واقعیت در برابر تحکم ولایتی، مشاور دائمالعمر خامنهای
زبان مستبد و رفتار تهدیدآمیز در برابر واقعیتهای بیرونی که روز به روز بدتر میشوند. بیمارستان مسیح دانشوری به ریاست علی اکبر ولایتی، مشاور مادامالعمر رهبر جمهوری اسلامی نمونهای از شیوه حکمرانی.

علی اکبر ولایتی، مشاور خامنهای در امور بینالملل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، و دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی و سرانجام رئیس بیمارستان مسیح دانشوری
در اثر بیدرایتی و بیبرنامهگی و انفعال وزارت بهداشت نسخه جهشیافته دلتای ویروس کرونا از طریق سیستان و بلوچستان به نوار جنوبی کشور و از آنجا در شهرهای بزرگ ایران از جمله در تهران شیوع پیدا کرده و در حالی که اغلب کشورهای جهان بعد از موج سوم موفق به مهار شیوع ویروس کرونا شدهاند، ایران وارد موج پنجم همهگیری شده است. در همان حال از فروردین سال جاری که واکسیناسیون آغاز شد فقط حدود ۷ درصد از جامعه واکسن کرونا را دریافت کردهاند. بیمارستان تخصصی مسیح دانشوری و آنچه که در بخشهای کرونایی این بیمارستان مرجع اتفاق میافتد یک تصویر کلی از آنچه که در سایر بیمارستانهای کشور اتفاق میافتد به دست میدهد. علی اکبر ولایتی، مشاور خامنهای در امور بینالملل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، و دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی از آغاز همهگیری ریاست بیمارستان مسیح دانشوری را هم به عهده گرفت.
درمان در کانکسها، بدون کمترین امکانات
در بیمارستان مسیح دانشوری برای خدماترسانی به انبوه مراجعهکنندگان کانکسهایی برپا شده است. پزشکان در این کانکسها بیماران مبتلا به کووید- ۱۹ را ویزیت میکنند و اگر آنها به درمان سرپایی نیاز داشته باشند، تزریقهای ضروری را در همین کانکسها انجام میدهند. جامعه ۲۴ مینویسد:
«کانکسهایی با امکانات ناکافی و نامتناسب با شرایط بیماران کرونایی در انتظار دریافت خدمت؛ وضعیتی که شکایت مراجعان را به دنبال داشته و تحمل شرایط کرونایی را برای آنان سختتر کرده است.»
این کانکسها در یک محوطه خاکی در ضلع جنوب شرقی بیمارستان بدون هیچگونه امکاناتی برای بیماران احداث شده. بیماران مبتلا به کووید-۱۹ با تنگی نفس و سایر علائم دیگر میبایست ساعتها در این زمین خاکی به انتظار بایستند. نوبتفروشی امری رایج است. یکی از مراجعهکنندگان در مصاحبه با جامعه ۲۴ گفته است:
«نوبتفروشی هم مسالهای دیگر بود که من به چشم خودم مشاهده کردم. بهعنوان مثال ساعت ۶ صبح به مرکز مراجعه کردم و برای ساعت ۴، ۵ بعدازظهر برایمان وقت تعیین کردند، اما ساعت ۱۲ نیمه شب و به عنوان چهلمین نفر نوبتمان شد. برخی افراد رسماً و در مقابل چشم ما ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان میگرفتند و نوبتها را جا به جا میکردند. شکایات ما هم به جایی نرسید.»
مراجعهکنندگان انبوه و صندلی اندک است. لاجرم برخی از بیماران که بیماری رمق آنها را گرفته روی خاک و خل دراز کشیدهاند. سرفههای مداوم آنها از قاعده ریه که خاص بیماری کووید-۱۹ است به گوش میرسد. از آب خبری نیست و در محوطه فقط یک سرویس بهداشتی وجود دارد که زن و مرد میبایست از همان یک سرویس استفاده کنند. مراجعهکنندهای گفته است:
«برای ما جالب آن بود که بستههای آب معدنی را خیرین به داخل محوطه و برای بیماران میآوردند، اما برخی از افراد خدماتی بیمارستان این بستههای آب را به داخل بیمارستان میبردند و هیچ اعتراضی هم پذیرفته نبود.»
انتقاد ممنوع!
ولایتی ریاست چنین بیمارستانی را به عهده دارد. کسی که از عهده اداره یک بیمارستان برنمیآید در بالاترین سطوح حاکمیتی تصمیمساز است. نمودی از یک بحران جدی در ایران: بسیاری از مدیران در سطوح میانی و بالایی کشور از عهده مسئولیتهایشان برنمیآیند. برای مثال میتوان از سعید نمکی، وزیر بهداشت یاد کرد که شامگاه دوشنبه ۲۲ تیر در جلسه ستاد مدیریت و مقابله با بیماری کرونای استان سیستان و بلوچستان که با حضور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و معاونین این وزارتخانه برگزار شد، در واکنش به گزارش نماینده سیستان و بلوچستان از کمبود امکانات در این استان محروم ایران برای پذیرش و درمان مبتلایان به کووید-۱۹ مقابل دوربینها عصبانی شد و دست از دهن برداشت و شروع به فحاشی کرد.
علی اکبر ولایتی هم پس از انتشار کلیپهای انتقادی محمدرضا هاشمیان، پزشک بیمارستان مسیح دانشوری از عملکرد وزیر بهداشت در بحث واکسیناسیون و قطعی برق در بیمارستانها، در نامهای به او به تحکم و تهدید روی آورد و ضمن نکوهش او نوشت:
«در صورت تکرار چنین مواضعی از سوی شما، اینجانب ناچار خواهم بود تصمیمات جدیتری اتخاذ نمایم.»
استدلال ولایتی هم این بود که در شرایطی که کشور با تحریم اقتصادی روبهروست، نباید با انتقاد روحیه مردم را تضعیف کرد.
همزمان با خاموشیهای مکرر و طولانی در تهران و سایر شهرهای ایران فیلمی در فضای مجازی منتشر شده بود که نشان میداد در آیسییو برقها رفته، بیماران یکییکی در حال اکسپایر شدن هستند و دستگاه هم نیست.
هاشمیان، فوق تخصص مراقبتهای ویژه نوشته بود:
«دستگاه ونتیلاتور تلویزیون نیست که با متصل شدن به برق اضطراری عملکردش بدون اختلال ادامه داشته باشد. کوالیتی دستگاه ونتیلاتور کاملا دچار افت میشود. برق اضطراری کیفیت عملکرد را کاهش میدهد و فشار اکسیژن کم میشود و بیمار از دست میرود.»
گزارش مشاهدات این پزشک متخصص چنان در نظر حاکمان سنگین آمد که حتی حسن روحانی هم به این مناقشه ورود کرد و در جلسه هیأت دولت گفت:
«همه بیمارستانهای ما دارای ژنراتورهای اضطراری هستند و فیلمهای منتشر شده دروغ محض است.»
در این میان هیچکس هم مسئولیت بیمارانی را به عهده نگرفت که در اثر قطعی برق و فقدان امکانات ضروری زیر دستگاههای خاموش ونتیلاتور در یک بیمارستان مرجع به مدیریت ولایتی خفه شدند و جان سپردند. نام آنها چه بود؟ چه زندگی و چه سرنوشتی داشتند؟ بستگان آنها چه میکنند؟ القای یأس و نومیدی بهعنوان یک گناه بخشودنی با منطق علی اکبر ولایتی؟
محرومیت از توان و اخلاق حکمرانی
معصومه اصغری، روزنامهنگار هم یکی از مراجعهکنندگان به کانکسهای بیمارستان مسیح دانشوری است. او در مصاحبه با جامعه ۲۴ گفته است:
«محوطهای که کانکسها در آن برپا شدهاند بهشدت تاریک بود و محوطه محل استقرار آنها با یک راه باریک به محوطه اصلی بیمارستان وصل میشد. برای رفتن به داخل کانکس هم یک رمپ وجود داشت که باید از روی آن رد میشدیم.»
و در ادامه شرایط را به این شکل توضیح میدهد:
«در این محوطه برای افرادی که در صف انتظار هستند یک سایهبان بسیار کوچک نصب شده است زیر این سایهبان هم تعداد محدودی صندلی وجود دارد، هم مساحت سایهبان و هم تعداد صندلیها با توجه به جمعیت زیاد مراجعهکنندگان در طول شبانهروز و شدت تابش خورشید در این روزهای تابستانی بسیار کم است، یعنی صبحها اگر در صف باشی از شدت نور آفتاب میسوزی و شبها هم به دلیل کم بودن چراغها جایی را نمیبینی. مردم در این شرایط سعی میکردند با استفاده از چراغ قوه موبایل خود، محوطه را روشن کنند. به دلیل کم بودن تعداد صندلیها برخی بیماران با حال بسیار بد در خیابان مینشستند و برخی هم از بلوکهای سیمانی موجود در محوطه بهعنوان صندلی استفاده میکردند.»
این روزنامهنگار در ادامه یادآوری میکند که بسیاری از بیماران بهسبب ضعف و فترت و خستگی، در هوای گرم و زیر نور آفتاب تاب نمیآورند و همانجا روی زمین دراز میکشند.
مکان پذیرش بیماران مبتلا به کووید- ۱۹ در جوار محل دفع زبالههای بیمارستانی قرار دارد که بسیاری مسریاند و سلامت همراهان بیمار را به خطر میاندازند. در طول شب جمعیت کمتر میشود اما در طول روز جمعیت زیادی به انتظار دریافت درمان در این محوطه گرد آمدهاند. چنین اجتماع بزرگی از افراد درگیر با ویروس، قطعا زمینه مناسبی برای شیوع و انتقال ویروس به افراد سالم فراهم میآورد.
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز دوشنبه خود نوشته بود:
«مشکل اصلی ما محروم بودن از اخلاق حکمرانی است. کسانی که مسئولیتی در حکمرانی برعهده میگیرند قبل از هر چیز باید به زیور اخلاق آراسته باشند که اگر چنین شود، در انجام وظیفه خود موفق خواهند بود و افراد وظیفهشناس را نیز، حتی اگر معترض باشند، به تلاش بیشتر ترغیب خواهند کرد.»
اما ظاهراً مسأله فقط اخلاقی نیست. بحث بر سر توانایی حکمرانی و نسبت آن با تیرهروزی ایرانیان است. یکی از جلوههای این تیرهروزی صفهای طویل برای گذر از مرز ارمنستان به امید دریافت واکسن است.

نظرها
نظری وجود ندارد.