ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دوره انتظار خرید مسکن از ۱۰۰ سال گذشت

خرید یک آپارتمان پس از ۱۰۰ سال، مشروط بر این است که خانوار متوسط ایرانی بتواند یک سوم درآمد ماهانه خود را پس‌انداز کند و رشد قیمت مسکن هم متوقف شود. دو شرطی که هرگز عملی نیست.

رشد مداوم قیمت مسکن در سه سال اخیر همزمان با افزایش مستمر قیمت دلار باعث شده قدرت خرید طبقه متوسط برای تهیه مسکن به پایین‌ترین حد در صد سال گذشته برسد. یک خانوار از دهک‌های میانی جامعه در شرایط اقتصادی کنونی اگر موفق شود یک سوم درآمد ماهانه خود را پس‌انداز کند، باید ۱۰۰سال برای خرید یک واحد آپارتمان در انتظار بماند.

تهران در شاخص نسبت قیمت مسکن به درآمد از گران‌ترین شهرهای دنیاست ـ عکس از آرشیو

به گزارش روزنامه همشهری افزایش قیمت دلار و قیمت مسکن خلاف جهت قدرت خرید مردم سبب شده است که میانگین قیمت یک آپارتمان ۷۵ متری مطابق معادل کل درآمد ریالی ۳۴ سال یک خانوار متوسط در ایران شود. این محاسبه دقیق نیست. زیرا مبنای آن بر آن است که قیمت مسکن و میزان درآمد خانوارها در طول ۳۷ سال آینده، بدون تغییر بماند یا شیب افزایش‌اش به‌گونه‌ای باشد که قدرت خرید مسکن تغییری نکند. علاوه بر این مبنای محاسبه بر این است که اصولا خانوار متوسط ایرانی بتواند دست‌کم یک سوم درآمد خود را برای تهیه مسکن پس‌انداز کند.

بر اساس آخرین نظرسنجی که مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) انجام داده است، ۳۹,۱ درصد پاسخگویان گفته‌اند اساساً پس‌اندازی ندارند.  

در سه سال گذشته قیمت هر دلار آمریکا در ایران ۷۷۵ درصد افزایش یافته و از سه هزار و ۶۰۰ تومان وارد کانال ۳۱ هزار تومان شده است. همزمان در این سال‌ها میانگین قیمت مسکن بیش از ۴۵۰ درصد رشد کرده و برای مثال در شهر تهران از حوالی چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در سال ۹۶ به محدوده ۲۵میلیون تومان برای هر مترمربع زیربنای مسکونی رسیده است. نیمی از جمعیت تهران اجاره‌نشین‌اند.

مفهوم این ارقام این است که خانوارهای ایرانی مجبورند در سال ۹۹ برای خرید یک واحد مسکونی معادل ۴۵۰ درصد بیش از سال۹۶ پول بپردازند؛ درحالی‌که عملاً در طول این دوره سه ساله درآمد آنها فقط ۱۰۰ درصد رشد کرده است. به این ترتیب به سبب عدم تناسب رشد درآمد با قیمت مسکن، خانوارها در شرایطی بسیار نابرابر قرار گرفته‌اند و چنانچه این وضع ادامه یابد، اصولاً قدرت خرید مسکن را از دست می‌دهند.

شاخص «توان‌پذیری مسکن خانوار»، نمایانگر نسبت ارزش خرید یک واحد مسکونی ۷۵ متری مطابق با الگوی مصرف به کل درآمد سالانه خانوار شهری است. در محاسبه این شاخص، میانگین درآمد خانوار در هر دهک درآمدی با میانگین قیمت مسکن مورد استفاده توسط همان دهک درآمدی مورد توجه قرار می‌گیرد. به این ترتیب شاخص دسترسی مسکن عبارت است از حاصل تقسیم متوسط ارزش یک واحد مسکونی ۷۵ متری مطابق با الگوی مصرف بر متوسط درآمد سالانه خانوار که با فرض پس‌انداز یک‌سوم درآمد خانوار، باید در عدد سه ضرب شود تا طول دوره انتظار خرید مسکن خانوار مشخص شود.

همشهری بدون دسترسی به آمار و ارقام قابل اتکا می‌نویسد:

 «در شرایط فعلی با احتساب اینکه میانگین درآمد سالانه خانوارهای شهر تهران حدود ۵۴ میلیون تومان و میانگین یک واحد مسکونی ۷۵متری در پایتخت حدود یک میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان است، تقریباً شاخص دسترسی مسکن یک خانوار تهرانی به حدود ۳۴ سال و دوره انتظار خرید مسکن به ۱۰۲سال می‌رسد.»

باید توجه داشت که متوسط درآمد ماهانه خانواده کارگری سه میلیون تومان برآورد می‌شود و وقوع پدیده «دستمزد گرسنگی» را در طبقات محروم حتمی می‌سازد. «دستمزد گرسنگی» به شرایطی گفته می‌شود که مجموع درآمد ماهیانه فرد حتی کفاف تأمین هزینه خوراک او را ندهد.

بیشتر بخوانید:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • جوانمرگ

    تحریم، چقدر؟ چند سال؟ برای چه کسانی؟ اگر دلار صد هزار تومان بشود، اساسا چه اتفاقی میفتد؟ این نظام ج ا فقط بفکر خودش است/ گویا تمام تحریم 41 ساله و تحریم حداکثری، فقط توافق با ج ا بود و ج ا لعنتی هم در دستان مشتی موجود بیرحم هستند که فقط به حفظ موجدیت اهمیت میدهند، بیرحمی عجیبی و بی خاصیتی و انفعال عمومی عجیب تر این مردمان ایران! این مردمان ایران مرده اند گویا؟! نه نظام ج ا سرنگون شد و نه ج ا دشمنانش نابود توان کرد و این وسط نسلها میسوزند و جوانهایی در حسرت زندگی جوانمرگ و به پیران حسرت به دل. دلار از هفت تومان به 32 هزار تومان رسیده برا اثر تحریم و فساد مالی داخلی و انواع رذایل حکومتی ج ا و دشمنانش! حقیقت همین است، هر بار جام زهری نوشیده و یا توافقی از سر حقارت قبول کرده نظام ج ا، در نهایت مردم اندکی پسروی گرانی داشته و اما هرگز به قیمت قبل باز نمیگردد، طبیعتا دستمزدها ملاک خوبی است که قیمت مثلا به دو یا پنج سال چیش برنگردد، معیار دستمزد کارگری حقیقت میزان هقب گرد است و اما با توافق حقارتی ج ا قیمت ها مثلا برمیگردد؟ دستمزد طی سه سال اخیر کمتر از دو برابر رشد کرده، اما ارزش دلار بیش از هفت برابر! این اختلاف ظالمانه نتیجه کار کیست؟ این ظلم و فقر وحشناک به سود کی ها و به زیان کی ها و در اثر چیست؟