «همه با هم زیر یک پرچم» راه حل مناسبی نیست و گروه‌های چپ می‌تواند با مطرح کردن خواست‌های خود، خود را از دیگر جریان‌ها متمایز کند.

بزرگ‌ کنید
گرافیتی به یاد پویا بختیاری و در ارجاع به اعتراضات آبان ۹۸

اگر کمی به عقب برگردیم، از دی ماه ۹۶ تا امروز دو جنس شعار در تجمعات واعتراضات مردمی شنیده شده است؟ یک سو، شعارهایی از جنس «نان، کار، آزادی» و از سوی دیگر، شعارهایی از جنس «رضاشاه روحت شد». آیا می‌شود گفت ما با یک حرکت اعتراضی واحد روبرو نیستیم؟

من با تقسیم‌بندی شما موافق نیستم. همان‌گونه که بالاتر گفتم به نظر من در اعتراض‌های دو سال اخیر شاهد دو نوع شعار و خواست بوده‌ایم که مکمل همدیگر اند: خواست آزادی و دموکراسی و خواست عدالت اجتماعی. البته نمی توان انکار کرد که بخشی از مردم طرفدار سلطنت اند. همان طور که بخشی طرفدار جمهوری اسلامی اند یا جریان‌های دیگر. نمی توان از دور و بدون پژوهش میدانی نظر قطعی داد که چند درصد مردم یا معترضان  از سلطنت طرفداری می‌کنند یا این شعار را سر داده اند.

اما به نظر من باید درباره شعار «رضا شاه روحت شاد» کمی تأمل کرد: چرا شعاری به نفع محمدرضا شاه، که مؤخرتر است، یا به نفع شاهزاده رضا پهلوی، که هنوز زنده است، شنیده نمی‌شود؟ به نظر من انتخاب مردم در این شعار تصادفی نیست. مردم ایران برداشت مشخصی  از رضا شاه دارند که اتفاقاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی آن را تبلیغ و تشدید کرده است: شاهی مستبد و پرقدرت اما تجددخواه و از همه مهم تر ضد روحانیت و حتی دین. رضا شاه بوده که دست روحانیت را از نظام آموزش و پرورش، دادگستری و غیره کوتاه کرده، آنها را به تبعید فرستاده، کشف حجاب کرده والی آخر. مردم محمدرضا شاه را به حق شاهی ضد روحانیت و دین نمی‌دانند.

در اعتراض‌های آبان دیدیم که معترضان به اماکن مذهبی مانند مسجد‌ها و حسینیه‌ها هم حمله کردند. جو ضد مذهبی این اعتراضات کاملا هویدا بود. به نظر من شعار«رضا شاه روحت شاد» خودآگاه یا ناخودآگاه به همین دلیل سرداده می‌شود.

پس از خیزش آبانماه، ترانه‌هایی اعتراضی خوانده شده از جمله ترانه «هیچ کس» با عنوان «دستاشو مشت کرده»، یا مجموعه‌ای گرافیتی‌ها را در سطح شهر دیدیم، از جمله گرافیتی «من هم پسر کسی هستم» (که اشاره دارد به کشته شدن پویا بختیاری). آیا خیزش آبانماه آثار هنری ماندگار خود را خلق کرده‌ است؟‌ و آیا آنچه در ساخت هنری و فرهنگی در ارتباط با خیزش آبان۹۶  تولید شده، بازنمای خواست و اراده معترضان آبان هست یا خیر؟

از اعتراضات آبان ۹۸ فقط چند هفته گذشته و هنوز نمی‌توان نظر داد که آثار هنری که تا کنون خلق شده‌اند یا در هفته‌ها و ماه‌های آتی خلق خواهند شد ماندگار خواهند بود یا نه.

هر جنبش اجتماعی، بسته به فرم و محتوای خود، از آثار هنری که بر بستر آن خلق می‌شوند فرم و محتوای متناسب با خود می‌طلبد. به نظر من ترانه ‌«دستاشو مشت کرده» به خوبی روح اعتراضات آبان ۹۸ را درونی و بیان کرده است. محتوا و فرم این اثر با ماهیت اعتراض های آبان ۹۸ هم‌خوانی دارد از جمله در جنس صدای خواننده که صدایی است معترض، شکست‌خورده اما هم‌چنان سرپا، خشمگین و دادخواه. هیچکس در این اثر به قول دوستی میکس یا ترکیبی موفق از مرثیه و طغیان ارائه کرده که آن‌گونه که از بازتاب این اثر برمی‌آید به دل مخاطبین نشسته است.

بیشتر بخوانید:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • عصبانی از پیام کاربر شادی

    اعصابم خرد شده که مردم شعار برگشت پادشاهی داده اند. آخه چرا دنبال جمهوری غیر اسلامی دموکراتیک نیستند؟!

  • مرگ بر ستمگر, چه شاه باشه چه رهبر

    مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر

  • امیر

    ج.ا به خوبی می‌داند که ماندگار نیست. آخوند فاسد دل مردم را زده است. مردم امروز نیاز دارند تا به * چند آخوند فاسد را ببیند، تا کمی از خشمشان فروکش شود. سپاه، امروز تبدیل به یک حیولایی شده که سر و دم آن مشخص نیست کجاست. این حیولای ایران‌خوار قصد دارد تا آخوند را برای همیشه از صحنه قدرت کنار بزند. برای اینکار نیاز دارد تا جو جامعه را به سمتی که می خواهد هدایت کند. از یک سو، روحانی و دیگر هم‌پالگی‌هایش، بدلیل بی لیاقتی و فساد، روز به روز کشور را در فقر و بیماری و تنگدستی فرو می برند، و از سوی دیگر حسابهای میلیاردی فرزندان نالایق آنها به انحاء مختلف فاش می شوند (توسط سپاه). از سوی دیگر، سخنان احمقانه و ضد انسانی آخوندها فضا را برای کنار زدن آنها بیش از پیش مهیا می کند. در این میان جریانی از سوی سپاه با نام بردن از رضا شاه، و فردی مثل او این امید را در دلها زنده می کند که اگر یک نظامی با خصوصیات رضا شاه قدرت را بدست بگیرد، کشور به سمت پیشرفت خواهد رفت. مردم ایران بحدی از ج.ا متنفر و منزجر هستند، که اگر خود ابلیس، آخوند را کنار بزند، با ابلیس یک رأی خواهند شد. این همان جایی است که یک ناجی از درون سپاه سر به نافرمانی می‌زند و قدرت را تصاحب می‌کند. روز بعد آخوند و آقازاده‌های بسیاری را به دادگاههای ساعتی می‌سپارد تا محاکمه شوند، و اعلام آزادی حجاب و روابط خوب با دنیای غرب را از تریبون رسمی اعلام می کند. به همین سادگی، نظام پوست می اندازد، و خود را از شر شعارهای توخالی محو اسرائیل و ... نجات می‌دهد. پول فروش نفت به سرعت اقتصاد کشور را تا حدودی سامان می دهد، و از سمت دیگری استبداد دوباره نوسازی می شود. سلطنت طلب نادان، با خوشحالی از شعار "رضا شاه روحت شاد" استقبال می کند، به گمان اینکه این مردم هستند که حکومت مطلقه شاهی را می‌خواهند. اما نمی‌داند که این یک تله مرغابی است که فقط احمقها در آن گرفتار می‌آیند. اولین کسی که این شعار را در تریبون عمومی کشور به نحوی بیان کرد، آقای زیبا کلام بود. کیست که آقای زیبا کلام را نشناسد؟ کسی که معتقد است مردم ایران قادر نیستند از ج.ا گذر کنند و به دمکراسی برسند. کسی که ضد شاه بود، امروز از رضا شاه تقدیر می کند، چون هدف او رضا شاه سپاهی است، نه رضا شاه میر پنچ.

  • پیروز خرمدین

    چطور آدم انقدر میتونه انقدر کوته فکر باشه که فکر کنه شعار رضا شاه روحت شاد فقط برا ی درگیری ملت با مذهبه آیا میشه طرفدار رضا شاه و کارهای او بود و از خاندان او و بازماند گان او متنفر بود؟؟خدا یکم عقل بده چطور شما شعار کمونیستی( نان کار آزادی اداره شورا یی) رو که یکی دو جا بیشتر گفته نشد نوشتین ولی شعار های تنها ره رهایی بازگشت پادشاهی و ما شاه میخوایم نه ملا لعنت به تو روح الله و شاهزاده کجایی به داد ما بیایی یا ایران که شاه نداره حساب کتاب نداره چیه؟ چرا اینا رو ننوشتین اتفاقاً به شعار رضا شاه روحت شاد که از همه بیشتر مربوط بودن پس شما هم برای نظر حزبی تون مثل حکومت اسلامی نظرات دگراندیشان رو تقریباً سانسور میکنین بعد شما گفتی معلوم نیست بیشتر مردم طرفدار سلطنت هستند یا نه اولاً مردم ایران با توجه به دموکراسی خواهی و خواستار مؤثر بودن در حکومت طرفدار سلطنت‌ نیستند طرفدار پادشاهی پارلمانی اند اصلاً میدونی یعنی چی؟ یعنی در پادشاه یا ملکه دیکتاتور نباشند و قدرت سیاسی نداشته باشند و قدرت در دستان ملت و شورای ملی و مجلس مؤسسان باشد و آنها نخست وزیر را انتخاب کنند خوب خیلی ساده به نظرسنجی های اخیر اینترنتی درباره پادشاهی یا جمهوری و ساختار سیاسی حکومت بعدی ایران نگاه بیندازیم متوجه می‌شویم که در اکثریت قاطع آنها پادشاهی در کل رای بیشتری آورده و شاهزاده رضا پهلوی ولیعهد قانونی ایران پرطرفدارترین رهبر اپوزیسیون ایرانه همین رو یه سرچ بکنین متوجه میشین متن شما نسبت به هواداران پادشاهی در ایران بسیار مغرضانه بود و تحلیل شما که فکر کردید رضا شاه روحت شاد به معنای فقط مخالفت با دین و آخوندهاست هم یک طرفه بود ملت ایران اکنون مخالف قوانین ادیان ابراهیمی هستند و نوه اونی که روانش را شاد میخواهند هم به آنان وعده حقوق برابر با همه ایرانیان داده و خودش از چهل سال پیش تا الآن مخالف سرسخت اجرای قوانین ادیان و احکام مرتجعانه اسلامی است چرا نباید طرفدار او باشند؟ همه شما جمهوری خواهان مدافع و مسبب انقلاب ننگین به اصطلاح اسلامی‌ شده اید پس دست شما به خون ملت ایران آلوده است ولی شاهزاده ایران تنها کسی است که دستش به خون ملت ایران آغشته نیست اگر خود را رسانه ای آزاد میدانید پس بی طرفانه سخن بگویید پاینده ایران یکپارچه

  • شادی

    به نظر من شعار رضا شاه روحت شاد نمادی از سه خواسته مهم مردم ایران است یکی ناسیونالیسم،سکولاریسم و مدرنیزاسیون که به عبارتی برخلاف سه پایه اساسی جمهوری اسلامی است یعنی انترناسیونالیسم(جهان وطنی شیعه)،تئوکراسی(حکومت مذهبی) و جریان ضد توسعه و بازگشت به قرون وسطا.به نظر من عدالت خواهی هم گرچه می تواند پس از این خواسته ها تا اندازه زیادی برآمده از خواسته های مهم مردم ایران تلقی شود اما خواسته دموکراتیک هنوز خواسته ای عمومی نیست و مردم بیش از آزادی های سیاسی ، آزادی های شخصی و دفع دخالت حکومت فقه مدار شیعی را از عرصه های خصوصی را می خواهند.

  • کارو

    خود رژیم جمهور یاسلامی م چندان بدش نمی اید که مردم به جای سر دادن شعار مثبت و ایجابی، به دنبال احضار روح و فاتحه خوانی برای مردگان باشند. وقتی رضاشاهی وجود ندارد و نوۀ به جا ماندۀ او هم کوچکتر و بی ربط تر از آن است که خطری برای کسی ایجاد کند، چرا باید از این شعار بترسند؟؟ اتفاقا خودشان هم با درآوردن مومیایی رضاخان و در بوق و کرنا کردن خبر و انتشار آشکارا عمدی و تبلیغاتی تصویر مومیایی (بدون حتی ذره ای گرد و خاک، از نمایی مناسب، محصول آتلیۀ عکاسی اطلاعات سپاه پاسداران) مردم را بیشتر به سمت این شعار سوق دادند. درواقع این گرایش توسط نیروهای وابسته به خود رژیم دامن زده می شود که نه یک رژیم دموکراتیک یا سوسیالیستی مردمی، بلکه یک دیکتاتور است که می تواند این وضع را بهبود ببخشد! سوق دادن مردم به سمت این شعار -چه به صورت سلبی و چه به صورت ایجابی- هدف دگری ندارد جز اینکه جنبش دموکراسی خواهی را به سمت تبدیل شدن به یک جنبش دیکتاتورخواهی منحرف کند.

  • حسين

    اين شعار رضا شاه روحت شاد بر مي گردد به كشف جسد آن مرحوم كه بعد از آن ياد و خاطره اش در اذهان زنده شد.