ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

● دیدگاه

پیش بینی در این باره که خیزش بعدی کی روی خواهد داد ممکن نیست

سهراب مبشری − اگر  انتقال قدرت در ایران در نبود یا ضعف هر گونه نیروی مخالف صورت گیرد ، این موقعیت ممکن است فرق داشته باشد با حالتی که جمهوری اسلامی در شرایطی مانند خیزش مردمی علیه خود رهبر جدید برگزیند.

انتخابات مجلس یازدهم با سردی برگزار شد. هجوم خبرهای شیوع کرونا فرصت بررسی اتخابات این دور و مقایسه عملکرد حکومت و همچنین رفتار مردم با دورهای پیشین را گرفت. اما بررسی موضوع را نباید کنار گذشت و به ویژه لازم است آن را از زاویه توجه به روند تجدید سازمان در نظام برای برخورد با بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و بحران رهبری دستگاه پی‌گرفت. این موضوع در عین حال موضوع چشم‌انداز آینده است، به ویژه در سال تازه.

گفت‌وگو با سهراب مبشری، تحلیل‌گر سیاسی

■ نقشه تنظیم مجلس یازدهم به دست شورای نگهبان و طبعا با تأیید ولی فقیه پیش برده شد. این یک برنامه تکراری بود یا آن را باید حرکتی با کیفیتی ویژه برای تنظیم ساختار قدرت دید؟

سهراب مبشری: در دوره های پیش نیز ولایت فقیه و شورای نگهبان در چیدن نمایندگان مجلس فعال بوده اند. اگر ترکیب مجلس در دوره  های مختلف تغییراتی داشته است بدون تحمل رهبری جمهوری اسلامی چیده نشده است. زمانی رهبری جمهوری اسلامی برخی صداهای متنوع  منتقد را در مجلس به صلاح نظم می دانسته و زمانی آنها را محدود کرده است.

من کیفیتی جدید در انتخابات این دوره نمی بینم.

■ این نظر مطرح شده بی آنکه به صورتی روشن مستند شود: رژیم وارد دوره گذار به مرحله پس از خامنه‌ای شده است. شما چه فکر می‌کنید؟ آیا شما هم معتقدید که اکنون در چنین دوره‌ای به سر می‌بریم؟ تصور می‌کنید سال ۱۳۹۹ سال تحولات لولایی خواهد بود؟

در دوره جنگ سرد دکانی دایر بود به نام منجمان کرملین شناس . گروهی نانشان در این بود که حدس بزنند برژنف کی می میرد و چه کسی جانشین او  می شود. در میان ما ایرانی ها هم کاسبان رمل و اسطرلاب درباره بیت خامنه ای و پرونده پزشکی رهبر بسیارند. همان گونه که اشاره دارید ادعاها درباره اطلاع داشتن از درون دستگاه قدرت ایران مستند نیستند.

من از هر گونه پیش بینی درباره آینده رهبری جمهوری اسلامی عاجزم و کسی را هم که خلاف آن ادعا کند جدی نمی گیرم.

■ گمانه‌زنی‌ها درباره آینده رژیم در نوسان هستند از جمله میان تصور از روی کار آمدن سرداران تا حکومتی با همین شکل و شمایل کنونی اما با یک رهبر تازه. شما چه احتمالی می‌دهید؟

فکر می کنم به استقلال اراده پاسداران از اراده ولایت فقیه پر بها داده شده است. همان قدر که ولایت فقیه به سپاه نیاز دارد سپاه نیز به ولایت فقیه وابسته است.  کسی مانند قالیباف یا حتی قاسم سلیمانی فقط زیر سایه ولایت می تواند ظهور کند.

بزرگ‌ کنید
تهران، اعتراضات آبان ۱۳۹۸

■ پیش‌بینی‌تان در مورد حرکت‌های جامعه چیست؟ مردم منفعل و نظاره‌گر خواهند بود؟ به تغییرات واکنش نشان خواهند داد و به صورتی از آن برای ابراز تقابل خود با دستگاه بهره خواهند گرفت؟ طبقات مختلف چه واکنش‌های متفاوتی خواهند داشت؟

در سالهای اخیر فواصل زمانی خیزش های بزرگ مردم علیه رژیم کم شده است اما پیش بینی در این باره که خیزش بعدی کی روی خواهد داد ممکن نیست.

 فقط این را می دانم که دستگاه قدرت در ایران از جامعه و فعل و انفعالات آن تاثیر می گیرد. اگر  انتقال قدرت در ایران در نبود یا ضعف هر گونه نیروی مخالف صورت گیرد ، این موقعیت ممکن است فرق داشته باشد با حالتی که جمهوری اسلامی در شرایطی مانند خیزش مردمی علیه خود رهبر جدید برگزیند.

■ رژیم روابط خود را با خارج، به ویژه با آمریکا، چگونه تنظیم خواهد کرد؟

بحران کورونا و رکود اقتصادی ناشی از آن ممکن است به شکست ترامپ در انتخابات آبان ماه بیانجامد.  اگر چنین شود امکانات برای نوعی برجام دوم افزایش می یابد.  اما حتی اگر ترامپ هم بماند بسیار محتمل است که نوعی توافق اعلام نشده صورت گیرد.  ترامپ در دوره دوم دیگر نیازی به ویرانی میراث اوباما فراتر از آنچه تا به حال کرده ندارد.

جمهوری اسلامی هم پس از انتخابات آمریکا فکری به حال روابط خارجی خود خواهد کرد، چه ترامپ بماند چه نماند.

در همین زمینه

ایرج فرزاد − مردم در این دوره برزخی، مطالبات و خواست‌هایشان را که همواره سرکوب شده و با زندان و اعدام و محرومیت مواجه بوده، شفافتر و علنی تر بیان خواهند کرد و دستاوردهای سالیان مبارزه خود را تحکیم و برگشت ناپذیر خواهند کرد.

ماردین کوثری − اکنون در آستانه سال ۹۹، اغلب مسائلی که در سال ۵۷ حل‌نشده باقی ماندند، دوباره ظهور یافته‌اند؛ باز هم می‌بینیم که تاریخ تضادها را دفن نمی‌کند، بلکه آن‌ها را با خود حمل می‌کند.

اصغر ایزدی − دستگاه قدرت با قیام آبان ۹۸ و نحوه مقابله با آن با تمام قدرت سرکوب، برآن شد که تغییرات لازم را در ساختارسیاسی انداموار نظام سرعت بخشد. بر چنین بستری است که نقشه تنظیم مجلس یازدهم شکل گرفت و به اجرا درآمد.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • غ.

    چه خوب! چه خبر خوبی! : "ما سوابق و تجربه های بسیار طولانی و اساسی در شیوه های مدیریت شورایی و دمکراتیک داریم." باز هم خبرِ خوب و امیدوار کننده: " مردم ایران در بارهء دوران پس از جمهوری اسلامی خیلی فکر و بحث و تعقل کرده اند (فقط نگاهی کنید به مطالب مندرج در آرشیو این سایت. ده ها و صدها سایت دیگر نیز چنین میزان, اگر نه بیشتر مطالب در این مورد دارند)." پس دیگر کاری نمی‌ماند، جز به دست گرفتن کلنگ ها و راه انداختنِ بولدوزرها

  • خسرو

    جناب "غ" تمثیل شما از اساس نادرست, بی ربط, و پرت است. مطالبات مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی نه مانند "از جا کندن تیر چراغ گاز" بلکه برای زدودن ۴۰ سال تاریکی مسلط بر کشور و برقراری روشنایی است. این رژیم حتی قبل از روی کار آمدن نیز بر مبنای تاریک نگاه داشتن مردم ایران حرکت می کرده است: - اولین اقدام در این راه آتشسوزی سینما رکس بود, که تا چند سال بعد از واقعه هنوز هیچکس نمیدانست که دستهای واقعی پشت سوزاندن بیش از ۷۰۰ نفر مردم بیگناه کی بوده. - در حین جریان گروگانگیری آیت الله کنی و بوش در پاریس ملاقات داشتند و آمریکا قول گرفت که تا انتخاب شدن ریگان گروگانها آزاد نشوند. - جریان "کنترا گیت" یکی دیگر از این در تاریک نگه داشتن مردم ایران بود. در این مورد نگاه کنید به مقاله "بازخوانی یک ملاقات محرمانه" از آقای کامبیز غفوری در همین سایت زمانه (***). بدون اغراق میتوان از هر زمینهء زندگی و حیطهء اجتماعی در ایران نام آورد و اینکه چگونه جمهوری اسلامی با توسل به تاریک نگاه داشتن مردم توانسته است تا به حال به حیات خود ادامه بدهد؛ از مشکلات محیط زیست, تا استانداردهای بهداشتی و صنعتی و غذایی و ...تا زندانیان سیاسی و ... تنها با سرنگونی و آوردن روشنایی و شفافیت به جامعه است که تازه آنوقت ابعاد ماورای فاجعه بار این ۴۰ سال تازه برای مردم ایران آشکار می شود. آخرین نمونهء این در تاریک نگاه داشتن خود این فاجعه ای کرونا است که هر روز شاهدش هستیم. بر خلاف پیش فرض های نادرست شما, اتفاقا هم مردم ایران در بارهء دوران پس از جمهوری اسلامی خیلی فکر و بحث و تعقل کرده اند (فقط نگاهی کنید به مطالب مندرج در آرشیو این سایت. ده ها و صدها سایت دیگر نیز چنین میزان, اگر نه بیشتر مطالب در این مورد دارند). و هم ما سوابق و تجربه های بسیار طولانی و اساسی در شیوه های مدیریت شورایی و دمکراتیک داریم. این توصیه های شما نیز نهایتا چیزی نیست جز آن همه هراس پراکنی های "سوریه نشود" و از آن قبیل خزعبلات. مردم ایران تبدیل شده اند به فقیرترین مردم در کرهء زمین. محیط زیست در ایران تبدیل شده به سمی ترین و کشنده ترین محیط زیست در جهان. ویروس کرونا دارد هر روز تعداد بیشتری از مردم را مبتلا میکند و می کشد, با تمامی این تفاصیل شما هنوز مخالف سرنگونی هستید و در برحذر داشتن مردم از گرفتن سرنوشت خودمان در دستهایمان. انشاءالله گربه است!

  • فواد

    استدلالی که بیان می دارد "جمهوری اسلامی نیازی به سرنگون کننده ندارد" بر منطقی متناقص و متضاد استوار است: از یکسو ادعا می شود که رژیم مانند کوزهء سفالی است و فردا, پس فردا در هم می ریزد, آخر کارش است و تمامی ظرفیتهایش تمام شده. اما از سوی دیگر اذعان دارد که سپاه کماکان می تواند پروژهء ج.ا. را با ترکیبی از حکومت نظامی و پز های ضد آخوندی ادامه دهد. حقیقت امر این است که اگر مردم ایران خواهان ایجاد حتی کوچکترین تغییرات جزیی در زندگی روزمرهء خود هستیم باید ج.ا. را سرنگون کنیم . تز "خودش خشک میشه میفته" گمراه کننده و خطرناک است؛ نظریه ای است بسیار نزدیک به خط سیاسی "براندازی" که عموما از سوی مجاهدین و سلطنت طلبان تبلیغ می شود. هر دوی این گرایشات نیز هر کدام به نوع خود تسلسل و ادامهء ج.ا. است؛ مجاهدین با خط "جمهوری دمکراتیک اسلامی" و سلطنت طلبان با تاکید بر همکاری با "عناصر قابل اعتماد سپاه" و تاکید بر راه حل نظامی در "رژیم چنج" که نتیجه ء نهایی اش یک سیستم دیکتاتوری دیگر خواهد بود. اما برای جنبش های اجتماعی معاصر در ایران؛ جنبش های زنان, کارگران, دانشجویان, اقلیت های ملی و مذهبی, دگر باشان,... تاکید همواره بر سرنگونی ج.ا. و آفرینش و ایجاد تغییرات کمی و کیفی در روابط و مناسبات اجتماعی حاکم در جامعهء ایران و گذار به ارزش ها, روش ها و چشم اندازهای نوین و مترقی در کشور است. و پر واضح که چنین تغییرات ساختاری مد نظر در دستور کار اردوی سرنگونی ج.ا. با "تغییرات" صوری و آرایشی در صفوف "رژیم چنج" بسیار فرق می کند. جنبش های اجتماعی معاصر در ایران بر پایه های خود سازماندهی و خود مدیریتی و در کنار دیگر جنبش های اجتماعی معاصر در منطقهء خاورمیانه به مبارزه برای آزادی و رفاه اجتماعی ادامه خواهند داد و در رابطه ای متقابل با جنبش های مردمی در عراق, لبنان و سوریه از تجربیات یکدیگر استفاده خواهند کرد. انقلاب روژوا و نقش پیشرو و رهبری کنندهء زنان در کردستان سوریه یکی از بهترین درسهایی است که مردم ایران نیز می توانند از آن بهره ببرند.

  • غ.

    خوانندگان پر تعدادی در باره‌ی سرنگونی صحبت کرده‌اند و تلاش کرده‌اند که راه‌های مناسبی را پیشنهاد بدهند، اما سوالی پیش می‌آید. قبل از طرح پرسش، بهتر است این تمثیل را با هم مرور کنیم: "فرض بگیریم جاروجنجال بزرگی در خیابان برای چیزی راه بیفتد، مثلا فرض کنید برای یک تیر چراغ گاز ، که آدم‌های خیلی بانفوذی مشتاق‌‌‌‌‌اند که ‌آن را از زمین درآورند. ناگهان، راهبی خاکستری‌‌‌پوش که نماد‌ِ تفکر قرون وسطایی است سر می‌‌رسد و با لحن عصا‌قورت‌داده و بی‌‌ظرافتِ "مکتب‌ی‌ها" می‌‌گوید، ‌"برادران، بهتر نیست قبل از هر چیز به ارزش نور فکر کنیم. اگر نور به‌‌خودیِ‌‌خود، خوب باشد ...‌" در این لحظه، جماعت جنجالی با اقدامی که قدری توجیه‌‌پذیر است،‌ حرف‌اش را قطع و او را از میدان بیرون می‌اندازند. ‌حالا جمعیت همگی حمله می‌برند به سمت تیر چراغ‌؛ و تیر در عرض ده دقیقه روی خاک دراز می‌‌کشد؛‌ جماعت هم مشغول تبریک گویی به هم؛ چرا؟ چون‌‌که مثلاً همگی عمل‌گراهایی هستند که در ضمن، ضدِ افکارِ قرون وسطایی هم بوده‌‌اند. اما کمی که زمان می‌گذرد، کارشان خیلی راحت و فوری جلو نمی‌رود. چرا که بعضی‌ها تیر را بیرون کشیده‌اند، چون چراغ برق می‌خواسته‌اند؛ کسانی دیگر چون دنبال چدن قراضه بوده‌اند، بعضی چون تاریکی را می‌خواسته‌اند، چرا که اهلِ کارِ خلاف بوده‌‌اند. کسانی فکر می‌کرده‌اند یک تیرِ چراغ کافی نیست،‌ بعضی همین را هم زیادی می‌دانسته‌اند؛ کسانی هم در این وسط بوده‌اند که می‌خواسته‌اند نظام شهری را "کله-پا" کنند، بعضی هم می‌خواسته‌اند همه چیز را در هم بکوبند. حالا در میانه‌ی تاریکی جنگی در گرفته، هیچ کدام‌شان نمی‌داند چه کسی را دارد می‌زند! به این ترتیب، کم‌کم و ناگزیر، امروز، فردا یا روز بعد، به این نتیجه می‌رسند که بعد از همه‌ی جنگ و دعواها همان راهب درست می‌گفته، و همه چیز بستگی دارد به پاسخِ پرسش از "چراییِ نور" .‌ منتها الان فقط به‌ آن‌جا رسیده‌ایم که چیزی را که می‌توانستیم در زیر نور چراغ گاز بنشینیم و در باره‌اش بحث کنیم ، حالا مجبوریم بر سرِ تصاحب‌اش در وسط تاریکی به‌جان هم بیفتیم." (برگرفته از: پایانِ فصلِ 1، ملاحظات اولیه در اهمیت راست‌کیشی، در کتابِ ملحدین اثر چسترتون : G. K. Chesterton, Heretics, 1905، نقل شده از ترجمه‌ی فارسیِ کتاب "برچیدنِ همه‌ی احزاب" اثر سیمون وی، ص ۲۷‌) ما هم همگی بهتر است که قبل از کندن تیر چراغ، در باره‌ی چگونگیِ تولید عادلانه و بهداشتی، نگهداری، توزیع عادلانه، مدیریت نامتمرکز و منتشر و هزار و یک مسئله‌ی مربوط به نور قبلا صحبت کنیم و بعد در فکر اقدام به کندن تیرِ چراغ برق بشویم و اگر هنوز فکری درست حسابی در این باره‌ها نکرده‌ایم، نزنیم چشم و چار همین چراغِ فعلی را کور کنیم،‌چراغی که خواسته یا ناخواسته، قدری جلوی پای ما را روشن می‌کند تا همدیگر را لگدمال نکنیم و راه‌‌مان را به زحمت پیدا کنیم. می‌دانیم که اگر تاریک شود، اراذل و دزد‌های حرفه‌ای که قبراق‌ترند و آماده‌ی همین لحظاتِ تاریکی هستند، همان‌هایی اند که برگ برنده را در دست خواهند داشت و سرِ اهل فکر و صِدق، و کوته‌دستانِ نیازمند نان و کار و شورا، مثل همه‌ی لحظات تاریخی بی‌کلاه ترین سرها خواهد بود.

  • صدیق

    خیزش بعدی باید آماده شدن مردم برای حکومت جدید باشد. جمهوری اسلامی نیازی به سرنگون کننده ندارد. این نظام از داخل تهی شده و امروز و فرداست که همانند یک کوزه سفالی ترک برداشته در هم فرو بریزد. نشانه های آن فراوانند. برای کسانی که مسائل ایران را از نزدیک مورد مداقه قرار می‌دهند کاملاً روشن است که جناح تفنگ بدست متوجه شده که آخوند به آخر خط رسیده است. امروز و فرداست که دولت دیگر توان پرداخت حقوق را از دست خواهد داد و کشور بدون سرپرست خواهد شد. سپاه احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از این فرصت استفاده کرده و السیسی ایرانی را روی کار بیاورند (دولتی نظامی بر سر کار خواهد آمد که هیچ تعهدی برای پرداخت حقوق و بیمه ندارد. و خود را خصم روحانی و حکومت روحانیان بابت ناکارآمدی آنان معرفی خواهد کرد!). اینجاست که این سوال پیش می‌آید که چه کسانی این روزها را پیش بینی می کردند و قاسم سلیمانی را از سر راه بر داشتند!؟ آنچه که واضح است اینست که جریانهایی در کشور فعالند که با سختکوشی فراوان منافع و مهره‌های کشورهای رقیب را از صفحه شطرنج خارج می کنند، تا مهره‌های خود را در رأس قدرت بنشانند. ایران شاهد روزهای پرتلاطمی خواهد بود. مردم ایران باید توسط خبرگان جامعه آگاه شوند. تنها در چنین شرایطی است که کشور قادر خواهد بود این دوره سخت را بدون از هم پاشیدگی و جنگ داخلی دراز مدت، پشت سر بگذارد. پیشنهاد می شود که خبرگان و دلسوزان کشور در داخل و خارج کشور از هر راهی که صلاح می دانند به روشنگری و آگاهی بخشی مردم اهتمام ورزند. از سوی دیگر، در داخل و خارج کشور نخبگانی هم هستند که آب را از آسیاب مردم گرفته و به آسیاب اربابان خود می ریزند. این دسته از افراد توسط سازمانهای اطلاعاتی کشورهای بیگانه تغذیه اطلاعاتی و مالی می شوند. لذا مردم باید در انتخاب های خود بسیار دقیق عمل کنند. نکته آخر اینکه، ما مردم ایران نه تنها باید گلیم خودمان را از دست اجنبی پس بگیریم (جنگ با مهره‌های اجنبی!) بلکه متأسفانه بعضی از فرماندهان بلند پایه و فاسد سپاه و ارتش هم توسط اجنبی اجیر شده‌اند. اما بدنه سپاه و ارتش از خودمان است. ما مردم ایران تحت شرایطی باید به بدنه سپاه و ارتش اعتماد کنیم، اما نه در شرایط کنونی! نهایتاً اینکه، جنبش آینده مردم باید جنبش فرهیختگی و آگاهی باشد. تنها در این شرایط است که مردم ما قادر خواهد بود به ساحل امن برسد.

  • عباس مطلق

    با سلامی دوباره و مزاحمتی دوباره...نوشته مهم و اساسی دوست عزیز : دانشجوی تاریخ.. در بخش پائین نوشته پر مغز و منطقی این دوست عزیز امده است : شایان توجه است که بطور کلی و عموما اقشار روستایی و کشاورزی و خصوصا کشاورزان ناحیه های مرکزی منجمله اصفهان, تاریخا از محافظه کارترین و مذهبی ترین لایه های اجتماع بودها ند. حال اینکه چنین اقشار و لایه های سابقا محافظه کار و مذهبی چنین رادیکال و علیه رژیم موضع می گیرند و دست به اقدام های مستقیم علیه دولت میزنند, طلیعه انقلاب نوینِ در حال تکوین در کشور است. این نوشته اشاره دارد به تولد نوزادی سرنوشت ساز در این دوران تاریخی حساس ایران. شاید کمتر کسی از ما در کل ٬مردم ایران بدین مهم اندیشده باشند و اگاه ! در همین جنبش اواخر سال که جانور مونث ٬ فرماندار ماهشهر ..اگر درست بخاطرم باشد..گفت : من دستور دادم بزنند!!! این طبقه و گروه از اقشار ایرانیان ٬همین نوزادی ست گرانبها که تولد یافته است و مهر پایانی حکومت ۴۱ ساله شمشیر بدست مساجد و عمامه داران را رقم خواهد زد.نگاهی نزدیک تر به حوادث ان ماه شوم و پی بردن به اقشاری که در کل ایران بمیدان امده بودند ٬ بما نشان میدهد که این بار اکثرآ همان قشری ست که پشتیبان سر سخت مذهب و عمامه داران بوده است..فرزندان این قشر را جانور مونث دستور زدن داد ! با شعار این دوست عزیز که : نان ٬ کار ٬ ازادی ٬ حکومت شورائي !! سردبیر محترم و دوست عزیز مان ..با تشکراز شما !

  • عباس مطلق

    با سلام به همه دوستان..خطاب به هموطن گرامی اقای رضا.. البته پاسخی که بنده در نظر داشتم بنویسم برای دوست عزیز اقای رضا ٬نویسنده عزیز : دانشجوی تاریخ ٬نوشتند.در ادامه نقد منطقی ایشان ..اقای رضا شما با دو سه خط کلی گوئی ماجرا را فیصله میدهید.تکامل و روند تکامل تاریخ و پدیده های هستی را نمیتوان این چنین بسادگی ٬ کلی با دو سه خط ٬توضیح و تحلیل و ارزیابی نمود هموطن عزیز. مرحوم لنین چند هفته ئی در بستر بیماری بود گویا ٬ او بعنوان رهبر انقلاب مسئولیت و وظیفه ئی داشت که بدان عمل نکرد و رفت.وظیفه یک رهبر در ان مرحله از انقلاب ٬تعین یک گروه توانا ٬ اگاه ٬ و دل سوز ..و تعین یک برنامه دو یا سه ساله در ادامه انقلاب ..این وظیفه خطیر و مهم را او از دست داد و یک دیوانه سراپا عقده در مغز و دل ٬بیمار ی که شیفته قدرت بود با کشتار بی رحمانه مخالفان عقیدتی خود٬ رشته کارها را در دست گرفت...از همان خشت نخست ان مهمترین و خوش ترین حادثه تاریخ بشر بدانجا کشیده شد که دیدیم .ان حادثه بزرگ تاریخی و قیام ملی کشور پهناور روسیه ٬قدرتی چنان مهم و سرنوشت ساز برای کشور و جهان ٬بدست یک انسان ..انهم کسی که در سن ۱۹ سالگی ۱۱ پرونده تبهکاری و جرم در شهر زادگاهش داشته بود!! اگر انقلاب روسیه با معادلات دقیق و منطقی و درست اصول سوسیالیسم ٬پیش میرفت و اداره میشد ٬ شاید امروز سرمایه داری کارنامه اش در تاریخ بشری بسته میبود.شاید سرنوشت جهان و جهانیان امروز شکل و رنگ دیگری داشت.یا در مورد فرانسه . مهمترین بخش جنبشها و انقلابات ٬ پله دوم ان چگونگی اداره ان است ٬ اینکه قدرت میان صدها و هزاران شورا های محلی و منطقه ئی ٬ شهری ٬ استانی تقسیم گردد و مردمان خود عهده دار مسئولیتهای خطیر و مهم سرنوشت خویش گردند و نه تنها ٬دیوانه گانی مانند خمینی یا استالین و ٬ پینوشه و صدها دیگر تمام خونهای ریخته شده را ببلعند برادر! ما نمیتوانیم از جنبش ها بدلیل کجروی و اشتباهات مهم بعد از جنبش ها ٬و نتایج فاجعه باری که از ادامه روند غلط انها ٬بدست امده ٬ نتیجه بگیریم که بله : از اغاز و در کل ٬اشتباه است .انقلابات مردمان گرسنه اشتباه است. بنده پیش تر نوشتم برایتان به اعتقاد شما و نظر شما ..راه پیشنهادی شما چیست؟ اینکه بنشینیم و فقط انکار کنیم و غلط گیری..نتیجه اش چیست؟ باید راه و چاره نشان داد و دیگران را نیز از نظرات و برنامه های خود ٬ اگاه ساخت. امروز یک کودتای نظامی در حال اجراست. و این برنامه نیز از مغز پاسدارها و عمامه داران نیست.این طایفه فاقد هر گونه دانش سیاسی و اجتماعی ست ..مبرا ست از معادلات سیاسی و اقتصادی جهان.یک نیروی سیاسی خارج از کشور دارد قدم به قدم ایران را مستقمیآ در مثتعمره خود قرار میدهد.یک مشت بی سواد و گدا گشنه و دزد ومفت خور ٬مطلقآ مغز روند سیاسی اروز ایران را ٬طراحی کرده باشند..ممکن نیست دوست عزیز.اینها ذره ئی سواد و دانش تاریخی و سیاسی ندارد.تنها پول و ثروت و مقام در مغز علیلشان بوده و هست و دگر هیچ! راه اندازی کارخانه بزرگ ابجو سازی شمس در تهران را کانال های سراسری تلوزیونهای اسکاندیناوی و اروپا در همین یکی دو روز اخیر نشان دادند و این از عجایب روزگار بود به اعتقاد بنده..چرا؟ از طرفی دیگر ساختن الکل ازاد شده است..در ایران !! حادثه ویروس کرونا ٬تغیر و تحولات اقتصادی و سیاسی غریبی در جهان براه انداخته است.حس میشود که شاید..بنده نظرم را عرض میکنم..شاید: با برنامه هائی که در حال اجراست ٬ ایا میتوان حدس زد که از سالها قبل رخدادهای امروز و ویرس کرونا ٬برنامه ریزی شده باشد؟؟ در ایران حجاب برداشته میشود..الکل ازاد..عمامه دارها بکنار زده میشوند..همان شرائط قبل از تغیر و تحولات سیاسی ۵۷ ٬خواهد شد و مردم دوباره همان شرائط زندگی منتها با معادلات کاملآ متفاوتی..روزگار سپری خواهند کرد..همان اش و همان کاسه..۴۰ سال غارت کشور..۴۰ سال اوره گی و کشتار و تمام فجایعی که نظام اسلامی عمامه داران برای این سرزمین و ایرانیان ٬رقم زدند..هیچگونه تغیری در اساس این مملکت و مردمانش ٬نشد که نشد! برادر..ما ایرانیان..بنده که یک پایم لب گور است..هیچ ٬ اما ایرانیان تنها یک راه باقی مانده دارند و بس٬ یک راه انهم دست به زانو گرفتن و از سر وجان گذشتن و همه مردم ایران ترس از جان و منافع مالی را از مغز خود بیرون راندن..شجاعت را باز گرداندن به مغزها و همگی دست در دست هم یک خانه تکانی عظیم تاریخی کنند و تکلیف نهائی خود را و خانه خود را با این بختک ۱۴۰۰ ساله و نمایندگانش ..روشن. ازادی و رهائی از انبوه گرفتاری ها ٬ فقر و عقب ماندگی ها ودیگر سیه روزها ی ما ایرانیان اسلام بوده است ..همین دینی که قدرتهای غربی و کمپانی های عظیم نفتی جهان با تبلیغات و سرمایه گذاری های گوناگون و با استفاده از خائنین مقام پرست و پول دوست بومی / ایرانی ٬ کمپانی های : شل / بریتیش اویل / توتال / استات اویل بریت ودیگران قرنی ست مغز ایرانیان را با همین اسلام و خرافات و تعصبات ان ٬ زهراگین و فاسد و تباه ساخته اندتا منابع عظیم این سرزمین را غارت کنند و موفق نیز شده اند.امروز ایرانیان چنانچه بیدار شده به حقایق این اب و خاک اشنا شده باشند..کار تمام است ماهم راحت رخت از این عالم رخت بر خواهیم بست برادر! تا فردا چه و فرداها چگونه ترسیم گردد! پاک گردان از تعصب جان من... گو مباش این قصه در دیوان من ! عطار با تشکر از : دانشجوی تاریخ و سردبیر محترم و هموطن گرامیم اقای رضا ع.مطلق

  • اعتصاب؛ این بار برای زندگی

    اعتصاب؛ این بار برای زندگی #سرخط: کرونا ویروس در حال تبدیل‌شدن به یک پاندمی یا بیماری همه‌گیر جهانی است و ایران، به یمن ناکارآمدی و فساد جمهوری اسلامی، به یکی از نقاط انتشار جدید این ویروس بدل شده است. در داخل کشور نیز روز به روز شمار مبتلایان و قربانیان فزونی می‌گیرد. این در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی، علاوه بر بی‌مسئولیتی اولیه‌شان، هنوز هم ارادهٔ محکمی در مقابله با گسترش این ویروس ندارد، و قصد دارد زندگی متعارف اقتصادی را مثل همیشه ادامه دهد؛ تصمیمی که زندگی و سلامت مردم را به خطر می‌اندازد. پر شدن دوبارهٔ خوابگاه‌ها، متروها، بازارها و تداوم کار کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و ادارات، فقط به فاجعه‌ای فراگیر و کنترل‌ناپذیر، نه فقط در سطح ملی بلکه در سطح جهانی می‌انجامد. چند ماه پیش، به دنبال قیام مردمی آبان، متنی نوشتیم با عنوان «حلقهٔ گمشده: اعتصاب عمومی». آن‌جا از اعتصاب عمومی به عنوان شرط به سرانجام رسیدن اعتراضات مردمی نوشتیم. امروز اما اوضاع و احوال متفاوت از آبان و دی است. با وجود این، هنوز از هم می‌توان از لزوم اعتصاب سخن گفت: #اعتصاب_برای_زندگی در وضعیتی که حکومت توجهی به سلامت مردم ندارد و به تجویز راهکارهای فردی بسنده می‌کند. در چنین شرایطی، حفاظت از جان مردم مسئولیتی جمعی و عمومی از جانب اقشار مختلف مردم می‌طلبد، و اعتصاب عمومی اساسی‌ترین جلوهٔ این مسئولیت‌پذیری عمومی است. در این شرایط، متن «حلقهٔ گمشده: اعتصاب عمومی» را بازنشر می‌کنیم، با آگاهی از این تفاوت بحرانی که امروز اعتصاب حلقهٔ تداوم زندگی انسانی جمعی است.

  • حکومت نظامی زیرعنوان مبارزه باکرونا؟

    حکومت نظامی زیرعنوان مبارزه باکرونا؟ ▪️سردارباقری،رئیس کل ستاد نیروهای مسلح از«خلوت کردن فروشگاه‌ها،خیابان‌ها و جاده‌ها ظرف ۲۴ ساعت آینده» خبرداده و گفته که یک «سامانه نرم افزاری قدرتمند در وزارت بهداشت طراحی شده که با همکاری باسازمان بسیج اجرایی می‌شود و ظرف یک هفته تاده روز آینده تمام مردم ایران از طریق فضای مجازی،تماس تلفنی و درصورت ضرورت بامراجعه مورد رصد قرار خواهند گرفت.» ▪️خلوت کردن خیابان ها ظرف 24 ساعت و کنترل کامل مردم از سوی بسیج، حتی اگر با هدف مهار انتشار ویروس کرونا باشد فرق چندانی با حکومت نظامی اعمال نشده ندارد و از هم اکنون نگرانی وسیعی برانگیخته. ▪️این اقدام که با فرمان خامنه ای به مداخله نیروهای مسلح شروع شده جنبش همیاری گسترده و خودجوش در مناطق کرونا زده را که زیر امواج ناکارایی فلج کننده ستاد مبارزه با کرونا، شکل گرفته عقب میزند و آنرابامیلتاریسم فاشیستی بسیج و سپاه جایگزین می کند. ▪️واردکردن نیروهای مسلح ازسوی خامنه ای به بهانه مبارزه باکرونا اعلام بی اعتمادی آشکار وی به توانایی روحانی برای مهار بحران ناشی از شیوع ویروس کروناست.

  • کرونا در ایران همچنان در حال گسترش است

    کرونا در ایران همچنان در حال گسترش است [سخن روز - حزب کمونیست ایران] در حالی که ویروس کرونا در ایران به استناد آمارهای منتشر شده به طور متوسط هر ساعت ۳۰ نفر را مبتلا می‌سازد و دو نفر قربانی می‌گیرد، و درحالی که روز چهارشنبه سازمان بهداشت جهانی شیوع “ویروس کرونا“ را همه گیر در سطح جهان یا “پاندمی” اعلام نمود، سران رژیم جمهوری اسلامی همچنان با نگاه امنیتی به آن برخورد می‌کنند و از اعلام آماردقیق تلفات به ویژه در قم، تهران، اصفهان و رشت، به دلیل بالا بودن آمار آن خود داری می کند. دولتِ روحانی هم دست روی دست گذاشته و جز پنهان کاری واقعیات از مردم و دروغگویی اقدام جدی و مؤثری برای جلوگیری از آن از دستش بر نمی آید. علی خامنه ای نیز که قبلاً شیوع کرونا را بی‌اهمیت می دانست و نسخه خواندن دعای شفا در صحیفه سجادیه را جهت معالجه مردم مسلمان می پیچید، روز پنج شنبه ۲۲اسفند در نامه خود به حسین باقری رئیس ستاد نیروهای مسلحش با بهره گیری از نظرات فرمانده سپاه پاسداران، قرائن حمله بیولوژیکی دشمن را کشف کرد که گویا منجر به شیوع این ویروس در ایران شده است. خامنه ای به عنوان فرمانده کل قوا به جای برخورد معقول به این آفت جهانی و به کار گیری توان و امکانات مالی مناسب برای رؤیارویی با آن، به نیروهای مسلح دستور داده که: “نیروهای مسلح می‌توانند رزمایش دفاع بیولوژیک داشته باشند و بر اقتدار و توان ملی بیفزایند.“ حسن روحانی به عنوان باصطلاح “رئیس ستاد ملی مبارزه با کرونا” در اولین جلسه این ستاد خواست کاهش ساعات کار و یا تعطیلی مجامع و مراسمهایی را هراس افکنی و توطئه دشمن نامید. اما پس از آنکه این ویروس در ۳۰ استان کشور جان صدها نفر را گرفت و دهها هزار نفر را مبتلا ساخت، برای توجیه بی برنامگی دولت و ورشکستگی اقتصادی رژیم نسخه دیگری پیچید. او در جلسه روز چهارشنبه هیأت دولتش، خیال خود برای انجام کار جدی د رجهت رفع این معضل عظیم اجتماعی را راحت کرد و مردم ایران را برای یافتن راه چاره حواله اجرای “نسخه واحد دنیا“ برای مقابله با کرونا کرد. او اِعمال هرگونه قرنطینه و تعطیلی مدارس و ادارات را غیرلازم دانست و جانباختن تعداد زیادی از مردم ایران بر اثر این ویروس را بزرگنمایی و شایعات بی‌ اساس اعلام کرد. حاکمان جمهوری اسلامی به دلیل اینکه چهل سال با اتکا به فریب و دروغگویی و پنهان کاری و اِعمال دیکتاتوری و سرکوب و دشمنی با مردم به حاکمیت شان ادامه داده‌اند، شکاف عمیقی بین خود و مردم ایران را خوب می بینند. از سوی دیگر سالها فساد و دزدی و اختلاسهای کلان از ثروت و سامان مردم ایران موجب شده که هیچ اعتمادی از جانب توده های مردم به حاکمیت در میان نباشد. روحانی می‌داند که جمهوری اسلامی از چنین موقعیاتی برخوردار نیست که بتواند از “نسخه واحد دنیا” برای رویارویی با این ویروس استفاده نماید. جمهوری اسلامی با اقتصاد ورشکسته اش، با سلب اعتماد توده های مردم ایران از خود و با اولویتهای امنیتی در بودجه بندی نمی‌تواند مانند بعضی دیگر از دولتها عمل نماید. برای رژیم اسلامی اولویت بودجه بندی، تأمین نیاز مالی نهادهای امنیتی و نظامی است نه زندگی مردم. خامنه ای حاضر است برای سپاه قدس دویست میلیون یورو بودجه اضافی اختصاص دهد اما برای مقابله با کرونا باید مردم را به چنین راه حل هایی حواله دهد. اگر دولت چین شهر ووهان ۹ میلیون نفری را با تدابیر همه جانبه قرنطینه کرد و اینک اعلام می‌کند که در یک روز تنها ۱۵ مورد ابتلا در کشورثبت شده است، نتیجه اهمیت دادن دولت و اختصاص بودجه و امکانات لازم به آن است. در مقابل روزنامه واشنگتن پست دو روز قبل نوشت که مقامات جمهور اسلامی برای پنهان کاری میزان تلفات، در قم کانالهای ۹۰ متری برای دفن دستجمعی قربانیان کرونا حفر می‌کند. پس از بیست روز دروغ و انکار و پنهان کاری رژیم به خاطر بازار گرمی مراسم ۲۲ بهمن و نمایش انتخابات اینک این ویروس در ابعاد وسیعی منتشر شده است. جمهوری اسلامی بجای شفافیت بخشیدن به گزارشات اوضاع کشور، به جای دادن آمار واقعی از تلفات و مبتلا شدگان به تعقیب و دستگیری خبرنگاران و کادر درمانی و کسانی می‌پردازد که واقعیات را خبر رسانی می کنند. خبرگزاری جمهوری اسلامی “ایرنا” گزارش داد که مقامهای وزارت بهداشت مسئولان بهداشت محلی را از اعلام تعداد جانباختگان منع کرده است. این درحالی است که دربسیاری از استانها مقامات محلی تحت فشار افکار عمومی آمارهای تکان دهنده ای از تعداد متبلایان و جانباختگان ارائه می دهند. با این رویکرد، بحق باید گفت که جمهوری اسلامی عامل اصلی شیوع و گسترش کرونا در ایران است. با توجه به اوضاع وخیم اقتصادی در ایران و به ویژه در شرایط رکود فعالیتهای تولیدی و اجتماعی بر اثر شیوع کرونا که موجب تشدید فقر و بیکاری کارگران وتوده های مردم تهدست شده است، و در نبود هرگونه بیمه و حقوق بیکاری، آنها مجبورند علیرغم علم به بالا بودن ریسک ابتلا به ویروس کرونا، برای پیدا کردن لقمه نانی برای خود و خانواده شبانه‌روز در بازار و میدان و خیابانها به کار و یا تلاش برای پیدا کردن کاری بپردازند. از آنجا که معمولآ دولت نسبت به حیات و تأمین معیشت اقشار کم درآمد و آسیب‌ پذیر مسئول است، مسئولیت مرگ و ابتلای هر یک از آنها به ویروس کرونا تمامأ به گردن جمهوری اسلامی می باشد. در چنین شرایطی کارگران بخشهای تولیدی لازم است با خواست افزایش دستمزد و مزایا و خواست تأمین امکانات بهداشتی و پیشگیری از ابتلا به بیماری اعتراضات خود را گسترش دهند و با اعتراضات و اعتصاب سراسری رژیم و صاحبان سرمایه را وادار به تعطیلی کارخانه و مراکزکاری با پرداخت حقوق و مزایا تا پایان بحران کرونا نمایند.

  • دانشجوی تاریخ

    جناب رضا, منظور آقای مطلق اصلا این نتیجه گیری های آنچنانی شما نبود. اتفاقا شما اگر به تاریخ جهان رجوع کنید, تمامی آزادی ها و تمامی حقوق هایی که امروزه مردم جهان در قرن بیست و یکم عادی و معمولی در نظر می گیرند, نتیجهء مستقیم انقلاب های مختلف در جهان است؛ از انقلاب آمریکا (۱۷۷۶) شروع کن بیا تا انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۱), انقلابات بورژوازی اروپا (۱۸۴۸), کمون پاریس (۱۸۷۱), انقلاب ۱۹۰۵ روسیه, انقلاب ۱۹۱۰ مشروطیت در ایران, انقلاب مکزیک ۱۹۱۱, انقلاب اکتبر ۱۹۱۷, انقلاب چین ۱۹۴۹, انقلاب کوبا (۱۹۵۸),.... این هراس افکنی برای مردم از هر گونه خیزش و قیام علیه استبداد مذهبی در ایران, تحت عنوان "فاجعه بودن انقلاب", "پرهیز از قیام" یا هر عنوان دیگری, دقیقا خط سیاسی وزارت اطلاعات و شاخهء اطلاعات سپاه است که سابقه ای طولانی نیز دارد. ضد انقلاب اسلامی در ایران که پس از سرنگونی شاه قدرت را در دست گرفت, تنها استثنا در تاریخ جهانی انقلابات است که منجر به بدتر شدن تمامی شرایط اقتصادی, سیاسی و اجتماعی مردم ایران شده است. اما این ضد انقلاب نیز دارد نفس های آخرش را می کشد. تنها طریق سرنگونی ضد انقلاب اسلامی حاکم بر ایران از طریق یک خیزش کشوری و قیامی سراسری از پایین به بالا, از طریق استفاده از سلاح اعتصاب عمومی و از طریق به کار بردن شیوهء مدیریت شورایی است. انقلاب کنونی علیه ضد انقلاب حاکم اسلامی از دیماه ۱۳۹۶ گامهای اولیهء خویش را با شعارهای " اصلاح طلب, اصولگرا, دیگه تمومه ماجرا" , "اسلامو پله کردن. ملتو ذله کردن",...برداشته است. در ادامهء تظاهرات و اعتراضات دیماه ۹۶, اقدامات مستقیم متعدد دیگری نیز در تمامی نقاط کشور, با شعارهای جالب دیگر صورت گرفت؛ مانند شعار کشاورزان اصفهانی که می گویند: "الکی میگن آمریکاست, دشمن ما همین جاست" یا زمانی که در اعتراض به تزویر و ریای حکومتی, همان کشاورزان اصفهانی, با حضور خود در مسجد مراسم نماز جمعه را مختل کردند و در حین پشت کردن به امام جمعه, شعار سردادند که "پشت به دشمن, رو به ملت." شایان توجه است که بطور کلی و عموما اقشار روستایی و کشاورزی و خصوصا کشاورزان ناحیه های مرکزی منجمله اصفهان, تاریخا از محافظه کارترین و مذهبی ترین لایه های اجتماع بودها ند. حال اینکه چنین اقشار و لایه های سابقا محافظه کار و مذهبی چنین رادیکال و علیه رژیم موضع می گیرند و دست به اقدام های مستقیم علیه دولت میزنند, طلیعة انقلاب نوینِ در حال تکوین در کشور است. پس از دو سال گذشت از دیماه ۹۶, جنبش سرنگونی انقلابی ج.ا. با شعارهای نظیر "نان, کار, آزادی ", "نه رفراندم, نه اصلاح- اعتصاب, انقلاب", "نان, کار, آزادی, جمهوری شورایی" به حرکت خود ادامه داده است. نتیجه گیری اخلاقی داستان: - تمامی آزادی های شخصی و عمومی, تمامی حقوق و امتیازات اجتماعی که امروزه شهروندان جهان از آن بهره میبرند, تمامی و بدون استثنا, نتیجهء مستقیم فقط و فقط انقلاب است. - ضد انقلاب اسلامی با خونینترین و فاشیستی ترین شیوه های سرکوب چهار دهه بحران آفرینی کرد و سرنگونی اش را به تاخیر انداخت, اما "...دیگه تمومه ماجرا!" "نان, کار, آزادی, حکومت شورایی"

  • رضا

    جانا سخن از زبان ما می گویی، دقیقا دو انقلاب اکتبر و فرانسه که گرسنگان کردند همان دو فاجعه ای بودند که منجر به پیدایش ناپلئون و استالین شد. و دقیقا این تجربیات همان چیزهایی است که باید از آنها پرهیز کرد. انقلابی که بر اساس روشن بینی شکل گرفت را در فرانسه افراد دیگری همچون دکارتها کردند. این هم نمونه.

  • عباس مطلق

    با سلام به سردبیر محترم و هموطنان ارجمند...و دوست عزیز اقای رضا.. انقلاب اکتبر روسیه و یا فرانسه را گرسنگی انسانها رقم زد. پایه و اساس و علت تمام جنبش ها و انقلابات را گرسنگی و قحطی ملتها رقم زده است .زمانی که ملیونها برده و فقیر و کارگر و دهقان٬ طبقه استثمار شده توسط دو دست کلیسا و دولت ٬جانشان انچنان به لب رسید که دیگر توان زندگی بیشتر را نداشته اند٬به خیابانها ریخته اند و انقالابات خونین تاریخ را رقم زدند.انچه که در تاریخ موجود است این گفته را تآئید میکند. شما روشن بینی را با گرسنگی مقایسه کرده اید.ما کدام انقلابی را در تاریخ نمونه داریم که بر اثر اگاهی و روشن بینی ملتها ٬رقم خورده باشد و بوجود امده باشد دوست عزیز؟ مادر تمام گرفتاری های بشر همواره فقر مادیات بوده و هست.فقر باعث تمام گرفتاری های بشریست . مغز زمانی مستعد است برای خلاقیت و ترقی و تکامل ٬ که شکم سیر باشد و انسانها در رفاه زندگی باشند.از امکانات مادی زندگی برخوردار بوده باشند.گرسنگی علت اصلی و اساسی انسان امروز است. شرائطی لازم است برای بیداری انسان . شرائط مادی و چنانچه ان شرائط مهیا نباشد ٬امکان ندارد انسان بیدار و اگاه گردد با شکم گرسنه و خانه خراب و سقف چکه کنان ! طبق نظر شما اگر بنا باشد منتظر اگاهی و بیداری ایرانیان ( هر ملتی افریقائی / اسیائی / امریکای لاتین یا هر ملت دیگری ) باشیم که دوست عزیز با چنین نظام ساسی و اقتصادی ایران تا ابد نه تنها انسانی بیدار نمیگردد٬ بلکه به فوج نا اگاهان و بی خبران و خواب الوده گان نیز..هر زو بیشتر میشود. به قول اناتول فرانس...بنده شیفته این گفته او شده ام..که انقلاب واقعی وقتی به وقوع میپیوندد که اخرین مستبد / دیکتاتور / سرمایه دار ٬ با روده های بزرگ اخرین پاپ ٬ کشیش یا اخوند..بدار اویخته گردد! تغیر و تحولات سیاسی و اقتصادی کشور ما ایران هیچ راهی ندارد جز یک شورش ملی ٬ قیام ملی ٬ ازادی بهائی دارد که تا ان پرداخته نشود٬ایرانیان به رهائی و ازادی و سعادتمندی ٬نخواهند دست یافت.این یک واقعیت تاریخی و سیاسی ست. در مقابل شعر خوب شما من چنین میگویم: خوشبختی و سعادت جز تلاش برای تخفیف فقر و بدبختی ٬ نیست. کشور ما و ملت ما امروز در مرداب این طایفه خدا نشناس و دزد و مفت خور و سرسپرده کمپانی های بزرگ نفتی ٬چند قدمی به ویرانی و تباهی کامل ٬فاصله ندارند.هیچ چیزی جز سر و جان بهر وطن و سعادت ایرانیان ٬وجود ندارد.این نظری ست..غلط یا اشتباه ..هر چه هست نظری ست و عقیده ئي. اقای رضا ٬ هموطن گرامی ٬ کشوری که با دخالت های قدرتی خارجی اداره گردد...کشوری که منابع و ثروتش ٬بدست اهالی خانه و کشور نباشد تا بهره ان سعادت خویش را بسازند...کشوری که مانند ایران از زمان قبل قاجار تا به امروز توسط سیاست های قدرتهای خارجی اداره شده و غارت..ان کشور در استعمار قدرتهای خارجی ست.مگر معنی استعما ر چیست برادر؟ اگر خود مستقل نباشی و اقتصاد و سیاست خارجی و داخلی کشورت / خانه ات را خودت عهده دار نشوی و دست شما نباشد..در استعمار خارجی هستی .این معنای دقیق استعمار است. ایران قرنی ست در استعمار انگلستان : بقول مرحوم سید اسدابادی ٬ کفتار پیر است .قرنی ست که نفت و منابع ما را به غارت میبرند..مرحوم مصدق را مگر انگلیس برهم نزد و توسط سگان خود ٬ فضل الله زاهدی و اردشیر ٬ ببخشید..ببخشید تخم حرامش و بعد نیز ٬ محمد رضا را جایش نشاند؟ و ۵۷ نیز او را بردند و اخوند شیادی چون خمینی را بر مردم ایران و منابع کشور مسلط نمودند؟ کشور ما عمری ست در استعمار کمپانی های عظیم نفتی ست. اسلام و خرافات و تعصبات زهراگین اسلامی توسط همین دولتهای خارجی در ایران نشر و تبلیغ میشد.تمام این اسناد و مدارک در اثار تاریخی مرحوم کسروی و ادمیت ٬موجود است دوست عزیز. گرسنگی و فقر و استبداد همیشه در تاریخ سبب انقلابات شده است انچه تاریخ تآکید میکند البته! با تشکر از نوشته شما اقای رضا هموطن گرامی و سردبیر محترم

  • رضا

    ده ها سال پیش بزرگی گفت و چه درست هم گفت: بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟ صدا نالنده پاسخ داد: آری نیست آری نیست ...

  • رضا

    عباس مطلق عزیز. بیداری به علت روشن بینی با بیداری از سر گرسنگی فرق دارد. هرگز نمی توان به بیداری و قیام گرسنگان دلخوش داشت؛ دلایل بسیارند، مهمترین دلیل اینکه گرسنه همچون گرسنه فکر و رفتار می کند و نه همچون روشنفکر و مصلح و همین رفتار هم هست که تاریخ آینده ی ما را می سازد، نه آرمانها و شعارها و وعده ها و دلخوشکنک ها و ایسم ها و رهبران خوش قلب و شریف.نمونه های کشورهایی که به این نوع بیداری رسیده اند و نتایج ناخوشایند آن را دیده اند هم بسیار است. همین گرسنگان این پتانسیل را دارند که به راحتی «سوخت بار» شیاد بعدی شوند و ...

  • عباس مطلق

    با سلام ..سردبیر محترم و دوستان خطاب به هممیهن گرامی اقای : رضا شما با رد کردن موضوع و شکل مبارزه ٬ چند خطی مرقوم فرمودید اما نظرتان را ننوشتید.شما چه پیشنهادی دارید؟ از دست روی دست گذاشتن و با نا امید شدن خود و نا امید کردن دیگران ٬مشکلی حل میشود؟ یا با دست به دست هم دادن٬نظریه های مختلف و روش های گوناگونی را ارائه دادن٬ با تبادل نظرات و تشریک مساعی در زمینه گرفتاری های گوناگون امروز ما ایرانیان است که به نتیجه ئی میرسیم ٬غیر از این است ؟ همین گوناگونی نظرات و روش ها ست که در نهایت به راهی و چاره ئی دست میابیم.نافرمانی مدنی یکی از مهمترین اسلحه و ابزاری ست در دست مردم داخل ایران.یک اعتصاب سرتاسری ایرانیان در تمام مراکز و نقاط ایران است که خط پایانی به گروگان گیری ۴۰ ساله ایرانیان پایان میدهد٬ اینطور نیست؟ و کلآ شما چه پیشنهادی دارید هموطن گرامی؟ شما اقای عزیز در اغاز نوشته اید : چه فایده ئی دارد نه رهبری و نه...اله و بله... مگر قرار است این بار هم یک مشت شیاد سیاسی بنام رهبری جنبش ٬برمردم و تمام کارها مسلط شده و اهسته اهسته مانند ان اخوند شیاد ملت را به روزگار سیاه دیگری بکشانند دوست عزیز؟ جنش ٬ جنبشی ست که از نهان مردم ایران داخل کشور..داخل کشور بر امده و از دل مردم نیز اداره خواهد شد.مردم خود اختیار و سرنوشت خویش را بدست خواهند گرفت.مگر شوارهای محلی / ناحیه ئی در تمام کشور رفتن به کوه قاف هست دوست عزیز؟ این بار نه رهبری و نه رهبرانی..برای هفت پشت مردم ایران..رهبری بس است ! بقول قدیمی ها اقای رضا قدرت نباید مرکزیت یابد.قدرت میبایست به تمام مردم ایران داده و تقسیم گردد.قدرت نباید در بین گروهی و یا یک شخصیتی متمرکز گردد و او بتازد ..مانند تاریخ گذشته ما.انچه تاریخ ایران تآئید دارد همین قدرت داشتن در دست یک عده بخصوص بودو استعمار مردم ایران. قدرت نهایتآ طبق قوانین طبیعی ٬به استبداد و اختناق ٬منجر خواهد شد.و از این روند طبیعی تکامل قدرت به استبداد را هیچ شکی نیست.این روند در تمام تاریخ دوران بشری در اثار مختلف تاریخی انتشار شده و چون سندی معتبر در دست است.قدرت میباید به همه مردم عادلانه داده تقسیم شود.همه مردم / انسانها باید در اظهار نطرات و معتقدات خود در باره اداره مملکت و زندگی خود٬ازاد و قادر باشند..شما اینطور فکر نمیکنید دوست عزیز؟ با پوزش از سردبیر جان برای دو بار شده نوشته٬ ببخشید سرورم..ببخشید این یکی کامل است مخلص شما سردبیر محترم

  • عباس مطلق

    با سلام ..سردبیر محترم و دوستان خطاب به هممین گرامی اقای : رضا شما با رد کردن موضوع و شکل مبارزه ٬ چند خطی مرقوم فرمودید اما نظرتان را ننوشتید.شما چه پیشنهادی دارید؟ از دست روی دست گذاشتن و با نا امید شدن خود و نا امید کردن دیگران ٬مشکلی حل میشود؟ یا با دست به دست هم دادن٬نظریه های مختلف و روش های گوناگونی را ارائه دادن٬ با تبادل نظرات و تشریک مساعی در زمینه گرفتاری های گوناگون امروز ما ایرانیان است که به نتیجه ئی میرسیم ٬غیر از این است ؟ همین گوناگونی نظرات و روش ها ست که در نهایت به راهی و چاره ئی دست میابیم.نافرمانی مدنی یکی از مهمترین اسلحه و ابزاری ست در دست مردم داخل ایران.یک اعتصاب سرتاسری ایرانیان در تمام مراکز و نقاط ایران است که خط پایانی به گروگان گیری ۴۰ ساله ایرانیان پایان میدهد٬ اینطور نیست؟ و کلآ شما چه پیشنهادی دارید هموطن گرامی؟

  • رضا

    رویگردانی از انتخابات اسفند امسال واقعا دستاورد بزرگی بود اما بعد از 41 سال و به قیمتی بسیار بسیار گزاف. اگر میزان مشارکت در انتخابات خرداد 76 ده درصد بود می شد گفت که دریافتی ریشه دار از مبارزه در بدنه ی جامعه وجود دارد دیگر الان که مملکت از دست رفت و حتی داد خودی ها هم در آمد و فقط «علی» ماند و حوضش از خواب بیدار شدن را شادمانی چندانی نیست. در مورد «فاطمه کماندو ها» هم باید بگویم گویا فقط ویروس کرونا مسری نیست، بلکه ویروس «دژمن پنداری» هم از حکومتیان به خلق سرایت کرده است، آنها هر مخالفی را امریکایی می خوانند و اینها هر مخالفی را مامور سایبری، عجبا که چه مردمانی هستیم!!!

  • عباس مطلق

    با سلام به دوستان.. ایا در جنبش ها و تظاهرات اخیر ٬کارکنان و کارمندان شرکت نفت هم حضور داشته اند؟ تکلیف این حکومت اسلامی اشغالگر و دزد و تبهکار ..را ایا یک نافرمانی مدنی سراسری کشور ٬میتواند رقم بزند؟ سوال مهمی ست ٬اینطور نیست؟ یک اعتصاب عمومی سرتاسر کشور.امروز طبقه کاسب کار و بازاری و کارمندان دولتی !مردد هستند.تنها امری که شهامت این طبقه را ظعیف کرده و میکند ٬مسائل اقتصادی ست. مسائل مالی و رفاه و تآمین مادیات زندگی ٬بسیار بیشتر از ایران و اینده کشور و نسلهای اینده ٬پر اهمیت شده است .همین امر باعث جلو گیری اتحاد این طبقه وسیع شده است با مردم.یادمان هست که : در پایان ۵۷ و امدن اخوند شیاد٬رادیو تلوزیون ملی ایران ٬اشغال شد و از همان رادیو به تمام ایران پیام ها میرسید. امروز هم در تهران اگر مردم صدا و سیما و منطقه پاستور را همزمان اشغال کنند٬ کار تمام است ٬ نیست؟ سیر تکاملی تاریخ در کشور ما ٬بسوی اینده ئی روشن و سعادتمند است ٬ اما با دادن خون بهائي عظیم و فاجعه بار. خمینی ۴۰ سال پیش امد و در این دیگ عظیم متعفن ۱۴۰۰ سال مانده را برای ما ٬ ایرانیان برداشت و اشکار و نشانمان داد.ایرانیان این بار میروند تا برای همیشه تکلیفشان را با این ائین و دین ۱۴۰۰ ساله اجنبی / غیر که انهم به زور شمشیر ٬بر ما ایرانیان وارد شد..برای همیشه تکلیفشان را روشن کنند.این روند تکامل تاریخ است نه حدس و گمان و نظر شخصی.ایران و ایرانیان تا مغز استخوان ٬تا گلو ٬مالا مال شدند از تنفر و کینه ۴۰ سال ظلم و ستم ٬ ۴۰ سال جنایت و تبهکاری و دزدی و غارت این ملت٬ ۴۰ سال عقب ماندگی و از کاروان ترقی و پیشرفت جهانی ٬ ۴۰ سال استبدادو اختناق و زور و کشتار٬ کشتار بهترین فرزندان این اب و خاک...امروز ایرانیان با تمام پوست و استخوانشان این بختک سیاه و پلید دین اسلام و نمایندگان تبهکار و فریبکارش را ٬حس کردند و دیدند و به کنه این دین اگاه شدند. یک فاجعه در راه است انهم بهای اشتباه و ندانم کاری مردم است ٬ نسل دیروز.۹۹ در صد از مردم نه میدانستند خمینی کیست و نه میدانستند چه میخواهند..برای چه به خیابانها میروند..خواستشان چیست؟ خوشی زده بود زیر دل نسل دیروز ایرانیان.ایران در راه فاجعه ئی خونین است که تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.شاید در اینده ایرانیان مدیون خمینی شوند که با نشان دادن ماهیت این بختک پلید ٬باعث شد ایرانیان بعد از ۱۴۰۰ سال این مرداب متعفن را از این سرزمین پاک کنند.روزی برسد که هیچ اثری از دین اسلام بروی خاک این سرزمین ٬نباشد و بر جای نمانده باشد! از مقبره های هزار من طلا و نقره گرفته تا ۸۰۰ امام زاده و هزاران مساجد...تا تمام اثار اسلامی از روی خاک این سرزمین پاک نشود..ایرانیان هرگز خود را رها و ازاد و پاکیزه نخواهند کرد! یادتان هست وقتی ان اخوند شیادی که مرحوم هویدا را از پشت زد..مشتی لات و قهوه خانه نشین و قمه کش را جمع کرد در تهران در اداره بزرگی در سلطنت اباد جمع کرد و نهار مفصلی هر روز به انها میداد و مقداری پول تو جیبی..و انان را مانند سگهای گرسنه فرستاد به خیابانها با شعار : یا روسری..یا تو سری..کجا بودند مردان؟ کنار پیاده رو ها ایستاده تماشا میکردند...کجا بودند دانشجویان چپ انقلابی چریکها / مجاهدین / جبهه ملی ..نهضت ازادی و غیره؟ وقتی سیل زنان با مشتی لات ناجوانمرد مزلف چاقو کش با رهبری یک ملای شیر حرام خورده مفت خور..در خابانها زنان و دختران و مادران مارا ضرب و شتم میکردند..همان هفته های اول ٬ کجا بودیم ما مردان؟ باری ..درد دل ۷۰ من مثنویست..یک نافرمانی مدنی..اعتصاب عمومی سراسر کشور..کار ملایان مفت خور و دزد و سپاه تبهکار و دزد٬روشن خواهد شد.... با تشکر از سردبیر محترم ع. مطلق

  • منصور

    جناب رضا, چرا شما هیچ نگاهی به دست آوردهای قیام آبان ماه امسال ندارید؟ اتفاقا به خاطر قیام آبان ماه بود که در دیماه امسال هم خیزشی رخ داد و باری دیگر دیدیم که آتش زیر خاکستر یعنی چه . که البته این استعارهء "آتش زیر خاکستر" نیز واقعا قاصر است. با اجازهء شما مروری داشته باشیم به وقایع و شعارهای دیماه امسال: بعد از وضعیت حکومت نظامی در مقابله با اعتراضات در مورد شلیک به هواپیمای اکراینی، در چهارمین روز اعتراضات، حکومت عربده‌کشان بسیجی‌اش را به درون دانشگاه‌های معترض گسیل کرد تا بلکه مانع تداوم اعتراضات شود. علیرغم این توطئه و تهدید، دانشجویان حداقل سه دانشگاه بهشتی و امیرکبیر و تهران تجمع ضدحکومتی‌شان را برگزار کردند. دانشجویان صف‌شکنِ دانشگاه تهران برای چندمین بار با شعارهای خود مسیر روشنی جلوی پای جنبش گشودند: هم پرچم استقلال طبقاتی از تمام جناح‌های سرمایه‌داری حاکم و رقبایش را بلند کردند، هم ندا دادند که تعیین آینده و سرنوشت این جنبش را به هیچ اتاق دربسته یا میز مذاکره‌ای نباید واگذار کرد اِلا «کفِ خیابان»؛ هم نشان دادند که در این شرایط هم سیل‌‌زدگان بلوچ را فراموش نمی‌کنند؛ هم تریبون دفاع از مبارزان عراقی شدند و هم در نهایت تیر خلاص را به زمینه‌چینی برای بازی آتی اصلاح‌طلبان یعنی طرح «رفراندوم» چکاندند و صدای تمام آن‌هایی شدند که به کمتر از انقلاب رضایت نخواهند داد! از شعارهای این دانشجویان: نه رفراندوم! نه اصلاح ! اعتصاب، انقلاب! اصلاحات، رفراندم = رمز فریب مردم! چه دی باشه چه آبان پیکار کف خیابان! از تهران تا بغداد شعار ما انقلاب! از ایران تا بغداد، فقر، ستم، استبداد! بلوچستان تو آبه، رژیم دستش چماقه! برادر سیل‌زده، حمایتت می‌کنیم! از اهواز تا تهران ، سرکوب زحمتکشان! نه شاه می‌خوایم نه پاسدار ، مرگ بر این دو کفتار! مرگ بر ستمگر ، چه شاه باشه چه رهبر ! دانشجو کارگر ، ایستاده ایم در سنگر! اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا! ▪️۱۵۰۰ نفر کشته آبان ماست! دیکتاتورسپاهی ، داعش ما شمایی! آخوند سرمایه‌دار ، پول ما رو پس بیار! پس می بینیم که اتفاقا کاملا بر خلاف ادعای شما هم رهبری ای هست، هم برنامه ای، هم سازماندهی ای، هم آلترناتیوی، هم مبارزه ی دامنه دار و ریشه دار. که البته نفی تمامی این حقایق و واقعیتها در جهان مجازی از وظایف افرادی است معروف به فاطمه کماندو های سایبر بسیج.

  • نه رفراندوم! نه اصلاح! / اعتصاب! انقلاب!

    نه رفراندوم! نه اصلاح! / اعتصاب! انقلاب! ⚪️ #سرخط: یکی از شعارهایی که در روزهای اخیر به مذاق اصلاح‌طلب‌ها خوش آمده بود و بع‌شدت سعی در تبیلغ تبلیغ آن داشتند، شعار «رفراندوم» بود. هیچ جای تعجب ندارد. حسن روحانی هم هر جا پروژه‌های‌اش به بن‌بست می‌رسد و کشور دچار بحران می‌شود از «رفراندوم» حرف می‌زد. شعار «رفراندوم» اهرم فشار دولت و اصلاح‌طلب‌ها در برابر جناح رقیب، و حالا مشخصاً در برابر سپاه و خامنه‌ای است. ⚪️ قطعاً اصلاح‌طلب‌ها دنبال این هستند که از اعتراضات اخیر به عنوان اهرمی برای فشار بر رقبا و احیای آبروی سیاسی خود استفاده کنند. البته بر خلاف تصورات برخی، این‌که اصلاح‌طلب‌ها تلاش بسیاری می‌کنند که به اعتراضات جهت دهند، به معنای این نیست که این اعتراضات اصلاح‌طلبانه است. همین امروز، شعارهای دانشجویان در دانشگاه‌های بهشتی و امیرکبیر و تهران نشانگر چرخشی جدّی در بیان اعتراضات بود. ⚪️ دانشجویان با شعارهای «اصلاحات، رفراندم = رمز فریب مردم!» و «نه رفراندوم! نه اصلاح! / اعتصاب، انقلاب!» پَتۀ شعارهای اصلاحطلبانه را روی آب ریختند. در صورت فراگیر شدن این شعارها و استمرار اعتراضات مردمی آثاری جدی خواهد داشت. البته اثرگذاری عملی این شعارها مستلزم این است که توده‌گیر شوند و به کار بسته شوند: زیر آب وعده‌های اصلاح‌طلبانه‌ای مثل رفراندوم، فقط با اعتصاب عمومی مردم و از کار انداختن چرخ‌های اقتصادیِ نفع‌رسان به جمهوری اسلامی زده می‌شود.

  • فاطمه مسجدی

    زنان و اعتراضات آبان ۹۸:‌ شکستن کلیشه حضور مردان در خیابان من گمان نمی‌کنم آوردن زنی جلوی دوربین که ممکن است تعلق به گروهی سیاسی داشته باشد، به این معنا باشد که جمهوری اسلامی نقش رهبری زنان را پذیرفته است. فکر می‌کنم داستان چیز دیگری است. مساله نقش زنان کرد در منطقه برای دفاع از خود بسیار مهم است. ترکیه وقتی به کردها حمله کرد، نخست یکی از رهبران زن کرد را به قتل رساند. نقش زنان کرد در کشور ما هم بسیار مهم است. این چیزی است که جمهوری اسلامی کاملا به آن واقف است. چون این می تواند نوعی رهایی باشد. نظر فمینیست‌های سفید غربی هم که می‌گویند باید از میلیتاریزه شدن نقش زنان جلوگیری کنیم از نظر من نادرست است. زن‌های کرد از خود در برابر دشمنی که به آنها حمله کرده دفاع می‌کنند و این مساله بسیاری مهمی برای جمهوری اسلامی است. زنان کرد ایرانی می‌توانند همان حرکتی را که در سوریه انجام داده‌اند در ایران هم انجام دهند و این چیزی است که جمهوری اسلامی به شدت از آن می‌ترسد. با این نگاه گمان می‌کنم حتی خطر اعدام یکی از رهبران زن کرد در ایران، بعد از این نمایش برای ایجاد ترس و وحشت در میان کردها وجود دارد.

  • مریم حسین‌خواه

    زنان و اعتراضات آبان ۹۸:‌ شکستن کلیشه حضور مردان در خیابان یکی از دلایلی که مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی، بر رهبری و هدایت اعتراض‌های اخیر از سوی زنان تاکید کرده‌اند، ناشی از نوع نگاه تحقیرآمیزی است که نسبت به زنان دارند و آن‌ها را «احساساتی» و «بدون عاملیت» می‌دانند. در واقع اگرچه اذعان به نقش زنان در این اعتراض‌ها ناشی از حضور پررنگی است که قابل انکار و چشم‌پوشی نیست اما به‌نظر می‌رسد که مقام‌ها و رسانه‌های حکومتی می‌خواهند با تاکید بر نقش زنان در هدایت اعتراض‌ها، این مساله را القا کنند که رهبران این حرکت گول خورده‌اند، چون به اعتقاد آنها «زن‌ها بیشتر و آسان‌تر فریب می‌خورند.» تصویری که از راه دور و در عکس‌ها و ویدیوهای ارسالی از این اعتراض‌های خیابانی می‌شود دید این است که دست‌کم به نسبت اعترا‌ض‌های سال ۱۳۹۶ زنان حضور پررنگ‌تری دارند و صدای آنها را در شعارهای خیابانی می‌توان به وضوح شنید. این حضور پررنگ در ادامه حرکت‌هایی است که در دو سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم: از برگزاری دوباره تجمع ۸ مارس در خیابان آزادی گرفته، تا تکرار تصویر زنان معترض در اعتراض‌های کارگری و دانشجویی و زنانی که در سال‌های اخیر در خیابان و به صورت علنی به حجاب اجباری اعتراض کردند. اگرچه ممکن است زنانی که در آبان ماه به خیابان آمدند همان‌هایی نباشند که به نقض حقوق زنان و کارگران و دانشجویان نیز اعتراض داشتند اما به نظرم دیده شدن و گزارش حضور و اعتراض زنان در خیابان، به زنان دیگر نیز جرات اعتراض می‌دهد و کلیشه‌ مردانه بودن حضور خیابانی را خدشه‌دار می‌کند.

  • هوای تازه در جنبش زنان- به مناسبت هشت مارس روزجهانی زن

    هوای تازه در جنبش زنان- به مناسبت هشت مارس روزجهانی زن جنبش زنان ایران از همان بهمن ۵٧ علیه ارتجاع آغاز شد و در تمام ۴١ سال گذشته، گاه مانند ٨ مارس ۵٧ با جمعیت چند هزار نفری در خیابان و با شعار «ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم» و گاه به شکل مقاومت در زندان، مبارزه برای کار، برای تحصیل، برای حضانت، علیه چند همسری، علیه حجاب، علیه مرد سالاری، علیه شکنجه و اعدام، علیه سلطه‌ی سرمایه، علیه بنگاه‌های مالی، علیه تخریب طبیعت و …. در تمامی عرصه‌های کار و زندگی ادامه داشته و دارد. زنان در تمامی بحران‌های اجتماعی- سیاسی، به لحاظ دسترسی کم‌تر به منابع مالی، آسیب‌‌پذیرتر هستند. در تحریم‌ها دسترسی کمتری به درمان، اشتغال و امکانات دیگر دارند. اما در سرکوب‌ و زندان دوشادوش مردان انواع شکنجه‌های جسمی، روانی و جنسی را تحمل کرده و حکم زندان و مجازات گرفته‌اند. در خانواده نیز زنان مورد خشونت‌های جسمی، جنسی، روانی، مالی و … قرار دارند، در خانواده تبعیض علیه زنان چنان شدید و خشونت بار است که بنا به اظهار یکی از قضات دادگاه خانواده، بیش از ٩٠ در صد تقاضای طلاق از سوی زنان است. این تبعیض‌ها و محرومیت‌ها پیوسته توسط جامعه‌ی مردسالار وسرمایه‌سالار تولید و باز تولید می‌شوند و زنان بیشتری را به عرصه‌‌های مختلف مبارزه سوق می‌دهند. در اعتراضات دی٩۶ و آبان و دی٩٨، حضور پررنگ زنان و رد پای بسیاری از این نارضایتی‌ها را می‌توان در گوشه و کنار کشور مشاهده کرد. در اعتراضات و تابوشکنی‌های گسترده علیه حجاب، اعتصابات پی در پی کارگران، تظاهرات مداوم مالباختگان، اعتراضات معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، درگیری های روزمره دست فروشان زن و مرد با مأموران شهرداری، مقاومت مردم در مقابل نیروی انتظامی به دلایل مختلف، اعتراض به آلودگی محیط زیست، فساد و بی‌لیاقتی دستگاه حاکمه و بی اعتمادی مطلق مردم به مسئولین، و … . اما این خیزش‌های اخیر صرفا ادامه اعتراضات قبلی نبود بلکه با جهش به پیش گسست خود را از اشکال قبلی مقاومت نشان داد. این خیزش‌ها بتدریج و در هرگام به پیش، با فریاد‌های بلند تقابل خود را با اصلاح طلبی نشان دادند و ماهیت انقلابی خود را به رخ جهانیان کشیدند. دی ٩۶ و آبان و دی ٩٨ هوای تازه‌ای در جنبش آزادیخواهی و عدالتخواهی مردم ایران بود که بنا به اعتراف کلیه شرکت کنندگان و رسانه‌های چپ و راست زنان در آن‌ها حضور پر رنگی داشتند و با روحیه‌ای تهاجمی، تمام قد در مقابل نیروهای سرکوب ‌ایستادند و حقوق انسانی خود را فریاد ‌زدند. با توجه به حضور پر شمار زنان در دو سه جنبش اخیر، و شعارهایی مبنی بر گذار از اصلاح‌طلبی، می‌توان گفت زنان نیز با حضور و با خون خود بخشی از تاریخ معاصر را رقم زدند. افزایش فشار‌های اقتصادی و اجتماعی در کنار افزایش اگاهی جنسیتی انگیزه‌های زنان برای مبارزه را تشدید کرده است. زنان تلاش می کنند با تحصیلات بیشتر و کار مضاعف از چرخه تبعیض خارج شوند اما به در بسته می‌خورند، آنان با این چشم‌انداز که از طریق استقلال مالی بتوانند اندک بهبودی در وضعیت معیشتی و اجتماعی خود بوجود آورند، پا به عرصه تحصیل و کار می‌گذارند، اما خشونت و تبعیض سیستماتیک مانع جهش و پیشرفتشان می‌شود، از این رو حضور زنان در خیزش‌های اجتماعی برای احقاق حقوق خود روز بروز پررنگ‌تر می‌شود و حاکمیت را با انبوه مطالبات خود به چالش می‌گیرند. مطالباتی همچون رفع بیکاری و دستمزد برابر؛ بهداشت ودرمان و مناسب؛ ریشه‌کن کردن فقر و گرانی؛ توقف تحقیر، کنترل بدن‌هایشان و تحمیل نوع پوشش و سبک زندگی برآنان؛ توقف خشونت و آزار جنسی در عرصه‌های خصوصی و عمومی؛ توقف کار، ازدواج و فحشای روبه گسترش کودکان؛ توقف فحشاء؛ کارتن‌خوابی؛ رفع تبعیض‌های مذهبی و قومی؛ الغای قوانین تبعیض‌آمیز که آن‌ها را وادار به ادامه زندگی در چرخه خشونت کرده است؛ رفع کلیشه‌های جنسیتی و فرهنگ زن ستیز که همواره توسط نهادهای رسمی و غیررسمی بازتولید می‌شوند؛ ایجاد سهم برابر از همه امکانات رفاهی و احترام انسانی که به طول تاریخ مردسالاری از آن‌ها دریغ شده است؛ آزادی بدون قید و شرط فرزندان، شوهران، پدران، مادران و خواهران و برادرانشان؛ معرفی و مجازات عاملان و آمران کشته‌شدگانشان؛ و در یک کلام پایان دادن به هر گونه تبعیض، دیکتاتوری و سلطه‌گری، دروغ‌پردازی، فساد، سوء مدیریت، ارتجاع، مردسالاری و سرمایه‌سالاری و سودمحوری…. ما زنان ایران از همان روزهای آغازینِ تعویض قدرت سیاسی باردیگر به میدان مبارزه بازگشتیم. این بار برای مبارزه با ارتجاعی که روز به روز جای پایش را محکم‌تر ‌کرد و با سرکوب بی‌رحمانه کوچکترین حق زنان به عنوان انسان را نادیده ‌گرفت. در طی این چهل سال با مبارزه در عرصه‌های مختلف تلاش کردیم با دفاع از حقوق انسانی خود شرایط زندگی خود را بهبود بخشیم. چهل سال مبارزه بی وقفه حتی اندک تغییری در وضعیت زنان ایجاد نکرد، به همین دلیل بتدریج و در طی این مبارزات، روزبروز تعداد بیشتری از ما زنان به این نتیجه رسیدیم که در ساختار موجود این مطالبات و حقوق دست‌یافتنی نیست. چنانکه در آبان ماه امسال این واقعیت بر بسیاری از زنان آشکار شده بود و شاهد بودیم که در آن چند روز زنان یکصدا نه فقط شعارهای مطالباتی، بلکه شعارهایی مبنی بر تغییرات اساسی و ساختاری نیز سر دادند. اما آنگونه که تاریخ نشان داده است تغییر ساختارها لزوما تضمینی برای تحقق خواست‌ها و مطالبات زنان نیست، بنابراین معقتدیم تحقق شعارهایی همچون «کنترل بدن من حق من است» ضروتا باید توسط تشکل‌های مستقل زنان پی‌گیری شود. از این‌رو حضور و تداوم جنبش مستقل زنان و تشکل‌های مستقل زنان در هر ساختار وشرایطی را یک پیش‌شرط و یک ضرورت برای دستیابی زنان به مطالباتشان می‌دانیم. مطالباتی که شرط تحقق آن‌ها نابودی مردسالاری، سرمایه‌سالاری و هرگونه سلطه و تبعیض است. به مناسبت هشت مارس روزجهانی زن آرزم (آورد رهایی زنان و مردان) اسفند ۱۳۹۸

  • آرش عزیزی

    اعتصاب عمومی کارگری، کلید موفقیت جنبش اعتراضی مردم اعتصابات کارگری از این جهت اهمیت دارند که نمی‌توان با سرکوب به راحتی به آنها پایان داد جنبش‌های اعتراضی مردمی در کشوری مثل ایران که نیروهای سرکوبگر و بی‌رحمی مثل سپاه پاسداران دارد، چگونه می‌توانند به موفقیت برسند؟‌ در ۲۰ سال گذشته بارها شاهد جنبش‌هایی خیابانی بودیم که با سرکوب وسیع به محاق رفته‌اند. از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا جنبش سبز ۱۳۸۸ تا اعتراضات اقتصادی شهرستان‌ها در دی‌ماه ۱۳۹۶. اعتراضات دی‌ماه ۹۶ اما تفاوتی ماهوی با ۱۸ تیر و جنبش سبز داشتند؛ این‌بار نه دموکراسی‌خواهی که آشفتگی اقتصادی پیش‌برنده حرکت بود و مرکز اعتراضات نه شهرهای اصلی و بزرگ کشور که شهرهای کوچک و بزرگ در سراسر کشور بود. تحقیقات رسانه‌ای نشان داد که همان شهرهایی که مردم در آن قبلا دست به اعتراضات محدود صنفی و اقتصادی زده بودند، در دی‌ماه ۹۶ دست به اعتراضات خشمگین و گسترده زدند؛ به این دلیل ساده که مردم بر اساس نارضایتی‌های موردی اقتصادی به نتیجه‌گیری‌های عمومی‌تر از وضعیت خود و نظام فاسد حاکم بر کشور رسیدند. این‌بار نیز اعتراضات را نباید فقط به دلیل گرانی بنزین تلقی کرد؛ ریشه این اعتراضات خشم عمومی از سقوط اقتصادی کشور و بی‌آیندگی مردم و نقض کرامت آن‌ها توسط حکومت منفور غیردموکراتیکی است که مملو از فساد و ناکارآمدی است. چنان‌که شعارها نشان می‌دهد اعتراضات بدون‌ شک ماهیت سیاسی دارند و «خواست نهایی‌»شان پایان حکومت جمهوری اسلامی و آیت‌الله خامنه‌ای است. خامنه‌ای چنان تمام قدرت را در دستان خود متمرکز کرده و دستگاه‌های مختلف جمهوری اسلامی را بی‌معنی کرده که عملا به جز هدف گرفتن حکومت او چاره‌ای برای مردم باقی نمانده است. به‌خصوص در شرایطی که حتی شهامت پذیرش مسئولیت تصمیماتش را ندارد و رو به روی مردم گرفتن تصمیم در مورد افزایش قیمت بنزین را به گردن بقیه می‌اندازد. اما هدف اعتراضات چه کوتاه‌مدت (لغو افزایش قیمت بنزین)، میان‌مدت (تغییرات عمده‌تر در سیاست‌های اقتصادی) یا طولانی‌مدت (سرنگونی جمهوری اسلامی) باشد، صرف تظاهرات و حرکاتی مانند حمله به بانک‌ها برای رسیدن مردم به خواست‌هایشان کافی نیست. مهمترین حرکتی که جای خالی آن احساس می‌شود دست زدن به اعتصابات کارگری است و نهایتا اعتصابی عمومی که در آن همه کارگران کشور دست از کار می‌کشند. اعتصابات کارگری از این جهت از حرکاتی مثل تظاهرات متمایزند که با نیروی سرکوب نمی‌توان به راحتی به آن‌ها خاتمه داد. وقتی کارگران دست از کار بکشند، سخت است با نیروی زور آن‌ها را مجازات کرد. بخصوص اگر شمار وسیعی از کارگران دست به اعتصاب بزنند. شاید بتوان چند کارگر را به جرم «خرابکاری» اخراج کرد، اما نمی‌توان هزاران نفر را کنار گذاشت. به‌اضافه تظاهرات و حمله به چند ساختمان خسارتی مقطعی وارد می‌کند اما اعتصاب عمومی کل کشور را فلج می‌کند و در واقع این سوال را پیش روی جامعه قرار می‌دهد که چه کسی حاکم بر سرنوشت کشور است: مردم یا دولتِ غیردموکراتیکی که آن‌ها انتخاب نکرده‌اند؟ مردم به خیابان آمده یا آیت‌الله خامنه‌ای؟ کمبود اتحادیه‌های کارگری سازمان‌یافته باعث شده سازمان دادن چنین اعتصاب‌هایی دشوار باشد. اما سازماندهی اعتصاب فقط کار اتحادیه‌ها و نهادهای کارگری نیست. نارضایتی اقتصادی در جامعه امروز اینقدر وسیع است که کمتر قشری از اهمیت این‌که «باید کاری کرد» غافل است. لازمه حرکاتی مثل اعتصاب اما سازماندهی و داشتن هدف‌های مشخص است. چگونه می‌توانیم از تظاهرات پراکنده به هدف‌های مشخص و سازماندهی حرکات منظمی مثل اعتصاب برسیم؟‌ این کار نیازمند عروج رهبرانی است که پلاتفرم‌های مشخصی ارائه کنند. این پلاتفرم‌ها می‌توانند در گردهمایی‌های مردم معترض در میدان‌ها و معبرها بلند خوانده شوند و توسط مردم به بحث و گفتگو گذاشته شوند. روند طبیعی خیابان باعث عروج پلاتفرم‌هایی خواهد شد که مورد توافق عمومی مردم باشند. با توجه به ماهیت این اعتراضات هدف این پلاتفرم‌ها باید سیاست‌های اقتصادی جمهوری اسلامی و همچنین ماهیت استبدادی حکومت را هدف بگیرد. اعتراضات کنونی شاید خاتمه بیابند و شاید ادامه پیدا کنند. حضور در خیابان بروز خشم و نمایش قدرت مردم معترض است، اما به خودی خود استراتژی کافی برای پیروزی نیست. آن هم در مقابل حکومت سرکوبگری مانند جمهوری اسلامی که از کشتن مردم بیمی ندارد. در فقدان نیروهای سیاسی سازمان‌یافته اپوزیسیون، قدم‌های پیش رو را می‌توان این‌گونه توصیف کرد: عروج رهبرانی که خواست‌های مشخصی را اعلام کنند و بر آن‌ها پافشاری کنند؛‌ تدوین قطع‌نامه‌هایی که به بحث و رای و تایید مردم معترض در خیابان‌ها گذاشته شود؛ و استفاده از قوی‌ترین اهرم موجود برای رسیدن به این خواسته‌ها: اعتصابات کارگری و در نهایت اعتصاب عمومی که کل جامعه را متوقف می‌کند.

  • "اعتصاب عمومی"

    "اعتصاب عمومی" [شعری سروده شده برای ساناز الهیاری] هر دو میدانیم هیچ چیز شاعرانه ای درباره ی سیلی خوردن وجود ندارد و هیچ زیبایی سر بر نمیدارد از فشردن یاس آلود دست هایت بر سردی میله ها هیچ سمفونی در جیغ سیاه ترس و در خاموشی سربی یاس روز هایت جای نگرفته است. چطور می توانم پس دست به جنایت بزنم ساناز؟ چطور میتوانم غم اشک های انفرادی ات را به مسلخ سرودن ببرم؟ چطور است که جرئت واقعیت را جراحت میدهد ساناز؟ چطور میشود که زمختی سرد واقعیت شما شاعرانه تر از شعر میشود؟ دستانت واقعی تر از شعر تمنای زنانه ی فشردن دستی را میکند که می لرزد در اعتصاب غذا میشنوی ساناز؟ مرگ است که با هنجره ی گرسنه ی دردناکش جواب غریبی صدایت را میدهد صدایی که با شور هجاهای زمینی اش تنها برای زندگی خوانده بود هر بار در روایت هر زخم درد از خود پرسیده است آیا میشود تحمیق کرد حماقت را؟ میشود سرود حماسه پیروزی نبردی را که محتوم به شکست بود چطور است که شکست خود فتح میشود ساناز؟ چطور است که وجودت خود تناقص میشود؟ مگر زندان جایی نیست که واقعیت در آنجا تناقض هایش را پنهان میکند؟ کرکره را پایین کشید منطق گوش اش دیگر بدهکار تقلا های الهیات نبود بازار اش را کساد کرده اید ساناز مردان و زنانی که برای شان بی دریغ جنگیدید دست هایشان سرد است و خالی ساناز، به جایشان اینبار شعر دست به اعتصاب زد بیکار کرده اید کلماتش را...

  • حلقهٔ گمشده: اعتصاب عمومی

    حلقهٔ گمشده: اعتصاب عمومی چرا از دی ماه ۹۶ تا آبان ۹۸ اعتراضات گستردهٔ مردم به نتیجه نمی‌رسند؟ چرا با وجود این‌که اعتراض‌ها در شمار زیادی از شهرها رخ می‌دهند اما به‌راحتی سرکوب می‌شوند؟ تاریخ انقلاب‌ها و شورش‌های مردمی نشان می‌دهد که اعتراضات مردمی تا زمانی‌که به نحوی تمام جمعیت و حتی موافقان رژیم حاکم را درگیر نکنند، به تغییر نظام سیاسی منجر نمی‌شوند. اما درگیر کردن همهٔ جمعیت؟ چگونه؟ آیا درگیر کردن موافقان رژیم امری ناممکن نیست؟ یک راه وجود دارد که هم جمعیت خاموش را وارد انقلاب می‌کند و هم موافقان رژیم را ناتوان؛ اعتصاب عمومی. اعتصاب عمومی با خاموش‌کردن چرخ اقتصادی کشور، از یک طرف افرادی را که به خاطر فشارهای کاری و معیشتی قادر به مشارکت در اعتراضات نیستند از بار زندگی روزمره رها می‌کند و به خیابان می‌کشاند، هم حامیان رژیم و نیروهای سرکوب را از برخورد همه‌جانبه با اعتراضات ناتوان می‌کند. علاوه بر اعتصاب عمومی به معنای امتناع از حضور در محل‌های کار در هر سطحی که اثرگذاری قابل توجهی داشته باشد، می‌توان به اعتصاب عمومی اجتماعی نیز اندیشید. اعتصابی\ اجتماعی مترادف است با سرباززدن از مشارکت در هر رویداد سازمان‌یافته‌ی حکومتی و در هر عملی که اندکی به ادامه‌ی کار کلیت این سیستم معیوب، سرکوبگر و ناکارآمد کمک کند. می‌توان به تمام فعالیت‌های روزمره از نو فکر کرد و از بین آنها دست به انتخاب زد، کجا مشارکت ما به تداوم وضعیت موجود کمک می‌کند؟ کجا حضور ما به معنای تأیید کلیت روال‌های جاری در امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است؟ می‌توان از مشارکت در رویدادهایی که به هزینه‌ی مادی و غیرمادی ما به استمرار فلاکت کنونی کمک می‌کنند خودداری کرد. اگر می‌خواهیم تغییرات به مرحله‌ای تازه وارد شود و تعمیق یابد، چاره‌ای حز این نیست که حضور خود را از هرچه مانع تغییر می‌شود دریغ کنیم. اعتصاب عمومی حلقهٔ گمشدهٔ اعتراضات دو سال گذشته است. ابزارها را زمین بگذارید؛ ماشین‌آلات را خاموش کنید؛ ادارات و کارگاه‌ها و کارخانه‌ها و شرکت‌ها را خالی کنید، از حضور در هرچه حکومت سازمان می‌دهد امتناع کتید. فقط در این نقطه است که به نظام سیاسی‌ای که شایستهٔ آن هستید نزدیک می‌شوید؛ نظامی که در آن سرنوشت مردم به دست خود مردم است.

  • منظر

    آقای فانوس فعلا که, هم در دیماه ۹۶ و هم در آبانماه امسال رهبری اعتراضات و پیشرو ترین رهبران کف خیابانی شیر زنان ایرانی بودند, هستند و خواهند بود. رژیم آخوندی را با یک ذهنیت مردسالارانه و مرتجع آخوندی نمی شود سرنگون کرد. فاز مبارزهء مسلحانه هم مرحله و هنگامی است که میلیون, میلیون مردم به خیابانها آمده اند و اکثریت قریب به اتفاق جامعه درگیر امر سرنگونی انقلابی حکومت هستند. اما قبل از اینکه به آن فاز و مرحلهء نهایی برسیم, اول باید از طریق نافرمانی های مدنی و اعتصاب های مقطعی و موضعی و تبدیل آنها به یک اعتصاب عمومی سراسری و کشوری, نیروهای امنیتی رژیم و سپاه را فلج کنیم. در هر صورت شما مطمئن باشید که در تمامی این مراحل و تمامی این سازماندهی ها و عملیات این زنان ایرانی هستند که رهبری سرنگونی رژیم را به دست دارند و به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد که باری دگر یک ذهنیت مردسالارانهء ارتجاعی عقب مانده در کشور حاکم گردد. آینده از آن ما زنان است. هیچ شک و تردیدی در این مورد نداشته باشید.

  • فانوس

    فاصله بودن یا نبودن رژیم در یک سری تظاهرات پیوسته و بعد یک یورش همگانی به انبار اسلحه ارتش در تمام شهرهاست. موشک که نمی خواهیم بفرستیم هوا. این آنچنان رهبری نمی خواد. به جای رهبری ایران احتیاج به مبارز و مرد جنگ داره. اگر یک شیر را هم گذاشت رهبری مشتی گوسفند را کنه، گوسفندا نمی تونن رگها را زمین بزنند. ایران به شیرمردان احتیاج داره که سر موقعش به جنگ گرگها بره. ما کمبود غیرت و کمبود قهرمان و کمبود آرش های کمانگیر یا کاوه ای آهنگر را داریم نه رهبری.

  • یدالله

    رهبری, برنامه ریزی, سازماندهی و بدیل ها و آلترناتیو های مردمی از درون این مبارزات است که به وجود می آید. خیزش دیماه ۹۶ با شعار "...دیگه تمومه ماجرا!" برش قطعی مردم از هر دو جناح رژیم را نشان داد, که نتیجه اش را در شرکت کمتر از ۱۰% در "انتخابات" امسال مشاهده کردیم. خیزش آبانماه ۹۸ با شعار "جمهوری اسلامی نمیخوایم, نمیخوایم" ادامهء دیماه ۹۶ بود اما رادیکال تر و گسترده تر. در جمهوری طاعونی اسلامی دیگر عملا دولتی در کار نیست و آنچه باقی مانده فقط مشت آهنین سپاه است و بس. یا باید علیه این مشت آهنین سازماندهی و مقاومت کرد, یا مانند بردگانی محتوم ادای زندگان درآورد. تبلیغ بی امیدی و نا امیدی فقط آب به آسیاب ریختن سپاه است, که هیچ بعید نیست دقیقا از سوی عناصر خود سپاه صورت بگیرد. همانگونه که چنین تبلیغات ناامید کننده ای همواره بسیار حساب شده و سازماندهی شده از سوی خود سپاه و فاطمه کماندوهای سایبر بسیج انجام می گیرد.

  • رضا

    چه فایده ای دارد این خیزش ها؟ نه رهبری ای هست، نه برنامه ای، نه سازماندهی ای، نه آلترناتیوی، نه مبارزه ی دامنه دار و ریشه داری... مثل همه چیز دیگران فقط ناشی از احساسات به خروش آمده است و از بی نظمی پر و از نتیجه خالی. فقط چند وقت یک بار تعدادی از هموطنانمان کشته می شوند و تعدادی دیگر زندانی. بعد از هر خیزش استبداد سخت تر می شود، اقتصاد ویران تر، مردم افسرده تر و امیدها ناامیدتر.