ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

تأملی در پشت‌نویسی کامیون‌ها و وانت‌بارها به عنوان یکی از جلوه‌های فرهنگ عام

از عشق تو لیلی، رفتم زیر تریلی

اکبر فلاح‌زاده - پشت‌نویسی کامیون‌ها و وانت‌بارها بیانگر احوال عوام است با مضامینی مانند حرمان‌های عشقی، فلسفی و شکوه از زندگی و بازی‌هایش.

نوشته‌ها و شعرهای پشت کامیون‌ها و وانت‌بار‌ها بخشی از فرهنگ عامه است که کمتر مورد توجه فرهنگ رسمی قرار می‌گیرد. این نوشته‌ها یا بیت و مصرعی از یک شعر عامه‌پسند هستند یا ورد و دعایی برای دفع چشمزخم و یا متلک‌ها و شوخی‌های مردمی جهت خودنمایی، رفع خستگی یا حال‌گیری از دیگران. در هر حال چیزی از احوال مردم را بیان می‌کنند و به همین دلیل هم نمی‌شود از آن‌ها غافل ماند، به ویژه بعد از انقلاب با محدود شدن آزادی‌های مدنی و آزادی بیان، گرایش به اشکال دیگر بیان از جمله وبلاگ‌نویسی و ارسال پیامک در دنیای مجازی، یا شیشه‌نویسی و پشت کامیون‌نویسی افزایش یافته است.

نوشته‌ها و شعرهای پشت کامیون‌ها و وانت‌بار‌ها بخشی از فرهنگ عامه است.

رژیمی که همه‌چیز را ممنوع می‌کند، شیشه‌نویسی و پشت کامیون‌نویسی را هم ممنوع کرد. اصولاً هر گونه بیان حال - مجازی یا غیر مجازی- غیر مجاز است و مجازات دارد.
به گفته رئیس اداره آموزش راهنمایی رانندگی یزد هرگونه نوشتار روی بدنه و شیشه عقب خودرو ممنوع است. برای این ممنوعیت علت «کاهش دید» را تراشیده‌اند. با توجه به آئین‌نامه راهنمایی- رانندگی و ماده ۲۰۶ این قانون، هرگونه نوشتار روی بدنه خودرو به ویژه شیشه عقب ممنوع است و پلیس در این زمینه برخورد جدی خواهد داشت.
رئیس اداره آموزش راهنمایی و رانندگی یزد گفت: «سبب ممنوعیت این امر نیز کاهش دید راننده و توجه سایر رانندگان به نوشته‌ها و نیز عدم توجه کافی سایر خودرو‌ها به سمت جلو است.»

این مسئول افزود: «بار‌ها شاهد تصادفات خودرو‌ها بوده‌ایم که به سبب توجه راننده به نوشتار بدنه خودرو و یا پشت‌نویسی شیشه‌ها رخ داده است.»
همچنین به گزارش خبر آنلاین، سرهنگ دهقان رئیس سابق اجرائیات پلیس راهور در پاسخ به این سئوال که آیا نوشتن پشت شیشه ماشین تخلف محسوب می‌شود، گفت: «بله این‌کار تخلف محسوب می‌گردد چون نوشته‌های پشت شیشه ماشین سبب حواس‌پرتی رانندگان پشت سر می‌گردد و از این نظر خلاف است و جریمه‌هایی هم دارد. برای همین پیشنهاد می‌کنم اشخاصی که چنین کاری کردند هر چه سریع‌تر نسبت به پاک کردن مطالبی که پشت ماشین‌هایشان نوشته‌اند اقدام کنند.» اما کیست که سر خود به میل پلیس اقدام کند. مردم بی‌اعتناء به این ممنوعیت‌ها کار خودشان را می‌کنند.

نوشته‌های پشت کامیون‌ها و وانت‌بار‌ها را به چند دسته می‌شود تقسیم کرد:

دعا و دفع چشم‌زخم

دعا‌ها و جملات برای دفع چشم‌زخم سابقه‌ای طولانی دارند و قبل از انقلاب هم پشت وانت‌بار‌ها و تریلر‌ها دیده می‌شد. جملات و عباراتی مانند: «یا ابوالفضل»، «بیمه ابوالفضل»، «یا مولا»، «یا علی»، «یا مرتضی»، «در پناه مولا»، «بر چشم بد لعنت»، «بگو ماشاالله»، «یا ضامن آهو»، «شریک با ابوالفضل»، «یا امام رضای غریب»، «یا شاه چراغ»، «محتاج دعائیم»، «چاکر سر بریده مولای کربلائیم»، «این سالار به عشق ابوالفضل می‌تازد»(پشت یک وانت نیسان)، «آنان که علی را خدا پندارن/ کفرش به کنار عجب خدایی دارند» و وغیره.

پشت‌نویسی کامیون‌ها و وانت‌بارها بیانگر احوال عوام است و با این‌حال اخیراً حکومت این شکل بیان صمیمانه را هم ممنوع اعلام کرده است.

بعضی از این عبارات برای جلب توجه بیشتر سرهم نوشته می‌شود، مانند: »منمشتعلعشقعلیمچهکنم؟»(من مشتعل عشق علی‌ام چه کنم؟)، «ایحجتخدا»(ای حجت خدا)،» التماس ۲ A »(التماس دعا).

رانندگانی که برای درآوردن نان زن و بچه‌شان صبح تا شب در جاده‌ها می‌کوبند با توسل به خرافات برای خود امنیت خاطر فراهم می‌کنند. البته بعضی هم با دعا به ابتکار خود به انتقاد کلی از وضعیت زندگی می‌پردازند، مانند: «یا ضامن آهو امان از این هیاهو .»

نوشته‌های پشت کامیون و وانت‌بار غالباً غیر سیاسی‌اند، به قول نوشته پشت یک تریلی: «بحث۳۰یا۳۰ ممنوع»(بحث سیاسی ممنوع). با این حال هر چند نوشته‌های پشت کامیون‌ها غیر سیاسی‌اند، اما بعضی‌هایشان به‌رغم خنثی بودن می‌توانند سیاست‌های رژیم را به سخره بگیرند. برای مثال «احتیاط کن، ازدواج نکن» یا «فرزند کمتر، همسر بیشتر» که هرچند خیلی معمولی است، اما در زمان یک حکومت غیر معمولی خواه ناخواه در تناقض قرار می‌گیرد با سیاست‌های تشویق به ازدواج برای مقابله با رابطه پسر‌ها و دختر‌ها و مبارزه با بخشی از آن چیزی که جنگ نرم می‌نامندش.

عشق و عاشقی

و این راننده‌های همیشه عاشق...

نوشته‌های دیگری هم که با عشق و عاشقی سر وکار دارند عمدتاً یادگار قبل از انقلاب‌اند. برای بیان عشق و عاشقی از عوامل و اسباب زندگی شغلی و فرهنگ زبانی رانندگان استفاده شده است:

از عشق تو لیلی، رفتم زیر تریلی
ببند پنجره را رخ بپوش می‌ترسم
که چشم شور ستاره تو را نظر بزند

دلم دادم بری باهاش حال کنی نه که بری جیگرکی بازکنی
قوری ز قلم، قلم ز قوری/ تو عشق منی گوگوری مگوری
نمى‌گم سنگه دلت ‎/ مى‌دونم تنگه دلت
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری به جهنم که مرا دوستم نداری!
دنبالم نیا اسیرم می‌شی
ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری بر حذر باش که ما هم از کوچه معشوقه تو می‌گذریم

یا اقدس یا هیچکس

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی‌سوادم

رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

غم عشقت بیابان‌پَروَرم کرد.

به‌خاطر دلم ولم.

در چاله‌چوله‌های عشقت شافنرم شکست.

تا جام اجل نکردم نوش هرگز نکنم تو را فراموش

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه است!

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش است!

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود، ز شهر و خانه‌ام آواره بنمود!

خوشگلی بانمکی یک رخ زیبا داری، بی‌جهت نیست که در کنج دلم جا داری

از عشق تو من مرغم، باور نداری قد قد!!!

عشق من، دارم می‌آم!

از محبت خار‌ها گل می‌شود.
یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت، شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم.

تو که بی‌وفا نبودی پدرسگ!

عشق تو مرا چو سوزنی زرین کرد، هرکس که مرا دید تو را نفرین کرد

سر بشکند دست بشکند پا بشکند دل نشکند

آنقدر در کشتی عشقت نشینم تا سحر/ یا به ساحل می‌رسم یا غرق دریا می‌شوم.

افسوس همه‌اش افسانه بود!

ای بی‌وفا رسم وفا از غم نیاموزی چرا
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می‌زند

خوشگلی بانمکی یک رخ زیبا داری، بی‌جهت نیست که در کنج دلم جا داری

بمیرد آنکه غربت را بنا کرد / مرا از تو، ترا از من جدا کرد

غروب غمت را به هر بهایی خریدارم

اسیرتم ولی آزاد

دلبری دارم چو مار عینکی، خوشگل و زیبا ولی کم‌پولکی!

هر که عاشق شد جفا بسیار باید کشد / بهر یک گل منت از صد خار باید کشد

گله از نامردی و شکوه از روزگار

بخش زیادی ازاین اشعار و عبارات اما گله از نامردی و شکوه از روزگار دارد:
آب رادیاتور ماشین بخور، محتاج نامردان نباش!
به روز تنگدستی آشنا بیگانه می‌گردد
رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم.

پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت ‎/ هیچکس غصه این را که چه مى‌کرد نداشت‎ /چشمه سادگى از لطف زمین مى‌جوشید‎/ خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت

صد سال در بیابان آواره شوی / به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی.

من از عقرب نمی‌ترسم ولی از سوسک می‌ترسم/ من از دشمن نمی‌ترسم ولی از دوست می‌ترسم.

پشت تعدادی از کامیون‌ها در افغانستان: من نمی‌گویم مرا ‌ای چرخ، سرگردان مکن / هرچه می‌خواهی بکن، محتاج نامردان مکن

پشت فرمان مدل پایین نشستن عیب نیست، زیر بار سفته نامرد رفتن مشکل است

آب رادیاتور ماشین بخور، محتاج نامردان نباش!

جرم: به دنیا آمدن، شهرت = پشیمان - نشانی = بی‌نشان!

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی، تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

ای روزگار با ما شدی ناسازگار!

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار
نمی‌دانم دلم دیوانه کیست؟

همه از مرگ می‌ترسند، من از رفیق نامرد

در این دنیا که مردانش عصا از کور می‌دزدند / من بیچاره دنبال مرد می‌گردم

ای صوفی برو لقمه خود گاز بزن، کم پشت سر خلق خدا ساز بزن

اشتباهى که همه عمر پشیمانم از آن‎ / اعتمادى است که بر مردم دنیا کردم

هر که بشناسد نمک، کافى است انگشتى نمک‎/ کى شناسد گر خورد نامرد انبارى نمک؟

من از روییدن خار سر دیوار دانستم / که ناکس کس نمی‌گردد از این بالا نشستن‌ها

همه رنگى قشنگه جز دورنگى

گذشت خصلت مردان است

شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد
ای خوش آن شمعی که روشن می‌کند ویرانه‌ای را

دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری.

یأس و احساس غربت

بعضی‌ها نیز بیت یا مصرعی در وصف نامردی، یا در بیان مفهوم یأس و احساس غربت که معنی‌اش به آسانی قابل فهم باشد پشت ماشین‌شان می‌نویسند:

پشت یک ماشین حمل زباله: از دست روزگار ناچارم
پشت یک تاکسی در اهواز به لهجه‌ لری بختیاری نوشته: دا سی چنت بی. یعنی: مادر! پسر برای چی خواستی

خداحافظ
به جایی می‌روم اما نمی‌دانم کجا، این‌گونه آواره!
نمی‌دانم، ولی شاید برای من به این زودی شقایق‌ها نمی‌خندند

اشعاری هم از شعرای بزرگ نوشته می‌شود که مناسبت آن‌ها روشن نیست و هیچ معلوم نیست پشت کامیون چه می‌کنند. مثلاً:

که گفتت برو دست رستم ببند
نبندد مرا دست چرخ بلند
که من از گشاده‌کمان روز کین
بدوزم همی آسمان بر زمین

الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناول‌ها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی در لفظ دری را

با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوان

تشویق برادرانه به آهسته راندن و احتیاط

جون من داداش یه خورده یواش!

تند رفتن که نشد مردی
چشم انتظارم که برگردی

بابا برگرد

آنقدر آهسته روم تا ندانی که منم

تند‌تر از باد صبا می‌روی،
پشت ژیانی به کجا می‌روی؟

من به قربان می‌روم شاگرد و هم راننده را،
ای به قربان جمالت چاق کم کن دنده را

آی بی‌وفا کجا می‌ری
اونطرفی که ورود ممنوعه

داداش مرگ من یواش

شتاب مکن، مقصد نهایی خاک است

گاز دادن نشد مردی /عشق آن است که برگردی!

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

یواش برو که دلم زیر پای توست

اگه می‌تونی این تابلو رو خوب بخونی یعنی فاصلت خیلی کمه/ فاصله رو رعایت کن (پشت یه تریلی)

داداش مرگ من یواش/ امان از دست گلگیرساز و نقاش!

یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آخر می‌افتی موتوری

به خاطر اشک مادر احتیاط کن

نور پایین، نشانه شعور بالاست

یواش برو که دلم زیر پای توست

به مادرت رحم کن کوچولو!

در افغانستان پشت بعضی مینی‌بوس‌ها نوشته‌اند: آهسته برانید، به سلامت برسانید / نی خود را به شفاخانه و زندان بکشانید.

عشق به مادر

عشق به مادر چنانکه در میان داش‌مشتی‌ها رایج است، بخش دیگری از این عبارات را به خود اختصاص می‌دهند:

عشق به مادر: از مضامین مهم پشت‌نویسی‌ وانت‌بارها و کامیون‌ها

به مادرت رحم کن کوچولو!
نوکرتم ننه!

گر پادشاه عالمی، باز هم گدای مادری

رفیق بی‌کلک مادر!
ننه سلطان غمه
بیمه دعای مادر

به حرمت اشک مادر توبه کردم

قربان وجودی که وجودم ز وجودش به‌وجود آمده است!

تحریف اشعار شاعران نامدار

پاره‌ای از اشعار نیز شکل تحریف‌شده اشعار شاعران نامدار ایران به ویژه شاعران کلاسیک است:

هفت شهر عشق را عطار گشت،
عاقبت از راه چالوس رفت رشت

یک شب به خانه و صد شب به غربتم/ای بنز بی‌پدر به کجا می‌بری مرا؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا /صبر کن هر وقت من از راه رسیدم اونوقت بیا!!

آدم دیوانه را بنگی بس است/ خانه پرشیشه را سنگی بس است!

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم/ تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم/ من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای/ سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه‌ای!

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی/ دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

بوسه مگر چیست / فشار دو لب / اینکه گنه نیست / چه روز و چه شب

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد/ رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

دنبالم نیا آواره می‌شی!

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ /ای هیچ‌تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

متلک و مزه‌پرانی

متلک و مزه‌پرانی هم جزو لاینفک نوشته‌هاست:
واسه همه لاتی واسه ما شکلاتی
فرزند کمتر، همسر بیشتر
گلگیرم ولی گل نمی‌گیرم!
اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ می‌شم! (ژیان)
پشت یک تریلی نوشته: پراید ساندویچ من است
یا زهرا یا هیچکس
تو برو من می‌آم
بی‌تو هرگز............ باتو؟؟؟؟ عمرا!
از بس خوردم مرغ و پلو / آخر شدم مارکوپولو

سرپایینی نوکرتم سر بالایی شرمندتم (ژیان)
بهتر از من چه کسی

تاکسی نارنجی از من نرنجی!

در مواردی هم به قضاوت احتمالی یا فضولی دیگران جواب می‌دهند: به تو چه / فضولی؟ / خودتی.

فلسفه زندگی به زبان کوچه و بازار

بعضی‌هایشان هم فلسفه زندگی و نصایح اخلاقی را به زبان کوچه و بازار در جاده‌ها و بیابان‌ها پخش می‌کنند:

جیگر شیر نداری سفر عشق مرو

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است: سیگار بعد چایی / چایی بعد سیگار

پشت تریلر نفت‌کش نوشته شده: «علم بهتر است یا ثروت؟ هیچ کدام فقط ذره‌ای معرفت»

تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود می‌گذاریم!
خسته در حبس زمینم، ماه من یادم کن
من ره صد ساله را یک شبه پیموده‌ام / سر به سر من نذار اینجوری آسوده‌ام
گشتم نبود / نگرد نیست

عاشق همیشه تنهاست
انسان مسافر است/ راه اوست... رهرو اوست... مقصد اوست...

در لجنزار عشق تو بودم.... ناگهان غورباقه‌ای گازم گرفت

دریای غم اردک ندارد
دنیا محل گذره / ما می‌گذریم ولی اون نمی‌گذره
شب بود و شمع بود و من بودم و غم/ شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

نمی‌خام شمع باشم دخترا فوتم کنن / می‌خام سیگار باشم لوطیا دودم کنن

برگ از درخت خسته می‌شه / پاییز بهانه است
عشق برای صحت مضر است! وزارت صحت.
شاخه را مرغ چه داند که روزی قفس خواهد شد.

شب و ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن / مگر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد.

گذشته تلخ، آینده نامعلوم

شد شد، نشد نشد.
خواهی که جهان در کف تقدیر تو باشد / خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز / جوان به حادثه‌ای زود پیر می‌شود گاهی.

نمی‌دانم چرا خوبان در جوانی می‌میرند!

عیب رندان مکن‌ای زاهد پاکیزه سرشت / سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت.

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی/ تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

روزگارم برخلاف آرزو‌هایم گذشت

زندگی نگه دار/ پیاده می‌شم

زندگى جویبارى است که از دهکده غم مى‌گذرد

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم‌شکن هم برنمی‌دارد

دریای غم ساحل ندارد

کاش می‌شد سرنوشت را از سر نوشت

کوه از بالانشینی رتبه‌ای پیدا نکرد

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی /چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می‌خواهند/ طبیبان جملگی خلق را رنجور می‌خواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم/ بنازم مطربان را که خلق را مسرور می‌خواهند!

رود می‌رود اما ریگ‌زارش می‌ماند!

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می‌شود و قلب را عاشق می‌کند!

درخت مکر زن صد ریشه دارد/ فلک از دست زن اندیشه دارد!

قناعت و رضایت به وضع موجود
کیه که غم نداره؟
مگه تموم عمر چند تا بهاره؟
مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز / جوان به حادثه‌ای زود پیر می‌شود گاهی
سکوتم از رضایت نیست‎/ دلم اهل شکایت نیست

بخور و بخواب کارمه/ الله نگهدارمه!

در بیابان شب و روز رانندگی کار من است / غصه ندارم چون خداوند همراه منست.

در این درگه که گه گه کًه کُه و کُه کًه شود ناگه /مشو غره به امروزت که از فردا نه‌ای آگه

به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد

کوه از بالانشینی رتبه‌ای پیدا نکرد/ جاده از افتادگی از کوه بالا می‌رود!

به مُدپرستان بگو آخرین مُد کفن است

شب و روز رانندگی در جاده‌ها کار من است/ از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است!

دنیای هر کی هر کی
دو دو تا هفتا/ کی به کیه!

حالا که خر تو خره /ما هم پرایدیم (ژیان)!
پشت ژیان نوشته: «حالا که هر کی به هر کیه، ما هم ماکسیما‌ایم!»

شعار‌ها و جملات انگلیسی
! See you in the hell
Kill me، kiss me but dont leave me
When the rape is inevitable، relax & enjoy

... I «m an alone driver

: «GO WITH WITH» یعنی برو بابا

Life is just like the shett

پشت یک مینی‌بوس با حروف انگلیسی نوشته zoornazanfarsineveshtam (یعنی: زور نزن، فارسی نوشتم)

Danjar! کنار یک عکس اسکلت که‌‌ همان danger به معنی خطر است
The king street (احتمالا به معنی سلطان جاده، که غلط نوشته شده)
this is my car lovely!
(احتمالاً منظورش ماشین دوست‌داشتنی من است )

خودستایی و راز و نیاز و درددل با وسیله نقلیه و کسب روزی:
نوکرتم، اوستا کریم
همه دارند کار و ما هم داریم کار/ این چه کاریست همه خوابند و ما بیدار
مسکین مزداسوار، جان به قربان تو مزدا که بنز فقرایی
غلومتم
من و تو تا آخر عمر کاروان جاده‌هائیم.
عشق من فقط توئی وولوو جونم!!!
سمند باد پا

آواره بیابان
روح شبگرد جاده‌ها
کوپن آب اعلام شد، من خیلی چرکم!

مرا نشوئید، سردم است کوپن آب اعلام شد، من خیلی چرکم

مخلصتیم قناری!

من همینجوری کثیف هم خوشگلم، زحمت نکشین
رخش بی‌قرار!
منم حساس!

خدا کنه دیر نکنه‎/ تو جاده‌ها گیر نکنه

یکى باید بیاد و یه قصه نو بخونه‎/ رگ خواب شب بیداریمو خوب خوب بدونه

یکى باید بیاد واسم لالایى بخونه‎/ به خدا خوابم می‌آد، بقیه‌شو کى مى‌رونه؟

سلطان جاده
ای بنز بی‌پدر به کجا می‌بری مرا؟

عروس کویر
پشت یک کامیون درب و داغون‌ این بیت نوشته شده: اغنیا بنز سوارند / من مسکین بر تو/ جان به قربان تو ماشین که بنز فقرایی
به گنده‌تر و خر‌تر از خودت احترام بگذار!
الهی هر کی بخیله، چشاش بابا قوری بشه کچل بشه، قوزی بشه، خمار و وافوری بشه
تو هم خوبی!
روی باک یک کامیون هم نوشته: دمت گرم، تو بخور پای من

پشت یه تریلی نوشته شده: منال ‌ای مینی‌بوس زیر پایم / که من با ناله‌هایت آشنایم

جلوی یک ژیان نوشته شده: «میازار موری که دانه‌کش است» و پشت همان ژیان: «فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.»

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • majid

    آفرین به این حسن سلیقه .کیف کردم از این مقاله. واقعا دستتون درد نکنه .

  • کمال شفیعی

    با تشکر فراوان. واقعا زحمت کشیدید

  • mir hosayn

    خوب بود (هم جملات و هم خود بحثش )

  • porhoseiny

    آقا صفای قلمتون . واقعا روح مارو شاد کردین . حرف مردمو به زبان مردم زدین .

  • حمید

    واقعا خستگی از تنم در رفت چون یاد اونروزا در وطن افتادم . حقیقتا زحمت کشیدین و خیلی سلیقه و حوصله به خرج دادین. ابتکار بسیار خوبی بود. دستتون رو می بوسم .

  • احترامی

    دنبال یه همچین مطلبی در این زمینه مدتهاست که می گردم و آخرسر اینجا پیداش کردم. درود بر گردانندگان این سایت مردمی

  • مهین

    من این مطلب تونو توی فیس بوک پیدا کردم و دنبالش اومدم که اینجا هم مستیقما ازتون تشکر کنم. سپاس به‌‌‌ خاطر این زحمتی که برای جمع آوری اشعار عامه کشیدید

  • جلال

    تحقیق ابتکاری بسیاری جالبیه.