مسئله بنزین: مدیریتِ ناکارآمد و قاچاق
مقامهای حکومتی میگویند کمبود بنزین نداریم و در اصل مشکلی وجود ندارد. بحران اعتماد باعث میشود مردم فکر کنند مشکل جدی است و حکومت شاید بخواهد بنزین را گران کند، پس برویم بنزین بزنیم.

صفِ طولانی پمپ بنزین، مهاباد، اواخر مرداد ۱۴۰۱
در روزهای اخیر شاهد صفهای طولانی در پمپِ بنزینها در برخی شهرهای مرزی هستیم. شهرِ جاسک در بندرعباس، شهرهای مرزی سیستان و بلوچستان و پاوه و مریوان در کرمانشاه و کردستان، از جمله شهرهایی هستند که در روزهای اخیر با این مسئله درگیر بودهاند.

مسئولان گفتهاند که کمبود یا مسئلهای جدی در روندِ توزیع بنزین وجود ندارد. اما دلیلِ تشکیلِ صفهای طولانی و تعطیلی شبانه پمپِ بنزینها در این شهرها چیست؟
این گزارش برای نمونه وضعیت را در شهر مرزی مریوان بررسی کرده است.
مرزنشینان و معضلِ بنزین
به طور کلی به نسبت سال گذشته مصرف و عرضه بنزین در کل کشور، افزایش پیدا کرده. در سال گذشته میانگینِ فروش بنزین روزانه حدود ۷۷ میلیون لیتر در روز بوده، در حالی که در سالِ جاری میانگینِ فروش بنزین به ۱۳۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. اما مسئله کمبود و دشواری در دسترسی به بنزین اخیرا به طور ویژهای در شهرهای مرزی ایران به یک مشکل اساسی تبدیل شده است و تقاضایی چند برابری داشته است.
شهروندانی که برای انجامِ کارهای روزانه و سرِ کار رفتن و دیگر کارهایشان به سوخت نیاز دارند، اغلب یک هفته میشود که یا اصلا نتواستهاند بنزین بگیرند یا برای آن ساعتها در صفهای طولانی پمپ بنزینها زمان و حوصلهشان را گرو گذاشتهاند.
گمان بر این بود که مشکل به زودی حل میشود و پمپ بنزینها خلوت میشوند. اما مشکل ادامه دارد. مدیر شرکتِ ملی پخش فرآوردههای نفتی کردستان گفته:
«کمبود بنزین در مریوان شایعات برخی از رسانههای معاند است و در این خصوص هیچ کمبودی نداریم».
اما کمبود باشد یا نه، مسئله این است که بخشِ بزرگی از شهروندان مریوانی برای تهیه سوخت مورد نیازشان با مشکل مواجه شدهاند و نمیتوانند همچون سابق، بنزین دریافت کنند.
پمپِ بنزنینها به شکلی غیرعادی شلوغ هستند و برای همه امکانپذیر نیست که ساعتها در صفِ یک پمپ بنزین منتظر بمانند. این موضوع به ویژه برای راننده تاکسیها و دیگر خودروهای حمل و نقل عمومی، کارمندان و بیشترِ صنفهایی که روزانه برای کار و زندگی باید مسافتی را با ماشین طی کنند، دردِسرساز شده است. بسیاری عطای دسترسی به بنزین در صفهای طولانی را به لقایش بخشیدهاند و ماشینهایشان را خاموش در خانه و محلههایشان پارک کردهاند. خیلیهای دیگر هم که زمان و حوصلهاش را دارند موفق میشوند فعلا باکشان را پر کنند تا بعد. بسیاری دیگر هم پس از چند ساعت انتظار در صف، با تعطیلی پمپِ بنزینها مواجه شدهاند و دستِ خالی بازگشتهاند.

چند شبی است که به علتِ تقاضای بیش از حد، پمپ بنزینهای سطحِ شهر از ساعت ۱ بامداد به بعد تعطیل میکنند و بنزینی برای ارئه نمیماند. این وضعیت برخی از افکارِ عمومی را به سمتِ این فرضیه کشانده که این کمبودها میتواند مقدمهای باشد برای گرانی دوباره بنزین. به این صورت که ممکن است این شلوغیها و کمبودها توجیهی باشد برای اجرای مرحله بعدی طرح آزادسازی نرخِ سوخت که بر اساس آن، دارنده هر کارتِ سوخت میتواند در ماه ۶۰ لیتر بنزین یارانهای ۱۵۰۰ تومانی و ۶۰ لیتر بنزینِ ۳ هزار تومانی داشته باشد. از آن پس هر لیتر بنزین به قمیت آزاد و با نرخی حدود لیتری ۱۸ هزار تومان به فروش میرسد. اما این هنوز یک حدس و گمان است و شواهدی در اینباره وجود ندارد.
دلیل صفهای طولانی چیست؟
اما اگر فعلا سناریوی آزادسازی نرخ بنزین منتفی است و طبق گفته مسئولان، کمبودی هم وجود ندارد، دلیل صفهای طولانی در پمپ بنزین شهرهای مرزی، از جمله مریوان چیست؟

یکی از مهمترین دلایلِ این صفهای طولانی، معیشتِ مرزی و تقاضای بیشتر از نیاز برای سوخت است. آن هم برای فروشِ آن در بازارِ مرزی که از آنجا هم در نهایت روانه کشور عراق میشود. در سایه ضعفِ زیرساختهای معیشتی در این شهرِ مرزی و اخیرا بسته شدنِ معابرِ کولبری، جمعیتِ بیکارشده کولبران به دنبال جست و جوی راه جدیدی برای کسبِ درآمد و گذرانِ زندگی متوجه سوختبری شدهاند. آنهایی که ماشین دارند، در پمپ بنزینهای سطحِ شهر با نرخ ۳ هزار تومانی یک باکِ پُر بنزین میگیرند و آن را به روستاهای مرزی «هانی گهرمهله» و «زاوهر» و دیگر گذرگاههای مرزی غیررسمی میبرند. این بنزین در این روستاها با نرخِ لیتری ۱۵ هزار تومان و بالاتر هم فروخته میشود و از آنجا هم به واسطه کولبران روانه کشور عراق میشود.
با این حساب، انتقالِ هر باک بنزنین از نزدیکترین مرکزهای پخشِ سوخت به روستاهای مرزی کردستان و کرمانشاه، سودی حدود ۵۰۰ هزار تومان دارد. دیگرانی هم هستند که به واسطه ساخت و پاخت کردن با مالکینِ پمپِ بنزینها در سطحی گستردهتر بنزین قاچاق میکنند و آن را روانه عراق میکنند.
اختلال در زندگی مدنی
این روند اگرچه برای عدهای به یک منبع درآمد جایگزین در شرایط فعلی تبدیل شده، اما برای بیشترِ مردمی که سهمی در این جابجاییها ندارند به یک مسئله تبدیل شده است.
خیلیها برای انجامِ کارهای روزانهشان به بنزین احتیاج دارند اما تقاضای غیرمعمول و چند برابری به آنها اجازه دسترسی به سوخت را نمیدهد. همچنین اگر چنین تقاضای بالایی همچنان وجود داشته باشد، میتواند موجبِ گران شدنِ هزینه حمل و نقل شود.
محدود بودنِ جایگاههای سوختِ مریوان به نسبتِ تقضای بالای فعلی حتی موجب شده که برخی از رانندهها به جایگاههای سوخت در سروآباد و هورامان بروند و آنجا هم صفهایی طولانی تشکیل شده است.
بحران اعتماد
همه این عوامل، یک وضعیتِ روانی نگرانکننده را به وجود آورده که به نداشتن اعتماد به حکومت برمیگردد.
با توجه به سابقه تلخِ داستانِ گرانی بنزین در سالهای گذشته، تنها یک شایعه «کمبود» و «گرانی» کافی است تا تقاضایی چند برابری برای یک کالای اساسی همچون بنزین به وجود بیاید. در چنین وضعیتی معمولا حتی آنهایی هم که چندان نیازی به بنزین زدن ندارند، به پمپ بنزینها هجوم میآورند. این هم ناشی از فروپاشی اعتمادی است که میبایست میان یک دولتِ ملی و ملت وجود داشته باشد. فروپاشی اعتماد محصولِ سالها دروغپراکنی، فساد، ایجاد نفرت و روندهای خشونتبارِ مدیریتی کلان از جانب حاکمیتی است که اکنون دیگر کسی حرفش را باور نمیکند، حتی اگر راستش را هم بگوید. در چنین موردِ مشخصی، با وجود این که یک مقامِ مسئول رسما اعلام میکند که هیچ کمبودی وجود ندارد، برخلافِ گفته او که به طبع باید قانعکننده باشد و امنیتِ روانی را به جامعه بازگرداند، اتفاقا نگرانی و اضطرابِ جامعه بیشتر میشود.




نظرها
نظری وجود ندارد.