ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

دیدگاه

درباره برهنه شدن: وقتش رسیده است

نیلوفر فولادی- دیگر نمی‌توانید بگویید حالا وقتش نیست. چه کسی به طاهره قره‌العین گفته بود حالا وقتش رسیده حجاب از سر برداری؟ چه کسی اجازه حضور زنان در مکان‌های عمومی را صادر کرده بود؟

انقلاب است. جهان دیگر شده است. نه تنها ایران که همه دنیا یک صدا فریاد می‌زنند: «زن، زندگی، آزادی.»

در همین گیر و دار زنی برهنه می‌شود تا سهمش را از جهان بستاند؛ سهمش را، بدنش را. اول از همه خارج‌نشینان ایرانی که زمانی خودشان مطرود و رانده شده بودند او را طرد می‌کنند. تجمعی که این زن در آن حضور دارد را تحریم می‌کنند. پیغام می‌فرستند که اگر او را ببینند گوشش را می‌کشند. این‌ها «فمنیست» هستند، حرکت زنان ایران را ادامه‌ خودشان می‌دانند، دکان رنگی و زیبایی در غرب بنا کرده‌اند و کسب اعتبار می‌کنند و در حالی که دختران دبستانی در ایران با شدت و سرعت به پیش می‌رانند، این‌ها لنگ‌لنگان پرچم پوسیده‌ای را حمل می‌کنند و فرسنگ‌ها از زنان داخل ایران فاصله دارند. نقد این گروه این است که برهنه شدن در این شرایط حرکتی بیش از حد رادیکال است. این‌ دسته مرا به یاد نوشته گوهر مراد می‌اندازند:

«اتهام، یکی از عوارض عمده و یکی از اولین جوانه‌های سرطان آوارگی‌ست. آواره‌ها فکر می‌کنند تنها هم‌فکران او حق داشتند یا دارند که زنده بمانند. آواره خشک‌اندیش و متعصب، دنیای بزرگ را برای خود بسیار کوچک می‌داند. و مدتی بعد بسیاری از هم‌فکران از هم جدا می‌شوند، انشعاب بعد از انشعاب. اگر مسائل حاد اجتماعی را دیروز به نوعی تحلیل می‌کردند، امروز به رنگ دیگری نگاه می‌کنند و پس‌فردا لعاب دیگری به آن می‌زنند.»

گروه دیگری او را خائن و جاسوس می‌خوانند. گروه سوم مهربان‌ترند: «حالا وقتش نیست.» بله همیشه پدر برای ما وقت تعیین می‌کند. آسیاب به نوبت و نوبت زن برای پس گرفتن تنش معلوم نیست کی برسد. باید منتظر بنشینیم.

گروه دیگری هم هستند که با برهنگی زنان اجنبی مشکلی ندارند و بارها آن را به تماشا نشسته‌اند و از آن لذت برده‌اند اما زن ایرانی را ناموس خود می‌دانند و از ترس آبروی‌شان این زن را از خود می‌رانند. آیا از خود نمی‌پرسند چه چیز آن‌ها را این‌همه برآشفته است؟

اما به راستی جمهوری اسلامی چه با تن زن و طبیعت می‌کند؟ او زن و زمین را به مالکیت خود در آورده و بر آن حکم می‌راند. او رودها و دریاچه‌ها را خشکانده، جنگل‌های بلوط را به آتش کشیده، زمین زیر پایش را پوک و خالی کرده، هیچ جانوری در خاک ایران در امان نیست. او زن را دستگاه تولید سرباز می‌بیند. او می‌خواهد زایندگی و آفرینش‌گری تن زن را به انقیاد خود درآورد. هرچه بتواند می‌کند تا زن از زندگی و زندگی از زنانگی خالی شود. تن زن اما چون طبیعت منشا بی‌انتهای حیات است. پرسش اصلی این است که چرا حکومت تا سر حد مرگ از این تن می‎‌هراسد و انکارش می‌کند؟امروز زن‌ها از همیشه پرشورتر در خیابان‌ها، در میدان‌ها می‌رقصند و زندگی می‌بخشند. زن‌های بسیاری بدون روسری در خیابان قدم می‌زنند. زن‌هایی با بلوز و شلوار به کافه می‌روند تا صبحانه بخورند. دختران مدرسه ناظم و مدیر را هوکشان از مدرسه اخراج می‌کنند. اگر از این همه جسارت رو برنگردانیم می‌بینیم که زنان در ایران هر روز دست به حرکتی رادیکال می‌زنند. دیگر صدای پدر به جایی نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانید بگویید حالا وقتش نیست. چه کسی به طاهره قره‌العین گفته بود حالا وقتش رسیده حجاب از سر برداری؟ چه کسی اجازه حضور زنان در مکان‌های عمومی را صادر کرده بود؟

سال‌هاست که زن‌ها برای بدیهی‌ترین حقوق‌شان می‌جنگند. در انقلاب ۵۷ تا زنان دهان باز کردند دستی دهان‌شان را بست که حالا وقتش نیست. هر جا زنی در پستو یا در محیط کار یا در کوی و برزن مورد تجاوز قرار گرفت و خواست چیزی بگوید شرم و گناه حلقومش را گرفت که حالا وقتش نیست. بارها شکنجه شدیم، بارها در معرض اتهام فاحشگی و بی‌حیایی قرار گرفتیم. بارها دوستان یا پارتنر به ظاهر روشنفکرمان ما را مورد بازجویی قرار دارند که چرا چنین و چنانیم و ما سکوت کردیم چرا که وقتش نرسیده بود.

حالا وقتش رسیده است. حالا از همیشه بیشتر وقت آن است که بخواهیم. و کسی نمی‌تواند برای این خواست حد بگذارد. یکی می‌خواهد روسری بردارد و یکی می‌خواهد برهنه شود. سال‌هاست که مردها هر کجا خواسته‌اند؛ لب ساحل، در قهوه‌خانه، جلو دوربین، بالاتنه‌شان را برهنه کرده‌اند و هرگز زنی جرات نکرده بپرسد: چرا؟ چشم‌ها خو کرده‌اند به دیدن اندام مردانه، حالا وقتش رسیده چشم‌ها به دیدن اندام برهنه زن عادت کند. وقتش رسیده است.

در آخر، پیام سال‌های دور اما نزدیک غلامحسین ساعدی را به گوش آواره‌ها می‌خوانم:

«مباد و مبادا که که آواره‌ها آرام نشینند، مبادا که برای رسیدن به سرزمین خویش پلک روی پلک گذارند و تن به مرگ تدریجی بسپارند، آواره‌ها، باید سکوی پرشی پیدا کنند. آواره‌ها باید دنیا را آگاه کنند که چه بر سر سرزمین آن‌ها آمده است. آواره‌ها باید به همه دنیا و به تمام زبان‌ها  بگویند که یک مشت جلاد دستار بسته، بر سر ملت بزرگ و زنده‌ای چه چادر سیاهی از مرگ گسترده‌اند. قفل‌ها را از لب‌ها باید برداشت، باید فریاد کشید. آوارگان باید فریاد بکشند. فصل فریاد آواره‌ها فرا رسیده است. آواره‌ها اگر فریاد نکشید و دنیا را نلرزانید، نیم‌نگاهی هم به شما نخواهد شد و مرگ تدریجی، مرگ مزمن، چون قانقاریا آرام آرام شما را خواهد خورد. خودکشی بهتر از مرگ تدریجی‌ است.»

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • نرگس

    درود. بسیار درست و منطقی در حمایت از حرکت حامیان حقوق بانوان جهان مثل نیلوفر فولادی. فقط در پاراگراف دوم، جایی که بعد از صحبت در مورد تعصب و دیکتاتوری خارج‌نشینان بر افکار متفاوت صحبت می‌کنه، از ادامه‌ی "اینها فمنیست هستند..."و نگاه منتقد و تحقیرآمیز به فمنیست از اطرف خارج‌نشینان متعصب، برای یک لحظه انگار گیج‌کننده است که این تفکر متضاد خود نویسنده است یا ادامه‌ی تفکر خارج‌نشینان متعصب. کاش با یک توضیح یا ربط جدا می‌شد. مثلا "از نظر این خارج‌نشینان، آنها (همفکران نیلوفر فولادی) فمنیست هستند..."

  • نرگس

    درود. بسیار درست و منطقی.

  • alireza

    مشکل اصلی در نظر گرفتن حق ازادی انسان زیر چتر فرهنگ (ملی) است. پسوند ما هم از ان می اید. اصلن شاید گروهی از متعلقان به ایرانی بودن شاید بخواهد نوع دیگری از اعتراض داشته باشد. تناقض نوشته هم انجاست که از سویی ماهیت اعتراضی را سطحی ندانیم ولی انرا در بستر جامعه ی دیگر سطحی بدانیم. با همه ی این پلا و پایین رفتن ها ی تفسیر ها دو دلیل مخالفت یا حتا مخلوطی از هر دو در سرکوب اعتراض برهنگی است. تاثیر منفی بر جنبش یا خیزش فعلی درون ایران به علت مکروه ! دانستن برهنگی توسط بخشی از جامعه که معترض یا مخالف حکومت ایران است و دوم مخالفت با حق برهنگی در جامعه ی ایران. اما هیچ کدام از این دو دلیل استدلالی منطقی ندارند. اصلن شاید برهنه ی معترض بخواهد نماینده ی خود ش باشد. خودی که در انجا زاده شده و لی پایبند سنت و فرهنگ نمی خواهد بداند. یکرنگی اعتراض درون ایران با ماتنو اما بدون روسری هم یک اعتراض محترمانه برای بخش سنتی نیست. در خارج ایران هم که هر کس لباس خودش را می پوشد. هنر پیشه ای هم که بازتر بپوشد به حرفه اش کاهش داده می شود و نه خواسته اش ولی اینها هم بخش گذرای ماجرا خواهند شد اگر ان جامعه از این باید و نباید های حکومتی یا غیر حکومتی پس ان رها شود. اعتراض برهنگی بدون شک با خواست کاهشش به نرم(ال) ها انهم نه جهانی بلکه فرهنگی ملی سنتی رد می شود این دیگر چه منطقی است نوعی جور نیست بلکه به هر کس پایبندی پذیرش نرم (ال) ها را اجبار می کند. این تصمیم گیری های نو ع اعتراض را اگر فردی انجام شده که خواسته ی ان فرد ست . اگر جمعی که پس اجتماعی است و در هر ردو مورد حضور دارد. وزنه ی معترضان خودش کارش را انجام می دهد و نمی توان برایش نوع تعیین کرد. همانطور که من نوعی نمی گویم فلانی چرا با فقط بدون روسری یا با چادر معترض است. پایدار باشیذ

  • حافظ

    با نظر کسی که بنام ایرانی پیام داده مخالفم، چنین حرکت های رادیکالی صرفا باعث ریزش طبقات محافظه کاری که به نظر کم کم داره با حکومت زاویه پیدا می کنند از بدنه انقلابیون و معترضین می شود در ثانی فکر نمی کنم عقاید و فلسفه جنبش فمنیست اینقدر سطحی باشه( در این زمین مطالعاتی نداشتم) ثالثا شما برای کدام کشور می خواهید مبارزه کنید؟ ایران؟ پس باید در بدو امر به سنت، عرف و عقیده جامعه هدف ولو غلط احترام بگذارید و بعد از پیروزی به اصلاح عقلانی این سنن اقدام کنید به دور از هر رادیکالیزه کردن امور رابعا نویسنده این گزارش کاملا انتزاعی و به دور از هرگونه فضای انضمامی نوشتند و آنقدر غرق در افکار خود که گویی این افکار چنان تعینی در زنان ایرانی یافته است که همه به این مرحله رسیدند که این خود به نظر دو دلیل دارد یا مطالعه کم( البته جسارت نمی کنم) و یا عدم شناخت زنان و بانوان ایرانی زنان ایرانی ممکن است و چه بسا حتما با این حکومت مخالفند و خواستار رسیدن به حقوق حقه انسانی خود هستند ولی این هم باید در نظر گرفت طیف وسیعی از خواهران و مادران ما با چنین حرکات سطحی تند احساس خویشتن پنداری نمی کنند پس خواهشا کسانی که در غرب ساکنند یا مطالعه و شناخت خود را از ایران بالا ببرند یا حرکتی نکنند که نتیجه عکس داشته باشد نتیجه به مثال شعر مولانا نشود که از قضا سرکنبگین صفرا فزود

  • ایرانی

    بنظرم غیر از تعصب ، هیچ کدوم از دلایلی که شمرده، واقعی و درست نیست ، ایشون یا درک و تحلیل درستی از مردم عوام و سنتی ایران ندارن ، و اگه داشته باشن و اینطور نظر بدن ، به موازات نظام اسلامی حرکت میکنن، گروه بزرگی از مخالفان رو مذهبی ها تشکیل دادند و وقتی نظام ادعا میکنه آزادی یعنی لختی و برهنگی زنان ، با همین تصاویر میتونه رو این گروه تاثیر منفی بزاره ، شاید برای ایرانیان غرب نشین چنین صحنه های دیگه عادی شده ولی برای درصد بالایی از مردم ایران قابل درک نیست . پس معتقدم که این فمنیست های متعصب * هستند یا دشمن انقلاب ملی مردم ،

  • alireza

    من چنان با دید یا ارزیابی تاریخی این موضوع موافق نیستم واگر هم باشد اهمیت خود ارزیابی به نقش غیر زنگ زدگی این نوع اعتراض نشان دارد. درپاراگراف هم اینکه از دید ارزیابی تاریخی می توان انالیز هایی را هم شاهد اورد که شبیه ارزیابی های مثال های ترجمه شده ی کمنت سراج از روزنامه های شهروندی ! دی زایت و اینجنینی نیستند. این نظر شخصی من است با وجود اینکه احتمالن فعالان بسیاری از معترض برهنگی خود را به متعلق به جنبش های فمن بدانند یا کاملن خود را ان بشناسند. یک مشکل اساسی که بااین نوع نوشتار پیش می اید تفکر مستقل است. اگر برگردیم به کمنتی پایین این مقاله که به موقعیت ایران اشاره کرده بود می توان گفت. اعتراض برهنگی در فضای سیاسی اجتماعی ایران میتواند متفاوت باشد و جدا از جنبش فمنی نقش خاص خود را دارد. نقش ضد انچه تا کنون بوده است. بدون شک چنین مشکلی در همه ی بوده ست و اصلن باید پیش پرسید که ایده ی با تنی لخت که پوشیده طلب می شده از ابتدا چرا عملی بعنوان یک معترض در فضای سیاسی امد. اصلن سیاست یا نقش سیاسی در یک جامعه چیست و در کدامین جامعه. اگر این نقش در جوامعی دیگر زنگ زدشده (به فرض درست) در جامعه ای دیگر چطور و اصلن این معنای متافر طوفان و مقصدش چیست یا اصلن چنین چیزی فقط یک متفافر است. اعتراض برهنگی همه این پرسش ها را بر می انگیزد چون ادمها درگیر همان تصاویر هستند که برایشان درفضای عام بدون کارکرد خاصی ماننداستخر رفتن مشکل دار است شاید اعتراضی برهنگی فقط نمای بدنی باشد و بس. روبرو شدن با ان بدن مرد یا زن و ... نوعی بغرنج را در جوامع و قواعد اخلاقیش عریان می سازد. بغرنج شاید در مقایسه با توصیف مشکل که راه حل دارد راه حلی ندارد. بستن پرونده اش اما می شود بازگرداندن ادمها به نقش هایی که برای انها در نظر گرفته شده است. ازینرو من با نظر ان گروه که فعلن از برهنگی کوتاه بیایید و کم حجابی یا بدون روسری یا لباس نجیب بودن سلاح موثر است مخالفم. اکنون هم که در ایران اعتراض می شود. باید کمی درک کرد که کارکرد سرکوب تا کجا بوده است که فرد روسری بر میبردارد ولی با مانتو انجاست. ایا این استراتجی سیاسی اوست یا درجه ی دلخواهش در جامعه است . نه هیچکدام. درین میان ما بااعتراض برهنگی به هردلیل مشکل داریم ! کلیشه ها را حتا برای نوع اعتراض می خواهیم وحتاانها را به تاریخ و بی نقشیش بر می گردانیم تا خود مکرر مثلن تاریخ نشویم. درجامعه ی دیگر حداقلش وجود این نوع اعتراض پذیرفته شده است. پایدار باشید

  • نزهت سراج

    آیا زنان تاریخ خود را حقیقتاً این‌گونه می‌نویسند؟ این نخستین بار نیست که از برهنگی در سیاست استفاده می‌شود. پیشاهنگان این روش سیاسی، جوانان انقلابی جنبش دانشجویی دهه ۱۹۶۸ بودند؛ جنبشی که بر بستر رونق اقتصادی و فضای دموکراتیک پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ جنبشی که به اندیشه‌های ضد جنگ، طرفداری از محیط زیست، مخالفت با تبعیض‌های نژادی و برابری‌خواهی جنسیتی مجهز بود. در دوره رونق اقتصادی و پیشرفت تکنیک، اختراع جاروبرقی و ماشین لباسشویی، اشتغال زنان افزایش یافت. بر بستر کشف پنیسیلین، قرص ضد بارداری و شکستن تابوهای مذهبی - سنتی، در روابط دوجنس گشایشی نوین از حیث کیفیتی به وجود آمد. رابطه جنسی قبل از ازدواج، مدهای جدید لباس مثل مینی ژوپ، آرایش مدرن مو، هیپی‌گری و موزیک بیتل‌ها، انتشار آزادانه اولین مجلات پورنو و بازگشایی اولین فروشگاه سکس (Beate Uhse)، صحنه‌های اروتیک و سکسی در سینما، همه و همه از دستاوردهای انقلاب جنسی دهه ۶۸ میلادی هستند. جنبش فمینیستی در اروپا نیز بر چنین زمینه‌ای شکل گرفت. برای این انقلاب جنسی همه زمینه‌های لازم یرای یک تحول اساسی فراهم بود. اکنون زنان اروپایی برای گرفتن سهم بیشتر در بازار آموزش، کار و صعود به سطوح مهم تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی تلاش می‌کنند. برهنگی به خودی خود موضوع تعریف‌ شده‌ای است، در خیابان، در محل‌ کار، در استخر، در سونای مجزا و مختلط، در سواحل دریاچه‌ها و دریاها با بالاتنه برهنه یا با لباس شنا. در تعریف برهنگی به عنوان ابزار سیاسی و غیره نیز ابهامی وجود ندارد، سلاحی زنگ خورده و بی ثمر برای پیشبرد هدف‌های سیاسی. تاتیانا اشتلتسر(Tanja Stelzer) نویسنده سلسله مقالاتی در هفته‌نامه "دی تسایت" زیر عنوان "برهنه‌های نو" می‌نویسد: "این مسئله آزادی نیست که گروه فمن را به جلوی صحنه می‌راند. این‌ها نیز مثل فمینیست‌های نسل قدیم هنوز موفق به رها کردن خودشان از ایده‌آل‌های زیبایی مردانه‌پسند نشده‌اند. پورنوگرافی برای فعالان فمن به معنای سرکوب است، در حالی که همچنان در اسارت سمبول‌های انقیاد زنانه هستند. اینا شوچنکو در گفتگو با گزارشگر دی تسایت می‌گوید: زمانی که ما می‌توانیم تاریخ خودمان را بنویسیم، خیلی کوتاه است." اشتلتسر می‌نویسد: " آیا زنان تاریخ خود را حقیقتاً اینگونه می‌نویسند؟" و چنین ادامه می‌دهد: "تصویر برهنه زن، قدرتمند است، آن‌قدر قدرتمند که انسان همه چیز دیگر درباره آن را فراموش می‌کند. زنی که برهنه می‌شود، باور می‌کند که پرقدرت است، اما در حقیقت این قدرت تصویر است، نه قدرت خود او. در واقعیت او به هرکسی اجازه می‌دهد که در او آنچه را که می‌خواهد، ببیند. هرکس می‌تواند روی پوست برهنه آنچه را فرافکنی کند که در خیال خود تصویر می‌کند. تصاویر برهنه، زنان را با خودشان به طوفانی می‌سپرند که مقصد آن نامعلوم است. مقصدی که آن را حتی نمی‌توانند بشناسند." ***

  • alireza

    در پاسخ علیرضا ۲۱ مهر ۱۴۰۱ من با چنین استراتجی توضیح داد شده که خود حکومت هم به ان اگاه است موافق نیستم. نویسنده ی کمنت با توضیحش خیانت به مردم و رفتاری کوته اندیشانه را با کاهش دادن بر اثر منفی این گونه اعتراض (برهنگی) هم بکار برده است. این درحالیست که ما از دستکاه سرکوب حرف میزنیم که اصلن چنین منطقی در سرکوب نداشته و ندارد. سنجش نویسنده یادداشت فقط به موازات و همزمان خیزش فعلی مردم است نه پس از ان و اصلن بر اساس تجربه نیست. تحلیل نویسنده بر پایه ی داده های ظرفیت سرکوب حکومت و همراه نگاه داشتنشان طیفی از جامعه است که همرایهشان با کم حجابی مهم است. در چند جمله نویسنده نتیجه گرفته که چه چیز در واکنش به مینی جوب مهم است. درین میان نه اماری وجود دارد و نه اینکه ما در ذهن افراد هستیم که علت و چگونگی واکنش ها به کی و کجاست . اصلن اگر هم درست باشد چرا و چگونه رویکردی مهم است. درین میان شاید نگرانی عدم همراهی بخشی از جامعه با دادن این تصویر که پس از ازادی یک جامعه از قواعد اخلاقی حکومتی یکسری با مینی چوب یا بالا تنه ی لخت بگردند در نتیجه تمایلشان را به وضع موحود حجاب و شل امدن حکومت از یکسری سخت گیری ها سوی دهند و همراه خیزش نشوند یا ادامه ندهند. بدین گونه خیزش شکست می خورد چون حکومت وزنه ی این بخش از جامعه ی کنزرواتیو متعادل ( بالیده شده ی همین دستگاه چهل ساله ) را همراه خود می کند. این تحلیل بطور کلی هیج منطق استدلالی ندارد. مبنای خود را انجه می تواند بشود گذاشته است. درین میان تا انجا پیش رفته که حتا منطق سرکوب بیشتر رابه اعتراضات برهنگی نمادین مرتبط وصل کرده است. این دقیقن شاید انچه باشد یک اعتراض برهنگی از ان سخن می گوید بدون ضد ازادی فردی باشد که بخواهد چیزی بپوشد. این روشنی بدون شک به خاطر حقیقت اعتراضیش تاثیری بر خیزش خواهد داشت. انچه تجربه شده است بله بخشی از جامعه همانطور که ان مقاله اورده و همینطور نویسنده ی یادداشت (کمنت)مخالف اعتراضات برهنگی هستندو محور بیشترشان نوعی تعادل و میانه روی است بدون هیچ استدلال منطقی بلکه بخاطر تصویری که هرکس برای خود از یک جامعه و انتظاراتش از ازادی ساخته است و استراتجی هایی که برای یک جنبش در نظر می گیرد. درین میان با نمایش عقلانی بالانشینی نوعی برچسب کودک اندیشی هم میزند بدون انکه استدلال خودش دارای محتوی منطقی عقلانی باشد. شاید بهتر باشد توجه عقلانی بزرگسالانه ی مان را به دستگاه سرکوبی متوجه کنیم که کودکان در خیابان می کشد (کشته است). غیر این بهتر است هر بزرگسالی ازاد باشد اعتراض خود را با نوع خواست خود بیان کند نه اینکه با تحلیل نوع سرکوب یک دستگاهی که حتا معترضان خودش را نفوذی جلوه می دهند بام و دو هوا زند.

  • alireza

    من تا کنون از یادداشت گذاشتن در این سایت ها دوری کرده ام چون یااداشت بیشتر تبدیل به جدل میان یادداشت نویس ها می انجامد که شاید بهرحال طبیعی باشد. بهرحال. گروه بندی بالای نویسنده ی مقاله ی بالا نیلوفر فولادی که به افراد برهنگی یا اینگونه اعتراض برهنگی پرداخته است کاملن درست است. انچه مرا به این یادداشت اورد خود مقاله است. انچه را من بسیار از ان خوشحالم که زبان هم اکنون درین باره سخن گفته است و زیر بار ان پوشش خواسته های خشن این جامعه یا نهی منکر این افراد نرفته است. بله این گروه بندی نمادی از جامعه ی حداقل ایران است. بدون شک در کشور های دیگر دنیا هم این پدیده وجود دارد مانند همه ی دیگر مشکلات ولی نه به این بزرگی. متسافانه این ریشه در جامعه بخصوص تربیت دینی و انتقال وجود المان های ان در خانواده دارد. اما حداقل این که این را می دانیم نباید سبب توجیهی باشد یا شود. حکومت دینی هم که خب بعنوان سیستم تغذیه کننده ی پدیده های اینگونه نقش بسیار بزرگی دارد. من دقیقن مانند نویسنده ی مقاله فکر می کنم. اما گفتن انهم طبیعی بودن انرا از بین می برد. مشکل اصلن برهنگی یا تن هایی نیست که انجا هستند. مشکل پوشش است. مانند اینکه درختی را بپوشانید. نه تزیین. من با این نوع اعتراض هم کاملن موافق هستم. فقط نقد فرهنگی کار ساز سیاسی این جامعه نیست و جامعه باید با حقیقت روبرو شود این خود بخشی ممکن از تراپی برای جامعه ای بیمار خواهد بود. پوشش اصلن امری نسبی نیست. انچه ما متاسفانه در مخالفت حجاب که روسری یا لچک باشد می بینیم. این خود نشان ار غالبیت کارکرد ان حکومت چهل ساله دارد. بنوعی مرا یاد پیروان علی شریعتی با کتاب فاطمه فاطمه استش می اندازد. انگار هر کس چنین نمادی و انتطاراتی در ان حمل میکند نجابت ناموس ووو . . اما این طبیعت را تا ان حد مصنوعی کرده اند که نه فقط سر مردم پوشش می گذارند بلکه در فیلم هایشان هم با لباس در تختخواب می خوابند. شاید با لباس هم دوش می گیرند. شاید همان هنر پیشه فردا روسری برداشته و یا بردارد اما صحبت سر پابرچا نگه داشتن این المانها است. بنوعی پس از ان برهنگی که فقط تن است در انسو دیپر طبیعی احساس نمی شود. انگار چیزی جور نیست چون افراد در گروههای متفاوت این نا جور بودن پنهان در خودشان را به انواع متفاوت منتقل می کنند. بهرحال با سیاست اعتراضی که برای جامعه ای فعلن در برداشت روسری کافیست در میان ان کلیشه های همیشگی درجا زدن است. چامعه ی که نمی شود اکنون دانست ایا می ترسد یا نمی خواهد. اما بدون شک در بخش بزرگی از ان ترس از خشونت است. خشونت حکومتی و بخشی ازین جامعه که شاهدش در خارج مرز های قدرت ان حکومت در خارج است. هنکامی در خارج کشور این گونه احساس شود دیکر درون کشور که معلوم است. من در رفتار همه ی این افراد خشونت می بینم. باید درینباره نوشت و سخن گفت مانند این مقاله ی نویسنده. پایدار باشید

  • علیرضا

    ابتدا باید مشخص کنیم که بحث راجع به چیست و انتقاد ها کجاست اینجا بحث در مورد حدود و ثغور آزادی و اخلاقی بودن یا نبودن این حرکت نیست که این خانم همانند سایر ما ایرانیان ساکن غرب در نوع پوشش خود آزاد است بحث پیروزی مبارزه است پیروزی مبارزه در مقابل دیکتاتوری که برای بردن بازی و خاموش کردن شعله اعتراضات داخلی به هر وسیله ای متوسل میشود اگر دیکتاتور ببتواند در خاموش کردن اعتراضات داخلی موفق شود آنگاه خواهیم دید که حرکتهای اینچنینی از دید نسل بعدی دختران محروم از نعمت آزادی چقد ر خود خواهانه و حتی خیانت به نظر خواهد رسید تاریخ مبارزات مردمی سر شار ازلحظاتی است شخصی با انجام کاری که دیگران انتظار نداند موجی براه انداخته اما هزار بار بیش از آن لحظاتی وجود دارند که اشخاص با انجام اغمال کوته اندیشانه باعث بهانه به دبکتاتور ها برای سرکوب بیشتر شدهاند در فرایندهای اجتماعی اینکه برایند خواسته های طیف پیشرو کجاست و بدنه طیف مدافع شرایط فعلی نسبت به چه چیزهایی واکنش شدیدی نشان میدهد نشانگر خوبی برای حرکت بعدی است در مورد حجاب مشاهده میشود که علی غم اینکه تصمیم سازان طیف سرکوبگر به هرنوع بد حجابی واکنش شدید نشان میدهند و برای تشویق این نوع برخورد به هر عضوی از اعضای عمله سرکوب که این واکنش شدید را نشان دهد پاداش زیادی میدهند ، اما مشاهده میشود طیف غالب مدافع وضع موجود با مسئله کم حجابی با آن شدت و حدت برخورد نمیکند این مسئله در مقابل واکنش بسیاری از اشخاص ظاهرا مخالف رژیم به مینی ژوپ گوتاه یک خانم در مهمانی خصوصی بخوبی مشخص میکند که برایند و میزان الحراره در کجاست در فرایندهای اجتماعی آن پیشرفتی موفق است که علاوه بر داشتن موافقان بسیار مخالفانش دارای اقلیت مطلق نباشند فرصت پیش آمده از وضعیت کنونی برای اولین بار بعد از چهل و سه سال بوجود آمده یعنی این سه هفته بعد از بیش از هزار سه هفته از آغاز رژیم بوجود آمده اکنون که پایه های صندلی دیکتاتور در حال لرزش است ، بسیار کودک اندیشانه است که جهت ارضا حس دیده شدن و با توجیه من آزادم هر کاری بکنم باعث ایجاد مقاومت شدید در طیف های مدافع وضع موجود که مردد به پایین آوردن گارد دفاعی بودند شویم