ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

نامه‌ جمعی از فعالان سیاسی و مدنی به مولوی عبدالحمید

جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری، نامه‌ای سرگشاده خطاب به شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید در دفاع از حقوق شهروندی جامعه اهل سنت ایران نوشتند.

جمعی از فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری، نامه‌ای سرگشاده خطاب به شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید در دفاع از حقوق شهروندی جامعه اهل سنت ایران نوشتند.

بزرگ‌ کنید
مولوی عبدالحمید

در این نامه آمده است:‌ «همه آنچه ما از خلال مبانی و یافته های دینی، انسانی و حقوق بشری دریافته ایم پیامی جز برابریِ حقوق همه انسانها فارغ از عقیده، دین، مذهب و قومیت نداشته است. انسانی که ما می‌شناسیم کلمه را آموخت تا کرامت ببیند و عزت و شان او در برابر همه دیگر مخلوقات فارغ از هر گونه تبعیض و نابرابری حفظ شود.»

مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، ۱۷ دی‌ماه در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی در ارتباط با مشکلات جامعه اهل سنت نوشت، سنی‌ها در کشور احساس می‌کنند «شهروند درجه چندم» به‌حساب می‌آیند.

در این نامه سرگشاده که توسط پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر امام ‌جمعه اهل‌سنت زاهدان منتشر شده آمده بود: «پس از گذشت ۴۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، اهل‌ سنت ایران همچنان در باب حقوق شهروندی با مشکلات و دغدغه‌های فراوانی مواجه‌اند، به‌نحوی که احساس می‌کنند در ایران اسلامی شهروند درجه چندم به‌حساب می‌آیند.»

عبدالحمید در ادامه نامه خود نوشته بود که «عدم انتصاب شایستگان اهل ‌سنت به‌عنوان وزیر، استاندار، مشاور یا معاون رییس‌جمهور» و «بکارگیری اندک آنها در وزارتخانه‌ها، نیروهای مسلح و نیز ادارات مراکز استان‌های سنی‌نشین» ازجمله دغدغه‌های اهل‌ سنت هستند.

امضا کنندگان این نامه سرگشاده خطاب به مولانا عبدالحمید در ادامه تاکید کردند: «برخورداری همه اقوام ایرانی ‌از حقوق شهروندی و همه ایرانیان اعم از زرتشتی، مسیحی، یهودی، مسلمان اعم از شیعه، سنی، درویش و پیروان آیین بهایی، و اعم از موافق، مخالف و منتقدِ حاکمیت، در ردیف بدیهی‌ترین اصول دینی، ملی و انسانی است که متاسفانه امروزه بشدّت نقض می‌شود.»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

حضرت شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید

با سلام و آرزوی سلامتی شما

نامه اعتراضی و سراسر خیرخواهی جناب‌عالی درباره نقض مکرر حقوق شهروندیِ هموطنان اهل سنت که نشان ‌دهنده رنج و سختی و تبعیض ناروا بر خواهران و برادران اهل سنت در طول چهل ساله اخیر است، مایه تاسف عمیق ما بود. همه آنچه ما از خلال مبانی و یافته های دینی، انسانی و حقوق بشری دریافته ایم پیامی جز برابریِ حقوق همه انسانها فارغ از عقیده، دین، مذهب و قومیت نداشته است. انسانی که ما می‌شناسیم کلمه را آموخت تا کرامت ببیند و عزت و شان او در برابر همه دیگر مخلوقات فارغ از هر گونه تبعیض و نابرابری حفظ شود. از این گذشته انقلاب ۱۳۵۷ که اینک در آستانه چهل و سومین سال وقوع آن قرار داریم آرمان رهایی، آزادگی و انسانیت را جستجو می‌کرد و حقوق شهروندی را سر لوحه خود قرار داده بود و البته امروز صادق­ترین انقلابیون آن زمان نیز نسبت به انحراف از آرمانهای بلند و انسانی آن انقلاب معترض­اند و روند تغییرات را تایید نمی‌کنند. برخورداری همه اقوام ایرانی ‌از حقوق شهروندی و همه ایرانیان اعم از زرتشتی، مسیحی، یهودی، مسلمان اعم از شیعه، سنی، درویش و پیروان آیین بهایی، و اعم از موافق، مخالف و منتقدِ حاکمیت، در ردیف بدیهی‌ترین اصول دینی، ملی و انسانی است که متاسفانه امروزه بشدّت نقض می‌شود.

ما امید داریم که به واسطه انسانهای شریف، مومن، ایرانی و آزاده‌ای چون شما دیر یا زود ملت ایران بار دیگر در مسیر آرمانهای بزرگ آزادی، عدالت و توسعه و رفاه برای همه ایرانیان فارغ از عقیده، دین، مذهب و قومیت و امثال آن حرکت خواهد کرد و بساط ظلم و تبعیض علیه هموطنان اهل سنت برچیده خواهد شد. ما تردیدی نداریم که به رغم همه بیدادها و مظالم، به یمن نقش مصلحانه و موثر شما در میان جماعت اهل سنت بویژه اهالی خطه بزرگ سیستان و بلوچستان، عشق به ایران و تلاش برای حفظ تمامیت ارضی در روح و دل مردم پایدار خواهد ماند. از همین رو ضمن همدردی با شما و خواهران و برادران اهل سنت از حضرت حق می‌خواهیم تا شما را نه فقط برای جماعت اهل سنت که برای ایران و ایرانیان حفظ کند.

منبع این مطلب: زیتون

لینک مطلب در تریبون زمانه

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • احسان

    متأسفانه نه تنها آن جمع از فعالان سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری که به شیخ الاسلام مولوی نامه نوشتند از مبانی دینی (مبنی بر حقوق برابر) برداشت درستی ندارند، بلکه شیخ الاسلام مولوی عبدالحمید هم برداشت درستی از اسلام ندارند که به خامنه‌ای نامه می نویسد و از او درخواست عدل و عدالت می‌کند! در دین اسلام اگر خلیفه سنی، فدک را به فاطمه می‌داد، عدالت رعایت شده بود. اما کسی نمی‌پرسد پس حق و حقوق آن سربازی که برای فدک به جنگ رفته و غنیمتی بدستش نرسیده چه می‌شود! یک پله بالاتر برویم؛ کسی نمی‌پرسد که اصولاً چرا باید مسلمانان فدک را غصب می‌کردند که فاطمه در زمین غصبی نماز بخواند! مگر آن یهودیان سرباز و لشکر داشتند که بخواهند به مسلمانان حمله کنند؟ به فرض هم اگر داشتند، خطری برای محمد و لشکرش محسوب نمی‌شدند، که اگر خطری بودند، بدون درگیری تسلیم نمی‌شدند! آن زمان خلیفه سنی فدک را به فاطمه نداد، امروز خلیفه شیعه به خود حق می‌دهد شهروند سنی مذهب در درجه چندم جامعه قرار بگیرد. اصولاً با کلام دین مردم ایران به جایی نخواهند رسید. دین پر است از تناقضاتی که هرگز جوابی بر آنها نتوان یافت. مگر اینکه همه به این نتیجه برسند که دین اسلام سراسر ظلم و نا عدالتی و عصیان است. البته از عملکرد علمای شیعه و سنی (کسانی که در قدرت هستند!) کاملاً مشخص است که آنها امروزه به این نتیجه رسیده‌اند! این دیگ شیخ الاسلام سنی و آیت الله شیعه برای مردم آبگوشتی ندارد. آن جمع فعال در عرصه سیاست و اجتماع هم بهتر است از این دین تبعیض و تحجر و زن ستیز دوری کنند تا شاید به ساحل امن و دمکراسی برسند.

  • احسان

    در مبانی دینی چیزی به نام برابری حقوق انسانها علی الخصوص در دو مورد؛ جنسیت و دین وجود نداشته و ندارد. مثالهای تاریخی بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد در زمان حیات محمد هم این برابری رعایت نشده است. برای مثال آن واقعه تاریخی که آخوند شیعه هم بسیار عاشق آن است (برای تظاهر به مظلوم نمایی) در خصوص حمله لشکر محمد به قریه یهودیان است. در تاریخ اینگونه نقل شده که: آنها بدون جنگ تسلیم شدند و بخشی از بهترین باغهای آنجا را بعنوان غرامت به لشکر محمد دادند. آن باغها را فدک می نامیدند. و همچنین مقرر شد تا سالانه خراج خود را به مسلمانان بدهند تا مورد تجاوز و حمله مجدد قرار نگیرند. بعدها فاطمه ادعا کرد که آن باغها را از پدرش به ارث ‌برده است. و خلیفه وقت معتقد بود که آن باغها غنیمت جنگی بودند و محمد حق بخشیدن غنیمت جنگی به بستگان خود را نداشته و ادعای فاطمه را رد کرد. در آن لشکر کشی، مسلمانان زیادی شرکت داشتند. به فرض آنکه ادعای فاطمه درست بود، محمد حق تمام کسانیکه در جنگ شرکت کرده بودند را نادیده گرفته، و به نفع خودش مصادره کرده است. از سوی دیگر، آن مردمان یهودی کاری به کار این مسلمانان نداشتند، این چه عدالت و کرامتی است که مسلمانان به آنها حمله کرده‌اند و باغهای پر برکت آنها را غصب کردند و از آنها خراج گرفتند؟