ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

سقط جنین در کردستان ایران: غیرقانونی اما قابل خرید

جبار دستواز، خبرنگار خبرگزاری رودآو گزارشی از سقط‌جنین‌های غیرقانونی در کردستان ایران نوشته است که ترجمه آن را می‌خوانید.

هنگامی که محمد و نشمیر اولین بار با هم ملاقات کردند، هرگز فکر نمی‌کردند که رابطه عاشقانه آنها به پایان غم‌انگیزی برسد. وقتی عاشق شدند، در دانشگاه همکلاسی بودند. یک روز نشمیل متوجه شد باردار است. سقط کرد و این سقط منجر به پایان رابطه آنها شد.

طبق قوانین ایران، سقط جنین تنها زمانی مجاز است که جان زن در خطر باشد و با تایید پزشک و شوهرش انجام شود. بیشتر سقط‌ها به‌طور غیرقانونی انجام می‌شود. کبرا خزعلی، رئیس شورای اجتماعی زنان سال گذشته اعلام کرد که «سالانه ۶۰۰ هزار سقط جنین غیرقانونی انجام می شود و خواستار نظارت بیشتر دولت شد.

محمد ۲۲ ساله است و اندامی ورزیده و ورزشی دارد. او در دانشگاه سقز در استان کردستان تحصیل می‌کند:

«سه سال پیش در دانشکده حقوق در سقز پذیرفته شدم و مجبور شدم یک آپارتمان به تنهایی و دور از خانواده اجاره کنم. تنهایی خیلی به من صدمه زد. پس از دو ماه با دختری از کلاس خود ملاقات کردم. ابتدا با هم دوست بودیم، اما پس از مدتی من عاشق او شدم و به هم نزدیک شدیم.»

دوست دخترش نشمیل در یک آپارتمان اجاره‌ای با دو زن دیگر زندگی می‌کرد، اما به گفته محمد بیشتر شب‌ها را پیش او می‌گذراند. محمد می‌گوید که آنها نمی‌توانستند بدون یکدیگر زندگی کنند.

«اوایل پاییز سال گذشته بود که نشمیل با من تماس گرفت و گفت بیمار است. او را به بیمارستان بردم و پزشک آزمایشاتی انجام داد. ما از فهمیدن اینکه او باردار است شوکه شدیم. انگار دنیا روی سر ما فرو ریخت. او گفت که خودش را خواهد کشت.

ما به چندین مطب زنان و زایمان در شهر بوکان در استان آذربایجان غربی رفتیم، اما همه آنها خواستار نامه پزشک برای سقط جنین بودند. در نهایت ما یک پزشک را پیدا کردیم که موافقت کرد قرص‌ها و تزریق‌های سقط جنین را در اختیار ما قرار دهد و در عوض ما پنج میلیون تومان به آنها پرداخت کنیم.

روز جمعه بود. نشمیل سه روز متوالی قرص مصرف کرده بود. به مطب دکتر رفتیم. نشمیل درد زیادی داشت. دکتر دو ضربه به او زد که باعث شد خون زیادی از دست بدهد، اما کودک سقط شد. اما این سقط به رابطه ما پایان داد. نشمیل افسرده بود. من خیلی تلاش کردم، اما او من را دلیل این حادثه می‌دید، بنابراین ما جدا شدیم.»

بوکان به‌عنوان شهری که افراد برای سقط جنین به آنجا می‌روند، معروف است. من با یک دوست زن به آنجا رفتم. خود را به‌عنوان همسر او معرفی کردم و وانمود کردم که می‌خواهیم سقط کنیم.

در مطب متخصص زنان و زایمان، پزشک گفت که تأیید شوهر به تنهایی کافی نیست و ما به تأیید پزشک هم نیاز داریم. وقتی گفتیم که نمی‌خواهیم این همه مشکل را پشت سر بگذاریم، دکتر گفت اما باید ابتدا بروید و آزمایش دهید. هرچه کودک بزرگتر باشد، هزینه آن بیشتر می‌شود. هزینه آن بین سه تا شش میلیون تومان است.

دو زن در اتاق انتظار نشسته بودند ، یکی ۲۶ ساله و دیگری ۴۲ ساله. زن کوچکتر از حق سقط جنین خود گفت:

«این حق زن است که بر بدن خود کنترل داشته باشد. این قوانین ظالمانه که مستلزم تأیید شوهر و نامه پزشک است چیست؟ شوهرم کارگر است و توانایی مالی ما محدود است. من نمی‌خواهم بار دیگری به خانواده اضافه کنم و به همین دلیل تصمیم به سقط جنین دارم.»

دکتر گفت زنانی که هر روز در مطب خود به دنبال سقط جنین هستند، پیر و جوان هستند، برخی مجرد هستند و برخی دیگر قادر به تامین مالی یک فرزند دیگر نیستند.

شیدا یک سال پیش سقط کرد.

«من ۲۴ ساله و فارغ‌التحصیل روانشناسی هستم. سه سال است ازدواج کرده‌ام و با وجود اینکه از قرص‌های ضد بارداری استفاده می‌کردم، متوجه شدم که باردار هستم و آمادگی مادر شدن ندارم.»

او می‌گوید:

«من بدون اطلاع شوهر و خانواده با خواهرم به پزشک مراجعه کردم. ابتدا دکتر گفت باید نامه پزشک و رضایت شوهرم را داشته باشم اما سرانجام با چهار میلیون تومان توافق کردیم و قرار شد خودم قرص‌ها را تهیه کنم. یک مجموعه شش عددی قرص به قیمت یک میلیون تومان از زنی گرفتم که آدرسش را از دکتر گرفته بودم.»

شیدا می‌گوید که از سقط جنین پشیمان است:

«تابستان گذشته سه روز قرص را زیر زبانم گذاشتم. یک بعد از ظهر به مطب دکتر رفتم و پس از از دست دادن مقدار زیادی خون و درد زیاد سقط کردم. خیلی بد بود. بعد از آن یک ماه خونریزی داشتم و مجبور شدم آن را از شوهرم پنهان کنم. اگر بتوانم زمان را به عقب برگردانم، هرگز چنین اشتباهی را مرتکب نمی‌شوم زیرا ماه‌ها احساس می‌کردم کسی را کشته‌ام و افسرده شده‌ام.»

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • مریلا

    عجبا . تعجبم بعضی چطور دنبال بچه هستند اونوقت بعضی ها اینطور خدا راحت بهشون بچه میده نعمت خدا رو دو دستی به فنا میدن. عجب زمونه ای . بعضی چطور بچه دار شوند بعضی هم . قربون خدا برم که اینطوری عمل می‌کنه . خدااااااااااااااااا بچه بده به اونی که میخواد نه به اینا