ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

افشین بایمانی؛ ۲۲ سال زندان به جرم کمک به برادرش

افشین بایمانی، زندانی سیاسی، نزدیک به ۲۲ سال است که به دلیل فراری دادن برادرش در زندان به سر می‌برد. این زندانی که حکم حبس ابد دارد، در شرایط نامناسب جسمی است. مادر او به زمانه می‌گوید درخواست دیه کرده‌اند، اما او هیج پولی ندارد که بتواند این دیه را پرداخت کند. گران کلاه‌کج می‌گوید: «بگویید افشین بایمانی آن داخل مرده، استخوان‌هایش پوسیده، شما را به خدا... برای ما کاری کنید!»

چه از جان افشین می‌خواهند؟ دیگر استخوان‌هایش را می‌خواهند؟ من را اینجا کشتند، خانواده‌ام را کشتند، دیگر چه می‌خواهند؟ من خودم داغانم، افسردگی و مریضی گرفتم الان در خانه هستم، کاشکی می‌دیدند پدرش زمین‌گیر شده است، نمی‌دانم باید پیش کی بروم؟ پیش کی داد بزنم؟ تو را به خدا شما کاری برای ما بکنید… نمی‌دانم چکار بکنم… الان ۲۳ سال است که پسر من را در زندان انداخته‌اند...

این بخشی از صحبت‌های «گران کلاه‌کج» مادر افشین بایمانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر است.

افشین بایمانی ۱۵ شهریور ۱۳۷۹ به دلیل تلاش برای فراری دادن برادر کوچک‌اش به نام عبدالمهدی بایمانی که از هواداران سازمان مجاهدین خلق بود، دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. او اکنون نزدیک به ۲۲ است در زندان به سر می‌برد و حقوق اولیه خود محروم است.

افشین بایمانی به سنگ کلیه و دیابت مبتلا است و به دلیل تحمل سال‌ها حبس در شرایط نامناسب زندان، از تیرماه سال ۱۳۹۶ دچار گرفتگی عروق قلب شد. با وجود شرایط نامناسب جسمی، افشین بایمانی به دلیل کارشکنی مسئولان زندان از دریافت خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است. اسفندماه ۹۸ به دلیل شرایط حساس بیماری باید او را به بیمارستان تخصصی قلب که در آنجا پرونده پزشکی دارد منتقل می‌کردند، اما مسئولان زندان در یک اقدام سلیقه‌ای تصمیم گرفتند این زندانی سیاسی را به بیمارستان رجایی که مرکز تخصصی نیست و مدارک بیماری آنجا نیست، اعزام کنند.

تابستان سال گذشته نیز امین وزیری، دادیار وقت ناظر بر زندانیان سیاسی علی‌رغم درخواست بهداری زندان برای مجوز اعزام به بیمارستان، از صدور آن خودداری کرد.

زمانه برای بررسی آخرین وضعیت این زندانی سیاسی، با گران کلاه‌کج، مادر افشین بایمانی گفت‌وگو کرده است.

◼️ گفت‌وگوی زمانه با مادر افشین بایمانی را بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

گران کلاه‌کج به زمانه می‌گوید اتهام‌های بردار کوچک افشین بایمانی را به او منتسب کردند، در حالی که او هیچ نقشی در اتفاقاتی که مهدی بایمانی رقم زد، نداشته است.

مهدی بایمانی در جریان یک دیگری حین بازداشت توسط نیروهای امنیتی کشته شد و جسد او را هیچ‌‎گاه به خانواده‌اش تحویل ندادند. افشین بایمانی نیز در جریان فراری دادن برادرش به همراه همسر و دختر ۹ ماه و پسر سه ساله‌اش بازداشت شد.

دادگاه ابتدا افشین بایمانی را به اعدام محکوم کرد، اما این حکم در نهایت بعد از گذشت ۶ سال به حبس ابد تبدیل شد.

افشین بایمانی در نامه‌ای در شانزدهمین سال حبس از زندان نوشت، ضمن اشاره به چندین ماه انفرادی و بازجویی پس از بازداشت، از بی‌گناهی خود سخن گفت و اظهار داشت برادرش به دلیل آرمانی که داشته جانش خود را فدا کرده، اما او نه وابسته به سازمانی است و نه مزدور وزارت اطلاعات، باید عمر خود را در زندان سپری کند.

مادر افشین بایمانی به زمانه می‌گوید علاوه بر اینکه همه اتهام‌های مهدی بایمانی را به افشین بایمانی منتسب کردند، بلکه بعد از ۱۸ سال زندان دوباره علیه فرزندش پرونده‌سازی کردند. گران کلاه‌کج می‌گوید بارها وضعیت فرزندش را از مقام‌ها و ارگان‌های مختلف از جمله رئیس اطلاعات پیگیری کرده، اما تاکنون هیچ پاسخی از آنها دریافت نکرده است.

همسر افشین بایمانی نیز شرایط جسمی مناسب ندارد و به دلیل انجام عمل دیسک کمر خانه‌نشین شده است.

افشین بایمانی در طول این سال زندان نه تنها حتی از یک روز مرخصی برخوردار نبوده است، بلکه بارها او را در حالی که دارای حکم است، به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند، از جمله در اسفندماه ۱۳۸۹ به دلایل نامعلومی او را به مدت ۱۰ روز به بند انفرادی زندانی رجایی شهر منتقل کردند.

این زندانی سیاسی در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۱ در اعتراض به عدم درمان و شرایط غیرانسانی که از توسط مسئولان زندان به او تحمیل شده بود، دست به اعتصاب غذا زد. همان زمان او را به بند ۸ زندان رجایی‌شهر که معروف به بند سپاه است احضار و مورد تهدید قرار دادند که اگر به اعتصاب غذای خود پایان ندهد، تبعید می‌شود و برایش پرونده جدیدی گشوده خواهد شد.

مردادماه سال ۱۳۹۵ افشین بایمانی به همراه صالح کهندل و پیروز منصوری به دلیل اعتراض به اعدام زندانیان عقیدتی اهل سنت، با اعمال زور گارد زندان به سلول انفرادی منتقل شدند و همان زمان تعدادی از زندانیان سیاس محبوس در زندان رجایی‌شهر با نوشتن نامه‌ای خطاب به دبیر کل و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت خطیر این سایر زندانیان شدند و اعلام کردند به منظور هم‌دردی با افشین بایمانی، صالح کهندل و پیروز منصوری دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

طی سال‌های گذشته پرونده‌های جدیدی علیه افشین بایمانی تشکیل شده است. مادر این زندانی سیاسی می‌گوید ۶۴ میلیون از کلاه‌برداری شده است، اشاره او به دستور شعبه ۲۲ دادگاه انقلاب تهران در اسفندماه ۱۳۹۸ مبنی بر بستن حساب بانکی دنیا، دختر افشین بایمانی است. دادگاه درباره دلایل بسته شدن حساب دختر این زندانی سیاسی هیچ توضیحی ارائه نداد.

خردادماه سال ۱۳۹۹ نیز ماموران با حضور مقابل منزل خانواده افشین بایمانی اعلام کردند که زمین او در شهر رامهرمز به دستور شعبه ۲۲ دادگاه انقلاب تهران به نفع «ستاد اجرای فرمان روح‌الله خمینی» مصادره خواهد شد. خانواده و اهالی محله نسبت به این اقدام مقاومت کردند که منجر به درگیری شد و ماموران از آن محل خارج شدند، اما مطابق ادعای نیروهای امنیتی، گفته بودند مجددا برای اجرای حکم توقیف، باز خواهند گشت.

مادر و پدر افشین بایمانی در رامهرمز واقع در استان خوزستان و همسر و فرزندانش در اصفهان زندگی می‌کنند، به همین دلیل امکان ملاقات حضوری هفتگی برای آنها به دلیل مسافت طولانی میسر نیست.

زمانی که مهدی، برادر افشین بایمانی هنگام بازداشت با نیروهای امنیتی درگیر می‌شود، یکی از ماموران امنیتی مجروح می‌شود که ظاهرا قطع نخاع شده است. او از افشین بایمانی شکایت کرده و تقاضای دیه دارد، در حالی که به گفته خانواده بایمانی او در این درگیری شرکت نداشته است. اکنون در ازای آزادی افشین بایمانی پرداخت دیه کامل درخواست شده است، اما او توان پرداخت مبلغ دیه را ندارند، به همین دلیل او درخواست «اعسار و تقسیط» ــ ناتوانایی پرداخت یک‌جا ــ داده است.

افشین بایمانی در طول مدت زندان چندین بار به علت مشکلات حاد قلبی در بیمارستان بستری شده و چشم راست‌اش نیز به دلیل ضرب و شتم بازجوها دچار آسیب شده و در خطر نابینایی قرار دارد.

مادرش در پایان می‌گوید صدای من را به مسئولان برسانید و می‌پرسد چرا فرزندش را آزاد نمی‌کنند:

«بگویید افشین بایمانی آن داخل مرده، استخوان‌هایش پوسیده، شما را به خدا... برای ما کاری کنید...»

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • مسعود

    در مورد زندانیان سیاسی واقعا کم کاری می شود مثلا خودم که همیشه اخبار را نگاه می کنم اسم ایشان را اولین بار بود که می دیدم