زندگی در زندان
<p dir="RTL">فرشاد محمدی - در طول سالیان گذشته بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در جریان مبارزه با حکومت‌ پهلوی اول و دوم و همچنین جمهوری اسلامی، ماه‌ها و سال‌های بسیاری را در زندان‌ها به‌سر بردند؛ حبس‌هایی طولانی‌مدت در زندان‌هایی با حداقل امکانات.</p> <!--break--> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">در طول حیات ۳۳ ساله جمهوری اسلامی، مقامات قضائی بار‌ها از تعریف جرم سیاسی خودداری کرده‌اند و حتی از اساس منکر وجود زندانی سیاسی شده‌اند. این درحالی است که حکومت فعالان سیاسی و اجتماعی را عموماً با اتهام‌هایی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام و غیره به زندان محکوم می‌کند با این امید که با جدا شدن آنان از جامعه، وضع موجود را با دست بازتری کنترل کند.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">تلاش رسانه‌های آزاد و وب‌سایت‌های حامی حقوق بشر برای توضیح شرایط زندان عموماً در مقاطعی بوده است که زندانیان سیاسی با شرایط ویژه‌ای روبه‌رو شده‌اند. اعتصاب غذای اعتراضی زندانیان، ممنوعیت ‌ملاقات یا عدم دسترسی به تلفن و همچنین شرایط بد بهداشتی و یا احیانا شیوع بیماری در زندان ازجمله مواردی هستند که بیشتر به آن‌ها پرداخته می‌شود، اما اگر خبر یا شرایط ویژه‌ای در مورد زندانی وجود نداشته باشد، به فراموشی سپرده می‌شود؛ حال آنکه زندگی در زندان همچنان جریان دارد.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">برنامه زندگی روزمره زندانی سیاسی چیست؟ وقتی که به اصطلاح حوصله آنان سر می‌رود با چه چیز‌هایی می‌توانند خود را سرگرم کنند؟ شرایط زندگی در زندان چگونه است؟</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">این‌ها بخشی از پرسش‌هایی هستند که با علی عجمی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران درمیان گذاشته‌ایم که از بهمن ماه ۸۸ تا بهمن ماه ۹۰ به مدت دوسال از عمر خود را در زندان (یکسال در بند ۳۵۰ زندان اوین و یکسال هم در سالن ۱۲ اندرزگاه چهار زندان رجایی‌شهر کرج) به‌سر برده است. او می‌گوید: به محض اینکه انفرادی تمام می‌شود و بازجویی و دورانی که در دست وزارت اطلاعات هستید تمام می‌شود و شما وارد بند عمومی می‌شوید، چون فضای تازه برای شما تازگی دارد معمولاً یک هفته‌ای طول می‌کشد تا با آدم‌های جدید آشنا شوید و در فضای تازه جا بیفتید. بعد از آن روزمرگی شروع می‌شود. البته روزمرگی تعبیر بدی است؛ بگوییم زندگی عادی شروع می‌شود فکر می‌کنم بهتر است.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>زندانبان و قوانین داخل زندان</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">زندانی ناچار است که روز‌ها وشب‌های بسیاری را در زندان سپری کند. روز‌ها و شب‌هایی کاملاً شبیه به هم. روزهایی که می‌توانست بهترین روزهای زندگی زندانی باشد، باید در زندان سپری شوند. زندانبان هر روز آمار زندانیان را می‌گیرد تا مطمئن باشد که همه روزهای زندانی شبیه به هم هستند.</p> <p dir="RTL"> </p> <blockquote> <p dir="RTL"><img alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/zendan33.jpg" style="width: 180px; height: 128px; float: right;" /></p> <p dir="RTL">در روابط زندانبان و زندانی، همیشه نوعی بحران هست؛ یعنی همیشه بر سر همه موضوع‌ها کشمکش وجود دارد؛ بر سر غذا، بر سر نحوه آمارگیری، بر سر استفاده از هواخوری و بر سر برگزاری کلاس‌ها همیشه این مسئله وجود داشت. سعی می‌کردند مانع ایجاد کنند. می‌گفتند مشکلات امنیتی وجود دارد واین کلاس نباید برگزار شود.</p> </blockquote> <p dir="RTL">علی عجمی در این زمینه توضیح می‌دهد: "در زندان معمولاً به جز روزهای تعطیل و روزهای ملاقات، بقیه روز‌ها کاملاً شبیه به هم هستند؛ روزهای تعطیل به دلیل تعطیل بودن یک مقداری متفاوت می‌شوند، روزهای ملاقات هم به دلیل جوی که به خاطر ملاقات به وجود می‌آید کمی متفاوت می‌شوند. بقیه روز‌ها کاملاً شبیه به هم هستند و هیچ تفاوتی ندارند. بقیه روز‌ها با مراسم صبحگاه آغاز می‌شوند. بعد از آن آمارگیری انجام می‌شود و بعد از آن هم صبحانه سرو می‌شود. البته معمولاً صبحانه از طرف زندان نیست. یعنی صبحانه را هر موقع که خواستند سرو می‌کنند، اما نهار و شام به صورت جمعی سرو می‌شود. بعد آمار عصرگاهی انجام می‌شود که البته گاهی اوقات هم کنسل می‌شود و بعد از آن هم آمار شامگاهی است."</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">دست زندانبانان در برقراری قوانین داخل زندان باز است. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که چه قانونی اجرا شود و چه قانونی اجرا نشود. در این بین مقاومت زندانیان در برابر قوانین عامل موثری است که می‌تواند منجر به بهتر شدن اوضاع شود.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">علی عجمی در این زمینه می‌گوید: "اوایل زمانی که وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شدم (بهمن ۸۸) مراسم صبحگاه با یک سال بعد آن خیلی تفاوت داشت. اوایل که وارد زندان شدم در مراسم صبحگاه درست مثل صبحگاه مدرسه یا صبحگاه‌های نظامی قرآن خوانده می‌شد. حتی گاهی مسئولان آمار می‌آمدند و باید به صف می‌ایستادیم و پنج نفر پنج نفرآمار می‌گرفتند، اما بعد به دلایلی تصمیم گرفته شد که دیگر قرآن خوانده نشود."</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>به چه دلایلی؟</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">نمی‌دانم چه چیزی را در ذهن بیشتر زندانیان تداعی می‌کرد که یک مقدار اعتراض کردند، یک مقدار واکنش نشان دادند که هیچ چیزی در مراسم صبحگاه خوانده نشود. این موضوع هم کم‌کم جا افتاد. اوایل برای مسئولان زندان سخت بود. حتی یادم هست که واکنش نشان دادند، اما بعد دیگر این کار را نمی‌کردند. صرفاً آمار بود و زندانیان بعد از آن در اختیار خودشان بودند و می‌توانستند در هواخوری قدم بزنند.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>آیا ممکن بود که مقاومت زندانیان در برابر برخی قوانین منجر به سخت‌تر شدن اوضاع شود؟</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">در روابط زندانبان و زندانی، همیشه نوعی بحران هست؛ یعنی همیشه بر سر همه موضوع‌ها کشمکش وجود دارد؛ بر سر غذا، بر سر نحوه آمارگیری، بر سر استفاده از هواخوری و بر سر برگزاری کلاس‌ها همیشه این مسئله وجود داشت. سعی می‌کردند مانع ایجاد کنند. می‌گفتند مشکلات امنیتی وجود دارد واین کلاس نباید برگزار شود. چون کلاس‌های مختلفی برگزار می‌شد. کلاس‌های تحلیل سیاسی بود. حتی کلاس آموزش روزنامه‌نگاری در بند ۳۵۰ زندان اوین برگزار می‌شد که من شنیدم این موضوع باعث شده است که یکی دو نفر را به زندان رجایی‌شهر تبعید کنند. یعنی بحث برخورد زندانی و زندانبان همیشه وجود دارد؛ گاهی کم می‌شود و گاهی زیاد ولی همیشه بر سر همه مسائل وجود دارد.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>شنیده‌ایم که زندانیان برای آنکه شرایط زندان را بتوانند راحت‌تر تحمل کنند دست به خلاقیت‌های جالبی می‌زنند. از این جمله عملیاتی است که برای خوش طعم شدن غذای زندان انجام می‌داده‌اند: "غنی‌سازی غذا".</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">غذایی را خود زندان می‌دهد و یک غذایی هم هست که زندانیان برای آنکه غذای زندان قابل خوردن شود به قول خودشان یک «فرآوری» روی آن انجام می‌دهند یا به اصطلاح آن را به نوعی «غنی سازی» می‌کنند.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>این اصطلاح "غنی سازی" را لطفا کمی باز‌تر کنید. غذای زندان را چگونه "غنی‌سازی" می‌کردند؟</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">مثلاً خورشت قیمه زندان را دوباره می‌بردند در آشپزخانه و به آن سیب‌زمینی سرخ کرده و لپه و پیازداغ اضافه می‌کردند و به این عملیات "غنی‌سازی" می‌گفتند.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>بازی و سرگرمی در زندان </strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">یکی از مسائلی که زندانیان با آن روبه‌رو هستند موضوع گذر زمان است. تحمل پذیر کردن روزهای محکومیت دغدغه همیشگی آنان است. در زندان به علت محدودیت‌ها، زمان به نظر طولانی‌تر می‌آید. زندانیان برای آنکه مدت زمانی را که در زندان هستند قابل تحمل کنند به ناچار خود را مشغول بازی‌ها یا سرگرمی‌هایی می‌کنند.</p> <p dir="RTL"> </p> <blockquote> <p dir="RTL"><img alt="" src="http://zamanehdev.redbee.nl/u/wp-content/uploads/zendan.gif" style="width: 180px; height: 84px; float: right;" /></p> <p dir="RTL">زندان رجایی شهر از نظر امکانات رفاهی و استاندارد‌های زندگی خیلی به نسبت زندان اوین در سطح پایین‌تری قرار دارد. در این زندان سالن ایزوله‌ای بود که با هیچ جایی ارتباط نداشت. نحوه برخورد پرسنل و زندانبانان خیلی بد‌تر از زندان اوین بود. شکل سلول‌ها و اتاق‌ها کاملاً متفاوت بود. در زندان رجایی‌شهر در واقع سلول‌های انفرادی‌ای بود که به اتاق‌های چند نفره تبدیل شده بودند. سلول‌های انفرادی شبیه بند ۲۰۹ اوین که دو تا سه نفر در این اتاق‌ها زندگی می‌کنند<em><span dir="LTR">.</span></em></p> </blockquote> <p dir="RTL">علی عجمی درباره این سرگرمی‌ها می‌گوید: "ورزش صبحگاهی داشتیم. زندانیان گل کوچک یا والیبال بازی می‌کردند. جلسات مطالعه یا بحث و بررسی می‌گذاشتند و اخبار را مرور می‌کردند و حتی از کسانی که در زمینه‌ای تخصص داشتند برای برگزاری کلاس گروهی دعوت می‌کردند. بازی‌های جمعی می‌کردند؛ بازی‌های جمعی مثل «مافیا» که زمانی در زندان خیلی طرفدار داشت، زیاد بازی می‌کردیم. یک عده می‌توانستند روی تخت‌هایشان در اتاق‌های ده پانزده نفره بنشینند و مطالعه کنند. برخی مواقع بنا به توافق تلویزیون تماشا می‌کردند؛ برنامه‌هایی مثل اخبار، فیلم‌ و فوتبال. در این مورد کل اعضای یک اتاق به شکل دمکراتیک درباره دیدن این نوع برنامه‌ها تصمیم می‌گرفتند. بر سر همین برنامه‌ها گاهی دمکراسی خیلی لرزانی شکل می‌گرفت. یعنی دوطرف به سختی می‌توانستند تصمیم بگیرند که مثلا فیلم ببینند یا فوتبال؟"</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>آیا برخورد خاصی میان زندانیان عادی و سیاسی در زندان اوین پیش می‌آمد؟</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">اوایل سه چهار اتاق بالای بند ۳۵۰ زندان اوین زندانیان کارگری بودند در میان زندانیان عادی که کارهای زندان را روز‌ها انجام می‌دادند. چند مورد برخورد‌هایی پیش آمده بود که بیشتر به تحریک زندانبانان صورت گرفته بود. حتی یک بار زندانیان بند کارگری فکر می‌کنم به مناسبت ۲۲ بهمن به طبقه پایین آمده بودند و شعار‌هایی از قبیل مرگ برضد ولایت فقیه و مرگ برضد انقلاب و اینجور شعار‌ها سرداده بودند. برخوردهایی به تحریک و تشویق زندانبانان بین زندانیان عادی و زندانیان سیاسی پیش می‌آمد، اما کم‌کم یک رابطه‌ای بر مبنای اعتماد متقابل بین زندانیان عادی و سیاسی شکل گرفت و دیگر کمتر برخوردی پیش آمد.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">زندان اوین اما تنها جایی نیست که زندانیان سیاسی در آن محبوس هستند. تعداد پرشماری از زندانیان سیاسی در زندان‌های رجایی‌شهر کرج، قزلحصار، کارون اهواز، بهبهان، عادل‌آباد شیراز، زندان مرکزی ارومیه و غیره محبوس هستند.</p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL"><strong>شما یکسال پایانی دوران محکومیت خود را در زندان رجایی‌شهر کرج بودید. چه ویژگی‌هایی زندان رجایی‌شهر کرج را به تبعیدگاه تبدیل کرده است؟</strong></p> <p dir="RTL"> </p> <p dir="RTL">زندان رجایی شهر از نظر امکانات رفاهی و استاندارد‌های زندگی خیلی به نسبت زندان اوین در سطح پایین‌تری قرار دارد. در این زندان سالن ایزوله‌ای بود که با هیچ جایی ارتباط نداشت. نحوه برخورد پرسنل و زندانبانان خیلی بد‌تر از زندان اوین بود. شکل سلول‌ها و اتاق‌ها کاملاً متفاوت بود. در زندان رجایی‌شهر در واقع سلول‌های انفرادی‌ای بود که به اتاق‌های چند نفره تبدیل شده بودند. سلول‌های انفرادی شبیه بند ۲۰۹ اوین که دو تا سه نفر در این اتاق‌ها زندگی می‌کنند<span dir="LTR">.</span></p>
فرشاد محمدی - در طول سالیان گذشته بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی در جریان مبارزه با حکومت پهلوی اول و دوم و همچنین جمهوری اسلامی، ماهها و سالهای بسیاری را در زندانها بهسر بردند؛ حبسهایی طولانیمدت در زندانهایی با حداقل امکانات.
در طول حیات ۳۳ ساله جمهوری اسلامی، مقامات قضائی بارها از تعریف جرم سیاسی خودداری کردهاند و حتی از اساس منکر وجود زندانی سیاسی شدهاند. این درحالی است که حکومت فعالان سیاسی و اجتماعی را عموماً با اتهامهایی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی، توهین به مقدسات، تبلیغ علیه نظام و غیره به زندان محکوم میکند با این امید که با جدا شدن آنان از جامعه، وضع موجود را با دست بازتری کنترل کند.
تلاش رسانههای آزاد و وبسایتهای حامی حقوق بشر برای توضیح شرایط زندان عموماً در مقاطعی بوده است که زندانیان سیاسی با شرایط ویژهای روبهرو شدهاند. اعتصاب غذای اعتراضی زندانیان، ممنوعیت ملاقات یا عدم دسترسی به تلفن و همچنین شرایط بد بهداشتی و یا احیانا شیوع بیماری در زندان ازجمله مواردی هستند که بیشتر به آنها پرداخته میشود، اما اگر خبر یا شرایط ویژهای در مورد زندانی وجود نداشته باشد، به فراموشی سپرده میشود؛ حال آنکه زندگی در زندان همچنان جریان دارد.
برنامه زندگی روزمره زندانی سیاسی چیست؟ وقتی که به اصطلاح حوصله آنان سر میرود با چه چیزهایی میتوانند خود را سرگرم کنند؟ شرایط زندگی در زندان چگونه است؟
اینها بخشی از پرسشهایی هستند که با علی عجمی، فعال دانشجویی دانشگاه تهران درمیان گذاشتهایم که از بهمن ماه ۸۸ تا بهمن ماه ۹۰ به مدت دوسال از عمر خود را در زندان (یکسال در بند ۳۵۰ زندان اوین و یکسال هم در سالن ۱۲ اندرزگاه چهار زندان رجاییشهر کرج) بهسر برده است. او میگوید: به محض اینکه انفرادی تمام میشود و بازجویی و دورانی که در دست وزارت اطلاعات هستید تمام میشود و شما وارد بند عمومی میشوید، چون فضای تازه برای شما تازگی دارد معمولاً یک هفتهای طول میکشد تا با آدمهای جدید آشنا شوید و در فضای تازه جا بیفتید. بعد از آن روزمرگی شروع میشود. البته روزمرگی تعبیر بدی است؛ بگوییم زندگی عادی شروع میشود فکر میکنم بهتر است.
زندانبان و قوانین داخل زندان
زندانی ناچار است که روزها وشبهای بسیاری را در زندان سپری کند. روزها و شبهایی کاملاً شبیه به هم. روزهایی که میتوانست بهترین روزهای زندگی زندانی باشد، باید در زندان سپری شوند. زندانبان هر روز آمار زندانیان را میگیرد تا مطمئن باشد که همه روزهای زندانی شبیه به هم هستند.
علی عجمی در این زمینه توضیح میدهد: "در زندان معمولاً به جز روزهای تعطیل و روزهای ملاقات، بقیه روزها کاملاً شبیه به هم هستند؛ روزهای تعطیل به دلیل تعطیل بودن یک مقداری متفاوت میشوند، روزهای ملاقات هم به دلیل جوی که به خاطر ملاقات به وجود میآید کمی متفاوت میشوند. بقیه روزها کاملاً شبیه به هم هستند و هیچ تفاوتی ندارند. بقیه روزها با مراسم صبحگاه آغاز میشوند. بعد از آن آمارگیری انجام میشود و بعد از آن هم صبحانه سرو میشود. البته معمولاً صبحانه از طرف زندان نیست. یعنی صبحانه را هر موقع که خواستند سرو میکنند، اما نهار و شام به صورت جمعی سرو میشود. بعد آمار عصرگاهی انجام میشود که البته گاهی اوقات هم کنسل میشود و بعد از آن هم آمار شامگاهی است."
دست زندانبانان در برقراری قوانین داخل زندان باز است. آنها تصمیم میگیرند که چه قانونی اجرا شود و چه قانونی اجرا نشود. در این بین مقاومت زندانیان در برابر قوانین عامل موثری است که میتواند منجر به بهتر شدن اوضاع شود.
علی عجمی در این زمینه میگوید: "اوایل زمانی که وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شدم (بهمن ۸۸) مراسم صبحگاه با یک سال بعد آن خیلی تفاوت داشت. اوایل که وارد زندان شدم در مراسم صبحگاه درست مثل صبحگاه مدرسه یا صبحگاههای نظامی قرآن خوانده میشد. حتی گاهی مسئولان آمار میآمدند و باید به صف میایستادیم و پنج نفر پنج نفرآمار میگرفتند، اما بعد به دلایلی تصمیم گرفته شد که دیگر قرآن خوانده نشود."
به چه دلایلی؟
نمیدانم چه چیزی را در ذهن بیشتر زندانیان تداعی میکرد که یک مقدار اعتراض کردند، یک مقدار واکنش نشان دادند که هیچ چیزی در مراسم صبحگاه خوانده نشود. این موضوع هم کمکم جا افتاد. اوایل برای مسئولان زندان سخت بود. حتی یادم هست که واکنش نشان دادند، اما بعد دیگر این کار را نمیکردند. صرفاً آمار بود و زندانیان بعد از آن در اختیار خودشان بودند و میتوانستند در هواخوری قدم بزنند.
آیا ممکن بود که مقاومت زندانیان در برابر برخی قوانین منجر به سختتر شدن اوضاع شود؟
در روابط زندانبان و زندانی، همیشه نوعی بحران هست؛ یعنی همیشه بر سر همه موضوعها کشمکش وجود دارد؛ بر سر غذا، بر سر نحوه آمارگیری، بر سر استفاده از هواخوری و بر سر برگزاری کلاسها همیشه این مسئله وجود داشت. سعی میکردند مانع ایجاد کنند. میگفتند مشکلات امنیتی وجود دارد واین کلاس نباید برگزار شود. چون کلاسهای مختلفی برگزار میشد. کلاسهای تحلیل سیاسی بود. حتی کلاس آموزش روزنامهنگاری در بند ۳۵۰ زندان اوین برگزار میشد که من شنیدم این موضوع باعث شده است که یکی دو نفر را به زندان رجاییشهر تبعید کنند. یعنی بحث برخورد زندانی و زندانبان همیشه وجود دارد؛ گاهی کم میشود و گاهی زیاد ولی همیشه بر سر همه مسائل وجود دارد.
شنیدهایم که زندانیان برای آنکه شرایط زندان را بتوانند راحتتر تحمل کنند دست به خلاقیتهای جالبی میزنند. از این جمله عملیاتی است که برای خوش طعم شدن غذای زندان انجام میدادهاند: "غنیسازی غذا".
غذایی را خود زندان میدهد و یک غذایی هم هست که زندانیان برای آنکه غذای زندان قابل خوردن شود به قول خودشان یک «فرآوری» روی آن انجام میدهند یا به اصطلاح آن را به نوعی «غنی سازی» میکنند.
این اصطلاح "غنی سازی" را لطفا کمی بازتر کنید. غذای زندان را چگونه "غنیسازی" میکردند؟
مثلاً خورشت قیمه زندان را دوباره میبردند در آشپزخانه و به آن سیبزمینی سرخ کرده و لپه و پیازداغ اضافه میکردند و به این عملیات "غنیسازی" میگفتند.
بازی و سرگرمی در زندان
یکی از مسائلی که زندانیان با آن روبهرو هستند موضوع گذر زمان است. تحمل پذیر کردن روزهای محکومیت دغدغه همیشگی آنان است. در زندان به علت محدودیتها، زمان به نظر طولانیتر میآید. زندانیان برای آنکه مدت زمانی را که در زندان هستند قابل تحمل کنند به ناچار خود را مشغول بازیها یا سرگرمیهایی میکنند.
علی عجمی درباره این سرگرمیها میگوید: "ورزش صبحگاهی داشتیم. زندانیان گل کوچک یا والیبال بازی میکردند. جلسات مطالعه یا بحث و بررسی میگذاشتند و اخبار را مرور میکردند و حتی از کسانی که در زمینهای تخصص داشتند برای برگزاری کلاس گروهی دعوت میکردند. بازیهای جمعی میکردند؛ بازیهای جمعی مثل «مافیا» که زمانی در زندان خیلی طرفدار داشت، زیاد بازی میکردیم. یک عده میتوانستند روی تختهایشان در اتاقهای ده پانزده نفره بنشینند و مطالعه کنند. برخی مواقع بنا به توافق تلویزیون تماشا میکردند؛ برنامههایی مثل اخبار، فیلم و فوتبال. در این مورد کل اعضای یک اتاق به شکل دمکراتیک درباره دیدن این نوع برنامهها تصمیم میگرفتند. بر سر همین برنامهها گاهی دمکراسی خیلی لرزانی شکل میگرفت. یعنی دوطرف به سختی میتوانستند تصمیم بگیرند که مثلا فیلم ببینند یا فوتبال؟"
آیا برخورد خاصی میان زندانیان عادی و سیاسی در زندان اوین پیش میآمد؟
اوایل سه چهار اتاق بالای بند ۳۵۰ زندان اوین زندانیان کارگری بودند در میان زندانیان عادی که کارهای زندان را روزها انجام میدادند. چند مورد برخوردهایی پیش آمده بود که بیشتر به تحریک زندانبانان صورت گرفته بود. حتی یک بار زندانیان بند کارگری فکر میکنم به مناسبت ۲۲ بهمن به طبقه پایین آمده بودند و شعارهایی از قبیل مرگ برضد ولایت فقیه و مرگ برضد انقلاب و اینجور شعارها سرداده بودند. برخوردهایی به تحریک و تشویق زندانبانان بین زندانیان عادی و زندانیان سیاسی پیش میآمد، اما کمکم یک رابطهای بر مبنای اعتماد متقابل بین زندانیان عادی و سیاسی شکل گرفت و دیگر کمتر برخوردی پیش آمد.
زندان اوین اما تنها جایی نیست که زندانیان سیاسی در آن محبوس هستند. تعداد پرشماری از زندانیان سیاسی در زندانهای رجاییشهر کرج، قزلحصار، کارون اهواز، بهبهان، عادلآباد شیراز، زندان مرکزی ارومیه و غیره محبوس هستند.
شما یکسال پایانی دوران محکومیت خود را در زندان رجاییشهر کرج بودید. چه ویژگیهایی زندان رجاییشهر کرج را به تبعیدگاه تبدیل کرده است؟
زندان رجایی شهر از نظر امکانات رفاهی و استانداردهای زندگی خیلی به نسبت زندان اوین در سطح پایینتری قرار دارد. در این زندان سالن ایزولهای بود که با هیچ جایی ارتباط نداشت. نحوه برخورد پرسنل و زندانبانان خیلی بدتر از زندان اوین بود. شکل سلولها و اتاقها کاملاً متفاوت بود. در زندان رجاییشهر در واقع سلولهای انفرادیای بود که به اتاقهای چند نفره تبدیل شده بودند. سلولهای انفرادی شبیه بند ۲۰۹ اوین که دو تا سه نفر در این اتاقها زندگی میکنند.
نظرها
کاربر مهمان
ای ول که نذاشتن قرآن بخونن. مشکا اصلی همین مذهبه که متاسفانه توی جامعه ما چنان تابوی بزرگی شده که حتا شجاعترین افراد هم دربارش حرف نمیزنن. با چه رویی سخن از شادی ما میگویید / دستتان خونی و از عدل خدا میگویید چه غلط ها که نکردید پس پرده دین / تف به درگاه خدایی که شما میگویید