ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

موج پرونده‌سازی‌های سنگین علیه دانشجویان

اخبار غیر رسمی از فشار بر برخی دانشجویان بازداشتی برای اعتراف به اتهاماتی مثل «ارتباط با دولت‌های بیگانه»، ارتباط با «سازمان مجاهدین خلق» و حتی «تجاوز» جنسی حکایت دارد.  این گزارش به روند غیرقانونی و پرونده‌سازی علیه دانشجویان بازداشت شده می‌پردازد.

جریان سرکوب اعتراضات دانشجویان سراسر کشور طی دو ماه گذشته را شاید بتوان به دو بازه زمانی تقسیم کرد. 

دوره اول که حدوداً تا یک ماه نخست این اعتراضات در جریان بود، شامل «بازداشت فله‌ای» فعالان دانشجویی فعلی و سابق در سراسر کشور می‌شود. نهادهای امنیتی احتمالاً انتظار داشتند این موج بازداشت‌ها، روند بی‌سابقه اعتراضات بیش از صد دانشگاه را به تعطیلی بکشاند. 

در همین مرحله از سرکوب اعتراضات دانشجویی، اخبار متعددی از بازجویی‌های سنگین، برای گرفتن اعتراف اجباری از آن‌ها به اتهامات سنگین از جمله «لیدری اعتراضات» منتشر شد. 

اخبار غیر رسمی از فشار بر برخی دانشجویان بازداشتی برای اعتراف به اتهاماتی مثل «ارتباط با دولت‌های بیگانه»، ارتباط با «سازمان مجاهدین خلق» و حتی «تجاوز» جنسی حکایت دارد. 

دانشجویان کم نام و نشان بازداشتی در سراسر کشور، با خطر بیشتری در مورد فشار برای اعتراف اجباری به اتهامات سنگین امنیتی روبه‌رو هستند. 

در دور دوم سرکوب جنبش دانشجویی که با شکست پروژه حکومت برای به خاموشی کشاندن این جنبش از طریق دستگیری‌ دانشجویان آغاز شد، موج بی‌سابقه اخراج صدها نفر از دانشگاه، خوابگاه و حتی محرومیت آن‌ها از غذای سلف، در کنار تداوم بازداشت‌ها در دستور کار قرار گرفت. 

صدور احکام قضایی فوری برای دانشجویان بازداشتی از دیگر مأموریت‌های دستگاه امنیتی برای خاموش کردن اعتراضات دانشجویی در این مرحله است. شورای صنفی دانشجویان کل کشور، از این دادگاه‌ها با عنوان «دادگاه‌های صحرایی» یاد کرده است؛ دادگاه‌هایی که بدون حضور وکیل تعیینی دانشجویان بازداشتی، و بر مبنای اتهامات سنگین و اعترافات اجباری در حال برگزاری است.

محمد غلام‌زاده، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه تهران که در روزهای نخست بعد از کشته شدن ژینا (مهسا) امینی، با خروج از خوابگاه به همراه علی داعی ناصری و محمد جواهری، دو دانشجوی دیگر دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه بازداشت شد، در روزهای گذشته، حکم پنج سال حبس را قاضی ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران دریافت کرده است.

علی داعی ناصری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جوانان دانشگاه تهران هم اخیراً حکم یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق را از همین شعبه دادگاه انقلاب گرفت. 

بزرگ‌ کنید
محمد غلام‌زاده

حکم دادگاه محمد جواهری، دیگر دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که به همراه این دو نفر روز سوم مهر ماه بازداشت شد، هنوز صادر نشده است.

اخبار غیر رسمی حاکی از این است که خطر پرونده‌سازی سنگین محمد جواهری را که پیش از این و از ابتدای اعتراضات سراسری از دانشگاه تهران اخراج شده بود، تهدید می‌کند. 

محمد داعی ناصری و محمد جواهری که روز سوم مهر ماه به همراه محمد غلام‌زاده در ترمینال غرب تهران بازداشت شدند، چند روز پیش با سپردن وثیقه به طور موقت از زندان تهران بزرگ آزاد شدند.

با این حال، بعد از گذشت نزدیک به دو ماه، و سپردن قرار وثیقه خبری از آزادی موقت محمد غلام‌زاده، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسیِ سیاسی دانشگاه تهران نیست. 

احکام سنگین برای دانشجویان بر اساس اعترافات اجباری

نزدیکان این دانشجو مثل بسیاری دیگر از دانشجویان بازداشتی سراسر کشور، هم دستی حراست این دانشگاه با نهادهای امنیتی را در بازداشت او موثر می‌دانند:

«بر اساس روایت خانواده محمد، او سوم آبان ساعت ۱۵ بعد از ظهر، وقتی با دو تن از هم کلاسی‌های خود، محمد جواهری و محمد داعی، دیگر دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه تهران به ترمینال غرب رفته بودند که بازداشت می‌شوند. دانشجویان معتقد هستند که خود حراست دانشگاه بود که محمد و دوستان او را به نهادهای امنیتی لو داد. چون دقیقا نیم ساعت پیش از بازداشت، از معاونت دانشجویی دانشگاه با منزل پدری محمد تماس گرفته و گفتند مراقب کارهای او باشید. ما از شرکت محمد در اعتراضات دانشجویی عکس و فیلم داریم. محمد نیم ساعت بعد، در ترمینال به همراه دو نفر دیگر از دوستان خود بازداشت شد.»

محمد عبدالله‌زاده، محمد جواهری و محمد داعی ناصری چند روز بعد از بازداشت، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شدند:

«در همه مدت بازداشت، یک بار بازپرسی اوین اعلام کرد که محمد می‌تواند با وثیقه به طور موقت آزاد شود که بعدا به این وعده عمل نکردند و پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارسال شد. برای او در مجموع دو جلسه دادگاه تشکیل شد که در هیچ کدام از آن‌ها وکیل او، علی شریف‌زاده اجازه حضور پیدا نکرد. اتهامی که برای او در دادگاه مطرح شد، اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور بود. مصداق این اتهام شرکت در تجمعات خوابگاه دانشگاه تهران اعلام شد. در حالی که این اتهام برای موارد خارج از دانشگاه مطرح می‌شود و اگر دانشجو تخلفی را در فضای دانشگاه انجام دهد، باید بر اساس آئین نامه انضباطی وزارت علوم با او برخورد شود. ولی قاضی به این موضوع توجه نکرد. محمد در این دادگاه اعلام کرد که در برابر درگیری حراست و دانشجویان معترض ایستاده است.»

اکنون نگرانی نزدیکان محمد عبدالله‌زاده، دانشجوی دانشگاه تهران این است که چون برگزاری دادگاه و صدور حکم علیه او، هم‌زمان با بازداشت موقت این دانشجو برگزار شده، این روند به اجرای حکم صادر شده منتهی شود»

غیر از محمد غلام‌زاده و محمد داعی ناصری، دانشجویان دانشگاه تهران، برای چند تن از دانشجویان دیگر در بقیه دانشگاه‌ها هم احکام سنگین زندان صادر شده است.

فائزه براهویی، دانشجوی بلوچ دانشگاه زاهدان، با اتهاماتی مثل «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبر جمهوری اسلامی» به سه سال و نیم حبس تعزیزی محکوم شده است.

زهرا کارگر، دانشجوی دانشگاه بوعلی سینای همدان، به یک سال حبس محکوم شده و تنها توانسته با پابند الکترونیک از زندان عادل‌آباد شیراز آزاد شود. 

سیل بازداشت دانشجویان ادامه دارد و شمار زیادی از آن‌ها با قرار وثیقه و به‌طور موقت از زندان آزاد می‌شوند. این یعنی جریان برگزاری دادگاه ‌های فوری و بدون تشریفات قانونی برای دانشجویان در سراسر کشور ادامه خواهد داشت.

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • فرهاد - فرهادیان

    دسیسه و پرونده سازی تا نابودی کامل فرد و از هستی انداختن فرد توسط دستگاههای سرکوب ادامه خواهد داشت از دهه ی 60 تا امروز بوده و همچنان ادامه دارد اما رشد انقلاب چنان سرعتی گرفته است که در یک چشم به هم زدنی تمام اینبساط را جمع خواهیم کرد اما جنبشی که با شهار زن زندگی آزادی و روسری سوزان شروع شد و تمام بنیاد امر به معروف و نهی از منکر را بر باد داد چگونه می تواند با مجاهدین ارتباط پیدا کند .؟ عجیب است زیرا سرکوبگران و دسیسه سازان چنان گیج و منگ شده اند که فراگیری شعارها را دلیل نسبت داشتن با برخی جریانات از خود اختراع می کنند تا شاید پی به اصل ببرند و متوجه نیستند که این انقلاب رهبری متمرکز ندارد که بخواهند آنرا کشف کنند همه رهبر این انقلاب هستند و بزودی طلیعه ی پیروزی را شاهد خواهیم بود و التیامی بر زخمهایمان است اساسا انقلاب بخاطر خلاص شدن از این اوضاع فساد آمیز رابطه هاست