ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

شکست جمهوری‌خواهان در جورجیا، تردید در مورد آینده سیاسی ترامپ

با شکست هرشل واکر در ایالت جورجیا، جمهوری‌خواهان در نقشه انتخاباتی‌شان برای کسب اکثریت در هر دو مجلس کنگره ناکام ماندند. گرچه آن‌ها توانستند اکثریت مجلس نمایندگان را به‌دست آورند ولی موج قرمزی راه نیفتاد و نامزدهای مورد حمایت ترامپ هم یکی یکی از دور خارج شدند.

جمهوری خواهان روز چهارشنبه ۷ دسامبر/ ۱۶ آذر باخت خود در دور دوم انتخابات سنای آمریکا در ایالت جورجیا را پذیرفتند. نکته مهم آن بود که این شکست از سوی جمهوری خواهان با عوامل متعددی توضیح داده شد که همگی به‌صورت مستقیم به دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا مرتبط است. سران این حزب می‌گویند ترامپ از فرد مشهور و پرحاشیه‌ای حمایت کرد و او را به عنوان نامزد حزب جا انداخت که شکستش آسان و تقریبا محرز بود.

هرشل واکر، ستاره سابق فوتبال دانشگاه جورجیا و بدون تجربه سیاسی، نتوانست سناتور کنونی دموکرات رافائل وارناک را شکست دهد. پیروزی وارناک به دموکرات‌ها اکثریت ۵۱ بر ۴۹ را در مجلس سنای ۱۰۰ نفره داد.

مایک راندز، سناتور جمهوری خواه به خبرنگاران گفت: «شما باید نامزدهایی داشته باشید که برای عموم مردم جذاب باشند. هرشل واکر تا جایی که می‌توانست سخت کار کرد».

جمهوری خواهان سنا تا حد زیادی از ذکر نام ترامپ اجتناب کردند، اما تصریح کردند که شکست واکر را آخرین ناکامی در هدفشان برای تصرف سنا و مجلس نمایندگان به‌صورت همزمان می‌دانند. حزب جمهوری‌خواه در انتخابات نوامبر تنها توانست اکثریتی ضعیف در مجلس نمایندگان به‌دست آورد و آنچه از آن به عنوان موج قرمز یاد می‌کردند محقق نشد.

انتخابات دور دوم جورجیا به دنبال شکست نامزدهای جمهوری‌خواه در آریزونا، نیوهمپشایر و پنسیلوانیا، امید اندکی در این حزب ایجاد کرده بود که دست‌کم در مجلس سنا بتوانند اکثریت دموکرات‌ها را در نقطه بحرانی نگاه دارند. اما در نهایت در جورجیا هم مانند آریزونا، نیوهمپشایر و پنسیلوانیا، نامزد مورد حمایت ترامپ شکست خورد.

روی بلانت، سناتور جمهوری خواه به خبرنگاران گفت: «کاندیداها مهم هستند و من فکر می‌کنم ما در دو یا سه یا چهار مسابقه که امسال مجبور نبودیم ببازیم، شکست خورده‌ایم.» اشاره‌ای روشن به کرسی‌هایی که ترامپ با لجاجت بر کاندیداهای نزدیک به خودش جمهوری‌خواهان را ناکام گذاشت.

جمهوری‌خواهان گفتند که شکست‌های حزبی در سال جاری نیز ناشی از ادعاهای دروغ مکرر ترامپ مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ و سرخورده کردن بدنه رأی جمهوری‌خواهان از سازوکار انتخابات برای تغییر سیاسی در کشور است.

سناتور جان تون، جمهوری‌خواه در این مورد گفت: «اجبار کردن نامزدها به اتخاذ مواضعی که انتخابات ۲۰۲۰ متقلبانه بوده است یک استراتژی شکست‌خورده بود.» این سناتور معتقد است که در میان رأی دهندگان افرادی بودند که ممکن بود به جمهوری خواهان رای بدهند حتی اگر در انتخابات ریاست‌جمهوری از بایدن حمایت کرده بودند.

ترامپ در طول دور دوم مبارزات انتخاباتی در جورجیا به این ایالت سفر نکرد، اما کارزار انتخاباتی خود را برای کسب نامزدی جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۴ آغاز کرد.

حال با شکست نامزدهای مورد حمایت ترامپ در چند ایالت کلیدی، تردیدها در مورد حمایت درونی جمهوری‌خواهان از او برای انتخابات ۲۰۲۴ افزایش یافته است.

هرشل واکر، نامزد شکست خورده جمهوری‌خواهان در جورجیا، یکی از اولین نامزدهای مورد حمایت ترامپ در سال ۲۰۲۲ بود. این ستاره سابق فوتبال در مبارزات انتخاباتی از حمایت جمهوری خواهان برجسته سنا از جمله تد کروز، لیندسی گراهام و ریک اسکات برخوردار بود.

اما واکر به عنوان یکی از مخالفان سرسخت سقط جنین، با ادعاهایی روبه‌رو شد که به دو زن پس از باردار شدن آنها پول داده تا سقط جنین کنند. او این موضوع را رد کرد. او همچنین به‌خاطر گاف‌هایش درباره مسائل سیاسی و باورهای مضحکش در مورد وجود گرگینه‌ها و خون‌آشام‌ها، شهرت زیادی داشت.

وارناک، که مانند واکر سیاه‌پوست است، کشیش کلیسای تاریخی آتلانتا است، جایی که مارتین لوترکینگ جونیور رهبر ترور شده حقوق مدنی سیاه‌پوستان در آنجا موعظه می‌کرد. در ایالتی که تنها چند سال پیش جایگاه ثابت جمهوری خواهان بود، در نتیجه شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات‌های اخیر در این ایالت، حال از رنگ قرمز به رنگ آبی درمی‌آید.

برخی از سرسخت‌ترین متحدان ترامپ علت این شکست را هزینه‌های کمپین انتخاباتی و قدرت و نفوذ کلام وارناک می‌دانند.

کمپین انتخاباتی دموکرات‌ها در جورجیا تا روز ۱۶ نوامبر بیش از ۱۷۵ میلیون دلار جمع آوری کرده بود، در مقابل واکر جمهوری‌خواه کمی بیش از ۵۸ میلیون دلار جذب کرده بود.

ترامپ خود به‌دلیل جمع آوری حداقل ۱۷۰ میلیون دلار در دو سال گذشته و صرف مقدار اندکی از این پول برای حمایت از نامزدهای انتخابات میان‌دوره‌ای با انتقادهایی از درون حزب مواجه شد. سناتور لیندسی گراهام به خبرنگاران گفت: «ما در انتخابات نزدیک شکست می‌خوریم و بخشی از آن به این دلیل است که یک‌سوم دموکرات‌ها خرج می‌کنیم.»

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • فرهاد - فرهادیان

    دموکراسی در طی این 200 سال اگر چه با تغییرات زیادی روبرو بوده است اما همچنان بدلیل قانون رشد بر اساس انباشت سرمایه که انباشت سرمایه یعنی خلع مالکیت اجتماعی از تولید و خصوصی کردن آن به اقلیت جامعه و در نتیجه مازاد تولید در صورت عدم تجدید تقسیم نیروی کار دچار بحرانهای ادواری می شود از بحرانهای تجاری و سایر بحرانهای درون سیستمی هم بگذریم این بحران مازاد تولید سبب فقر شدید نیز می گردد از سوی دیگر رقبا همان تقسیم کار را با تکنولوژی برتر و اختراعات جدیدتر کم هزینه تر و حتی با کاهش مصرف نیروی کار انسانی و کاهش مصرف انرژی و همچنین کاهش پرت (تلفات ) مصرف مواد و مصالح مواجه می شوند که دست رقبا را از کسب سود کوتاه می کنند و همچنین سبب بالا رفتن قدرت خرید کارگران خودشان نیز می شوند اگر حتی از رقابتهای تجاری مثل ارزان تر فروختن و احتکار و انحصار و ... بگذریم اینها مکانیزم ذاتی سرمایه برای خصوصی سازی ثروت اجتماعی ست و چون این مالکیت را در اختیار یک طبقه ی کم جمعیت قرار می دهد نه تنها ثروت اجتماعی که در نتیجه قدرت سیاسی را نیز در اختیار می گیرند تا مانع رشد و اعتلاو دخالتگری دموکراتیک جامعه شود لذا مدرنیزاسیون بدون دموکراسی حداکثر و دخالتگری حداکثر دچار رکود می شود چون افکار مدرن قادر به جذب سیستم نیستند مگر اینکه ایده هایشان را یکی از آن طبقه ی ثروتمند خریده و در اختیار بگیرد و چه زمانی آنرا عملی سازد نیز باز در اختیار آن طبقه ی حداقلی ست پس دولت و سیاست کلا در اختیار طبقه ی اقلیت است از اینرو ما با یک سیستم حاکمیتی معیوب روبرو هستیم که سرنوشت بشریت را به شانس و اقبال واگذار کرده است شانس و اقبالی که باز هم انحصاریست . از اینرو در امریکا و کشورهای اروپائی خود دموکراسی هم دچار بحران شده است و طبقه ی حاکم به دیکتاتوری مشتی اقلیت دموکراسی می گوید . ترامپ محصول چنین سیستم معیوبی ست که درکی از راحل نجات اقتصاد امریکا در مدرنیزاسیون و اعمال دخالتگری بیشتر مردم و در واقع اعمال اراده ی مردم امریکا نداشته و میل به انحصار و دیکتاتوری اش افزون است و این باعث تقویت سرمایه ی دولتی علیرغم فریادهای محافظه کاران هم حزبی اش می شود که خروج از پیمانهای اقتصادی مختلف و نگاه به درونش در اقتصاد نشان از این عدم آگاهی ترامپ از اقتصاد کلان است حتی ممکن است بسیاری از سرمایه داران دست به نوسازی و مدرنیزاسیون بزنند اما صرفا بخاطر منافع کوتاه مدت کسب سود انحصاریست اما بعنوان نقشه ی راه هنوز هیچ کشوری این متدولوژی را پیاده نکرده است و حتی تا امروز بدان اشراف کامل نداشته است در حالی که با این مکانیزم 500 سال است و همینطور از اولین ورود نیروی کار انسانی برای تجدید تولید در زمان های انسانهای نخستین در کنارش با انسان همزادی داشته است . و بدون دست به عمل زدن نمی توانسته بر فراوانی ثروت دست یابد