ماجرای گیماستاپ: خط بطلانی بر توهم امکان یک سرمایهداری دموکراتیک
دو شرکت بزرگ سرمایهداری مالی در والاستریت روی ورشکستگی «گیماستاپ» شرطبندی کرده بودند تا از سقوط سهام آن پول به جیب بزنند. سرمایهگذاران خرد در سایت «ردیت» علیه آن دو بسیج شدند. سهام گیماستاپ اوج گرفت و زنگ خطر برای گردنگلفتها به صدا درآمد. ولی «بالاییها» بالاخره از ادامه ابتکارعمل خریداران خُرد جلوگیری کردند ــ واقعیت سلسلهمراتبی نئولیبرالیسم.

شاید بتوان گفت بزرگترین پیروزی انقلاب نئولیبرالی این بوده که توانسته است این توهم را به مردم بقبولاند که سرمایهداری میتواند دموکراتیک باشد. طرفداران نئولیبرالیسم ادعا میکردند که با برداشتهشدنِ قیدوبندهای دستوپاگیرِ مالیاتی و مقررات دولتی، فرد خواهد توانست خودِ واقعی و اصیلش را تحقق بخشد.
میدان و عرصه وقوعِ این شکوفایی هم طبعاً بازار است ‒ سازوکارِ طیبعتاً کارآمد و خودتصحیحکنندهای که در آن همه میتوانند با یکدیگر رقابت کنند، ملک و دارایی داشته باشند و نهایتاً در نتیجه تلاشهای خودشان سرمایهدار شوند.
این رتوریک و این حرفها –که بهویژه از زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ بیش از همیشه مضحک به نظر میرسید— حالا در عصر اپلیکیشنها و دوران امتیازدهی مصرفکنندگان و تجارت الکترونیکی بهکل جان تازهای گرفته است.
رابینهود، یکی از شرکتهایی که نقش اصلی را در شکستِ ناگهانیِ گیماستاپ بازی کرد، نمونه خوبی برای توضیح این ماجرا است.
این شرکت در سال ۲۰۱۱ با وعده «دموکراتیزهکردنِ دسترسی به بازارهای مالی» تأسیس شد، وعدهای که به گفته مؤسسانش ملهم از جنبش اشغال وال استریت بود.
این ادعا در همان نگاه اول بهوضوح کنایهآمیز است، چراکه الگوی کسبوکارِ رابینهود مبتنی است بر فروش اطلاعاتِ دادوستدهای کاربرانش به شرکتهای بزرگتر ‒ ابرازِ فریمیومِ [freemium]سرمایهگذاری آنها در واقع نوعی تحقیق و مطالعه مستقیمِ بازار است که به شرکتهایی نظیر سیتادل سکیوریتیز (که سال گذشته ۶,۷ میلیارد دلار افزایش درآمد داشت) اجازه میدهد سود بیشتری کسب کنند.
همانطور که بسیاری افراد اشاره کردهاند، همکاری این اپلیکیشن با بازیکنان تیم وال استریت –مانند شرکت تیدی امریترید— برای برچیدنِ بساط خریدوفروش سهام گیماستاپ و سهام سایر شرکتها در پایگاه اینترنتی Reddit آشکارا دروغینبودن وعده اولیه آن را ثابت میکند. اما چیزی که کمتر مورد بررسی قرار گرفته، نقش پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در تسهیل این سرکوب و جلوگیری است.
دو روز پیش، مدیرعامل اجراییِ بازار بورسِ نَزدَک، آدنا فریدمن، اعلام کرد این بازار آمادگی دارد خریدوفروش سهامها را براساس گفتگوهای کاربران اینترنت متوقف سازد:
«اگر ما متوجه افزایش قابلتوجهی در گفتگوهای کاربران در رسانههای اجتماعی شویم ... و بتوانیم آن را به فعالیتهای غیرعادیِ خریدوفروش فلان سهام ربط دهیم، بهطور بالقوه خریدوفروش آن سهام را متوقف میکنیم تا بتوانیم تحقیقاتی را برای بررسی شرایط انجام دهیم، با شرکت موردنظر وارد گفتگو شویم و به سرمایهگذاران فرصت دهیم نظراتشان را تغییر دهند.»
همان روز، پایگاه پیامرسانی دیجیتالیِ دیسکورد، سِرورِ انجمن r/wallstreetbets را خاموش کرد، البته به بهانه محتوای خشونتآمیز گفتگوها. (دستکم دو سرور جدید دیگر از آن زمان تاکنون ایجاد و هنوز پایین کشیده نشده است.)
در این میان، رویدادِ کمتر تأثیرگذار اما حیرتانگیز آن بود که نظرات و امتیازات منفیای که در پلی استور گوگل برای اپلیکیشن رابینهود درجشده بود همگی پاک شدند.

همانطور که وبسایت وِرج این هفته گزارش داد، رابینهود با سیلِ امتیازهای تکستارهای و نظرات منفی کاربرانی مواجه شد که از اقدام این اپلیکیشن در جهت مسدودکردنِ خرید سهام گیماستاپ، ای ام سی، و سایر شرکتها خشمگین بودند. با وجود این، گوگل خیلی زود تقریباً یکصد هزار مورد از این نظرات منفی را پاک کرد و امتیاز این اپلیکیشن را به نزدیکی عدد ۴,۷ رساند و این فعلاً امتیاز کنونی این اپلیکیشن در فروشگاه اپل است. گرچه گوگل به وبسایت ورج اطمینان داده که خود شرکتها قادر به پاککردنِ نظرات منفی نیستند، استدلالی که برای این عملیات پاکسازی مطرح میکند در بهترین سناریو (و اگر خوشبین باشیم) غیرقابلفهم است. استدلال گوگل این بوده که در این عملیات « برای تشخیصِ تخلفها و نقض سیاستها در امتیازدهی و نظردهی، از ترکیب هوش انسانی و یادگیری ماشین استفاده شده است.»
همانطور که ادوارد آنگوِسو اشاره کرده است، این روایتِ «جالوت در برابر داوود» که برای توضیح کل این ماجرا علم شده بسیار گمراهکننده است و تا به اینجای کار، شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری مانند بلکراک برندههای اصلی این ماجرا بودهاند. با توجه به روند فعلی، کاملاً محتمل است که این روایت منجر به بالاگرفتنِ دور تازهای از مطالبه برای وجودِ یک بازار سهامِ همهشمولتر شود، واکنشی که البته و قطعاً از نکته اصلی ماجرا غافل میماند.
با این همه، ماجرای سهام گیماستاپ مغالطه سرمایهداری دموکراتیک را برملا میکند، سرمایهداریای که مدعی است بازارهایش آزاد، پذیرا و رو به همگان گشوده است. درست مشابه چرخهای رولت در کازینوهای آتلانتیک سیتی، همواره کسانی که میز قمار را میچرخانند و کلید گاوصندوق را دارند قواعد بازی و اینکه چه کسی اجازه دارد بازی کند را تعیین میکنند. در بازیِ متقلبانه سرمایهداری نیز گروه کوچکی از بالاییها هستند که تصمیم میگیرند فعالیتِ مشروع و قانونی در بازار چه باشد و چه نباشد؛ در این میان، گردانندگان رسانههای اجتماعی و فروشگاههای دیجیتالی هم دست به سینه ایستادهاند تا به شکایات کارفرمایان و رؤسا رسیدگی کنند.
منبع: ژاکوبن

نظرها
نظری وجود ندارد.